میدونی کجا قراره بری ؟

میدونی کجا قراره بری ؟

سه شنبه 11 ژانویه 2011
/ / /

های فای برای بیشتر ما یک سرگرمی است و بیشتر به خود مسیر و لذتهای اون میپردازیم تا به نتایجش. این موضوع برای بیشتر علاقه مندان صادق هست و خیلی اوقات نمیشه ارتباطی منطقی بین فعالیت انجام شده با نتیجه حاصله پیدا کرد و این رو خود آئودیوفیل هم میدونه اما همچنان ادامه میده چون از خود بازی لذت میبره.

امروز که با مهندس پوینده عزیز صحبت میکردم دیدم حرف جالبی زدند اونم اینکه این هابی های فای بیشتر یک بازی و سرگرمی برای آئودیوفیل ها شده و نه تو این فضا از خود موسیقی خبری هست و نه از صدای خوب.

این دور ادامه داره و ما نه به یک صدای ایده ال میرسیم و نه به خود موسیقی میپردازیم و فقط به شکلی با این مقوله بازی میکنیم.

همه کسانی که تو دنیای های فای حضور دارند چه طراحان یک سیستم صوتی ، چه فروشندگان سیستم های صوتی و چه علاقه مندان به صدا همه و همه تو مسیری که دارند طی میکنند زحمت میکشند. اون طراح ممکنه سالها وقتش صرف آزمون و خطا برای رسیدن به یک طراحی خوب بشه، اون فروشنده تمام سعی اش رو برای بهتر کردن انتخاب هاش و دمو انجام بده و اون آئودیوفیل هم کلی وقت و پول و انرژی بگذاره تا به یک صدای خوب برسه.

من فکر میکنم ما باید یک موضوع ساده رو خوب بفهمیم اونم اینکه “تلاش کردن و زحمت کشیدن و وقت و انرژی و پول رو صرف کردن تنها در صورتی به نتیجه مطلوب میرسه که ما اول از همه بتونیم هدف رو دقیق و درست بشناسیم و اونو درست تعریف کنیم” و های فای از اون فیلدهایی است که در بیشتر مواقع تلاشها در اون فیلد اون نتیجه ای که باید رو نداره.

من برای زحمت و تلاش همه ارزش قائلم اما معتقدم تلاشی به نتیجه مطلوب میرسه که پشتش ایده درستی باشه. وقتی یک آئودیوفیل دقیقا نمیدونه چه صدایی رو دوست داره و ایده ای از اون صدا نداره چه جوری میتونه به نتیجه برسه؟

وقتی طراح FM Acoustics با اون همه تجربه و یک پشتوانه علمی بالا چیزی میسازه که من صداش رو دوست ندارم طبیعتا نباید تعجب بکنیم چرا که هر تلاشی باید قبلش یک ایده درست پشتش باشه.

وقتی به من میگن برند سوئیسی Soulution بهترین هست من میگم قبول دارم مهندس طراح اون برند آدم خبره ای هست و کلی هم برای کارش زحمت کشیده اما این دلیل نمیشه نتیجه کارش خوب از اب دربیاد چون اون طراح نمیدونه صدای خوب چه صدایی هست و برای همینه کل زحماتش میشه چیزی که نباید باشه.

مشکل اینه که هر طراحی و هر آئودیوفیلی قبل از حرکت اول از همه باید بدونه میخواد به کجا برسه، یعنی باید بفهمه مقصد کجاست و تا کسی نتونه بفهمه مقصد کجاست طبیعتا ممکنه کلی وقت و انرژی صرف کنه اما به نتیجه دلخواهش نرسه. بارها و بارها مهندس گفتند اول از همه ما باید یک نمونه از یک صدای خوب داشته باشیم چرا که تا ندونیم اصلا کجا باید بریم طبیعتا حرکت کردن بی فایده هست.

من اگر چیزی مینویسم قصدم بی ارزش کردن زحمات کسی نیست ، چه اون فروشنده ای که جنس چینی میاره ، چه اون فروشنده ای که چیزی رو سرهم میکنه و میفروشه و چه اون فروشنده ای که برند درپیت اما گرون وارد میکنه همشون زحمت میکشند و من برای زحمتشون ارزش قائلم اما من اعتقادی به حصول نتیجه بدون درک درست هدف ندارم.

کل ماجرا اینه که هر شنونده و یا طراحی اول باید درک درستی از صدا داشته باشه و بدونه باید به چه صدایی برسه، وقتی فهمید نتیجه چی باید باشه طبیعتا با سعی و تلاش به اون چیزی که میخواد نزدیک خواهد شد.

اگر آئودیو درست درک بشه همونجوری که رومی میگه مقوله بی ضرری هست و اون نتایجی که باید حاصل میشه اما اگر درست درک نشه میشه چیزی که نباید بشه.

خوش بگذره

2 Comments

  1. مسعود پنجشنبه 13 ژانویه 2011 00:41

    من همیشه یه سری به سایتها و وبلاگهای ایرانی درمورد های فای میزنم و باید بگم وبسایت فوق العاده پر محتوایی دارید که حاکی از تجارب ونگرش عمیق شما در این زمینه هستش. من وبلاگ ستسون رو هم دوست دارم مطالب خوبی داره معمولا برای همتون آرزوی موفقیت میکنم

  2. علی پنجشنبه 22 نوامبر 2012 15:38

    ذرسته هر شنونده باید درک درستی از صدا داشته باشه و بدونه به چه صدایی بیشتر علاقمند هست ولی به چه قیمتی؟ حداقل باید انواع صداها رو بشنوه و کلی هزینه برای شنیدن و خرید اسپیکر یا هدفون خرج کنه تا شاید بتونه صدایی نزدیک به چیزی که دوست داره رو بشنوه و البته اگه پولشو داشته باشه خیلی بازیه جذابیه…

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*