شکل و محتوا ، Sound & Music ، Body & Soul

شکل و محتوا ، Sound & Music ، Body & Soul

چهار شنبه 22 سپتامبر 2010
/ / /

یک بحث مورد علاقه من ارتباط بین موسیقی و صداست و خیلی دوست داشتم این موضوع رو بیشتر روش متمرکز میشدم اما خب من یه چیزهایی مینویسم و تامل بیشتر رو به خود خواننده واگذار میکنم.

یه جایی شنیدم رابطه ای بین صدای ساز و نوع موسیقی وجود داره و برای بیان احساس نوازنده با یک نوع موسیقی ما میتونیم صداهای متفاوتی رو در نظر بگیریم که هر صدایی نمیتونه بهترین انتخاب باشه.

مثلا استادمون میگفت آقای مشکاتیان چند تا ساز دارند که برای هر اجرا یکی رو برای نوازندگی انتخاب میکنند و یا جایی شنیدم نوع صدای تار هایی که قبلها ساخته میشده (مثل تار یحیی) همخوانی بیشتری با ملودی هایی داشته که اون موقع نواخته میشده.

خلاصه این موضوع قابل تامل هست که صدای هر سازی  میتونه رابطه ای داشته باشه با موسیقی ای که اجرا میشه.

من فکر میکنم میشه بحث رابطه صدا رو با موسیقی به بحث کلی رابطه شکل و محتوا در فلسفه هنر مربوط دانست و یه استفاده هایی کرد از نگاه فلاسفه ای که به این موضوع اندیشیدند . هگل مطالبی رو در مورد شکل و محتوا در بحث زیبایی شناسی داره که بنظرم جالبه بخونید.

چیزی که برای آئودیوفیل ها میتونه جذاب باشه رابطه بین کاراکتر صدای یک سیستم با موسیقی در حال پخش هست. اگر شنونده بجای سعی در حذف کامل کاراکتر صدای سیستم (که مسیر درستی نیست) بره به سمت برداری که اون کاراکتر با موسیقی ای که میشنوه همخوانی داشته باشه میتونه روی این موضوع تامل داشته باشه که چه صدایی اون چیزی که باید رو بهش میده.

رومی از آئودیوفیل های نوع دوم هست که سعی میکنه صدا رو بر مبنای درک ارتباط صدا و موسیقی به شکل مطلوبش شکل بده. یا همین آقای Charles Altmann معتقده بجای حذف بازگشت های اتاق و استفاده از دیفیوزر یا جاذب ما کاراکتر بازگشت صدا رو با چوب تغییر بدیم تا صدا خوش حالت بشه. بعضی بلندگوسازها هم بجای حذف کامل اثر Box بلندگو سعی میکنند کاراکتر خوشایندی رو با استفاده از چوب های خاصی و هندسه خاصی به شنونده عرضه کنه.

کمی بی ربط به بحث بالا : “همه ما میدونیم هم ریل و هم LP و هم سینگل های خوب لامپی هیچکدوم زیر اسیلوسکوپ پاسخی به خوبی فرمت دیجیتال و یا Solidstate ندارند اما چیزی که جالبه اینه که کاراکتر صدای اونها با گوش ما همخونی داره”

خلاصه اینکه روی این موضوع بیشتر میتونید فکر و مطالعه کنید و با این دید به صدای سیستمتون توجه کنید.

4 Comments

  1. امیر حسین حقی چهار شنبه 22 سپتامبر 2010 14:04

    به نظر من همین رابطه ای که بین ساز و نوع موسیقی وجود داره بین نوع موسیقی و سیستم و حتی نوع سورس وجود داره. من تجربه کردم که موسیقی الکترونیک روی LP به هیچ وجه مثل جز روی LP جالب نیست.
    انگار که موسیقی امروز با سیدی و Solidstate بهتر موسیقی قدیمی یا سبکهای قدیمی تر با لامپ.
    موسیقی جز و کلاسیک در لامپ واقعا بهتر از ترانزیستور است. ولی آهنگ با عناصر هارد راک یا متال با لامپ کاملا نا امید کننده است

  2. امیر حسین چهار شنبه 22 سپتامبر 2010 14:27

    نوشته شما تا اون اندازه کلی هست که رد یا قبولش در کل ممکن نیست اما فکر میکنم اگر این بحث رو ریز تر و دقیق تر کنیم به همگرایی هایی برسیم و من با کلیت منظور شما مخالفتی ندارم.
    موسیقی میتونه تو انتخاب شکل صدا موثر باشه و حتی بالعکس من معتقدم تا حدی خود صدای ساز هم میتونه تعیین کننده نوع موسیقی و شکل بیان احساسات باشه.
    یعنی هم شکل روی محتوا میتونه تاثیر گذار باشه و هم محتوا میتونه روی شکل تاثیر بگذاره.

    در مورد ناامید کننده بودن لامپ باید بگم لامپ به این دلیل از نظر شما ناامید کننده هست که ما تو ایران هنوز یک بلندگوی مناسب لامپ رو با آمپ لامپی نشنیدیم. من برخلاف شما Fan لامپ نیستم اما باید بگم معتقدم همین سینگل های زیر 10 وات چنان ماکروداینامیکی با هورن مناسبشون به شما میدن که اصلا یادتون میره صدا رو لامپ پخش میکنه و با همون موسیقی راک هم چیزی خواهید شنید که باورش براتون مشکله.

  3. امیر حسین حقی چهار شنبه 22 سپتامبر 2010 19:25

    خوب من یک بلندگوی هورن در دست ساخت دارم. شاید Level Five از کینگ کریمسون با این بلندگوها خوب باشد.

  4. امیر حسین پنجشنبه 23 سپتامبر 2010 09:00

    بنظرم ایده سینگل درایور امیدوار کننده تر هست، البته من نمیخوام مثل اون شخصیتی که تو کارتون گالیور (گلام) همش پالس منفی میداد بگم هورن ساختن نمیشه اما شنیدم هورن ساختن خیلی راحت نیست.
    هورن رو موقعی باید ساخت که بخوای 3way یا 4way بسازی و بنظر من برای شروع همون سینگل درایور بهتره.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*