پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش اول

پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش اول

شنبه 22 آگوست 2009
/ / /

پاسخ من به نامه مهندس پوینده عزیز کمی طولانی شد و مجبور شدم آنرا در چند بخش در سایت قرار دهم. نوشته زیر بخش اول پاسخ من هست :

قبل از پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز یک مطلب کوتاه رو دوست دارم مطرح کنم چون بعد از نامه اول مهندس که خیلی تند بود اتفاقاتی افتاد و به طور غیر مستقیم از سوی برخی اظهار نظراتی شد که حتی خود مهندس پوینده عزیز هم دلشون نمیخواست عده ای این وسط از این انتقاد سوء استفاده کنند.
گرچه تفریح های فای برای من خیلی لذتبخش هست اما نوشتن در سایت برای من دردسر و هزینه هایی هم داره و بخاطر حفظ صداقت و صراحت نوشته هام که همیشه باعث دلخور شدن برخی از فروشندگان میشه من با برخوردهایی روبرو میشم که برای من خوشایند نیست.
من از این نوع فروشندگان توقع زیادی ندارم، به هرحال متاسفم که گاهی نوشته هام برخلاف میل قلبی ام باعث ضررهایی برای اونها میشه اما چقدر خوبه اونها و برخی از مشتریانشون بجای جبهه گرفتن و بطور غیر مستقیم انتقاد کردن حرفشون رو مستقیما بزنند تا پاسخ منو بشنوند.
اگر کسی واقعا حرفی برای گفتن داره باید این جسارت رو داشته باشه که انتقادشو علنی کنه تا پاسخ من و دیگر دوستان رو در سایت بشنوه اما اگر فقط قصدش جبهه گیری و کوبیدن این سایت هست باید بگم با این نوع برخوردها و حرف ها اتفاق مثبتی رخ نخواهد داد.

برمیگردم به پاسخم به مهندس پوینده عزیز :
مهندس پوینده عزیز از دوستان خوب و دوست داشتنی من هستند و مطمئن هستم ایشان هم مثل من این حس رو دارند که هیچ چیزی نمیتونه اعتمادی که در این دوستی هست رو تحت تاثیر قرار بده.
مهندس عزیز در نامه اول خیلی صریح و تند نوشتند و در نامه دوم هم بدون تغییر مواضعشون به مواردی پاسخ دادند.
باید اعتراف کنم من قلبا انتظار دیگری از برخورد ایشان داشتم و نامه اول ایشان خیلی برای من عجیب و دور از ذهن بود و نتونستم براش دلیل موجه ای پیدا کنم. به خودم گفتم ممکنه نوشته های من تند بوده و به ایشان به نوعی برخورده که چنین نامه ای نوشتند و برای همین سعی کردم در پاسخ اولم به نامه اول ایشان خیلی راحت برخورد کنم و بخاطر نوع ادبیاتم عذرخواهی کنم.
نامه اول ایشان کمی آزارم داد هم بخاطر بی ارزش فرض شدن نوشته ها و زحماتم و هم بخاطر تناقضاتی که در برخورد ایشان بود. ایشان تو این سالها به گفته خودشان روزی دوبار به سایتم سرمیزدند و مطالب رو میخوندند و همیشه در این سه سال از من حمایت کردند و حتی بارها از من بعنوان کسی که بیشترین اطلاعات رو در های فای داره یاد کردند اما بعد یک دفعه همه چیز رو زیر سوال بردند آنهم نه با دلایلی روشن و منطقی؟!!
با این حال به خودم گفتم گاهی اتفاقاتی میفته که درکش از منطق من خارجه و بهتره موضوع رو فراموش کنم و شاید بهتر باشه خیلی سخت نگیرم و با قضیه راحت برخورد کنم.
در نامه دوم مهندس احساس کردم تغییری در ماجرا بوجود نیومد و ایشان با همون منطق در پی دفاع از نظراتشون هستند، این بار احساس کردم اگر نظراتم رو به شکلی صریح و بی تعارف ننویسم خیالم راحت نمیشه و برای همین با ایشان تماس گرفتم و از ایشان این اجازه رو گرفتم که نظراتم رو بی تعارف در سایت بیان کنم.
از مهندس پوینده عزیز میخوام به من حق بدهند چون واقعا برای آگاهی دادن به مخاطب سایت و پیدا کردن برندهایی چون ویتوس و ASR وقت گذاشتم و نمیتونم ببینم کسی ادعایی به این شکل بکنه و من ساکت بشینم. امیدوارم صراحت پاسخ ام به چیزی غیر از روشن شدن موضوع تعبیر نشه و این ظرفیت در همه ما باشه که نظراتمون رو بی تعارف بشنویم.
در این نوشته من سعی میکنم مرحله به مرحله و به شکلی مشخص موضوع رو دنبال کنم تا ذهن مخاطب براحتی با آنچه مورد نظر من هست ارتباط برقرار کنه.
من برای نقد نظرات ایشان به ایشان زنگ زدم و سوالاتی پرسیدم که کمکم کنه تا با توجه به نظرات خود ایشان ره یافتی به کلید این نوع اظهار نظرات داشته باشم. دلیل این مساله این بود که با توجه به نامه دوم ایشان من متوجه شدم نمیشود از منابع و مراجع دیگری برای نقد نظرات ایشان استفاده کرد. همانطور که خودشان توضیح دادند ایشان ملاک را فقط نظر خودشان میدانند و دلیل آنرا تجربیاتی میدانند که خودشان با ساعتها شنیدن در مد آنالیتیکال بدست آورده اند(جمله زیر). بنابراین تنها راه نزدیک شدن به تفاهم استفاده از اظهار نظرات خود ایشان بود.

as long as I have acquired enough experience and knowledge and have done hours of critical listening I am entitled to judge.

اولین اصلی که هر منتقدی باید بدونه اینه که هر نقد تند و رادیکالی باید پشتوانه ای منطقی و قوی داشته باشه و برای هر ادعای بزرگ و در ظاهر نامعقولی باید دلایلی روشن، منطقی و محکم ارائه بده.

در نامه اول ایشان نظرات من بشکل روشن و مشخصی نقد نشد و دلایلی که بی هیچ توضیح حتی کوتاه و روشنی مبنی بر ناآگاهی و مبتدی بودن من آورده شد عبارت بود از:

–    اطلاعاتم از موسیقی محدود و تجربیاتم از اجرای زنده سازها کم هست
–    زیر سوال بردن خیلی از علاقه مندان به های فای در ایران و حتی نادان فرض کردن بسیاری از تحلیل گران، مجلات و طراحان سیستم صوتی در خارج از کشور
–    نظرات اشتباه در مورد کامپوننت ها و سیستم های صوتی از جمله ویتوس

در نامه اول برای دلیل اولشون چنین نوشتند :

In my opinion, and as I have said it before,  Amir Hossein ‘s   knowledge and experience in  fundamental of music and  high end  is   primitive,  limited and on many occasions wrong. His experience and  knowledge   still needs to improve and develop . As long as his vision in music  is limited to Moeein and Diana krawl  , knowing the  fact that he hardly , if ever , has attended a decent classical concert in his life , statements of this sort are  irresponsible , emotional and destructive .  WHERE HAS HE EXPERIENCED THE TRUE TIMBRE ACCUARCY of a violin, oboe, viola or cello?  In his last article on HIFI.

اولین دلیل از این سه دلیل (دلیل اول که مربوط به آگاهی کم از موسیقی و اجرای زنده بود) رو خود ایشان در نامه دوم زیر سوال بردند و در کمال تعجب اظهار کردند که معتقدند دوستانی که سالهاست با موسیقی کلاسیک آشنا هستند و نوازنده و آهنگساز هستند فرق دو سیستم یکی خیلی خوب و یکی متوسط رو هم نمیتونند تشخیص بدهند. در نامه دوم چنین نوشتند :

I have musician friends that can hardly differentiate between a very mediocre and mid fi sound system with a high end top notch audio gear  but  they are good musicians.

خب، اگر یک آهنگساز و نوازنده که سالهای سال به درک عمیقی از موسیقی کلاسیک رسیده و در اجراهای زنده حضور داشته هنوز نمیتونه فرق الف رو از ب در صدا تشخیص بده پس چرا ایشون یکی از دلایل نااگاهی منو عدم آشنایی من با موسیقی کلاسیک و نرفتن به اجرای زنده فرض کردند؟!
برای دلیل دومشون که مربوط میشد به انتقاد من از مجلات و تحلیل گران هیچ توضیح ای ندادند و فقط اظهار داشتند این نوع اظهار نظرات رو کسانی میکنند که خودشون اطلاعات خیلی کمی از صدا دارند:

A typical trap for  those enthusiasts  who have  limited  knowledge on   a subject but a mouthful of irrelevant words and statements which  eventually  leads to their destruction  and ignorance !!

من در مورد نگاهم به تحلیل گران و مجلات توضیح دادم و اگر لازم باشه بیشتر از گذشته توضیح خواهم داد اما فکر میکنم باید مهندس عزیز به این سوال من پاسخ بدهند که آیا کسی را میشناسند (از جمله خود ایشان) که با اعتماد به توصیه های مجلات و خواندن Stereophile حتی با دادن میلیون ها تومن پول به 50% آنچه که دوست داشته رسیده باشد؟!

سومین دلیل ای که بر ناآگاهی من آورده شد و به ایشان کاملا اثبات کرد که من مبتدی هستم این بود که احساس کردند نظرات من در مورد صداهایی که بطور مشترک شنیدیم مانند ویتوس و یا Air Tight 211 و یا Accuphase اشتباه هست.

I have recently found his  views and reviews on  high end equipment , either intentionally or unintentionally,   inaccurate, irrational and one sided. He has  tangled himself in  this illusion that whatever he recommends or reviews  is  perfect and flawless  .

آیا نمیشد بجای به این شکل انتقاد کردن از من بپرسند چرا نظراتم با ایشان فرق دارد؟! و یا نمیشد بجای اشتباه فرض کردن نظرات من و حمله به اونها نظرات منو با دلایلی روشن و مشخص نقد میکردند؟!  فقط نوشتند ویتوس یک خطای فاحش در صداش بود، همین ؟!

In his latest review of Vitus Integrated amplifier which I auditioned for three hours  I noticed a big flaw in his judgment which again proved to me that he does not know the basics of a good amplifier .  Vitus lacks  precision in rendering music which  is the most important feature of a good amplifier!

با این منطق خودشون رو بردند در جایگاه کسی که تجربه کافی داره و منو در جایگاه مبتدی قرار دادند، آیا درسته ما بدون گفتگو و شنیدن دلایل آدم ها اونها رو محکوم کنیم و حکم به ندانستن اونها بدیم؟!
آیا این نوع قضاوت اسمش قضاوت یک طرفه نیست؟!
آیا کسی که خودش رو با تجربه میدونه و بعد نظرات تندی در مورد ویتوس میده نباید بتونه عبارت Precision رو برای مخاطبش بر اساس مفاهیم صدا توضیح بده و حداقل توضیح کوتاه و روشنی از آنچه که مورد نظرش بوده بده؟!

مجبور شدم برای ادامه مسیر تفاهم و نقد نظرات ایشان سوالاتی از ایشان بپرسم تا بفهمم منظورشان از عبارت Precision چیست چون خودشان نمیتوانستند این عبارت را بر اساس عبارات های فای توضیح بدهند؟!

تکرار میکنم، هدف از تاکید و تلاش من در این نوشته تغییر نظرات ایشان نیست چون بنا به دلایلی که در بحث Level های شنیداری آوردم ممکن است چنین چیزی در حال حاضر با توجه به تجربیات ایشان از صدا ممکن نباشد و آنچه من از این نقد بدنبالش هستم اینست که به ایشان نشان دهم مواردی هست که نشان میدهد آنچه ایشان در ذهنشان ساخته اند همه آن چیزی نیست که حقیقت را شکل میدهد.

من سه بخش برای پاسخ به انتقاد ایشان دارم :
–    ترجمه مفهوم Precision در ذهن ایشان بر اساس مفاهیم های فای
–    نقد نظرات ایشان در مورد کامپوننت ها و نقد جایگاه ایشان بر مبنای Level های شنیداری
–    ارزش گذاری پارامتر Precision و ارتباط آن با شرایط دمو و نقد نگاه ایشان به ویتوس
–     توجه به common Ground ها

من نظرات ایشان رو در مورد صداهایی که شنیدند و تجربیاتشون در خانه ایشان جویا شدم، ایشان بیشتر در خانه خودشان صدا شنیدند و چند جایی هم به طور محدود در شرکت وارد کنندگان و یا خانه برخی از دوستان صدا شنیدند.

بنظر ایشان بهترین صدایی که شنیدند صدای B&W Prestige حلزونی بود با سری کامل Accuphase در پاساژی واقع در نزدیکی پارک ساعی. این صدا از نظر ایشان فوق العاده دقیق، طبیعی و لذتبخش بود. ایشان توضیح دادند با اینکه صدای آن سیستم را در یک آکوستیک معمولی شنیدند اما صدا خیلی دقیق بود و اینطور نتیجه گرفتند حتی در آکوستیک بد میشه در مورد صدا قضاوت کرد و سیستم خوب خودشو تو آکوستیک بد هم نشون میده. آن صدا باعث شد تا نظر خیلی مثبتی به آکوفیض پیدا کنند و فکر کنند آکوفیض آمپلی فایرهای دقیقی میسازد که بسیاری از کمپانی های دیگر نمیتوانند چنین کاری کنند.

نظرشون رو در مورد ویلسون MAXX پرسیدم که گفتند به نظر ایشان ویلسون مکس صدای دقیق و درستی دارد و صدای سازها در آن به صدای ساز در اجرای زنده نزدیک است و موسیقی اجرا شده توسط ارکستر در آن دقیق است. توضیح دادند چون مکس رو با خیلی از آمپ ها در خانه خودشان شنیدند مطمئن هستند که مکس صدای درستی دارد و فقط صدای آن کمی فوروارد هست و حالت liquid ندارد.

در مورد آکوفیض هم خیلی اعتقاد به صدای آکوفیض دارند و معتقدند آکوفیض صدای خیلی دقیقی دارد البته یک جمله هم همیشه اضافه میکنند که آکوفیض های قدیمی مثل A-100 (سال ساخت 1991) مثل لکسس هستند و آکوفیض های جدید مثل تویوتا و خرید krell و تعویض آکوفیض 800 رو یکی از اشتباهاتشون قلمداد میکردند. الان هم اگر یک Accuphase A-100 پیدا کنند حتما اونرو میخرند چون فکر میکنند یکی از معدود آمپلی فایرهایی هست که دقیق ترین صدا رو داره و میتونه ایشان رو به اون صدای دقیقی که میخواهند نزدیک کنه.
برای همین به تازگی دوباره به آکوفیض روی آوردند و دارند Pre Accuphase رو با Power A-50v Accuphase تست میکنند.

از ایشون در مورد صدای ASR Emitter II با Manger Zerobox 103 که در آوین آوا دمو شده بود پرسیدم. ایشان همین ست رو نه تنها در آوین آوا بلکه در خانه یکی دیگر از دوستانشون که هم محیط رو آکوستیک کرده بودند و هم به چیزهای دیگه Setup رسیده بودند شنیدند آنهم با سورس آنالوگ.
ایشان در مورد صدای منگر با ASR Emitter II در هر دو جایی که شنیدند گفتند صدا فاجعه بود و بقدری صدا غیر دقیق بود که حتی بنظر ایشان صدای تلویزیون خانه ایشان صدای دقیقتری از آن مجموعه داشت.
البته توضیح دادند با ASR صدا بهتر از شانلینگ بود اما در هر دو حالت صدا فاجعه بود و توضیح دادند ممکن بود گوش ایشان با شنیدن بیشتر آسیب ببیند.

در همه این اظهار نظرات ایشان به همان پارامتر دقت (با تعریف ذهنی خودشون) توجه داشتند و توضیح دادند از نظر ایشان این تجربه ها باعث شده تا بفهمند آمپلی فایرهای خیلی کمی هستند که صدایشان دقیق است.

در مورد FPB 600 گفتند فکر میکنند صدای دقیقی دارد (75 امتیاز دادند از 100) اما چون Pre Krell مشکل داشت و صدایش خوب نبود آن دو را فروختند و به Accuphase A-50v (به این مدل آکوفیض از 100 امتیاز 95 امتیاز دادند) روی آوردند.

در مورد Air Tight ATM3 که یک آمپلی فایر پرقدرت لامپی پوش پول هست گفتند صدای دقیقی ندارد که بنظرشان اشکال از لامپ ها بود اما صدای Air tight 211 که یک سینگل اندد هست رو تایید کردند و گفتند صدای خیلی دقیقی دارد و فقط اشکالش اینست نمیتواند بلندگوی مکس را درایو کند.

از نظر ایشان Audio Note M3/Ankoru هم دقت زیادی ندارد و در موسیقی های شلوغ دقتش را از دست میدهد اما Air tight Pre و یا Air tight 211 آن دقت لازم را دارد و بسیار دقیق تر از Audio Note هست.
منظورشون هم از دقیق بودن برای من بر اساس مفاهیم های فای توضیح ندادند و تنها گفتند دقیق بودن یعنی اینکه وقتی بری تو کنسرت زنده میفهمی یعنی چه و هم اینکه ویولن باید صدای ویولن بده (Timbre Accuracy) و هم وقتی موسیقی شلوغ شد صدا به هم نریزه و قاطی پخش نشه. البته گفتند برای توضیح این مفهوم بر اساس مفاهیم های فای باید سری به کتاب رابرت هارلی بزنند ببینند میتونند این مفهوم رو با کمک نوشته های رابرت هارلی توضیح بدهند یا نه.

تو صداهایی که در یارامانا شنیدند صدای Krell 403 (آمپلی فایر سه کاناله نقره ای 400 واتی) رو پخته تر از ویتوس تشریح کردند و گفتند کرل 403 صدای دقیق تر و پخته تری از ویتوس داشت. اون موقع ای که ایشان کرل 403 رو شنیدند بلندگوی ویلسون 8 دمو شده بود و آکوستیک اونجا یه حداقل هایی مثل موکت و پرده داشت و مهمتر اینکه ویلسون 8 در طول چیده شده بود.
سری آخری که ویتوس رو شنیدند با بلندگوی مکس بود و بلندگوی مکس در عرض چیده شده بود و بلندگو حتی 50 ساعت هم Break-in نشده بود.
ایشان در مورد صدای ست کامل گریفون هم یک تجربه داشتند که میگفتند اون صدا هم فاجعه بود.
در مورد صدای کابل کربنی Van den Hul هم نظرشون اینه Resolution بالایی داره اما کمی فوروارد هست.

ادامه دارد…

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*