هیچکس کامل نیست

هیچکس کامل نیست

سه شنبه 28 جولای 2009
/ / /

دوست خوبم آرمن عزیز لطف کردند و نظراتشون رو تحت عنوان مقاله ای بنام “هیچکس کامل نیست” برای من ایمیل کردند.

بازهم از همه دوستانی که به صراحت انتقاداتشون رو عنوان میکنند سپاسگذارم و امیدوارم همه ما ظرفیت پذیرش همدیگر و انتقاداتمون رو داشته باشیم و این انتقادات در فضایی بی تعارف اما دوستانه بیشتر باعث تغییراتی مثبت بشه.

متن زیر نامه آقای الکساندریان هست، بخوانید:

این نامه قرار نبود نوشته شود و حداقل قسمتی از این نامه که شامل انتقاداتی از امیر حسین هست بارها شفاها با خودشان مطرح شده ولی خواسته آقای اکبری اینست که انتقادات بصورت کتبی نوشته شود تا ایشان آنرا در سایت قرار دهند و مورد قضاوت عموم دوستان قرار گیرد اما تنبلی من در تایپ باعث ننوشتن نظراتم به شکل کتبی شد.

البته نامه آقای پوینده که در انتقاد از امیرحسین نوشته شد من را راغب تر کرد که این نامه را کتبا بنویسم .

من به همه دوستان با هر سلیقه و روشی احترام میگذارم،

دوستانی با سلایق کاملا متفاوت از دوستدار و آشنا به موسیقی کلاسیک تا دوستداران موسیقی ایرانی ، از دوستانی که سیستم صوتی خیلی برایشان مهم نیست تا سیستم بازهای حرفه ای و با تجربه ، از فروشندگان تا مصرف کنندگان و …

از نگاه من بودن همه این دوستان در این مجموعه و حمایتشان از این صنعت به شکل های مختلف باعث شده تا صنعت های فای به اینجا برسد، یعنی صنعتی شکوفا و متنوع با حق انتخاب بالا و من جایگاه همه آنها را محترم و برای این صنعت لازم میدانم.

دوستانی که من ممکن است با نظرات خیلی از آنها موافق نباشم و مطمئن هستم کم نخواهند بود کسانی که نظرات مرا نخواهند پذیرفت .

بنظر من همین تفاوتهاست که دنیا را زیبا میکند … بیایید برای لحظه ای فرض کنیم چند میلیارد انسان همشکل و و هم فکر در این دنیا زندگی میکردند، میتوان مجسم نمود که چقدر دنیا غیر قابل تحمل میشد .

این مقدمه برای این بود که طرز فکر من برای دوستان مشخص شود و یک یادآوری هم برای خودم باشد.

آشنایی من با آقای اکبری برخلاف آقای پوینده که سالهاست ایشان را میشناسند تقریبا از 8 ماه پیش شروع شد و من همانطور که دوستان میدانند خیلی وقت نیست که وارد این هابی شدم و طبیعتا تجربه ایشان را ندارم چون ایشان به قولی 35 سال است که در این کار هستند.

در نتیجه امیدوارم نوشته های زیر برای کسانی که وقت برای خواندنش میگذارند باارزش باشد.

من از همان روزهای اول آشنایی با امیرحسین سعی کردم نظرات مخالفم رو بشکل شفاف و واضح بیان کنم و حتی در اوایل آشنایی که امیرحسین از کارهایی که من انجام داده بودم تعریف زیادی میکرد گفتم که به نظر من این نوشته ها ایجاد اصطحکاک میکند و اگر من بجای آقای اکبری میبودم به شکل دیگری مینوشتم.

در مورد نوشته های امیر حسین، من تا یکسال پیش مطالب تندی نمیدیدم اما کم کم لحن نوشته ها تند تر شد و عبارات بکار رفته خشن تر شد و در سه ماه اخیر ظاهرا اعتراضات بیشتر و بیشتر شد.

من بزرگترین ایرادی که میبینم در ادبیات ایشان است و همانطور که چندین بار هم به خودشان نظرم را گفته ام ما در ایران خیلی آدم های رکی نیستیم و بیشتر حرف هایمان را در قالب تعارف بیان میکنیم و خصوصا در مورد ادبیات کتبی این مورد بیشتر باید رعایت شود و القاب و عباراتی مانند نادان، بی شعور و یا احمق که در برخی کشورها به راحتی استفاده میشود و بار منفی زیادی ندارد در اینجا نمیشود بدون بار منفی زیادشان به راحتی استفاده کرد.

این نوع ادبیات از نگاه من هم تا حدی این ذهنیت را پیش میکشید که نویسنده آدمی مغرور هست .

توضیح در مورد اینکه چرا آقای اکبری با این ادبیات در این اواخر مطلب مینوشتند را به خودشان واگذار میکنم.

اما اگر بطور عام بخواهیم بحث کنیم و از ادبیات یکی دو ماه اخیر نوشته ها صرف نظر کنیم بنظر من سایت HiFi.ir سایت با ارزشی است و با شناخت شخصی که از امیرحسین دارم می دانم که ذاتا آدم مغروری نیست و شخصیتی تهاجمی ندارد.

بنظر من چون این وبلاگ اولین تجربه در ایران است و شاید هم اولین تجربه ایشان در وبلاگ نویسی باشد طبیعتا این گونه خطاها قابل پیش بینی است اما این وظیفه دوستان ایشان است که اگر خطایی از ایشان دیدند تذکر بدهند و راهنمایی عملی کنند بجای اینکه به غر زدن بسنده کنند.

قسمت دوم این نامه مربوط میشود به آقای مهندس پوینده

من ایشان را 4 یا 5 بار بیشتر ملاقات نکرده ام و دیدار آخر هم خدمت آقای رحمانی بودیم برای شنیدن صدای ویتوس و بیشتر آشنایی من با ایشان از طریق تعریف های زیادی بود که امیرحسین از شخصیت ایشان میکردند.

خواندن نامه آقای پوینده از چند جهت باعث تعجب زیاد من شد، اولین مطلب لحن بسیار تند این انتقادات بود که این سوال را در ذهن من پیش آورد که اگر آقای پوینده در همه این سالها تنها حمایت کننده ایشان بوده اند و ایشان را دوست خود خطاب کرده اند پس چرا همه این انتقادات را بعد از سه سال آنهم با لحنی تند بیان کردند.

آقای پوینده اشتباه نکنید، من راجع به نظر شما در مورد آقای اکبری فعلا نمی خواهم بحث کنم (این نظر شخصی شماست) بلکه به زمان این انتقاد و شدت آن سوال دارم.

شما قابلیت امیر حسین را در تشخیص صدا و موسیقی بطور کامل زیر سوال برده اید در حالی که شما برای placement بلندگو از ایشان کمک خواستید که یکی دوبار هم خودم حضور داشتم . این در حالی است که شما بعد از 35 سال درگیر های فای بودن حتی اصول اولیه داشتن یک صدای خوب را مانند برق و گراند مناسب، آکوستیک (حتی حداقل ها)، rack و گرفتن لرزش ، پیدا کردن یک نقطه مناسب برای بلندگو ، انتخاب یک آمپلی فایر سازگار با بلندگویی مانند MAXX از نظر درایو ، رعایت نکرده اید و جالب است در این مدت تنها سعی کرده اید فقط با تعویض کامپوننت ها به صدای بهتر برسید.

آیا توانایی شما در تشخیص درست صدا از نگاه خودتان باعث شده تا به یک صدای دلخواه برسید؟!

در مورد ویتوس به عدم دقت در رندر کردن صدا اشاره کردید (عبارت شما در توصیف ویتوس چنین بود:Vitus lacks precision in rendering music which is the most important feature of a good amplifier!) و بدون توضیح مشخص برای مخاطب این ابهام را بوجود آوردید که این عبارت که حالتی کلی دارد چه معنایی میتواند داشته باشد؟!

اینطور بنظر میرسد که منظور شما از دقت نداشتن همان وجود Coloration در صداست که باعث میشود ما صدای سازها را درست نشنویم باید بگویم تنها چیزی که در صدای ویتوس نبود همان Coloration بود و نداشتن Coloration در صدای ویتوس نظر بسیاری از تحلیل گرانی است که مورد تایید خود شما هستند.

جالب اینکه بعد از شنیدن صدا و برگشتن از پیش آقای رحمانی خودتان در حضور من از خوب بودن صدای ویتوس تعریف کردید و حتی با حسرت اذعان داشتید که چقدر خوب میشد شرایط اقتصادی در ایران امکان خرید آمپلی فایری مثل ویتوس را به ما میداد.

در مورد دفاعتان از مجلات، اگر درست یادم باشد گفته اید که هنوز هم بعد از ده ها سال مشترک مجله Stereophile هستید. لطفا review های 15 سال پیش همین مجله را با الان مقایسه کنید تا درجه افول یا بهتر بگویم تجاری شدن این نشریه را بهتر متوجه شوید.

البته اگر نمیخواهید به خود زحمت بدهید فقط حجم آگهی ها را مقایسه کنید.

در نتیجه من به هیچ وجه قابلیت های Reviewer ها را زیر سوال نمیبرم و معتقدم آنها آدم هایی بسیار قابل هستند که قابلیتشان را نه برای راهنمایی مصرف کنندگان بلکه برای گردش بیشتر بازار سازندگان مصرف میکنند.

شما به امیر توصیه کردید که با یادگیری اساس موسیقی به گسترش تجربه اش اهتمام بورزد و بعد اظهار نظر بکند، فکر میکنم این توصیه باید به همه ما بشود چه افراد قدیمی و چه جدیدها.

آقای پوینده عزیز در نامه تان به دامی اشاره کردید که امیر حسین در آن افتاده است… کمی فکر کنید و مقاله تان را از نو بخوانید ، آیا خودتان به آن دام نزدیک نشده اید؟

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*