سرعت تغییرات برای بهترین پاسخ

سرعت تغییرات برای بهترین پاسخ

شنبه 11 سپتامبر 2010
/ / /

یک سوال طرح میکنم، اونم اینکه فرض کنید پیاده یا با ماشین قراره مسیری رو طی کنید، آیا میدونید با چه سرعتی باید حرکت کنید تا در کمترین زمان ممکن به مقصد برسید؟

جواب این سوال رو اگر از یک ناظر بیرونی بپرسید به شما میگه برای کمترین زمان باید از بیشترین سرعت ممکن استفاده کنید. این ناظر بیرونی حرف درستی میزنه چون زمان رسیدن برابر هست با مسافت تقسیم بر سرعت حرکت شما.

اما من فکر میکنم از دید اون کسی که این مسافت رو طی میکنه این پاسخ پاسخ درستی نیست. البته منظور من وارد شدن به بحث فیزیک نسبیت انیشتین نیست و فقط میخوام اشاره ای داشته باشم به مساله ناظرها و تقابل اونا با پدیده ها.

من مسیری رو بین دو نقطه پیاده حرکت میکنم، به من ثابت شده اگر از سرعت مشخص V سرعت کمتری داشته باشم بنظرم کمی دیرتر میرسم به مقصد و همینطور اگر سرعتم از سرعت V بیشتر باشه هم احساس میکنم مسیر کمی طولانی شده.

از دید ناظر بیرونی وقتی من با حداکثر سرعت (بیشتر از V) حرکت میکنم زودتر به مقصد میرسم اما از دید من وقتی با سرعت V حرکت میکنم زودتر از حالت های قبل به مقصد میرسم.

میدونید چرا؟

دلیلش اینه ما همیشه وقتی در حال ایجاد تغییری هستیم فراموش میکنیم هر تغییری یک فیدبکی روی خود ما داره و نتیجه نهایی حاصل کل این بازخوردهاست.

وقتی من با سرعتی کمتر از V حرکت میکنم انگار ذهن من از عدم همگامی من با سرعت V پالس هایی میده که باعث شه من فکر کنم مسیر طولانی شده و حتی وقتی با سرعت بیشتر از V حرکت میکنم هم یک هیجان و پالسی به من القاء میشه که اون فیدبک باعث میشه من احساس کنم چرا مسیر تموم نمیشه.

شاید مثال من خیلی خوب بیان نشه اما من معتقدم خود شما میتونید مثال های بهتری رو برای خودتون پیدا کنید که باور کنید بهترین سرعت برای تغییرات تابع به حداکثر رسوندن سرعت تغییرات نیست.

من احساس میکنم هر تغییری در بیرون نیاز به هماهنگی با ضرب آهنگی در درون ما داره و اگر سرعت اون تغییرات با Clock درونی ما سینکرون نشه سرعت تغییرات ااز وضعیت بهینه فاصله میگیره.

یک مثال دیگه سورس خریدن هست، خود من وقتی از شهر کتاب یکی یکی سی دی صوتی میخرم و بعد از گوش دادن هر کدوم میرم سراغ بعدی خیلی احساس بهتری دارم تا اینکه یک دفعه چند کیلو سی دی سفارش میدم و میارمشون خونه.

این موضوع جای فکر بیشتری داره و اگر بخوام یک دورنمای کلی داشته باشم میتونم بگم هر تغییری یک سرعت اپتیمم برای هر شخص داره و بیشتر و کمتر از اون سرعت وضعیت تعادل رو به هم میزنه.

دنیای ما برخلاف این ایده به ما تابع ماگزیمم رو پیشنهاد میکنه ولی من اینطور فکر نمیکنم و حالت بهینه رو حالت ماگزیمم نمیدونم.

در مورد های فای بازی هم میتونید به این موضوع فکر کنید و ببینید آیا ساعت داخلی های فای بازی شما با وقت و انرژی ای که میگذارید همخوانی داره یا نه.

ما که Clock های فای مون از کار افتاد اما کسانی که هنوز کلاکشون میزنه میتونند به این موضوع بیشتر فکر کنند 😉 .

من تو مطلب های فای در یک نگاه به اهمیت خود شنونده اشاره داشتم و الان هم تاکید میکنم پاسخ بهینه تابع خود شنونده هم هست و تنها تابع شاخص های بیرونی نیست.

امانوئل اکبری تو کتاب فلسفه گفته :

درک ریشه هر لذتی به شناخت ما از خودمون و Clock داخلی مون بر میگرده در تقابل با شاخص های بیرون و  وضعیت بهینه به حداکثر رسوندن شاخص های بیرونی نیست.

بی ربط به بحث بالا:

در مورد بلندگوهای سازگار با اتاق های معمول بیشتر بدانیم:

An Interview with Duke LeJeune of AudioKinesis

Audio Kinesis

2 Comments

  1. علي شنبه 11 سپتامبر 2010 23:54

    سلام،سايت خيلي مفيد و حرفه اي داريد، بهتون خسته نباشيد مي گم
    اول اينكه خيلي جالب اين مبحث نسبيت رو به مطلبي كه مي خواستيد بگيد ربط داديد،قشنگ بود
    دوم هم يه سوال: اسپيكرهاي سونيكس هنوز تو بازار ايران پيدا ميشن؟
    و محلي براي تعميرات درست اين مدل اسپيكرها مي شناسين؟
    ممنون ميشم اگر جواب رو ايميل كنيد

  2. امیر حسین یکشنبه 12 سپتامبر 2010 16:53

    سونیکس چیه برادر؟ نمیشناسم

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*