Digital vs Analog Tape

Digital vs Analog Tape

پنجشنبه 15 ژانویه 2009
/ / /

بنام خداوند بخشنده مهربان

من سعی میکنم کمی از تجربه قبلی شنیداری ام کمک بگیرم و یک دورنمایی هم ترسیم کنم اما بهتره نظر قطعی و دقیق ترم رو در مورد مقایسه دیجیتال با Tape در آینده با تست های دقیق تر بگم و فعلا یک مقایسه کلی دارم.

این دورنما ممکنه کمک کنه تا نگاهی بهتر به واقعیت آنالوگ داشته باشیم و اینکه شاید بتونیم حتی با محدودیت هایی که داریم به سمتی بهتر حرکت کنیم و سعی کنیم آلبوم هایی که روی صفحه یا Tape هستند رو جمع آوری کنیم.

دوستی میگفت اکبری کمی کار رو داره مشکل میکنه چون هم برای همه آکوستیک کردن خیلی ممکن نیست و هم خیلی علاقه ای به این کامپوننت های زیر 5 هزار دلاری که تو بازار ایران هست نداره. من معتقدم حرکت نکردن بهتر از اشتباه حرکت کردن هست و معتقدم ما باید برای تغییرات اساسی و صدای متفاوت و Musical به معنای واقعی پول بدیم نه اینکه بیفتیم تو یک دور باطل که آخرش به نتیجه ای که باید نرسیم در حالی که کلی پول هم هزینه کردیم.

من کار رو سخت نمیکنم بلکه این بازار و صنعت صدا هست که کار رو برای ما مشکل کرده ، وقتی صنعت صدا نمیخواد و یا نمیتونه به ما مسیر درست رو نشون بده و مجلات هم جز ایجاد هیجان برای خرید کاری نمیکنند طبیعتا تو این فضا رفتن به سمت جهتی درست خیلی آسون نیست.

من از شما میپرسم :

چرا دیجیتال جایگزین آنالوگ شد؟

آیا این غلطی نبود که سونی و فیلیپس کردند و مجلات و بازار هم ازش حمایت کرد؟

مگر یک Linn LP12 هزار دلاری صداش از سورس دیجیتال 100 هزار دلاری بهتر نیست؟ پس چرا بازار رفت به سمت دیجیتال؟ چرا اینهمه داره برای دیجیتال خیلی گرون تبلیغ میکنه؟

مهندس پوینده عزیز میگفتند من تعجب میکنم چطور وقتی صدای یک سورس آنالوگ با قیمتی زیر 10 هزار دلار خیلی بهتر از صدای یک سورس دیجیتال 100 هزار دلاری هست باز هم مجلات این همه برای سورس دیجیتال سرو صدا میکنند؟

چرا بلندگوهای خوش درایو هورن با حساسیت بالای 94db تبدیل به بلندگوهای بد درایو و بزرگ 4way زیر 86db و با کراس آور پیچیده شد؟

چرا کسی نگفت بدون آکوستیک خوب صدا لذت بخش نخواهد بود و ضعف آکوستیک رو با هیچ چیزی نمیشه جبران کرد؟

این صنعت صدا بود که با اشتباهاتش (و یا شایدم تا حدی از روی عمد) کار رو مشکل کرد مگه نه اینکه یک سینگل اندد کوچک لامپی با یک بلندگوی هورن ساده و یک سورس Tape صدایی دوست داشتنی میداد اونم در قیمت های خیلی معقول پس چرا الان این همه هزینه میکنیم اما باز هم صدا اون حس و حالی که باید داشته باشه رو نداره؟

چرا الان نمیشه با یک هزینه معقول با این سیستمهای Complex ارزان تو بازار یک صدای خوب گرفت؟

چرا من از یک ضبط ساده و کوچک سونی قدیمی که فقط نوار کاست رو پخش میکنه و از یک طبقه تقویت سینگل اندد زیر 10 وات استفاده میکنه و یک درایور خیلی ساده خیلی بیشتر لذت میبرم تا اون سیستمی که نزدیک به 8 میلیون براش خرج کردم؟

آیا بهتر نبود یکی قبلش به من این چیزها رو میگفت؟

آیا شما کسی رو میشناسید که در این بازار چنین چیزی رو به شما بگه؟

مجلات و بازار در ابعاد دیگه هم گلی به سر audiophile ها نزدند…

باید پذیرفت الان برای بسیاری از مسائل از جمله آکوستیک و اهمیت به بسیاری از نکات مهم فرهنگ سازی نشده و من دوست دارم این اتفاق بیفته. پول برای خودش ارزش داره و من نمیتونم قبول کنم هر کدوم از ما کلی هزینه کنیم اما آخرش به اندازه اون هزینه نتیجه نگیریم و نظرم اینه اگر امکان بوجود آوردن شرایط مطلوب نیست بهتره پول هامون رو جای بهتری خرج کنیم. فرض کنید یکی 50 میلیون خرج میکنه و یک سیستم میگیره و صداش هم چندان تو اون اتاقش جالب نیست، خب اگر این پول رو صرف مسافرت و خوش گذرونی با شریک زندگیش میکرد که خیلی بهتر بود و خیلی بیشتر لذت میبرد ، مگه نه اینکه ما داریم هزینه میکنیم که بهمون بیشتر خوش بگذره؟

هیچ کدوم دلمون نمیخواد وقتی کلی پول سیستم دادیم هر وقت که روشنش میکنیم بزنه تو ذوقمون و یا اون چیزی که باید رو بهمون نده.

آکوستیک اصل اول هست و طبیعتا نباید بیشتر از 1 میلیون تومن در شرایط غیر ایده ال آکوستیکی هزینه کرد و آنالوگ هم خیلی به دیجیتال ترجیح داره هرچند پیدا کردن و دسترسی به آلبوم های دلخواه خیلی سخت هست اما حداقل این نگاه باعث میشه ما پول هنگفت بابت سورس دیجیتال یا کلا یک سیستم گران در شرایط نا مطلوب آکوستیکی ندیم .

خلاصه حرفم اینه باید برای Musicality بیشتر هزینه کرد که اگر امکان فراهم شدنش نیست خودمون رو تو چاه های فای نیندازیم.

اگر لحن نوشته ام کمی تند و شاکی بود بخاطر اینه که دیدم یک ریل 200 هزار تومنی خیلی Musical تر و بهتر از گران ترین سورس دیجیتال داره صدا میده.

بگذارید در مورد صدای ریل حرف بزنم.

اولین تفاوتی که صدای ریل با دیجیتال داره (منظور من از دیجیتال در این نوشته شنیدن SACD و CD در بهترین سورس دیجیتال هست یعنی آخر کیفیت دیجیتال) اینه که از نگاه من ریل خیلی حسی تر و واقعی تر صدا رو پخش میکنه ، یعنی بدون اینکه صدا Coloration مطبوع مانند Sweetness و یا حالت Euphony و یا گرم و Lush داشته باشه صدا هم زیبا و حسی هست و هم واقعی و طبیعی. دیجیتال با سورس Accuphase میشه Sweet ، با سورس dcs میشه Real و با سورس Zanden کمی سعی میکنه صدای آنالوگ رو تداعی کنه اما هیچ کدوم اینها و نه هیچ سورس دیجیتال دیگه ای حتی اگر مثل dCS عین رکورد رو پخش کنه و یا مثل Zanden بخواد یک خوش صدایی رو تداعی کنه از نگاه من نمیتونند به اندازه یک ریل هم صدا رو، واقعی و دست نخورده پخش کنند و هم حسی و طبیعی.

پخش موسیقی با ریل شروع میشه اونم با یک ریل 200 هزار تومنی Akai و بدون کابل Interconnect خوب و بدون Power Cord خوب و بدون لرزه گیر و بدون هیچ چیزی که ما خواسته باشیم صدا رو باهاش بهتر کنیم و مهمتر از همه با یک Tape ای که 30 سال پیش در یک استودیوی خیلی معمولی در ایران رکورد شد اونم نه با تجهیزات عالی. همه چیز متوسط و پایین متوسط هست اما صدایی از ریل در میاد که باور کردنی نیست؟

صدا حس و حال داره ، صدای خواننده، صدای گیتار ، وای باورم نمیشه چرا صدا اینقدر حال میده؟

دلم میخواد با خواننده بخونم و وقتی موسیقی شاد پخش میشه آدم دلش میخواد بیاد وسط برقصه ، البته من استعداد چندانی ندارم اما …

چقدر مغز من هنگام شنیدن صدا راحت هست، چقدر صدا واقعی و نزدیک به سورس هست ، چقدر احساس قدم زدن (Pace) در صدا حس میشه ، چقدر اجزای فرکانسی صدا به هم پیوسته و یکدست هست ، چقدر دارم لذت میبرم ؟ چقدر این ملاحت در صدا دوست داشتنی است؟

صدای خواننده موجودیت Presence خیلی خوبی داره ، یاد Audio Note Ankoru افتادم و بجای یک تصویر Narrow صدای خواننده Body داشت و بسیار نزدیک تر Immediate بود.

وقتی صدای سنج رو از نزدیک میشنوید احساس air و حجم در صدا وجود داره اما دیجیتال این air و حجم و حالت طبیعی حضور صدای سنج در تصویر رو تا حدی flat و forward میکنه اما با reel ما اون حجم ، air و Body رو در تصویر حس میکنیم.

صدا یک احساس resolution از هم گسسته نداره و انگار کل صدا از یک فیلتر خطی داره عبور میکنه و نه از یک فیلتری که هزار تا بلا سر اجزای فرکانسی صدا میاره.

صدا انرژی مثبت زیادی به حس شنیداری شنونده میده و هرچقدر موسیقی جلوتر میره این احساس رضایت بیشتر میشه در حالی که با دیجیتال بیشتر مواقع قضیه عکس هست و فقط در حالتی که هم رکورد عالی باشه و هم سورس عالی باشه ما انرژی مثبت میگیریم و البته نه به اندازه آنالوگ.

من شدیدا این حس رو داشتم که صدا خیلی واقعی هست و تنها در یک شاخص از ایده ال فاصله گرفته و اونم وضوح و شفافیت بود. در اینتروالهای زمانی ما ره یافت کمتری به جزئیات داریم و شفافیت صدا کمی از ایده ال دور شده فقط همین در حالی که در مورد دیجیتال من فکر میکنم در خیلی از شاخص ها از ایده ال فاصله گرفته و بهتر شدن صدای دیجیتال بنظر تا اونجا که بخواد به Tape نزدیک بشه بنظر محال میاد خصوصا اینکه ما در تست ای که انجام دادیم نه reel رفرنس و خوبی داشتیم و نه رکورد tape خوبی و نه کابلهای متصل شده به ریل عالی بودند.

احساس بی واسطه گی Immediately در صدا خیلی بیشتر از دیجیتال بود، دیجیتال بدون Pre به Power وصل بود اما ریل با یک متر کابل اضافی و یک طبقه pre اضافی به Power وصل بود اما حتی در اینحالت صدا Immediate تر بود.

هنگام تغییر نت از نت پایین تر به بالاتر که تونالیته صدا به سمت بالاتر شیفت پیدا میکنه (مثلا ویولن از سل به لا میره) بیشتر سورس های دیجیتال کمی حس شنیداری رو مورد آزار قرار میدن و توجه شنونده رو جلب میکنند اما ریل در این حالت اصلا جلب توجه نمیکرد و واقعی صدا رو پخش میکرد. این حالت بهتر رندر کردن در مقایسه triode با pantode هم بود و triode در هنگام افزایش انرژی فرکانسهای بالاتر بهتر از مد Pantode صدا رو رندر میکرد و اتفاقا یکی از ضعف های آکوستیک بد هم در همین انتقال خودشو نشون میده.

صدا یک حس واقعی ، دوستانه و آشنا داشت و احساس من این بود مغز توجه اش به صدا و آنالیز صدا جلب نمیشد و بیشتر درگیر ارتباط حسی با موسیقی میشد.

قبلا در خانه من یک ضبط سونی داشتم که نوار با کیفیت روی اون خیلی شنیدنی بود و در مقاله مینی مالیستی هم بهش اشاره کردم و در این سیستم Weight صدا بیشتر از دیجیتال بود، در تست ریل هم دقیقا weight صدا بیشتر از دیجیتال بود و load صدا به گوش با حال و حسی بود. منظور من از weight انرژی در فرکانسهای پایین تر نیست بلکه به خود تونالیته صدا برمیگرده که شما موقع شنیدن یک احساس وزن در presence صدای نتی که در حال اجرا هست حس میکنید.

صدا کمی هم بنظرم در میکرو Vibrant تر و با حال تر بود و کلا یک جریان پیوسته و هموار داشت که لذت شنیداری رو قطع یا کاهش نمیداد مثل صدای Triode لامپی.

صدا در حالت Pantode کم کم در فرکانسهای بالاتر جلب توجه میکرد و خصوصا در ولوم بالا جیغ میشد اما در حالت Triode در لحظه بالا رفتن Loud صدا ، صدا کنترل شده تر و راحت تر بود.

صدا Passion داشت و حسی بود اما نه با اضافه کردن coloration خوشایند به صدا بلکه بخاطر طبیعی بودن و حسی بودن شاخص صدا.

خیلی این احساس بود که صدا دست نخورده و بکر داره پخش میشه و هرچند صدا از ایده ال فاصله داشت اما این فاصله انگار ربطی به لذت شنیداری نداشت. قبول دارم ریل ای که من شنیدم محدودیت هایی داشت، مثلا خیلی گسترش فرکانسی نداشت و بیشتر تاکیدش روی ناحیه وسط بود ، ما تصویر خیلی عمیق و واید نداشتیم و اون sharpness و Liveness در صدا در حد کاملا ایده ال نبود اما این محدودیت ها از نظر من نمیتونست به فرمت این مدیا برگرده و بیشتر به رکورد و خود ریل و کابلها و شرایط دیگه برمیگشت و مهم اینکه اونچه که باید از موسیقی شنیده میشد بخوبی شنیده میشد و چیزهایی کمی از ایده ال فاصله داشت که بنظر من مهم نبود.

به این میگن صدای Musical ، بنظر من این فرمت آنالوگ در ساختار صدا تغییر پیچیده ای نداده بود و فقط انگار در یک بعد از ایده ال فاصله گرفته بود اما دیجیتال انگار یک تغییر اساسی و پیچیده روی ساختار صدا ایجاد میکنه و صدا رو از چند بعد تخریب میکنه و شاید برای همینه شنیدن دیجیتال در درازمدت به اندازه آنالوگ راحت و لذت بخش نیست.

صدای دیجیتال مثل Solidstate یک وضوح و Neutrality رو القا میکنه با تصویر بزرگ و Sharpness زیاد که شنونده فکر میکنه همین صدا صدای دقیق هست اما کمی که به صدا گوش میکنید میبینید خیلی از اطلاعات میکرو صدا که اون حس و حال موسیقی رو با خودش داره دیجیتال حذف کرده و فیلتری که صدا داره ازش عبور میکنه انگار خیلی حالت سر راست و خطی نداره.

با دیجیتال همه چیز اولش خوبه و Impressive اما با گذشت زمان در مقایسه حس میکنید دیجیتال نمیتونه پا به پای ریل صدا رو پیوسته و حسی پخش کنه و احساس pace در صدای دیجیتال کمتر هست و کم کم ذهن احساس میکنه بعد از تمام شدن آهنگ با ریل انرژی مثبت بیشتری بهش منتقل شده .

هر چقدر موسیقی پیچیده تر و هر چقدر در فرکانسهای بالاتر صدا انرژی بیشتری پیدا میکنه و در نت های بالاتر موسیقی حرکت میکنه انگار دیجیتال نمیتونه به خوبی ریل هم اون پیوستگی رو از دست نده و هم حس و حال و انرژی مثبت موسیقی رو.

نتیجه این میشه که با سورس های ارزان دیجیتال اگر قرار بود 4 ساعت موسیقی گوش کنید 1 ساعت گوش میکنید و با ریل هر 4 ساعت رو لذت میبرید و شاید با رفرنس ترین سورس دیجیتال فقط 3 ساعت موسیقی میشنیدید.

بقول دوستان صدای دیجیتال کمی lifeless هست و صدای ریل Involve کننده.

بعد از چند آهنگ با دیجیتال دلتون میخواد برگردید به Tape و صدا رو با ریل بشنوید.

گیتار چه Bloom و چه decay طبیعی ای داشت حتی با اون کابل Interconnect ای که میدونم خیلی روی این شاخص تاثیر میگذاره و حتی در شرایط غیر ایده ال گیتار خیلی باحال و شنیدنی پخش میشد و چقدر من لذت میبردم.

ببینید بحث این نیست که من همش یک مدیا رو بکوبم و از یکی دیگه تعریف کنم و ذهن مخاطب رو آشفته که باز این اکبری داره سروصدا میکنه . من فکر میکنم باید سعی کنیم از صدای حتی بی کیفیت ترین سی دی ها هم لذت ببریم و کیفیت سیستم رو پیش فرض لذت بردن نکنیم و اصلا دلم نمیخواد کسی که الان داره از شنیدن صدای سیستمش هرچند که یک سورس دیجیتال خیلی معمولی هست لذت میبره با خوندن این نوشته تو ذهنش این فکر رو بکنه که این صدایی که میشنوه خوب نیست. امیدوارم منظورم رو خوب گفته باشم و دلیل این نوشته من به این شکل نسبتا تند اینه که من از این تاسف میخورم که چرا وقتی میشد در یک قیمت زیر دو سه میلیون بهترین صدا رو با ریل و سینگل اندد لامپی و یک بلندگوی هورن داشته باشم باید الان کلی خرج کنم و آیا به اون چیزی که میخوام برسم ، آیا نرسم؟!

این هفت هشت سالی که برای این قضیه وقت گذاشتم کاش از موسیقی لذت میبردم و هرچند تجربه ای بدست اومد اما من دلم میخواست تجربه ای بدست نمی آوردم و این سایت هم نبود اما اون زمانها صدا خوب بود و من از شنیدن موسیقی لذت میبردم بجای اینکه اینهمه وقت برای های فای بگذارم.

این اکبری نیست که کار رو سخت میکنه بلکه این صنعت لعنتی است که به فکر سود بیشتر هست و نه صدای بهتر.

برام جالب بود که احساس قدم زدن و همراهی با موسیقی در صدا Pace با ریل خیلی بیشتر بود و من نمیدونم صدا غیر از یکپارچه بودن در Flow خودش یک حس دقت رو هم تداعی میکرد که شنونده از این حالت حرکت صدا لذت میبرد.

من یک تئوری پردازی کردم که فکر میکنم با این تئوری تا حدی میشه بهتر درک کرد چرا صدای ریل اینقدر جذاب و خوب هست با اینکه ممکنه از دیجیتال Resolution ، گسترش فرکانسی و ابعاد کمتری داشته باشه.

من فکر میکنم آنالوگ در یک بعد صدا رو از ایده ال دور میکنه و دیجیتال بخاطر پیچیدگی تاثیرش روی صدا از چند بعد. به شکل زیر نگاه کنید:

من فرض کردم آنالوگ فقط از بعد Resolution از ایده ال فاصله گرفته و دیجیتال از سه بعد Resolution و Dynamic و Texture صدا.

با کمی دقت میبینیم فاصله مکان دیجیتال از نقطه ایده ال (مبدا مختصات) از فاصله مکان آنالوگ از نقطه ایده ال بیشتر هست. منطق ساده میگه باید وضعیت دیجیتال بخاطر نزدیک بودن به نقطه ایده ال بهتر باشه دقیقا مثل منطق Objectivist ها که میگن فیدبک منفی بیشتر دیستورشن رو کمتر و وضعیت رو بهتر میکنه.

این منطق ایراد داره، چرا ؟ چون ما نمیدونم سیستم شنیداری ما چه پاسخی به این دو صدا میده و ما درکی از ساختار شنوایی نداریم. تنها راه فهمیدن این پاسخ اینه که از خود مغز بپرسیم بجای اینکه بیاییم با علم محدود و ناقص مدلسازی رفتار مغز بصورت Objective ، سعی کنیم جواب پرسش رو پیدا کنیم.

مغز من میگه من صدای آنالوگ رو واقعی تر و حسی تر درک میکنم هر چند با یک ساده انگاری مساله، صدای دیجیتال به ایده ال نزدیک تره.

من فکر میکنم باید به حس شنیداری گوش کرد و نه به نمودارهای Objective چرا که ما هرگز نمیتونیم حداقل در قرن حاضر حس شنیداری و لذت شنیداری در مغز رو مدلسازی کنیم.

بر اساس مدل ما دیجیتال به ایده ال نزدیک تره اما صدای آنالوگ حتی با وضوح کمترش درست تر هست همونجوری که سینگل اندد لامپی با 10 درصد دیستورشن بدون فیدبک منفی صدای بهتری از یک solidstate با فیدبک منفی بالا و دیستورشن زیر یک صدم درصد داره.

بنظر میرسه مغز من دوست داره صدا فقط در یک شاخص و یا کلا در شاخص های کمتری تغییر کنه و کلا پردازش انجام شده روی صدا خیلی پیچیده نباشه و کاملا مغز من ترجیح میده کمی وضوح صدا کمتر بشه اما Texture و دینامیک صدا دست نخورده باقی بمونه.

بنظر من آنالوگ یک تفاوت اساسی و بقول خارجی ها Fundamental با دیجیتال داره بنظر من ممکن نیست مدیای 16 بیت بتونه هیچ وقت مثل Tape آنالوگ صدا بده.

با این دید میشه مساله تفاوت زیاد صدای سورس های دیجیتال و پیشرفت خیلی زیاد اونها در 20 سال اخیر رو هم درک کرد. دلیل اینکه من میگم مثلا 505 کرل تفاوت زیادی با dcs داره اینه که چون صدا در چند بعد مختلف تغییرات داره و وقتی dcs از همه ابعاد وضعیت رو کمی بهتر میکنه نتیجه تفاوت حاصل شده برای مغز زیاد هست و به همین شکل وقتی مدل های بالاتر میاد این حس هست که صدا خیلی بهتر شده اما در مورد Tape بنظر من چون ما فقط در یک شاخص مثل Resolution وضعیت رو بهتر میکنیم و شاخص های دیگر صدا تغییراتی نداره مغز ما این حس رو نداره که ریل گران تر و بهتر، خیلی صدا رو بهتر کرده.

من این حس رو داشتم Tape حتی از LP هم باحال تر صدا میده هر چند نمیشه دقیقا قضاوت کرد و باید برای مقایسه آنها را در کنار هم شنید. بنظر من Tape حسی تر و Immediate تر هست .

نوشته بالا برای تکمیل شدن ویرایش خواهد شد

تا فردا

خوش باشید

3 Comments

  1. hooman جمعه 16 ژانویه 2009 20:52

    بر اساس پروسه تولید همه چیز شکل می گیرد از ساختمان کارخانه تا مشتری .سلیقه مشتری با اثبات مضر بودن برخی قطعات تغییر داده می شود . ترانسفورمرها به عنوان مستهلک کننده سیگنالهای hifi معرفی می گردند.زیرا این قطعه دستساز و هزینه بر است و کاهش هزینه کمتر بر روی ان انجام می شود .حال عموم مردم کم کم توسط افرادی مانند شما اگاه می گردند و کارخانه ها اینبار خطوط تولید را در بعضی از وسایل باید بتدریج تغییر دهند . سینگل اندی که شما اشاره کردید با ان ساده گی و تعداد کم قطعات ولی برنامه ریزی شده برای یک موسیقی عالی و زنده می تواند دوباره ان شور وهیجان ولذت واقعی شنیدن موسیقی را بر گرداند .متاسفانه موفقیتی در دستیابی به صدای hifi توسط تجهیزات پیچیده حاصل نشده است و همان های فای زده گی در اینجا پیش می اید .مسیری که توسط مقالات شما شناسانده می گردد نشاندهنده این است که
    می توان بر فرمول صدای موزیکال فقط با دلار بسیار بالا در بعضی از بخشها خط کشید .

  2. امیر حسین شنبه 17 ژانویه 2009 08:46

    دقیقا همینطوره
    چون قطعات دستساز هزینه بر هست و چون کارخانه دلش میخواد ترانزیستور تولید کنه این کار رو میکنه و چون وقتی 100 پله از صدای دور خوب بشیم اونوقت بازار به ازای هر یک پله ترقی میاد کلی پول میگیره از ما.

    من وقتی صدای ریل رو شنیدم راستش خیلی خیلی شاکی شدم ، بخاطر اینکه احساس کردم صدای خوب خیلی راحت و سهل الوصول بود اما این سیاست های بازار بود که همه چیز رو بکل نابود کرد.
    این همه سال برای صدای خوب هممون زحمت کشیدیم اما آخرش فهمیدیم میشد بدون دردسر صدای خوب داشته باشیم و بجای دنبال کردن های فای برای رسیدن به صدای خوب از خود موسیقی لذت میبردیم اما سیاست های بازار این فرصت رو از ما گرفت.

  3. جواد یکشنبه 25 نوامبر 2012 20:28

    باسلام
    ازسایت خوبتون ممنونم
    نکته ای که میخاستم متذکر بشم این هست که در ریل بودن صدای انالوگ کسی من ندیدم شکی داشته باشه مشکل دربودن کپی های انالوگ هست که متاسفانه امروزه دیگر دردسترس نیست حتا باقضاوت عجولانه ای که بسیاری از مراکز صداو سیما بخصوص درایران داشتند بسیاری از سورس های انالوگی که شاید بیش از 50 سال ذرایران قدمت داشت ازرده خارج کردند یااینکه بعنوان ریل های دست دوم روش کپی زدن من فکرنمی کنم درخارج هم اوضاع انالوگ بهترازایران باشه شاید دلیل رفتن بسوی دیجیتال برای این بوده که دیجیتال کارایی بیشتری داشته نه کیفیت بالاتری الان همه ساعتها موسیقی رورویه ایپاد میریزن وگوش میکنن بویژه درسفر. اما اگرمیخواستیم همین اندازه سورس انالوگ بهمراه داشته باشیم باید باخودمان یک تریلی ریل درسفر جابجا کنیم شاید کاربرد اسانتذر بازار رو بسوی دیجیتال برد ونکتع داخراینکه بیشتر مردم صدا رادرست نمیشناسند و بازارمعمولا روی اکثریت سرمایه گذاری میکند
    موفق باشید

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*