چند تجربه خوب در زمینه Speaker Placement

چند تجربه خوب در زمینه Speaker Placement

جمعه 6 مارس 2009
/ / /

wilsonmaxx1

خب ، این روزها هر جا میرم ، وقتی برای Speaker Placement میگذارم و سعی میکنم یک نقطه خوب برای بلندگو در خانه دوستان پیدا کنم.

هفته پیش مهمان دوست بسیار خوبم جناب مهندس پوینده عزیز بودم که به تازگی از امریکا برگشتند. سیستم ایشان متشکل از ویلسون مکس ، آودیو نت آنکورو با پری ام 3 و سورس دیجیتال آکوفیض و کابلهای کربنی ون دن هول هست.

مثل همیشه آودیو نت به زیباترین شکل ممکن موسیقی رو روایت میکنه و منو به این فکر فرو میبره که آیا ممکنه اون زیبایی و حسی که در صدای این آمپلی فایر هست رو جای دیگه ای تجربه کنم؟!

من و مهندس پوینده عزیز سه ساعتی مشغول جابجایی بلندگو بودیم و در انتها یک نقطه خوب برای بلندگو پیدا کردیم ، نکته جالب اینجا بود که بلندگو حتی با کمتر از یک سانتی متر جابجایی از اون نقطه صداش کاملا فرق میکرد و اصلا میشد یک چیز دیگه.

آقای مارتین کالمز میگویند چندین نقطه خوب برای بلندگو (Neutral zone) در اتاق وجود داره که در هر نقطه یک سری فرکانسها بهتر و یکسری غیر دقیق تر پخش میشوند و هر نقطه ای خوبیها و ضعف های خودش رو داره و ما اون روز فقط یک نقطه رو پیدا کردیم و علامت گذاری کردیم و سعی نکردیم نقاط دیگری رو هم پیدا کنیم. در اون نقطه ای که ما پیداش کردیم هم bass جریان راحت تری داشت و هم Mid و mid/high خوب بود اما بنظر من high کاملا راضی کننده نبود.

پیدا کردن یک نقطه دیگر بنظرم حداقل یکی دو ساعتی وقت میبرد که در اون جلسه امکانش نبود و به همون نقطه اکتفا کردیم.

من از مهندس پوینده عزیز بخاطر این تجربه خوب تشکر میکنم و امیدوارم بشه در اون فضا روزی به DPOLS برسیم هرچند کار خیلی راحتی نیست.

تجربه دیگه خانه دوست خوبمون جناب آقای سماوات بود که من گزارشی از صدا نوشتم و در پست بعدی قرارش میدم . اون تجربه هم جالب بود اما اجازه بدید در پست بعدی در موردش بنویسم.

دیشب هم یکی از دوستان بتازگی ویلسون مکس خریدند و از من دعوت کردند تا صدای سیستم شان را با مارک لوینسون بشنوم. اگر قبلا یادتان باشد من صدای مارک لوینسون با ویلسون سوفیا را جایی دیگر شنیده بودم و نوشته بودم دوست دارم بجای سوفیا بلندگویی دینامیک تر خصوصا در میکرو رو با مارک لوینسون بشنوم. چقدر خوب شد این اتفاق افتاد و من ویلسون مکس رو با مارک لوینسون مدل 383 و سورس 390s شنیدم.

این دوست عزیز تا بحال مدلهای ویلسون کاب ، دوئت ، سوفیا ، وات پاپی 7 رو هم در گذشته تجربه کرده بودند و الان از ویلسون وات پاپی هفت به ویلسون مکس سیستمشون رو ارتقا دادند.

الیته باید بگم ایشان یک فضای کاملا اختصاصی برای شنیدن تدارک دیدند و قرار است بعد از عید اتاق رو کاملا آکوستیک کنند تا بلندگوی مکس که ابعاد بزرگتری در مقایسه با وات پاپی 7 دارد در یک فضای بهینه و مناسب Setup شود و من از این بابت خیلی خوشحالم چون برای بلندگویی مانند مکس باید فضایی مناسب تدارک دید.

wilson-maxx-3

نکته جالب تلفیق بلندگوی دینامیک مکس با مارک لوینسون بود که صدا رو به همون سمتی که باید شیفت داد و صدا اون سرزندگی و Presence زنده رو با تلفیق مکس و مارک لوینسون پیدا کرد. مارک لوینسون با سوفیا صدایی slow داشت اما مکس خیلی خوب با مارک لوینسون Match شد و صداش در مقایسه با سوفیا Live up شد.

حتی ویلسون وات پاپی هفت هم تفاوت صداش با مکس زیاد بود ، این مقیاس تفاوت برای من جالب بود چرا که غیر از Stage بزرگ تر با عمق ، عرض و ارتفاع بیشتر ما شفافیت و وضوح بیشتری رو در صدا تجربه میکردیم. وات پاپی تا زمانی که صدا روی مکس سوئیچ نمیشد راضی کننده و خوب بود اما وقتی صدا روی مکس سوئیچ میشد تفاوت اونقدر بود که دلمون نخواد به سیستم 7 برگردیم.

ویلسون مکس کاملا bass متفاوتی داره و واقعا گسترش فرکانسی ناحیه پایینش با وات پاپی (چه 7 و چه 8 سری وات پاپی) قابل قیاس نیست اما مساله جالب برای من غیر از تصویر بزرگتر مساله Low distortion بودنش در مقایسه با ویلسون هفت بود. انگار صدا refine تر شد با خلوص و transparency بیشتری که ره یافت بیشتری به شنونده میداد تا اون low level Information صدا رو بدون از دست دادن کنترل در Micro صدا بشنویم.

دریچه بزرگتری از صدا در تمام نواحی فرکانسی (این شاخص در ناحیه mid خیلی مهم هست) بروی شنونده باز میشه و سکوت زیاد زمینه و دقت در کنترل میکرو دینامیک صدایی راحت اما با وضوح بالا به ما میده که decay های صدا براحتی تا پایان ای که محو میشوند شنیده میشه.

فقط دیستورشن پایین مهم نیست چرا که بلندگوهایی در دنیا هستند که خیلی Clean و Low distortion هستند اما Texture صداشون اون حالت راحت و Natural رو نداره اما ویلسون مکس در مقایسه با وات پاپی 7 در عین دادن جزئیات و وضوح بیشتر صدایی راحت و کنترل شده با Texture بی آزار داشت.

بنظر من ویلسون در مدل دوئت دینامیک هست اما کمی دینامیک رو به شکل Exaggerated ارائه میده و در مدل سوفیا بیشتر حالت Slow و Soft داره و به وات پاپی 8 که میرسه یک تعادل خوب بین دینامیک و راحتی ایجاد میکنه اما در مدل مکس صدا سرعت و وضوح بیشتری داره اما بدون از دست دادن Texture که برای من خیلی جالبه. برای صدا گرفتن از هر کدوم از این بلندگوها باید در پیدا کردن یک Upstream Match دقت کنیم و مثلا سوفیا رو به یک آمپلی فایر خیلی Soft و round نزنیم تا بتونیم نتیجه خوبی بگیریم. من تو این مدلهای ویلسون از کاب هم خیلی خوشم میاد که از طرح DAppolito استفاده میکنه و صدایی خوب داره.

نکته دیگه اینه ووفرهای مید و توییتر بلندگوی مکس هم به شکل D’Appolito Array (این طرح مال آقای Dr. Joseph D’Appolito طراح Snell هست) چیده شده که حسایتش رو به آکوستیک در یک محور میاره پایین. اگر دقت کرده باشید سری های بالای بلندگوهایی چون Tidal ، Kharma ، Dynaudio و Marten Design هم این نوع array هست.

Properly implemented, a D’Appolito array can produce a horizontal radiation pattern of widely dispersed sound while minimizing the music-blurring first reflections of soundwaves off the floor and ceiling

زیاد شلوغ کردم ، یک وقت باور نکنید من ویلسون هشت رو فراموش کردم ، نه ویلسون هشت رو دقیقا اندازه گذشته دوست دارم و شنیدن مکس نمیتونه تغییری در نظرم بده چون وات پاپی 8 یک بلندگویی است که خیلی خوب یک بالانسی در شاخص های صدا داره.

خب این اظهار نظرات در شرایطی بود که چند ساعتی صدا شنیده شد آنهم نه در شرایط مناسب. حرف زدن در مورد قابلیتهای میکرو یک بلندگو نیاز به شرایط مناسب تر و شنیدن دراز مدت تر داره. هر چقدر ما در شرایط مناسب تری و با کامپوننت های رفرنس تری از ویلسون مکس صدا بشنویم به درک بهتر و عمیق تری از توانایی های این بلندگو میرسیم.

wilsonmaxx2

بحث سر جابجایی بلندگو بود که به مقایسه وات پاپی با مکس کشیده شد. خب اونجا هم من و این دوست عزیز کمی روی placement کار کردیم و به نتایج جالبی رسیدیم. اون مکان هنوز هیچ کاری از نظر آکوستیک روش انجام نشده بود و قرار بود بعد عید درست بشه اما در همان فضا که تمامی سطوح سنگ و گچ بود بدون هیچ جاذب یا دیفیوزری یک صدای قابل قبول از مکس شنیده شد البته در نقطه ای که پیدا شد.

من دیدم بلندگوی سمت راست کمی صداش استرس بیشتری از سمت چپ داره و برای همین اول (اتاق هیچ تقارن و حالت مربع مستطیل ای به نسبت مکان بلندگو نداشت) بلندگوی سمت راست رو کمی جابجا کردم و سعی کردم بیارمش در نقطه ای که محور مستقیم موج صوتی هم در عقب و هم در جلو به یک شکستگی (تقاطع دو دیوار) منتهی میشد ، با تعجب دیدم صدای بلندگوی سمت راست خیلی راحت تر و آرام تر شد و دیگه اون استرس قبل رو نداشت.

یک نقطه خوب برای این بلندگو با جابجایی در مقیاس کوچک تر پیدا کردم و رفتم سراغ بلندگوی سمت چپ و اون رو بر اساس زاویه toe in و محور بلندگوی سمت راست با در نظر گرفتن نقطه شکست جابجا کردم. وسایل اندازه گیری دقیق در دسترس نبود تا فواصل رو دقیق تر تنظیم کنیم اما با کمی ور رفتن با بلندگو در مقیاس کوچک بلندگوی سمت چپ هم به یک نقطه خوب رسید.

وضعیت خیلی بهبود پیدا کرد و صدای کتی میولا در فضا بلند شد ، صدا وقتی بلندگو در جای خوبی هست چون استرس نداره میشه بهش خیلی ولوم داد بدون اینکه شنونده از صدا آزرده بشه.

خلاصه تو هر جلسه ای میشه با دو سه ساعت وقت یک نقطه خوب پیدا کرد و وقتی نتیجه خوب میشه آدم لذت میبره.

wilson-maxx-4

از این دوست خوبمون هم تشکر میکنم و بهشون بابت خرید ویلسون مکس تبریک میگم.

خوش بگذره

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*