ساعاتی با Sonus Faber Stradivari در کنار یک دوست خوب

ساعاتی با Sonus Faber Stradivari در کنار یک دوست خوب

یکشنبه 27 سپتامبر 2009
/ / /

stradivari

اول از آرمن عزیز تشکر کنم که باعث آشنایی من با یک دوست خوب شد که آشنایی با ایشان خیلی برام با ارزش هست و خوشحالم که های فای باعث شده با کسانی آشنا بشم که هم چیزهای زیادی ازشون یاد میگیرم و هم فرصتی دست میده برای تبادل افکار و تجربیات.

این دوست خوبمون سالهاست که بشکل حرفه ای نوازنده سازهایی چون پیانو، گیتار آکوستیک، گیتار بیس و درام هستند و جالب تر اینکه در کنار سالها نوازندگی حرفه ای، ایشان در زمینه مهندسی صدا مانند صدابرداری در فضای باز و استودیو و نیز میکس و مسترینگ و … دارای تخصص و تجربه بالایی هستند.

یعنی هم درک بالایی از موسیقی دارند و هم گوش ایشان با مسائل تخصصی مربوط به خود صدا آشناست ، جمع شدن همه این تخصص ها در یکجا رو من در کسی تا به امروز ندیدم. این برخورد ها خیلی ارزشمند هست و من خوشحالم این افتخار رو داشتم که میهمان ایشان باشم و صدای سیستم صوتی ایشان رو بشنوم.

باید اعتراف کنم من مدتی است که خیلی از مغزم برای آنالیز صدا کار نمیکشم و طبیعتا خیلی هم تحلیل نمینویسم، البته اونجا من با خودم رکورد نبرده بودم و بیشتر علاقه مند بودم با این دوستمون گپ بزنم.

سیستم به شرح زیر بود:

Accuphase DP-67 CD Player

Accuphase C-275 Pre Amplifier

Accuphase A-60 Power Amplifier

Sonus Faber Stradivari 3way Loudspeaker

Van den hul Interconnect & Speaker Cable

بنظرم فضای آکوستیکی بهتر از جاهای معمول دیگری که صدا میشنوم بود و بعد از یک ساعت که سیستم گرم شده بود صدایی ملایم شنیده میشد. سونوس فابر از درایورهای خوبی استفاده کرده بود، هم بنظر سریع پاسخ میدادند و هم صدایی باز و neutral داشتند. خود بلندگو برای تنفس و محو شدن در فضا نیاز به جابجایی و یا شایدم فضای بهتری داشت و مطمئنا با جابجایی مکان بلندگو اتفاقات خیلی خوبی میفتاد.

جابجایی بلندگو برای بهتر کردن وضعیت کار راحتی نیست و شاید هر کسی تو خونش بالای چند ماه وقت صرف کنه تا به این نقطه خیلی خوب برسه و نمیشد در اون چند ساعت یک نقطه خیلی خوب پیدا کرد.

بلندگو به نظر ایشان کمی در ناحیه Mid bass کاهش انرژی داشت و البته با کاهش فرکانس انرژی بیشتر میشد که آرمن هم همین نظر رو داشت و حس میکرد کمی در ناحیه Midbass و زیر فرکانس قطع کراس آور انرژی کمتری داریم.

این دوست خوبمون گوششون خیلی به Timbre صدا حساس هست و خیلی راحت صدای انواع پیانو ها و یا نوع نوازندگی نوازنده ها رو تشخیص میدهند و معتقدند یک سیستم صوتی باید دقت خوبی در بازسازی این شاخص صدا داشته باشد.

ایشان در ضبط های سر صحنه حضور دارند و با اکولایز کردن صدا خروجی را تا حد ممکن به صدای واقعی نزدیک میکنند و برای همین است که وقتی بلندگویی را میشنوند خیلی سریع تشخیص میدهند آن بلندگو از لحاظ تونالیته چقدر پاسخ همواری دارد.

تجربیات بسیار زیاد ایشان در زمینه صدا برداری، تدوین و میکس و شنیدن اجراهای زنده این حافظه شنیداری را به ایشان داده که حتی وقتی رکوردی را میشنوند تشخیص دهند مثلا در فلان لحظه مهندس صدا از کمپرسور استفاده کرده و یا بطور کلی چه تغییری روی صدا داده است.

واقعا بخش رکورد هم دنیایی دارد که ما از آن بیخبریم و بقول آقای مهرداد جالب میشد اگر تجربیاتی هم در آن بخش بدست می آوردیم.

نکته ای که باید بهش اشاره کنم این بود که آکوفیض پاسخ بهتری در سیستم مبتنی بر خودش دارد و اگر کل سیستم را آکوفیض جمع کنیم از آکوفیض صدای نسبتا بهتری میشنویم تا از هر یک از کامپوننت های آن جدا استفاده کنیم. مثلا همین Accuphase A-50v با Pre Air tight و یا Krell اون سازگاری لازم رو نداره اما با Pre و سورس خودش وضعیت بهتری پیدا میکنه و صدای یکدستی به ما میده.

خیلی از برندها همیجوری هستند مثلا Linn هم خیلی تو سیستم خودش بهتر صدا میده اما برخی برندها هم خیلی حساسیت ندارند و در سیستم های بیشتری پاسخ مناسبی دارند و آکوفیض جزو دسته دوم هست.

دیدار خوبی بود و بهمن خیلی خوش گذشت و لازمه از این دوست خوبمون و آرمن عزیز بسیار بسیار تشکر کنم.

بزودی یک خبر جالب بهتون میدم

خوش باشید

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*