تحلیل صدای Quad 2905 با آمپلی فایر Audio Note Ankoru – بخش دوم

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

quad-2905.jpg

چون همه تحلیل رو نمیتونم یکجا بنویسم ترجیح دادم به چند بخش تقسیمش کنم و الان بخش دوم رو نوشتم.

بنظر میرسید هم آمپلی فایر لامپی و هم بلندگوی Quad و هم سورس آنالوگ با هم خوب جور شده بودند و ممکنه یکی از دلایل این Matching این بود که هر سه با افزایش فرکانس تغییر مشخصه در صدا نداشتند.
من باورم نمیشد از یک آمپلی فایر لامپی چنین صدایی میشنوم و اگر یادتون باشه من همیشه دید مثبتی به صدای لامپهایی که شنیدم نداشتم و بیشتر از Solidstate ها خوشم می اومد و فکر میکردم شاید Audiophile ها بیشتر دوست دارند یک صدای بدون دینامیک و گوش نواز بشنوند اما Audio Note Ankoru ثابت کرد میتونه در سیستم Match صدایی بده که من رو شیفته خودش کنه.
اگر نمیدونستم چه سیستمی داره صدا پخش میکنه (Blind) نمیتونستم حدس بزنم Power Amplifier دستگاه لامپی هست و نهایتا اگر حدسم لامپ میبود میگفتم یا Pre و یا Source یک طبقه لامپ داره. نزدیکی و Presence صدای Ankoru و اون Human Like Midrange اش با Quad خیلی خوب Match شده بود. واقعا احساس Coloration لامپ در صدا نبود و شاید بهتره بگم اون حس Coloration لامپی که من ازش خوشم نمیاد در صدا نبود.

صدا در ابتدا کمی Dark و Polite بود و حس Dullness در صدا بود اما بعد از گذشت ۴ ساعت صدا بازتر شد و وضوح و گرمای طبیعی صدا بیشتر شد. رکورد ها بعد از ۴ ساعت بهتر خودشون رو نشون میدادند و سیستم در حالت پایدارتر و گرم صدایی Neutral تر میداد.
Solidstate ها وقتی خیلی خوب طراحی و ساخته میشوند مثل Krell Evolution One & Two و یا Mark Levinson No.32 & No.33 و یا Vitus SM-101 و یا ASR Emitter II صداشون اون گرمای طبیعی صدای یک ساز رو تا حد خوبی حفظ میکنه و بدون از بین بردن اون حس زیبایی که در Micro صدا هست موسیقی رو پخش میکنه هرچند با همه اینها Ankoru بالاتر از بهترین Solidstate ها اون Body و Bloom رو به شنونده میداد. این Bloom یک حس Natural بودن رو با خودش داشت نه یک حس Exaggeration رو و فکر میکنم Ankoru با یک بلندگویی مثل Wilson 8 باز در این شاخص جلوتر هم بیاد و شنونده رو در این شاخص بیشتر مجذوب خودش بکنه. تنها باری که یک آمپلی فایر Solidstate توانسته بود اون Bloom رو در مقایسه با یک لامپ خوب تا حد خوبی به من بده Krell Evolution One & Two بود. با Evo One اونقدر موسیقی خالص پخش میشد که تا حد خیلی خوبی کاری به اون حالت طبیعی صدا نداشت اما تقریبا بیشتر Solidstate های معمولی یا یک گرمای غیر طبیعی رو القا میکنند و یا یک صدای سرد میدهند و در این شاخص از یک لامپ خوب عقب تر می ایستند. بهرحال Ankoru در شاخص هایی جلوتر از بهترین Solidstate ها بود و در شاخص هایی هم عقب تر ولی من با همه علاقه ای که به Solidstate ها دارم خیلی تحت تاثیر صدای Ankoru قرار گرفتم. دو تکنولوژی لامپ و ترانزیستور در کلاس های بالا محدودیت هاشون خیلی کمتر میشه اما بهر حال گوش من و شما خیلی راحت تفاوت هاشون رو درک میکنه.

واقعا وقتی میبینم هر تکنولوژی در کلاس های بالا محدودیت هاش کم میشه لذت میبرم هرچند همیشه تفاوت صدا ها اونقدر زیاد هست که هر کدوم ما انتخاب هامون متفاوت بشه.

Ankoru در Micro حرفهای زیادی برای گفتن داشت و بافت صدای Ankoru با Sharpness صدای Quad مجموعه خوبی رو به شنونده میداد و من چقدر دلم میخواست جای اون سورس دیجیتال و کابلها چیزهای دیگه ای باشه.
چقدر خوب میشد اگر میشد در ایران این سیستمها رو در کنار هم میشنیدم و مقایسه بهتری میداشتم.
صدای سیستم در Macro توانایی های یک Solidstate خوب با بلندگوهای درایوری رو نداشت اما این محدودیت زمان شنیدن جلب توجه نمیکرد و شنونده رو متوجه نمیکرد.
کلا الکترواستاتیک ها اون Effortless Macro Dynamic رو خصوصا در فرکانسهای پایینتر ندارند و یک کم در صدا حس گرفتگی وجود داره. منظورم از گرفتگی حالت Dullness نیست بلکه این حالت وقتی مشخص میشه که شما یک موسیقی خیلی Dynamic بگذارید. احساس میکنید صدا جریان Fluency و راحتی رو در ضربات و Attack ها خصوصا در نواحی پایین تر نداره و کمی محدودیت دینامیکی در صدا حس میشه و برای همین هست که الکترواستاتیک خیلی تو بازار مورد توجه کاربران عادی نیست. کاربران عادی بیشتر دوست دارند موسیقی های پرسروصدا و Rock گوش کنند و کلا Audiophile های حرفه ای بیشتر به صدای Quad علاقه مندند. البته این محدودیت واقعا اونقدر نیست که فکر کنید یک ضعف محسوب میشه و واقعیت اینه من وقتی به صدا گوش میدادم این حس محدودیت رو خیلی لمس نمیکردم و Quad خیلی خوب موسیقی های Dynamic رو رندر میکرد اما در مقایسه با بلندگوهای درایوری طبیعتا عقب تر می ایسته هر چند این شاخص برای من خیلی مهم نبود چون بیشتر موسیقی آروم گوش میدم تا پر سروصدا.
ناحیه پایین خیلی هم Limit نبود و برخلاف چیزهایی که قبلا در مورد الکترواستاتیک ها شنیدم صدای ناحیه پایین خیلی خوب بود و حداقل برای فضاهای ما کاملا جواب میداد و مهمتر اینکه برخلاف بلندگوهای درایوری با ساخت معمولی و پایین صدا در ناحیه پایین حالت انرژی نداشت و خود صدای ساز شنیده میشد و بنظرم خیلی پاسخ ناحیه پایین عالی بود و مهمتر اینکه اون احساس جدا بودن در فرکانسهای پایین ار ناحیه وسط نبود و صدا یکپارچه و خوب رندر میشد. چه عمقی داشت تصویر و در یک آهنگ احساس کردم صدای سازی از میکروفن چند متری فاصله گرفته و خیلی این حالت راحت درک میشد.
بهرحال هر تکنولوژی با گذشت زمان محدودیت هاش رو کمتر میکنه و به ایده ال نزدیک میشه و Quad 2905 هم واقعا محدودیت هاش به چشم نمی اومد و شنونده رو راضی نگه میداشت.
همونجور که Wilson 8 در شاخص هایی مانند Coherence جلب توجه نمیکرد Quad هم در شاخص هایی مانند Macro Dynamic جلب توجه نمیکرد.
Quad بهتر از بلندگوهای درایوری اون حالت Realness رو تداعی میکرد و نزدیکی ما به صدا و اون حالت Lightness در صدا باعث میشد شنونده احساس کنه صدا همین جا و زنده در اتاق حضور داره (حس Disappear شدن هم خیلی بالا بود) اما Quad در مقایسه با بلندگوی ویلسون ۸ اون Load خوشایند و راحت رو کمتر داشت و صداش اون Full-Bodeid رو به شنونده منتقل نمیکرد. ویلسون کمی Lightness صداش کمتر بود و اون حس نزدیکی رو نداشت اما بافت و Load صداش راحت تر و یک حس Lushness رو به شنونده میداد که فکر میکنم هر طراحی در بخشی از قسمت پردازش صدا در مغز بهتر عمل میکنه. Quad اون حس زنده بودن رو به شنونده میده و ویلسون اون Harmonic Richness رو تداعی میکنه. خلاصه تصمیم دارم یک Wilson 8 بخرم و یک Quad 2905 و هردو رو با هم داشته باشم هرچند فعلا نمیدونم کدوم رو بیشتر میشنوم اما حدسم میگه ویلسون رو بیشتر میشنوم.

از نظر من صدای Quad اگر موسیقی خیلی دینامیک نباشه از بلندگوهای درایوری به واقعیت نزدیکتره اما یک درایوری خوب Harmonic Richness و Lushness بیشتری داره و گوش من با این دومی راحت تر هست.

Ankoru با Quad خطای ریتم نداشت و صدا Relax بود و اصلا حالت نرمی زیاد یا کش اومدن در صدا نبود و نویز زمینه این آمپلی فایر کم بود. هرچند این نویز پایه از Solidstate های خوب بیشتر است اما بقول HP (تحلیل گر مجله TAS) این نویز بشکل بخشی از موسیقی نیست تا شنونده رو اذیت کنه و این لول بالاتر نویز کاری به لذت شنیداری نداشت.
آقای آرتور سالواتوره مفهومی بنام Sound Floor داره که فکر میکنم خیلی خوب این مفهوم رو تعریف کرده و بجای اینکه یک تحلیل گر از چندین عبارت برای توضیح این مفهوم استفاده کنه الان میتونه این عبارت رو بکار ببره. واقعا Sound Floor یک آمپلی فایر لامپی خوب مثل Ankoru بهتر از یک آمپلی فایر Solidstate هست و صدای Ankoru اگر نویز زمینه بیشتری داشت اما Sound Floor بهتری در مقایسه با Solidstate های خوب داشت.
صدا حالت Force نداشت و جزو معدود صداهایی بود که انرژی گنگ و مبهم ای که شنونده رو در درازمدت خسته کنه نداشت.

بقیه رو چند روز بعد مینویسم.

تحلیل صدای Quad 2905 با آمپلی فایر Audio Note Ankoru – بخش اول

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

kegon.jpg
صدای Quad یک چیز است ، یکپارچه و Whole
انگار تصویر صدا ، موقعیت هر استرینگ در Stage ، تونالیته و شاخص صدای هر استرینگ بهمراه شکل تصویرش با فرکانس تغییر نمیکند.
ما یک چیز میشنویم whole .
صدا یک Ambience Field پیوسته دارد با حس سلامت و همان حالت Phase Coherent بودن را به شنونده القا میکند. Phase Coherent بودن ربطی به یکپارچگی کامل صدا ندارد و تنها یک حالت خاص در صدا را تداعی میکند. این شکل تفاوت در خانه مهندس پوینده قبلا تجربه شد.
اولین چیزی که در برخورد اول با صدای Quad جلب توجه میکند توان تصویر سازی این بلندگو هست. من تا بحال چنین تصویری جز یکبار که Planar شنیدم از بلندگویی نشنیدم. تصویری شفاف که احساس میکنید همه سازها در اتاق حضور پیدا کردند و کاملا Pinpoint ، دقیق ، واضح با ابعاد مشخص (بدون تغییر نسبت به فرکانس) پخش میشوند. واقعا این حس بود که این بلندگو خیلی زنده صدا رو پخش میکرد و همه سازها با شفافیت بسیار خوبی در اتاق شما نواخته میشوند. من تابحال چنین تصویر شفاف ، Stable ، واقعی و نزدیک به سورس صدایی نشنیدم.
سازها هر یک در یک نقطه و مکان خاص بین دو بلندگو حضور دارند و حرکت Ghost Like آنها با شفافیت و وضوح تمام حس میشه. صدای هر ساز با تغییر فرکانس تغییر شاخص نداره ، هم از نظر ابعاد تصویر و هم از نظر Timbre صدا و صدایی یکپارچه و واقعی رو شنونده میشنوه. حتی شکل قرار گرفتن میکروفن در کنار پیانو حس میشد و در تصویر احساس میکردید نت های زیرتر در فاصله دورتری از میکروفن قرار گرفته اند.

من فکر میکنم حالت Ghost Like در صدا به خطی بودن پاسخ فاز و Phase Coherent بودن و یا Low Storage Energy بودن Quad برنمیگردد و این مساله به Panel بودن بلندگوی Quad برمیگردد. بلندگوی منگر با اینکه Phase Coherent و Low Storage Energy هست چنین حالتی در صدا رو تداعی نمیکرد اما بلندگوی Planar با اینکه کراس آور دارد و پاسخ Time Domain آن مثل منگر یا Quad نیست این حالت را تداعی میکرد.
من حدس میزنم حالت Ghost Like در صدا به این مساله برمیگردد که ما در یک بلندگوی Panel چندین سورس صدا داریم و از چندین نقطه بر روی سطح ، موج صوتی ایجاد میگردد. این حالت Ghost Like در صدا و نزدیکی ما به سورس صدا واقعا شنونده رو در برخورد اول شگفت زده میکنه.
ابعاد تصویر خوب بود البته بلندگوها باید از نظر من بهتر Place میشدند تا وضعیت بهتری داشته باشیم. فاصله بلندگوها از هم کمی بیشتر از حد معمول بود و بیشتر دو تا مونو حس میشد تا یک استریو به هم پیوسته.

Quad در این شاخص جلوتر از بقیه بلندگوهایی که تابحال شنیدم قرار میگیره. به نظر من عمق و ابعاد بیشتر صدای بلندگوهای درایوری همونطور که منگر میگه خیلی واقعی نیست و این تصویری که Quad میده به نظر واقعی تر و درست تر میاد. من فکر میکنم شرایط آکوستیکی و Speaker Placement میتونست بهتر باشه تا بیشتر پتانسیل Quad مشخص بشه.
در مجموع شکل تصویر سازی در Quad مانند Planar با بلندگوهای درایوری و منگر متفاوت هست و انگار ما از دریچه ای دیگر به صدا گوش میدهیم. تا اونجایی که من میدونم شنوندگان در ایران به Soundstage اهمیت میدهند و تصویر صدا جزو پارامترهایی است که شنونده حتی غیر حرفه ای در وهله اول خیلی راحت تاثیرش رو درک میکنه. فکر میکنم یکی از دلایل علاقه شنوندگان نیمه حرفه ای به بلندگوهای درایوری در نوع تصویرسازی اونهاست که بسیار بزرگ و بقول خارجی ها Big هست. تصویر بزرگ و غیر Pin point بلندگوهای درایوری بنا به گفته آقای ژوزف منگر به سرعت پاسخ دهی درایور بر میگرده و بلندگو های Slow تر تصویر wide تر و بزرگ تری دارند. Quad تصویر PinPoint ای داشت با عمق خوب اما اون حالت بزرگ رو مانند بلندگوهای درایوری تداعی نمیکرد. جالبه بدونید بلندگوهای Marten Design که از درایورهای سریع تر Accuton استفاده میکنند تصویرشون در مقایسه با بلندگو های Slow تر کوچک تر و PinPoint تر هست. من فکر میکنم در تصویر سازی صدای Quad از بلندگوهای درایوری واقعی تر هست هرچند ممکنه شنوندگان تصویر بزرگ تر رو بیشتر دوست داشته باشند. وقتی گوش به یک صدایی عادت میکنه برای قضاوت در مورد صدای جدید ممکنه کمی دچار اشتباه بشه و برای همین هست که من فکر میکنم باید با یک پدیده جدید مثل منگر یا Quad (البته منظورم از جدید نسبت به تکنولوژی درایوری هست) بهتر برخورد کرد و صدای اونها رو برای قضاوت بهتر بیشتر شنید.
آقای فاطمی فاصله بلندگو ها رو از هم زیادتر از حد معمول کرده بودند تا عرض تصویر بیشتر بشه و شنونده اون احساس Big بودن رو داشته باشه ، نمیدونم این کار رو بر اساس شناختی که از سلیقه کاربران داشتند انجام دادند یا تنها هنگام Placement گوش خودشون رو ملاک قرار داده بودند.

صدای Quad خیلی زنده هست و خیلی احساس Light بودن در صدا حس میشه. منظورم از Light بودن نداشتن انرژی در صدا خصوصا فرکانسهای پایین نیست بلکه معنی این Lightness اینه که صدا خیلی راحت Transient ها رو رندر میکنه و اون سنگینی و کندی بلندگوهای درایوری رو نداره. این شاخص به سرعت Quad بر میگرده. همون طور که میدونید پنل الکترواستاتیک سبک ترین ماده ای است که صدا تولید میکنه و سبک بودن به معنی چابک تر بودن و سریع تر پاسخ دادن هست. این حس Liveness رو قبلا با منگر تجربه کرده بودم و با Quad صدا خیلی خالص (به معنی خالی از انرژی اضافه یا یک حالت کودن) ، راحت و زنده پخش میشد.
سازها واقعا به خانه آقای فاطمی آمده بودند و چه راحت نفس میزدند هرچند کمی سورس دیجیتال میتونست اون حالت تنفس رو بهتر کنه و Ambience بهتری به ما بده. من کلکسیونی از سازها رو جلوی خودم میدیدم و سازها بدون تداخل با هم هر یک در مکان خودش راحت پخش میشد. این حس زنده بودن و تنفس رو بلندگوی B&W Prestige هم داشت که من میتونم نتیجه بگیرم Liveness در صدا به سرعت پاسخ دهی بلندگو برمیگرده و شاخص Low Storage Energy بودن. البته من اگر آزمایشکاه داشتم از حالت حدس به یقین میرسیدم و براتون دقیق تر نتیجه گیری میکردم.
حرکت سازها در مکان تصویر بخاطر اون حالت Ghost Like بودن خیلی لذت بخش بود و Start/Stop های دقیق هر ساز بدون دخالت و احساس گم شدگی و در هم رفتگی احساس خوبی در شنونده بوجود می آورد. حتی سازهایی که در پس زمینه بودند حالت Blur نداشتند و راحت و شفاف رندر میشدند.
بنظر میرسه B&W Prestige در بین بلندگو های درایوری از نظر Sharpness بیشتر به صدای Quad نزدیک میشه تا دیگر بلندگو ها.

سورس دیجیتال Ayre برخلاف تعریف هایی که Stereophile ازش کرده بود (آرتور هم معتقده Ayre سورس جالبی نیست) صدایی درست حسابی نمیداد و بنظرم با این سیستم جور نبود و اصلا در کلاس Audio Note و بقیه نبود. به آقای فاطمی گفتم Audio Note یک DAC مدل DAC 5 داره که صدای خیلی خوبی داره و چه خوب میشه با اون دمو کنید. البته وقتی دو طبقه لامپ داریم بد نیست از یک سورس دیجیتال SolidState مثل dCS یا EMM Labs استفاده کنیم تا اون حالت High Resolution سورس با نرمی طبقه لامپ به یک تعادل و نقطه خوب برسه.
آقای فاطمی سورس آنالوگ Linn LP12 هم داشتند و از اون هم صدا گرفتند اما خیلی Fidelity سورس شاید بخاطر خود صفحات بالا نبود و اون حالت Precision و Filedity بالا در صدا حس نمیشد هرچند صدا دوست داشتنی و راحت بود.
وقتی سورس آنالوگ پخش میشه با لامپ و Quad شنونده حوصله تمرکز روی صدا رو از دست میده و تقریبا دوست داره فقط موسیقی گوش کنه البته کمی اون Roll off ناحیه بالا دلیل این مساله هست اما در کل گوش من خیلی آنالوگ رو دوست داره و من حس میکنم برای ساعتها موسیقی شنیدن دیجیتال نمیتونه جای آنالوگ رو بگیره.
اگر سورس صدا میشد EMM Labs و کابلها بهتر میشدند مطمئن بودم این سیستم میتونست یکی از بهترین صداهایی باشه که در این دنیا وجود داره و البته حتی با همین سورس و همین کابل دراز سه متری صدا بسیار تاثیر گذار بود. واقعا این سیستم مثل CAST با Wilson جلب توجه نمیکرد و خیلی خوب برای شنونده موسیقی پخش میکرد. من فکر میکنم مهمترین چیز اینه که یک سیستم محدودیت هاش در لحظه شنیدن جلب توجه نکنه و هرچند هر سیستمی محدودیت های خودش رو داره و هر سیستمی شاخص صدای خودش رو داره اما خیلی مهم هست که لحظه ای که شما به صدایی گوش میکنید احساس نکنید یه چیزی کم هست و یا یه چیزی باید بهتر بشه.
آنالوگ با لامپ و Quad در عین خوش صدایی جلب توجه نمیکردند اما سورس دیجیتال Ayre خودش رو نشون میداد و به من میگفت Stereophile رو نباید جدی گرفت.
این تحلیل خیلی طولانی شده و من هم خیلی حوصله تایپ ندارم و بقیه این تحلیل رو به مرور در سایت میگذارم.

بد نیست بدونید بیشتر از Quad آمپلی فایر لامپی Audio Note Ankoru روی من تاثیر داشت و کاملا باورم شد میشه از لامپ صدایی بهتر از حتی بهترین Solidstate ها شنید.

نمایندگی Classe در ایران Classe Audio in Iran

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷

classe-omega.jpg

شرکت گرامافون به مدیریت جناب آقای خرمی نمایندگی Classe Audio رو اخذ نمودند.

Classe Audio یک برند کانادایی است با ساخت خوب در رده Solidstate ها که در بسیاری از تست ها با برند B&W جمع شده است. آمپلی فایرهای Classe Audio تا ۳۰ وات اول در حالت Class A و از اون به بعد در حالت Class A/B کار میکنند. فکر کنم تونالیته صداش Warm side of Neutral باشه اما مطمئن نیستم و باید صداش رو بشنوم.

کانادایی ها برای رقابت با برندهای آمریکایی سعی میکنند در قیمت های مشابه از قطعات و ساخت خوب استفاده کنند. مثلا برند SimAudio هم همانند Classe که یک برند کانادایی هست ساخت خیلی خوبی داره. در مورد صدای Classe باید صداش رو بشنوم و نظرم رو در موردش بنویسم.

لیست تحلیل های TAS اینجاست :

http://www.avguide.com/search?next=&keywords=classe

لیست ادامه هم اینجاست:

http://search.ecoustics.com/a.php?search=classe

http://www.stereophile.com/solidpoweramps/878/

 

صدای کابل Cardas Golden Reference

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

cardas-golden.jpg

کابل کارداس هم Interconnect و هم Speaker Cable مدل Golden Reference رو تست کردم و میتونم یک تحلیل در حد یک Overview براتون بنویسم.

قبل از هر چیز لازمه از آقای همایون خرمی نماینده این محصول در ایران تشکر کنم بخاطر امکانی که برای من فراهم کردند تا این کابل رو در خانه خودم بشنوم.

این کابل Break-in نشده بود و مدتی هم من ازش استفاده کردم اما کل ساعات کارکردش به ۱۵۰ ساعت نرسید. آقای خرمی لطف کردند و یک CD Player در اختیار من قرار دادند تا من بتونم از خروجی دیجیتال اون استفاده کنم و بدون استفاده از Transport سورس دیجیتالم کابلها رو Break-in کنم. البته مشکل اینجا بود که CD Player من روی خروجی دیجیتال Lock نمیکرد و خلاصه نتونستم کابل رو بعد از کارکرد ۵۰۰ ساعت بشنوم.

باید بگویم کابل ها بیشترین تاثیرشون به Micro بر میگرده تا Macro و برای یک قضاوت دقیق نیاز داریم کابل کامل Break-in بشه. کابل Break-in نشده اجازه نمیده بیشتر از نیم ساعت به موسیقی گوش کنیم و شنونده رو خسته میکنه. بنابراین یادمان باشد قضاوت دقیق و کامل در مورد کابل Break-in نشده کار درستی نیست و ما تنها میتونیم یک نمای کلی از شاخص های Macro صدا داشته باشیم.

من یک تحلیل از شاخص های صدای Cardas در مقایسه با Van Den Hul Revelation نوشتم و منتظر بودم زمانی بتونم کابل Break-in شده رو بشنوم و تحلیل رو کامل کنم که دیدم احتمال داره طول بکشه و مناسب دیدم در این نوشته یک Overview داشته باشم و بعد در آینده اگر امکانش بود یک تحلیل کامل و مفصل بنویسم.

دوستانی هم از من خواستند در سایت بیشتر در مورد برندهای ارزان تر با قیمت های معقول تر بنویسم و کمی هم دست از سر ویلسون Wilson و کرل Krell وردارم.

نظر دوستان برام مهم هست و من سعی میکنم کمی حال و هوای سایت رو تغییر بدهم.

تحلیل کارداس رو احتمالا تا آخر هفته اینجا مینویسم.

نمایندگی Pass Labs در ایران Pass Labs in Iran

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

pass-labs.jpg

خبر جدید اینکه آقای داریوش رحمانی نمایندگی محصولات Pass Labs رو در اختیار گرفتند و تا کمتر از یک ماه دیگه محصولات این شرکت در یارامانا دمو خواهد شد.

برندهای Pass Labs ، Audio Research ، Kharma ، Jorma Design ، Martin Logan CLX در حال ورود هستند.

طراح این شرکت آقای Nelson Pass یک مینیمالیست هست و صدای اون در بین Solidstate ها گرم و خوش صداست. سری XA کاملا Class A هست و سری ها دیگه Class A/B .

آقای نلسون میگه :

The beauty of the design lies in the combination of power and simplicity. We believe that the highest quality sound is achieved with a simple gain path, and SuperSymmetry gives us high performance with minimal complexity and negative feedback

آقای نلسوم یک Patent ثبت کرده (به شماره U.S. Patent # 5376899) برای طراحی مدار بنام Super Symmetric Amplification که این مدار تنها با دوطبقه ترانزیستور توانی معادل ۶۰۰ وات به ۸ اهم میدهد. یک سایت DIY هم داره که بنظر جالب میاد. یک سری طراحی Class A بنام First watt هم داره که ایده جالبی پشت اونها هست.

نلسون خیلی به مینی مالیست بودن اعتقاد داره ، هرچند من فکر میکنم صدا تنها باید شنیده بشه و ذهن کاربر باید از Specification ها و یا حرفهای دیگه پاک باشه. من با اینکه خیلی به طراحی مینی مالیستی اعتقاد دارم اما هیچ قانونی در مورد صدا رو ۱۰۰ درصد درست نمیدونم.

برند جورما در ایران Jorma Design in Iran

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷

jorma-prime.jpg

من خوشحالم از اینکه آقای رحمانی (Yaramana) نمایندگی برند کابل ساز Jorma Design رو گرفتند. طراح این برند آقای Jorma کابلهای بسیار خوبی میسازه که همشون دست ساز هستند و محصول کشور سوئد.

قبلا در مورد بلندگوی سوئدی Marten Design نوشته بودم که خیلی بلندگوی خوبی هست . پنج برند سوئدی بنام های Bladelius Design Group, Jorma Design, Marten, Nordic Concept and WOO Design یک گروه رو تشکیل دادند بنام Swedish Statement که در نمایشگاه ها با هم حضور پیدا میکنند و سیستمهاشون رو با همین Setup طراحی و Develop میکنند.

چیزی که مشخصه اینه که ساخت Jorma بعنوان برند ای که نماینده یک کشور هست بسیار عالی است و نه تنها Jorma بلکه همه برندهای گروه Swedish Statement بسیار عالی است. Marten از گران ترین درایور های آلمانی Accuton استفاده میکنه و Jorma هم از بهترین Material و فیلتر Bybee Slipstream Golden Quantum Purifiers .

Audio Federation از این کابل بررسی هایی انجام داده و در نمایشگاه ها از Jorma استفاده میکنه و من فکر میکنم در بین سیستمهای آقای رحمانی جای چنین کابلی خالی بود.

با همه اینها صدای این کابل رو باید بشنوم تا نظر دقیقم رو بنویسم و خیلی برام جالبه ببینم ویلسون ۸ با این کابل چگونه صدا میده. تا اون موقع احتمالا Audio Research هم رسیده و میشه ویلسون رو با یک Set لامپی هم بشنوم.

خبر دیگه اینکه Martin Logan (سازنده بلندگوهای الکترواستاتیک) هم یک مدل جدید داده که سرتاسر پنل هست و از درایور برای ناحیه پایین استفاده نمیکنه. فکر کنم اسمش CLX هست (اینجا رو ببینید) و این بلندگو هم تا یک ماه دیگه به جمع اضافه میشه و در این شرایط کاملا میشه در مورد Jorma Design Prime نظر داد.

آقای رحمانی قراره برای خودشون یک ست کامل از بالاترین سری Jorma یعنی Prime رو سفارش بدهند و از این به بعد در یارامانا با Jorma سیستم ها تست خواهند شد. ساخت Kharma و درایورهاش به Marten خیلی نزدیکه و اگر آقای رحمانی بخواهد از Kharma هم برای دمو استفاده کنه این کابل کمک بزرگی است چون در بلندگوهای High Resolution با الکترونیک Solidstate خیلی نقش کابل و Upstream مهم هست تا به یک صدای Smooth برسیم.

من با طراح این شرکت تماسهایی داشتم ، بنظرم آدم با شعوری میاد و خیلی خوب هرچی اطلاعات لازم داشتم به من داد. به من گفت کابلها ۵۰۰ ساعت به کارکرد نیاز دارند تا Break-in بشوند.

من کابلها رو بعد Break-in کامل تست خواهم کرد و یک تحلیل در موردشون خواهم نوشت. اینم تحلیل ها:

http://www.positive-feedback.com/Issue24/jorma_prime.htm

http://www.jormadesign.eu/reviews.htm

http://www.audiofederation.com/blog/archives/109

http://www.altoaudiodesign.com/gallery.html

http://audiofederation.com/blog/categories/high-end-audio/jorma-design/



ابر برچسب‎ها