Amplifier Loudspeaker Matching

Amplifier Loudspeaker Matching

چهار شنبه 5 می 2010
/ / /

آقای نلسون طراح Pass Labs که تو مدلهای گنده ای که فرستاده تو بازار چیز بدردخوری نساخته خودش آدم خیلی کاردرستی هست و آمپلی فایرهای کم توان Single Ended Class A ترانزیستوری با دو طبقه مدار بدون فیدبک منفی میسازه . این آدم اون گنده ها رو به درخواست بازار میسازه و میدونید که برای سود بیشتر تو بازار یک طراح باید مطابق میل Audiophile های خنگ تر رفتار کنه و برای همینه نلسون هم آمپلی فایرهای بازاری گنده میسازه و هم آمپلی فایرهای خوب زیر 30 وات. البته توضیح یک نکته ضروریه اونم اینکه صدای Single Ended Class A ترانزیستوری با Single Ended Class A لامپی دو چیز کاملا متفاوت هست که هم نلسون و هم رابرت هارلی بر این موضوع اتفاق نظر دارند. من خودم Single Ended Class A ترانزیستوری تا به این لحظه نشنیدم.

راستش من طراحانی رو که مثل Steve مقاله های زیادی ارائه میدهند دوست دارم و کسانی مثل Steve و Nelson Pass فرقشون با طراح های Idiot اینه که مسائل رو خیلی ساده و احمقانه نمیبینند و نگاهشون به مسائل حالت تک بعدی X بهتر از Y نداره.

مثلا کسی که میاد میگه “لامپ از ترانزیستور بهتر هست” و یا “کابل نقره بهتر از کابل مسی هست” از نظر من idiot بحساب میاد چون نگاه تک بعدی X>Y مخصوص طبقه کم هوش جامعه هست. کسی که نگاه عمیق و درستی به مسائل داره هیچوقت اونها رو بصورت تک بعدی X>Y نمیبینه. ببینید رومی چی میگه :

Audio people like to talk about audio. Most of their talks are about “what is best”. The completion between “what is the best” is the sport that takes 90% of audio person retune. Most of the audio people, would they meet physically or over internet are immodestly get engaged in collaboration what is the best for this or what that application. This completion of ideas in pursuit of figurative “best” is in my view is not only horrible and also stupid thing. The “competition for the best” syndrome is something that retarded reviewers brought into audio.  This “frustration for the best” is the only crap they are able to sell and the only think how they meant understand audio. Unfortunately the Audio Morons, means you, fully embrace this “frustration for the best” without understanding what is going on.

Audio people have atrophy of competitiveness and instead of “competitiveness as enrichment” they use a surrogate of competitiveness – the contest of irrelevancy.  The only thing that audio people might compete and might correlate “what would be the best” is the competition of objectives. Ironically, to compete in objectives most of audio people do not to have playback heard. I for instance discard 90% of people with whom I talk in audio just because I find that thier audio objective is not worthy my attention….

So, the so popular argument between audio people on the subject what amplifier, speaker or cable is the best is in fact a debate between two idiots. The only sane arguments might be argumentation whos objectives are more “loaded” but where did you see audio people able to “compete” in that realm?

Rgs, Romy the Cat

ِSteve و Nelson یکیشون طراح آمپلی فایر لامپی هست و دیگری طراح آمپلی فایر Solidstate و ما با خوندن مطالبشون میبینیم با یک فضای روشن و منطقی روبرو هستیم که این دو رو در مقابل هم قرار نمیده و بین اینها یک فضای تفاهم برقراره، هیچکدوم اینها بخاطر تجربه و درک درستی که دارند موضوع رو تک بعدی و ساده نمیبینند و برای همینه که میتونند به تفاهم برسند.

کسانی که موضوعات رو تک بعدی میفهمند همیشه با هم در جنگ هستند چون یک دسته میگه X بهتر از Y هست و دسته دیگه میگه Y بهتر از X هست. این idiot ها موقعی که یکی میاد میگه موضوع اینجوری نیست سریع عصبانی میشن و طرف رو به بودن در جبهه مقابل متهم میکنند و شروع میکنند به حمله کردن بهش و با این کار اوج idiot بازیشون رو ثابت میکنند.

نگاه تک بعدی مخصوص طبقه عوام هست و این نوع بحث ها فقط به مباحث های فای محدود نمیشه.

بگذریم، میخواستم بنویسم مفهوم Matching از نظر الکترونیکی بین بلندگو و آمپلی فایر خیلی مساله مهمی هست که قبلا هم بهش اشاره کرده بودم.

خیلی از تحلیل گران تو تحلیل هاشون مینویسند شرایط دموی بلندگو خیلی مهمه و هر بلندگویی ممکنه با یک آمپلی فایر جواب بهتری بده. مثلا رومی با اینکه مخالف درایور های سرامیک هست اما تلفیق Push Pull Class A ترانزیستوری رو با سرامیک خیلی جالب دیده، میدونید که ویتوس Push Pull Class A هست و مارتن دیزاین از سرامیک استفاده میکنه در حالی که ممکنه همین سرامیک رو به یک آمپلی فایر Class A/B دیگه بزنید نتیجه خیلی بد از آب دربیاد.

مثال های اینچنینی زیاده مثلا بلندگوهای ریبونی Apogee با آمپلی فایری که سورس جریان هست مثل Krell پاسخ خیلی خوبی میده و یا بلندگوهای الکترواستاتیک SoundLabs با لامپی های پرتوان مثل Audio Research ششصد واتی و یا VTL چهارصد واتی پاسخ مناسبی دارند.

از نگاه آرتور مهمترین بخش Matching تو قسمت الکترونیک به مچینگ بلندگو با آمپلی فایر برمیگرده ، دنیای صدا دنیای جالبیه و نمیشه خیلی ساده و احمقانه بهش نگاه کرد هر چند ما که بیخیالش شدیم 😉 .

شاید مقاله نلسون Pass در مورد تفاوت آمپلی فایرهای ترانزیستوری که سورس جریان هستند با آمپلی فایرهای لامپی که سورس ولتاژ هستند تا حدی راه گشا باشه تا بفهمیم از دید Objective وضعیت چگونه است.

لینک مقاله اینجاست :

http://www.firstwatt.com/pdf/art_cs_amps.pdf

لیست کامل مقالات نلسون که خیلی هم جالبه اینجاست :

http://www.firstwatt.com/articles.html

شاید در آینده اگر وقت داشتم بیشتر در این مورد بنویسم.

راستی دل ما برای مهندس پوینده عزیز هم تنگ شده، دیروز بعد از فکر کنم سه ماه دوری از دوستان های فای به مهندس زنگ زدم دیدم موبایلشون خاموشه، مثل اینکه الان آمریکا هستند، مهندس از همین جا به شما سلام میکنم 🙂

خوش بگذره

از نگاه نلسون:

Watt’s the Deal?

Dick Olsher famously remarked that “The first watt is the most important watt.” This sentiment has also been expressed by others as “Who cares what an amplifier sounds like at 500 watts if it sounds like crap at one watt?” With this in mind, I created First Watt in 1998 as a “kitchen-table” effort, exploring unusual low power amplifiers with an emphasis on sound quality.

Small amplifiers have a number of advantages over “big iron” in that very high quality can be achieved with simple Class A circuits using little or no feedback.

There is no such thing as a perfect amplifier. Every audiophile and his associated equipment has specific needs, but in each case there is such a thing as a best amplifier – the one that makes you happy.

First Watt exists because I wanted to explore a variety of amplifier designs in what I think of as neglected areas – amplifiers that might not fit into the mainstream and are probably not appropriate to my more commercial enterprise, Pass Labs.

With oddball characteristics and output power ratings of 25 watts or less, First Watt is not for most people. If you have efficient loudspeakers, listen at reasonable levels and are obsessed about subjective performance, then you probably have come to the right place.

If you want reliable audio product, then you really have come to the right place. For twelve years First Watt has an essentially zero failure rate.

There have been eight designs released in limited quantities, all simple Class A circuits, each offering a unique approach to sonic quality. The F1 and F2 are both current source (as opposed to voltage source) amplifiers with no feedback. The F3 offers single-stage single-ended operation with new Jfet power transistors. The F4 is a push-pull current buffer with no voltage gain or feedback, and the F5 is a uniquely high performance push-pull amplifier with feedback. The new J2 and M2 continue to push the envelope in different ways.

First Watt amplifiers are routinely compared with tube amplifiers, although I make a point that they are not designed to mimic tubes as such. These amplifiers share some of the characteristics of the better tube products in that they have simple circuits with minimal or no feedback and emphasize performance of individual gain devices. In some ways they are better than tubes, in other ways perhaps not.

As these pieces have been limited in production, most are now only available on the used market, and you do not see them very often, although there are numerous clones, and you can always consider building them yourself, as the schematics and such for older products are available here for the DIY enthusiasts (and not for commercial cloners). We are altering the approach with the J2 and M2, which are slated for a longer production cycle, giving our distributors something to sink their teeth into. We will continue to release new “F” series, but in very limited production, with the schematics posted for you DIYers after the first run is gone.

For the first eleven years I built these by hand all by myself. More recently my son Colin and nephew Sean have joined me in the shop in Foresthill.

4 Comments

  1. امیر حسین حقی چهار شنبه 5 می 2010 18:56

    به نظر من که صدای ترانزیستور را با امپ مرنتز و صدای لامپ را با امپ دست ساز خودم شنیدم، به جز مچینگ بلندگو ،اکوستیک و سایر موارد الکترونیکی، خود موسیقی هم در تشخیص برتری لامپ و ترانزیستور تاثیر دارد.  مثلا به نظر من موسیقی الکترونیک با ترانزیستور بهتر است و موسیقی جَز با لامپ جالب تر است. و برای موسیقی کلاسیک چون جزئیات خیلی زیادی دارد  شاید اگر یک امپ اتمی هم که اختراع شود باز هم نمی تواند موسیقی را انطور که در اجرای زنده شنیده می شود اجرا کند. 
    البته من انقدر معمولا غرق در خود موسیقی میشوم که صدای سازها را در مغزم می شنوم نه از بلندگوها.

  2. امیر حسین چهار شنبه 5 می 2010 19:29

    بهتون بابت ساخت اون آمپلی فایر دست ساز تبریک میگم، متاسفانه مسائلی پیش کشیده شد که من رو مجبور کرد چیزهایی رو بنویسم اما مطمئنا یک پست جدا برای حمایت و تشویق دوستداران DIY خواهم نوشت.
    من در مورد خود موسیقی با شما تا حدی موافقم (البته این بحث کمی پیچیده هست) اما فکر میکنم اگر همه شرایط برای لامپ کاملا OK باشه ترانزیستور با بیشتر موسیقی ها خیلی کمرنگ تر جلوه خواهد کرد.
    گرچه این تصور رو دیگران ایجاد کردند که من با لامپ مشکل دارم اما حقیقت اینه ما تا وقتی با بلندگوهای تو بازار سروکار داریم از لامپ صدا شنیدن یعنی استفاده از 50 درصد پتانسیل لامپ.

  3. امیر حسین حقی چهار شنبه 5 می 2010 21:34

    متشکرم.
    از صدای امپ نسبت به هزینه ای که برای آن کردم بسیار راضی ام. هرچند که بلندگو ها برای 6 7 وات توان این امپ خیلی بزرگ هستند. در اولین فرصت باید یک بلندگوی توان کم با حساسیت زیاد تهیه کنم.

  4. امیر حسین پنجشنبه 6 می 2010 08:20

    موفق باشید

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*