رویای آن شب حقیقت داشت؟!

رویای آن شب حقیقت داشت؟!

دوشنبه 17 نوامبر 2008
/ / /

امروز حول و حوش ساعت 5 بود که با آقای آرمن الکساندریان صحبت میکردم ، ایشان از من دعوت کردند تا صدای سیستم ایشان را بشنوم. من بدلیل اینکه خیلی زیاد مزاحم ایشان میشوم کمی رفتم تو مد تعارف و مزاحم نمیشم و این جور حرفها که در دلم به خودم گفتم آخه کدوم آدم … ای وقتی به خانه ایشان دعوت میشه شروع به تعارف میکنه ، فکر میکنم خانه ایشان تنها جایی است که دوست دارم فقط موسیقی بشنوم (نه اینکه سیستم تست کنم) و در هر زمان و مکانی که باشم تحت هر شرایطی دوست دارم به دعوت ایشان پاسخ مثبت بدم چون تجربه شنیدن موسیقی در آنجا دنیایی دیگر هست.

چند روز پیش هم من آنجا بودم و ایشان خیلی تغییرات را تست کردند و به نتایج خیلی خوبی رسیدند، من فقط دلم میخواست صدا کمی بیشتر کار کنه تا به آن حالت پایدار از نظر انتقال انرژی برسه و صدا از نگاه من نیاز به هیچ چیز دیگری نداشت.

چند روز سیستم دائم کار کرد و به حالت خیلی راحت تر و ملایم تری رسید. امروز که من آنجا بودم تغییرات زیر داده شده بود:

· فاصله دو بلندگو و مکان شنونده و Toe-in بلندگو و فاصله بلندگو از دیوار عقب همگی در حد کمتر از 2 سانتی متر تغییرات داشت و الحق و والانصاف اعتراف میکنم گوش ایشان خیلی خیلی خوب صدا رو در بهترین حالت تنظیم کرده بود. ارتفاع یونیت بالای بلندگوی ویلسون (قسمت سر بلندگو که اسمش Watt هست) نسبت به سطح افق هم تغییر کرده بود و بر اساس آکوستیک و مکان گوش شنونده کمی بالاتر برده شده بود که این تغییر بسیار بسیار به بهتر شدن تصویر کمک کرد.

من خیلی حال کردم و لذت بردیم از اینکه ایشان به این خوبی این تنظیمات رو با گوششون انجام داده بودند و من حتی نسبت به گذشته تصویر بسیار بسیار بهتری داشتم. هم یکپارچگی تصویر دو کانال صدا (بین بلندگوی چپ و راست) از عرض بین دو بلندگو عالی بود ، هم Openness و شفافیت کل نواحی فرکانسی خیلی بهتر شده بود(احساس میکردید در هیچ ناحیه فرکانسی کمترین ماسکی بر روی تصویر قرار نگرفته است) ، هم هر ساز بهتر از قبل در فضا جا گرفته بود (در نقطه درست تر از قبل) هم از نظر ارتفاع و هم از نظر عمق و عرض ، جداسازی سازها در فضا بهتر بود و بالانس فرکانسی هم متعادل تر بنظر میرسید و انگار صدا رویکردی مستقیم به شنونده داشت و بلندگو صدای سازها و صدای خواننده را در جهت روبرو و مستقیم به سمت گوش ما پخش میکرد یعنی احساس نمیکردید دایانا موقع خوندن کمی سرش رو به سمت بالا داده و داره میخونه و این حس بود که دایانا دقیقا روبروی شنونده هست و جهت حرکت موج صوتی صداش مستقیم به سمت گوش ماست. جداسازی ، عمق و Focus هم افزایش یافت و Air بین سازها کاملا حس میشد و کلا یک تصویر فوق العاده و باور نکردنی داشتیم.

تصویر بی نظیر بود بهتر از گذشته و شنونده کاملا در فضای استریویی قرار داشت، حالت ساراند صدا در آلبوم راجر واترز هوش از سر آدم میبرد، من گفتم حتی آقای ویلسون هم باید اینجا صدا بشنوه و فکر کنم صدا اینجا از کلیسای سن … که آقای ویلسون اونجا صدا میشنوه هم خیلی بهتره.

تو امریکا وقتی کسی ویلسون میخره یک آدم واردی از طرف شرکتش میاد و برای مشتری بلندگو رو setup میکنه ولی اینجا آقای آرمن طوری این بلندگو را در اتاق چیدند که من فکر نکنم خود آقای ویلسون هم بتونه چنین Placement ای رو انجام بده. دیگه مقیاس تغییر مکان بلندگو به زیر 5 میلیمتر رسیده ؟!!!

آرمن جان مرسی ، دوستان نمیدونند که شما چندین سال قهرمان بدون چون و چرای مسابقات Race در ایران بودید اما الان فهمیدند شما در Race صداگرفتن هم همه رو جا گذاشتید ، واقعا مرسی امیدوارم بیشتر از شما یاد بگیرم و در مسیر شما حرکت کنم.

خوشحالم یک نفر در ایران پیدا شد که چنین زحماتی رو کشید و به اینجا رسید و بسیار بسیار واقع بینانه و با اتکا به گوش خودش مسیر درست رو پیدا کرد و در کمترین زمان به مقصد رسید. من باید از کسی که باعث شد آقای آرمن وارد دنیای های فای بشوند تشکر کنم و خیلی خوب شد چنین اتفاقی افتاد چون من ممکن بود هیچوقت چنین تجربه ای رو بدست نیارم.

باید اون صدا رو بشنوید تا باور کنید…

داشتم چی میگفتم که یادم رفت ؟؟؟ …. آها

داشتم از تغییرات میگفتم:

· میز جلوی شنونده که ابعادش تقریبا 70 سانتی متر در 70 سانتی متر و به ارتفاع 40 بود برداشته شد که این تغییر باز هم به وضوح تصویر و مشخص بودن تصویر کمک کرد

· Rack دستگاه در حد تقریبا 20 سانتی متر عقب رفت و باز هم تصویر بهتر شد

· میز شیشه ای فضای سمت چپ کمی عقب تر رفت

· سیستم بیشتر کار کرد و دمای dCS رسید به 50 درجه که فقط 3 درجه از زمان تابستان کمتر بود. صدا بسیار Lush تر و در میکرو بهتر از گذشته شد و جا افتاد تا لذت شنیداری و Passion صدا خیلی بیشتر بشه و هنوز هم در این شاخص جا برای بهتر شدن داره البته در مقیاسی کم

از آقای آرمن خواهش میکنم لیست کل تغییرات رو از ابتدا تا به این لحظه در اختیار من قرار دهند تا دوستان در جریان کامل این تغییرات و نحوه تاثیر آنها بر صدا قرار بگیرند. در ضمن من از آقای آرمن خواهش کردم نوشتن در مورد صدا رو در یک وبلاگ شروع کنند و امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفته و دوستان به یک منبع اطلاعات جدید دسترسی داشته باشند.

ایشان برعکس من که به Solidstate بیشتر توجه داشتم به لامپ ها علاقه خیلی بیشتری دارند و من فکر میکنم نگاه ایشان میتواند کمک زیادی به دوستان کند تا در مسیری بهتر به سمت جلو حرکت کنند چرا که کسانی که به صدای لامپ علاقه بیشتری دارند و سلیقه شنیداریشان به ایشان نزدیک است با نوشته های ایشان بهتر ارتباط برقرار خواهند کرد.

درسته من همیشه روی سلیقه شنیداری تاکید داشتم و انتخاب صدا رو به عهده خواننده گذاشتم اما بهر حال از صداهایی که دوست داشتم بیشتر نوشتم و تاکید بیشتری روی آنها داشتم و این مساله طبیعتا میتونه مخاطبان ای رو که با من هم سلیقه ترند بیشتر جذب کنه و نه همه افراد رو اما وقتی یک شخص دیگه و با سلیقه ای متفاوت مطلب بنویسه طبیعتا فضا تغییر خواهد داشت و مخاطبانی که سلیقه آنها به آقای آرمن شباهت بیشتری دارد لذت بیشتری خواهند برد.

امیدوارم این اتفاق بیفته و ایشان حوصله نوشتن در سایت رو داشته باشند ، واقعا دارم امیدوار میشم اتفاقات خیلی خوبی داره میفته و روزهای خوبی در پیش خواهد بود.

صدا بجای 1000 شد 1100 البته من فکر میکنم قبلا اشتباه کردم و باید میگفتم صدای سیستم های دیگه بین 1 تا 100 هست و صدای این سیستم رو باید بجای 1000 میگفتم 10000 ، هرچند ممکنه کمی خواننده من تعجب کنه و منم نمیتونم با نوشتن چیزی رو ثابت کنم اما امیدوارم روزی شما اون صدا رو بشنوید تا باور کنید چقدر کارهایی که آقای آرمن انجام دادند و نیز مساله آکوستیک مهم هست.

ببینید من حرفم اینه دقت دستگاه ها خیلی میتونه با هم فرق داشته باشه ، مثلا حتی دو تا آمپلی فایر خیلی خوب 50 هزار دلاری هم واقعا میتونند تفاوت صدای زیادی داشته باشند خصوصا اگر گوش شنونده خیلی به صدا حساس باشه اما فرق زیاد در Fidelity به معنای همون مقیاس تفاوت در لذت شنیداری نیست. چیزی که باعث شده من این همه بخاطر آکوستیک سروصدا کنم و وقت شما رو بگیرم بخاطر اون مقیاس زیاد تفاوت در لذت شنیداری هست و این تفاوت طوری هست که اصلا نگاه شما رو به های فای عوض میکنه.

رابرت هارلی میگفت وقتی من کاملا آکوستیک رو از پایه درست کردم خیلی از طراحان بلندگو و آمپلی فایر که خودشون دستگاه رو ساخته بودند و برای review به من داده بودند وقتی صدای سیستمشون رو در خانه من میشنیدند کاملا تعجب میکردند.

وقتی در یک فضای خوب صدا میشنوید باور میکنید آکوستیک بد و حتی معمولی مثل خانه های ما مثل فیلتری عمل میکنه که همه چیزهای خوب رو از صدا میگیره و لذت شنیداری رو میاره زیر 100 درحالی که ممکنه پتانسیل سیستم شما در یک فضای خوب 1000 باشه. درسته یک ضبط بی کیفیت حتی در یک فضای ایده ال نمیتونه این همه شنونده رو Involve کنه اما یک سیستم خوب هم در یک فضای معمولی فرق چندانی با همون ضبط بی کیفیت نداره.

راستی دوستان با اینکه من اینهمه به آکوستیک گیر دادم باز از من پرسیدند سیستم دمو چی بود؟!!!

باید بگم سورس دیجیتال dCS Elgar بود با کلاک مجزا ، سورس dCS بدون Pre Amplifier از طریق کابل یک متری Transparent مستقیما دایرکت شده بود به Power Amplifier لامپی مدل 140 شرکت Conrad-Johnson با کابل بلندگوی بسیار کوتاه 1.2 متری Shunyata research و بلندگوی همیشه دوست داشتنی Watt/Puppy سری 7 . کابل های برق هم Transparent بودند.

صدا با کارکرد بیشتر و ثابت ماندن کابل ها و همه اجزاء گرم تر خواهد شد ، به پایداری حرارتی خواهد رسید ، در مقیاس کمی Lush تر هم خواهد شد و در میکرو کمی Vibrant تر و Emotional تر هم خواهد شد و من اگر بتونم همه شما ها رو اونجا جمع خواهم کرد و البته پول بلیطش برای هر یک نفر میشه 300 هزار تومن برای فقط یک ساعت روی صندلی راننده. البته با گرم شدن بیشتر سیستم این قیمت افزایش صعودی هم خواهد داشت و فکر میکنم به 1 میلیون تومن هم برسه .

متقاضیان میتوانند برای ثبت نام از طریق ایمیل آمادگی خود را اعلام دارند.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*