Micro Linearity vs Macro Linearity بخش ششم

Micro Linearity vs Macro Linearity بخش ششم

پنجشنبه 17 سپتامبر 2009
/ / /

من دوباره نوشته آرتور رو تکرار میکنم تا تاکید کنم یک سیستم ساده و مینی مال میتونه لطافت و ظرافت صدا رو حفظ کنه :

Only simplicity is able to capture the complexities of music, while complex circuits will inevitably sound simple, predictable and, ultimately, boring.

اما چیزی که باید بهش توجه کرد اینه که مفهوم خطی بودن در میکرو با مفهوم خطی بودن در ماکرو دو چیز متضاد و مخالف هم نیستند و اینطور نیست که اگر خطی بودن در ماکرو افزایش یابد حتما خطی بودن در میکرو کاهش می یابد. چیزی که مسلم هست اینه که ما همیشه محدودیت هایی داریم و در هر کلاس دقتی به هر حال مجبوریم یک انتخاب داشته باشیم و این انتخاب مشخص میکنه که کدوم بعد بیشتر مورد توجه ماست.

به شکل زیر نگاه کنید :

micro-vs-macro1

در شکل بالا یک سری منحنی هست که نشون میده هر طراحی با توجه به اندازه هزینه ای که میخواد بکنه یک محدودیت هایی داره. مثلا اگر بخواد کم هزینه کنه کامپوننتش روی منحنی Class D (منظور از Class A و … کلاس قیمت تمام شده کامپوننت است) می ایسته و با این بودجه محدود انتخابهاش مشخص میکنه که روی منحنی Class D کجا باید بایسته. مثلا اگر به سمت لامپ بره روی منحنی Class D در نقطه بالاتری قرار میگیره (جایی که Audio Note Zero قرار داره) و پاسخ میکرو بهتری در مقابل ماکرو داره و برعکس اگر به سمت ترانزیستور بره روی منحنی Class D پاسخ ماکرو بهتر و میکرو بدتری میگیره (مثل وضعیت Creek روی منحنی).

وقتی سیستمی خیلی عالی طراحی و ساخته بشه کلا سطح خطی بودن هم در بعد ماکرو و هم در بعد میکرو بیشتر میشه و کامپوننت روی منحنی از Class D به سمت Class A حرکت خواهد کرد. بر روی منحنی من تعدادی برند رو نام بردم تا یک ذهنیتی داشته باشید.

Audio note Ongaku بهترین Micro Linearity رو داره و Goldmund بهترین Macro Linearity رو و ویتوس هرچند در ماکرو کمی از FM عقب می ایسته اما در میکرو حرف های بیشتری برای گفتن داره و چون حس شنیداری ما به میکرو بهتر علاقه بیشتری داره انتخاب شنونده حرفه ای تر Vitus خواهد بود (البته نوع موسیقی هم تا حدی مهم هست اما در کل برای شنیدن موسیقی خوب باید به سمت میکرو بهتر رفت).

البته همانطور که در منحنی میبینید حتی ویتوس هم نمیتونه به اندازه Audio Note Ankoru و یا Ongaku در میکرو خطی باشه اما دلیل تاکید زیاد من روی Vitus اینه که با 95% بلندگو های موجود در بازار که حساسیت زیر 90 دارند و امپدانس پیچیده و پایینی دارند ویتوس بهتر جواب میده.

Audio Note عالیه اما باید براش بلندگوی مناسب پیدا کرد تا پاسخ ماکرو درستی داشته باشه. اگر Audio Note Ongaku رو به بلندگوهای معمول بد درایو تو بازار بزنیم وضعیت صدا اونقدر افت پیدا میکنه که در ماکرو به 20 درصد ماکرو واقعی اش میرسه و حتی میکرو اش هم تا حدی تحت تاثیر قرار میگیره و این پاسخ مطلوب نیست. کاری که باید بکنیم اینه که یا از خود بلندگوی Audio Note استفاده کنیم و یا از هورن ها که حساسیت بالایی دارند.

چیزی که جالبه در منحنی ببینید اینه که حتی در قیمت های پایین میتونه یک Single Ended  لامپی کم توان پاسخ میکرو خیلی بهتری از یک Solidstate پرتوان 100 هزار دلاری داشته باشه و من پیشنهاد میکنم برای خرید سیستم در قیمت پایین به سمت سیستم های مینی مال مثل Audio Note Zero Series با بلندگوی خودش بروید.

خلاصه اینکه Vitus با توجه به بلندگوهایی که در دسترس هست یک کامپوننت فوق العاده هست که تنها ایرادش قیمت بالاست.

من برمیگردم به تقسیم بندی بر اساس دو بعد Macro Linearity و Micro Linearity :

در Subjective Review من مفهومی رو بنام Integrity یا همان “تجزیه ناپذیر بودن” تعریف کردم که بنظرم خیلی مفهوم مهمی هست و شرط لازم رو برای صدای خوب تجزیه ناپذیر بودن صدا خوندم. از نگاه من تجزیه ناپذیری دقیقا رابطه مستقیمی با همون مفهوم Micro Linearity داره و اگر سیستم ای در میکرو پاسخ Smooth و خوبی داشته باشه صداش تجزیه ناپذیر تر رفتار میکنه و اگر این خطی بودن خیلی عالی باشه صدا حالتی Emotional و Communicative پیدا میکنه.

من قبلا Level های شنیداری رو تعریف کردم و الان میتونم بگم در Level های صفر و یک شنونده به Macro Linearity علاقه بیشتری نشون میده اما در Level2 به بعد Micro Linearity مهم تر میشه .

کامپوننتی که حداقل مقدار لازم در Micro Linearity رو داشته باشه مورد توجه شنونده Level2 قرار میگیره  و هر چقدر بخواهیم در Level3 صدای بهتری بشنویم باید در میکرو پاسخ خطی تری داشته باشیم.

طبیعی است که شنونده در Level0 صدای Goldmund رو به Vitus و یا Audio Note ترجیح بده اما به تدریج با افزایش آگاهی انتخاب ها متفاوت میشه و به سمت سیستم هایی میره که در میکرو خطی ترند. یعنی در انتها همه انتخابشون Single Ended Triode ای مانند Lamm یا Audio Note و یا Audio Pax خواهد بود.

برای همینه یکی مثل رومی دست از DSET اش برنمیداره و حرفه ای های این دنیا با هورن و SET کار میکنند.

چیزی که جالبه که در Level های بالاتر هم اندیشی و یکی شدن نظرات بیشتر میشه ، مثلا طراح Audio Note روی مفهوم Seamless Flow  و حالت Connected بودن تاکید میکنه، شاید منظور HP از مفهوم Continuousness همون چیزی باشه که مورد نظر ماست یعنی همون مفهوم Integrity خودم و کلا نه تنها در بعد Subjective ما به اشتراکات بیشتری میرسیم بلکه در بعد Objective هم اشتراکات زیادی داریم مثلا هیچ کسی در Level3 حرفی از یک Solidstate با توان بالا نمیزنه و مدارات بر اساس Class A با توان کم طراحی میشوند.

یک تحلیل جالب هم از مایک در مورد مقایسه Lamm ML3 با Audio Note Ongaku اینجاست که جالبه ، مایک هم در مورد وضعیت کنترل صدا در میکرو و ماکرو دو آمپلی فایر رو با هم مقایسه میکنه :

Well, in comparison with the Lamm ML3, the Audio Note Ongaku primarily controls the MACRO dynamics with an iron grip, and leaving the micro-dynamics to be slightly less controlled [in comparison with the Lamm] and the Lamm controls the MICRO dynamics like nobody’s business [as Neli would put it], and the macro-dynamics is less controlled [in comparison with the AN]. Get it? They are PRIMARILY focused on different parts of the dynamic spectrum – not that they don’t control all parts of the dynamic spectrum better than any other amps out there, because they do. It is just that their APPROACH to the reproduction of the sound is different from each other.

So with these ML3’s, you can hear WAY into the music, the details are very, very three dimensional, the micro-harmonics incredibly varied and complex, the micro-separation really excellent.

www.AudioFederation.com

البته یک وقت اشتباه نکنید و فکر نکنید اگر در Level های بالاتر استفاده از Single Ended Triodes بیشتر میشه باید نتیجه گرفت همه Single Ended های لامپی از ترانزیستوری ها صدای بهتری خواهند داشت، نه اصلا اینطور نیست و این مساله حالت دو طرفه نداره. خیلی از همین ترانزیستوری های Class A/B صدای بهتری از خیلی از لامپی های سینگل اندد کم توان دارند.

من خیلی از آمپلی فایرهای لامپی از جمله نوع سینگل اندد رو مانند Raysonic ، Unison Research و Air Tight شنیدم که اصلا قابل قیاس با یک Single Ended لامپی خوب نبودند و صداشون اصلا اون چیزی که باید یک سینگل اندد بده رو نمیداد.

بر عکس صدایی مثل ASR Emitter نظر شما رو کاملا در مورد این نوع قضاوت ها عوض میکنه و به شما خواهد گفت اگر در Level های بالاتر ما به سمت Single Ended Triode میرویم این به این معنی نیست که هر سینگل اندد لامپی ای صدای بهتری از یک ترانزیستوری داره.

ادامه دارد…

4 Comments

  1. Alireza_chf پنجشنبه 17 سپتامبر 2009 16:15

    Hi dear Amir:

    I think this discussion is reaching to a very good point,exactly were i liked it to be,

    remember the time I was talking about a reference in amps? well this is exactly what I ment,I mean some thing like Vitus is more toward my likes and so more toward my references.
    I think we can extend this discussion to speakers as well:
    A load speaker with minimal design path,not necessarily less units but a minimal simple 1st or 2nd order of best qulity crossover network parts,
    for example I really like the design idea of Marten speakrs,their newest designs are more 1st order in crossover and of course for that we need better units which they work their best with minimum problem in their frequency response,therefore no need of complicated 3rd or 4th order crossover networks.
    One of the past speakrs I had was the Acoustic Energy AE1 MKIII,there is now a newer model out named AE1 SE-special edition wich I tried about a month ago here in London,although its not a prefect speaker by any means but to me it was alot more musical and the major part they changed was the crossover from 3rd order to 2nd order:

    http://www.acoustic-energy.co.uk/Product_range/Reference_series/AE1_spec.asp

    http://www.acoustic-energy.co.uk/Product_range/Reference_series/AE1_MkIIISE.asp

    http://marten.se/pdf/Marten_Coltrane_Soprano_Brochure_150dpi.pdf

    I think we can continue this subject on about cables, conectors,,,etc

  2. امیر حسین پنجشنبه 17 سپتامبر 2009 16:27

    علیرضا جان ، خوشحالم کردی کامنت گذاشتی
    اتفاقا من وقتی این مطلب رو مینوشتم یاد اون روزی بودم که با هم در مورد صدا بحث میکردیم.

    یادمه اون موقع شما به این شکل نگاه میکردی که باید یک جهت باشه که ایده ال رو تعیین کنه و من میگفتم تنوع صداها باعث میشه هر نوع صدایی در شاخص هایی بهتر و در شاخص هایی بدتر باشه اما الان که این مطلب رو مینوشتم میخواستم به نظر شما اشاره کنم که معتقد بودید باید یک جهت وجود داشته باشه و الان من فکر میکنم نظر شما درست بود.

    راستش این نتیجه گیری که ایده الی هست رو کسی میتونه بگیره که تو درازمدت سیستم ها رو در شرایط خوب بررسی کرده و من فکر میکنم کمی طول کشید تا چنین مساله ای رو عنوان کنم.

    با شما موافقم و خوشحالم که مخاطب خوبی مثل شما دارم.
    من در ادامه در مورد تک تک کامپوننت ها و measurement هاشون بحث میکنم، فکر میکنم بحث جالبی بشه.

    باز هم مرسی

  3. frd پنجشنبه 17 سپتامبر 2009 21:21

    I think we can continue this subject on about cables, conectors,,,etc

    thats how u fail …
    cable and connectors lies

  4. علی اکبر پاشازاده سه شنبه 5 مارس 2013 16:20

    یکی از دلایلی که آمپهای لامپی سینگل اندد صدای مطلوبی نسبت به ترانزیستوری مشابه و هم قیمت خود ندارند.کیفیت قطعات بکار رفته و چوکها و ترانس آمپلی فایرهای ریسونیک و یونیزون ریسرچ و شانلینگ و غیره است.ترانس و چوک اصولی پیچیده نشده و خازنها از جنس مرغوب نیستند””در صورتی یک ترنزیستوری 30 سال پیش  در کلاس آ از این آمپهای لامپی صدای بهتر و ایده آل تری دارند.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*