خانواده های فای

خانواده های فای

دوشنبه 17 ژانویه 2011
/ / /

یک موضوع بسیار ساده رو لازم شد توضیح بدم ، این موضوع قبل ها هم در موردش توضیح داده شد اما مناسب دیدم دوباره در موردش بنویسم. موضوع اینه که مقوله صدا در یک جمله به “درک و ارتباط ما با صدا” برمیگرده و هر شخصی که وارد این فضا میشه طبق دسته بندی ای که قبلا از Level های شنیداری (http://www.hifi.ir/?p=1556) داشتم در یک سطح مشخص قرار میگیره.

کل فضای آئودیو در رابطه با موضوع ارتباط و درک شنونده از صدا خلاصه میشه که تو این فضا هر علاقه مندی در یک بخش شروع به فعالیت میکنه. مثلا یک علاقه مند به صدا میشه یک آئودیوفیل و شروع میکنه به سیستم بازی و سعی اش اینه به صدایی که دوست داره برسه. یکی هم میشه فروشنده و وارد کنند که تو سیستم توزیع و فروش قرار میگیره ، یکی هم میشه طراح یک سیستم صوتی ، یکی هم میشه علاقه مند به DIY و  یکی هم میشه تحلیل گر صدا.

تمام این بخش ها نتیجه علاقه خود شخص هست و یکی دوست داره از صدا تحلیل بنویسه میشه رابرت هارلی یک دوست داره سیستم بخره صدای خوب بشنوه مثل همه آئودیوفیل هایی که میشناسیم یکی هم دوست داره کلکسیون جمع کنه ، یکی دوست داره خودش برای خودش بلندگو یا آمپ بسازه یکی هم دوست داره کار تجاری با فروش برند انجام بده و یکی هم مثل نلسون میشه طراح سیستم صوتی یکی هم میشه مهندس آکوستیک و براتون اتاقتون رو آنالیز میکنه.

هر کسی تو یک بخشی که مورد علاقه اش هست مشغول فعالیت هست و برای عده ای های فای یک هابی و بازی هست و برای عده ای هم یک مقوله جدی که به نتایجش فکر میکنند.

از نگاه من اگر های فای به دید جدی بهش نگاه بشه و ما به هدف اصلی اون که رسیدن به صدای خوب هست فکر کنیم باید بگم حصول نتیجه فقط در صورتی امکان داره که تو هر بخش شنونده درک درستی از صدا داشته باشه.

مثال میزنم ، از یک فروشنده شروع میکنم ، فروشنده هایی هستند تو دنیا مثل مایک (Audio Federation) ، آرتور سالواتوره ( آرتور زمانی dealer هم بوده) ، Doug White مدیر شرکت The Voice That is که نتایج کارشون خیلی بهتر از دیگر فروشندگان هست و دلیل این موضوع اینه که اونها وقتی میخواهند برندی رو انتخاب کنند و یا سیستم ای رو Setup کنند با شنیدن صدا میتونند بفهمند آیا اون صدا OK هست یا نه و این فروشندگان بخاطر شناخت درستی که از صدا دارند تو کارشون موفق ترند و مشتریان این فروشندگان هم با احتمال بالاتری به نتایج بهتر میرسند.

اما فروشندگانی هستند که چون خودشون نمیتونند صدا رو بشناسند انتخابهاشون میشه بر مبنای نوشته های دیگران و یا پیشنهاد مجلات و نتیجه کارشون همونطور که ما در ایران زیاد میبینیم نه تو کلاس قیمت های بالا و نه تو قیمت های پایین چندان جذاب نیست.

موضوع شناخت صدا یک موضوع محوری و پایه ایست که بدون اون هر فعالیتی تو زمینه صدا نتایج مطلوب رو بدنبال نخواهد داشت.

یک آئودیوفیل هم که دوست داره با خرید و تیون سیستم صدای خوبی بگیره در صورتی میتونه نتیجه بگیره که در هر مرحله بتونه نتیجه حاصل رو انالیز کنه، مثلا اگر یک کاندیشنر برق رو بزنه و بعد درست تشخیص نده که این کاندیشنر میکرو داینامیک رو که مهمتر از Color صدا هست از بین برده طبیعتا بخاطر تشخیص غلط کاندیشنر رو میخره و وارد یک مسیر اشتباه میشه. طبیعتا یکی مثل آرتور که یک آئودیوفیل با تجربه هست خیلی بهتر از کسی نتیجه میگیره که فقط استریوفایل میخونه و درکی از صدا نداره.

مثال دیگه طراح یک سیستم صوتی هست چه طراح سیستم آکوستیکی مثل طراح آکوستیک اتاق و یا طراح بلندگو و چه طراح سیستم الکترونیکی مثل طراح آمپلی فایر. شما طراح FM Acoustics و یا طراح Spectral رو واقعا نمیتونید دسته کم بگیرید چون این دو نفر نه تنها سابقه خیلی زیادی دارند بلکه تو طراحی آمپلی فایر کلی ایده و تجربه هم دارند اما نتیجه کارشون دقیقا بخاطر نشناختن صدای خوب اون چیزی که باید نیست.

متاسفانه تمام مسیرهای غلطی که تو های فای ایجاد شده مقصر فقط یک تکنولوژی نبوده بلکه عدم درک طراحی بوده که نمیفهمیده باید چکار کنه. به گذشته های فای که برگردید میفهمید اشتباه از طراحان لامپی شروع شد نه از ترانزیستوری و یا هنوز هم عده ای مثل رومی معتقدند دیجیتال میتونه درست پیاده سازی بشه و مشکل از خود تکنولوژی نیست بلکه مشکل به طراحی و پیاده سازی برمیگرده .

طراحی که ذهنش نمیتونه نتیجه صدای خروجی رو درست تحلیل کنه در هر مرحله از انتخاب هاش تصمیمی رو میگیره که با احتمال زیاد غلط هست و مجموعه این تصمیم ها میشه کامپوننتی که صدای خوبی نداره. صدها برند آمپلی فایر و بلندگو و صدها ساخته دست علاقه مندان به DIY هست که هیچکدوم صدای خوبی نداره و دلیل این موضوع همونطور که رومی میگه عدم درک درست صداست.

تکنولوژی و المان ها مثل لامپ و ترانزیستور و خازن و مقاومت و … همه و همه ابزار هستند و تا ایده درست طراح مبتنی بر درک درست از صدا نباشه نتایج کار درست از آب در نمیاد. من معتقدم آنالوگ از دیجیتال با هزینه کمتر احتمال پیاده سازی بهتری داره همونجور که بارها گفتم لامپ هم در مقایسه با ترانزیستور با هزینه کمتر احتمال به نتیجه بهتر رسیدن بیشتری داره اما همه اونچه که نتیجه کار رو تعیین میکنه ایده و درک درست طراح از صداست.

در مقابل هستند کسانی مثل رومی که با ایده درست اگر چیزی رو خودشون میسازند به نتیجه مطلوب میرسند و یا طراحانی هستند مثل طراح Audio Note UK که میدونند دارند چکار میکنند و اگر طراح و یا علاقه مند به DIY خودش درک درستی از صدا داشته باشه و بدونه باید به چه صدایی برسه طبیعتا نتیجه کارش مطلوب خواهد بود.

این موضوع محوری تو همه بخش ها نکته کلیدی برای رسیدن به نتیجه مطلوب هست ، مثلا تو استودیو هم یک مهندس صدا که درک درستی از صدا داره میتونه کاری کنه که رکورد خروجی صدای میوزیکالی داشته باشه و برعکس کمپانی های خیلی معروفی هستند که رکوردهاشون رو به اسم رکورد آئودیوفیلی میفروشند اما صدای رکوردهاشون خوب نیست.

من معتقدم درک و شناخت صدا اساسی ترین پایه برای حرکت درست در تمام بخش هاست چرا که درک صدا مثل بینایی برای شخصی میمونه که میخواد به سمتی حرکت کنه. اگر بینایی نباشه طبیعتا احتمال تو چاله افتادن اونم تو فضایی که ما شاهدش هستیم خیلی زیاده.

من فکر میکنم شناخت و درک درست صدا فقط و فقط با تجربه شنیداری امکان پذیره و هیچ مسیر دیگری برای بدست آوردن اون بینایی وجود نداره. کسی نمیتونه با نوشته ها و کلمات اون شناخت رو به ما بده و این شناخت فقط با شنیدن و تجربه صدا امکانپذیره.

من پیرو و دنباله رو کسی بودن رو هم خیلی دربردارنده نتایج عالی نمیدونم ، مطمئنا دنباله رو یک ایده درست بودن نتایجش بهتر از اینه که ما چشم بسته بر مبنای قضاوت خودمون بریم جلو در حالی که میدونیم خودمون شناختی از صدا نداریم اما در مجموع حتی دنباله رو یک ایده درست بودن فقط کمک میکنه احتمال خطا ها رو بیاریم پایین اما نتیجه اون تو بهترین حالتش یک چیز متوسط یا متوسط رو به بالاست و نه یک چیز عالی.

برای بار 1000ام میگم : های فای اگر فقط برای سرگرمی نباشه تو تمام بخش هاش حصول نتیجه مطلوب فقط با شناخت درست صدا امکانپذیره.

رومی بارها نوشته قبل از هر حرکتی شنونده باید بدونه کجا باید بره و اگر یادتون باشه جایی نوشته بود 50 درصد وقت و انرژیش رو تو های فای فقط برای این گذاشت که بفهمه باید به کجا بره و تا اون ایده نباشه اصلا حرکت کردن جز یک بازی و سرگرمی نتیجه بیشتری عاید شنونده نمیکنه :

http://www.goodsoundclub.com/Forums/ShowPost.aspx?PageIndex=3&postID=15560#15560

There is a huge amount of people in audio who do anything doable but who failed to develop of understanding and interpretation of results. You can see tone of them at DIYaudio.com forum and at many other locations – they move hand and do actions but their projects do not advance them from listening and human perspective. This is why I never like the entire DIY community.

همیشه طراحان خوب و آئودیوفیل های خوب  و فروشندگان خوب و ایده های خوب تو حاشیه بودند و همیشه مورون ها پر رنگ تر و پر سروصداتر جلوی چشم بودند. خیلی کم هستند کسانی که سایت رومی رو میخونند ، خیلی کم هستند کسانی که از Audio Note تو دنیا استقبال کردند ، خیلی کم هستند کسانی که تونستند صدای خوبی بگیرند اما خیلی زیادند کسانی که سایت استریوفایل رو میخونند ، همیشه فروش برندهای بدصدا زیاد بوده و همیشه ایده های احمقانه و عامه پسند و کارهای بی نتیجه مورونی فضای بیشتری رو تو های فای اشغال کرده.

فضای خیلی بیشتری از های فای رو مجموعه ای به پیش بردند که درکی از صدا نداشتند و ما هنوز هم شاهد برتری مورونی بر درک درست آئودیو در دنیا در تمام بخش ها هستیم و بخاطر همینه که دنیای آئودیو بیشتر ناامید کننده است تا جذاب و نتیجه دهنده.

خوش بگذره

2 Comments