تئوری خطا بخش اول

تئوری خطا بخش اول

پنجشنبه 27 می 2010
/ / /

یک موضوعی از مدتها پیش تو ذهنم بود و بنظر میرسید ممکنه بشه یک نتیجه ای رو از تجربه هام بگیرم هرچند این موضوع خیلی بیشتر قابل تامل هست و بجای یک دید کلی میشه با تست و تجربه بیشتر بشکل دقیق تری بیانش کرد و من تو این نوشته هام ادعا نمیکنم موضوع رو دقیق عنوان کردم اما به هر حال مطرح شدن این ایده میتونه فکر ما رو به کار بندازه تا به این موضوع توجه بیشتری کنیم.

این موضوع به وضعیت خطای یک سیستم میپردازه و همانطور که میدونید هر کامپوننتی تو مسیر حرکت سیگنال از میکروفن گرفته تا آکوستیک جایی که صدا در اون پخش میشه همه و همه یک تغییری توی سیگنال ایجاد میکنند.

همانطور که میدانید سیستم های الکترونیکی رو ما در حوزه فرکانس (فوریه) تحلیل میکنیم و هر سیستمی (از یک مقاومت ساده گرفته تا یک آمپلی فایر) یک تابع دیستورشن داره و یک پاسخ دامنه و فاز فرکانسی.

هیچ سیستمی بخاطر وجود دیستورشن کاملا خطی نیست تا بتونیم پاسخش رو در حوزه فرکانس بسنجیم اما عملا ابتدا پاسخ دیستورشن رو بررسی میکنیم و بعد با فرض تقریب خطی پاسخ فرکانسی دامنه و فاز رو مطالعه میکنیم.

هر کامپوننتی در مسیر انتقال سیگنال به شکلی دیستورشن ایجاد میکنه و نیز به شکلی پاسخ فرکانسی دامنه و فاز سیگنال رو تغییر میده و من اینجا بحثم مربوط به مطالعه خروجی نهایی از تاثیر دو یا چند کامپوننت هست که نوع تاثیرات این کامپوننت ها در هر بخش با دیگری فرق داره.

به این سوالات میتونید فکر کنید:

چرا رومی میگه با تغییر حتی یک کامپوننت مثل Pre Amplifier مکان DPOLS جابجا میشه؟

چرا دو کابل از یک جنس و با یک مشخصات فقط یکی با طول کمی بیشتر صداشون تا این اندازه تفاوت داره اما تو اندازه گیری های زیر اسیلوسکوپ این دو کابل تقریبا تفاوتی ندارند؟

چرا آکوفیض تو سیستم خودش خیلی بهتره تا وقتی که از سیستم خودش میاد بیرون؟ ویا نباید یک سیستم Emotional رو برد تو یک سیستم Impressive و برعکس؟

چرا مارتین کالمز میگه DAC آئودیو نت تو سیستم خودش پاسخ خیلی بهتری میده؟

چرا بعضی بلندگوها با بعضی آمپلی فایر ها خیلی سازگارترند؟

چرا تو آکوستیک بد ما هر تغییری میدیم (مثل خرید آمپلی فایر گرانتر) تفاوت رو کاملا حس میکنیم و همچنان فکر میکنیم اکبری بیخودی این همه به آکوستیک گیر داده؟

دعوای اونایی که میگن همه آمپلی فایر ها صدای یکسانی میدن با اونایی که اینو قبول ندارند چه جوری باید توجیه شه؟

چرا برخی کمپانی ها حتی المان های پایه رو خودشون میسازند مثل Audio Note ژاپن ؟

آیا یک شکل بودن خطاهای المان های یک سیستم در طراحی میتونه به بهتر شدن طراحی کمک کنه؟

سعی میکنم به این سوالات تا حدی از دید تئوری خطا پاسخ بدم.

ادامه دارد…

2 Comments

  1. امیر حسین حقی پنجشنبه 27 می 2010 13:35

    خیلی جالبه که آکوفیض با “ض”  مینویسید، یه جوری فیض بردن رو القا می کنه 😀
    بعد هم اینکه بیاییم همه با هم بر روی چند آهنگ توافق کنیم و سیستم ها رو با اونها بسنجیم.  من امادگی دارم که پیشنهاد بدم و سی دی با کیفیت خوب تهیه کنم.

  2. امیر حسین جمعه 28 می 2010 11:22

    اونایی که پول برای آکوفیض میدن احتمالا به همین نکته توجه میکنند 😀
    ایده جالبیه ، میشه این کار رو کرد ، فکر میکنم میتونه تا حدی کمک کنه برای همگرایی بیشتر نظرات

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*