ساقی ساقی ای ساقی …

ساقی ساقی ای ساقی …

چهار شنبه 19 نوامبر 2014
/ / /

دیروز سرد و تنها تو کوچه پس کوچه های این شهر دنبال گرفتاری هام سرگردان بودم که رسیدم به یه فلافل فروشی ، یه لحظه گفتم برم یه فلافل بخورم خیلی سرد و گرسنه ام بود ، رفتم نشستم گفتم آقا یه فلافل بدون نوشابه …

نشسته بودم تو خودم دیدم یه آهنگی داره خیلی آروم میخونه بدلم نشست گفتم میشه اونو زیاد کنید.

آخ انگار این آهنگ منو برد به دنیای دیگه …

آهنگ ساقی ساقی ای ساقی الهه بانو

ساقی ساقی ای ساقی باز مستم و دیوونه  غم عشق و رسواییم دیگه از کی پنهونه

دانلود کنید :

 

از من بشنوید هیچکدوم از ترانه های خفن عالم ربطی به عشق جنس مخالف و این حرفای عشق و عاشقی ندارن همشون مثل من تو فلافل فروشی دلشون پر غم بود این آهنگ هارو ساختند.

عشق فقط صورت ظاهری و بهانه نداشته های دل ماست به خدا وگر نه من به هیچ عشقی ایمان ندارم.

مولانا میگه درد ما از چیز دیگه است ، جنس مخالف کیلو چنده …

10 Comments

  1. علی دوشنبه 24 نوامبر 2014 03:36

    سلام اقای اکبری
    اخیرا مکاتباتی با یکی از متخصصین صدا درخصوص ادوات صوتی ازشهرستان گرگان داشته ام .که دراین رهگذر اطلاعات بسیارخوبی برای اینجانب به همراه داشت.گفتم اگر شما صلاح بدانید این مکاتبه را درسایت وزین شما هم قراربدهم شاید درکنارمطالب عالی ومفید شما کمی مثمرثمرباشدد.واما اصل مکاتبه:
    سلام دوست گرامی. سعی کردم ساده توضیح دهم، پس اگر حرفه‌ای هستید و زیادی ساده یا با دیتیل زیادی است، ببخشید. 🙂

    بلندگوی شما (بسیار) پرمصرف‌تر از توان امپلی‌فایرتان است. اگر ولوم بالا نمی‌گیرید، مشکلی نیست، ولی اگر حتی گاهی اینکار را می‌کنید، بدانید در ولوم بالا، وقتی توان امپ برای بلندگو کافی نباشد، پدیده Clipping رخ می‌دهد که توئیتر را سریع می‌سوزاند. سوختن سیم‌پیچ توئیتر غیر از بی‌صدا شدن آن، هیچ علامتی (بو، جرقه، ذوب‌شدگی و دفرمگی ظاهری) ندارد و خیلی‌ها نمی‌دانند (یک یا بیشتر از) توئیترشان سوخته است.

    سالهاست در ایران برای بلندگوهای 6×9 بیضی خودرویی متداول و بازاری Pioneer TS-6975 و JBL T595 Limited حرف در میاورند که بله، عالین، فقط «توئیترشون ضعیفه»، گویی عقل‌شون بیشتر از مهندس/طراح کمپانی‌های معظمی چون پایونیر و جی‌بی‌ال می‌رسه! و فاجعه‌تر، هستند تعمیرکارانی که توئیتر سوخته را با مدل fake «قوی‌تر» جایگزین می‌کنند و ادعا می‌کنند «دیگه نمی‌سوزه» که واقعاً جای خنده تلخ داره. بله، نمی‌سوزه، ولی صدای مزخرفش چی؟

    اگر اصلیش سوخته، مشکل اینجاست که یا مستقیم با امپ بسیار ضعیف ۲۲ واتی (!) و بی‌کیفیت داخلی پخش‌صوت خودرو ران کردن، یا اگر امپ خارجی گذاشتن، توان خروجی امپ با بلندگو مچ نیست، یا underpowered است و تحت پدیده clipping توئیتر می‌سوزونند، یا overpowered است و در کنار تنظیم غلط gain امپ، تحت distortion شدید، توئیتر می‌سوزونند.

    دیستورشن (اغتشاش) شدید را همه حس کرده‌اند و با آن آشنا هستند، زمانی است که قدرت امپ با بلندگو مچ است یا به آن می‌چربد و در ولوم بالا صدا مغتشش می‌شود، که جفای به سیستم است و سورراند (لاستیک اطراف بلندگو) و اسپایدر (توری فنری مجعد زیر صفحه بلندگو) را خارج از محدوده X-Max تحرک می‌دهد و فیزیک بلندگو را تغییر می‌دهد. آن بلندگو حتی اگر نسوزد (یا از جا خارج نشود) هم دیگر بدرد نمی‌خورد، چون از این به‌بعد، صدایی متفاوت با گذشته تولید می‌کند، زیرا شخصیت صوتی‌اش عوض شده است.

    این افتادن از جلوی بام بود، برای افتادن از عقب بام؛ اگر بخواهم خیلی ساده و سریع «کلیپینگ» را توضیح دهم، ولتاژ متغیری که به بلندگو می‌رسد تا صدا تولید کند، جریان متناوب دارد (AC) و تحت فرکانس متغیر و اختلاف پتانسیل متغیر است که به اصوات و شدت‌های گوناگون تبدیل می‌شود. در کلیپینگ، جریان، بجای متناوب (AC) طبیعی، مستقیم (DC) می‌شود، البته برای یک لحظه، و همین یک لحظه‌ی شوم، برای سوختن سیم‌پیچ حساس توئیتر کافیست.

    درایورهای بزرگ (مید / مید بیس / ووفر) حرکت مکانیکی محسوس دارند و هوا جابجا می‌کنند و توسط هوای جابجایی خودشان خنک می‌شوند، اما توئیتر حرکت ندارد و حتی گران‌ترین توئیترهای معروف مانند B&W Diamond خانگی و Pioneer ODR TS-T01RS خودرویی با تکنولوژی‌های شیمیایی و مکانیکال فضایی (مانند روغن شناور در هسته و سیم‌پیچ از آلیاژ کاملاً همگن که ناسا در آرزوی آن است) هم از سوختن مصون نیستند.

    قصه سیم‌پیچ توئیتر شبیه سوپاپ موتور است: گران‌ترین موتورهای جهان هم سوپاپ‌ها را نمی‌توانند مستقیم خنک کنند! بلوک موتور ۸۵ درجه سانتیگراد است، در همان لحظه، سوپاپ ۳۰۰ درجه به بالا!

    اگر با صدای زیر مشکل دارید، من احتمال می‌دهم توئیترهایتان را از دست داده‌اید، چون حداقل در ایران، پدیده‌ی بسیار رایجی است. یک تِرَک موسیقی «تیس تیس دار» یا چه بهتر اگر در دسترس‌تان هست، یک «تست تِرَک» فرکانس بالا (8kHz Sine Wave Test Track) با ولوم متوسط رو به کم پخش کنید و از نزدیک (تماس گوش با توئیترها) گوش کنید ببینید آیا توئیترها کار می‌کنند؟

    در مورد امپ، امپ شما برخلاف بسیاری از امپ‌های استریوی جدید، خروجی (pre-out) دارد، که این خیلی عالی است. مثلاً پایونیر در امپ بی‌نظیر A-A9 سال‌های قبل، پری داشت؛ بعد، الان در A50 و A70 جدید، پری ندارد! این پری در وینسنت شما، همانند A-A9 من، فول رنج است، یعنی از بم تا زیر را دارد و با پری موجود در امپ‌های مالتی‌چنل سینمای خانگی که خروجی پری sub مجزای فرکانس پایین (بم) دارند، تفاوت «رنج فرکانس» دارد.

    امپ اگر پری نداشت، بد بود، چون بجای «line level»، باید ساب بصورت مستقیم با خروجی بلندگو «speaker level» درایو می‌شد که طبیعتاً ساب‌های کیفیتی معمولاً ورودی line level (پری) دارند ولی speaker level ندارند. بعضی ساب‌های اکتیو (ارزان) ورودی line level دارند، ولی چون مختص سینمای خانگی طراحی شده‌اند، ورودی مونو دارند، و حتی در بعضی موارد کراس‌اوور ندارند.

    بسیار مهم است که سابی انتخاب کنید که اولاً ورودی استریوی line level داشته باشد و ثانیاً crossover باکیفیتی داشته باشد که بتواند جدا کردن صدای بم مورد نیاز برای امپ داخلی ساب را بخوبی انجام دهد. زیاد بودن شیب بُرش (cut slope) مهم‌ترین پارامتر در تفکیک بهینه یک LPF (
    ف

    یلتر پایین گذر = بم بگذر، زیر نگذر) است. پارامتر بعد، قابلیت تنظیم فرکانس بُرش است. (یعنی از چه فرکانسی بُرش بزند = چه فرکانسی به پایین رد شود و به بالا رد نشود.)

    مثلاً در مورد بلندگوی شما، با توجه به درایورهای بزرگ ۷ اینچی‌اش، محدوده ۲۰ تا ۸۰ (حدس من، باید خودتان بدست آورید) هرتز را نباید به بلندی و خطی‌ـی (linearity) بالای ۸۰ اجرا کند، اگر درایورهایش کوچک‌تر بود، می‌گفتم ۲۰ تا مثلاً ۱۰۰ هرتزش «به‌درد نمی‌خورد» که این در مورد هر بلندگویی با هر قیمتی طبیعی است، مگر اینکه (به‌فرض محال) داخلش ساب‌ووفر داشته باشد؛ که خوب، در بلندگوی گران و کیفیتی، این کار را نمی‌کنند، چون ساب، از برق بقیه درایورهای همسایه‌اش (با فرض درایوشدن توسط یک کانال از خروجی امپ) که روی یک کراس‌اوورند، می‌دزدد، و جریان به نسبت کمتری به آنها می‌رسد و صدا در مجموع کم‌کیفیت می‌شود. به همین دلیل است که درایور بزرگ و پُرمصرف را از مجموعه استند بلندگوها خارج می‌کنند.

    دلیل دیگر این است که بیس، اولاً تفکیک بالا (کیفیت) به آن مفهوم فرکانس‌های صوتی بالاتر برایش متعارف نیست، ثانیاً در فضا بصورت غیر خطی و غیر جهت‌دار توزیع می‌شود و تنها یک ووفر که محیط را «بلرزاند» کافیست. در کلاب، صداها را با گوش می‌شنوید، بیس را با کل بدن؛ یا اگر یک توئیتر در داخل صندوق عقب خودرو باشد، صدایش را هرگز نخواهید شنید، ولی یک ساب داخل صندوق عقب، کاملاً شنیده می‌شود و صدا را «تکمیل» می‌کند.

    تبلیغی که در مورد ساب‌های اکتیو ارزان است که بله، کات اسلوپ ۱۸ یا ۲۴ دی‌بی بر اکتاو داره و از ساب‌سونیک (زیر ۲۰ هرتز، غیر قابل شنیدن) تا ۳۰۰ هرتز تنظیم می‌شه و blah blah blah به‌درد همون‌هایی می‌خوره که tantak و عینک trucolor و گودی‌کمرپُرکن باراد و قابلمه آگرین و DVB-T/DVD مارشال انتخابشونه و خرید اینترنتی از 5040 می‌کنن، در حالی که باید بدونن اون نیم میلیارد تومن جایزه و میلیاردها هزینه تبلیغ، تقسیم شده روی قیمت کالا ها!

    اگر Ray-Ban و Oakley عینک است و صندلی اداره و ماشین خودش اینقدر «طبی» هست که نیاز به باراد نداره و قابلمه غیر آلمانی قابلمه نیست، و مارشال حتی لایق تحقیر هم نیست، یک ساب خوش‌نام هم، کات‌اسلوپ ۱۲ دی‌بی و تنظیم ۶۰ تا ۱۶۰ داشته باشه، ولی باکیفیت‌شو داشته باشه، کافی کافیه!

    اگر اون قطعه پوتانسیومتر که می‌چرخونیش برای تنظیم، ژاپنی/نظامی نباشه، ظرف چند ماه دچار اکسیداسیون داخلی می‌شه و غبار می‌ره توش، بعد خِر خِر می‌افته. پس در مورد اون ساب فرضی آشغال، اون مدار دوزاری ۲۴ دی‌بی و پوتانسیومتر تنظیم دوزاریش به‌درد همون سازنده‌ی ابله‌اش می‌خوره.

    ضمناً اگر شیب برش کراس‌اوور مرتبه فرد (مضرب فرد ۶ = ۶، ۱۸، ۳۰، …) باشه، باید ساب reverse بشه که صداش با بقیه بلندگوها هم‌فاز بشه و باعث sound cancellation نشه. کراس‌اوور مرتبه زوج (مضرب زوجِ ۶ = ۰ [فِلَت]، ۱۲، ۲۴، ۳۶، …) خودبخود با بقیه هم‌فاز است و لازم نیست reversation انجام بشه. برای reversing چند راه هست: خود ساب آپشن reverse یا phase 0 / 180 داره، پری/امپ این آپشن را داره، جای مثبت و منفی سیم پری ساب یا همه بلندگوهای دیگر را برعکس کنیم (مسخره بنظر می‌رسد و هرچند پرفکت نیست، ولی فاز صدا، نسبی است، و حساس‌ترین انسان در یک blind test نمی‌فهمد کدام روش را رفته‌اید.)

    توضیح اختلاف فاز: این است که در لحظه‌ای که فلان بلندگو به سمت داخل فرو رفت، یکی دیگر از بلندگوها به سمت بیرون نپرد، یعنی بجای تشدید و هم‌آوایی با یکدیگر، صدای یکدیگر را خنثی

    کنند (sound cancellation). درصد بالایی از نصب‌های خودرویی / خانگی در ایران، یا به اشتباه یک یا چند سیم مثبت / منفی برعکس زده شده، یا بدون توجه به مرتبه‌ی کراس‌اوور، reversal انجام نشده.

    این مربوط به اجزای «پیچیده»ای است (مانند بلندگوی چند عنصری شما) که ما قرار است با دیگر اجزا مچ کنیم و کاری به عناصر (المان‌های) داخلی (تشکیل‌دهنده) نداریم. مثلاً تک خازنی که بعنوان HPF سر راه توئیتر قرار گرفته، 6 dB/oct بُرش می‌زند، پس مرتبه فرد است و پس باید قطبین توئیتر برعکس باشد که در سیستم‌های آماده بصورت داخلی این reversal توی سیم‌کشی / باکس / بورد کراس‌اوور انجام پذیرفته است و مثلاً مثبت و منفی‌ـی که در انتهای ترمینال یک سیستم چند جزئی قید شده، با توجه به reversalـی است که به هر جزء آن إعمال شده است.

    بدانیم بهتر است، ولی خیلی به بهشت و جهنم داخل ادوات کاری نداریم و نهایتاً ما هنگام سیم‌کشی (اتصال‌بندی) ست‌آپ نهایی، اجزای بزرگ را با هم هم‌فاز می‌کنیم: بلندگو (ی چند درایوری پسیو با کراس‌اوور پسیو) با ساب (تک درایوری اکتیو با کراس‌اوور اکتیو) مثلاً.

    و جواب اون سئوال می‌شه که بله، افزودن ساب، فرکانس پایین شما را کاملاً تکمیل و تأمین و به‌اصطلاح پُر می‌کنه و پس از تنظیم صحیح، متوجه می‌شین حتی مثلاً وقتی یک سوئیت پیانو از David Lanz یا Pierre Grimard گوش بدین، وقتی دست چپشون روی کلاویه‌ها می‌رقصه، بخشی از صدا از ساب شنیده می‌شه و از New Age تا Rock به کنار، حتی اگه فقط کلاسیک گوش می‌دین، با خودتون فکر می‌کنین «پس اگر من حتی برای اجرای پیانو و ویولن و ووکالِ زن متزوسوپرانو، درایور کم داشتم، تکلیفِ چلو (ویولن‌سل) و کانترابیس (کنتر باس) و خواننده‌های تِنور چی می‌شه؟!»

    آخرش اینکه من خودم، با این طبع موسیقی لطیف (!)، برای سیستم DAC استریوی دسکتاپم (Pioneer A-A9 + Pioneer S-A4SPT-PM) و میکروسیستم کنار تختم (Pioneer X-HM81) و سیستم موسیقیم (Marantz SC-11S1 + Marantz SM-11S1 + B&W 802 Diamond) و سیستم سینماییم (Pioneer SC-LX88 + Pioneer S-V810) همه و همه ساب دارم.
    واما قسمت دوم:
    سیار مهم: یک برداشت از فرمایشات‌تان کردم، که حس کردم شما تصور می‌کنید اگر از امپ، از خروجی پری‌اش، ورودی برای ساب بگیرید، توان امپ کم می‌شود. اگر درست حس کردم، تصورتان اشتباه است. پری، (pre-out) خروجی غیرقدرتی است، مانند اسم لاتین آن، «پیش خروجی» است. اولاً ولتاژ پایین است و ثانیاً مجزا از مدار قدرتی خروجی امپ است. امپ چه خروجی پری ازش بگیرید، چه نگیرید، یکسان کار می‌کند و احساسِ توان از دست دادن نمی‌کند.

    داخل این ساب‌ها امپلی‌فایر است (مثلاً ۱۰۰ وات در مورد این مانیتور اودیوهای من) و از خروجی پری پشت امپ شما ورودی می‌گیرند، توجه کنید، آن را مصرف نمی‌کنند، آن را فقط «گوش می‌دهند» و معادلِ آن، در داخل خودشان تقویت (و خلق) می‌کنند و تحویل درایورِ ساب داخلی‌شان می‌دهند. یک کار هم که این وسط انجام می‌دهند، کات کردن (بُرش زدن) است. پس از گوش دادن به پری، طبق تنظیم کراس‌اوور، مثلاً فرکانس ۱۰۰ هرتز به بالا (صدای زیرتر) را می‌بُرند (کات / حذف می‌کنند)، و فقط فرکانس‌های بمِ پایین‌تر از ۱۰۰ هرتز را تقویت کرده و در اختیار درایور داخلی‌شان قرار می‌دهند.

    میوزیکال فیدلیتی آ۵٫۵ و مرنتس PM-15S2 دوست‌داشتنی هم خوشبختانه، پری اوت (خروجی) هم دارند که می‌شود برای ران کردن ساب استفاده کرد.

    آپشن خوب میوزیکال فیدلیتی، ورودی USB Type B آن است که پایونیر A-A9 من هم دارد و مهمترین دلیل ارجحیت این نوع امپ‌ها به هم‌رده‌های بدون USB آنهاست: اینها DAC داخلی دارند. به زبان ساده و کامپیوتری، خودشان «کارت صدای حرفه‌ای» هستند.

    اگر یک Mac یا PC را با کابل USB یک سر A (سمت کامپیوتر) و یک سر B (سمت امپ) به این نوع امپ‌ها وصل کنید، اتفاق جالبی می‌افتند که توضیح خواهم داد.

    این نوع کابل USB A به B، باز مطابق معمول، در ایران اسم استاندارد علمی ندارد و اگر به فروشنده لوازم جانبی کامپیوتری بگویی USB A to B می‌خوام، یکی از این اتفاق‌ها می‌افته: یا با دهان باز عین خنگ‌ها نگات می‌کنه، یا می‌گه «وات؟»، یا یک USB extension A male to female برات میاره و می‌گه بهش می‌گن «کابل افزایش طول»؛ که خوب، شما این کابل منظورتون نبوده، شما A به A نمی‌خواستین، شما A به B می‌خواستین… درسته، باید ایرانی باشی و بگی «کابل پرینتری می‌خوام!»

    بگذریم، با این کابل، امپ تبدیل به DAC برای Mac یا PC می‌شه. به عبات ساده‌تر، کارت صدای داخلی مک/پی‌سی، اتوماتیک، غیرفعال می‌شه، و توی لیست deviceهای مک/ویندوز، یک کارت صدای حرفه‌ای دیتکت می‌شه. مثلاً پایونیر من را BurrBrown DAC PCM1796 می‌شناسه.

    خوب، هستند دوستانی که امپ‌های DACدار گران‌قیمت دارند، و خداشاهده، دیدم مواردی را که طرف، از خروجی هدفون لپ‌تاپش زده به امپ. در حالی که صحیح این بوده که وقتی خدا اینقدر بهش مرحمت داشته که امپش DAC داره، دیگه از سیم صدای آشغال آنالوگ و کارت صدای آشغال داخلی لپ‌تاپش استفاده نکنه و با یک کابل بقول حضرات «پرینتری» لپ‌تاپ را بصورت کاملاً دیجیتال وصل کنه به امپ و از صدای به‌مراتب بهتر DAC امپش لذت ببره.

    این که می‌گم «به‌مراتب بهتر» را بذارید اینجوری توضیح بدم:

    ست‌آپ ۱: یک Apple MacBook Pro که بهترین کارت صدای جهان در میان لپ‌تاپ‌های تولید انبوه را دارد را با بهترین و گران‌ترین کابل (مثلاً Apple M9573LL/A by Monster Cable) استریو ۳٫۵ به RCA (بقول ایرانی‌ها «کابل هدفونی به آمپلی») به ورودی Aux آنالوگ یک امپ DACدار وصل کنید.

    ست‌اپ ۲: همان مکبوک پرو قبلی را با ارزان‌ترین کابل USB A to B (بقول ایرانی‌ها «کابل پرینتری») به ورودی دیجیتال USB DAC همان امپ قبلی وصل کنید.

    یک کودک ۴ ساله فهیم (مانند کودکی شما و خودم (!)، ترجیحاً پسر) هم آماده کنید. تفاوت کیفیت در حدی است، که کودک ۴ ساله هم می‌گوید صدای دومی بهتر است. و البته، کودک باید می‌گفت دومی به طرز فاحشی بهتر است، که خوب، کودک، کلمه «فاحش» را هنوز در دامنه لغاتش ندارد!

    هر دوی این امپ‌ها تقریباً در یک رنج قیمت هستند، اگر از کامپیوتر خروجی می‌دهید، میوزیکال فیدلیتی، به‌دلیل DACداشتن، سر است. اگر نه، مرنتس، به دلیل توان پایین‌تر و مچ‌تر بودن با بلندگویتان و صد البته «مرنتس بودن»، سر است.

    میوزیکال فیدلیتی آ۵٫۵ اگر به‌قیمت و نو / در حد نو است، شک نکنید. فقط توجه داشته باشید که با این امپ جدید، با توجه به سر بودن قدرتش از اسپیکرهایتان، کافیست زیاد ولوم ندهید که مغتشش (distort) نشود؛ خیلی باید مراقب باشید که با این امپ، با ولوم دادن، اسپیکرهایتان را نسوزانید.

    هم امپی است که برایتان می‌ماند، هم در آینده اگر خواستید اسپیکرها را به مدلی پُرمصرف‌تر (و بلندتر) ارتقا دهید، مشکل امپ ندارید.

    باز تأکید می‌کنم، امپ وینسنت کم‌قدرت‌تر از بلندگویتان
    بود

    (از عقب پشت بام می‌افتادید) با ولوم بالا با کم آوردن توان و تحت پدیده کلیپینگ به اسپیکر صدمه می‌زد، میوزیکال فیدلیتی پرقدرت‌تر از اسپیکر است، باید مراقب باشید (این بار از جلوی بام نیفتید و) با ولوم بالا تحت پدیده بیش‌قدرتی به اسپیکر صدمه نزنید.

    وینسنت شما — اگرچه عالی است — ولی در حدِ ران کردن بلندگوی بوک‌شلف است. درست مانند پایونیر A-A9 من که با آن، بوکشلف S-A4SPT را ران کرده‌ام؛ برای فاصله نزدیک، کاربردهایی شبیه مانیتورینگ در استودیو، یا کنار کامپیوتر دسکتاپ.

    خوب من خودم برای سیستم موزیکم امپ و پری امپ مرنتس سری premium دارم و طبعاً آنرا به هر چیزی ترجیح داده‌ام که آنرا خریده‌ام، و اگر DAC داشتن و پخش از کامپیوتر برای شما اولویت نباشد، با وجود کم‌توان‌تر بودن و با قیمت مساوی، مرنتسی که یافته‌اید (PM-15S2) را بیشتر از دیگری می‌پسندم.

    انتخابی است که کاملاً خودتان باید سبک سنگین کنید و انجام دهید؛ طبق دو کفه ترازو، که یک طرف یک امپ خیلی قوی DAC دار انگلیسی الاصل ساخت تایوان است و طرف دیگر یک امپ قوی ژاپنی است.

    بخواهیم یک سری هم به کلیپینگ و مشکل فعلی وینسنت بزنیم؛ اگر میوزیکال فیدلیتی آ۵٫۵ را سرچ کنید، یکی از اولین سایت‌هایی که گوگل می‌دهد این است:

    http://www.questforsound.com/amps/amps_music_fidelity_A55.htm

    پاراگراف اول دقیقاً همون حرف منه، باهم پاراگراف و سپس ترجمه‌اش را ببینیم:
    Many hi-fi amplifiers are underpowered for the job they have to do. Most speakers have less than 92 db sensitivity, which means your amplifier ends up clipping if it doesn t have 200-watts-per-channel or greater power delivery.
    بسیاری از امپلی‌فایرهای های-فای، برای کاری که باید بکنند، کم‌قدرت هستند.
    بسیاری
    از بلندگوها حساسیت کمتر از ۹۲ دسی‌بل دارند، که این به این معنی است که امپلی‌فایر شما اگر کمتر از ۲۰۰ وات بر کانال خروجی بدهد، دچار «کلیپینگ» می‌شود.

    که کلیپینگ را توضیح دادم. دوست بسیار عزیزم آقای افشین مقدم (مدیر مؤسس استریو صدا و مدیر توزیع محصولات خودرویی شرکت پایونیران) نیز در مقاله «کلیپینگ چیست» البته با نگاه سیستم خودرویی این مسئله را شکافته‌اند:

    http://www.irancaraudio.com/fa/article/35

    AC که در بعضی سینوس‌ها تحت کلیپینگ، DC می‌شود را در تصاویر مقاله بهتر می‌شود درک کرد.

    یک مشکل در مقاله که ایشان پس از گوشزد رفع ایراد نکردند (احتمالاً به‌دلیل مشغله) جایی است که می‌فرمایند «برای همین در کراس اوور ها معمولا از خازن عدسی برای حفظ آنها در مقابل مساله کلیپ استفاده میشود با توجه به اینکه این خازن در قبال ولتاژ AC منعطف عمل می کند ولی در مقابل عبور ولتاژ DC سخت است و اجازه عبور را به آن نمی دهد باعث ایمن شدن و واکسینه شدن تیوتر در مقابل کلیپ می شود.»

    آن قطعه محافظ، خازن عدسی نیست، ظاهرش شبیه خازن عدسی است، ولی اسمش VDR (وَریستور، یا بقول الکترونیکی‌های ایران، واریستور) است و اصلاً خازن نیست، مقاومت است. voltage-dependant resistor مقاومتِ وابسته به ولتاژ. شرکتِ بلندگوساز محاسبه می‌کند که بله، مثلاً توییتر ما اگر بهش حدود ۵۰ ولت بیشتر بدی می‌سوزه، پس یک وریستور سر راهش (توی کراس‌اوور) می‌ذاریم، که اگر ولتاژ از اون حد بیشتر شد، نذاره جریان رد بشه و توییتر بسوزه.

    مشکل این قطعه دقیقاً همینجاست. برخلاف فرمایش جناب مقدم، وریستور، فرق AC و DC را نمی‌فهمه، فقط در مقابل ولتاژ بالاتر از حدی از پیش تعیین شده مقاومت می‌کنه، پس اصلاً نمی‌تونه در مقابل کلیپینگ واکسینه کنه توییتر را. به‌عبارتی، به زبان ساده‌تر، اگر امپ ضعیف‌تر از اسپیکر باشد، و تا آخر ولوم دهید، بسته به تکرار این عادت اشتباه، از محتمل تا قطعی، ممکن است توییتر بسوزد و ردخور ندارد! هیچ محافظتی وجود ندارد.

    خوب، آن وریستور به چه درد می‌خورد اگر در مقابل کلیپینگ عمل نمی‌کند؟ جواب؛ تا حدی سیستم بلندگویی مثل سیستم آینده شما (با میوزیکال فیدلیتی آ۵٫۵) را واکسینه می‌کند، البته فقط توییترها را و آن هم فقط وقتی که توان امپ بیش از اسپیکر باشد. در آن حالت، وقتی ولوم می‌دهید، ولتاژ خروجی امپ زیاد می‌شود و اگر شانس بیاوریم و Canton شما سر راه توییترش VDR داشته باشد (اسپیکر ۷۰۰ یورویی باید وریستور داشته باشد ان شاء الله)، جلوی گذر جریان را «فقط به توییتر» می‌گیرد و آنها را از سوختن (البته مدلِ از جلوی بام) حفاظت می‌کند.

  2. علی دوشنبه 24 نوامبر 2014 03:48

    حال قسمت سوم این قسمت را کاربرنوجوانی بنام دانیال با استفاده از مکاتبه فوق درخصوص سیستم خود انجام داده که انجا نیز اطلاعات مفیدی ارائه شده است که به شرح ذیل تقدیم میکنم. به نظرمی رسد پاسخ ایشان به اقای دانیال تقریبا نتیجه گیری مکاتبه قبلی اینجانب می باشد ه خواندنش خالی از لطف نیست درپایان اگر سرکارنیز چندخطی درخصوص این مکاتبات مرحمت فرمایید قطعا منت گذاشته اید.
    حال مکاتبه پایانی درخصوص یک سیستم تقریبا بهترازبنده : (این راهم اضافه کنم یاد این سیستمها ازایدالهای مدنظر سرکارفاصله نجومی دارند اما با توجه به قیمت انها مورد اقبال عمومی درجامعه ما هستند)
    پاسخ کاربر «دانیال» گرامی

    امپ شما به نسبت برای اسپیکرتان کمی ضعیف است، اما اوضاع اصلاً قابل قیاس با شرایط آن دوستی که برایش کلیپینگ را تحلیل کردم نیست.

    کلاً ولوم بالا دادن، فشار به سیستم است و اگر کسی تمایل به پُر کردن فضا با صدای بلند دارد، بهتر است یک سیستم از تایپ «پارتی» نیز بخرد، برای آن کاربرد، مانند این چیز مسخره پُرفروشی که سونی برای بازار هدف امریکای جنوبی و مخصوصاً جوانان (از نظر من علاف) برزیلی که شب تا سحر را کنار ساحل پارتی می‌کنند ساخته و اتفاقاً خیلی هم موفق و پُرفروش بوده و باز اتفاقاً در ایران هم با وجود تگ قیمت ۳٫۶ میلیونی از آن استقبال شده: Sony SHAKE-7 که شدت بسیار بالایی دارد ولی کیفیت صفر و هنگام توقف موزیک (بی‌صدا کار کردن)، نویز (فش‌فش) در بلندگوی آن بوضوح شنیده می‌شود – و کسی هم از سیستم پارتی انتظار کیفیت ندارد، چون همه «های» هستند و به crisp بودن صدا نمی‌اندیشند!

    صدالبته، سیستم کیفیتی، تفکر و فرهنگ خودش را می‌طلبد. ببینید، وقتی امپ و اسپیکر هم‌قدرت است، یا امپ از اسپیکر کمی قوی‌تر است، شخص اعتماد به نفس کاذب می‌یابد و از کلیپینگ نمی‌ترسد و راحت ولوم می‌دهد و اینبار تحت شدت جریان بالا و در نتیجه گرمای شدید لحظه‌ای درون توییترها، سیم‌پیچ توییتر را می‌سوزاند.

    به‌عبارتی، برای کسی که گاه ولوم بالا می‌دهد، همان بهتر است که امپ فقط کمی ضعیف‌تر باشد؛ مانند شما، نه مانند آن شخص که امپش به‌نسبت خیلی از اسپیکرش ضعیف‌تر بود، و نه اینکه امپ به اسپیکر سر باشد.

    شما فقط مراقب ولوم‌های خیلی بالا باشید که اندکی کلیپ نشوید و مخصوصاً مراقب شرایطی که صداهای زیر خیلی بلند به اسپیکر وارد می‌شود. نمونه این صداهای خطرناک، اودیو سی‌دی‌هایی که وقتی خش افتاده، پلیر روی یک قسمت به‌اصطلاح «گیر می‌کند» و یک ریتم را بصورت تق تق تق تق یا قچ قچ قچ قچ بازتکرار می‌کند، که سیم‌پیچ توییتر در لحظه داغ می‌شود.

    سورس (سی‌دی پلیر) حرفه‌ای‌های پایونیر مانند PD-50 شما (و PD-D6 من)، خوشبختانه این «تق»ها را حتی‌المقدور فیلتر کرده و عبور نمی‌دهند.

    یا مثلاً «تق» شدیدی که وقتی در اتصال مزخرف بلوتوث اودیو قطعی بوجود می‌آید ایجاد می‌شود، یا تق‌ـی که وقتی از سیم بی‌کیفیتی که درونش شکستگی است استفاده کنید بوجود می‌آید وقتی سیم خم و راست می‌شود یا تکان‌تکان می‌خورد (اتصال پیک‌آپ سازها) اینها نباید در ولوم بالا به توییتر راه یابد. من توییتر سوخته که صاحبش بی‌خبر از سوختگی آن است روی مجموعه بلندگوی کیفیتی گران‌قیمت کم ندیده‌ام!

    برای همین است که اگر می‌خواهید صدا را وایرلس منتقل کنید، فقط AirPlay (تحت شبکه) اپل را پیشنهاد می‌کنم و نه پروتکل مزخرف و سراسر باگ‌دار بلوتوث (A2DP) را…

    و اما مشکل این صداهای ناگهانی این است که از محدوده گنجایش صوتی فراتر هستند. توضیح بیشتر گنجایش صوتی:

    در dynamic range، توان قرارگیری شدت‌های متفاوتی (dB) از فرکانس‌های متفاوت (Hz) وجود دارد که این، امکان تشکیل شدت‌های مختلفی (کوتاه تا بلند) از صداهای گوناگون (بم تا زیر) را بوجود می‌آورد. فرکانسِ فروتر (خیلی بم، subsonic) و یا فراتر (خیلی زیر، ultrasonic)، خیلی مشکلی ایجاد نمی‌کند، شنیدنی نیست، خیلی از درایورها نیز توانِ بازتولید/بازپخش آن را ندارند؛ اما شدتِ فراترِ همان فرکانس‌های مجاز، اغتشاش (distortion) ایجاد می‌کند، چون توی داینامیک رنج قرار نمی‌گیرد (جا نمی‌شود، به سقف می‌خورد) و دوباره بخشی از سینوس، خطی می‌شود که این اگرچه کلیپینگ نیست، اما اثرش مانند کلیپینگ است. (باز هم جریان AC در قسمتی DC شده، باز هم از وریستور کاری بر نمی‌آید و توییتر می‌سوزد.)

    پس بسیار از تق و توق و قچ قچ و نویز سیم و … حذر کنید.

    در مورد امپ و پاور، فکر نکنم بتوانید به M3i پاور اضافه کنید؛ این امپ (حداقل تا جایی که من می‌دانم) پاور داخلی دارد و از نوع امپ‌های مونوبلاک که پاوربلاک اکسترنال احتیاج دارند نیست، مگر مثلاً سفارش امریکا/ژاپنش را دارید که ۱۱۰ ولت است و با ترانس مبدل از ۲۲۰ تغذیه کرده‌اید که آن حکایتی دیگر است.

    پاور امپ های لامپی (tube) یک داستان جدا است و فضای فکری خاص خود و کمال‌گرایی مطلق با طعم retro را می‌طلبد و وادی است که پا گذاشتن به آن، پیش‌نیازهای فکری و مادی خاص خود را دارد و از منظری هم اشتباه است.

    با بودجه زیاد شاید مشکلی نباشد، ولی با بودجه معقول، شبیه رویای داشتن و گاه (آخر هفته) سوار شدن یک Mercedes SLC 450 6.9 قدیمی است؛ فکر می‌کنید لذتی بی‌نهایت است، ولی در عمل، عصر یکشنبه‌ای است که قرارتان خراب شده و با دست‌های سیاه گریسی کیف‌پول‌تان را باز می‌کنید و کرایه تاکسی تا منزل را حساب می‌کنید و خانم‌خانما (مرسدس) روی کفی در راه تعمیرگاه است که کیف‌تان را خالی‌تر کند.

    طعم و perfection به کنار، یک سیستم ایده‌آل مدرن به‌راحتی و با کسر قیمت «در عمل» (practically) از تیوب بهتر است، همانطور که یک مرسدس اس‌ال مدرن عملاً بهتر از آن قدیمی است، هرچند مونتاژ مکزیک است و صد سال روح آن اس‌ال‌سی را ندارد.

    در مورد ساب، سابی که به سیستم شما برازنده باشد، همان بودجه بالاتر را می‌طلبد، اما اگر به هر دلیل مایل به سابی با این حدود قیمت هستید، اینها ساب‌های خوش‌صدا و باکیفیتی هستند و هرچند ممکن است «از نظر شدت» ۸۰-۸۵ درصد آن چیزی که بلندگوهای شما واقعاً نیاز دارد باشند، اما با این قیمت، باز نزدیکی خوبی به بلندگوهای کیفیتی دارند (۸۵ درصد خیلی نزدیکی بالایی است) و قیمت مناسب هم به دلایل مختص بازار ایران است، که برخلاف خیلی اجناس، مانیتور اودیو در ایران از معادل دلاری/یورویی خود در خارج از ایران ارزان‌تر است و از این بُعد، با بودجه ۱ میلیونی، جنس ۱٫۵ میلیونی خواهید داشت. اگر مثلاً سابی «بازاری» مثل پایونیر S-MS3SW یا S-RS3SW داشتم، این عدد صفر درصد بود، اگرچه ۶۰۰هزار تومان هستند، اما مشکل این است که درست است که از وجه بوم‌بوم کردن، خوب بله، بوم‌بوم می‌کنند، اما چون بیس کیفیتی ندارند، بوم‌بوم‌شان مثل همنوازی یک چلیست (ویولن‌سل‌نواز) آماتور با یک ویولنیست حرفه‌ای است که نباشد بهتر است، چون حضورش، اصل صدا را هم خراب می‌کند.

    سته به رنگ بلندگوهایتان می‌توانید آیتم مشکی یا قهوه‌ای با ووفر ام‌ام‌پی را مدنظر قرار دهید. دست‌دوم (ووفر کاغذی) را پیشنهاد نمی‌کنم، چون امپش هرچند روی کاغذ هم‌قدرت ام‌ام‌پی‌ها (۱۰۰ وات) است، اما با توجه به تفاوت کلاس (AB در مقابل D) خروجی ام‌ام‌پی‌ها بیشتر است و باز تفاوت قدرت بازپخش صدای بم بین ام‌ام‌پی و کاغذ هم به این مسئله بیشتر دامن می‌زند.

    ووفر کاغذی = MSW-10 از سری Monitor Series (M Series) دست دوم مشکی موجود است.

    ووفر ام‌ام‌پی = MRW-10 از سری Monitor Reference Series (MR Series) نو مشکی و گردویی موجود است.

    در حالت نو، هر دو سری هم‌قیمت است، اما، ووفر کاغذی در قیاس با ووفر ام‌ام‌پی صدای دقیق‌تر اما کوتاه‌تری دارد و عمر ووفر آن هم طبعاً کم‌تر است. اگر اشتباه نکنم، مدل دارای ووفر کاغذی (دست‌دوم)، هم ورودی مونو LFE دارد (سینمای خانگی)، هم ورودی استریو (سیستم صوتی)؛ ولی مدل ووفر ام‌ام‌پی (نوها) فقط ورودی استریو (سیستم صوتی) دارند، یعنی همان که میوزیکال فیدلیتی شما خروجی می‌دهد.

    البته این‌ها همه نظر شخصی من است و شما مسلماً مخیر به مخالفت جزئی/کلی و تحقیق بیشتر و انتخاب اصلح هستید.

    ممنون از توجه‌تان.

  3. ایمان چهار شنبه 26 نوامبر 2014 08:42

    سلام
    بسیار خرسند هستم که در کمبود مراجع تخصصی با سایت شما اشنا شدم . جهت گرفتن راهنمایی و مشورت به فروم سر زدم که متاسفانه امکان عضویت نیست . در صورت امکان خوشحال خواهم شد بتونم از شما مشورت بگیرم

  4. علی سه شنبه 2 دسامبر 2014 01:35

    اقای اکبری با تشکر ازتایید دو مقاله حقیراگر ان دومقاله بالا را اگر خواندید نظر وزینتان را نمی دهید

  5. امیر حسین سه شنبه 2 دسامبر 2014 16:05

    نظر وزین کجا بود دوست من
    باور بفرمایید برای من که از دهکده اومدم بیرون واقعا سخت هست خواندن توضیحات
    به هر حال ممنون از زحمتی که کشیدید

  6. علی هوشمند پنجشنبه 4 دسامبر 2014 01:35

    دوست عزیز شکسته نفسی تو خونتونه نمی شه کاریش کرد اما یه جورایی این سایت شما واینکه (به نظر من )بهترین ومعنبرترین مرجع فارسی زبان های فای هستید اما درعین حال اصلا استفاده بیزینسی هم ازآن نمی کنید آدم رو یاد عادل فردوسی پور می اندازه خصوصا اینکه انشاء تونم خیلی شییه
    به نظر من شما عادل فردوسی پور های فای هستید اینطور نیست؟

  7. امیر حسین پنجشنبه 4 دسامبر 2014 13:19

    تشکر از تعریف و اظهار لطفتون
    استفاده بیزینسی نکردم چون عاشق های فای بودم
    من نمیدونم چقدر تونستم به های فای کمک کنم اما فکر میکنم تاثیرش زیاد نبوده
    بیشتر خودم از نوشتن لذت بردم و مهمترین دست آوردش پیدا کردن دوستان خوبی چون مهندس پارسا ، مهندس پوینده و … بود برام

  8. علی پنجشنبه 4 دسامبر 2014 19:11

    سلام
    خوش بحال مهندس پویا ومهندس پارسا
    به نظر من یک اگر یک مرجع مثل شما درکنارعلاقه تخصص وازهمه مهمتر استعداد. ازهای فای استفاده بیزینسی هم نماید.برای آگاهی مردم خیلی خوب هم می شود.( توایرانی که متاسفانه های فای تقریبا ناشناخته مانده است). متاسفانه برندهای دیروز (سونی.کنوود.پاناسونیک و….)واسم های پوشالی امروزازعدم آشنایی مردم با سیستمهای استریو های فای نهایت سوءاستفاده را کرده وبا عرضه هوم تیوتر هایی که لایق تحقیرهم نیستند مردم را به بیراهه می کشانند.به یقین هزاران خانواده هستندکه اگر آشنایی مختصری از های فای داشته باشند این معادله بهم خواهدخورد. سیستم منزل ماتقریبا همه هوم تیوترهای اقوام بنده را به انباری فرستاده است.مردم (حداقل بخشی از مردم )برای کارخوب هزینه می کنند.
    دیروز با اقای فلاح (زیروبم آوا) صحبت می کردم ایشان خیلی تاکید داشته اند ما در گذشته به دفعات تبلیغات میلیونی درروزنامه های مطرح داشته ایم ولی نتیجه انچنانی نگرفته ایم(صدا دیدنیست یا شنیدنی)
    ای کاش این دوستان بجای تاسیس شوروم های میلیاردی درکوچه پس کوچه های تهران وانباشت هزینه های آنچنانی بابت دپوی کالا. (که باعرض معذرت وجودشما تاثیربسزایی دربقاءآنها دارد) با هم تشریک مساعی کرده ویک شوروم ابرومنددر مرکز خریدتجهیزات صوتی وتصویری مثل خیابان جمهوری تاسیس می کردند تا مردم درهمان قلب خرید تفاوت را حس کنند.
    این پروسه را سامسونگ درفروشگاه کامران نرسیده به پاساژعلاالدین عملیاتی کرده و چه عالی هم نتیجه گرفته است حتی اگر هزینه زیاد است می شود نصف یک فروشگاه را به این کار اختصاص داد.نصف دیگرمثلا تصویر تا مشگل توجیه اقتصادی درکوتاه مدت هم برطرف شود .این درکنار مشارکت تبلیغاتی شما نورعلانورخواهد شد.
    من یقین دارم این کارتحول ایجادخواهد کرد. لطفا اگرموافقید ضمینه سازی کنید خود من هم مایل به سرمایه گذاری هستم.
    من تنها لحظاتی که موزیک گوش می کنم خود واقعی ام هستم…
    ببخشید میدونم اگه زیاد پرحرفی کنم شما نمی خونید…پس حق نگهدارتان

  9. حبیت جمعه 9 ژانویه 2015 21:55

    فکر میکنم شما حتی یکبار هم به صدای ساب S-RS3SW گوش فرا ندادی تا ببینی تفاوت چندانی با اون ساب 1.5 نداره
    که ارزش هزینه دو برابر رو داشته باشه!

  10. جلال پنجشنبه 20 آگوست 2015 20:25

    عالی

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*