لذت شنیداری ، Fidelity ، قیمت سیستم

لذت شنیداری ، Fidelity ، قیمت سیستم

دوشنبه 12 مارس 2007
/ / /
ws.jpg

– لذت شنیداری

– دقت سیستم صوتی Fidelity

– قیمت سیستم صوتی Price

در دنیای های فای این سه پارامتر وجود دارد و لازم شد درباره آنها توضیحاتی بدهم تا مسائل را بدور از هیاهوی دنیای های فای شفاف تر ببینیم. شنیدن موسیقی یعنی ارتباط انسان با یک اثر هنری که خالق آن یک انسان دیگر است. آنچه مهم است میزان برقراری ارتباط بین شنونده و اثر هنری است و سیستم Hi-Fi تنها یک واسطه میباشد که وظیفه بازسازی صدا و گشودن دریچه موسیقی را به روی انسان بر عهده دارد. هر چقدر های فای اثر کمتری بر روی صدا بگذارد و هر چقدر از لحظه صدابرداری تا رکورد اثر کمتری بر روی صدا گذاشته شود شنونده بیشتر در فضای اجرای اثر قرار میگیرد و بیشتر این حس را دارد که موسیقی بصورت زنده و طبیعی در اتاق در حال اجراست. توان یک سیستم صوتی در بازآفرینی دقیق تر صدا Fidelity آن سیستم نامیده میشود. لذت شنیداری یعنی میزان لذت یا احساس خوب شنونده در ارتباط با یک قطعه موسیقی. میتوان تعریف Fidelity را به همه بخشها از لحظه اجرا تا شنیدن تعمیم داد ، به این معنی که حتی اجرای یک قطعه موسیقی مانند نی نوا (اثر علیزاده) میتواند مفهوم Fidelity نوازنده یا نوازندگان را برساند. هر چقدر اجرای یک قطعه توسط گروه نوازنده بتواند حس و حال آن اثر هنری را بیشتر به مخاطب منتقل کند میگوییم Fidelity اجرا بیشتر است البته شاید تعریف عبارت در اینجا کار درستی نباشد و شما همان عبارت “مهارت” را برای نوازندگان پیشنهاد کنید اما میتوان از کلمه Fidelity در اینجا هم کمک گرفت و کل مراحل تولید و انتقال موسیقی را از لحظه اجرا توسط نوازندگان تا لحظه شنیدن با این پارامتر سنجید. بعد از اجرای قطعه موسیقی پارامتر Fidelity برای قسمت Pro Audio بکار میرود که شامل فضای آکوستیکی صدابرداری ، صدابرداری ، رکورد ، میکس و تدوین و نهایتا تبدیل به یک فرمت مانند Audio CD میباشد و در نهایت Fidelity برای سیستم صوتی Hi-Fi بکار میرود و فضای آکوستیکی اتاق شما. میبینید چقدر تعداد پارامترهای اثرگذار بر شاخص Fidelity در این انتقال زیادند و های فای تنها یک بخش آن است. با شنیده شدن موسیقی توسط مخاطب (شنونده) ارتباطی بین اثر و شنونده شکل میگیرد. گوش وظیفه دریافت و مغز وظیفه پردازش را بعهده دارد. دانستن اینکه در مخاطب چه اتفاقی در حال افتادن هست امری دشوار و شاید هم دور از دسترس باشد اما اگر بجای نگاه فیزیولوژی به مساله درک صدا در مغز به احساسات خودمان هنگام شنیدن صدا دقت کنیم میتوانیم ره یافتی به مساله لذت شنیداری داشته باشیم. لذت شنیداری به انسان بر میگردد و میتوان با دقت در آن به عوامل تاثیر گذار درونی و بیرونی که لذت شنیداری ما را تحت تاثیر قرار میدهند پی برد. شناخت ما از این مساله بسیار مهم میباشد و درک آن به ما کمک میکند تا ره یافت بیشتری به درک زیبایی و لذت از آن داشته باشیم. هدف ای که نباید فراموش کنیم اینست که Hi-Fi در کنار سایر عوامل تاثیر گذار بر صدا تنها باید وسیله ای برای رسیدن به لذت شنیداری باشد نه یک اسباب بازی برای تفریح. هر انسانی احساسات ، اندیشه و وجودی متفاوت از دیگری دارد و اگر بخواهد میتواند بفهمد با چه چیزهایی بهتر ارتباط برقرار میکند و از آنها لذت میبرد. مساله ارتباط خوب را میتوان به حالت کلی تری نیز تعمیم داد مثلا ما از بودن در کنار چه جور دوستانی احساس لذت میکنیم ، چه نوع موسیقی بیشتر دوست داریم ، چه نوع جامعه ای را بیشتر دوست داریم ، چه فلسفه ای را بیشتر دوست داریم و … بنابر این ما در ارتباط خود با دنیای بیرون یک رویکرد خاص داشته و سلیقه ای خاص داریم که در برخورد با شاخص های بیرون لذت یا میزان ارتباط بهتر ما را تعیین میکند. بحث این پست به رابطه بین لذت شنیداری ، Fidelity (با مفهومی که تعریف کردیم) و قیمت سیستم صوتی میپردازد با توجه به شرایط بازار و عوامل تاثیرگذار دیگر بر لذت شنیداری. اول از همه باید کمی به نوع درک موسیقی در مغز نگاه کنیم. آیا تابحال یک تصویر نقاشی را دیده اید که برای تصویر کردن یک شی مانند صورت انسان از خطوط ساده ای استفاده کند و خیلی به جزئیات نپردازد؟ ذهن حتی با این خطوط ساده ره یافتی خاص به تصویر دارد و میتواند تا حدی آنرا بشکلی که دوست دارد بازسازی کند و بدون اینکه دچار مشکل شود با تصویر بخوبی ارتباط برقرار کند و به آن حس ای که باید برسد. یعنی میزان Fidelity یا دقت نقاش در بازسازی کل جزئیات یک تصویر آنقدر مهم نیست که هنر او در بازسازی بشکلی که بیننده با همان خطوط ساده و جزئیات کم بخوبی ره یافتی به تصویر داشته باشد مهم است. نهایتا مهم اینست که بیننده بتواند ارتباط خوبی با تصویر برقرار کند. های فای Hi-Fi هم یک بازسازنده هست که برایش دو شاخص Fidelity و Musicality تعریف میشود. فرق سیستم Hi-Fi (به معنای سیستمی با Fidelity بالا) با یک سیستم Musical در یک رنج قیمت مشخص در این است که طراح سیستم Musical میداند محدودیت ها را کجا و به چه اندازه ای اعمال کند (مانند ساده سازی خطوط و کم کردن تنوع رنگ در نقاشی) تا شنونده بر اساس سلیقه اش ره یافت بیشتری به موسیقی داشته باشد. یک طراح غیر حرفه ای این کار را بشکلی غیر متناسب با سیستم درک موسیقی در انسان انجام میدهد و نتیجه اش این است که صدا بشکل بهینه بر حس شنیداری تاثیر نمیگذارد. این مساله به طراح بر میگردد و به سلیقه شنیداری هر یک از ما و پارامتری بسیار مهم در انتخاب سیستم صوتی میباشد. اما جالب اینجاست اگر مغز ما ره یافت خوبی به صدا داشته باشد دیگر Fidelity سیستم را فراموش میکند و مشغول لذت بردن از صدا میشود. بنابر این هر سیستم Musical ای حتی با قیمت پایین میتواند حس شنیداری انسان را راضی کند. مسائلی که در های فای بر لذت شنیداری اثرگذارند و به شاخص Fidelity خود سیستم مربوط نمیشوند عبارتند از:

– اننتخاب کامپوننتهای Musical بر اساس سلیقه شنیداری خودمان

– مساله Matching و سازگاری کامپوننتها با هم

– آکوستیک اتاق

اگر کسی بتواند این سه مساله را بشکلی خوب برآورده سازد با کمترین هزینه به آنچه باید رسیده است. سیستم درک صدا در مغز نمیتواند مشکلات اساسی صدا را تحمل کند (مانند مشکل ریتم بد در صدا) اما اگر سیستم Musical باشد و با حداقل Fidelity شرایط لازم برای رهیافت مغز به موسیقی را فراهم کند آنگاه مغز سیستم را فراموش و از صدا لذت میبرد. قبلا هم گفتم مغز ما آنقدر به شاخص Detail در صدا در دراز مدت حساس نیست که به شاخص Timing حساس هست و میشود در قیمت پایین سیستمی طراحی کرد که انسان را در دراز مدت راضی نگه دارد. بین دو سیستم Musical ممکن است یکی از نگاه شما بهتر و شنیدنی تر باشد البته در این مساله شکی نیست و سیستم Musical تر (میدانیم برای بهتر شدن باید هزینه کنیم و Musical تر شدن به افزایش قیمت می انجامد) رهیافت بهتری به ما میدهد اما حتی در سیستم Musicsal تر لذت شنیداری تابعی خطی از Musicality نبوده و در آن حالت هم حس شنیداری بیشتر با موسیقی و عوامل دیگر در ارتباط است. این مساله میتواند کمکی باشد به اینکه شنونده با خیال راحت از موسیقی لذت ببرد بدون آنکه به قیمت سیستمش فکر کند یا تعداد ستاره های سیستم های گران را در مجلات در ذهن مرور کند. بنابراین اگر شما سلیقه شنیداری خود را بشناسید و بر اساس آن سیستمی Musical را در فضای آکوستیکی مناسب بشکلی خوب Match کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و بدون دادن هزینه گزاف به آنچه دوست دارید خواهید رسید. اما بازار پر است از کامپوننتهای تجاری و غیر Musical که شرکتهای سازنده آنها تنها بفکر فروش محصولات خود بوده و نه تنها دنبال طراحی بهینه نیستند بلکه حتی در قیمت های بالا هم کامپوننتهای غیر Musical ارائه میدهند و با تبلیغات زیاد سعی در فروش آنها میکنند. این مساله باعث میشود شنونده حتی با خرید یک سیستم گران هم در دراز مدت همواره ناراضی باشد و جیب سازندگان را برای خرید مدلهای بالاتر پر کند. مدلهای بالاتر هم چون طراحی درست تری ندارند و تنها از قطعات گرانتر استفاده میکنند همه شاخص ها را بشکل مطلوب بهتر نکرده و شما همان صدای مدل قبلی را میشنوید با احساس جزئیات بیشتر ، گسترش فرکانسی بیشتر و حالت گران تر بودن صدا. مساله Matching و آکوستیک هم خیلی مورد توجه نبوده و شرکتها و مجلات زیاد آنرا مورد توجه قرار نمیدهند، شاید دلیل آن این باشد که اگر شنونده با هزینه کم به صدای خوب برسد بازار های فای دچار رکود میشود. البته قصد ندارم منفی نگاه کنم اما شرکتهایی که سیستمهای Musical طراحی میکنند و قیمت آنها هم با کارکرد سیستمشان تناسب دارد زیاد نیست. حتی اگر این شرکتهای خوب سیستمی Musical تر ارائه دهند در مقابل پول بیشتری هم میگیرند. شرکتها تا حد زیادی اسیر بازار هستند و تنها به سود خود فکر میکنند نه به ایده ال گرایی و کمک به شنونده. نگرانی آنها این نیست که پاسخ فاز سیستمشان مشکل دارد بلکه در این فکرند که برای فروش بیشتر چه سیاستی در پیش بگیرند. گاهی سیاست های افزایش قیمت و ارائه محصول در قیمت بالا هیچ ربطی حتی به Fidelity ندارد چه برسد به Musicality و جنبه های دیگری مانند لوکس گرایی لحاظ میشود.

اگر شنونده به صدای خوب برسد و از صدا لذت ببرد و باز هم در پی ارتقا باشد مطمئن باشید مشکل جای دیگر است و باید اینطور برداشت کرد که شنونده به سیستم صوتی به چشم اسباب بازی نگاه میکند و دوست دارد آنرا تغییر دهد. همین احساس (های فای بازی یا های فای بازی در نوع شدیدش که میشه های فای گرفتگی) باعث میشود شرکتها سودهای بالایی ببرند. شرکت McIntosh در یکی از تبلیغات خود مینویسد فرق کودکان با بزرگسالان تنها در نوع ، اندازه و قیمت اسباب بازیهایشان هست. منطقی است مساله لذت شنیداری را از مساله های فای گرفتگی جدا کنیم و بگوییم ارضای حس های فای بازی سرمایه بالا میخواهد و مخصوص طبقات ثروتمند جامعه هست و لذت بردن از موسیقی برای همگان میسر است. در مورد لذت شنیداری در شرایط گوناگون و ارتباط آن با عوامل دیگر مثالهایی آورده ام. حتما شما هم تجربیات زیادی داشته اید و میدانید لذت شنیداری تا چه حد به شاخصهایی غیر از Fidelity وابسته هست. من در خانه یک ضبط کوچک قدیمی دارم که تنها نوار Tape میخواند و برای هر کانال صدا یک درایور Single Full Range ساده دارد. شجریان شعری از رهی معیری (چون زلف توام جانا در عین پریشانی …) را میخواند و در بیت “در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی” اوج میگیرد. صدا فوق العاده تاثیر گذار است و احساس میکنم کل هزینه ای که برای سیستم صوتی ام دادم همش اشتباه بوده و ضبطی به این کوچکی اینچنین بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. شرایط فکری و روحی هم هنگام شنیدن موسیقی بسیار مهم میباشد و گاهی یک قطعه در شرایطی با Fidelity پایین اثر بسیار زیادی میگذارد بشکلی که انسان کاملا سیستم را فراموش میکند. دقت کردید صدای کسانی را که دوست دارید با هر Fidelity بشنوید برایتان جذاب و شنیدنی است. آقای Art Dudley (یکی از نویسندگان مجله Stereophile) در یکی از نوشته هایش گفته بود هنگامی که صدای نوزاد دخترم را از بیمارستان و از پشت تلفن شنیدم احساس کردم این صدا زیباترین و تاثیر گذار ترین صدایی است که در زندگی شنیده ام. میبینید اهمیت ارتباط با صدا چقدر مهم تر از Fidelity هست. حس شنیداری یک آهنگساز یا یک روح حساس مثل علیزاده یا مشکاتیان در مقایسه با یک انسان معمولی که ذوق زیادی ندارد تفاوت دارد و میزان درک و لذت یک هنرمند از موسیقی خیلی بیشتر است. محیط و فضایی که در آن صدا را میشنویم بسیار مهم هست ، مثلا لذتی که من از شنیدن Enigma در جاده 2000 شمال (جاده ای جنگلی نزدیک شهسوار) میبرم آنهم در یک ضبط معمولی ماشین و در حال حرکت خیلی بیشتر است تا شنیدن آن در یک اتاق. شنیدن موسیقی در بین دوستان خوب دوره دانشگاه هم لطف دیگری دارد و کلا فضایی که موسیقی شنیده میشود بسیار بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. مساله لذت و Fidelity را میتوان به کل زندگی و شرایط مادی تعمیم داد. لذت بردن از زندگی یک چیز است و رفاه بالای مادی یک چیز دیگر (البته منظورم این نیست فقر مشکل بحساب نمی آید و ما میتوانیم با شرایط زیر صفر خوشحال باشیم) . زمانی این حس را داشتم که خوشبختی با میزان رفاه مادی رابطه خطی دارد و مثلا اگر پراید بشه 206 یا 206 بشه BMW میزان بهره و خوشبختی آدم زیاد میشه. اما تجربه به من گفت این نگاه با واقعیت سازگار نیست و اگر کسی همش آرزوی بیشتر داشتن دارد این واقعیت را خوب درک نکرده است. اگر لذت و بهره خود را وابسته Fidelity شرایط محیط کنیم هیچگاه به رضایت کامل نمیرسیم. انسان موجود عجیبی است و حس خوب را در انسان تنها Fidelity محقق نمیکند بلکه خود او هم مهم هست. دنیایی که در آن زندگی میکنیم این حس را القا میکند که لذت بیشتر یعنی رفاه بیشتر و برای رفاه بیشتر باید سرمایه بیشتری داشت اما من فکر میکنم رفاه در حد متوسط کافی است تا به مشکل نخوریم اما حس خوب در زندگی رابطه خطی با رفاه ندارد. باید خود و سلیقه شنیداری خود را بیشتر بشناسیم تا بجای پر کردن جیب شرکتهای HiFi از موسیقی این هدیه آسمانی لذت ببریم. انسان در لذت جویی مشتق گیر است به این معنی که تنها در مدت محدودی بعد از ارتقا به سیستم بهتر لذت میبرد و بعد مدتی سیستم برایش عادی میشود و این خصیصه باید درسی باشد برای ما که همش در فکر ارتقا نباشیم و خود موسیقی برایمان مهم باشد. من سیستم خیلی گران شنیده ام و تا حدی تصورات قبلی ام از آنها از تغییر کرده است چرا که با 10 برابر شدن قیمت Fidelity ده برابر نمیشود و Musicality هم با نسبتی کمتر از Fidelity افزایش می یابد. مجلات و تبلیغات در شکل دادن یک تصویر غیر واقعی و هیجانی از کامپوننت های گران در ذهن Audiophile ها بشکلی خود آگاه یا ناخودآگاه ایفای نقش میکنند و باعث میشوند شنونده همیشه گوشه ذهنش نقشه خرید یک سیستم بهتر را بکشد. دوست دارم این سایت به Audiophile ها کمک کند تا هزینه هایشان کاهش یابد و تلاش من صرف بهینه صرف شدن شاخص هایی مانند وقت ، انرژی و سرمایه کاربر شود. این سایت اصلا کارکرد اقتصادی ندارد و تنها علاقه شخصی من باعث ادامه آن است و چون دوست دارم راحت بنویسم از خواننده تقاضا دارم اگر از سیستم گرانی تعریف میکنم آنرا به علاقه من به تشویق شنونده به صرف هزینه گزاف تعبیر نکند. البته باید اعتراف کنم تنها موسیقی را دوست ندارم بلکه اگر شرایط مهیا باشد از های فای بازی بدم نمی آید. نتیجه اینکه :

– سیستم گران چیز بدی نیست بشرط اینکه Performance/Price آن در دو شاخص Fidelity و Musicality بالا باشد.

– سیستم ارزان چیز بسیار خوبی است بشرط اینکه Musical باشد.

– لذت شنیداری در دراز مدت ارتباط کم و غیر خطی ای با Fidelity سیستم دارد.

– چقدر خوب است بدور از هیاهوی های فای (تحلیل مجلات ، تبلیغات ، تعداد ستاره های کامپوننت های گران و حتی سایت hifi.ir) با خیال راحت موسیقی گوش کنیم و از آن لذت ببریم.

6 Comments

  1. sheyda شنبه 17 مارس 2007 14:28

    شما عملآ دارید وارد مباحث زیبایی شناسی میشید که این نوع تحلیل کردن خیلی جالبه!

  2. امیر حسین اکبری شنبه 17 مارس 2007 20:42

    زیبایی شناسی؟!
    جدی نگیرید ، فقط خواستم بگم بجای سیستم بازی موسیقی گوش کنیم.

  3. باز هم sepehr یکشنبه 15 آوریل 2007 01:02

    جدا راست می گی.
    بی خیال بودن یکی از شروط اساسی موسیقی گوش کردنه.
    پس حالا به نظر شما چه کار باید کرد.
    خودم هم از بس نظر بیهوده دادم خسته شدم.

  4. باز هم sepehr یکشنبه 15 آوریل 2007 01:08

    جدا راست می گویید.
    یکی از شروط اساسی موسیقی گوش کردن بی خیالیه.
    یعنی چه کسی سیستم بازی می کنه.
    جالب اینکه کیفیت کامپیوتر بالاتر از خیلی سیستم هاست .
    از با امکانات بیشتر و لذت بیشتر .

  5. sepehr یکشنبه 15 آوریل 2007 01:10

    جدا راست می گویید.
    یکی از شروط اساسی موسیقی گوش کردن بی خیالیه.
    یعنی چه کسی سیستم بازی می کنه.
    جالب اینکه کیفیت کامپیوتر بالاتر از خیلی سیستم هاست .
    از با امکانات بیشتر و لذت بیشتر .
    سیستم (نظر بدید ) هم ایراد داره یا به من حساسه

  6. سعید یکشنبه 14 سپتامبر 2008 06:48

    پسر ای بشینی تو ماشین با رفیق روفقا صدای ضبط توی جنگل یا شبیه آن تو شب زیاد کنی بشینی و گپ بزنی تا صبح بخندی آی که چه حالی داره.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*