DAC پیشنهادی

DAC پیشنهادی

چهار شنبه 5 ژانویه 2011
/ / /

لازم شد در مورد انتخاب های سورس دیجیتالم یه توضیحی بدم.

نوشتم بهترین DAC رو Audio Note میدونم که باید اضافه کنم این DAC رو فقط در سیستم مبتنی بر خودش پیشنهاد میکنم یعنی اگر کل سیستم رو Audio Note جمع کردید از این DAC استفاده کنید. البته این یک قانون نیست ولی احتمال گرفتن بهترین پاسخ از این DAC تو سیستم های دیگه و بدون آگاهی از وضعیت اون پایینه.

من قبلا هم نوشتم Audio Note تو میکرو بهترین پاسخ رو داره ولی شرط استفاده اش اینه کل سیستم رو Audio Note بگیرید حتی بلندگوها رو . البته میشه بعدها بلندگو ها رو با تست و تجربه بیشتر تغییر بدید اما من فعلا بلندگویی تو ایران نمیبینم که هم حساسیت بالایی داشته باشه و هم صداش با Audio Note جور دربیاد.

نظر من اینه Audio Note میتونه بهترین صدا رو بهتون بده اما به این شرط که کل سیستم رو Audio Note انتخاب کنید.

نکته دیگری که میخواستم در موردش بنویسم ساختار DAC هاست. ببینید DAC ها از چند بخش تشکیل میشن، یکی بافر ورودی و مدار تصحیح Jitter هست ، یکی بخش پردازش دیجیتال ، دیگری بخش تبدیل دیجیتال به آنالوگ و در انتها هم فیلتر آنالوگ خروجی.

Weiss و Playback Design بین DAC ها تصحیح Jitter خیلی خوبی دارند و مثلا Weiss حتی تو فرکانسهای پایین هم Jitter کمی داره و هر دو تو این شاخص وضعیت خوبی دارند البته بقیه DAC ها هم تونستند تو این شاخص پاسخ خیلی خوبی داشته باشند و کلا بیشتر سورس های دیجیتال مطرح دنیا Jitter خیلی کمی دارند.

تو قسمت پردازش دیجیتال دو تا ایده هست ، یکی NOS ها (Non-Oversampling) مثل Zanden و Audio Note و 47Lab که این DAC ها روی سیگنال دیجیتال هیچ پردازش دیجیتالی انجام نمیدن و هیچ Upsample و یا Oversample ای ندارند و دیگری اونهایی که پردازش دیجیتال دارند. مقاله 47 Labs رو در این مورد بخونید جالبه :

http://www.sakurasystems.com/articles/Kusunoki.html

We can control the “diffusion of sound coherence” only by constructing it with smaller number of taps. From that aspect, Wadia’s decoding computer (13 taps) or Luxman’s former fluency DAC, DA-07 (3 taps) are considered to be excellent machines. They both received (Wadia still does) outstanding appraisals at the time for their sensual representation of the sound. The sound of non-oversampling DAC is on the extension of these machines, and theoretically, it can exceed those achievements.
The difference between the non-oversampling DAC and the conventional DAC with the digital filter lies whether you attach importance on the accuracy in the time domain or in the frequency domain. In other words, whether you choose the musical performance or the quality of a sound. This trade-off line defines the boundary of the current digital audio format .
A natural, stress-free sound that communicates the musicians’ intention directly to you. That is the sound of non-oversampling DAC. The feel of this sound is closer to that of analog reproduction.

بین اونهایی که پردازش دیجیتال دارند عده ای مثل Lavry معتقدند نباید بیشتر از 2X ما ارتقا فرکانسی داشته باشیم و عده ای هم اینطور فکر نمیکنند. Lavry که مورد تایید رومی هست مقاله های جالبی رو اینجا نوشته که میتونید بخونید :

http://www.lavryengineering.com/supportpage.html

http://www.lavryengineering.com/documents/Sampling_Theory.pdf

Dan Lavry توضیح میده بهترین حالت هم برای حذف نویز فرکانسهای بالا و هم فیلتر مناسب خروجی آنالوگ استفاده از Upsampling 2X هست یعنی از 44.1 کیلو هرتز به 88.2 کیلو هرتز. ایشون توضیح میدن ما همیشه یک trade off بین سرعت پاسخ و دقت پاسخ یک سیستم داریم و نمیشه هر دو رو با هم بیشتر کنیم.

There is an inescapable tradeoff between faster sampling on one hand and a loss of accuracy, increased data size and much additional processing requirement on the other hand.
AD converter designers can not generate 20 bits at MHz speeds, yet they often utilize a circuit yielding a few bits at MHz speeds as a step towards making many bits at lower speeds.
The compromise between speed and accuracy is a permanent engineering and scientific reality.
Sampling audio signals at 192KHz is about 3 times faster than the optimal rate.
It compromises the accuracy which ends up as audio distortions.
While there is no up side to operation at excessive speeds, there are further disadvantages:
1. The increased speed causes larger amount of data (impacting data storage and data transmission speed requirements).
2. Operating at 192KHz causes a very significant increase in the required processing power, resulting in very costly gear and/or further compromise in audio quality.
The optimal sample rate should be largely based on the required signal bandwidth. Audio industry salesman have been promoting faster than optimal rates. The promotion of such ideas
is based on the fallacy that faster rates yield more accuracy and/or more detail. Weather motivated by profit or ignorance, the promoters, leading the industry in the wrong direction, are
stating the opposite of what is true.

تو بحث پردازش دیجیتال ایده های دیگری هم هست مثل استفاده از فیلترهای پیچیده FIR و پردازش های زیادتر و خلاصه تو این پردازش ها برندهایی مثل Wadia و Ayre و Emm Labs و Playback Design و Meridian (فکر کنم Spectral هم تو مدل 4000 تو همین گروه قرار بگیره) تو Time Domain پاسخ بهتری دارند که بنظر من بهترینشون Playback Design هست و عده ای هم مثل Esoteric و Krell و Accuphase و dCS و APL و Burmester ، Gryphon و … تو Frequency Domain پاسخ بهتری دارند که بنظر من بهترینشون Weiss Medea هست.

DAC شرکت Abbingdon Music Research (این برند هم تو رنج قیمتیش خیلی عالیه) هم گزینه های متفاوتی رو برای Upsample به کاربر میده که جالبه. برخی هم از ماژول Anagram استفاده میکنند مثل Audio Aero و ویتوس و Orpheus Lab .

بخش دیگه و مهم یک DAC بخش مبدل دیجیتال به آنالوگ هست که تو این بخش روشهای متفاوتی وجود داره. تو این بخش Weiss و Playback خیلی ایده خاص یا متفاوتی از دیگران تو پیاده سازی ندارند اما تو سایت رومی خوندم Lavry بشکلی درست از Multibit استفاده میکنه. APL و Esoteric و Accuphase میان از موازی کردن چند DAC استفاده میکنند تا پاسخ بهتری بگیرند. dCS به گفته خودش از Ring DAC استفاده میکنه و خلاصه تو این بخش هم هر کدوم ایده ای دارند ولی همشون مجبورند از همین چیپ هایی که کمپانی هایی مثل Analog Device میسازند استفاده کنند، البته Emm Labs ادعا میکنه خودش بصورت Discreet اومده مبدل رو پیاده سازی کرده که جالبه اما من برند دیگری رو نمیشناسم که از همین چیپ های تو بازار استفاده نکرده باشه.

برندهای Zanden و AMR از چیپ معروف Philips TDA1541A استفاده میکنند که بنظر میرسه پاسخ خوبی داشته باشه. APL و Gryphon و بعضی مدلهای Esoteric از چیپ های AKM استفاده میکنند.

تو قسمت فیلتر خروجی آنالوگ و بافر خروجی هم Weiss طراحی فوق العاده خوبی داره و البته بقیه هم خیلی خوبند اما این قسمت خیلی بخش حساسی بحساب نمیاد و برخی از لامپ استفاده میکنند مثل APL و برخی هم از Opamp و برخی هم بجای opamp از مدارات Discreet استفاده میکنند.

نکته آخری که هست اینه که ما فراموش میکنیم این سی دی های موسیقی قبلا تو استودیو روشون پردازشهای زیادی شده و ممکنه حتی با یک DAC خوب ما صدای جالبی از اون آلبوم نگیریم و ممکنه با یک DAC غیر ایده ال تر با همون آلبوم پاسخ بهتری بگیریم. کلا دیجیتال بیشتر مایه دردسر های فای شده و من معتقدم اگر امکان رفتن به سمت ریل و LP باشه واقعا حیفه ما روی سورس دیجیتال هزینه کنیم.

غیر از سورس هایی که معرفی کردم پیشنهاد میکنم روی Lavry و Bow Technologies هم تحقیق کنید.

زیباترین DAC ای که دیدم هم Orpheus Labs سوئیسی بود که عکسش رو اون بالا گذاشتم.

تا این لحظه سیستم های پیشنهادی من به شرح زیر بوده :

بلندگو :    Marten Design ، Tidal برای صداهای Live و ESP برای صدای حسی که هر سه بلندگو حساسیتی زیر 94 دی بی دارند

آمپلی فایر :  ASR Emitter برای توان های بالای 100 وات و Vitus برای توان های زیر 100 وات ، هر دو آمپلی فایر مناسب برای بلندگوهای با حساسیت زیر 94 دی بی و Audio Note UK برای زیر 50 وات مناسب با بلندگوهای بالای 94 دی بی حساسیت

مبدل دیجیتال به آنالوگ : Audio Note UK برای صدای حسی و Playback Design و Weiss برای صداهایReal

کابل : برند Jorma Design برای حالت عمومی و Van den Hul تمام کربنی (برای شرایط خاص)

بقیه برندهایی که معرفی شدند مثل Concert Fidelity و یا Decware هم تو گروه بهترین کیفیت با توجه به کمترین قیمت بودند (بقول خارجی ها Best Performance/Price).

باید برای بالای 94 دی بی حساسیت هم بلندگو معرفی کنم و همچنین برای ترنسپورت و سورس آنالوگ.

تا یادم نرفته سایت زیر رو ببینید، اخبار رو مینویسه :

http://cybwiz.blogspot.com/

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*