حقوق متقابل

حقوق متقابل

پنجشنبه 9 اکتبر 2008
/ / /

این سایت مدت زمانی است که فعال هست و من هیچ وقت به این فکر نکردم که ممکنه لازم باشه مطالبی رو در مورد حقوق این سایت بنویسم. منظورم در مورد حقوق ایست که بین نویسنده و خواننده وجود داره.

الف. هر کسی حق داره نظراتش رو در سایت خودش بیان کنه و دیگران هم حق دارند نظراتشون و انتقاداتشون رو بنویسند.

ب. اگر از سمت کسی انتقادی بشه نویسنده سایت الزامی به پاسخ گویی نداره هرچند من بدون کوچکترین سانسوری نظرات و نوشته های دیگران رو ثبت میکنم اما همیشه خودم رو ملزم به پاسخ گویی نمیبینم.

ج. هر سایتی حق داره مخاطبش رو خودش انتخاب کنه همون جوری که هر کسی خودش انتخاب میکنه به اون سایت سر بزنه یا نزنه.

از نگاه من ارتباط یک چیز دوسویه هست با رضایت طرفین.

من خیلی برای این مقوله وقت و انرژی گذاشتم و سعی کردم هرچه یاد گرفتم رو در سایت بنویسم و اجازه دادم همه بدون هیچ مانعی مطالب رو بخونند و از تجربیاتم استفاده کنند بدون اینکه هیچ چیزی ازشون بخواهم و هدفم این بود فضای های فای در ایران تغییراتی داشته باشه و اگر من بابت این مقوله تاوان زیادی دادم دیگران در مسیری هموارتر و بی دردسر تر حرکت کنند تا های فای براشون تبدیل به دردسر نشه. البته این کار برای من لذتبخش هست و دلم خواست این کار رو انجام بدم و در مقابل هم هیچ توقعی از کسی نداشتم.

اما در مورد اصولی که بهشون پایبندم:

* اولین اصلی که بهش پایبندم اینه که حقیقت رو بی هیچ تغییری و بدون هیچ گونه سانسور یا گزافه گویی به خواننده منتقل کنم و بارها سعی کردم توجه خواننده رو بجای سایت به تشخیص خودش معطوف کنم تا نگران این نباشم که مخاطبم از نوشته ها چیزی غیر از اون چیزی که مورد نظر من بوده برداشت کنه.

* اصل دوم اینه که در مورد چیزهایی نوشتم که در موردشون مطمئن بودم و تجربشون کرده بودم و در مورد مسائلی که آگاهی کاملی در موردشون نداشتم ننوشتم و یا اون رو به خود خواننده ارجاع دادم و یا فقط نظرم رو از دور بیان کردم و به خواننده این آگاهی رو دادم که خیلی روی نظر من حساب نکنه و خودش تحقیق کنه.

من دسترسی به این سایت را محدود نکردم بخاطراینکه دنبال این نبودم که مخاطبم رو خودم انتخاب کنم اما امروز لازم دیدم نظرم رو در مورد مخاطبی که میخواد این سایت رو بخونه بنویسم .

از امروز من تنها مخاطبی رو به رسمیت میشناسم که صداقت و راستی منو باور داشته باشه و به اصولم احترام بگذاره.

هیچ اجبار و علاقه ای ندارم که برای شما مثال بیارم، توضیح بدم و سعی کنم در شما این اعتماد رو بوجود بیارم که صداقتم رو باور کنید ، نه …

من نیازی ندارم چیزی رو اثبات کنم و بهتره اگر صداقتم رو باور ندارید با همون باور سرکنید و دیگه به این سایت سرنزنید.

37 Comments

  1. پارسا پنجشنبه 9 اکتبر 2008 12:52

    حالا شد . . .

    آقای اکبری
    به نظر من حرفه ای ترین پستی که تا به الان نوشتید این پست هست .

    این . . .

  2. سینا پنجشنبه 9 اکتبر 2008 19:12

    احسنت …

    جالب بود … من را یاد بیانیه ء کوروش کبیر انداخت

    با این تفاوت که شما نوشتی حقوق متقابل , اما فقط حقوق سایت را گفتی .

    خوبه که دیدگاه ها داره واضح میشه و شفاف سازی انجام میگیره .

    نوشتن حقوق , اونهم از نوع متقابل نیاز به هم اندیشی داره و هیچ جای دنیا تک نفره نوشته نمی شود .

    اگر منظور شما بیان قوانین بازدید از سایت بود , که پایین صفحات بسیاری از پورتال های اینترنتی لینک آن را میگذارند و کار شما کاملا منطقی هست .

    اما اگر صحبت حقوق متقابل پیش میاد من پیشنهاد کوچکی دارم .

    از آنجایی که در سایت شما صحبت های من شک بر انگیز و گاهی سوء تفاهم ساز هست … پیشنهاد میکنم که قبل نوشتن حقوق متقابل یک نگاه کنید به استاندارد های حقوق مخاطب در سایت های اینترنتی و پورتال ها بعد قوانین را زیبا تر نگارش کنید .

    حتی اگر حس منفی که از من دارید به شما اجازه نمیده که عمل به این مطالب بکنید لطفا مطالعه بفرمایید , شاید همین بحث ها باعث عطف در سایت بشه .

    لینک و توضیح مقالات :

    1- Internet Ethics:The Constructionist Values of Hom o Poieticus
    ملاحضات اخلاقی اینترنت و ارزش های ساختار گرا
    مقاله به صورت PDF :

    http://www.philosophyofinformation.net/pdf/iecvhp.pdf

    2-Transnational Civil Society and the Internet in an Unregulated Capitalist World System
    جامعه ی مدنی فرا ملی و اینترنت در نظام نابسامان سرمایه داری جهان ( این مقاله در مورد اهمیت هدایت مخاطبان به سمت هزینه های درست و صحیح اشاره میکنه .. دقیقا اتفاقی که باید در های فای بیفتد )

    مقاله به صورت PDF :
    http://www.ssrc.org/program s/itic/publications/knowledge_report/m em os/lim .pdf

    در مقاله بالا قسمت های جالبی داره که ترجمه اش میشه این : ” این نکته حائز اهمیت است که دریابیم، اینترنت نه فقط به صورت ابزاری اجتماعی و یا تکنیکی برای جامعه مدنی فراملی درآمده است بلکه جایگاهی حیاتی برای منازعات اجتماعی نیز هست”.( پس اگر بحث پیش بیاد ایرادی نداره , اما مهم این هست که بحث را چگونه کنترل کنیم و به کجا برسونیم !!!)

    و همچنین : ” رشد اینترنت بیش از حد سریع، بیش از حد ضعیف و بیش از اندازه زیاد است .در اینترنت امروز, زمان کافی برای مکث وهضم اطلاعات وجود ندارد چه برسد به آنکه عمق آن را دریابیم ” . حالا تو این شرایط نوشته های کلی واقعا معضلی میشن واسه خودشون !!

    لطفا برای حقوق مــــتـــــقـــــا بـــــل یک بحث در فروم ایجاد کنید که کاربران هم بیایند و پیشنهاد بدهند که چه حقوقی را واقعا خواستارند ! اینجوری میشه حقوق متقابل و گرنه این چیزی که به عقیده پارسا حرفه ای ترین پست شما بوده , فقط قوانین مورد علاقه شما هست و هرگز هیچ تقابل حقوقی در آن دیده نمیشود , کما اینکه از توقعات و حقوق کاربران و مخاطبان سایت شما , هیچ مطلبی در این پست وجود ندارد .

    اگر مقالات بالا را مطالعه فرمودید و برایتان جالب بود … بگویید از این دست بیش از 100 مطلب علمی آموزشی برای شما ارسال کنم .

    موفق باشید

  3. سینا پنجشنبه 9 اکتبر 2008 19:18

    لینک دوم را اصلاح میکنم ( جامعه مدنی و نظام سرمایه داری ) :

    2- http://www.ssrc.org/programs/itic/publications/knowledge_report/memos/lim.pdf

  4. علیرضا بنی اسد جمعه 10 اکتبر 2008 11:53

    سلام ، من هم با عقاید شما موافقم و به آنها احترام می گذارم . تا به اینجا هم احساسم این بوده که شما صرفا قصد دارید تجربیاتتون رو ( که شاید بعضا راحت و ارزان هم به دست نیامده باشند ) بدون هیچ تعصب در مورد سلیقه یا برند خاصی با دیگران به اشتراک بگذارید . البته من نمیدونم چه قضیه ای پیش آمده که جنین مبحثی در این سایت باز شده . اما به هر حال امیدوارم سو تفاهم ها و یا اختلاف سلایق ، این محیط رو سرد و یا تبدیل به فضایی برای اره دادن و تیشه گرفتن نکنه . بگذارید همیشه از این محیط برای تبادل نظر سالم استفاده کنیم و رشد پیدا کنیم . پایدار باشید

  5. امیر حسین جمعه 10 اکتبر 2008 12:11

    به علیرضا:
    مرسی از لطفی که دارید
    الان همه چیز OK هست و من دارم مطلب مینویسم، نگران چیزی نباشید
    مطمئن باشید تا اونجایی که برام ممکنه بدور از مسائل حاشیه ای خواهم نوشت.

    هر کسی هم میتونه نظراتش رو بده ، من میشنوم و با هم تبادل نظر داریم و به جلو میریم
    فضای سایت همیشه باز ، آرام و سالم خواهد ماند
    مشکلی نیست

  6. hooman شنبه 11 اکتبر 2008 22:41

    زمانی شخصی مطالب را با حقیقت را بیان می کنه و حتی انقدر جلو می ره که به منافع خودش هم فکر نمی کنه و به مرور هزینه همه اینها را هم میده و باز ادامه میده چرا؟ من میگم چنین انسانی ناچاره که ادامه بده چون در مجموعه حسن های خودش , عشق به کار و مخاطبش را را هم داره…. و این عشقه که نمی ذاره از پای بیافته .و اگر جایی مثل سایت استاد با عشق بنا بشه و با عشق مطلب بنویسه صد در صد هیچ جریان منتقد جدی هم وجود نخواهد داشت .به چه چیز یک مهندس ادیو فیل عاشق می توان تردید کرد . به اطلاعاتش؟ به ادبیاتش ؟به همتش ؟به عشقش؟
    طبیعتا همه فکر می کنند که خود از همه بهتر می دانند و غرور هم همیشه دخالت دارد . .سالها طول می کشد که متوجه می شویم بسیار از انچه که می توانستیم باشیم عقب تر بودیم.و باید فقط گوش می کردیم .
    وقتی نوشته های این نو اندیشمندان را در اینترنت می بینیدبیشتر جای یک
    روانپزشک را خالی می بینیم که به دنبال نشانه ای برای مداوا بیمار می گردند.

  7. hooman شنبه 11 اکتبر 2008 23:12

    در ضمن من شخصا تایید نمی کنم که زیاد انرژی که میتوان صرف تالیف یا ترجمه بکنید به صرف جر و بحث با افراد برسانید و همانطور که گفتید لازم باشد که حتما پاسخی باشد.

    نباید با حربه مخالفت در همه چیز ابزار مطرح شدن را برای خود تهیه کنیم .من متاسفانه همانقدر که در مقابل یک منبع واقعی اطلاعات سر فرود می اورم ولی در مقابل حالت معکوسش هم حساس و واکنش نشان می دهم .و هرگز ندیدم که سکوت کرده باشم.البته اگر دقیقتر بگویم یک مرز ی بین این دو نیز برای من وجود دارد که قابل احترام نیز هست.این افراد با حفظ حرمت طرف وارد تر به ایجاد ارتباط برای تکمیل اطلاعات خود اقدام می کنند .و اساسا چیزی به نام تخریب را هم اصلا نمی شناسند.در گفتگو های اینتر نتی بسیار این حالت روی می دهد . گاهی خود این جامه را به تن دارم و گاهی هم در رشته ای که فعالیت دارم بسیار از این کاربر استقبال و با ان ارتباطی نزدیک پیدا می کنم .

  8. سینا یکشنبه 12 اکتبر 2008 00:06

    هیچ وقت تصور نمی کردم یک انتقاد موجب بشه این همه بی احترامی و حرف ناشایست بشنوم .

    دنیای مهندسی دنیای تغییر , آزمون , خطا و اشتباه هست … لااقل من همچین برداشتی از ش دارم. و در این دنیا به دور از حس مالکیت حیثیتی باید به اثری که بوجود می آوریم ( چه کالا چه خدمات چه نوشته یا تحلیل …) به دید یک پدیده قائل به خطا نگاه کنیم !

    من بارها از دوستان درخواست کردم قبل از قضاوت کردن متون نگاشته شده را دقیق بخوانند.

    من نه نوشته های خودم را مبرا از خطا دانستم و نه فکر میکنم آقای اکبری هم به مطلق بودن نوشته هایشان اعتقاد داشته باشند !

    من تمام انتقاد هایم را مستند بیان کردم از آنجایی که دنیای مهندسی و همچنین دنیای انتقاد , بر اساس مستندات پایه ریزی شده , لذا از دوستان تقاضا دارم قبل از نوشتن هر مطلبی مناضرات فی ما بین من و آقای اکبری را مطالعه کنند ( به دور از پیش داوری ) سپس نظر بدهند … نه اینکه توهین کنند … بنده را روانی خطاب کنند … نو اندیشمند خطاب کنند و یا بخواهند روابط عمومی یاد من دهند , و هر چیز دیگر که جز حس افسوس هیچ باقی نمی گذارد .

    کسانی که حوصله خواندن ندارند لطفا نظر ندهند .

    اگر کمی عاقل باشید می بینید که نه من نه آقای اکبری تمایلی به ادامه این بحث نداریم و من در یادداشت های جدید صحبت از آلبوم های جدید موسیقی و … کردم که قال این قضییه کنده بشه .

    اما دوستانی که از حفظ حریم دیگران سخن میگویند غافل هستند که روانی خطاب کردن افراد به نوعی توهین هست … غافل هستند که نو اندیشمند خطاب کردن دیگران به نوعی توهین هست و توهین فقط فحش چارواداری دادن نیست …

    اگر انتقادی از حرف های من دارید , بگویید … میشنوم … پاسخ هم می دهم ! مثل انتقادی که آقای پارسا در یادداشت های قبل کردند .. اما لطفا به قاعده بحثی که پیش کشیدید پایبند باشید و در مورد حریم دیگران و بی حرمت کردن دیگران , مراقب باشید .

    هومان عزیز , با وجودی که صحبت شما از سر لطف نبود , باز هم سپاسگزارم که عقیده خودتان را با صراحت بیان کردید . امیدوارم این عقیده پس از خواندن حدود 25 یادداشتی باشد که بین من و آقای اکبری پیش آمد .

    اما هیچ جای بحث هایم به خاطر ندارم شخصیت کسی را تخریب کرده باشیم ! یا اینکه بخواهم به کسی روابط یاد بدهم !! من فقط در مورد های فای حرف زدم و هر کسی از ظن خود مطلب را برداشت کرد.

    تمام بحث ما از معنی Texture شروع شد !!! آنجا هم من و هم آقای اکبری مستنداتی آوردیم اما فکر نمیکنم از کسی درخواست کرده باشیم در مورد من یا ایشان نظر بدهد .

  9. سینا یکشنبه 12 اکتبر 2008 00:08

    تصحیح میکنم : کلمه ” مناظرات ” در یادداشت بالا اشتباه تایپ شده بود .

  10. سینا یکشنبه 12 اکتبر 2008 00:44

    در ضمن آقای هومان … اگر نگاهی به پست ” چند خبر ” انداخته باشی … من چندین بار سعی در آرام کردن بحث داشتم . تقاضای مصاحبت کردم یک جلسه حضوری یا تلفنی یا … که ایشان به دلایلی که حتما محترم بوده نپذیرفتند …

    نمیدونم این وسط چی باعث شده که به زعم شما , بنده لایق این کلمات نامهربان باشم .

  11. امیر حسین یکشنبه 12 اکتبر 2008 18:15

    به هومن:
    مرسی از اینکه لطف دارید و حرف هایی زدید که موجب دلگرمی من شد. البته دوست ندارم از زبان شما و دیگر دوستان جز کلمات خوب بشنوم و دلم نمیخواد کسی تحقیر یا کوچک بشه. خودم هم قبلا کمی ناپرهیزی کردم و حرفهایی رو زدم که خودم بیشتر ناراحت شدم.
    ماهیت آدمها به خودشون مربوطه و من دلم نمیخواد اگر نظرم در مورد شخصیت کسی مثبت نیست اونرو در سایت جلوی دید همه عنوان کنم.
    اما حق دارم مخاطبم رو خودم انتخاب کنم و برای همین اون مطلب (حقوق متقابل) رو نوشتم تا دیگر ایشان رو در سایت نبینم.
    ایشان برخلاف انتظار من دوباره شروع به نوشتن مطلب کردند و مجبورم کردند دوباره اینجا به ایشان یادآور شوم دلم نمیخواد مهمان سایت من باشند چون اعتقادی به من و نوشته هام ندارند.

  12. سینا یکشنبه 12 اکتبر 2008 23:41

    شما یادت میره چی میگی !

    حرف های خودت را هم فراموش میکنی …

    گرچه یکی دو تا از یادداشت هایی که در پست های قبلی بود , به اسم دیگران و به نوشته خود شما بود .. چون بعدها ویرایش شد و شما فکر نمی کردی که من از اون ها Back up داشته باشم . و نوشته های آنها تغییر کرد . اما ایرادی نداره ….

    اما جالبه که شما فراموش میکنی چی گفتی !! … به چندمورد اشاره میکنم :

    در همین پست یادداشت شماره 5 : ” هر کسی هم میتونه نظراتش رو بده ، من میشنوم و با هم تبادل نظر داریم و به جلو میریم . فضای سایت همیشه باز ، آرام و سالم خواهد ماند مشکلی نیست ”

    در پست چند خبر به لینک : http://www.hifi.ir/?p=538 : یادداشت 14 گفتید : ” الان هم میتونید از سایت لذت ببرید ” و همچنین گفتید

    ” در مورد حضور شما در سایتم باید بگم من مشکلی با کسی ندارم ، میتونید مثل همیشه نظراتتون رو بگید و در گفتگو ها شرکت کنید. ”

    در حقوق متقابل یعنی همین پست یادداشت شماره 11 نوشتی : ” اما حق دارم مخاطبم رو خودم انتخاب کنم و برای همین اون مطلب (حقوق متقابل) رو نوشتم تا دیگر ایشان رو در سایت نبینم. ”

    خلاصه شما تکلیف خودت را مشخص کن .

    من همان ابتدا هم می دونستم معنی حقوق متقابلت چی هست … اول یک تعریف دیگه از حقوق متقابل داشتی اما الان یه چیز دیگه نوشتی …. دوستان در نظر داشته باشند از این پس حقوق متقابل یعنی فقط حقوق یک نفر ! و به معنی حذف شخص دیگری به کار برده میشود …. فلسفه قشنگی هست !!!

    البته از دستتان بر می آید میتوانید نوشته ها را به مرور زمان ویرایش کنید ( مثل یکی دوتا از نوشته ها )
    البته فراموش نکنید که از همه یادداشت های سایت Back up دارم به همراه Print screen .

    من هیچی , ولی تکلیفت را با خودت مشخص کن …

    همچنین نوشتی :
    ” به هومن:
    مرسی از اینکه لطف دارید و حرف هایی زدید که موجب دلگرمی من شد. البته دوست ندارم از زبان شما و دیگر دوستان جز کلمات خوب بشنوم و دلم نمیخواد کسی تحقیر یا کوچک بشه. خودم هم قبلا کمی ناپرهیزی کردم و حرفهایی رو زدم که خودم بیشتر ناراحت شدم. ”

    اول اینکه بدان کسی که دارد تحقیر میشود خود شما هستی … با این رفتار عجیب و غریب .. من چند بار عدم تمایلم را در مورد ادامه این بحث اعلام کردم … باز شما یه حرفی زدی که آتش به راه انداختی !

    دوم اینکه اگر از زدن یک سری حرف ها , به قول خودت ناراحت شدی … پس چرا وقتی هومن آنها را تکرار کرد تشویقش کردی و گفتی که مرسی و دلگرمم کردی و …

    آقا شما تکلیفت با خودت مشخص نیست .

    دوستانی که پیشنهاد روانپزشک میدهند , لطفا رفتار و نوشته های دیگران را هم مد نظر داشته باشند … فکر کنم سوژه های بهتری پیدا کنند !

    از دوستان هم تقاضا دارم مناظرات بین من و آقای اکبری را در یادداشت های قبلی ( پست “چند خبر” و چند پست قبل از آن ) را بخوانند و خودشان قضاوت کنند … به حرف من یا کس دیگر کاری نداشته باشند !

    اینطور فکر کنم بهتر , ماهیت طرفین مشخص میشود …

    لطفا اگر مطلب یا انتقادی دارید مستند بنویسید … حرف های دیگر یک مشت طرف داری یا دشمنی از روی احساس هست که ویرایش یا نگاشته خود Admin سایت هست یا کسانی که مطالب را نخوانده اند , آن مطالب را نوشته اند .

    من بارها اعلام کردم که موافق جر و بحث نیستم … اما این قضییه باید 2 طرفه باشد !
    اگر مطلب نادرستی ببینم , قطعا پاسخ خواهم داد .

    دوستان لطف کنید و در مورد مطالبی که در زمینه های فای رد و بدل شد نظر بدهید . تکلیف مابقی مطالب از بین همین نوشته ها روشن است !!

  13. سینا یکشنبه 12 اکتبر 2008 23:48

    جناب آقای اکبری , بــســــه دیگه …. اینقدر ادامه نده … هر چی بیشتر ادامه بدی , بیشتر سوتی های کار وطرز فکرت مشخص میشه .

    شما در هر پست لا اقل هشت – نه تا حرف ضد و نقیض زدی …

    من بحثم در مورد یک موضوع فنی بود … اما شما به دست خودت داری خودت را تخریب میکنی ! لطفا این ها بعدا” به حساب من گذاشته نشود .. چون من از ابتدا همچین نیتی نداشت هام و نخواهم داشت …

    این را از نوشته هام درک کنید …. خواهش میکنم یکبار دیگر با آرامش همه این مطالب را بخوانید . از ابتدای بحث تا به الان !

    به حرف خودتان پایبند باشید … لطفا اجازه بدید مطالب سایت , سالم جلو برود .

  14. امیر حسین دوشنبه 13 اکتبر 2008 09:48

    نوشتید:
    “گرچه یکی دو تا از یادداشت هایی که در پست های قبلی بود , به اسم دیگران و به نوشته خود شما بود .. چون بعدها ویرایش شد و شما فکر نمی کردی که من از اون ها Back up داشته باشم . و نوشته های آنها تغییر کرد . اما ایرادی نداره ….”

    من یادداشتی رو ویرایش نکردم و از طریق خودم ننوشتم و شما فراموش میکنید اگر میخواستم چیزی رو ویرایش کنم یا Approve نکنم اول از همه نوشته های شمار رو approve نمیکردم.
    دوستان من میگن وقتی مطمئن هستی کسی مشکل داره کامنت هاشو پاک کن و بیخود خودتو و دیگران رو وارد چیزهای حاشیه ای نکن.
    شما ایمیل زدید که آقای پارسا نوشتشون ویرایش شده و الان خیلی راحت بخودتون اجازه میدید تهمت بزنید مثل کامنت های قبلی که منو متهم به ترسو بودن، محافظه کار بودن و به شکلی دورغگو بودن کردید.
    من تا بحال آقای پارسا و آقای هومن و آقای علیرضا رو ندیدم و میتونید خودتون ازشون بخواهید جوابتون رو بدهند. چرا من باید از دهن دیگران حرف بزنم وقتی میتونم دهن شما رو با approve نکردن ببندم.

    شما در طول این نوشته ها فقط سعی کردید تا میتونید تخریب کنید . مطمئن باشید با این کارها چیزی به شما اضافه نخواهد شد و چیزی از من هم کم نخواهد شد.

    شما در کامنت آخر بحث منو متهم به پنهان کاری و محافظه کاری و … کردید و من مطلب حقوق رو نوشتم تا دیگه به این سایت سر نزنید و اگر نوشتم “هر کسی هم میتونه نظراتش رو بده ، من میشنوم و با هم تبادل نظر داریم و به جلو میریم . فضای سایت همیشه باز ، آرام و سالم خواهد ماند مشکلی نیست” منظورم شما نبودید بلکه دوستانی بودند که صداقتم رو باور دارند.

    من قبل از کامنت ای که شما منو متهم به دروغگویی کردی نوشتم میتونید در سایت نظراتتون رو بگید اما وقتی دیدم شما باور نداری که من آدم درستی هستم تصمیم گرفتم مطلب حقوق رو بنویسم.

    من ماهیت شما رو خیلی خوب میشناسم و دوست ندارم دیگه به این سایت سر بزنید.
    شما ببین اگر چیز دیگری برای تخریب به ذهنت میرسه حتما اینجا بنویس و بعد برو چون دلم نمیخواد مخاطبم شما باشید. مطمئن باش من کامنت شما رو پاک نمیکنم ،
    هر چی دلت خواست بنویس و بعدش برو

  15. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 12:28

    من نگفتم آقای پارسا کامنتش را ویرایش کرد… گفتم کامنت ایشان ویرایش شد.

    در ثانی من چند بار سکوت کردم , شما مجدد شروع کردی در مورد من صحبت کردن و مجبور شدم جوابت را بدم !

    آقای اکبری , منظورت از این که میگی ماهیت شما را میشناسم را نمیفهمم !

    من هیچ خصومتی با کسی ندارم … تا حالا از خودت پرسیدی چی شد که یه دفعه بین ما این بحث پیش آمد …؟! چرا قبلش نبود …؟!

    از آنجایی که شما به نوشته من با بد بینی نگاه کردی , و حرف های نا مربوط زدی منو مجبور کردی جواب بدم . و الا من در مورد شیوه نگارش سایت نظر دادم , شما در جوابش , خود شخص من را مورد خطاب قرار دادی !

    آقا جان من حتی یک بار کلمه ناشایست در مورد شما به کار نبردم , در مورد خودت هم چیزی نگفتم فقط در مورد شیوه نوشته هات و صفاتی که در نوشته هات هست نظر دادم !

    اما شما , مکررا لغات تحقیر , مشکل دار , بیسواد , غیر منطقی , و هزار و یک حرف بی ربط دیگه را به من نسبت دادی !

    من مشکلی که در کامنت آقای پارسا پیش آمد را برایتان ایمیل کردم که این بحث دیگه تو این صفخه ادامه نیابد … بعد از آن شما دوباره در یادداشت 11 همین صفحه مطالبی گفتی که ناراحت کننده بود .

    توقع نداشته باش حرف نا مناسب و بی ارتباط بنویسید و من سکوت کنم … سکوت دو طرفه هست ! من سکوت میکنم امیدوارم شما هم ادامه ندی دیگه !

    من فقط و فقط در مورد شیوه ء کار شما نظر میدهم …. شما مستقیم در مورد خود من حرف میزنی !

    من نمیدونم شما با چه کسانی مشکل پیدا کردی … اما یه مطلبی این چند روزه پیش آمده که کمی تعجب برانگیزه و تازه من دارم متوجه مطبلی میشم که شاید شما را عصبانی کرده !

    من از دو – سه تا از شرکتهای داخلی ایمیل هایی داشتم که در مورد شما نظرات حجو و مزخرفی دادند,من متذکر شدم که بحث فی ما بین ما به کسی ارتباط ندارد و از کسی هم نظر نخواسته ام که نظر داده اید ! و حتی از این بحثی که بین ما پیش آمده خوشحال بودند ! من گفتم که این بحث خود من را هم فرسوده میکند و خسته … و دوست هم ندارم آب به آسیاب دیگران بیاندازم ! مدتی سکوت کردم و چیزی ننوشتم ! شما مجدد شروع کردی و از نظرات نامهربان دیگران تشکر کردی و من مجبور شدم جواب بدهم !

    مجدد که یادداشت ها را خواندم دیدم شما بعد از اولین کامنت من , در پست “چند خبر” به یکباره عصبانی شدید در صورتی که حقا” حرفی نزده بودم که ناراحت کننده باشد !

    روز جمعه 19 مهرماه و همین جور چهارشنبه 17 مهر ماه یکی دوتا ایمیل بدستم رسید که یکی با ایمیل یاهو بود و دیگری از یک شرکت که البته در لیستتان چیزی از آن نگفته بودید و تحلیلی هم در سایتتان ندیدم از محصولاتشان ( البته سایت را دقیق جستجو نکردم )

    که در مورد شما مطالبی گفتند … من بی تعارف گفتم که به کسی ارتباطی ندارد !

    فکر میکنم یک اختلاف قبلی با کسی یا کسانی , تصور ناصحیحی از انتقاد من برای شما ساخته , چون در بین گفته هایتان یکی دوبار به این مطلب اشاره کردید که این حرف ها حرف من نیست و … که باعث تعجب من شد !

    لزومی به اثبات نمی بینم , اما حقیقتا چنین چیزی نبوده , امیدوارم تصور اشتباه ایجاد نشود ! بار اول هم که گفتید این مطلب را , من اشاره کردم که , پیش بعضی دوستانتان رفته ام , بفرمایید چه کسی مد نظر هست تا از اشتباه در بیاورم شما را .

    بعد که این ایمیل ها را مکررا” دیدم تازه متوجه مطالبی شدم . من به هیچ وجه تمایلی ندارم که حرف دیگران از زبان من زده شود , اگر ناخواسته اینچنین بوده , من نسبت به قضییه آگاهی نداشتم !

    در ضمن این بحث به من و شما مربوط است , و به هیچ کس دیگری ارتباطی ندارد , خواهش میکنم دیگران دخالتی نکنند !

    من با کسی , هیچ مشکلی ندارم , انتقاد من فقط به شیوه نگارش شما بر میگردد , همین !

    من قصد تخریب نـــــــــــــــدارم !!! اگر قصد تخریب داشتم هیچ وقت در سایتتان مطلب نمینوشتم !

    یک خواهش هم دارم , اینقدر در مورد مطلب حقوق متقابل , بحث به میان نکشید ! آن مطلب به هیچ عنوان دو طرفه و متقابل نیست !

  16. امیر حسین دوشنبه 13 اکتبر 2008 14:32

    مثل اینکه شما متوجه نشدید من چی گفتم
    دوباره تکرار میکنم:
    دیگه به این سایت سر نزنید و کامنت نگذارید
    دیگه در انجمن مطلب ننویسید

    اگر باز هم متوجه نشدی از دوستانت بپرس برات توضیح میدن منظورم چی هست.

  17. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 14:53

    آقای سینای عزیز . . .
    اگر می شود به من بیشتر توضیح بدهید که این حرف شما چه معنی می دهد
    که آقای اکبری نوشته های منو تغییر می دهد .

    آقای سینای عزیز . . .
    لازم است که چندتا نکته را به شما یاداوری کنم ( البته اگر بعدها نگویید
    که آقای اکبری نوشته های منو تغییر داده که این حرف شما تهمتی بزرگ
    به خودم می دونم که کسی مانند آقای اکبری که تا الان از طریق سایت و
    اطلاع رسانی کلی به من محبت کرده می خواهد از نوشته های من برای
    خاموش کردن شما دوست عزیز استفاده کند که واقعا شرمم می آید که
    این حرف شما را برای خودم تکرار کنم )

    جامعه hifi ایران مانند همه کشورها جامعه کوچکی هست
    البته در ایران به خاطر بسیاری از مشکلات این جامعه نسبت به همنوعهای
    خودش در دنیا بسیار کوچکتر است به عنوان نمونه
    کشور همسایه ما ترکیه بسیار جلوتر از ما می باشد که خودم به خاطر ماموریتهای
    کاری به آن کشور شاهد آن هستم
    ( بماند شیخ نشینهای خلیج همیشه فارس )

    حال در همچین جامعه و به خاطر نوع بازار نوظهور hifi آن هیچ کسی به کسی
    دیگری رحم نمی کند مخصوصا فروشندگان .
    همه به خاطر اینکه به هدفشان برسند از بقیه استفاده ابزاری می کنند یعنی
    وقتی نمی توانند به هدف مورد نظر برسند حاضر می شوند به خاطر مسایل خودشان
    از دیگران استفاده ابزاری کنند .
    مانند فروشنده ای که می خواهد به سود برسد از نادانی من استفاده می کند و
    مانند شما که همچین تهمتی را به من می زنید که اختیار نوشته های خودم را به
    آقای اکبری دادم که واقعا شرم آور است این ادعای شما .
    البته من به خاطر نوع کارم از این مسایل زیاد دیدم ولی این نوعی که شما اجرا کردید
    را تا بحال ندیدم چون شما که می دانید من به hifi.ir سر می زنم با خود یک لحظه فکر
    نکردید که من این نوشته های شما را می خوانم ؟

    من کاری به بحث فنی شما و آقای اکبری ندارم ولی نوشته های شما نشان از آن دارد
    که همکاران من به آن می گویند بی ثباتی .

    نوشته های شما مانند نتهای موسیقی که غلط و ناقص اجرا می شود و
    هارمونی ندارد که در آخر شنونده این موسیقی می ماند گیج و گنگ که
    این موسیقی بود یا بازار مس گرها .

    آقای سینای عزیز . . .
    من نمی دونم که چند سال دارید اما امیدوارم که معنی حرفی که در مورد من زدید را
    بدانید .

    آقای اکبری یک زحمتی به خودشان دادند و hifi.ir را راه اندازی کردند که بشود خانه ای
    امن و امیدوار کننده برای افرادی مانند من بی آگاه از hifi .
    حالا نه تنها من بلکه حتی شما باید این حق را به آقای اکبری بدهیم که در سایتی که
    برای آن زحمت می کشد و از وقتش و پولش برای آگاهی دادن به افرادی مانند من
    هزینه می کند هر چه که دوست داشته باشد بنویسد و ما هستیم که باید انتخاب کنیم
    که نوشته های آقای مهندس اکبری را بخوانیم یا نه .
    فقط انتخاب و اگر نخواستیم پس سنگ اندازی هم نکنیم .
    حتی من حاضر هستم به شما قول بدهم که آفای اکبری با این نوشته هایش
    فروشندگان hifi در ایران را با خود دشمن کرده .

    آقای سینای عزیز . . .
    من به شرافتم قسم می خورم که تا الان آقای اکبری را به غیر از عکسی که مربوط به
    پست سیستم آقای ارمن هست ندیده ام .
    http://www.hifi.ir/?p=524

    پس به شما تضمین می دهم که این نوشته برای من و تفکر من و وجدان من می باشد .

    متاسفانه جامعه ما پر شده از تهمت و دروغ و نیرنگ . . .
    متاسفم . . .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    کنار امن کجا , کشتی شکسته کجا
    کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا

    ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
    کجا به در برمت ای دل شکسته کجا

    فرو گذاشت دل آن بادبان که می افراشت
    خیال بحر کجا این به گل نشسته کجا

    چنین که هر قدمی همرهی فرو افتاد
    به منزلی رسد این کاروان خسته کجا

    دلا حکایت خاکستر و شراره مپرس
    به باد رفته کجا و چو برق جسته کجا

    چه عیش خوش ز دل پاره پاره می طلبی
    نشاط نغمه کجا چنگ زه گسسته کجا

    بپرس سایه ز مرغان آشیان بر باد
    که می روند ازین باغ دسته دسته کجا .

  18. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:01

    از دوستانم بپرسم ؟!

    کدام دوست ؟ اگر کسی فهمید آقای اکبری منظور دقیقشان چیست … لطف کنه به من هم بگه !

  19. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:18

    یعنی نون به نرخ روز نخور . . .

    و در ضمن من منتظر اسناد شما هستم که به همه و من ثابت کنی
    که چرا و چگونه این تهمت را به من می زنید .

  20. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:37

    پارسا جان … به خدا همه حرف هات را قبول دارم !

    منم مینالم از بازار بدی که در ایران هست !

    یکی از عزیز ترین آشنایان من , از بهترین Audiophile هایی که در ایران بوده … و به جرات میتوانم بگوییم اولین اتاق دموی استاندارد و آکوستیک ایران , در منزل ایشان ایجاد شد … اولین کسی بودند که صدای tannoy را در ایران شنیدند. و خیلی کار ها کرده اند در این سال ها … فردی که حدود 60 سال سن دارد و 40 سال روی صدا کار کرده و موی در صدا سپید کرده !

    ایشان به دلیل بی صداقتی بازار , فعالیت در های فای را کنار گذاردند …

    کسانی که استودیو ” صدای الماس ” را میشناسند ( قدیمی است , از 1374 فعالیت نکرده ) ایشان را میشناسند !

    من هم موافقم با آگاهی رسانی …. , اما درست – اما انعطاف پذیر !

    نه اینکه وقتی از چیزی ابراز خوشحالی کنم …. در جواب حرفم به من شک کنند و به حرف من لقب خنده دار بدهند !

    در ابتدای یکی از یادداشت های شما این عبارت اضافه شد : ” طلا که پاک , چه منتش به خاک ” دفعه اول که دیدم این عبارت نبود …

    من نمیگم کار شماست .. چون اصولا امکان Edit برای کاربران معمولی وجود ندارد . و من و شما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم .

    اصلا بحث این ها نیست .

    من میتونستم از همان یادداشت اول بیخیال بشم و ول کنم .

    اما حرف هایی در مورد خودم زده شد … به جای اینکه در مورد مطلبم گفته شود !

    من 27 سالم هست … در مورد شما هم حرفی نزدم … گفتم یادداشت اقای پارسا ادیت شد … نگفتم آقای پارسا یادداشت را ادیت کرد .. ادیت فقط دست ادمین هست ! من نگفتم شما اختیار نوشته هایتان را به کسی دادید.. چرا جور دیگر مطالب را برداشت کردید اقای پارسا ؟

    من خودم طراحی وب و پورتال انجام میدهم … اینجور ادیت ها دست ادمین هست ! دست من و شما نیست . من به هیچ عنوان شما را مخاطب حرف هایم قرار ندادم !

    من بی صداقتی دیدم و نوشتم ! بلندگویی گران قیمت … به راحتی خراب شد … اما اینجا گفته نشد که ملت … اگه این بلندگو را دارید صدایش را خیلی بلند نکنید !

    هر چه میخواهید به من بگویید ! اینقدر این مدت حرف مزخرف و بی ربط به من گفته شد و ایمیل شده و گوشه کنایه چه در سایت و چه در فروم دیدم که حالم از هر چی های فای و مسایل مربوط به آن هست داره به هم میخوره !

    من با وجود گرفتاری هایی که دارم , همیشه به سایت ایشان سر میزدم … حال میکردم میخوندم مطالبش را … مدتی نقص دیدم در نوشته ها … انتقاد کردم … خنده دار شدم … دیوانه شدم … به روانپزشک محتاج شدم … غیر منطقی شدم … جواب هر حرف من در مورد های فای به خودم برگشت و از خودم گفته شد و هر توهین بی ربطی کرده شد !

    شما جای من بودید … در این شرایط سمفونی بتهوون مینواختید ؟! باز هم من که با روزی ده ها کلمه حرف ناجور مس گری کردم… هر چند اگر از پست های قبل بخوانید و نوشته هایمان را دنبال کنید ( تاکید میکنم : نوشته هایمان ) من هر چه ایشان گفتند را با حرف های خودشان مقایسه کردم !

    در مورد این که کسانی با ایشان دشمن شده اند خودم میدانم … چند ایمیل دریافت کردم از همین افرادی که از نا آگاهی مردم سو استفاده میکنند !
    مهم نیست !

    مجدد تاکید میکنم آقای پارسا طرف صحبت من شما نیستید ! چون شما نمیتونستید ادیت کنید !

    اما قبول کنید با من بد برخورد شد که من برخورد تند کردم !

    جواب های … هوی هست …
    ایشان به جای پاسخ دادن به حرف های من .. به خودم پرداختند و مدام اشتباه کردند … من هم همه را نوشتم تا بدانید !

    ::: من از روییدن خار سر دیـــوار دانستم … که ناکس کس نمیگردد بدین بالانشینی ها :::

    من میروم … اما یاد گرفتم که از کسانی که دنبال تعریف و تمجید هستند به هیچ وجه انتقاد نکنم !! کسانی که علنی درخواست میکنند که آنها را ” آقای …” و ” شما ” و … صدا کنیم افرادی نیستند که بشود کارشان را نقد کرد .

    قبول کنید برخورد بد دیدم که تند برخورد کردم …. اگر مس گری کردم شما بزرگوار و بخشاینده …

  21. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:41

    آخه چه نونی تو این دعوای لفظی برای من هست ؟!؟

    شما دیگه چرا ؟!؟

  22. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:43

    ::: ایشان اکانت من را در فروم سایت مسدود کردند :::

    این هم نتیجه انتقاد !

    آنوقت میگویند .. یادداشت هایت را پاک نمیکنم !

    برخورد رادیکالی دقیقا یعنی این !

  23. امیر حسین دوشنبه 13 اکتبر 2008 15:52

    دلیلش اینه دیگه حق نوشتن ندارید
    فقط همین جا (فقط کامنت های همین پست) اگر کسی چیزی نوشت میتونید بهش پاسخ بدید و از خودتون دفاع کنید

  24. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 16:22

    من متوجه نمیشم معنی : یادداشت هایت را پاک نخواهم کرد چیست ؟!

    شما که همه یادداشت های منو از فروم پاک کردی که !!

    اونجا که با هم دعوا نداشتیم که ! هر کی مطلب خودش را مینوشت !

    شما آخر ضد و نقیض هستی … خودت با حرکاتت خودت را داغون کردی همش را هم گردن من انداختی !

  25. امیر حسین دوشنبه 13 اکتبر 2008 16:46

    من اکانت شما رو غیر فعال کردم و بهمراهش همه نوشته هاتون رو هم در انجمن پاک کردم، دلیلش این بود دیگه حق حضور در سایت رو ندارید.
    نمیخواستم اونجا رو هم مثل اینجا تبدیل به چنین فضایی کنید چون دیدم اونجا هم چنین بحثی رو با f2a شروع کردید.

    آقای محترم شما حق نوشتن در سایت یا انجمن را ندارید، دلیلش رو بارها توضیح دادم.

    همه فهمیدند چقدر آدم مظلوم و مثبتی هستید و فقط یک انتقاد ساده باعث شد من شما رو از سایت بیرون کنم!
    همه فهمیدند حق با شما بود و من بخاطر دلایلی که ذکر کردید رادیکالی برخورد کردم!

    لطفا دیگه کامنت نگذارید و من از بقیه دوستان هم خواهش میکنم این بحث رو ادامه ندهند.
    موفق باشی

  26. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 16:53

    آقای سینای عزیز . . .
    من کاری به بحث فنی شما با آقای اکبری ندارم .

    شما عذر بدتر از گناه می آورید .
    شما می گویید که آقای اکبری نوشته های منو ( پارسا ) ادیت کرده ,
    پس از شما خواهش می کنم که مدارک و اسناد خودتان را رو کنید تا
    من و همه کسانی که این نوشته ها را می خوانند , بفهمند که چه کسی
    دارد دروغ می گویید .

    من منتظر هستم . . .

  27. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 17:09

    ایمیلتون را بگذارید فایل text و فایل تصویری را برایتان send میکنم

    خود متن را بخام اینجا بگذارم بسیار طولانی هست فکر نکنم در یک کامنت جا بشه !

  28. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 17:21

    در ضمن اینجا امکان attach کردن عکس وجود ندارد .

    جناب پارسا ترسی از کسی ندارم که اینطور حرف میزنید … شما شدید کاسه داغتر از آش ؟

    من در مورد آقای اکبری حرف میزنم … شما خودتون را جلو میندازید .

    ایمیل بدید براتون ایمیل میکنم . گفتم اینجا امکان آپلود عکس نداره ! وگرنه میگذاشتم همه ببینند . من اول تصورم بر این بود که سایت ایراد داره ! برای همین هم ایمیل کردم خودم هم شک داشتم . اما حالا نظرم داره بر میگرده .

    من از دونه دونه یادداشت ها Print screen دارم ! حتی مطالبی که خودم نوشتم !

  29. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 17:22

    براتون ایمیل میکنم … دیگه هم کاری با این جماعت تماما” منطقی و دانشمند و عاقل اندر سفیه ندارم !

  30. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 17:51

    ولی من می خواهم که در این جا به این کار اقدام کنید .
    تا همه بفهمند که چه کسی دارد دروغ می گویید .

    نوشته های که در مورد ادیت شدن نوشته های من نوشتید
    برای چندومین بار خوندم .

    واقعا متاسفم که برای اثبات نوشته هات دست به هر چیزی می زنید .

    اما در مورد “طلا که پاک , چه منتش به خاک ”
    این جمله ای هست که همیشه جزو مثلهای هست که من استفاده
    می کنم و این را می توانید از همکاران و دوستان من بپرسید و من
    این مثل را سر مشق خودم گذاشتم چون به آن ایمان دارم .

    من یاد گرفته ام که همیشه راست بگوییم و بنویسم .
    این مثل را کسی یاد من داد که یکی از اساتید من در
    دانشگاه بود و به خاطر درست کاری و نوشتن حقیقت
    مجبورش کردن بعد از سی و اندی سال تدریس در دانشگاهها
    به غربت هجرت کند .

    من منتظر اسناد شما هستم . . .

  31. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 17:56

    حالا بعد از توهین های که به آقای اکبری کردید نوبت
    من شده ؟

    من فقط از شما مدرک وسند می خواهم ولی شما
    توهین می کنید .

  32. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 18:05

    شما بفرمایید چه جوری من میتونم اینجا عکس آپلود کنم ؟ آپلود میکنم همه ببینند …

    من از اولش گفتم که print screen هست و فایل text

    فایل text را با این روحیات , قطعا قبول نمی کنید و میگویید ویرایش شده … عکس باز نتیجه بهتری دارد …

    بگویید چه جوری عکس اپلود کنم … من هم میذارم …ایشان لطف کردند اکانت فروم من را بستند .. وگرنه در فروم برای شما آپلود میکردم !

    آقای راست گو … یه طرفه به قاضی نرو …

    در ضمن بنده همکاران و دوستان شما را نمیشناسم !!! فکر کنم حواستون نیست که من حتی نمی دونم کی هستید شما !

  33. سینا دوشنبه 13 اکتبر 2008 18:09

    آقا جان من چی کار به شما دارم ….؟!

    من میگم جای دیگه ادیت شده … شما به خودت گرفتی ؟!

    کی در مورد شما حرف زد اصلا !؟!

    خب شما بگید من چه جوری ارسال کنم میفرستم .. باز مدام میگید که اینجا بفرست !

    عجب گیری افتادیم ما !

    من چه توهینی به شما کردم ؟!؟

  34. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 18:34

    آقای راست گو … یه طرفه به قاضی نرو …

    از این جملات زیاد شنیدم .

    بهتر نگاهی به یادداشت 28 بندازید
    من از شما مدرک می خواهم شما منو به کاسه آش تشبیه می کنید .

    در هر صورت میگد اینجا نمی شه باشه این ایمیل من :
    parsa180@yahoo.com

  35. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 18:39

    در ضمن در مورد یادداشت 32
    که فرمودید که :
    فایل text را با این روحیات , قطعا قبول نمی کنید و میگویید ویرایش شده …

    خیلی بد است که دارم از نوشته ام و حقم دفاع می کنم .

    پس اگر نمی دونی , بدون که عکس را هم میشه ویرایش کرد .

  36. پارسا دوشنبه 13 اکتبر 2008 18:40

    خیلی بد است که دارم از نوشته ام و حقم دفاع می کنم ؟؟؟

  37. امیر حسین سه شنبه 14 اکتبر 2008 18:23

    آقای مباشرفر
    یک خبر بد دارم، اونقدرها که فکر میکردی زرنگ نیستی
    خیلی سعی کردی ذهن مخاطب منو به بازی بگیری و به هر شکل ممکن تخریبم کنی اما اینجا اشتباه کردی.
    عکسی (screen Shot ای) که برای مهندس پارسا فرستادی رو من دیدم. طبق قاعده فاصله متن از تاپیک بالا یک مقدار مشخص هست و شما وقتی در فتوشاپ عکس رو ویرایش میکردید کمی حواستون به این فاصله نبود و کمی متن رو پایین تر از اندازه اش قرار دادی.
    من از مهندس پارسا میخوام این عکس رو برای کسانی که مایلند مطمئن باشند بفرستند تا حقیقت برای همه روشن بشه.
    کسانی که عکس رو دریافت میکنند فقط کافیه رزولوشن عکس رو چند برابر کنند تا در فتوشاپ تفاوت ها واضح تر بشه و دو تا متن رو با هم مقایسه کنند و ببینید فاصله متن از تاپیک بالا فرق داره.

    بخشی از ماهیت شما 29 فروردین سال 87 برای من مشخص شد نه امروز و البته این روزها به عمقش هم پی بردم و فکر نمیکردم تا این حد دوست داشتنی باشید.

    این مطلب رو نوشتم نه برای اینکه به مخاطبم دروغها و تهمت های شما رو ثابت کنم ، نه ، مخاطبان من بهتر از من از نوشته هاتون پی به ماهیت شما بردند اما اینو نوشتم تا دوستانتون ببینند و از این به بعد روی هوش سرشار شما حساب باز نکنند.

    شما حرمت منو در سایتم در خانه ام جلوی چشم همه زیر پا گذاشتی ، جایی که براش خیلی زحمت کشیدم ، این حق من نبود اما متاسفانه شما هم به اون چیزی که میخواستی نرسیدی.
    برات متاسفم

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*