پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش دوم

پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش دوم

یکشنبه 23 آگوست 2009
/ / /

این نوشته بخش دوم پاسخ من به نامه آقای پوینده هست.

درک مفهوم دقت در نگاه ایشان :
فکر میکنم من به درک مفهوم دقت Precision از نگاه ایشان نزدیک شدم و میفهمم چرا نظراتشان به این شکل هست.
فراموش نکنیم مفهوم Precision در ذهن ایشان یک پارامتر صدا مثل Timing و یا Texture نیست و این مفهوم یک برداشت ذهنی از نوعی تاثیر بر ذهن هست و برای ترجمه این مفهوم باید به مجموعه شاخص هایی در صدا که این حالت رو در مغز تداعی میکنه اشاره کنم.
مفهوم دقت از نگاه ایشون به تاثیر پارامتر های ماکرو صدا برمیگرده و در های فای به شکل های زیر درک میشه:

Extension, Cleanness, Openness, Neutrality, Speed in macro dynamic, Separation in parallel processing, Solidity

تعجب نکنید، این همه عبارت با هم تجزیه همان مفهومی است که به مغز القاء میشه، من بعدا در توضیح مفاهیم های فای خواهم گفت که یک شاخص Subjective مثل Precision در ذهن چگونه میتونه به چند عبارت ترجمه بشه، فعلا فقط با من جلو بیایید.

خب چه سیستمی این شاخص ها رو بهتر و دقیق تر پخش میکنه :
سیستمی که پاسخ دامنه فرکانسی هموارتری در بار کامل (بار کامل یعنی در شرایط واقعی ازش جریان کشیده بشه) داشته باشه و هم بتونه خیلی سریع انرژی رو منتقل کنه (بین آمپلی فایر و بلندگو و بین اجرای دیگر) و هم پاسخ دامنه فرکانسیش در این انتقال هموار بمونه و هم این انرژی رو با دیستورشن خیلی پایین منتقل بکنه.
یعنی یک سیستم با دیستورشن پایین، پاسخ دامنه هموار بهمراه Slew rate بالا در بار کامل.
چیزی که خیلی از آمپلی فایر سازها مثل Goldmund و FM Acoustics و Spectral دنبالش هستند و جزو اولین شاخص های ماکرو هست که هر شنونده ای حتی کاملا مبتدی در ابتدای Level1 و یا حتی در Level0 میتونه در موردش نظر بده.

اما چطور فهمیدم معنی Precision تو ذهنشون چیه؟
اول اینکه من صدای B&W Prestige رو شنیده بودم که ایشون معتقدند اون صدا خیلی خیلی دقیق بود. پیشنهاد میکنم حتما تحلیل من از صدای B&W Prestige رو بخونید. چیزی که در صدای این بلندگو بیش از هر چیز دیگری در مقایسه با دیگر بلندگو ها به چشم میومد neutrality بالا ، Openness ، Cleanness ، Solidity ، Separation ، پاسخ دامنه هموار ، دیستورشن بسیار پایین و سرعت بالا بود.

http://www.hifi.ir/?p=226

مساله دیگری که منو به درک مفهوم Precision در ذهن ایشان نزدیک کرد نظرشان در مورد صدای منگر بود. بلندگوی منگر از نظر Openness و Separation in Complex parallel Processing دقیقا نقطه مقابل B&W Prestige هست یعنی با اینکه Solidity خوبی داره اما چون اون Openness و جداسازی رو نداره و هم اینکه بخاطر عدم هموار بودن پاسخ دامنه کمی روی Timbre صدا تاثیر داره نتونست توجه مهندس رو جلب کنه.

حتما این دو تحلیل منو از صدای منگر بخونید:

http://www.hifi.ir/?p=403

http://www.hifi.ir/?p=348

ایشان به دلایلی که گفتم به بلندگویی بیشتر علاقه نشان میدهند که Openness بیشتر، جداسازی و پاسخ دامنه هموارتری داشته باشه و این خصوصیت در منگر ضعیف تر و در B&W Prestige بسیار قوی تر بود و در ویلسون مکس و کلا بلندگوهای 3way و 4way که جداسازی بیشتری دارند بهتر هست اما در بین همه بلندگوهای درایوری که من شنیدم B&W Prestige جداسازی بسیار بالایی داشت.

مساله مهم در مورد B&W Prestige اینه که این بلندگو Sealed Box هست و برای جذب انرژی درایور که به پشت تابش داره میاد از Transmission line استفاده میکنه که خیلی بنظر موثر تر از راه حل های معمول در طراحی جعبه برای بلندگو هست و این مساله باعث میشه انرژی ناخواسته در صدا کمتر، صدا Clean تر (بخاطر دیستورشن پایین تر) ، سرعت رندر بیشتر و Bloat کمتر (با فرض استفاده از درایورهای سریعتر) و مهمتر از همه تاثیرش از بد بودن آکوستیک کمتر بشه.

یعنی در یک آکوستیک معمولی بلندگوی B&W Prestige بخاطر نوع خاص طراحی Sealed Box اش صداش کمتر تحت تاثیر وضعیت بد آکوستیک هست و نکته دیگه اینه که این بلندگو 4way هست و بنظر من Flat ترین پاسخ دامنه فرکانسی رو در بین بلندگوها داشت.

این Flat بودن دامنه هم به Timbre Accuracy کمک میکنه و هم Openness رو بالا میبره و دیستورشن کم درایورها و جدا بودن کراس آور از بلندگو و نیز سریع پاسخ دادن درایورها کمک بزرگی هست به پایین آوردن دیستورشن که باعث میشه جداسازی در یک موسیقی پیچیده کلاسیک که چندین ساز با هم نواخته میشن خیلی بهتر باشه.

ما از چهار کانال آکوفیض صدا میگیریم و هر کانال آمپلی فایر بجای دیدن امپدانس 8 اهم تقریبا یک چهارم این امپدانس رو میبینه که باعث میشه رفتار خطی تری داشته باشه و دیستورشن بیاد پایین. یعنی آکوفیض اگر صدای نسبتا خوبی میداد بخاطر این بود که جریان کمی از هر کانالش بلندگو رو تغذیه میکرد و عملا کار آمپلی فایر تو این حالت خیلی راحت تر میشه و در موسیقی شلوغ کمتر به هم میریزه.

اون صدای خوب 90 درصدش به B&W برمیگشت و نه به Accuphase هرچند اون پشت آکوفیض صدایی با دیستورشن پایین ، ملایم و Sweet تحویل میداد و من تا اونجایی که فهمیدم چون کاراکتر دومی که مهندس ازش خوشش میاد Sweetness هست دیگه اون صدا که از جمع شدن Neutrality بالای بلندگو با Sweetness آکوفیض پخش میشد براشون خیلی عالی بنظر می اومد.
نقطه مقابل این دیدگاه بلندگوی منگر هست که از یک درایور MSW استفاده میکنه و تنها یک درایور تقریبا کل ناحیه فرکانسی رو پوشش میده. طبیعتا یک درایور نمیتونه پاسخ دامنه همواری مثل یک بلندگوی 4way یا 3way داشته باشه و هم روی Timbre صدا تاثیر میگذاره و هم نمیتونه به خوبی یک 4Way اون Openness و جداسازی رو در Complex Music ارائه بده.

مساله دیگری که باعث شد بفهمم منظورشون از دقت چیه صدای Pre Air tight و کلا مشخصه صدای Air tight 211 هست.

Pre Airtight در مقایسه با Pre Audio Note دقیقا همون شاخص های ماکرو مثل Separation, Macro Dynamic, Cleanness,  Solidity رو بهتر میکرد و البته 211 چون خیلی با مکس دیستورشنش بالا بود خیلی این حالت رو تداعی نمیکرد اما از روی تحلیل استریوفایل از Air tight 211 میشه فهمید مدل 211 هم دقیقا صداش چنین خصوصیتی داره، اینجا رو ببینید:

http://www.stereophile.com/tubepoweramps/687/

تحلیل گر استریو فایل میگه با شنیدن این آمپ نظرتون در مورد محدودیت های لامپ عوض میشه و صدای این آمپ در ماکرو به یک Solidstate نزدیک میشه. همه میدونیم Solidstate ها در برخی شاخص های ماکرو دقیق ترند و همون شاخص هایی که در بالا آوردم برای تشریح صداشون بکار میره.

مطمئنا ایشان مد پنتود رو به ترایود در آمپ ها ترجیح خواهند داد چون در مد پنتود صدا در شاخص هایی که برای ایشان مهم است وضعیت بهتری دارد.
الان تقریبا مطمئن هستم که منظور ایشون از مفهوم Precision چیه و میشه حدس زد از چه صداهایی ممکنه خیلی خوششون بیاد. لیست زیر اسامی سیستم هایی است که بنظرم توجه مهندس رو جلب خواهند کرد:

Goldmund Complete System with Digital Room Correction
B&W Prestige 4way with 4 Air Tight 211
Wilson Alexandria X2 (just this model) with Halcro pre/power
Gryphon Trident & Poseidon with with ASR Emitter II
Dynaudio Evidence and Confidence 3way Series with Audio Research Reference 3 Pre/ 610 Power
Kharma Top Series with Audio Research Reference 3 Pre/ 610 Power

فکر میکنم بیشترین دقت رو تو صدا سیستم کامل Goldmund به ایشون بده البته این سیستم در ایران نیست، چرا که هم از فیلتر تصحیح اتاق استفاده میکنه و هم بلندگوهاش 4Way و Low Distortion هستند و کلا اساس طراحیش با توجه به همین شاخص های ماکرو هست.

حالا میرم سراغ نقد نظراتشون در مورد صداها و تناقضاتی که در نظراتشون هست:
اول اینکه با توجه به نظرات ایشون و توضیحاتی که دادم میشه فهمید ایشان وقتی به یک صدایی گوش میکنند نمیتوانند تشخیص بدهند نقاط قوت و ضعف اون صدا دقیقا به کدوم بخش ها و به چه نسبتی برمیگرده. مثلا دقت صدای B&W رو به حساب Accuphase گذاشتند و تو ذهنشون از آکوفیض یک پدیده عالی ساختند در حالی که خودشون دیدند صدای Accuphase A-50v تو خونشون با ویلسون MAXX خیلی از صدای B&W Prestige فاصله داشت.

در مورد پخته تر بودن صدای Krell 403 در اتاق یارامانا در مقایسه با ویتوس نتونستند تشخیص بدهند آن پخته تر بودن صدا ربطی به آمپلی فایر نداشت و به Break-in نشدن ویتوس و بلندگو و نیز مشکل عدم سازگاری بلندگوی مکس با اون شرایط آکوستیکی برمیگشت.
ویتوس با ویلسون مکس (که در عرض اتاق بود) دمو شده بود و krell با ویلسون 8 وقتی در طول اتاق چیده شده بود. هیچ کسی با هر نوع سلیقه و نگاهی نمیتونه باور کنه اون krell 403 سه کاناله 400 واتی صدای پخته تر و دقیق تری از ویتوس داره. به شما قول میدم این اظهار نظر هیچ ربطی به بهتر بودن Krell نداره، شاید یارامانا یک تست اونجا براتون بگیره تا ببینید صدای ویتوس بعد از Break-in قابل قیاس با Krell 403 نیست.

ایشان صدای بلندگوی مکس را هم در خانه خودشان فوروارد توصیف کردند و حتی در انجمنی Forum پرسیدند مشکل از کجاست که بیشتر کاربران مشکل را به مکان بلندگو ربط دادند و یکیشون هم حرف جالبی زد و گفت:

You can’t judge a system until the speakers are properly set

از نظر من بلندگوی مکس یک بلندگوی فوروارد نیست و کلا حالت Lean بودن و فورواردنس در صدای یک بلندگو خیلی خیلی به مکان بلندگو و آکوستیک مربوط میشود. از آنجایی که شرایط آکوستیکی خانه ایشان بسیار نامطلوب است و بلندگو هم در مکان مناسبی قرار نگرفته و مهمتر اینکه بلندگوی بزرگ و Ported ای مانند مکس خیلی به آکوستیک حساس هست میشود نتیجه گرفت که تشخیص ایشان در مورد فوروارد بودن صدای مکس به آکوستیک سیستم برمیگردد و نه به بلندگو.

در خانه آقای الکساندریان در دو نقطه بلندگو دو صدای کاملا متفاوت میدهد ، در یک نقطه صدا Lean و Forward و Analytical هست و در نقطه دیگر صدا با Bloom ، راحت و عمیق.

این تناقضات نشون میده ایشان نمیتوانند درست تشخیص دهند ایرادات و نقاط قوت در صدا به کدام بخش ها و به چه نسبتی برمیگردد و هنوز فکر میکنند با خریدن آکوفیض صدا در خانه شان همانند صدای B&W Prestige خوب خواهد شد.

ایشان صدای کابل کربنی Van Den Hul رو فوروارد و با رزولوشن بالا توصیف کردند و این مساله نشون میده ایشان درکشان از مفاهیمی مثل Resolution هم درست نیست. کابل van den hul کربنی تو شاخص Resolution بخاطر عدم توانایی در سریع منتقل کردن انرژی و پهنای باند محدودتر Resolution پایین تری در هنگام انتقال جریان داره و تنها چیزی که در صدای کابل کربنی نیست حالت فورواردنس هست و فقط کمی عمق صداش کمتر از کابل های فلزی است.
این نوع اظهار نظرات و عدم توانایی ایشان در توصیف صدا بر اساس مفاهیم های فای نشان میدهد اگر بخواهم ایشان را با توجه به Level های شنیداری نقد کنم باید بگویم ایشان در ابتدای مسیر Level1A قرار دارند و بیشتر آنچه از صدا درک کرده اند مربوط به پارامترهای ماکرو صدا میشود.

سوال من اینست : یک اظهار نظر تند در مورد وجود یک خطای بزرگ در صدای آمپلی فایری مانند ویتوس که در شرایط بسیار بدی دمو شده از کسی که در ابتدای Level1A قرار دارد و هنوز راه زیادی تا Level1B دارد و نمیتواند درست تشخیص دهد ایراد صدا به کجا برمیگردد چقدر میتواند قابل اطمینان باشد؟!
البته من نظر کسی رو بخاطر اینکه فکر میکنم اون آدم سطح تجربیاتش در Level1A و یا هر Level دیگری هست 100 درصد اشتباه فرض نمیکنم چون ما حق نداریم فقط به صرف کم تجربه بودن یک شنونده نظرات اون شنونده رو اشتباه فرض کنیم و در فضای نقد باید هر کسی بتونه با دلیل و منطق با نظرات دیگران برخورد کنه. اگر در مورد Level شنیداری نوشتم برای این بود که به مهندس عزیز بگویم کسی که در Level1A هست با احتمال خیلی کمی ممکنه نظر درستی در مورد صدای یک کامپوننت در شرایط بد دمو بده و بهتره ایشان از این به بعد کمی محتاط تر در مورد صدای کامپوننت ها اظهار نظر کنند.

در نامه بعدی به نقد نظرات ایشان خواهم پرداخت.

ادامه دارد …

2 Comments

  1. frd دوشنبه 24 آگوست 2009 02:03

    به نظر من high-end يك صنعت ورشكسته است…كه ربطي به جريان موسيقي نداره
    hi-fi را ميشه با هزينه هايي كمتر از 2k بدست آورد. و بقيه قضيه به شناخت و درون ما و نياز ما به موسيقي بر ميگرده … به نظر من افرادي كه انقدر پول دارند كه براي hobby به سمت (high end) ميروند هيچوقت آن لذتي از صدا را نمي برند كه شايد يك دردمند براي پناه از فشار و زشتي روزگار به اميد نيم ساعت گوش دادن به موزيك با يك hifi ارزون كه اون را آروم كنه مي بره.و يا يك جوان كه براي تسكين به موسيقي پناه مي بره و به كسي گوش ميكنه كه درد دلش رو در آهنگش ميخونه . و … .

    لطفا بيشتر به تحليل كامپوننت هاي ارزشمند و ارزان قيمت بپردازيد . ميدونم كه ميگيند سخته و يا مثل پيدا كردن طلا در دل كوه هست واما شدني و قابل دست يافتن .
    به اميد موفقيت

  2. امیر حسین دوشنبه 24 آگوست 2009 08:22

    بطور کلی باهات موافقم، موسیقی و لذت شنیداری میتونه کاملا بی ربط به های فای باشه و های فای هم میتونه تبدیل به یک وسواس و بازی بی پایان بشه اما چیزهای قشنگی در های فای هست که فهمیدنش جذابه

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*