عصر پنج شنبه

عصر پنج شنبه

شنبه 12 می 2007
/ / /

owner.jpg

باید اعتراف کنم روز پنج شنبه را خیلی دوست دارم و دلیل این دوست داشتن را نمیدانم مثل همه علاقه های دیگه که نمیدونم چه دلیلی دارند. پنج شنبه عصر روز بیستم اردیبهشت ماه قراری گذاشته شد خونه یکی از دوستان. دوست بسیار خوبم جناب آقای دکتر بنائیان که بی اندازه در حق من لطف دارند این قرار رو ترتیب دادند و این امکان رو فراهم کردند تا در کنار ایشان با یکی از دوستان علاقه مند به های فای ملاقاتی داشته باشیم. فکر میکنم یا بهتره بگم اینطور حس میکنم با ارزش ترین چیزهایی که آدم میتونه داشته باشه دوستان خوب هست. ارتباطات انسانی خوب در این دنیای شلوغ ارزش فوق العاده ای داره و همین جا باید از دکتر بنائیان حسابی تشکر کنم. ساعت دقیقا شش بعد از ظهر رسیدیم و آنجا دوستان دیگری هم از جمله آقای خرمی حضور داشتند. سیستم بشرح زیر بود :

dCS Transport/DAC (Verdi Encore / Elgar Plus)

Gryphon Pre Amplifier (Mirage)

Gryphon Mono Power Amplifier (Antileon Signature)

Gryphon Loudspeaker (Trident)

Gryphon Interconnects & Speaker Cables

در رفتار میزبان فروتنی خاصی دیده میشد که در آدمهایی با این سطح رفاه و موقعیت دیده نمیشد. یک حس دوستانه ساده و انسانی در رفتار ایشان باعث شد احساس یک میهمان رسمی رو در یک فضای رسمی و سرد نداشته باشیم. خوش گذشت و جای همه دوستان خالی بود هم برای شنیدن صدا و هم پذیرایی بسیار گرم . برای اتاق شنیداری یک فضای مجزا به صدا اختصاص داده شده بود و این مساله برای من خیلی جالب بود چرا که فکر میکنم اگر کسی بخواهد راحت و بدون اذیت دیگران در محیطی مناسب صدا بشنود نیاز به یک فضای مجزا دارد ، هر چند قیمت آپارتمان در تهران بالاست اما باید پذیرفت اگر کسی این امکان رو داشته باشه بهتره این کار رو انجام بده. شما یک فضای خوب با یک آکوستیک خوب درست کنید اونوقت من برای شما با حداقل هزینه صدایی میگیرم که براتون شنیدنی و جالب باشه اما از نظر من اگر در یک فضای نامناسب یک میلیون دلار هم هزینه کنید به آنچه که باید نخواهید رسید. فضای اتاق بزرگ و نورپردازی خوب بود و به من حس خوبی رو منتقل میکرد. دما و شرایط محیطی هم کاملا مناسب و پذیرایی هم در حد عالی بود. در جمع حرف های جالبی گفته شد و چیزهایی یاد گرفتیم. در مورد بلندگوها و تفاوت صدای آنها حتی در قیمت های بالا بحثی در گرفت ، من معتقد بودم بلندگوها با تکنولوژی ساخت متفاوت صداهای کاملا متفاوتی حتی در کلاس های قیمتی بالا دارند و در قیمت های خیلی بالا هم صدای دو نوع تکنولوژی مانند درایور و پلانر به هم نزدیک نمیشود. یکی از دوستان معتقد بودند صدا ها به هم در قیمت های بالاتر نزدیک میشوند اما من فکر میکنم این نزدیکی تا حد کمی در مورد لامپ و ترانزیستور هست اما در مورد بلندگوها این طور نیست. از نظر من صدای دیجیتال به آنالوگ در قیمت های بالا نزدیک میشود اما تفاوت غیر قابل تشخیص نیست و این دو با هم فرق دارند. باید بگویم تجربه دوست عزیزمان بیشتر از من هست اما من اینطور حس میکنم. سیستم گریفون را آقای خرمی کمتر از 10 روز Setup کرده بودند و صدا زیر 50 ساعت کارکرد داشت. البته من حدس میزدم زمان کارکرد بیشتر از 50 ساعت بوده چون صدا خیلی خشک و گرفته و بی طراوت نبود ولی برای رسیدن به حالت بهینه احتیاج به زمان بیشتری داشت (حدود 400 ساعت پیوسته). صدا باید در ابتدا در ولوم متوسط کارکند و ولوم بالا در ابتدا اصلا مناسب نیست. باید بگویم خیلی موسیقی گوش ندادم و تمرکز ای اونقدر روی صدا نداشتم و تنها چیزهایی که خیلی در برخورد اول به چشم می آمد را به خاطر سپردم. تحلیلگر در مورد صدای سیستم کارنکرده و گرم نشده نمیتونه حرف زیادی برای گفتن داشته باشه چون هم اون انرژی مثبت رو نداره و هم بافت صدا و همه خصوصیات صدا مشخص نمیشه. صدا در اولین برخورد فوق العاده تمیز Clean و خالی از اثر اضافی بود. صدایی گسترش یافته با Neutrality بالا و دقت زیاد. تمام جزئیات شنیده میشد و تفاوت رکوردها کاملا فاحش بود و براحتی سکوت زمینه هر رکورد و فضای ضبط رکورد مشخص میشد. صدای استریل و عاری از اثر الکترونیک در صدا ره یافتی به شنونده میداد تا کوچکترین اجزای صدا را بشنود. این مساله باعث میشه سیستم به Upstream فوق العاده حساس باشه. با این بلندگو شما الکترونیک خوب میخواهید ، سورس خوب میخواهید و رکورد خوب تا صدا بشکل مطلوبی رندر بشه. با یک پلاسمای بزرگ نمیشه یک VHS بی کیفیت رو تماشا کرد ، باید همه چیز با هم تناسب داشته باشه. جنس صدای بلندگو خصوصا در ناحیه وسط و بالا بنظرم شبیه به صدای بلندگوی Dynaudio بود و همانطور که میدانید این دو کمپانی دانمارکی هستند. شاخص صدای بلندگو همانند همه بلندگوهای درایوری حتی در قیمت های بالا مانند Wilson MAXX همان شاخص درایور را تداعی میکرد و از نگاه من با افزایش قیمت بلندگو شاخص صدا تا حد زیادی ثابت اما Cleanness و Refinement افزایش می یابد. البته همه پارامترهای صدا تغییرات دارند و نمیشه گفت تنها Neutrality زیاد میشه اما در مجموع شاخص اصلی صدای همه بلندگوهای درایوری خیلی تغییرات نداره. دقیقا مثل سواری ماشینها ، یک ماشین آمریکایی سبک سواری خاص خودش رو داره و هرچقدر قیمتش بالاتر برود شاخص اصلی اش خیلی عوض نمیشه و پارامترهای دیگرش تغییر میکند و کلا حس رانندگی با آن با حس رانندگی با یک ماشین دیگه مثل بی ام و متفاوت هست. در قیمت های خیلی بالا این تفاوت ها کمتر میشود اما از بین نمی رود. بنابر این یک تجربه خیلی متفاوت نداشتم و دلیلش بیشتر بخاطر اینه که Dynaudio را بیش از چند سال هست که میشنوم. الان میتونم نتیجه بگیرم سری کانتور داینا آودیو نسبت به بلندگوی من همین جنس صدا رو با Neutrality بیشتر داره نه با شاخصی کاملا متفاوت. بنظر من فضای اتاق مناسب بود اما مکان قرارگیری بلندگو و ارتفاع بلندگو در مقایسه با ارتفاع سقف مناسب نبود. صدا تصویر نسبتا خوبی داشت و عمق Soundstage مناسب بود اما در آن فضا میتونست خیلی بهتر باشه و من پیشنهاد کردم بلندگوها رو در سمت راست اتاق و از عرض قرار دهند. ارتفاع صندلی هم باید بیشتر میشد و فاصله بلندگوها و زاویه بین آنها نیاز به Tune داشت. البته نمیشه اینجا تئوری بافی کرد و باید بشکلی تجربی این کار را انجام داد. بلندگوهایی با این ابعاد و فاصله درایورها حساسیت بیشتری به آکوستیک و Speaker Placement دارند و باید برای این مساله وقت گذاشت. صدای dCS دقیق بود اما من با بلندگوی Neutral و Revealing ای چون Gryphon یا Dynaudio صدایی گرم و نرم تر و Smooth تر را ترجیح میدهم مثل Accuphase و بقول جاناتان اسکول (The English gear is more analytical; in some weird way, I find it appeals to the head rather than the heart. The Accuphase goes right for your sex and sticks its tongue in your ear.) صدای dCS کمتر به دل می نشست هر چند دقیق تر بود. میبینید حتی با قیمت بالای dCS (نزدیک به 20 هزار پوند) مساله سلیقه شنیداری و Matching وجود دارد و هر کس باید با شناخت سلیقه خود در هر کلاس قیمتی صدا را شنیده و انتخاب کند. یعنی ما از جمع کردن حتی یک میلیون دلار سیستم ممکنه به صدایی که دوست داریم نرسیم و مساله Matching همیشه در درجه اول اهمیت هست. البته نمیگویم سورس باید عوض شود و صدا خوب نبود چرا که ممکن است سلیقه این دوست عزیز با من فرق داشته باشد و ایشان این صدا را ترجیح دهند و من از چیزی که بدم میاد اینه که در مورد کامپوننتها بشکل خوب هست یا بد هست قضاوت کنم. هر کامپوننتی در سیستم سازگار خودش با یک نوع سلیقه جور در میاد و ما نمیتونیم بگوییم این کامپوننت بد یا خوب هست. نباید فراموش کنیم همه چیز به سلیقه ما بر میگردد و هر سیستمی برای سلیقه ای خاص جواب میدهد. صدا حالتی Solid ، دقیق ، ریتمیک و Dynamic داشت و در Macro هیچ مشکلی نداشت. شاخص صدای درایورها به هم نزدیک بود و بالا بودن سرعت درایورها صدایی Sharp به شنونده تحویل میداد. توت فرنگی تازه هم هنگام شنیدن صدا خوب چیزی هست. نویز زمینه خیلی کم و کنترل صدا خیلی عالی بود اما مساله مهم Directness و شفافیت بود که نمیشد درباره آن حرف زد. سیستم باید کار میکرد تا خودش را بیشتر نشان دهد. من فکر میکنم در هر کلاس قیمتی شفافیت و Dirctness در صدا و احساس نفس کشیدن صدا خیلی مهم هست که در آن شرایط نمیشد نظری داد. اگر سیستم دوره گذرا را بگذراند میشود در مورد آن یک Review چند صفحه ای نوشت. من همین جا از پذیرایی این دوست عزیز تشکر میکنم و به ایشان تبریک میگویم.

خیلی خوش گذشت ، جای همه دوستان خصوصا رضا و لاکی خیلی خالی بود. بازدید از کمپانی Gryphon را اینجا ببینید.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*