فقط 10% و نه بیشتر

فقط 10% و نه بیشتر

پنجشنبه 13 نوامبر 2008
/ / /

گزارش لحظه به لحظه از صدایی که ارزشش 1000 هست

یک بار دیگر خانه دوست عزیز آقای آرمن صدا شنیدم. در خانه آقای آرمن تفاوت ها بسیار بسیار راحت شنیده میشه و سیستم ایشان صدایی Revealing داره که در یک فضای خوب تمام تحرکات صدا در مقیاس میکرو لمس میشه. مفهوم Revealing رو میشه اینجور درک کرد که تفاوت رکوردها با هم خیلی زیاد و صدا خیلی نزدیک و با تمام جزئیات ریزش پخش میشه. نباید Revealing بودن رو با صدایی که گسترش فرکانسی زیادی داره (خصوصا اطلاعاتی که در فرکانسهای بالای صدا بشکل غیر طبیعی هست) و دیستورشن کمی داره اشتباه گرفت. مفهوم Revealing یعنی اطلاعات خیلی ریز صدا که مربوط به Texture ، Ambience و Emotional بودن صدا میشه رو براحتی بشنویم.

در خانه آقای آرمن اطلاعات خیلی زیادی از صدا بشکلی Smooth و Musical رندر میشه و شنونده مفهوم Revealing رو بخوبی اونجا درک میکنه.

Start

پخش صدا شروع شد و من منتظر یک Presence عالی بودم اما بعد از گذشت چند لحظه احساس کردم صدا با من حرف نمیزنه و اون کشش Passion رو نداره. اول فکر کردم باید دستگاه بیشتر کار کنه تا گرم تر بشه و در این بین مشغول گفتگو بشیم. فکر کردم باید آروم آروم اون زیبایی گذشته خودش رو نشون بده و صدا بالا (یعنی صدا به حالت خوب برسه) بیاد. گفتم شاید حتی غیر از خود سیستم گوش ما هم باید وارد فضای موسیقی بشه تا به صدا عادت کنه. البته من روی صندلی راننده نبودم و کل تصویر رو بخوبی صندلی راننده حس نمیکردم اما قضاوت نکردم و سعی کردم صبر کنم ببینم صدا به کجا میرسه.

من رکوردهایی رو آوردم که دفعه پیش نیاورده بودم و بنظرم این مساله و مساله دور بودن از صندلی راننده کمی زمان درک تغییرات رو در من افزایش داد. یک چیز کاملا مشخص بود اونم اینکه من هیچ رکوردی رو تا آخر گوش ندادم و نرسیده تا آخر سیستم رو Stop کردم. این مساله نشون میده صدا Musical نیست و شنونده Involve نمیشه.

باز هم صبر کردم تا صدا بیشتر جا بیفته ، مشکل این بود دمای هوای اتاق نسبت به هفته پیش حداقل 15 درجه تغییر داشت و فضای اتاق خیلی سردتر از گذشته بود. نکته دیگه اینکه آمپلی فایر Conrad-Johnson چند روز پیش بخاطر یک تست مدتی از برق جدا شده بود و وقتی ما صداش رو شنیدیدم مدت زیادی نبود که به برق وصل شده بود. حدس زدم کاهش زیاد دما هم روی بلندگو تاثیر داشته و هم روی الکترونیک و خصوصا کریستال کلاک دیجیتال و سرد بودن سیستم باعث چنین فاصله ای از حالت ایده ال شده.

البته دوستانی هم به من گفتند اون شب که خیلی از صدا تعریف کردی و گفتی هوش از سرت رفت شاید بقول معروف “عرقش خوب بوده” اما من به خنده به دوستان گفتم اکبری یه اعتقاداتی داره و محال ممکنه لب به آب شنگولی بزنه و هم به گوشش اعتماد داره و هم بعد این سالها محال ممکنه یک صدایی به سادگی Impress اش کنه.

باید معجزه آکوستیک رو باور کرد و از نگاه من چاره ای جز این نیست. من معتقدم اگر Musical ترین سیستم صوتی (با هر قیمتی حتی بالای 1 میلیون دلار) رو در خانه تان بشکلی عالی Setup کنید و به همه نکات هم توجه کنید حداکثر از 10% کارایی و Musicality سیستمتون صدا خواهید گرفت.

برگردیم به خانه آقای آرمن که صدا در حال پخش بود و من تمام تمرکزم روی صدا بود ببینیم تا مشکل از کجاست. صدا حس و حال نداشت و اطلاعات میکرو صدا حذف شده بود و تا حدی هم شنونده رو پس میزد و اجازه لذت بردن نمیداد.

با افزایش فرکانس بافت صدا خشک تر و حالت راحت و طبیعی صدا کم میشد بعلاوه اینکه صدا جذاب و شنیدنی نبود. کمی اعصابم به هم ریخت چون بیش از یک ساعت بود که صدا به حالت گذشته برنمیگشت و حتی نزدیک هم نمیشد. صدایی که من قبلا شنیده بودم کشش وصف ناپذیری داشت اما این صدا نه تنها کششی ایجاد نمیکرد بلکه شنونده رو اذیت هم میکرد. چه تناقض بزرگی؟!

باید بگم وقتی میبینی مقیاس تغییر خیلی زیاد میشه و هرچی فکر میکنی میبینی چیزی تغییر نکرده اعصابت به هم میریزه.

من هنوز روی صندلی راننده ننشسته بودم و روی صندلی بغل به صدا گوش میدادم. من تجربه سرد شدن سیستم و تاثیرش رو روی صدا داشتم و میدونم یک دستگاه با کاهش زیاد دما و از برق جدا بودن اون حالت راحت و اون Lushness رو از دست میده اما صدا فقط مشکل Lushness نداشت بلکه اعصاب خورد کن پخش میشد.

جالبه بدونید dCS یک نشانگر دمای داخلی داره که دمای داخل dCS رو نشون میده، برام خیلی جذاب بود و تابحال ندیده بودم دستگاهی دمای داخلش رو نشون بده و دمای dCS نسبت به گذشته تغییر داشت.

کمی برای دوستان در مورد تاثیر سرما سخنرانی کردم اما واقعا اعصابم خورد بود و خودم این مقیاس رو باور نداشتم. از اونجایی که در خانه جناب آرمن قبلا یک معجزه رخ داده بود گفتم شاید بازم یک معجزه دیگه در حال اتفاق هست.

کمی وضعیت خودم رو چک کردم، اون شب من خیلی سرحال بودم و کیفم کوک بود و خیلی هم حوصله شنیدن داشتم اما صدا بجای اینکه منو دعوت به شنیدن بیشتر کنه منو پس میزد.

بافت صدا اون حالت مخملی و حریر مانند رو نداشت ، در ولوم های بالاتر کاملا شنونده رو اذیت میکرد و اصلا نمیشد به صدا ولوم داد، در پس زمینه آرامش شنونده رو به هم میریخت و نه از اون Low Level Information خبری بود و نه از Harmonic Richness و نه از اون حالت Layered بودن تصویر و نه از شفافیت و Musicality گذشته و نه از اون Depth و air و حس و حال.

صدا از 1000 اومد زیر 100 و شد مثل سیستمهایی که ما تو خونمون دارم.

هم حالت 3D در تصویر هر ساز رفت و هم صدا اون decay رو نداشت. انگار چشممون رو میبستیم احساس میکردیم یک Solidstate بد داره صدا رو بشکلی mechanical پخش میکنه و به شنونده بد و بیراه میگه.

تفاوت رکوردهای خوب با بد خیلی کمتر شد و انگار یک ماسکی به صدا زدند که تمام زیبائیهاش رو گرفت و اعصاب منو به هم ریخت.

خدایا چرا اینجوری شد؟ دختری زیبا شد پیرزنی …

صدا قبلا منو نوازش میکرد و کاملا در موسیقی فرو میبرد اما الان …

با اینکه مقیاس تفاوت خیلی زیاد بود به تجربه ام شک نکردم و گفتم من قبلا 1000 شنیدم اما الان دارم زیر 100 میشنوم و باور نکردم قبلا Impress شدم. احساس اکبری در مورد صدا بهش دروغ نمیگه ، مطمئن باشید و کمی صبر کنید!

دوست خوبمون که میهمان آقای آرمن بودند رفتند و این سوال براشون مطرح شد که این اکبری که این همه سرو صدا کرده ممکنه تا این حد در اشتباه باشه؟!

من نشستم روی صندلی راننده تا ببینم وضعیت دقیق صدا چگونه هست.

عرض و طول تصویر بنظر تغییری نداشت اما کمی عمقش نسبت به گذشته فرق داشت و هر ساز اون حالت 3D رو نداشت.

صدا تقریبا مثل گذشته Immediate بود و من در این شاخص تغییری حس نکردم.

هر ساز نسبتا سر جای خودش بود و Scale و حجم صدا خوب بود.

شفافیت کم شده بود اما شکل تغییرش کمی تعجب آور بود، مثلا در سازهایی که در محور عمودی به زمین نزدیک تر بودند وضعیت بدتر بود و البته در فرکانسهای وسط و بالا اون low Level Information مثل Ambience و Texture مخملی و اطلاعات زیاد روی رکورد خراب شده بود.

دیدم کمی تو فرکانسهای پایین تر اون حالت تار بودن بنظرم بیشتر شده اما بدبختی از اینجا بود من رکوردهایی که دفعه پیش اونجا تست کرده بودم رو نیاورده بودم و 10 تا رکورد دیگه رو آورده بودم. فقط دایانا کرال به گوشم آشنا بود که وقتی صدای دایانا اوج میگرفت صدا اصلا قابل قیاس با گذشته نبود.

از آقای آرمن پرسیدم چه تغییراتی داده شد ، گفتند جای لرزه گیر زیر آمپلی فایر کمی تغییر کرد ، صندلی سمت راست برداشته شد و کمی هم روی شیشه ها جاذب قرار گرفت و یک فرش هم زیر پای شنونده قرار گرفت.

بنظرم همه تغییرات کاملا مثبت بود و باید صدا بهتر میشد.

تصمیم گرفتیم یکی یکی برگردیم به حالت قبل و فرش رو از جلوی سیستم برداشتیم تا روی پارکت کف چیزی نباشه. اولش خیلی چیزی حس نشد و گفتیم یک موسیقی ساده تر مثل “زمستان است شجریان” رو بگذاریم که چند دقیقه پیش شنیدیم.

صدا متفاوت شد و ما در صدا دقیق تر میشدیم ، اما نه انگار فرق کرد؟!

دوباره فرش رو انداختیم و بعد دقیق تر به صدای شجریان گوش دادیم ، آرمن گفت انگار صدا تو حالت با فرش پوک تر شده و اون حالت درست رو نداره ، منم قبول کردم.

بیشتر دقیق شدیم و بیشتر در دو حالت شنیدم و Wow ؟؟؟؟؟

اعصابم آروم شد چون صدا زنده شد و برگشت…

الان دیگه خیلی دلمون میخواست ولوم بدیم و صدا بشنویم اما خیلی تا اون لحظه از من انرژی گرفته شد چون خیلی ناراحت بودم.

صدا انگار مثل چشم بندی بود و باور کردنی نبود یک فرشی که همه فکر میکنیم بهتره باشه تا بازگشت رو بگیره تا این حد صدا رو خراب کرده بود.

دیگه به شما حق میدم داستانهای خانه آرمن رو باور نکنید چون منم نمیتونستم چنین چیزی رو باور کنم.

الان دیگه موسیقی رو راحت تا آخر میشنویم و مشکلی نیست. صدا انگار در همه فرکانسها یک انرژی اضافی و آزار دهنده داشت که هم خیلی روی Openness تاثیر گذاشته بود و هم روی درخشش ، شفافیت و Musicality صدا. صدا اون صافی و راحتی و درخشش رو بدست آورد و صدای دایانا در فضا بلند شد.

بعد از برداشتن فرش من مدت خیلی کمی اونجا موندم و آمدم خونه و نشد کاملا روی تفاوت ها تمرکز کنم و خیلی دقیق براتون بنویسم اما یه چیزهایی کاملا مشخص بود.

فرکانسهای Mid/bass تا bass شفافیت و تعریف بهتری پیدا کردند و با احساسی راحت و بدون انرژی اضافی پخش میشدند.

هوم رفت و Tonality صدا درست شد و فرکانسهای میانی تعریف و شفافیت لازم رو پیدا کرد بدون حالت آزار دهنده و مبهم.

جریان و Presence صدا دوباره دوست داشتنی و راحت شد که لذت شنیدن رو برگردوند و اون حالت Horrible محو شد.

به صدا ولوم میدادی و لذت میبردی و با موسیقی همراه میشدی، صدا دیگه فشار و استرسی رو به شنونده منتقل نمیکرد و لذت شنیداری خیلی بیشتر شد. Effect ها زیبای صدا راحت تر و بهتر شنیده شدند و همه چیز رفت سر جای خودش.

قبلا انگار یه چیزی کرده بودند تو دهن دایانا کرال که نمیتونست درست بخونه اما الان وضعیت درست شد و گلوی صدا باز و صاف شد.

صدا قبلا جیغ میزد اما الان با آدم حرف میزنه و نوازشت میکنه، انگار همه نقاط فرکانسی سیگنال که در کنار هم بودند با هم تداخل داشتند اما با جدا شدن فرش صدا باز شد ( ناحیه های مجاور فرکانسی جدا از هم و خیلی واضح تر و Smooth تر شنیده میشدند) و اون ابهام ، ماسک و تنش صدا در Midrange رفت.

صدا از حالت صدا شد موسیقی ….

از نگاه آقای آرمن حتی ریتم هم درست شد و اومد سرجاش ، منم موافق بودم و جریان صدا واقعا در اینتروال های زمانی بهتر شده بود.

من میگم پاسخ فاز فرکانسی اگر درست و Smooth باشه چه انرژی مثبتی به شنونده منتقل میشه .

تجربه واقعا عجیبی بود و انتظار ندارم تا نشنوید باورش کنید اما من میگم HiFi.ir رو جدی بگیرید و بهش اعتماد کنید.

البته صدا دقیقا مثل دفعه پیش نشد و کمی اون Lushness و حالت حریر مانند و جا افتادگی گذشته رو بنظرم نداشت که مقیاسش خیلی زیاد نبود و قابل ربط به سرما بود. یعنی میشد باور کرد سرد شدن کل سیستم و از برق جدا شدن سیستم در این مقیاس میتونه تغییر ایجاد کنه، خیالم راحت شد و رفتم خونه.

من و دوست عزیزم آقای آرمن چند نتیجه گرفتیم:

اول اینکه شما همین حالا حداکثر از 10 درصد کارایی سیستمتون دارید استفاده میکنید و تا درست فضا رو آکوستیک نکنید وضعیت تغییری نخواهد کرد حتی اگر 500 میلیون پول سیستم بدید

دوم اینکه آکوستیک یک چیز علمی هست که باید هر تغییری دقیقا تست بشه و اینجوری نیست با فرش انداختن و گلیم به دیوار زدن و پرده آویزون کردن و کارهایی اینجوری بتونیم به صدایی برسیم که در خانه آقای آرمن هست.

کارهای اینجوری فقط و فقط کمی سکوت صدا رو ممکنه زیاد کنه و صدا حالت Dead تر پیدا کنه اما اصلا اون زیبایی موسیقی رو به شما نمیده و همون طور که دیدید ممکنه وقتی داره ابروی صدا رو میگیره بزنه چشمش رو کامل کور کنه …

سوم اینکه یک سیستمی که در مقیاس 1000 داره به شما لذت شنیداری میده حتما همه چیزش درست و حساب شده هست و یک تغییر اشتباه میتونه خیلی راحت اون magic رو از صدا بگیره و لذت شنیداری رو بیارتش زیر 100.

آرمن جان من هرگز فراموش نمیکنم که زیباترین تجربه صدا رو در خانه شما بدست آوردم ، مرسی مرسی مرسی …

خوش بگذره

11 Comments

  1. behrang جمعه 14 نوامبر 2008 22:26

    سلام به شما دوست عزيز
    من كمي نگران شدم از اين بابت كه شما بيش از حد شيفته سيستم آقاي آرمن بشي و ديگه برات تحليل يك سيستم در اكوستيك بد سخت بشه
    هنر شما در اين است كه توانسته اي در بدترين آكوستيك دقيق ترين تحليل ها را بنويسي به نظر من هنر نيست در بهترين شرايط آكوستيك شخصي تحليل از سيستمي بنويسد كه شما همان سيستم را در شرايط بد بهتر و دقيق تر تحليل ميكنيد.
    امير جان ما در ايران زندگي ميكنيم و مردم كمترين اهميت را به آكوستيك ميدهند پس باز هم شما بايد در همين شرايط نادرست صدا بشنوي من اولين بار كه تحليل شما را از سيستم آقاي ارمن خواندم گفتم اكبري ديگه چطوري ميخواد در شرايط بد اكوستيك تحليل بنويسه
    براي شما بهترين را آرزو ميكنم.

  2. امیر حسین شنبه 15 نوامبر 2008 10:35

    مرسی از لطفی که دارید
    نگران نباشید ، من مینویسم در هر شرایطی و فقط محدودیت آکوستیک کار شنونده رو مشکل میکنه.
    نحوه تاثیر آکوستیک روی صدا طوری هست که مغز یک شنونده میتونه اون تاثیر رو حتی در شرایط بد آکوستیکی درک کنه و بتونه حتی در اون شرایط از خود بلندگو بنویسه و البته این کار خیلی راحت نیست.
    من مشکلم الان شده گرفتاری هام و وقت کم ، قرار بود در مورد specification ها و بی اعتبار بودن اونها بنویسم ، قرار بود تحلیل Duette رو بنویسم ، قرار بود از Ankoru و Maxx بنویسم ، قرار بود تحلیل Conrad-Johnson رو بنویسم ، قرار بود در مورد شاخص هایی که ممکنه شنونده رو در وحله اول impress کنه اما صدا ارزش کمی داشته باشه بنویسم تا شنونده بهتر بتونه تشخیص بده … اما تا این لحظه هیچ کدومشون رو از تو دفتر های فای ام به سایت منتقل نکردم.
    این روزها دارم مبحث ادبیات های فای رو کامل میکنم که خیلی زیاد شده و فکر میکنم تایپشون خیلی وقت ببره.

  3. امیر حسین شنبه 15 نوامبر 2008 10:38

    تا زمانی که دوستان خوبی مثل شما هستند منم هستم هرچند ممکنه گاهی بخاطر گرفتاری ها فعالیتم کم بشه.
    خوش باشید

  4. behrang شنبه 15 نوامبر 2008 18:42

    ممنون شما لطف داريد

  5. hooman شنبه 15 نوامبر 2008 23:12

    اقای مهندس اکبری در بار اول با یک صدای خوب از تجهیزاتی خوب برخورد می کند و بار دوم صدا یک جادو است و پس از بر رسی به تاثیر شگرف کف منزل می رسند و همه چیز درون یک جعبه بزرگ اسپیکر اتفاق می افتد !(اتاق چوبی )وبرای یک تحلیل گر این پایان کار محسوب نمی شود و همچنان به قضاوت در مورد دستگاههای دیگر خواهد پرداخت فراموش نکنیم اول باید با تجهیزاتی خوب به یک نقطه قابل بحث در hifi برسیم و سپس برای شنیدن یک صدای رویایی اهسته اهسته به تغیرات اکوستیکی مشغول شویم .و تحلیل می تواند افراد را در خرید تجهیزات و رسیدن به نقطه شروع اکوستیکی یاری کند .و این همانطور که گفتیم پایانی ندارد زیرا عرضه تجهیزات نیز ادامه خواهد داشت .ولی این صدای جادویی در اتاق چوبی در تمام دوران کار حرفه ای ایشان همراه ایشان خواهد بود تا اینکه در زمانی دیگر و دقیقا بر مکانی دیگر منطبق شود و بار دیگر همان صدا شنیده شود فکر می کنید کی ؟و کجا؟

  6. امیر حسین یکشنبه 16 نوامبر 2008 08:46

    مرسی
    در مورد تجهیزات خوب باید بگم نگاه من اینه صدای خیلی خوب نیاز به همه چیز خوب داره و علت تاکید زیاد من اینه در ایران میلیون ها پول صرف شده تا مشکل آکوستیک رو با خرید سیستم های گران تر حل کنند.
    من قبول دارم یک سیستم Complex ارزان نمیتونه اون صدای رویایی رو به من بده اما میدونم اگر سیستمی خوب طرحی و ساخته شده باشه و قیمت خیلی بالا و عجیبی نداشته باشه میتونه در یک فضای خوب منو کاملا راضی کنه.
    من قبلا هم گفتم برای هزینه کردن بالای یک میلیون باید آکوستیک تغییر کنه و البته منظورم این نیست برای یک سیستم مثلا 1 میلیونی بیاد 10 میلیون بده و کل اتاق رو آکوستیک کنه و انتظار داشته باشه یک معجزه اتفاق بیفته؛ نه من معتقدم باید به تناسب اون سیستم یک حرکت در جهت آکوستیک بهتر هم داشته باشه.
    فروشندگان بیشترین سود رو این وسط از خراب بودن آکوستیک خانه خریدار میبرند چون همیشه ذهن خریدار بخاطر بد بودن صدا متوجه ارتقا به مدل بالاتر هست و فروشنده هم از این موقعیت نهایت استفاده رو میکنه.

    هرچیزی باید تناسب داشته باشه و اگر من 1000 دلار دادم برای سیستم باید حتما بازگشت های اول رو در اتاق کنترل کنم. اگر سیستم من شد 5000 دلار (من الان فرض میکنم با افزایش قیمت دارم سیستم بهتری بدست میارم) و اطلاعات بیشتری از صدا رو پخش کرد و گسترش فرکانسی بیشتری به من داد باید علاوه بر بازگشت های اول رزونانس رو هم کنترل کنم و سعی کنم بیشتر از قبل به آکوستیک بپردازم. اگر هم سیستم من شد 50 هزار دلار قطعا باید فضا رو کاملا درست کنم تا بتونم از 100 درصد پتانسیل سیستم ام استفاده کنم.
    مشکل اینه در ایران کاربر حتی اگر با تلاش و زحمت به یک سیستم خیلی Musical و match خوب برسه و خیلی هم خوب tune اش کنه در یک فضای بد حتی به 10 درصد musicality اون هم نخواهد رسید و دوباره سعی میکنه با هزینه کردن و ارتقا وضعیت رو درست کنه.

  7. امیر حسین یکشنبه 16 نوامبر 2008 08:50

    من خلاصه حرفم اینه ما باید آکوستیک رو همانند بلندگو و یا یک کابل یک کامپوننت فرض کنیم و اهمیت اون رو خیلی بیشتر از بقیه اجزاء در نظر بگیریم و آنگاه به تناسب هزینه ای که میکنیم سهمی بسزا برای آن در نظر بگیریم.

  8. hooman یکشنبه 16 نوامبر 2008 10:57

    (انگار آکوستیک همه چیز صدا بود و ما نمیدونستیم ) این جمله ممکنه باعث توقف در مدت زمانی
    شود!!

  9. امیر حسین یکشنبه 16 نوامبر 2008 13:23

    چرا توقف؟

  10. hooman یکشنبه 16 نوامبر 2008 21:02

    همانطور که با تشریح موارد مثبت و قابل دسترس افراد را می توان ترغیب کرد همانقدر هم پیچیده گی می تواند باعث توقف شود .در جامعه ما کندی بسیار در خیلی از مسیر ها دیده می شود .چقدر انرژی صرف شده تا بتوان فهماند که صدای خروجی امپلی فایر ها با هم متفاوت است .حال این فرد را تصور کنید در یک منزل با همسری که اجازه نمی دهد یک میز جابجا شود .این بهانه ای خواهد برای توفف همین فرد .توقف برای اندیشیدن به یک تجهیزات hifi .
    حال حقیقت چیز دیگری است :
    ما برای صدای خوب یک اکوستیک مناسب لازم داریم و بدون ان امکان ندارد که بتوان به چیزی رسید .مثلا سرامیک را که اغلب در اپارتمان ها وجود دارد چه می شود کرد؟من شخصا در خیابان سهروردی یک نوع پوشش زیبا از کمپانی گالکسی پیدا کردم و روی سرامیک چسباندم .حال وضعیت بسیار امیدوار کننده است .
    و سپس تغییرات دیگربرای من نیاز به هزینه ندارد . پس موردی برای مخالفت با تحلیل شما ندارم . و در اصل این یک قانون فیزیکی برای صداست .
    برای تحلیل گری مثل شما ممکن است توقف به دنبال گوش دادن به صدا در چنین اکوستیکی این باشد که مامی توانیم به تمام تحلیل هایی که دستگاهی در ان نمره منفی گرفته تردید کنیم .ممکن است بتواند مانند مچینگ در تمام موارد خود را دخیل و تبدیل به یک ابهام قوی کند !
    بله حال ما با مچینگ و اکوستیک مواجه هستیم و سپس تا مدتی ما نظری بدون توجه به ان دو فاکتور مجهول ندهیم !ممکنه؟

  11. امیر حسین دوشنبه 17 نوامبر 2008 10:17

    مرسی
    در مورد توقف کاملا حق با شماست و قبول دارم بیشتر دوستان امکان آکوستیک کردن ندارند و ممکنه تا حدی با خوندن این مطلب احساس خوبی نداشته باشند و فکر کنند ممکنه هیچ گاه به اون چیزی که باید نمیرسند.
    اما من معتقدم اگر ما حقیقت رو بدانیم در هر شرایط راه منطقی تر رو انتخاب میکنیم و بهتر با جریان کنار می آییم. فکر میکنم کاربری که به این باور برسه دیگه بیشتر از 5 هزار دلار خرج نمیکنه و کم کم سعی میکنه به سمت آکوستیک بره، مطمئن باشید اگر ما بخواهیم روی چیزی تاکید کنیم کم کم انرژی هامون رو در اون جهت متمرکز میکنیم و قدم هایی برداشته میشه. مثلا بالاخره یک پنل آکوستیک میسازیم که به زیبایی خونه لطمه نزنه و همرسرمون رو هم راضی نگه داره و یا بالاخره فکری برای بهتر کردن آکوستیک خواهیم کرد که عملی باشه.
    خود من الان دست نگه داشتم تا شاید بتونم خانواده رو راضی کنم از چند تا پنل استفاده کنم و مطمئن هستم این اتفاق خواهد افتاد و فقط الان دارم دنبال یک پوشش زیبا برای پنل ای که ساختم میگردم.

    من مطمئن هستم اگر ما بخواهیم قطعا مسیر عوض خواهد شد و وضعیت بهتر خواهد شد.

    در مورد تحلیل باید بگم من موقع اظهار نظراتم خیلی سعی کردم همه آنچه که درک شد رو بنویسم و اظهار نظرم فقط بر اساس آنچه اطمینان داشتم باشه و نه حدس و البته اگر حدسی زدم آنرا به خواننده اعلام کردم تا خواننده بدونه دارم حدس میزنم.
    نکته ای که هست اینه مغز ما خیلی توانایی در پردازش و درک تفاوت ها داره و فکر میکنم حتی در شرایط بد، مغز (در صورتی که شما تجربه شنیداری قبلی خوبی داشته باشید) میتونه به اطلاعات زیادی از آن کامپوننت برسه هرچند اگر شرایط درست بشه میزان این اطلاعات خیلی بیشتر خواهد شد.

    من به نوشته هام کاملا اطمینان دارم اما میدونم اگر زمان بیشتری برای شنیدن یک کامپوننت داشته باشم و آن کامپوننت در شرایط درست و آکوستیک مناسب setup شده باشد من اطلاعات بیشتری از تاثیر آن کامپوننت بر روی صدا را گزارش خواهم کرد.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*