تحلیل سیستمها Reviews

یه تست جالب AMR DP-777 vs EAR DAC 4

شنبه 4 فوریه 2017
/ / /

ببینیم تورستن کارش درست تره یا تیم پاراویچینی :

http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2016/12/IMG_0498.jpg http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2016/12/IMG_0492.jpg http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2016/12/IMG_0493.jpg http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2016/12/IMG_0494.jpg http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2016/12/IMG_0496.jpg

اول بگم اختلاف صدای این دو خیلی زیاد نیست و عبارات رو نسبی درنظر بگیرید.

صدای AMR رو همتون بیشتر خواهید پسندید چون هم به نسبت واضح تره هم کنترل شده تره هم بیس درست تره هم های فرکانس درست تره و EAR صدای کنترل شده ای در حد AMR شیک و دقیق نمیده.

اما صدای EAR DAC 4 شنیدنی و جذاب هست و این جذابیت بیشتر حس میشه اگر شما با بلندگوی Living Voice یا بلندگوهای حسی بشنویدش. من خیلی روی تست این دو تمرکز کردم و هم تو سیستم خودم و هم تو سیستم آرمن دقیق هر دو تو شرایط خوب تست شدند.

ببینید من نمیدونم چرا اما صدای EAR DAC4 واقعا خوبه ، یعنی خیلی خوبه و صدا حالت خالی دیجیتال رو نداره . خیلی مهمه که صدا پر باشه مثل آنالوگ و این خصوصیت واقعا در بیشتر DAC  های lean امروزی نیست. مهمترین نکته اینه این DAC رو تو یک سیستم حسی که میکرو داینامیک خوبی داره بشنوید تفاوت و ارزشش مشخص تر میشه دقیقا مثل AudioNote و تو سیستم های خیلی خشک و lean نمیشه فهمید چرا این DAC اینقدر خوبه. یه وقت فکر نکنید منظورم از صدای پر و انالوگ اون کاراکتر گرم و ابری لامپ هست نه ، اتفاقا من اون کاراکتر لامپ رو دوست ندارم و دارم لامپ اینو عوض میکنم که بهتر بشه.

اما EAR وقتی کنار AMR قرار میگیره تو موسیقی های شلوغ تر و داینامیک تر خیلی از شاخص هاش مثل جداسازی سازها ، کنترل بیس و های فرکانس ، وضوح در حد AMR نیست ولی به همه این تفاسیر صداش پر و آنالوگ هست. من عاشقشم از وقتی که با Living Voice RW شنیدمش. با بلندگوی غیر حسی و امپ های Lean نمیشه قضاوتش کرد و به همین دلیل هست که وقتی سیستم شما Lean باشه همچنان به سمت Audionote و EAR نمیروید چون اصلا تو سیستم شما ارزش اینا مشخص نمیشه و این نکته خیلی مهمی هست.

اون AMR صدای دقیق تری میده و کلا هم AMR صدای معقول و درستی داره که با همه این برتری ها من EAR رو نگه میدارم و تغییرش نمیدم و فقط لامپ هاشو عوض میکنم.

من احساسم اینه کیفیت قطعات داخلی AMR بهتره اما هر دو طراحی مدار درستی دارند و هر دو مینی مال و خوب طراحی شدند. تو موسیقی های خلوت تر این EAR خیلی خوب میدرخشه اما به محض اینکه موسیقی شلوغ میشه کمی نسبت به AMR به هم میریزه و اون کنترل و تفکیک رو به نسبت از دست میده.

 

http://www.hifi.ir/wp-content/uploads/2017/02/IMG_0967.jpg

عکس بالا داخل DAC EAR رو نشون میده .

اینم از لامپ های جدید که امروز خریدمشون و فردا تست میکنیم ببینیم چطوره :

Read More

USB Cable Shootout Purist Anniversary , Curious , Audioquest Diamond

چهار شنبه 19 اکتبر 2016
/ / /

عجب تستی شده ، الان Curious و AudioQuest در حال آب بندی شدن هستند اما حدس میزنم Curious همه رو میزنه. قیمت Purist حدود 1500 دلار و AudioQuest حدود 700 دلار و Curious حدود 500 دلار هست. مهم تر از همه تازه فهمیدم مشکل دینامیک صدای سیستمم بخاطر اکولایزر itunes بوده و رفتم اکولایزر itunes رو غیر فعال کردم و مشکل حل شد. در ضمن بروید اینجا اون اسکریپ رو هم دانلود کنید واسه مک بوک خوبه :

OSX Audio Optimization

 

 

my setup is not good because i listen to my crappy Sennheiser HD800. i will report this comparison by a better system in the future.

I should say my sound changed after turning off the itunes EQ and running CAD (computer audio design) mac osx optimization script. i guess before turning off the EQ the data was not bit-perfect.
i do not judge the sound with quick A/B testing by just focusing on the sound and i try to listen to a track from start to end and i just look at my musical satisfaction factor.i hate the artificial and hyper detailed sound. i like easy flow , natural and human like sound.
i just play 44.1khz/16-bit from my ripped CD by dbpoweramp. every cable need 1 hour warmup before critical listening. i do not start listening before warming up each cable. i test the system in a good time for better AC power.
i do not use iUSB 3.0 because it kill the sound.
after 175 hours break-in:
i guess Curious needs more time to be fully break-in.

Audio Quest Diamond USB Cable is not bad but it is not stellar. it is not sweet , it is not so transparent and no thing is special in it’s sound. listener could not love it.
if the top score is 100 then Audio Quest score is 50.
Audioquest is an average hifi product.

Purist Audio 30 Anniversary USB Cable speaks you more on midrange and is a-little less transparent in extremes (low bass and high) in comparison by Acoustic Revive but Purist give a nice pleasure to listener and it’s midrange is very human like and a tad warm .
purist is not as open and dynamic as curious but the listener could be happy with Purist. purist do not make listener so happy but do not bother listener. it is above average. I love Purist analog cables but purist digital cables are not very dynamic. be careful purist needs more time to fully warm-up before critical listening. if you focus on the sound you believe purist is not pure and real and it fools you by it’s warm presentation.
Purist score is 85.

Curious 1.5m USB Cable is more transparent , a-little more extended plus more intimacy in comparison by Purist but purist sounds fuller in midrange .
curious sounds more real with more depth and a-little brighter . Curious is a-little leaner in comparison by Purist.
Qurious is good with no edge in sound and breath very easy but purist fool the listener to enjoy the music.
sometimes i think curious could not keep high and mid fully connected. purist is like adding a good transformer to output stage. it make the sound fuller but go away from neutrality.
Curious Score is 75.

I like neutral sound more than warm sound because i prefer dynamic sound not warm sound . i think curious could make a better cable than purist but this version of Curious could not outperform Purist cable. curious need to be richer and coherent to reach 100 point and purist needs more real presentation to reach 100 point.

both cables are not perfect.
I will report curious/purist after 300 hours break-in in a better reference system in near future.

Read More

Neutrality

پنجشنبه 22 سپتامبر 2016
/ / /

مایک از Audiofederation میگه ما خیلی وقت ها توهم Neutrality تو صدا داریم و صدای Neutral رو با تجربه بیشتر میشه شناخت و ممکنه خیلی ها این اشتباه رو تو صدا داشته باشند.

طراح Audio Note UK هم قبلا ازش مطلبی نوشتم بنام Comparison by contrast که توضیح میداد برای تشخیص درست یه سیستم بهتر باید به این نکته توجه کنیم که اون سیستم بتونه موسیقی هایی که میشنویم رو متفاوت تر پخش کنه.

این موضوع تو چاپ 4 افست هم هست و دستگاهی بهتره که بتونه طیف رنگ رو با تمایز بیشتری چاپ کنه. یعنی یک سیستم خوب صوتی صدا هارو همگرا و شبیه نمیکنه .

این موضوع رو من دیروز با تست دو کابل خیلی جالب فهمیدم. اول کابل A رو زدم به سیستم و یه صدایی ازش شنیدم و بعد کابل B رو صداش رو شنیدم و بعد هر دو کابل رو سری کردم با یه رابط.

اول فکر میکردم کابل A حالت Neutral تری داره و کابل B حالت غیر Neutral تر  و بعد با سری کردن دو کابل دیدم کاراکتر نهایی صدا به کاراکتر کابل A نزدیک شد و از کاراکتر B خبری نبود .

فرض کنید دو تا شیشه دارید برای عینک و یکی کمی رنگ داره و یکی کاملا شفافه و وقتی دوتاشون رو پشت سر هم قرار میدید رنگ اونی که رنگی هست دیده میشه و اون شفافه تاثیری تو آنچه میبینیم ندارد.

کابل A هم دقیقا به همین دلیلی که نوشتم Neutral نبود و یکسری اطلاعات رو فیلتر و حذف میکرد . خیلی تجربه جالبی بود و اونی که اطلاعات صدا رو از بین میبره تو این جور تست مشخص میشه. اگر نمیشه این تست سری کردن رو برای مثلا DAC انجام داد باید از همون روش پیتر کورتف Comparison by contrast استفاده کرد.

http://www.audionote.co.uk/articles/art_audio_hell.shtml

Read More

Audio Note DAC 5 vs AMR DP-777

پنجشنبه 4 آگوست 2016
/ / /

دیشب بین دک 33000 دلاری Audio Note UK و دک 5000 دلاری AMR تست گرفتیم که AMR خیلی بهتر صدا میداد. من توضیحات رو مینویسم و هنوز ذهنم نمیتونه باور کنه این اختلاف رو و بازم آخر ذهنم اینه نکنه DAC آئودیونت باید سرویس میشده یا لامپهاش عوض میشده و یا یه مشکلی بوده. در هر صورت تست دیشب خونه آرمن انجام شد و آرمن گفت شرایط تست برای هر دو مساوی هست و فقط کابل برق این دو تا با هم فرق داره. اینو بگم DAC باید برای تست خوب کار کنه و گرم بشه ، آرمن میگفت رومی هیچوقت DAC هاشو خاموش نمیکنه.

این تست هم Blind انجام شد و هم بعدش جدا DAC هارو شنیدیم. AMR خیلی تو میدرنج بهتر بود انگار صدا تو میدرنج یه Harmonic Integrity خیلی خوبی داشت و شفاف تر هم بود اما Audio Note کلا قاطی بود صداش و حالت Coherent و پایدار نداشت.

من اولش که Blind تست گرفتیم و نمیدونستم کدوم DAC داره پخش میکنه صدا رو ، گفتم انگار این DAC (منظورم Audio Note هست) تازه به برق وصل شده و صداش هنوز پایدار نشده و از نظر داینامیکی و تونالیته قاطی داره اما آرمن گفت هر دو DAC ها به یک اندازه کار کردند و روشن بودند.

در هر صورت یه راه برای اینکه بفهمیم وضعیت Audio Note چطوره داریم اونم اینکه DAC EAR 4 من رسید با AMR مقایسه اش بکنیم و اگر AMR با همین اختلاف EAR رو بزنه که معلوم میشه AMR سلطان DAC هاست و Audio Note سالم بوده اما اگر EAR DAC 4 صداش به AMR نزدیک باشه این احتمال شکل میگیره که Audio Note نیاز به سرویس داشته باشه.

در هر صورت Audio Note خیلی ناامید کننده بود. من قبلا اگر یادتون باشه نوشتم DAC Audio Note بهترین DAC تو میکرو هست :

DAC پیشنهادی

حالا منتظر میمانیم ببینیم EAR 4 وضعیت رو چطور شکل میده. حداقل چیزی که از Audio Note انتظار میرفت میدرنج خوب بود که اونم اصلا خوب نبود.

ولی حالا این تست حداقل این نتیجه رو داشته که فاکتور قیمت رو باید از ذهنمون دور کنیم و چون یک DAC قیمتش 50000 دلاره پس باید صدای خیلی بهتری از DAC مثلا 5000 دلاری بده اینطور نیست و باید تو شرایط یکسان صداهارو شنید.

Read More

گرام دست ساز در ایران

شنبه 4 ژوئن 2016
/ / /

آقای پزشک نیا نیاز به معرفی من ندارند و حدس میزنم اولین شخصی باشند که در ایران این هابی های فای رو شروع کردند. عبارت اولین خب شاید کمی با قطعیت بیان نشه بهتره چون ممکنه کسانی بوده باشند که من نشناسم اما بین همه دوستانی که من دیدم یا اینترنتی باهاشون تماس داشتم در ایران بدون شک آقای پزشک نیا اولین بودند.

سالها قبل حدود 9 سال پیش چهارم اسفندماه 1385 هم جزو اولین صداهایی که شنیدم منزل ایشون بود در الهیه. اون موقع الگزاندریا داشتند با Krell Evo 4 تیکه و سورس dCS Delius که یادمه اون روز اولین بار بود صدای ویلسون الگزاندریا رو میشنیدم.

جمعه منزل ایشون بودیم و گرام دست ساز ایشون رو دیدیم که خیلی جالب بود و ایشون چون مهندس مکانیک هستند در کارخانه خودشون با ابزاری که داشتند این گرام رو ساختند. صدای گرام هم خوب بود و من برام جالب بود با اینهمه ریزه کاری هایی که ساخت گرام داره صداش اینطور بدل بشینه. مشخصات گرام رو آقای پزشک نیا توضیح دادند که با مغناطیس وزن Platter رو سبک کردند و جنس Platter خاص هست از سه نوع ماده مختلف. جنس بدنه هم از چوب و برنز هست با سوزن Statement Clear Audio و تون آرم Ortofon .

تمام Audio Note هایی که تو ایران اومد توسط ایشون به ایران آورده شد از جمله Kondo Ongaku و Kondo 300b و AN UK Ankoru و …

 

صدا رو با گرام شنیدیم و منم که دیده بودم Audio Research اونجاست به این فکر میکردم چرا صدای Audio Research اینقدر Neutral شده و خبری از اون کاراکتر لامپ نیست و چرا اینقدر صدا شفافه اخه Audio Research که اینقدر های فرکانسش شفاف نیست.

بعد پرسیدم که متوجه شدم اصلا Audio Research خاموشه و آمپ Class D شرکت Devialet بود که صدارو پخش میکرد. صدای این امپ با بلندگوی Sonus Faber Aida و کابل بلندگوی Purist Neptune پخش میشد.

صدا خیلی شفاف و Clear و ملایم پخش میشد با نویز و دیستورت در حد صفر. یعنی دقیقا حس میکردید هیچ نویز و آلودگی دیگری تو صدا نیست و صدا صاف و Smooth پخش میشد. صدا واقعا خوب بود و من بعد که اومدم ریویو هارو نگاه کردم دیدم خیلی این آمپ سروصدا کرده تو مجلات. شما اگر یه ترنسپورت یا سورس دیجیتال مک بوک یا PC و یا یه گرام داشته باشید بعدش کل قسمت DAC و Phono و Digital Processor و Pre Amp و Power Amp داخل این Devialet هست با امکان پردازش صدا برای هر نوع بلندگوی خاص. آقای پزشک نیا برای بلندگوی خودشون از شرکت Devialet اون فایل رو گرفتند و از طریق فلش به این Amp منتقل کردند.

کمی سی دی مارک نافلر شنیدم و بیشتر اوقات هم یه صفحه از موسیقی کلاسیک با رکورد لامپی خوب.

بنظر من اگر کسی صدای همه ترانزیستوری های گرانقیمت (بالای هر تیکه 30 میلیون) رو تو ایران شنیده باشه با سورس دیجیتال و مجموعا از صدای اونها خوشش اومده باشه باید بگم با این سیستم برای رسیدن به همون شفافیت و Smoothness بجای 100 هزار دلار فقط با 16000 دلار (حتی با 9000 دلار هم مدل 200 واتی موجود هست) به نتیجه خوبی میرسه. بنظرمن این Devialet تو اون سبک صدا یه انقلاب قیمتی کرده و معتقدم در اینده تعداد زیادی از شرکت ها ممکنه كل سيستم ديجيتال و ساليد استيت از dac تا power رو با اين روش devialet يكپارچه کنند. احتمالا اینا room Correction رو هم با پردازش دیجیتال اضافه کنند.

اما از نظر من آنالوگ و ریل و لامپی های خوب مثل Audio Note جایگاه خودشون رو دارند و با این صدا جایگزین نمیشوند چون اون چیزی که در صدای میدرنج یک ترایود لامپی خوب هست فقط مخصوص خودشه.

مساله ترایود 20 وات و سورس انالوگ اینه کمتر در دسترس هستند و با بلندگوهای امروزی زیر 95 دی بی جمع نمیشن و نیاز به علاقه خود Audiophile داره که بخواد تو این مسیر حرکت کنه.

Read More

Interconnect Shootout : Purist Audio Neptune vs AMR vs Townshend

پنجشنبه 19 می 2016
/ / /

دیشب سه تا اینترکانکت تست شدند ، ما فکر میکردیم دیگه با تغییر interconnect اون تفاوت صدا بین AMR و Purist و Townshend در مقایسه با تغییر کابل بلندگو خیلی زیاد نباشه اما دیدیم صدای Interconnect Purist Neptune تفاوت زیادی تو میدرنج با AMR و Townshend داشت.

ببینید صدا با تغییر این کابلها حالت واضح تر و تمیزتر یا استیج بزرگتر یا تایمینگ بهتر پیدا نمیکرد و تقریبا تو شاخص های ماکرو صدا (شاخص هایی که تو انالیز صدا همون اول به گوش درک میشه) تغییری نداشت اما تو میکرو شما میدید بشکل مشهودی با Purist صدای میدرنج سرحال میومد.

صدای خواننده و سازهای تو میدرنج و فرکانسهای بالا Body داشت. یعنی میکرو داینامیک صدا به شما هارمونیک های ریز فرکانسهای Midrange رو میداد و صدای دایانا کرال بسیار سرزنده و جذاب تر پخش میشد. دقیقا همین حالت تفاوت صدا رو با مقایسه ریل با سورس dcs elgar تو خونه ارمن شنیدیم. ریل صداش کمی هم نویزی تر بود اما میدرنجش میدخشید و جذابتر بود اما dcs خیلی شیک و اتو کشیده و خوب و Neutral بود اما میدرنجش حس و حال و Body ریل رو نداشت.

جالب بود اون کابل AMR کمی گسترش فرکانسی ناحیه بالاش بیشتر بود و تا حدی میکرو داینامیک میدرنج رو میداد اما در مقابل فرکانس بالا رو خراب میکرد و این Townshend فرکانس بالارو بهتر از AMR پخش میکرد اما تو ناحیه میدرنج خفه بود و Purist هم تو میدرنج داینامیک داشت و هم ناحیه بالا رو Coherent و طبیعی پخش میکرد.

صدای Purist در یک کلام بسیار زیباست و صداش حالت Lean و بی روح نداره.

 

Armen Audio System. CEC Transport AMR DP-77 EAR Pre EAR 861 Gryphon Trident 3way LoudSpeaker.

Purist audio neptune sounded so beautiful in midrange. It sounds like Analog reels in midrange.

Read More

آمپلی فایر جدید 211 از آقای عارف با طرح اونگاکو ژاپن

دوشنبه 25 ژانویه 2016
/ / /

آقای عارف رو منزل آرمن دیدم و آمپلی فایر 211 ایشون رو تست کردیم در شرایط خوب. باید تبریک بگم به ایشون بابت پشتکار و این نتیجه بسیار خوبی که گرفتند و من فکر میکنم با این صدایی که شنیدم این آمپلی فایر بالای 10 میلیون ارزش داره و فقط باید یه بلندگوی خوش درایو بهش بزنید. تبریک میگم به ایشون بابت این موفقیت.

صدا خیلی بهتر از ساخته قبلی ایشون بود و بجز کمی دارکنس در ناحیه بالای مید رنج ایراد دیگری نداشت. کمی هم تونالیتی و میکرو داینامیک میتونه بازم بهتر بشه اما بازم میگم عالی بود.

http://www.arefaudio.com/

Read More

Kondo By Art Dudley

چهار شنبه 27 نوامبر 2013
/ / /

http://www.stereophile.com/content/listening-131

Whenever I’m moved by an artist whose work I’ve never before heard or seen, my first impulse is to wonder: What else has this person done while I slumbered in ignorance?

The same applies to those audio designers whose craft has approached the level of art. The products of Ken Shindo, Tim de Paravicini, Jean Constant Verdier, J.C. Morrison, Junji Kimura, Don Garber, Denis Morecroft, and a handful of others have all elicited that response—yet none more than the late Hiroyasu Kondo. His Audio Note Ongaku amplifier of 1989 woke the world to a number of possibilities: that a successful commercial amplifier could be designed to operate in single-ended mode; that it could be designed around new-old-stock (NOS) power tubes (footnote 1); that it could provide less than 30Wpc of output power; that it could forgo printed-circuit boards in favor of point-to-point wiring; that it could contain not a single solid-state component; that it could be shockingly expensive.

I didn’t hear an original Ongaku until around 1996, by which time the burgeoning single-ended-triode movement had adopted its designer as an unofficial firebrand: understandable, I suppose, but to restrict the Kondo legacy to just one output-circuit variation is to miss the point. For one thing, as revealed in a 1996 interview with former Stereophile contributor Jonathan Scull, Kondo-san also designed and built amplifiers using push-pull architecture, the merits of which, “when properly executed,” he endorsed. For another, it seems that, more than any matter of circuit architecture, Kondo’s greater concern was to design and manufacture every component part used in his products, down to making his own capacitors by hand, and creating a custom die for the extrusion of his silver wiring.

Those things were brought to mind by two relatively new products in the Kondo line: the Overture integrated amplifier ($33,900) and the GE-1 phono preamplifier ($12,900). Both were designed by Katsura Hirokawa and tuned by Ashizawa Masaki, the latter of whom joined the company in 1990, as Kondo-san’s apprentice. Masaki-san is now the CEO of Kondo Audio Note Co., Ltd. in Japan (footnote 2), which remains in the hands of the founder’s family. Owing to a change in US distribution, from the former distributor to New York City–based Rhapsody Music & Cinema, the Overture and GE-1 recently spent two months in my system: the first new Kondo products I’ve experienced at home in a number of years (footnote 3).

Made of stone-ah
Although it appears modestly sized in the photos on Kondo’s website—as would virtually anything when viewed alongside the 75-lb Ongaku—the Overture integrated amplifier is something of a beast in person, measuring nearly 17″ deep and weighing over 45 lbs: almost too much for even the top shelf of my Box Furniture equipment rack. The sturdy, meticulously crafted chassis, made from a combination of steel, brass, and aluminum pieces, is described by Ashizawa Masaki as “expensive and complicated, but very useful for sound tuning.” Also contributing to the Overture’s heft are its custom-wound Tango power transformer and output transformers—among the amplifier’s relatively few parts that aren’t made in-house.

1113listen.overture.jpg

After removing the Overture’s top plate—and admiring the all-too-rare beauty of a five-figure audio product whose casework is so well engineered that all of the construction bolts and their threaded holes line up perfectly, and whose chassis does not flex with the weight of the parts within—I couldn’t help being impressed with the appearance of the handmade silver-foil capacitors used in the signal path. Each is marked with its precise value, along with the name of the technician who made it and the date of its manufacture. The choke coils and the smaller transformers are also the company’s own, as are all of the internal hookup wires. The tantalum resistors, although made at another facility (using Kondo’s solid silver wire as leads), are a proprietary Kondo design, and are individually measured and sorted in-house for consistency. The silver input and output connectors, too, are Kondo’s own design, made to their specifications.

Adjacent to the audio-signal circuitry, extending beyond the range of the tubes themselves, is another Kondo signature: a ground plane made from pure, solid copper. The present-day manufacturer of Kondo products extols the use of solid copper for its RFI resistance and good mechanical grounding properties; Hiroyasu Kondo, in his writings and conversations, suggested that the electrical current meant to mimic music sounds best when comprising electrons drawn from copper and silver. (Again I’m reminded of the dictum that audio devices tend to sound like the materials from which they’re made—something I learned from writer Herb Reichert, and that Herb learned while working for Audio Note.)

1113listen.overins.jpg

The Overture’s volume potentiometer could be regarded as an off-the-shelf part, assuming the shelf in question is sturdier than average. The Alps HQPro, which is completely encased in a precision-machined brass housing, would be too large to fit inside some of the high-end preamps I’ve owned. (Although the Japanese Alps company appears to aim the HQPro series at their home market only, I found the website of a Polish electronics distributor that offers the Overture’s 100k ohm version for the equivalent of $550.) But the Overture’s Russian-made tubes—two EL34 output pentodes, one 6072, and one 12BH7 per channel—really are off the shelf, having been supplied by Electro-Harmonix, the company that began life making such guitar pedals as the Big Muff „ and Small Stone. These tubes may seem less tony than the rare, NOS tubes supplied by other amplifier makers, but I can vouch for at least the Electro-Harmonix 6072 dual-triodes used as the Overture’s input tubes, which sound uniquely clear and noise-free in the input sections of my Shindo Corton-Charlemagne monoblocks (footnote 4).

Speaking of the Corton-Charlemagne, the Kondo Overture shares with that amp its use of a class-A, Ultralinear, push-pull output circuit with minimal (3dB) global feedback, executed by Kondo with split-primary output transformers custom-wound by Tango. According to Ashizawa Masaki, an Ultralinear circuit was chosen in order to ensure “reasonable output power, [while] at the same time we have to reproduce smooth tonal character, like a triode.” A fixed-bias circuit was chosen to avoid the need for high-power-handling cathode resistors: “Good-sounding ones are rare,” according to Masaki-san, who also points to Kondo’s proprietary Constant-Current Bias (CCB) circuit, wherein the music signal is spared from passing through the circuitry used for setting bias voltage. Maintaining an appropriate relationship between the music signal and the circuitry for the amplifier’s operating voltages is also stressed throughout the Overture’s power supply, where Masaki-san says that circuit-layout techniques are critical.

The 32Wpc Overture isn’t big on creature comforts, lacking a balance control, a mono switch, and, as one might guess from its pairing with the Kondo GE-1, a phono stage. But it does offer four pairs of line-level inputs—selectable by means of a rotary switch with an unusually solid feel—and a choice of 4 or 8 ohm output sockets. Notably, the Overture also offers freedom from that most needless of all extra-cost accessories, the remote control. The Overture comes standard with the company’s ACz Avocado silver AC cord, which sells separately for $2450.

With regard to the Kondo Overture’s build quality, I can say only that I’ve never seen a more meticulously constructed amplifier, be it tubed or solid-state, from any manufacturer. The attention to detail and the sheer level of craftsmanship displayed in the Overture are nothing less than staggering.

The same construction quality, as well as the same silver wiring, handmade capacitors, bespoke resistors, copper ground plane, and tuned, multi-metal chassis, are seen in the Kondo GE-1, a moving-magnet (34dB of gain) phono preamplifier with separate, switchable input pairs for two phono pickups. The GE-1 uses three of the aforementioned Electro-Harmonix 6072 dual-triode tubes, which provide a two-stage, zero-feedback gain circuit and a cathode-follower final stage for low output impedance. At the other end of the GE-1, an input-impedance selector switch—with choices of 20, 50, and 100k ohms—offers the user a non–signal-degrading means of tailoring response in the face of turntable rumble or other system anomalies. The power supply of the GE-1 is built around an original Kondo cut-core transformer and a 6X4 rectifier tube, with a solid-state (TO3 transistor–based) supply for the heater circuits. The stock AC cord is Kondo’s ACc copper, which sells separately for $1150/1.75m.
Leeza
Especially where preserving the texture and the tactile qualities of recorded sound is concerned, I persist in thinking that all moving-coil phono pickups sound best when loaded with a well-made and properly selected step-up transformer. Because the people of Kondo share that belief and design their phono preamplifiers accordingly, it was easy to begin my Kondo adventure by substituting their GE-1 for the phono preamplifier of my Shindo Masseto preamp, with my own Hommage T2 step-up transformer in place.

With my system thus configured, the tonal signature of the GE-1 was quite different from that of the Shindo phono section: Where the Shindo was rich and boldly colorful and just a bit bass-happy, the Kondo was leaner and more pastel and somewhat more open—it sounded more modern, if you will, but in a pleasant way. And, in any event, the Kondo was every bit as good as the Shindo at communicating musical force and touch. With very compressed pop music, in fact—Procol Harum’s A Salty Dog (Regal Zonophone SLRZ 1009) comes to mind—the Kondo found more impact that I thought was in the groove. In particular, the GE-1 revealed bassist David Knights, whom I’d always taken as competent but no more, to have a rather nice touch, emphasizing some notes with a staccato attack, and others by sliding away from them before they died out altogether.

1113listen.gebac.jpg

Back to the matter of tone: There’s little question that my Shindo Masseto’s phono stage portrays timbral colors as being deeper and more saturated than did the Kondo GE-1; examples abound, none better than Pieter Wispelwey’s recording of Bruch’s Kol Nidrei, with Daniel Sepec conducting the German Chamber Philharmonic Bremen (SACD/CD, Channel Classics CCS SA 16501), in which Wispelwey’s cello was less dark and had less apparent tonal complexity through the Kondo. Another was that pleasantest of jazz chestnuts, Ike Quebec’s Soul Samba (LP, Blue Note/Classic 84114), in which the tenor sax and guitar were rather richer through the Shindo. To some, the existence of such a distinction implies that one preamp must be better than the other; I persist in the perverse belief that, because such a thing is nearly impossible to know for sure, the “best” playback device is the one whose tonality and other qualities most impress you in the context of your system.

In time, I added the Kondo Overture integrated amp to my system, replacing my Shindo monoblocks and the line stage of my Shindo preamplifier. After the Overture had spent just half an hour warming up—Bob Visintainer, the proprietor of Rhapsody Music & Cinema, had thoroughly burned in this sample before sending it to me—I simply couldn’t believe what I was hearing. I put on John Barbirolli and the Philharmonia Orchestra’s recording of Elgar’s Enigma Variations (LP, EMI ASD 548) and was again impressed by the degree of sheer, human feeling in the playing that was uncovered by the Kondo gear. The obviously painstaking manner in which Barbirolli rehearsed his players and shaped every line was on full display: The usually subtle differences that distinguish one conductor’s version of a well-worn work from another’s were more pleasantly, evocatively straightforward than ever before.

1113listen.overvac.jpg

And that was just music; the sound, too, was remarkably good. The system now sounded more extended in the treble than with my Shindo separates, yet in spite of the apparent reduction in richness per se, the Kondo gear was nonetheless subtly colorful, with woodwinds in particular sounding vibrant and real. The sound of the flute in Variation 10, Dorabella, was, as I mentioned in my notes, about as perfect as I’d ever heard from a hi-fi, being both silvery and appropriately meaty and substantial. But the nicest thing the Kondo electronics found in this record was the portrayal of scale and size appropriate to the music. During those many Elgarian crescendi, when the strings swoop and the trombones shore them up, the amp’s sense of physical scale moved with them, expanding and contracting in a manner I’ve never before heard from my system. Really: I could have written 300 words alone on how well this amp brought that Elgar record to life. Although the GE-1 lacks a mono blend switch, the Mozart à Paris boxed set from the Electric Recording Company (7 LPs, Pathé/ERC DTX 191-197), played with my EMT OFD 25, sounded magnificent. The Piano Sonata in a, K.310, played by Lazare Lévy, sounded appropriately dry and startlingly present, with as much human flow as I’ve ever heard from a hi-fi. Tonal balance was, again, a bit light and could have stood a little more low-frequency fullness and “bloom,” but the sound was nonetheless listenable and convincing.

The Kondo gear also did a fine job of expressing the intensity of Johanna Martzy’s legendary performance of the Ciaccona of J.S. Bach’s Partita 2 (EMI/ERC 33CX 1287); I was captivated, although I missed the greater richness of my Shindo separates, which seem to add to the Martzy experience. But there was no questioning the Kondos’ astonishing reproduction of Walter Gieseking’s 1950 recording of Beethoven’s “Waldstein” sonata (LP, Angel 35024), which sounded appropriately physical—and lyrical, and charming—through the GE-1 and Overture.

The Kondos communicated force in a big way—figuratively and, taking into account the way the Kondo amp melded physical impact and physical scale, quite literally. The plucked strings that open the recording, by Neville Marriner and the Academy of St. Martin-in-the-Fields, of Britten’s Variations on a Theme of Frank Bridge (LP, Argo ZRG 860) were physically stirring, even at the modest volume levels I prefer—yet in the subtler sense, the Overture’s excellent sense of drive pushed the melodies along in a nice and natural manner.

Maxium
In retrospect, I feel comfortable suggesting that the Kondo electronics have less of an identifiable “tube sound” than my own Shindo gear—and are even less obviously tubey than Lamm’s well-engineered ML2.2 single-ended amplifiers, which I wrote about in the April 2013 issue. Still, I think any experienced listener would say that the Kondo GE-1 and Overture possess the timbral naturalness, the texture, and the complete lack of harshness and mechanical sound that are traditionally associated with good tube components. That the Kondo products had, in my system, a believably wide and well-chosen bandwidth, and that they performed without undue noise, hum, or any other such flaw, suggest that they are remarkably well-engineered tube components.

There remains only the matter of value—or lack thereof, as the case may be. Kondo Audio Note in Japan has a total of seven employees: They make most of their own parts, and even where they do not, the company demands and achieves a level of quality that all but the most dedicated would refer to as unnecessary. Moreover, the company seems, at times, almost perversely unconcerned about actually selling any of their products. Do I think the principals of Kondo, their distributors, or any of their dealers are getting rich by selling this stuff? I do not. Do I think that either the Overture integrated amplifier at $33,900 or the GE-1 phono preamplifier at $12,900 is a high-value product? I do not (footnote 5).

Consumer goods that make sense as works of art—products this original, this influential, this excessively well crafted—often don’t make any other kind of sense. Yet neither that realization, nor the acknowledgment that I will surely never be able to afford even the least expensive Kondo amp, can prevent me from saying that you should go out of your way to hear these products. Perhaps 1% of you will both get them and be able to afford them—for which you have my congratulations and my envy. For everyone else, these Kondo electronics can provide a glimpse into a sonic world in which words such as extravagant and unnecessary don’t exist, and where excess has less to do with opulence than with a single-minded dedication to the pursuit of audible art.

Footnote 5: There are many people in the DIY community who will read this column and think, I could make this thing myself for less than 1/10 the cost. I sigh my sorry sigh.

Read More

نقد گذشته شماره 2

پنجشنبه 18 جولای 2013
/ / /

خوبه که گذشته رو نقد کنم اینم دومیش.

تحلیلی نوشتم از منگر سال 1385 :

 

تحلیل سیستم – Shanling & Manger

 

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

سیستم در محیط استودیوی آوین آوا دمو شد و فضای آکوستیکی در ولوم متوسط پاسخ خوبی داشت البته برای ناحیه فرکانسهای پایین چندان مناسب نبود. اسپیکر های شرکت منگر از تکنولوژی خاصی بنام MSW بهره میبرند و کل ناحیه فرکانسی از ۱۵۰ هرتز تا ۳۰ کیلو هرتز فقط با یک درایور MSW با پاسخ فازی خوب و سرعت پاسخ دهی زیاد پوشش داده میشود. از ۱۵۰ هرتز به پایین توسط درایورهای معمولی با تابش مستقیم استفاده میشود و کل بلندگو فقط از یک کراس آور در فرکانس ۱۵۰ هرتز استفاده میکند. هرچقدر تعداد کراس آورها کمتر و طراحی آنها بهتر باشد و نیز پاسخ فاز درایورها همخوانی بیشتری داشته باشد صدای Coherent تری خواهیم داشت. صدای منگر از لحاظ تمرکز در Stage و یکدست بودن شکل Stage در نواحی فرکانسی عالیست. در مورد MSW بیشتر توضیح خواهم داد چرا که حرفهای جدیدی برای گفتن دارد. الکترونیک سیستم Shanling بود، این کمپانی چینی میباشد اما از نظر من یکی از بهترین انتخابها در محدوده قیمت پایین است.

باید بگم تجربه صدای منگر کاملا یک تجربه جدید برام بود و صدای اون شباهتی به بلندگوهای معمولی نداشت. قبل از تحلیل صدا بهتره در یک جمله مهمترین مشخصه رو بگم و اون اینه که صدا بیشترین شفافیت رو با جزئیات کامل در حالتی کاملا نرم و راحت با بافتی یکدست و پیوسته در ناحیه وسط و بالا داشت. احساس کردم صدا خیلی به من نزدیکه بدون حالت گنگ و مبهم. صدا فوق العاده زنده و طبیعی بود و احساس انرژی مثبت رو به شنونده میداد. منگر بلندگوی Musical ای هست و صداش در ترکیب با Tube خوب هست. علی رغم پیشنهاد منگر برای استفاده از سیستم های با پهنای باند زیاد tube خوب جواب میده و در ناحیه وسط صدای خوبی داریم. مدل ۱۰۳ منگر برای دادن یک باس خوب نیاز به فضای بزرگتر و یک Power بهتر داشت اما فضا این اجازه رو نمیداد. منگر نیاز به جریان دهی خیلی بالا نداره و حداکثر با یک Power دو Stage راه میفته و این مزیتی است برای دوست داران Tube.

از نظر من منگر احتیاج به کابل اسپیکر خوب و تا حدی Upstream خوب داره تا پتانسیلش کامل مشخص بشه. سیستم در ناحیه بالا کمی roll off داشت که به الکترونیک برمیگشت اما همین roll off صدای دیجیتال رو شنیدنی تر میکرد (نگفتم Matching چقدر مهمه) . منگر کمی در بازه فرکانسی کاراکتر داره و کاملا Neutral نیست و شما احساس باز بودن صدا رو زیاد حس نمیکنید (بر خلاف ۳way ها که Complex Music رو راحت با جداسازی کامل ارائه میدهند) و البته مشخصه صدا هنگام انتقال از کراس آور تغییر میکنه و این نشون میده جنس صدای MSW با درایور ناحیه پایین خیلی همخوانی نداره و ما احساس عدم پیوستگی در ناحیه کراس آور داریم. منگر نیاز داره تا این دو یونیت رو بهتر به هم پیوند بده.

مهمترین مشخصه صدای منگر در ایجاد حس شنیداری اون هست که به گوش من خیلی خوب بود. این بلندگو در صورت سازگاری با الکترونیک Upstream در طولانی مدت خستگی کمی داره و گوش میتونه ساعتها از شنیدن اون لذت ببره.

پیشنهاد میکنم به منگر گوش کنید. آلمانیها با این اسپیکر حرف تازه ای زدند. با تشکر از آقای امیدوار بخاطر دموی خوبشان.

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

با پاسخ فازی خوب: منظور از این خوب بودن همپارچگی پاسخ تو کل ناحیه پاسخ درایور هست

این کمپانی چینی میباشد اما از نظر من یکی از بهترین انتخابها در محدوده قیمت پایین است: شاید الان که با برندهای بیشتری آشنا شدم و صداهای دیگری شنیدم عبارت بهترین رو کمی با تخفیف بیان کنم و این جمله رو باید در زمان خودش سنجید که واقعا اون موقع انتخاب ها محدود تر بود اما هنوزم معتقدم شانلینگ به قیمتش انتخاب خوبیه هر چند من سالهاست صدایی ازش نشنیدم.

صدا بیشترین شفافیت رو با جزئیات کامل در حالتی کاملا نرم و راحت با بافتی یکدست و پیوسته در ناحیه وسط و بالا داشت: شاید بهتر بود بجای عبارت شفافیت میگفتم شفافیت در استیج که همون مفهوم فوکوس رو میرسوند و حالت نرم هم بیشتر به کل صدا برمیگشت و خصوصا آمپ و سورس که تیوب بودند.

منگر بلندگوی Musical ای هست و صداش در ترکیب با Tube خوب هست :  الان کمی نظرم در مورد میوزیکال بودن خصوصا بحث میکرو فرق کرده ، اون موقع شنیدن اون صدا برام جذاب بود احتمالا الانم خوشم بیاد اما حداقل درک من از مفهوم میوزیکال بودن تو این سالها کمی مشخص تر شده و شایدم کمی سخت گیرانه تر.

منگر نیاز به جریان دهی خیلی بالا نداره و حداکثر با یک Power دو Stage راه میفته و این مزیتی است برای دوست داران Tube : فکر کنم این جمله تا حدی مورد شک باشه و مدل های بالاتر منگر نیاز به جریان دهی بهتری دارند.

 ما احساس عدم پیوستگی در ناحیه کراس آور داریم. منگر نیاز داره تا این دو یونیت رو بهتر به هم پیوند بده: شاید با اومدن ASR این موضوع بهتر شده و مشکل از آمپ بوده نمیدونم چون جدیدا هم تجربه ای داشتم که نشون میداد بای امپ کردن میتونه کاراکتر پایین رو کمی با بالا تغییر بده.

بنظرم تحلیل خوبی بود اونم تو سال 1385 و تنها نکته ای که نیاز به بررسی بیشتر داشت موضوع میکرو بود که با آپ استریم بهتر میشد در مورد منگر نظر داد.

مطمئنا تعصبی روی نوشته هام ندارم و یکی یکی سعی میکنم اونها رو نقد کنم.

خوش باشید

Read More

دینامیک و تونالیته صدا با سیستم خارما ویتوس دی سی اس اسکارلاتی

یکشنبه 19 دسامبر 2010
/ / /

دیشب جاتون خالی ساعاتی پیش آقای کیهانی بودم و رفته بودم اونجا بعد از مدتها موسیقی گوش کنم.

من واقعا دوست داشتم بعد مدتها اونجا موسیقی گوش کنم و نرفته بودم اونجا ببینم صدا چه جوریه چون صدای اون سیستم رو شنیده بودم و فقط دلم میخواست چند تا از آلبوم هایی که دوست دارم رو اونجا بشنوم.

یکی از اون آلبوم هایی که خیلی برام جذابه آلبوم Amused to death راجر واترز هست که سه تا از Track های آخرش رو من بارها و بارها هم تو خونمون و هم جاهای دیگه شنیدم و نشستم بجای دقت کردن در صدا به این سه Track گوش دادم.

انگار موقع شنیدن هر آهنگ زمان کش میومد و احساس ام این بود در کل زمان پخش آهنگ مغز با موسیقی در ارتباط بود و این کششی که در موسیقی راجر بود خیلی بهم حال داد، صدا روح داشت و زنده بود و راجر واترز شنونده رو غرق موسیقی اش میکرد.

کش اومدن زمان رو میشه به برقراری بهتر مغز با موسیقی ربط داد هر چند مطمئن نیستم دقیقا چرا چنین حسی داشتم اما کلا وضعیت جالبی بود و اون ارتباط حسی بین شنونده و موسیقی به بهترین شکلش برقرار بود.

ویتوس قلب تپنده صدایی بود که میشنیدم و دینامیک صداش با خارما فوق العاده بود، تو بعضی آهنگ ها نفس آدم حبس میشه و احساس میکنید صدای یک سیستم نمیتونه بهتر از این تو شاخص دینامیک تو اتاق نفس بزنه. تو ناحیه پایین بقول alex ( یکی از اعضای Audiogon) صدا یک اکتاو پایین تر از همه لامپی هایی بود که شنیدم و مهم تر اینکه فرکانسهای پایین دینامیک ای درست و Vibrant داشتند و این دینامیک تو ناحیه پایین رو لامپ ها با این بلندگوهای موجود نمیتونند به شما بدهند.

من قبلا نوشته بودم یک سیستم نباید خطایی داشته باشه که شنونده رو در درازمدت آزار بده و حالا مهم نیست چقدر تو شاخص هایی کم میاره اما کلا باید بتونه کاری کنه که شنونده در درازمدت دچار مشکل نشه. یکی از خصوصیات ویتوس درست بودن تونالیتش هست و ساختار هارمونیکی صدا با افزایش فرکانس یا افزایش دامنه تن هم صحیح پخش میشه و هم تغییر حالت نداره. این خصوصیت رو بیشتر ترانزیستوری ها ندارند و تو فرکانسهای بالا یا با roll off کردن مشکل رو حل میکنند و یا با کمی جیغ و فوروارد شدن اما ویتوس از پایین تا بالا مثل یک لامپی خوب (مثل Audio Note ) صداش بعد (بعد نه به معنای عمق تصویر در جهت عمود بلکه به معنی داشتن فضایی سه بعدی بر هر ساز) داشت با حالتی Airy و Bloomy و نه تنها با افزایش انرژی فرکانسهای بالا فوروارد نمیشد بلکه هم گسترش فرکانسی رو داشت و هم کاملا مخملی و صحیح اون فرکانسها رو پخش میکرد.

ما همیشه یک trade off بین سرعت پاسخ دهی با Tonal Richness داریم و بلندگوهایی مثل منگر و Quad که سرعت پاسخ دهی بهتری دارند و صدا رو زنده تر پخش میکنند از لحاظ هارمونیکی Richness و Color کمتری دارند و بقول مایک بیشتر صداشون به سمت تلویزیون سیاه سفید میره تا یک تلویزیون رنگی (البته مایک این تشبیه رو برای مقایسه ترانزیستور و لامپ بکار برده بود) و همه ما میدونیم بلندگوهایی مثل ویلسون یا ESP نمیان با فدا کردن harmonic structure به پاسخ سریع برسند اما بلندگوهایی هستند که از اون طرف به ایده ال نزدیک میشوند و خارما و مارتن از جمله اون بلندگوهایی هستند که سرعت پاسخ دهی سریع تری دارند اما سعی میکنند تو  مسیر تکاملشون ساختار هارمونیکی بهتری داشته باشند.

این سیستم تو موسیقی هایی که ریتم و دینامیک صدا با شنونده ارتباط برقرار میکنه و خیلی وابسته به تونالیته نیست (مثل همین راجرواترز و سوپر ترمپ)  صدا رو به حد تمام و کمال عالی پخش میکنه و تو موسیقی های آرومی که داینامیک نقش کمتری داره (مثل شجریان یا ووکال دایانا) اما تونال نقش اساسی تری داره پاسخ خوبی داره اما نه به خوبی پاسخش تو دینامیک، البته فراموش نکنید این شاخص خیلی هم وابسته به آکوستیک است و هم برق سیستم و هم سورس دیجیتال.

در مقابل بلندگوهایی مثل ESP و امپ ها و سورس هایی مثل Audio Note میان اون طرف خط می ایستند و به شما تونالیته Rich تر  و Colorful تری میدن اما تو سرعت پاسخ دهی و یا دینامیک کمی عقب تر می ایستند.

چیزی که برای من جالب بود این بود که دیدم مغز من اول به صحیح بودن (خطا نداشتن) تونالیته واکنش نشون میده (تو این شاخص سینگل های کم توان خیلی  خیلی بهتر از پوش پول های پرتوان هستند) ، بعد به تونالیته تو ماکرو (که صدای سیستم کمی White و bright بود اما برای من خیلی مهم نبود) ، بعد به دینامیک صدا (اول ماکرو و بعد میکرو که بی نظیر بود) و بعد به richness تونال (میکرو که خوب بود اما به خوبی داینامیکش نبود و من معتقدم ما نیاز به آکوستیک بهتر ، مکان بلندگوی بهتر، برق بهتر و کابل های بهتری داشتیم) و ویتوس و خارما این اجازه رو به مغز میدادند که تو این مسیر تا وسط های آخرین حلقه بره جلو و این خیلی برای من جذاب بود که یک سیستم مبتنی بر سورس دیجیتال و آمپ ترانزیستوری تا این حد به شنونده از رکورد اطلاعات میده.

صدا تو time domain شفافیتی رو ارائه میکرد که اطلاعات راحت شنیده میشد و احساس سردرگمی و محو شدن اطلاعات توش نبود و بقول مهندس پوینده اون پتویی که روی بلندگوی خیلی هاست اینجا نبود( راستی همین دوشنبه ساعت 7 میرم ببینم مهندس پوینده عزیز چه خبرهایی از های فای برام دارند، مهندس مخلصیم 1000 تا، این همبرگرها دارند وارد دور جدیدی میشوند و ممکنه کار دست من بدهند چون منم کمی علاقه مند شدم دوباره … خل بازی های فای رو شروع کنم) .

دیشب چند تا تست جالب هم انجام دادیم اونم استفاده از RTA آقای کیهانی بود (این RTA توسط میکروفن آی پد و یک نرم افزار تحلیل گر فرکانسی پیاده سازی شده بود) برای پاسخ فرکانسی اتاق و طبق گفته جیم اسمیت اول یک جای خوب برای نشستن شنونده پیدا کردیم و بعدش سعی کردیم با جابجایی بلندگو پاسخ اون نقطه رو بهتر کنیم ، البته دیر وقت بود و وقت نشد خیلی با مکان بلندگو بازی کنیم اما نکته ای که جالب بود این بود که با پینک نویز تو همه نقاط و با همه جابجایی هایی که انجام دادیم ما یک افت انرژی نزدیک فرکانس 4 کیلو هرتز داشتیم و یک افزایش انرژی تو فرکانس های ما بین 5 تا 10 کیلو هرتز.

من اولش حدس زدم این افزایش انرژی بین 5 تا 10 کیلو به کلیپ کردن سیگنال تو ورودی ویتوس (بخاطر 6 ولت بودن خروجی دی سی اس) برگرده که این حدس اشتباه بود و حدس بعدی ام پاسخ فرکانسی خود خارما بود (تو بیشتر گزارشات صدای خارما کمی white توصیف شده) هرچند اصلا مطمئن نیستم دقیقا دلیلش چیه چون نه میکروفن کالیبره بود و نه ما هیچ ایده ای از پاسخ اتاق داشتیم و من هم تجربه ای روی آنالیز اتاق با RTA نداشتم.

اگر با یک RTA پاسخ فرکانسی اتاق رو ببینید متوجه میشید اینکه من اینهمه روی پاسخ آکوستیک تاکید دارم دلیلش چی هست و خیلی راحت متوجه میشید  شرایط آکوستیکی معمول اتاق چقدر روی پاسخ فرکانسی تاثیر میگذاره (براحتی بین 10 تا 20 دی بی نوسان دامنه ایجاد میکنه و این در حالیه که گران ترین بلندگوها تفاوتشون از نظر پاسخ فرکانسی با ارزان ترین بلندگوها به 2 دی بی هم نمیرسه)  و این پاسخ درست نمیشه مگر با درست کردن آکوستیک و پیدا کردن مکان مناسب برای بلندگو و انتخاب بلندگوی مناسب بر مبنای اون آکوستیک.

من از آقای کیهانی بخاطر پذیرایی گرمشون تشکر میکنم، راستش این صدا خستگی روز رو از تن آدم درمیاره و این سه تا آهنگ راجر واترز فوق العاده تر از تصور ما از صدای یک سیستم دریچه ای رو بروی شما باز میکنه که تابحال جایی تجربه اش نکردید.

Read More

Kharma Grand Exquisite, Vitus SL-101 Pre, SM-101 Power, dCS Scarlatti

شنبه 27 فوریه 2010
/ / /

Abooali-kharma-System

عکس بالا مربوط به سیستم صوتی جدید آقای ابوعلی هست شامل بلندگوی گرند رفرنس خارما ، ویتوس و سورس دی سی اس.

Abooali-Vitus-System

نمای نزدیک تر از سورس دی سی اس و پری پاور ویتوس.

Abooali-dCS-System

قبل از هر چیزی جا داره از آقای ابوعلی و پذیرایی گرمشون تشکر کنم، به من که خیلی خوش گذشت در کنار آقای ابوعلی و دیگر دوستان حاضر :

Friends

اینم چند تا عکس دیگه از نمایشگاه CES آقای ابوعلی :

ویلسون الگزاندریا II مشکی در عکس پایین دیده میشه . این بلندگو واقعا زیباست …

Alex-II

اینم سیستم پنج و یک خانگی ویلسون و مارک لوینسون :

Abooali-System-I

Abooali-System-II

Abooali-System-III

این آخری مگی 20.1 هست که صدای بینهایت با ارزشی در مقابل قیمتش داره.

سیستم تازه شروع به کار کرده بود و آقای ابوعلی سی دی Break-in خود خارما رو برای مدت نزدیک به 24 ساعت گذاشتند تا سیستم کار کنه و من چیزی که میشنیدم نیاز به کارکرد بیشتری داشت.

فکر میکنم دوست دارید در مورد صدا حتی در همین شرایط هم بدونید و من سعی میکنم یه چیزهایی بنویسم. بلندگو خیلی بزرگتر از اون چیزی هست که در عکس میبینید و هم عمق خیلی زیادی داره و هم ارتفاع بلندی، مثل گریفون ترایدنت از دی اپو لیتو استفاده کرده (میدونم الان آقای رحمانی از اینکه من این دو تا رو گذاشتم کنار هم خیلی شاکی میشه، البته صدای این دو بلندگو خیلی با هم متفاوته و من فقط به دی آپولیتو بودنشون اشاره کردم) و مثل همه 3way و 4way های خوب در هر سه ناحیه فرکانسی پاسخی Open و راحت داره. بنظر من گرفتگی صدا حتی بیشتر از بلندگو به ویتوس برمیگشت و بنظر من ویتوس به زمان خیلی بیشتری نیاز داشت تا بشه مثل ویتوسی که پیش شهرام هست و حتی بعد از سه ساعت هم صدا گرچه کمی بهتر بود اما کاملا احساس Dynamic Compression در صدا بود. خارما صدایی کنترل شده و fast داشت و حتی با آکوستیک غیر ایده ال انرژی اضافه ای که گوش میشنید کم بود. خارما صدایی زنده و Light داره با حالتی Smooth و البته بقول جاناتان والین کمی white . این سرعت در رندر کردن (مثل بلندگوهای الکترواستاتیکی Soundlabs) باعث میشه ما چیزهایی رو بشنویم که مثلا در ویلسون نمیشنیدیم اما در مقابل حساسیت به Upstream افزایش پیدا میکنه و نیاز به انتخاب دقیق Upstream داریم. من که خیلی به برق اهمیت میدم و فکر میکنم سیستم های high resolution و دقیق برای رسیدن به پاسخی Smooth و balance نیاز به برق خوب دارند. مثلا تنها Solidstate ای رو که به quad میزنند ASR هست که منبع تغذیه اش  تا قبل از output Stage باتری هست و با این Power Supply های وابسته به برق شهر واقعا نمیشه به Quad هیچ Solidstate ای رو غیر از ASR زد.

(راستی بگم با ویتوس صحبت کردم در مورد AC regenerator که بهم گفت در فکر این موضوع هست اما الان وقتشون اجازه نمیده، راستی دو تا ویتوس دیگه هم داره میاد که یکیش با Coltrane دمو خواهد شد. رومی فعلا مثل اینکه از PurePower خوشش اومده اما من فکر میکنم شاید بشه با ویتوس به نتایج جالبی رسید.)

آقای ابوعلی منتظر ورود بلندگوی Marten Design Supreme هستند و ویتوس رو با مارتن match خواهند کرد و در فکر یک آمپلی فایر برای خارماشون هستند. بنظر خودشون Tenor 350 گزینه مناسبی میاد از این جهت که هم صدای گرمی داره و هم در خیلی از نمایشگاه ها به توصیه خود خارما با این بلندگو دمو شده. من هم فکر میکنم خود خارما با شاخص کمی White بودنش با آمپلی فایرهای گرم تر صدای بالانس تری بده.

یکی از دوستان حاضر در جمع بنام آقای کیهانی (یک وقت با آقای شهرام کیهانی اشتباه نگیرید) چند تا آلبوم گذاشتند که واقعا زیبا بود ، اسم آلبوم ها رو ازشون میپرسم و اینجا مینویسم، راستی ایشان به تازگی Marten Design Coltrane Black Pearl Limited Edition سفارش گذاشتند که آقای رحمانی گفتند مارتن قول داده این سفارش رو زودتر از سوپرمی بفرسته. من همیشه گفتم حاضرم تضمین کنم اگر کسی دنبال صدای Real باشه با دو برابر قیمت Coltrane Black Pearl هم نمیتونه صدایی بهتر از مارتن بشنوه. اثباتش ناممکنه اما بهتره این موضوع رو از من باور کنید.

پری ویتوس یک آپشن تنظیم آفست داشت که مشکل 6 ولت دی سی اس رو حل کرد، روی 3.0- دی بی تا 5.7 ولت رو قبول میکرد و روی 4.5- دی بی تا 6.7 ولت رو که یه تست با دوستان گرفتیم که در حالت 5.7 ولت صدا بنظر ولوم بالاتری داشت اما Agressive تر و Mechanical تر شده بود. دلیل این موضوع همون Clip کردن سیگنال هست که وقتی بالای 5.7 ولت بریده میشه صدا اون دینامیک راحت رو از دست میده و نمیشه به صدا ولوم داد.

رومی میگه اتاق هم روی دینامیک صدا تاثیر میگذاره و برای همینه تو یک نقطه خوب بلندگو، میشه خیلی راحت تر به صدا ولوم داد و احساس میکنید صدا با همه بلندی راحته و آزار دهنده و فوروارد نیست.

من فکر میکنم این سیستم رو خیلی زود شنیدم (تقصیر خودم شد، آدم این جور مواقع خیلی دلش میخواد زود بره ببینه چه خبره) البته دوستان دیگر خیلی از شفافیت و وضوح بالای صدا متعجب بودند اما برای من مهمترین شاخص پارامترهای میکرو هست که نمیشه قبل از break-in در موردشون حرف زد.

مثل همیشه تکرار میکنم ویتوس صدایی فوق العاده زیبا داره که در ماکرو نه Warm , Sweet هست و نه cold ، یعنی در ماکرو بدون کاراکتر هست اما صداش دوست داشتنی و حسی هست مثل Audio Note … مفهوم Emotional در Level های بالاتر درک میشه و توضیحش شاید خیلی راحت نباشه اما با شنیدن سینگل اندد Audio Note شاید بتونید بفهمید معنی Emotional بودن یک صدا چیه چون Audio Note حسی ترین صدایی بود که شنیدم. فراموش نکنید یک آمپلی فایر لامپی (من تو ایران غیر از Audio Note آقای فاطمی از هیچ آمپلی فایر لامپی دیگری صدایی Emotional نشنیدم) خوب برای پاسخ فول رنج نیاز به بلندگوی هورن داره و حتی در این حالت هم رومی معنقده هر درایور هورن رو به یک کانال بزنه (یعنی همه کانالها رو یک آمپلی فایر درایو نکنه) ، لامپ ها برخلاف ترانزیستور سورس ولتاژ هستند و برای درایو نیاز به بلندگوی با حساسیت خیلی بالا و امپدانس بالا دارند تا جریان زیادی از اونها کشیده نشه. برای 2way و پاسخ محدود میشه از همین Direct Radiator های Audio Note استفاده کرد اما برای پاسخ فرکانسی Full Range فقط باید رفت سراغ هورن. دلیل عدم تاکید زیاد من روی آمپلی فایر Audio Note بخاطر نبود بلندگوی مناسب در بازار برای اونه. عملا بازار مجبورمون میکنه به صدای Real علاقه نشون بدیم چون برای صدای Emotional راه های زیادی نداریم (تعداد بلندگو سازان هورن با درایور کاغذی از تعداد انگشتان دست هم کمتره اما برای direct radiator بیش از 100 برند بلندگو ساز داریم و تعداد برندهایی که سینگل اندد لامپی درست حسابی تولید میکنند از تعداد انگشتان دست هم کمتره اما تولید کنندگان ترانزیستور بالای 100 تا برند میشه). اگر بازار در مسیری منطقی حرکت میکرد و یا حداقل در هر دو وجه ماکرو و میکرو به یک اندازه برند خوب وجود میداشت من زمان بیشتری رو برای بخش میکرو یعنی Emotional میگذاشتم.

مونوبلاک ویتوس نیاز به یک کابل مستقیم برق (به همراه یک گراند مناسب) از کنتور داره چون مجموعه تا 4.4 کیلو وات میتونه برق مصرف کنه و باس خارما هم نیاز به چنین کابل برق مستقیمی داره تا همه پتانسیلش مشخص بشه.

آقای ابوعلی باز هم مرسی، به ما که خیلی خوش گذشت مبارکتون باشه، در ضمن تا ریموت نرسیده به این کیهانی هم دیگه نگید بیاد اونجا چون خیلی اسباب زحمته 🙂

Read More