آنتی های فای Audiophilia Nervosa

از نگاه من Absolute Sound & Stereophile

پنجشنبه 20 ژانویه 2011
/ / /

این جملات رو تو گزارش CES نوشتم :

آمپلی فایر سوپر مورونی 1100 واتی شرکت Constellation Audio هست تو نمایشگاه CES امسال ، تو سایتش نوشته:

The Hercules is a tremendously powerful amplifier that sounds as musical as a single-ended triode tube amp.

این کمپانی استرالیایی خجالت نمیکشه، 1100 واتی زده میگه به خوبی سینگل ترایود لامپی صدا میده، این جمله یعنی صاحب این کمپانی فرض کرده بیشتر آئودیوفیل ها مورون تشریف دارند.

متاسفانه رابرت هارلی هم اینطور نوشته :

Most Significant Product Introduction
The new line of electronics from Constellation Audio is perhaps the most ambitious assault yet on the state of the art in audio amplification. This Australian company who brought us the Continuum turntable has engaged a team of the world’s best designers (including John Curl, Bascom King, and Demian Martin, with Peter Madnick as the project leader) to create no-holds-barred products. The company showed the Hercules monoblock amplifiers ($70,000 each) and Altair preamplifier ($65k), which are now in production and received their North American debut. The Altairs are the largest power amplifiers I’ve ever seen, and are rated at 1100W into 8 ohms and can double their power as the impedance is halved. A 240V line is required to guarantee this output power. The design and build quality of these products is unprecedented; the Hercules’ chassis is machined from two solid blocks of aluminum that fit together to form an apparently seamless monolith. The circuitry inside is isolated in encapsulated modules and then suspended on a compliant platform. Every other aspect of the design is executed with fanatical attention to detail. Watch for a preview soon.

این نوشته رابرت هارلی به من ثابت میکنه بیشتر این تحلیل گران مجلات دوست دارند از چیزی بنویسند که درآمدی برای مجلشون داره و من واقعا متاسف میشم چنین چیزهایی رو میخونم.

استرالیایی ها هم با ساختن آمپلی فایرهایی مثل Halcro و Constellation ثابت کردند تو نگهداری گاو و گوسفند استعداد بیشتری دارند تا ساختن آمپلی فایر.

تو ادامه مطلب قسمت کامنت ها هم میتونید اظهار نظرات مورونی مورن ها رو بخوبی مشاهده کنید، بخونید :

http://www.avguide.com/blog/most-significant-product-introduction-ces

نمیدونم کی مشکل رسانه تو دنیای ما حل میشه ، آیا همیشه رسانه باید اینطوری باشه که بجای دادن اطلاعات درست به مخاطب، خودش بشه یک منبع بزرگ درآمد؟

آیا همه چیز تو دنیای امروز برای رسانه هم شده پول؟

استریو فایل و Absolute Sound از نگاه من فقط دو موسسه تجاری (فقط تجاری) هستند و فرقی با یک کمپانی تجاری که محصولات درپیت تولید میکنه ندارند. این مجلات شدند کمپانی های تجاری که تولیدات درپیتشون همون ایجاد تغییر مورونی بر روی ذهن مخاطب هست. من از این دنیای این شکلی خوشم نمیاد.

– اولین نکته مهمی که هست اینه که این مجلات یک مسیر مشخص رو و یک بردار رو برای صدای بهتر مشخص نمیکنند ، کل فضا به شکلی نسبی تعریف شده به این معنی که هر تحلیل گری نظری داره و چون نظرات متفاوته بنابراین اصلا یک بردار برای بهتر بودن تعریف نمیشه

– دومین نکته اینه که این مجلات براحتی از برندهایی تعریف میکنند که اون برندها براشون سود تجاری بیشتری داره، برای اثبات این موضوع میبینید صفحات تبلیغات داخل مجله رو کمپانی هایی پر کردند که تو همون مجله ازشون تحلیل و تعریف و تمجید هست

– سومین نکته اینه که بیشتر تحلیل گران این مجلات هنوز خودشون درک درستی از صدا ندارند (البته نه همشون) و تو Level1 جا میگیرند ، فرصت بشه چند تا نمونه تحلیل مورونی رو براتون میارم

– چهارمین نکته اینه که این مجلات دقیقا روی فضای مورونی حاکم بر ذهن بیشتر آئودیوفیل ها تمرکز دارند و مطالبی مینویسند که خوشایند اکثریت یا همان گروه مورون هست، کافیه بحث های داخل انجمن هاشون رو بخونید که رابرت هارلی به طرف میگه Spectral بهتره یا یک آمپ لامپی

– پنجمین نکته اینه که با وجود این مجلات امکان رشد و حرکت برندهای خوبی مثل ESP و Audio Note و Vitus تو قیمت های پایین سخت میشه یعنی یک برندی که خوب هست چون تو حاشیه قرار میگیره دیگه نمیتونه براحتی با قیمت گذاری معقول کارش رو پیش ببره و مجبوره یا از بازار بره بیرون یا قیمت هاشو زیاد کنه.

یادم رفته بود همه دنیای ما شده پول ، بهتره برم سیب هام رو بفروشم تا از بقیه عقب نمونم …

Read More

میدونی کجا قراره بری ؟

سه شنبه 11 ژانویه 2011
/ / /

های فای برای بیشتر ما یک سرگرمی است و بیشتر به خود مسیر و لذتهای اون میپردازیم تا به نتایجش. این موضوع برای بیشتر علاقه مندان صادق هست و خیلی اوقات نمیشه ارتباطی منطقی بین فعالیت انجام شده با نتیجه حاصله پیدا کرد و این رو خود آئودیوفیل هم میدونه اما همچنان ادامه میده چون از خود بازی لذت میبره.

امروز که با مهندس پوینده عزیز صحبت میکردم دیدم حرف جالبی زدند اونم اینکه این هابی های فای بیشتر یک بازی و سرگرمی برای آئودیوفیل ها شده و نه تو این فضا از خود موسیقی خبری هست و نه از صدای خوب.

این دور ادامه داره و ما نه به یک صدای ایده ال میرسیم و نه به خود موسیقی میپردازیم و فقط به شکلی با این مقوله بازی میکنیم.

همه کسانی که تو دنیای های فای حضور دارند چه طراحان یک سیستم صوتی ، چه فروشندگان سیستم های صوتی و چه علاقه مندان به صدا همه و همه تو مسیری که دارند طی میکنند زحمت میکشند. اون طراح ممکنه سالها وقتش صرف آزمون و خطا برای رسیدن به یک طراحی خوب بشه، اون فروشنده تمام سعی اش رو برای بهتر کردن انتخاب هاش و دمو انجام بده و اون آئودیوفیل هم کلی وقت و پول و انرژی بگذاره تا به یک صدای خوب برسه.

من فکر میکنم ما باید یک موضوع ساده رو خوب بفهمیم اونم اینکه “تلاش کردن و زحمت کشیدن و وقت و انرژی و پول رو صرف کردن تنها در صورتی به نتیجه مطلوب میرسه که ما اول از همه بتونیم هدف رو دقیق و درست بشناسیم و اونو درست تعریف کنیم” و های فای از اون فیلدهایی است که در بیشتر مواقع تلاشها در اون فیلد اون نتیجه ای که باید رو نداره.

من برای زحمت و تلاش همه ارزش قائلم اما معتقدم تلاشی به نتیجه مطلوب میرسه که پشتش ایده درستی باشه. وقتی یک آئودیوفیل دقیقا نمیدونه چه صدایی رو دوست داره و ایده ای از اون صدا نداره چه جوری میتونه به نتیجه برسه؟

وقتی طراح FM Acoustics با اون همه تجربه و یک پشتوانه علمی بالا چیزی میسازه که من صداش رو دوست ندارم طبیعتا نباید تعجب بکنیم چرا که هر تلاشی باید قبلش یک ایده درست پشتش باشه.

وقتی به من میگن برند سوئیسی Soulution بهترین هست من میگم قبول دارم مهندس طراح اون برند آدم خبره ای هست و کلی هم برای کارش زحمت کشیده اما این دلیل نمیشه نتیجه کارش خوب از اب دربیاد چون اون طراح نمیدونه صدای خوب چه صدایی هست و برای همینه کل زحماتش میشه چیزی که نباید باشه.

مشکل اینه که هر طراحی و هر آئودیوفیلی قبل از حرکت اول از همه باید بدونه میخواد به کجا برسه، یعنی باید بفهمه مقصد کجاست و تا کسی نتونه بفهمه مقصد کجاست طبیعتا ممکنه کلی وقت و انرژی صرف کنه اما به نتیجه دلخواهش نرسه. بارها و بارها مهندس گفتند اول از همه ما باید یک نمونه از یک صدای خوب داشته باشیم چرا که تا ندونیم اصلا کجا باید بریم طبیعتا حرکت کردن بی فایده هست.

من اگر چیزی مینویسم قصدم بی ارزش کردن زحمات کسی نیست ، چه اون فروشنده ای که جنس چینی میاره ، چه اون فروشنده ای که چیزی رو سرهم میکنه و میفروشه و چه اون فروشنده ای که برند درپیت اما گرون وارد میکنه همشون زحمت میکشند و من برای زحمتشون ارزش قائلم اما من اعتقادی به حصول نتیجه بدون درک درست هدف ندارم.

کل ماجرا اینه که هر شنونده و یا طراحی اول باید درک درستی از صدا داشته باشه و بدونه باید به چه صدایی برسه، وقتی فهمید نتیجه چی باید باشه طبیعتا با سعی و تلاش به اون چیزی که میخواد نزدیک خواهد شد.

اگر آئودیو درست درک بشه همونجوری که رومی میگه مقوله بی ضرری هست و اون نتایجی که باید حاصل میشه اما اگر درست درک نشه میشه چیزی که نباید بشه.

خوش بگذره

Read More

آنتی های فای

جمعه 26 نوامبر 2010
/ / /

عکس بالا رو از سایت http://www.tonepublications.com/ برداشتم.

به ذهنم رسید بخشی رو اضافه کنم بنام آنتی های فای که به مشکلات ای اشاره میکنه که بیشتر Audiophile ها باهاش درگیرند.

اولین اصل فراموش شده پاسخ شنونده به صداست که رومی هم خیلی روش تاکید داره و مفهومش اینه ارتباط شنونده با صدا یک چیز یکطرفه و یک سویه نیست و این ارتباط نتیجه رفلکس ذهن ما به صدا و ساختار صدا هر دو با هم هست.

ذهن خیلی از شنوندگان بشکل ناخودآگاه رفلکس مناسبی به صدا نداره وموقع شنیدن موسیقی بخش زیادی از مغزشون تو حالت خودآگاه بجای موسیقی روی صدا تمرکز میکنه.

حساسیت زیاد روی مساله صدا ما رو از موسیقی دور میکنه و میتونه کاری کنه که بشکل ناخودآگاه موسیقی بجای Master بودن بشه Slave و صدا بشه Master برای بخش خودآگاه ذهن ما.

مساله Audio Hell که طراح آئودیو نت بهش اشاره داره با حل شدن مشکل صدا برطرف نمیشه و بنظر من پیتر اونجا راه حل ای برای خروج از جهنم ارائه نداد بلکه فقط اشاره ای داشت به مسیر درست رسیدن به صدای بهتر و برای خروج از Audio Hell غیر از صدا باید واکنش ما به صدا هم تغییر کنه.

شاید جالب باشه خودتون رو چک کنید ببینید همین حالا مغز شما موقع شنیدن یک قطعه موسیقی بیشتر تو فضای ارتباط با موسیقی هست و یا تو دنیای صدا و اگر بیشتر تو دنیای صدا هستید آیا حساسیت و تمرکز شما خارج از حد منطقی و نرمال هست یا نه؟

من معتقدم صدای خوب وجود داره اما همیشه صدایی بهتر از ایده ال ترین صدا ها هم وجود داره  و این مسیر هرگز انتها نداره  و اگر مغز ما بیشتر تمرکزش بجای ارتباط با موسیقی متوجه بهتر بودن صدا باشه (با این باور که صدای بهتر یعنی وضعیت بهتر) مستقیما میره تو جهنم های فای .

های فای نهایتا یک ابزار هست که صدا رو شکل میده و اگر بجای وسیله ای برای ارتباط با موسیقی خودش بشه مانعی این وسط یعنی شنونده رفته تو مسیری که از نگاه من خطاست.

لذت بردن از موسیقی فاصله ای با ما نداره که ما خودمون اومدیم اون وسط چیزی رو ما بین خودمون و موسیقی قرار دادیم و هر روز هم داریم  این فاصله رو زیادتر میکنیم، بنظرم وقتش رسیده برگردیم 😀

زندگی تمام تجربه هاش دوطرفه هست که یک طرف اون جسم و روح ماست و طرف دیگرش دنیای بیرونی و در این ارتباط خود ما نقشی کلیدی داریم. اینجا رو ببینید :

http://www.hifi.ir/?p=476

Read More