گیر نده …

گیر نده …

چهار شنبه 8 اکتبر 2014
/ / /

به تازگی تصاویر اینستاگرام بچه های پولدار تهران تو وب خبرساز شد و حتی خبرگزاری های مهم هم در موردش نوشتند.

من نمیدونم چطور میشه وقتی یه سری دارن زندگی عادیشونو میکنن و فقط سطح مادیشون بالاتره عکسای زندگیشون اینهمه تو جامعه سروصدا به پا میکنه.

یا وقتی گلشیفته فراهانی میره اونور بدنشو جلوی دوربین به تماشاگر نشون میده اینهمه خبر ساز میشه.

نمیتونم بفهمم چون این چیزها برای خودم عادیه و آدم ها هر کدوم یه شکلی زندگی میکنن و طبیعیه حتی دو نفر هم مثل هم نباشن.

حالا عده ای موقعیت مالی و اجتماعی شون فرق داره و میتونه تفاوت رو بیشتر نشون بده اما هیچ چیز تازه ای در این موضوع وجود نداره که درخور توجه باشه.

تو همین آئودیو بازها هم ما آدم های خیلی مرفه داریم که مجموعا بالای چند میلیارد فقط سیستم صوتی دارن و این تازه یکی از هابی هاشون هست و تو زمینه های دیگر هم از این خرج ها میکنن.

طبیعیه منم اگر اونقدر پول داشتم همین وضعیت رو داشتم و اظهار نظرهایی از این دست که این آدم ها پولشون رو با رانت بدست آوردن یا هرچی آدم بی سواده به پول رسیده یا این جور آدم ها نمیفهمن و تخصص ندارن و یا این پول ها حرومه اینجوری خرج بشه چون اینهمه بدبخت بیچاره تو مملکت هست و این ادم ها تازه به دوران رسیده اند که از این خرج ها میکنن و …

این حرف ها فقط حرف هست در حد باد هوا و هیچ بار منطقی ای نداره و فقط ذهنیت منفی گوینده رو نشون میده. درسته جامعه ما از نظر ایجاد شرایط یکسان برای پیشرفت همه عادلانه و مناسب نیست (به هر حال این پول نفت رانت هایی عجیب غریب هم با خودش داره) اما خیلی از آدم ها هم مثل همین شرکت بزرگ گلرنگ (حاج آقا فضلی گل) ، شرکت پاپکو (آقای کاهه) ، دیجی کالا (برادران دو قلوی جوان و دوست داشتنی محمدی) همین هایی که من میشناسم از صفر شروع کردند بدون هیچ حمایتی و بدون هیچ سرمایه ای و الان موقعیتهاشون عالی هست.

من فکر میکنم جدا از موضوع پولدارهای تهران بطور کلی اگر بخوام در مورد ذهنیت های ما ایرانی ها صحبت کنم باید بگم جامعه ما کلا جامعه ذهن های گیر هست ، همه به هم گیر میدن ، هر اتفاقی ذهن ما ایرانیها رو تحریک میکنه ، حالا ما انتقاد میکنیم چرا نیروی انتظامی به لباس خانوما گیر میده ، خود ما چقدر به افکار و عقاید هم گیر میدیم ، چقدر به لباس پوشیدن بقیه تو یه مهمونی یا مجلس گیر میدیم ، کلا ما ایرانی ها انسان های گیری هستیم.

من کمتر آدم شاد و راحت که گیر نباشه و برای خودش زندگی کنه دیدم. همین مهندس پوینده عزیز واقعا بهشون ارادت دارم چون هیچوقت ندیدم عصبی باشن ، خیلی فان خیلی راحت.

نظرشون رو راحت بیان میکنن و در مقابل نظر مخالف هم خیلی راحت و ریلکس هستند ، اصلا ندیدم به کسی یا چیزی گیر بدن یا از چیزی عصبانی بشن. هر کسی زندگی و عقاید خودشو داره و من خوشحالم دوستی مثل مهندس دارم اتفاقا ایشون نه عقاید مذهبی منو دارن نه سبک زندگیشون شبیه من هست اما این دوستی برای من بسیار ارزشمند و خوب هست.

مهندس مخلصیم

شاد باشیم کمتر به هم گیر بدیم

4 Comments

  1. مهدی ثریایی جمعه 17 اکتبر 2014 15:59

    سلام آشنای قدیمی.

    شاید لحظه ای به این مطلب فکر کنی که ممنکه من رو کجا ملاقات کرده باشی. من افتخار ملاقات با شما رو پیدا نکردم. مدت هاست که یک خواننده و طرفدار یادداشت های شما هستم وقتی میگم مدتهاست شاید معیار درستی به دستتون نداده باشم چون خودم هم دقیق یادم نیست چند سال پیش با یادداشت های شما در رابطه با صدا و سیستم های صوتی آشنا شدم. الان که دارم به اون روزا فکر میکنم شاید ۴ یا ۵ سال پیش بود که شما هنوز در Blogfa مطن می نوشتین. متن گیر – نده به حدی خودمونی بود که من رو ترغیب کرد این پیغام رو برای شما بنویسم و از اشتراک گذاری دل نوشته هاتون قدردانی کنم.

    در پایان سخنم قصد دارم از شما در انتخاب یک سیستم صوتی خانگی مناسب در محدوده قیمتی ۲ تا ۴ میلیون که کیفیت مناسبی داشته باشه راهنمایی بگیرم. بارها تاکید کردید که تجربه و صلیقه صدا برای هر شخص با دیگری فرق می کنه ولی باز در این سوال بی جواب گرفتارم که آیا برای من که علاقه مند هستم هم تنها گزینه موجود همان سیستم های سینمای خانگی موجود در بازار است ؟

    با احترامات فراوان
    ثریایی

  2. امیر حسین یکشنبه 2 نوامبر 2014 16:59

    مرسی
    حقیقتش من مدت زیادیه تو این فضا نیستم ، نمیدونم چی پیشنهاد بدم ، حتی نمیدونم چه گزینه هایی هست. خیلی هم به خوب بودن صدا اعتقادی ندارم ، همه صداها مثل همند

  3. علی دوشنبه 24 نوامبر 2014 03:21

    فوکال سیب بگیر با امپ دنون یا مرنس این بهترین گزینه برای پولته

  4. علی دوشنبه 24 نوامبر 2014 18:35

    چه متن قشنگی

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*