تبریک سال نو

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۵

eid.jpg

عید رو به همه تبریک میگم و امیدوارم به همه خوش بگذره ، خیام میگه :

ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است        دریـاب که هفته دگـر خـاک شده است

می نـوش و گـلی بچـین کـه تـا در نـگری          گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است

صدای رکسان Roksan Review

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵

 

roksan1.jpg

سیستم به شرح زیر بود:

Analog Source Xerxes 20 (£۷۰۰۰)

Transport Attessa (£۳۰۰۰)

DAC Attessa (£۳۰۰۰) + PS (Power Supply £۹۵۰)

Pre Amplifier ROK L1.5 + PS (£۲۵۰۰ + £۹۵۰)

Power Amplifier ROK M1.5 (4 monoblock each £۲۵۰۰)

B&W Nautilus 802 (£۷۰۰۰)

این تحلیل نتیجه دیدار آقای کیوان ناهید هست که اینجا مینویسم . شاید کمتر از ۳ ساعت موسیقی گوش دادم و تا آنجا که فهمیدم مینویسم برای اینکه تحلیل دقیق نیاز به زمان خیلی بیشتری دارد. اولین مساله ای که بسیار توجه مرا جلب کرد نوع Setup سیستم و اهمیت به مسائل جانبی بود. سیستم در بالای ۹۰ درصد Performance واقعی Setup شده بود که بسیار برایم جالب بود. ایشان به همه مسائل مانند آکوستیک ، گراند ، AC Power ، عدم حرکت و لرزش کابلها ، گرم نگهداشتن سیستم و … اهمیت داده بودند و صدایی راحت ، نرم و شنیدنی از رکسان میگرفتند. رکسان بیش از انتظار من ظاهر شد و صدایش برایم جالب و شنیدنی بود. فضای آکوستیکی خوب بود اما بنظرم این بلندگو کمی برای اتاق بزرگ بود و در این فضا هم کمی نیاز به Placement بهتر داشت اما صدا با همین Setup تصویر خوبی داشت. B&W کمتر از انتظار من ظاهر شد و نیاز به Coherence و Openness بیشتری در ناحیه وسط و بالا داشت. البته باز تکرار میکنم ممکن بود در فضای بهتر این مساله کمرنگ تر بشود. صدا در Mid با تک استرینگ خیلی خوب رندر میشد و اتاق کم بازگشت و نبودن دیوار جانبی ابعاد خوبی برای Soundstage درست کرده بود. صدا شاخصی نرم Smooth و خالی از نا آرامی و استرس داشت. هم در وسط و هم در ناحیه بالا صدا کاملا Grainless و غیر فوروارد پخش میشد. صدا ریتم و آرامش لازم را با خود داشت هر چند در ناحیه پایین کمی گرفته بنظر میرسید که ممکن بود به Cabling یا سازگاری Amplifier با بلندگو برگردد و من بیشتر احتمالم به کابل بلندگو بر میگشت تا سازگاری Amplifier با Speaker . صدا کمی حالت گرفته داشت اما نه آنقدر که شفافیت را از دست بدهد و این مساله بیشتر در نواحی پایین مشهود بود. صدا Soundstage خوبی از نظر ابعاد و فوروارد نشدن حتی در Complex Music داشت و Texture صدا میگفت الکترونیک سیستم از کیفیت خوبی بهره میبرد. صدای B&W در ناحیه بالا نرم بود و من Openness و Sharpness بیشتری رو میخواستم. صدا نیاز به سرعت و احساس Liveness بیشتری داشت اما B&W بیشتر بسمت صدایی تنبل اما با حالت نرم و Smooth گرایش داشت. فکر میکنم DAC رکسان خیلی خوب بود و تفاوت کمی در صدا با Analog Source داشت البته تا حدی من این مساله را بخاطر محدودیت بلندگو حس میکردم که ره یافت زیادی به شنونده در Low Level Detail نمیداد و به اصطلاح صدا Revealing نبود. در حالت آنالوگ هم صدا راحت و نرم پخش میشد و ما کاراکتر الکترونیک و انرژی اضافی کمی در صدا حس میکردیم. کمی در حالت آنالوگ صدا Real تر شده بود و صدا در ناحیه وسط گرم Warm و Smooth بود. کمی احساس Boxing در صدا بود و بلندگو این حس را به شنونده میداد که از یک بلندگوی درایوری با Box صدا در می آید. صدای Roksan در کلاس Solidstate به صدای Mcintosh و اگه اشتباه نکنم به صدای Jeff Rowland نزدیک تر بود تا به صدای Krell و صدا Richness و Body خوبی در ناحیه وسط داشت (البته من نه مکینتاش رو شنیدم نه جف رولند رو اما با توجه به تحلیلهایی که خوندم نوشتم). ناحیه بالا خیلی گسترش نداشت و نمیشد خیلی در مورد آن حرف زد بقول Jonathan Scull صدا Darker & Sweeter بود . احساس پراکندگی و عدم تمرکز و آرامش در صدا نبود و شنونده اصلا خسته نمیشد که نشان میداد سیستم خیلی خوب جمع شده بود و تنها مساله فضای بیشتر و شایدم Cabling بود. دوست داشتم صدا Live تر و شفاف تر بود با Coherence و جزئیات بیشتر که به آقای ناهید پیشنهاد کردم بسمت بلندگویی Fast تر و Cabling ای بهتر بروند. رکسان خیلی خوب بود و مهمترین چیزی که در Texture صدا مشهود بود یکدست بودن شاخص صدای الکترونیک بود که این مساله از مزایای خرید تک برندی است ، یعنی اگر همه کامپوننتها از یک برند انتخاب شوند صدا در Texture یکدست و خوب میشود. رسیدن به Texture خوب و یکدست با Mix چند شرکت کار راحتی نیست حداقل در ایران. این سیستم برای شنیدن در دراز مدت خوب بود ولی مطابق سلیقه شنیداری من نبود. باید از آقای ناهید بخاطر این دموی خوب تشکر کنم.

نمایندگی Roksan

نوشته شده در (نمایندگیها در ایران Distributors) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵

رکسان

تصمیم گرفتم با هر یک از نمایندگیها در ایران مصاحبه ای داشته باشم و اطلاعات بیشتری از فعالیت نمایندگیها و نگاه آنها به مساله های فای بدست آورم. اولین مصاحبه با شرکت گالری ۷۰ انجام شد. این شرکت به نمایندگی از شرکت رکسان در ایران فعالیت دارد و مدیریت آن با جناب آقای کیوان ناهید میباشد. ایشان متولد سال ۱۳۴۲ بوده و از ۹ سالگی به موسیقی و سیستم های صوتی علاقه مند شدند و با یک ست آیوا شروع کردند. در طول سالها تغییرات زیادی در سیستم خود دادند و بیشتر برند هایی که در ایران بود را تجربه نمودند. Cyrus ، Mission ، Sony ، Denon ، Creek ، B&W ، Bose و نهایتا Roksan که هم اکنون هم با این سیستم موسیقی گوش میدهند. ایشان از ابتدا در زمینه کامپیوتر فعالیت داشتند و یک Audiophile بودند و کم کم بسمت تجارت HiFi کشیده شدند. از زمان نوجوانی تا بحال ۴ تا ۵ سری آرشیو جمع کردند ، از Tape و صفحه تا Audio CD و بیشتر از علاقه به تغییر سیستم به خود موسیقی علاقه مند بودند. در زمانهای گذشته در زمینه های فای نمایندگیها بسیار محدود و کم بودند و امکان تجربه شنیداری بسیار محدود بود. Creek و Mission را اولین بار از آقای شاهرخ حیدری (استریو نورا زیر پل کریم خان) خریدند و B&W را از آقای فوزی و اولین پیشنهاد برای خریدن Roksan را یکی از آشنایانشان به ایشان دادند. سال ۱۹۹۸ میلادی بود که اولین رکسان را با بلندگوی Monitor Audio جمع نمودند و بر روی همین برند شروع به فعالیت نمودند. صاحب شرکت رکسان دو ایرانی بنام تورج و توفان مقدم هستند که پدر و مادرشان ایرانی هستند اما خود آنها از کودکی در انگلستان بزرگ شدند. رکسان را در همه جای دنیا میشناسند و خصوصا Analog Source و لوازم جانبی این شرکت بسیار مورد توجه علاقه مندان میباشد. ایشان در ضمن مصاحبه اشاره داشتند به اینکه دوست دارند به مشتری کمک کنند تا به یک صدای خوب برسد و اصلا دلشان نمیخواهد مشتری را به یک دور تمام نشدنی تغییر سیستم ترغیب کنند چرا که زمانی خود ایشان Audiophile بودند و میدانند های فای میتواند چه هزینه هایی را به کاربر تحمیل کند. از نگاه ایشان هدف شنیدن و لذت بردن از موسیقی است نه های فای بازی و های فای باید وسیله ای باشد که با کمترین هزینه بیشترین لذت شنیداری را به ما بدهد. مثل خود من صدای لامپ Tube را دوست ندارند و ترجیح میدهند Solidstate را بشکلی خوب Setup کنند تا به یک صدای نرم برسند. به آنالوگ اعتقاد بیشتری دارند و میگویند صدا در آنالوگ لطیف تر است. از نظر ایشان Cabling و Tune کردن سیستم بسیار مهم هست و سیستم ایشان این مساله را به من کاملا ثابت کرد. به صدای انگلیسی بیشتر علاقه دارند تا به صدای آمریکایی و Bass فیزیکال را کمتر از Bass نرم و شیرین دوست دارند. کلا صدای نرم و Sensual را میپسندند اما با Neutrality بالا چرا که معتقدند شنیدن موسیقی در دراز مدت با یک صدای غیر Smooth امکان ندارد. ایشان گاهی تا هفت هشت ساعت در روز موسیقی گوش میکنند و نیاز دارند تا سیستم Musicality بالایی داشته باشد. بنظر ایشان بزرگترین متغییر در کامپوننتها بلندگو هست و انتخاب آن بسیار سلیقه ای است و انتخاب بلندگو به آکوستیک وابسته هست. سیستم ها را سری فرض میکنند و معتقدند در این زنجیرهای به هم پیوسته همه بخشها باید مورد توجه قرار گیرند علی الخصوص مسائل مربوط به AC Power و کابلها. از اهدافشان بیشتر بر روی کاهش هزینه های کاربر تاکید داشتند و دوست داشتند در مقابل هزینه ای که کاربر میکند به صدای خوب برسد. انتقاد ایشان برمیگشت به وضعیت فکری آدمها در جامعه ما چرا که احساس میکنند در جامعه ما کمتر کسی به های فای اهمیت میدهد و اکثرا برای موسیقی ارزش قائل نمیشوند. های فای در انگلیس بسیار مورد توجه هست و در بیشتر کشورهای دنیا به این مساله اهمیت میدهند. ایشان به موسیقی راک و الکترونیک بیشتر از سایر موسیقی ها علاقه مندند و موسیقی را بسیار دوست دارند.

لیست تحلیلها اینجا هست.

آلبوم نیاز Niyaz Album

نوشته شده در (معرفی آلبوم موسیقی Music Albums) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۵

niyaz.jpg

آلبوم نیاز Niyaz کاری از خانم Azam Ali میباشد که شرکت Six Degrees آنرا به بازار عرضه نمود. خانم Azam Ali در ایران متولد شده اند و در چهار سالگی به هند رفتند و هم اکنون در ایالات متحده بسر میبرند. ایشان هم خواننده و هم نوازنده بوده و در آلبوم نیاز با آقای Ramin و Rizzo همکاری داشتند. این آلبوم را دوست بسیار خوبم آقای دکتر بنائیان به من هدیه دادند و باید از ایشان تشکر کنم ، نه تنها بخاطر این آلبوم بلکه بخاطر کمک و دلگرمی ایشان برای ادامه دادن وبلاگ. ایشان جزو Audiophile هایی هستند که اطلاعات خوبی در زمینه های فای دارند و برخلاف من موسیقی را از سرگرمی های فای بیشتر دوست دارند. خانم Azam Ali در سایت خودشان اشاره داشتند به اینکه به فرهنگ و هنر کشور مادری اشان علاقه مندند و سعی میکنند آنرا به دنیا معرفی کنند. همانطور که میدانید هالیوود فیلمی بنام ۳۰۰ ساخته که صدای خانم Azam Ali در موسیقی فیلم وجود دارد و این مساله کمی اذهان را در مورد ایشان دچار تردید کرده است. فیلم ۳۰۰ را ندیدم اما بسیاری از وبلاگ نویسان ایرانی به آن واکنش نشان دادند چرا که اینطور بنظر میرسد در این فیلم سعی شده تاریخ ایران را بشکلی غیر واقعی نشان دهد. البته در سایت خانم Azam Ali مطلبی در این مورد وجود دارد که ایشان توضیحاتی در مورد دلیل همکاری اشان برای ساخت موسیقی فیلم داده اند. در مورد کیفیت رکورد باید بگویم صدا Detail و گسترش فرکانسی خوبی داشت و صدا با حالتی زنده Live پخش میشد. سیستم من کمی در Complex Music فوروارد میشه که نمیشه تقصیر رکورد گذاشت و کمی هم سیستم من در فرکانسهای پایین به مشکل میخورد اما این مساله زیاد مشهود نبود. فضای آکوستیکی صدا یکدست و سکوت پس زمینه زیاد بود. Signal Level کمی بالاتر از حد معمول ضبط شده بود که من مجبور بودم ولوم CD Player را پایین بیارم تا بافر ورودی آمپلی فایر سیگنال را برش ندهد. البته چون موسیقی دینامیک نسبتا بالایی داشت احساس بریدگی در صدا بود و بنظرم خود رکورد کمی مشکل داشت چرا که هم فرکانسهای بالا کمی Bright با بافت خشک بود و هم Sibilance صدای خواننده با تاکید شنیده میشد. صدا ریتم و Cleanness خوبی داشت و تصویر صدا عمق و ابعاد خوبی داشت و Texture صدا میتوانست در ناحیه وسط و بالا بهتر باشد. موسیقی شنیدنی و حتی در اولین لحظات با من در ارتباط بود. اجرای موسیقی شرقی در فضای (صدای سازها) متفاوت برام جالب و شنیدنی هست. صدای خواننده شاخص خاصی داشت و حدس میزنم صدای ایشان در استودیو کمی تغییر شاخص داشت اما صدا به گوشم شنیدنی بود. صدای خواننده گرم نبود اما Sweetness خاصی داشت و با فضای موسیقی سازگار بود. از موسیقی لذت بردم ، قبلا موسیقی هندی را یکبار در خانه دکتر کیهانی شنیده بودم که در آن یک ارکستر بزرگ با سرپرستی راوی شانکار Ravi Shankar در رویال آلبرت هال لندن برای بزرگداشت جرج هریسون برنامه اجرا میکرد. در آهنگ چهارم قطعه قدیمی خراسانی “بیا بریم دشت کدوم دشت …” اجرا شد که یاد اجرای سیما بینا افتادم. در پشت جلد آلبوم تصویری از مسجد با معماری ایرانی و آیه های قران دیده میشد. در انتخاب اشعار هم از اشعار مولانا و اشعار عرفانی دیگری (فکر کنم از ادبیات هند) به چشم میخورد. اسم آلبوم هم معنی خاصی را در ادبیات عرفانی تداعی میکند. بنظر میرسه آثار مولانا در غرب تاثیر زیادی داشته و هر روز به تعداد علاقه مندان به این عارف سده ششم هجری اضافه میشود. قبلا مدونا و تعدادی از گروه های غربی هم از اشعار مولانا استفاده کرده بودند و نمیدانم چرا انسان امروز در غرب به این روح دوست داشتنی شرقی علاقه پیدا کرده است. شاید انسان علم پرست امروز در اوج رفاه و تسلط بر محیط (با ابزاری بنام علم) اون احساسی رو که باید نداره و نیاز داره تا بخود برگردد و گمشده خویش را جای دیگر جستجو کند (فکر میکنم عبارت Niyaz هم به همین مساله اشاره دارد). مولانا نگاهی متفاوت به مساله خدا ، انسان و مذهب داشت و باور داشت انسان باید بسوی پروردگارش رود ، به عالم بالا اما نه با منطق و فلسفه بافی بلکه با عشق و ایمان الهی. مولانا تلاش زیادی داشت تا ره یافتی به مساله “از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟” و درک معنای هستی داشته باشد اما برخلاف فیلسوفان به عقل ایمان نیاورد و از پرستش خدایی گفت که آرزوی دیدنش را داشت ، اینجا را ببینید. مولانا با خدایش اینگونه سخن میگوید :

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من                  خود ندانستی بجز تو جان معنی دان من
تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول                  بودمی بی دام و بی خاشاک در عمان من
غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شود             هرکسی را ره مده ای پرده مژگان من
سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق           دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من
همچو ابرم رو ترش از غیرت شیرین خویش        روی همچو آفتابت بس بود برهان من
رومگردان یک زمان از من که تا از درد تو         چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من
تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم             چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من
من که باشم مرترا من آنک تو نامم نهی               تو کی باشی مرمرا سلطان من سلطان من
چون بپوشد جعد تو روی ترا ره گم کنم               جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من
ای بجان من تو از افغان من نزدیکتر                  یا فغانم از تو آید یا توی افغان من

لذت شنیداری ، Fidelity ، قیمت سیستم

نوشته شده در (آنچه باید بدانید Basic Information) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۸۵

ws.jpg

- لذت شنیداری

- دقت سیستم صوتی Fidelity

- قیمت سیستم صوتی Price

در دنیای های فای این سه پارامتر وجود دارد و لازم شد درباره آنها توضیحاتی بدهم تا مسائل را بدور از هیاهوی دنیای های فای شفاف تر ببینیم. شنیدن موسیقی یعنی ارتباط انسان با یک اثر هنری که خالق آن یک انسان دیگر است. آنچه مهم است میزان برقراری ارتباط بین شنونده و اثر هنری است و سیستم Hi-Fi تنها یک واسطه میباشد که وظیفه بازسازی صدا و گشودن دریچه موسیقی را به روی انسان بر عهده دارد. هر چقدر های فای اثر کمتری بر روی صدا بگذارد و هر چقدر از لحظه صدابرداری تا رکورد اثر کمتری بر روی صدا گذاشته شود شنونده بیشتر در فضای اجرای اثر قرار میگیرد و بیشتر این حس را دارد که موسیقی بصورت زنده و طبیعی در اتاق در حال اجراست. توان یک سیستم صوتی در بازآفرینی دقیق تر صدا Fidelity آن سیستم نامیده میشود. لذت شنیداری یعنی میزان لذت یا احساس خوب شنونده در ارتباط با یک قطعه موسیقی. میتوان تعریف Fidelity را به همه بخشها از لحظه اجرا تا شنیدن تعمیم داد ، به این معنی که حتی اجرای یک قطعه موسیقی مانند نی نوا (اثر علیزاده) میتواند مفهوم Fidelity نوازنده یا نوازندگان را برساند. هر چقدر اجرای یک قطعه توسط گروه نوازنده بتواند حس و حال آن اثر هنری را بیشتر به مخاطب منتقل کند میگوییم Fidelity اجرا بیشتر است البته شاید تعریف عبارت در اینجا کار درستی نباشد و شما همان عبارت “مهارت” را برای نوازندگان پیشنهاد کنید اما میتوان از کلمه Fidelity در اینجا هم کمک گرفت و کل مراحل تولید و انتقال موسیقی را از لحظه اجرا توسط نوازندگان تا لحظه شنیدن با این پارامتر سنجید. بعد از اجرای قطعه موسیقی پارامتر Fidelity برای قسمت Pro Audio بکار میرود که شامل فضای آکوستیکی صدابرداری ، صدابرداری ، رکورد ، میکس و تدوین و نهایتا تبدیل به یک فرمت مانند Audio CD میباشد و در نهایت Fidelity برای سیستم صوتی Hi-Fi بکار میرود و فضای آکوستیکی اتاق شما. میبینید چقدر تعداد پارامترهای اثرگذار بر شاخص Fidelity در این انتقال زیادند و های فای تنها یک بخش آن است. با شنیده شدن موسیقی توسط مخاطب (شنونده) ارتباطی بین اثر و شنونده شکل میگیرد. گوش وظیفه دریافت و مغز وظیفه پردازش را بعهده دارد. دانستن اینکه در مخاطب چه اتفاقی در حال افتادن هست امری دشوار و شاید هم دور از دسترس باشد اما اگر بجای نگاه فیزیولوژی به مساله درک صدا در مغز به احساسات خودمان هنگام شنیدن صدا دقت کنیم میتوانیم ره یافتی به مساله لذت شنیداری داشته باشیم. لذت شنیداری به انسان بر میگردد و میتوان با دقت در آن به عوامل تاثیر گذار درونی و بیرونی که لذت شنیداری ما را تحت تاثیر قرار میدهند پی برد. شناخت ما از این مساله بسیار مهم میباشد و درک آن به ما کمک میکند تا ره یافت بیشتری به درک زیبایی و لذت از آن داشته باشیم. هدف ای که نباید فراموش کنیم اینست که Hi-Fi در کنار سایر عوامل تاثیر گذار بر صدا تنها باید وسیله ای برای رسیدن به لذت شنیداری باشد نه یک اسباب بازی برای تفریح. هر انسانی احساسات ، اندیشه و وجودی متفاوت از دیگری دارد و اگر بخواهد میتواند بفهمد با چه چیزهایی بهتر ارتباط برقرار میکند و از آنها لذت میبرد. مساله ارتباط خوب را میتوان به حالت کلی تری نیز تعمیم داد مثلا ما از بودن در کنار چه جور دوستانی احساس لذت میکنیم ، چه نوع موسیقی بیشتر دوست داریم ، چه نوع جامعه ای را بیشتر دوست داریم ، چه فلسفه ای را بیشتر دوست داریم و … بنابر این ما در ارتباط خود با دنیای بیرون یک رویکرد خاص داشته و سلیقه ای خاص داریم که در برخورد با شاخص های بیرون لذت یا میزان ارتباط بهتر ما را تعیین میکند. بحث این پست به رابطه بین لذت شنیداری ، Fidelity (با مفهومی که تعریف کردیم) و قیمت سیستم صوتی میپردازد با توجه به شرایط بازار و عوامل تاثیرگذار دیگر بر لذت شنیداری. اول از همه باید کمی به نوع درک موسیقی در مغز نگاه کنیم. آیا تابحال یک تصویر نقاشی را دیده اید که برای تصویر کردن یک شی مانند صورت انسان از خطوط ساده ای استفاده کند و خیلی به جزئیات نپردازد؟ ذهن حتی با این خطوط ساده ره یافتی خاص به تصویر دارد و میتواند تا حدی آنرا بشکلی که دوست دارد بازسازی کند و بدون اینکه دچار مشکل شود با تصویر بخوبی ارتباط برقرار کند و به آن حس ای که باید برسد. یعنی میزان Fidelity یا دقت نقاش در بازسازی کل جزئیات یک تصویر آنقدر مهم نیست که هنر او در بازسازی بشکلی که بیننده با همان خطوط ساده و جزئیات کم بخوبی ره یافتی به تصویر داشته باشد مهم است. نهایتا مهم اینست که بیننده بتواند ارتباط خوبی با تصویر برقرار کند. های فای Hi-Fi هم یک بازسازنده هست که برایش دو شاخص Fidelity و Musicality تعریف میشود. فرق سیستم Hi-Fi (به معنای سیستمی با Fidelity بالا) با یک سیستم Musical در یک رنج قیمت مشخص در این است که طراح سیستم Musical میداند محدودیت ها را کجا و به چه اندازه ای اعمال کند (مانند ساده سازی خطوط و کم کردن تنوع رنگ در نقاشی) تا شنونده بر اساس سلیقه اش ره یافت بیشتری به موسیقی داشته باشد. یک طراح غیر حرفه ای این کار را بشکلی غیر متناسب با سیستم درک موسیقی در انسان انجام میدهد و نتیجه اش این است که صدا بشکل بهینه بر حس شنیداری تاثیر نمیگذارد. این مساله به طراح بر میگردد و به سلیقه شنیداری هر یک از ما و پارامتری بسیار مهم در انتخاب سیستم صوتی میباشد. اما جالب اینجاست اگر مغز ما ره یافت خوبی به صدا داشته باشد دیگر Fidelity سیستم را فراموش میکند و مشغول لذت بردن از صدا میشود. بنابر این هر سیستم Musical ای حتی با قیمت پایین میتواند حس شنیداری انسان را راضی کند. مسائلی که در های فای بر لذت شنیداری اثرگذارند و به شاخص Fidelity خود سیستم مربوط نمیشوند عبارتند از:

- اننتخاب کامپوننتهای Musical بر اساس سلیقه شنیداری خودمان

- مساله Matching و سازگاری کامپوننتها با هم

- آکوستیک اتاق

اگر کسی بتواند این سه مساله را بشکلی خوب برآورده سازد با کمترین هزینه به آنچه باید رسیده است. سیستم درک صدا در مغز نمیتواند مشکلات اساسی صدا را تحمل کند (مانند مشکل ریتم بد در صدا) اما اگر سیستم Musical باشد و با حداقل Fidelity شرایط لازم برای رهیافت مغز به موسیقی را فراهم کند آنگاه مغز سیستم را فراموش و از صدا لذت میبرد. قبلا هم گفتم مغز ما آنقدر به شاخص Detail در صدا در دراز مدت حساس نیست که به شاخص Timing حساس هست و میشود در قیمت پایین سیستمی طراحی کرد که انسان را در دراز مدت راضی نگه دارد. بین دو سیستم Musical ممکن است یکی از نگاه شما بهتر و شنیدنی تر باشد البته در این مساله شکی نیست و سیستم Musical تر (میدانیم برای بهتر شدن باید هزینه کنیم و Musical تر شدن به افزایش قیمت می انجامد) رهیافت بهتری به ما میدهد اما حتی در سیستم Musicsal تر لذت شنیداری تابعی خطی از Musicality نبوده و در آن حالت هم حس شنیداری بیشتر با موسیقی و عوامل دیگر در ارتباط است. این مساله میتواند کمکی باشد به اینکه شنونده با خیال راحت از موسیقی لذت ببرد بدون آنکه به قیمت سیستمش فکر کند یا تعداد ستاره های سیستم های گران را در مجلات در ذهن مرور کند. بنابراین اگر شما سلیقه شنیداری خود را بشناسید و بر اساس آن سیستمی Musical را در فضای آکوستیکی مناسب بشکلی خوب Match کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و بدون دادن هزینه گزاف به آنچه دوست دارید خواهید رسید. اما بازار پر است از کامپوننتهای تجاری و غیر Musical که شرکتهای سازنده آنها تنها بفکر فروش محصولات خود بوده و نه تنها دنبال طراحی بهینه نیستند بلکه حتی در قیمت های بالا هم کامپوننتهای غیر Musical ارائه میدهند و با تبلیغات زیاد سعی در فروش آنها میکنند. این مساله باعث میشود شنونده حتی با خرید یک سیستم گران هم در دراز مدت همواره ناراضی باشد و جیب سازندگان را برای خرید مدلهای بالاتر پر کند. مدلهای بالاتر هم چون طراحی درست تری ندارند و تنها از قطعات گرانتر استفاده میکنند همه شاخص ها را بشکل مطلوب بهتر نکرده و شما همان صدای مدل قبلی را میشنوید با احساس جزئیات بیشتر ، گسترش فرکانسی بیشتر و حالت گران تر بودن صدا. مساله Matching و آکوستیک هم خیلی مورد توجه نبوده و شرکتها و مجلات زیاد آنرا مورد توجه قرار نمیدهند، شاید دلیل آن این باشد که اگر شنونده با هزینه کم به صدای خوب برسد بازار های فای دچار رکود میشود. البته قصد ندارم منفی نگاه کنم اما شرکتهایی که سیستمهای Musical طراحی میکنند و قیمت آنها هم با کارکرد سیستمشان تناسب دارد زیاد نیست. حتی اگر این شرکتهای خوب سیستمی Musical تر ارائه دهند در مقابل پول بیشتری هم میگیرند. شرکتها تا حد زیادی اسیر بازار هستند و تنها به سود خود فکر میکنند نه به ایده ال گرایی و کمک به شنونده. نگرانی آنها این نیست که پاسخ فاز سیستمشان مشکل دارد بلکه در این فکرند که برای فروش بیشتر چه سیاستی در پیش بگیرند. گاهی سیاست های افزایش قیمت و ارائه محصول در قیمت بالا هیچ ربطی حتی به Fidelity ندارد چه برسد به Musicality و جنبه های دیگری مانند لوکس گرایی لحاظ میشود.

اگر شنونده به صدای خوب برسد و از صدا لذت ببرد و باز هم در پی ارتقا باشد مطمئن باشید مشکل جای دیگر است و باید اینطور برداشت کرد که شنونده به سیستم صوتی به چشم اسباب بازی نگاه میکند و دوست دارد آنرا تغییر دهد. همین احساس (های فای بازی یا های فای بازی در نوع شدیدش که میشه های فای گرفتگی) باعث میشود شرکتها سودهای بالایی ببرند. شرکت McIntosh در یکی از تبلیغات خود مینویسد فرق کودکان با بزرگسالان تنها در نوع ، اندازه و قیمت اسباب بازیهایشان هست. منطقی است مساله لذت شنیداری را از مساله های فای گرفتگی جدا کنیم و بگوییم ارضای حس های فای بازی سرمایه بالا میخواهد و مخصوص طبقات ثروتمند جامعه هست و لذت بردن از موسیقی برای همگان میسر است. در مورد لذت شنیداری در شرایط گوناگون و ارتباط آن با عوامل دیگر مثالهایی آورده ام. حتما شما هم تجربیات زیادی داشته اید و میدانید لذت شنیداری تا چه حد به شاخصهایی غیر از Fidelity وابسته هست. من در خانه یک ضبط کوچک قدیمی دارم که تنها نوار Tape میخواند و برای هر کانال صدا یک درایور Single Full Range ساده دارد. شجریان شعری از رهی معیری (چون زلف توام جانا در عین پریشانی …) را میخواند و در بیت “در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی” اوج میگیرد. صدا فوق العاده تاثیر گذار است و احساس میکنم کل هزینه ای که برای سیستم صوتی ام دادم همش اشتباه بوده و ضبطی به این کوچکی اینچنین بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. شرایط فکری و روحی هم هنگام شنیدن موسیقی بسیار مهم میباشد و گاهی یک قطعه در شرایطی با Fidelity پایین اثر بسیار زیادی میگذارد بشکلی که انسان کاملا سیستم را فراموش میکند. دقت کردید صدای کسانی را که دوست دارید با هر Fidelity بشنوید برایتان جذاب و شنیدنی است. آقای Art Dudley (یکی از نویسندگان مجله Stereophile) در یکی از نوشته هایش گفته بود هنگامی که صدای نوزاد دخترم را از بیمارستان و از پشت تلفن شنیدم احساس کردم این صدا زیباترین و تاثیر گذار ترین صدایی است که در زندگی شنیده ام. میبینید اهمیت ارتباط با صدا چقدر مهم تر از Fidelity هست. حس شنیداری یک آهنگساز یا یک روح حساس مثل علیزاده یا مشکاتیان در مقایسه با یک انسان معمولی که ذوق زیادی ندارد تفاوت دارد و میزان درک و لذت یک هنرمند از موسیقی خیلی بیشتر است. محیط و فضایی که در آن صدا را میشنویم بسیار مهم هست ، مثلا لذتی که من از شنیدن Enigma در جاده ۲۰۰۰ شمال (جاده ای جنگلی نزدیک شهسوار) میبرم آنهم در یک ضبط معمولی ماشین و در حال حرکت خیلی بیشتر است تا شنیدن آن در یک اتاق. شنیدن موسیقی در بین دوستان خوب دوره دانشگاه هم لطف دیگری دارد و کلا فضایی که موسیقی شنیده میشود بسیار بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. مساله لذت و Fidelity را میتوان به کل زندگی و شرایط مادی تعمیم داد. لذت بردن از زندگی یک چیز است و رفاه بالای مادی یک چیز دیگر (البته منظورم این نیست فقر مشکل بحساب نمی آید و ما میتوانیم با شرایط زیر صفر خوشحال باشیم) . زمانی این حس را داشتم که خوشبختی با میزان رفاه مادی رابطه خطی دارد و مثلا اگر پراید بشه ۲۰۶ یا ۲۰۶ بشه BMW میزان بهره و خوشبختی آدم زیاد میشه. اما تجربه به من گفت این نگاه با واقعیت سازگار نیست و اگر کسی همش آرزوی بیشتر داشتن دارد این واقعیت را خوب درک نکرده است. اگر لذت و بهره خود را وابسته Fidelity شرایط محیط کنیم هیچگاه به رضایت کامل نمیرسیم. انسان موجود عجیبی است و حس خوب را در انسان تنها Fidelity محقق نمیکند بلکه خود او هم مهم هست. دنیایی که در آن زندگی میکنیم این حس را القا میکند که لذت بیشتر یعنی رفاه بیشتر و برای رفاه بیشتر باید سرمایه بیشتری داشت اما من فکر میکنم رفاه در حد متوسط کافی است تا به مشکل نخوریم اما حس خوب در زندگی رابطه خطی با رفاه ندارد. باید خود و سلیقه شنیداری خود را بیشتر بشناسیم تا بجای پر کردن جیب شرکتهای HiFi از موسیقی این هدیه آسمانی لذت ببریم. انسان در لذت جویی مشتق گیر است به این معنی که تنها در مدت محدودی بعد از ارتقا به سیستم بهتر لذت میبرد و بعد مدتی سیستم برایش عادی میشود و این خصیصه باید درسی باشد برای ما که همش در فکر ارتقا نباشیم و خود موسیقی برایمان مهم باشد. من سیستم خیلی گران شنیده ام و تا حدی تصورات قبلی ام از آنها از تغییر کرده است چرا که با ۱۰ برابر شدن قیمت Fidelity ده برابر نمیشود و Musicality هم با نسبتی کمتر از Fidelity افزایش می یابد. مجلات و تبلیغات در شکل دادن یک تصویر غیر واقعی و هیجانی از کامپوننت های گران در ذهن Audiophile ها بشکلی خود آگاه یا ناخودآگاه ایفای نقش میکنند و باعث میشوند شنونده همیشه گوشه ذهنش نقشه خرید یک سیستم بهتر را بکشد. دوست دارم این سایت به Audiophile ها کمک کند تا هزینه هایشان کاهش یابد و تلاش من صرف بهینه صرف شدن شاخص هایی مانند وقت ، انرژی و سرمایه کاربر شود. این سایت اصلا کارکرد اقتصادی ندارد و تنها علاقه شخصی من باعث ادامه آن است و چون دوست دارم راحت بنویسم از خواننده تقاضا دارم اگر از سیستم گرانی تعریف میکنم آنرا به علاقه من به تشویق شنونده به صرف هزینه گزاف تعبیر نکند. البته باید اعتراف کنم تنها موسیقی را دوست ندارم بلکه اگر شرایط مهیا باشد از های فای بازی بدم نمی آید. نتیجه اینکه :

- سیستم گران چیز بدی نیست بشرط اینکه Performance/Price آن در دو شاخص Fidelity و Musicality بالا باشد.

- سیستم ارزان چیز بسیار خوبی است بشرط اینکه Musical باشد.

- لذت شنیداری در دراز مدت ارتباط کم و غیر خطی ای با Fidelity سیستم دارد.

- چقدر خوب است بدور از هیاهوی های فای (تحلیل مجلات ، تبلیغات ، تعداد ستاره های کامپوننت های گران و حتی سایت hifi.ir) با خیال راحت موسیقی گوش کنیم و از آن لذت ببریم.

نرم افزار ELAC CARA

نوشته شده در (آکوستیک Acoustic) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۵

 cara.jpg

شرکت آلمانی ELAC تولیدکننده این محصول نرم افزاری میباشد. این نرم افزار برای شبیه سازی آکوستیک اتاق و محاسبه پارامترهای آن جهت استفاده در بهینه Setup کردن سیستمهای صوتی استریو و دالبی در اتاق میباشد. با این نرم افزار ابتدا نقشه اتاق را با یک رابط نسبتا ساده نقشه کشی ترسیم میکنیم ، ضرایب بازگشت سطوح را با انتخاب جنس مواد سطحی دیوارها ، کف و سقف مشخص میکنیم سپس با تعیین بلندگو و مکان آن ، پاسخ اتاق را در محل قرار گیری شنونده محاسبه میکنیم. با این این کار میتوان محل قرار گیری بلندگوها و شنونده را برای بهترین Soundstage بهینه نمود و به یک پاسخ مناسب رسید. اصولا من روش تجربی انتخاب مکان بلندگو Speaker Placement را پیشنهاد میکنم که در باره آن خواهم نوشت اما این نرم افزار هم میتواند به شما کمک کند تا حداقل تصویری از وضعیت آکوستیکی اتاق داشته باشید. کمی برای یک کاربر کم حوصله مثل من سروکله زدن با آن و تعریف بلندگو خسته کننده است اما نتایج جالب خواهد بود چون اگر بدانید چه وضعیت آکوستیکی نامناسبی دارید شاید به حال آن فکری بکنید. مجله Stereophile اینجا مطلبی در مورد این نرم افزار قرار داده است. در سایت آوین آوا هم مطالبی در مورد آکوستیک وجود دارد. نرم افزار های دیگری هم مانند ETF ، DIRAC وجود دارند اما من تنها به Cara دسترسی دارم.



ابر برچسب‎ها