پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش سوم

پاسخ به نامه مهندس پوینده عزیز – بخش سوم

سه شنبه 25 آگوست 2009
/ / /

متن زیر بخش سوم از پاسخ من به انتقاد مهندس پوینده عزیز هست :

نقد پارامتر Precision و ارتباط آن با شرایط دمو و نقد نگاه ایشان به Vitus :
به نظر من دنیای های فای و درک صدا خیلی دنیای ساده ای نیست و در شرایط امروزی یک شنونده مسیر نسبتا طولانی رو طی خواهد کرد که به درک عمیقی از صدا برسه.

همه شاخص های صدا برای حس شنیداری خصوصا در درازمدت ارزش یکسانی ندارند و نکته بسیار مهمی که یک شنونده باید بدونه اینه که شاخص های ماکرو که توسط شنوندگانی که در ابتدای Level1A هستند درک میشه ارزششون برای حس شنیداری در مقایسه با پارامترهای میکرو که در سطوح بالاتری درک میشه تفاوت دارد.

مفهوم Precision در ذهن ایشان از تاثیر برخی از پارامترهای ماکرو  مانند Extension, Cleanness, Openness, Speed in macro dynamic, Separation in parallel processing, Solidity بوجود می آید و این شاخص ها در صدا گرچه بی اهمیت نیستند اما برای حس شنیداری در درازمدت به اندازه شاخص های میکرو اهمیت ندارند.

از نگاه من اگر سیستمی First Character صداش تداعی کنند این حس (Precision) باشد در 90 درصد موارد نه Musical بحساب می آید و نه در درازمدت اجازه میدهد شنونده از موسیقی لذت کافی ببرد.
نمونه چنین نگاهی را در طراحی بیشتر طراحان  Objectivist مانند طراح FM Acoustics و Goldmund و Soulution Audio و نیز سلیقه شنیداری خیلی از مهندسان صدا در استودیوها مشاهده میکنیم.
صدای آمپلی فایری مانند Goldmund با بلندگوی خودش و یا FM Acoustics با بلندگویی مانند YG Acoustics در لحظه اول شنیدن بسیار بسیار دقیق، راحت، Smooth و خوشایند هست اما بخاطر نداشتن هارمونیک های ظریف صدا در دراز مدت اجازه اون Emotional Connection رو به شنونده نمیده و شاخص اصلی لذت شنیداری رو کمرنگ میکنه.

شاید در یک دمو یک ساعته شنوندگان Level1A و Level0 صدای Impressive ای مثل FM Acoustics رو ترجیح بدهند اما در درازمدت متوجه میشنوند شنیدن موسیقی در طولانی مدت تابع شاخص هایی است که ویتوس در اون شاخص ها خیلی بهتره.

اما آیا دقت در صدا چیز بدی است؟
از نظر من اصلا اینطور نیست و دقت در صدا لازم است اما به دو شرط خوب است:

– یکی اینکه شاخص های اصلی میوزیکال صدا که شاخص های میکرو هستند رو فدای خودش نکنه

– دوم اینکه یک بالانسی (در مورد بالانس در ادامه توضیح میدم) در صدا باشه که هیچ شاخصی در صدا بشکل Exaggerated شنیده نشه و اون تجزیه ناپذیری و Integrity لازم در صدا حفظ بشه.

هر سیستمی به نوعی یک Compromise هست و در بیشتر موارد ما به ازای بدست آوردن چیزی یک چیز دیگر را از دست میدهیم و من تا این لحظه همه سیستمهایی که First Character شون تداعی کننده مفهوم Precision در مغز بود رو که شنیدم احساس کردم یا بیشتر اونها اطلاعات میوزیکال (میکرو) صدا رو تا حدی از بین برده بودند و یا در القاء حس دقت حالتی Exaggerated داشتند. برای همین اگر یادتان باشد نوشتم با اینکه ویلسون 8 وضوح و Neutrality خیلی کمتری از B&W Prestige دارد من ویلسون 8 رو ترجیح میدم چرا که صدای B&W Prestige بنظر من به اندازه ویلسون بالانس نبود و اون حس دقت در صداش کمی Exaggerated بود و یا صدای Audio Note رو  به Air Tight ترجیح میدم چون صدای Air Tight اون هارمونیک های میکرو رو حذف میکنه و زیبایی صدا رو فدای حس دقت و پازرامترهای ماکرو میکنه.

اما لازمه مفهوم بالانس رو در صدا تعریف کنم، از نگاه من صدایی بالانس هست که نشه در مورد شاخص های صداش براحتی حرف زد و وقتی ما به اون صدا گوش میکنیم توجه مون اصلا به پارامترهای صدا جلب نشه.

مایکل فرمر میگه High-End Audio is not about Neutrality, It’s about Balance
اگر شاخصی در صدا توجه ما رو به خودش جلب کنه اون صدا از بالانس بودن فاصله میگیره، رابرت هارلی میگه من وقتی تو کنسرت زنده صدا میشنوم اصلا نمیتونم صدا رو به شاخص های اون تجزیه کنم و هیچکدوم از این عبارات های فای برای توصیف صدای زنده به ذهنم نمیرسه.

در مورد صدای سیستمها هم همینطوره و اگر سیستمی به شکل غیر بالانس به ایده ال نزدیک بشه برخی از شاخص های صداش بخاطر Exaggerate بودن زودتر به چشم میاد و تحلیلگر کم تجربه خوب بودن اون شاخص Exaggerated رو یک امتیاز مثبت در نظر میگره، مثلا کابلی که انرژی فرکانسهای بالاش بیشتر هست اما texture درستی نداره و high اش به mid پیوسته نیست رو اینطور توصیف میکنه که این کابل گسترش فرکانسی خوبی در ناحیه بالا داره و یا وقتی که آمپلی فایر Denon به بلندگو لگد میزنه شنونده احساس میکنه دینامیک صدای Denon بهتر از بقیه آمپ هاست.
یا وقتی با سورس دیجیتال بد صدا Lean و بدون هارمونی و Decay هست اما detail زیادی رو به مغز القاء میکنه شنونده کم تجربه این حالت رو به حساب Resolution بالای سیستم میگذاره و مثل این تحلیل گران خنگ در دنیا کلی از وضوح بالای سیستم تعریف میکنه.

بخش پایانی مقاله طراح Audio Note رو در مورد Detail and Resolution اینجا بخونید:
http://www.audionote.co.uk/articles/art_audio_hell.shtml

برای همینه که آقای مایک مفهوم Illusion of neutrality و یا Illusion of resolution رو تعریف میکنه و میگه اگر در یک شاخص خاص مغز ما احساس بهتر بودن رو داشته باشه و اون شاخص به چشم بیاد یعنی اون صدا بالانس نیست و اون شاخص حالت Exaggerated پیدا کرده چرا که صدای واقعی که ما در سالن کنسرت میشنویم چنین حالتهایی رو در مغز تداعی نمیکنه.

من در مورد ویتوس نوشتم مهمترین شاخص ای که صداش داره اینه که صدا تجزیه پذیر رفتار نمیکنه و خیلی طبیعی هست که شنونده کم تجربه تر وقتی FM Acoustics رو بگذاره کنار ویتوس میگه ببینید بنظر من صدای FM Acoustics دقیق تر از Vitus بنظر میرسه اما نمیدونه صدای FM یک صدای غیر بالانس تر هست که نه تنها Integrity ویتوس رو نداره بلکه اون اطلاعات میکرو صدا رو هم تا حدی خراب میکنه و تنها یک بعد رو بهتر به ذهن القا کردن در کامپوننت غیر بالانس نمیتونه دلیل دقت نداشتن کامپوننت بالانس یعنی ویتوس باشه.

منظور من اینه ما اگر دو کامپوننت رو که یکی بالانس هست مثل Audio Note و یا ویتوس با یک کامپوننت که مثل Air Tight غیر بالانس هست مقایسه کنیم ممکنه بخاطر عدم حالت Exaggerated در شاخص دقت در صدای ویتوس احساس کنیم صدایی که کمی در بعد دقت Exaggerated شده دقت بیشتری داره.
اگر سیستمی بخاطر تجزیه ناپذیر رفتار کردن (مثل صدای زنده) کاراکتری رو در ذهن در اولین لحظات شنیدن تداعی نکنه، نمیشه گفت اون صدا دقیق نیست و یا یک خطای فاحش داره چرا که یک سیستم میتونه خیلی دقیق باشه اما شنونده کم تجربه نتونه این وضعیت رو بخاطر تجزیه ناپذیر بودن صدا تشخیص بده. آیا کسی میتونه بگه صدایی که از یک اجرای زنده میشنوه دقیق نیست؟!
بنظر من یک صدای واقعی و زنده موقع شنیدن کاراکتر دقت رو به ذهن القاء نمیکنه و شنونده نمیتونه بگه صدای زنده دقت کمی داره و باید بدونه این Exaggeration در یک شاخص هست که مغز رو به اشتباه میندازه.
در بین آمپلی فایرهای SolidState که من شنیدم ویتوس بهترین Integrity رو داشت و من ندیدم هیچ آمپلی فایر Solidstate ای مثل ویتوس صدا بده، من واقعا عاشق این آمپلی فایر شدم.
این موضوع رو نوشتم تا مخاطب قبل از اظهار نظر کمی دقت کنه ببینه صدایی که بنظرش دقیق تر میاد آیا واقعا دقیقتره و یا مغزش در لحظات اولیه شنیدن چنین Illusion ای داشته.

من مطمئن هستم اگر مهندس عزیز در شرایط مناسب و یکسان Accuphase A-50v و Krell Evo 403 و Air Tight 211 رو با Vitus مقایسه کنند خودشان این تشخیص رو خواهند داشت که ویتوس صداش قابل قیاس با این کامپوننت ها نیست اما اگر شرایطی پیش بیاد که یک سیستم دقیق تر (دقت به مفهومی که مهندس در ذهن دارند) مثل Goldmund رو در کنار ویتوس بشنوند احتمالا  صدای Goldmund رو دقیق تر از ویتوس تشخیص دهند چرا که Goldmund نسبت به Vitus در لحظات اول کمی اون حس دقت رو بیشتر تداعی میکنه و صدای Vitus بخاطر Integrated بودنش در این شاخص بنظر عقب تر می ایسته اما اگر شنونده کمی بیشتر به صدا گوش بده میفهمه Goldmund داره اون اطلاعات میکرو صدا رو حذف میکنه و صدا رو غیر بالانس پخش میکنه و اون احساس دقتی که در صدای Goldmund هست در درازمدت ارزشی برای حس شنیداری نخواهد داشت.

من ادعا نمیکنم Vitus در همه شاخص ها از همه آمپلی فایرهای Solidstate دنیا بهتره اما فکر میکنم اگر آمپلی فایری در شاخص هایی بهتر از ویتوس بنظر میاد اول باید اون شاخص ها واقعا بهتر شده باشند دوم اینکه بالانس و Integrity صدا حفظ شده باشه.

واقعیت اینه من تابحال هیچ آمپلی فایر Solidstate رو در حد و اندازه های ویتوس در ایران نشنیدم که هم خیلی Neutral به معنای شاخص های ماکرو باشه و هم صداش تا این حد Integrity داشته باشه. راستش با تحقیقاتی که من کردم بعید هست هیچ آمپلی فایر Solidstate ای الان در دنیا باشه که بتونه روی دست ویتوس بیاد و هم شاخص های ماکرو بهتری داشته باشه و هم شاخص های میکرو بهتری.

نکته دیگری که در مورد پارامترهای ماکرو صدا باید بدونیم اینه که اصولا بیشتر این پارامترها (خصوصا شاخص Separation بین سازها و صداهای پس زمینه) رو با بهینه کردن شرایط و Matching کامپوننت ها به یک حد بالا میرسانند و کلا کامپوننت ها رو بر مبنای توانایی اونها در میکرو انتخاب میکنند چرا که اگر سیستمی در میکرو اطلاعاتی رو حذف کنه (مثل یک Solidstate با توان بالا) نمیتونیم با Matching و یا Tune تغییری در وضعیت بوجود بیاریم و اطلاعات میکرو از دست رفته قابل احیا نخواهند بود اما اگر سیستمی مثل Audio Note Ankoru در میکرو اون اطلاعات رو حذف نکنه میتونیم با Matching اون با یک بلندگوی هورن و کمتر جریان کشیدن از اون آمپلی فایر به یک دیستورشن پایین و پاسخ دامنه فرکانسی هموار در بار کامل برسیم و شاخص دقت صدا رو به استاندارد بالایی برسونیم. در این حالت هم همه سازها تفکیک شده تر بگوش میرسند و هم اون حالت خوشایند Neutral بودن بیشتر حس میشه البته بدون از دست رفتن Emotion و Integrity در صدا.

مفهوم دقت در صدا هم با تعریفی که مهندس برای خودشون دارند تا حد زیادی وابسته به شرایط و Matching هست و من فکر میکنم اگر یک آمپلی فایر مثل ویتوس Break-in نشده باشه و در شرایط برق بد، آکوستیک بد و کابلهای نامتناسب و با بلندگویی Break-in نشده دمو بشه طبیعتا نمیشه انتظار داشت صدا خیلی اون احساس دقت و جداسازی رو منتقل کنه و این شنونده هست که باید بتونه تشخیص بده این محدودیت های ماکرو به ویتوس برنمیگرده و به شرایط دمو برمیگرده.

مساله Common Ground ها :
مساله دیگری که جای تامل داره اینه که هر دیدگاهی باید یک اشتراکاتی در بیرون داشته باشه، من از مهندس پوینده عزیز میخوام این نظراتشون رو در مورد خطای فاحش در صدای ویتوس و دقیق تر بودن صدای Air Tight 211 برای کسانی که از نگاه خودشون مثل رابرت هارلی تجربه ای دارند ایمیل کنند و یا در انجمن ها بنویسند و ببینند آیا در کل این دنیا حتی یک نفر پیدا میشه که فقط 5 درصد نظرات ایشون رو تایید کنه؟!

اصولا تجربه به من میگه اگر از چیزی زیاد تعریف کنی در بین دیگران ایجاد حساسیت میکنه و جبهه گیری هایی انجام میشه اما من دوباره تاکید میکنم اگر خواستید در ایران Solidstate بخرید (در رنج قیمتی بالای 5 میلیون تومن) فقط به دو گزینه فکر کنید Vitus و ASR Emitter و اگر دنبال لامپ بودید از نگاه من  Audio Note UK آقای فاطمی تنها آمپلی فایر لامپی هست که اگر توان خریدش بود باید بهش توجه کنید.

مثل همیشه اضافه کنم، لذت بردن از موسیقی ربط چندانی به صدای خوب نداره، صدای خوب ربط چندانی به سیستم صوتی خوب نداره و امیدوارم وقتی در سایتم در مورد این کامپوننت های گران مینویسم این ذهنیت القاء نشه که لذت بردن از موسیقی تابع بیشتر پول دادن هست.

Vitus و ASR و Audio Note در بین کامپوننت هایی که در ایران هست جایگاه بالایی دارند اما صدای خوب از نگاه من 90 درصدش به Acoustic System که شامل آکوستیک اتاق، سازگاری بلندگو با اتاق و مکان بلندگو هست برمیگرده.

خوش باشید

One Comment

  1. frd جمعه 28 آگوست 2009 20:50

    سلام.
    داشتم متني رو از مجله stereophile ميخوندم كه حالت دفاعيه ازعملكردش هست كه جالب بود.نميدونستم كه خوندين قبلا يا نه.
    در بينش ميشه يك سري حقايق تلخ در high-end رو ديد كه ممكنه براي شما جالب باشه
    لينك:
    http://stereophile.com/asweseeit/1082awsi

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*