انجمن های فای Audio Forum

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۸۷

forum.jpg

به درخواست برخی از دوستان قصد دارم یک انجمن Forum راه بندازم و فکر میکنم میتونه ایده خوبی باشه.

بنظرم انجمن میتونه دو تا حسن داشته باشه ، یکی اینکه کسانی که در ایران به های فای علاقه مندند میتوانند با هم تبادل نظر داشته باشند و به هم نزدیک تر شوند، ممکنه در آینده نزدیک یک کلوپ های فای تشکیل بشه، دوم اینکه چون اکثر کاربران برای ارتقا باید سیستم قبلی رو بفروشند از طریق این Forum این امکان هست تا دوستان بدون درگیر شدن با سیستم فروشندگان مستقیما با هم تبادل داشته باشند. در این حالت میشه در زمان کمتر و با قیمت مناسب تری کالا رو جابجا کرد و فروشندگان هم مجبور نیستند برای فروش یک محصول جدید قبلی رو از خریدار پس بگیرند.

من خیلی دوست دارم وضعیت های فای در ایران بهتر بشه و سعی میکنم با توان محدودم یه ایده هایی رو عملی کنم. امیدوارم این اتفاق بیفته و بشه در این انجمن Audiophile ها به هم نزدیک تر شوند.

اگر کسی ایده ای داره مطرح کنه، خوشحال میشم بشنوم .

Vitus Audio

نوشته شده در (سازندگان HiFi Brands) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷

vitus-audio.jpg

Vitus Audio یک برند دانمارکی است که توسط دو شخص به نام های Hans Ole Vitus و Anders Grove اداره میشود. محصولات این شرکت دست ساز بوده و طراح این شرکت یکی از حرفه ای ترین طراحان سیستم های Solidstate در دنیاست.

من از شرکتهایی خوشم میاد که ده جور محصول تولید نمیکنند و در یک زمینه تخصصی فعالند و این برند همانند ASR آلمانی جزو معدود برندهایی است که هم طراحی خاص خودش رو داره و هم تمام توانش رو صرف ارائه بهترین محصول میکنه . من خیلی خوشحال شدم ASR اومد به ایران و فکر میکنم باید برندهایی بیاد که حرفی برای گفتن دارند و مهمتر اینکه من و شما باید از این اتفاقات استقبال کنیم. برای همین دوست دارم Vitus Audio به ایران بیاد و صداش رو بشنوم.

Vitus Audio خیلی برند پرسروصدایی نیست و بازار محدودی داره و مثل Jorma Design خیلی شناخته شده نیست. Vitus Audio قیمت هاش بالا هست و من فکر نمیکنم تا کسی در ایران دنبالش نباشه هیچ Dealer ای حاضر بشه اون رو بیاره . من امیدوارم دوستانی که در کلاس ۵۰ هزار دلار آمپلی فایر میخرند این برند رو جدی بگیرند چون من بعید میدونم بین Solidstate ها صدایی دوست داشتنی تر از Vitus Audio پیدا بشه.

من دوست دارم کامپوننت هایی مثل سورس آنالوگ Goldmund ، آمپلی فایر Vitus ، بلندگوی Marten Design با کابلهای Jorma Design به ایران بیاد.

اما هیچ کدوم این برندها بجز Jorma در ایران نیست ، البته Jorma هم هنوز نرسیده و قراره در آینده بیاد. واقعیت اینه در ایران برندهای خیلی گران هم فروش میره اما برندهایی که وارد میشه بیشتر بر اساس تبلیغات Stereophile و Absolute Sound و دیگر مجلات هست. من دوست دارم این قضیه عوض بشه و برندهایی مثل Spectral ، Vitus و یا FM Acoustics به ایران بیاد.

البته فقط این مساله در قیمت های بالا نیست بلکه در قیمت های پایین و متوسط هم ما شاهد برندهای خیلی عالی نیستیم ، البته برخی شرکتها خصوصا آوین آوا برندهایی با قیمت مناسب و خوب وارد میکنند اما جای خیلی از برندهای دیگه مثل CTC Blowtorch ، Bel Canto ، McCormack ، Clayton ، Plinius ، Parasound و … خالیه.

آقای Jorma هم بنظرم با Vitus Audio و Marten Design کابلهاش رو تست میکنه البته خیلی مطمئن نیستم اما فکر میکنم این طور باشه. آقای Roy Gregory که از نظر من یکی از تحلیل گران خیلی خوب هست میگه :

“Vitus audio may be small; they may be the new kids on the high-end block, but that they deserve their place is indisputable.

The name might not be that well known but I’ve a feeling that that’s only a matter of time. Take the trouble to seek them out and I’ll be surprised if you are any less impressed than I was. More evidence indeed that the status quo in high-end audio is on the move. These electronics might seem expensive, but unlike so many of their price peers, they deliver full value in both engineering and musical terms.

 

I loved them!”

این پست رو نوشتم بدونید دوباره دارم برمیگردم و این علاقه در من به این زودی ها کم رنگ نخواهد شد.

از اینجا به مهندس پوینده عزیز سلام میکنم و دوست دارم از ایشان تشکر کنم چرا که عشق و علاقه ایشان به های فای همیشه برایم جذاب و تشویق های ایشان همیشه باعث دلگرمی من بوده است.

لینک ها اینجاست :

www.sixmoons.com/audioreviews/vitus/vitus.html

http://www.stereotimes.com/amp060807.shtml

http://www.vitusaudio.com/products/files/SS010_hifiP.pdf

http://www.stereotimes.com/amp011807.shtml

http://www.ultraaudio.com/twbas/twbas_20070101.htm

http://www.hififorum.nu/artiklar/vitus@md/index_eng.htm

http://www.ultraaudio.com/twbas/twbas_20071215.htm

صدای کابل Cardas Golden Reference

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۷

cardas.jpg

cardas-golden-reference.jpg

کابل کارداس ساخت آمریکاست و طراح و سازنده آن آقای جرج کارداس یکی از طراحان حرفه ای در زمینه طراحی کابل می باشد.
جرج کارداس برخلاف بسیاری از کمپانی ها که کابل هایشان را در قیمت های بسیار بالا عرضه میکنند کابلهایش را در یک رنج قیمتی معقول عرضه میدارد و نباید تصور کنید کابل ۲۰۰۰ دلاری قابل قیاس با کابلهای ۲۰۰۰۰ دلاری نیست.
من معتقدم قیمت های بالا نتیجه سیاست های بازار هست تا هزینه تمام شده و از نگاه من بهترین کابل بلندگو و یا Interconnect میتواند زیر ۲۰۰۰ دلار عرضه شود.
کارداس درطراحی از مس خالص استفاده میکند و از نقره و یا دیگر مواد استفاده نمی نماید و از نگاه من بیشتر به ساختار متکی است تا مواد استفاده شده ، در سایت این شرکت (www.Cardas.com) مطالب بسیار مفیدی برای علاقه مندان پیدا میشود.
هر صدایی برای من یک تجربه جدید و جالب است و من شاید برخلاف بسیاری از دوستان که همواره دنبال کدام بهتر کدام بدتر هستند دنبال این گونه قضاوت ها نیستم .
گاهی فکر میکنم حتی در قیمت های بسیار بالا هم هر کامپوننتی صدای خودش را دارد و تحلیل نوشتن خیلی نمیتواند کمکی کند با توجه به این که من نه از سلیقه دوستان با خبرم و نه فکر میکنم با تحلیل نوشتن میشود جای تجربه شنیداری را گرفت. بنابراین پیشنهاد میکنم برای انتخاب حتما صدای کارداس را بشنوید و البته دقت کنید کابل ۳۰۰ ساعت را گذرانده باشد.
صدای کارداس یک تجربه جدید بود و متفاوت با کابلهای دیگر فلزی که شنیده بودم. باید از آقای همایون خرمی و دکتر بنائیان تشکر کنم که کابل بلندگو و Interconnect سری Golden Reference را در اختیارم قرار دادند.
من نتوانستم کابل را به ۳۰۰ ساعت Warm-up برسانم البته آقای خرمی یک سورس دیجیتال در اختیارم قرار دادند تا از Transport آن استفاده کنم اما سورس من روی خروجی دیجیتال Lock نمیکرد و من مجبور شدم سیستم را هر روز چند ساعتی روشن نگه دارم و فکر میکنم کلا کابل بلندگو به ۱۰۰ ساعت هم نرسید.
نوشتن در مورد کارداس خصوصا در مورد محدودیت های آن در شرایط زیر ۱۰۰ ساعت و سیستم غیر ایده ال من کار منطقی نیست، هرچند اگر کارداس توانایی های خودش را کاملا نشان نمیداد اما میتوانم در مورد تفاوت هایش بنویسم.
من تا آنجایی که فهمیدم مینویسم و نه بیشتر و به دوستان پیشنهاد میکنم تا کابلی کاملا Break-in نشده در مورد محدودیت هایش اظهار نظر نکنند.
کابل من Van Den Hul Revelation هست با طول ۲٫۵ متر و Interconnect مدل The Second به طول ۶۰ سانتی متر ، کابل بلندگوی کارداس ۲ متر طول داشت و کابل Interconnect کارداس ۱ متر بود.
سیستم تست من همچنان Accuphase DP-55v به همراه Krell KAV-300il و بلندگوی Dynaudio Audience 82 می باشد.
کارداس در اولین برخورد یک صدای متفاوت از دیگر کابلهای فلزی داشت و صدا در فضایی گرم تر و نرم تر رندر میشد. صدا یک خوش صدایی خاص داشت که صدای Solidstate های ملایم مانند Mcintosh را تداعی میکرد. طبیعتا به گوش من این میزان خوش صدایی خیلی طبیعی نبود و من حدس میزدم با Break-in کامل صدا بسمت Neutral تری پیش برود و این حالت کمتر شود. کارداس همانند Accuphase در دوره Break-in از حالت Warm به سمت Neutral میرود و با کارکرد بیشتر به حالت طبیعی تری میرسد.
از آنجایی که من بعید میدانم این حالت خوش صدایی در صدای کارداس حتی بعد از Break-in کاملا محو شود حدس میزنم این کابل در سیستم های Solidstate با سورس دیجیتال (که به سمت Lean گرایش دارند) جواب مناسبی داشته باشد چرا که کمی Warmness به صدا اضافه میکند.
آقای آرتور سالواتوره (http://www.high-endaudio.com) هم به همین مساله اشاره داشتند و من فکر میکنم کارداس برخلاف نظر آقای Marc Mickelson (مجله Soundstage) حتی در سری رفرنس به Warm Side of Neutral گرایش دارد و میتواند در سیستمهایی بسیار خوب Match شود.
صدای کارداس یک Fluency و راحتی خاصی داشت و حالت Richness را تداعی میکرد با پوسته صدای غیر dry و کاملا Liquid . صدا Lushness بیشتری از یک کابل کاملا Neutral داشت و هر چند کارداس سعی میکرد صدای یک کابل فلزی را تداعی نکند اما شنونده میتوانست حدس بزند این صدا صدای یک کابل فلزی است و از صدای یک کابل کربنی مانند Van Den Hul The Third فاصله دارد. همانطور که بهترین Solidstate ها صدایی کاملا متفاوت از بهترین لامپ ها دارند صدای کارداس هرچند از صدای کابلهای فلزی فاصله گرفته بود اما به Van den hul The third هم خیلی نزدیک نمیشد.
من نمیدانم این دنیای های فای به کجا خواهد رفت و آیا ۵۰۰ سال دیگر هم تکنولوژی ها مختلف این همه تفاوت خواهند داشت یا نه؟!
کارداس از کابل بلندگوی من خیلی بهتر بود اما فکر میکنم حتی در حالت Break-in کامل صدای کارداس از Van Den Hul The Third با Van den Hul The Second فاصله خواهد داشت و من با سورس دیجیتال و آمپلی فایر Solidstate صدای The Third را ترجیح خواهم داد. البته The Third صدایی متفاوت داشته و قیمتش نیز ۳ برابر کابل بلندگوی کارداس هست اما با سلیقه ای که من دارم The Third برای من یک صدای دوست داشتنی هست.
کارداس از نظر من زیر ۲۰۰۰ دلار انتخاب بسیار مناسبی در ایران هست و اگر با سیستم شما سازگار باشد صدای بسیار خوبی از آن خواهید شنید.
صدای کارداس در مقایسه با کابل من عمق و فضای بیشتری داشت و ابعاد تصویر آن بسیار بزرگ بود (انگار این تصویر در اتاق من خوب جا نمیشد) با عمق خوب و کاملا Laidback که در این شاخص کاملا کابل من را عقب میزد. صدا ریتمیک تر و با جریان بهتر و راحت تری پخش میشد که شنونده را در فضایی گرم و ملایم قرار میداد.
ناحیه پایین خیلی بهتر از کابل من رندر میشد هرچند سیستم و اتاق من و Break-in نشدن کارداس اجازه انتقال درست انرژی در ناحیه پایین را نمیداد اما کاملا مشهود بود در ناحیه پایین کارداس کاملا Full range صدا را پخش میکرد.
ناحیه بالا کمتر جلب توجه میکرد و صدا طبیعی تر و با grain کمتری پخش میشد . صدا در ضربات Forward نمیشد و صدا کنترل شده تر و آرام تر پخش میشد. صدا موجودیت بیشتری در اتاق پیدا کرد و در مقایسه با VDH بیشتر از صدای کابل ، موسیقی شنیده میشد.
برخلاف تصور که بیشتر کامپوننتهای گرم و Lush در Macro dynamic کمی تنبل صدا را رندر میکنند کارداس دینامیک خوبی حتی در ضربات داشت و صدا کامل دینامیک و راحت رندر میشد.
حس نزدیکی در صدای خواننده بیشتر شده بود و حالت Mechanical در بافت صدای خواننده حس نمیشد هرچند باز هم تکرار میکنم این کابل به خوبی The Third بافت صدای Vocal رو پخش نمیکرد.
جداسازی این کابل بسیار خوب بود و استرینگ های صدا در نواحی فرکانسی به هم گره نمیخوردند و یا حالت محو و غیر شفاف پیدا نمیکردند. وقتی در ناحیه پایین ضربات رندر میشد ناحیه بالا خطای ریتم و یا تغییر حالت نداشت و صدا حالت پراکنده و غیر متمرکز پیدا نمیکرد.
گسترش فرکانسی این کابل تقریبا کامل بود و میشد از این کابل در یک سیستم Full range حتی در ولوم های بالا (کارداس خیلی خوب در ولوم های بالا صدا را رندر میکرد و حالت خطی اش را حفظ مینمود) استفاده نمود ، میزان نویز بسیار پایین و کنترل صدا خوب بود که باعث میشد بتوان از این کابل در سیستمهای high resolution استفاده نمود.
صدا شفاف تر و نزدیک تر از قبل پخش میشد اما شرایط آکوستیک و بلندگوی من اجازه نمیداد مقیاس این تفاوت را بهتر بفهمم.
در یک کلام صدای کارداس ملایم و گرم بود با نویز کم و پس زمینه مشکی و تداعی کننده Fullness در صدا (بیشتر مثل ماشین آمریکایی هست تا شبیه به BMW). صدای این کابل بیشتر ملایمت و گرمی را تداعی میکند تا Sharpness و Reality را و بیشتر به سمت Beauty تمایل دارد تا Trust .
صدای کارداس بسیار Low Noise بوده و این کابل شیلد بسیار خوبی دارد ، صدای میور میور (نویز تغییر ولوم که در صورت شیلد نبودن کابل کاملا شنیده میشود) هنگام تغییر ولوم صدای Krell با این کابل شنیده نمیشد و هنگام Start Stop ها صدا انرژی اضافه به همراه نداشت. صدا بسیار راحت و با حالتی پیوسته ، خطی و smooth ولوم پیدا میکرد که برای من این حالت خیلی لذت بخش بود.
صدا بخاطر Break-in نشدن در میکرو خیلی خوب و stable نبود و آن مزه لازم رو نداشت هرچند حتی در این حالت صدا نسبت به VDH Revelation پخته تر و راحت تر بود. صدا اصلا جیغ نمیزد و از یک فضا می آمد تا اینکه حالت Flat داشته باشد و این موجودیت صدا بسیار لذت بخش بود. صدای Break-in نشده آن Harmonic Richness در مقیاس میکرو را نداشته و اجازه نمیدهد پوسته صدا لمس شود و شنونده احساس میکند صدا با یک لایه اضافه شنیده میشود. این حس اجازه نمیدهد شنونده در طولانی مدت به صدا گوش دهد.
با اینکه کابل Interconnect من کوتاهتر بود اما کارداس بخاطر طراحی بهتر Low Storage Energy تر بود و تصویر صدا شکل بهتری داشت در حالی که صدا حالت Immediate تری داشت.
صدا حالت Bloat کمتری خصوصا در نواحی پایین تر داشت که این حالت به Low Storage Energy بودن کابل بر میگردد و کارداس در تصویر سازی حتی در لحظه هایی که سیستم انرژی زیادی میکشید بسیار عالی عمل میکرد. تصویر صدا بدون هیچ جبران سازی در طول مسیر در فرکانسهای بالاتر اصلا حالت Flat نداشت و همانند Transparent Cable احساس نمیکردید با افزایش فرکانس ابعاد تصویر (دقت کنید ابعاد تصویر ربطی به بافت صدا ندارد) تغییرات دارد.
شرکتهایی مانند Transparent Cable و MIT برای بهتر کردن تصویر صدا از جبران سازهایی استفاده میکنند اما کارداس بدون استفاده از جبران ساز ظرفیت سلفی خازنی را بسیار پایین نگه داشته بود.
هر استرینگ صدا در تصویر جایی مشخص داشت و براحتی و بشکل شفافی شنیده میشد و تغییر مکان استرینگ در تصویر براحتی حس میشد.
صدا Fluency خوبی داشت و آن Bloom مورد انتظار را به شنونده تحویل میداد تا شنونده جزئیات بیشتر صدا را با حالتی دوست داشتنی بشنود.
Ambience صدا بیشتر آنالوگ بود تا دیجیتال و صدا نرم و Safe رندر میشد هرچند دوست داشتم صدا Sharpness بیشتری داشته باشد و بیشتر به سمت Neutral برود.
کارداس ره یافت بیشتری به صدا داشت و جزئیات بیشتری از صدا با حالتی ملایم شنیده میشد و این صدا بیشتر اجازه میداد تا موسیقی گوش کنم به جای اینکه سیستم تست کنم ، در مقابل VDH بیشتر صدا را سانسور میکرد تا جزئیات کمتری شنیده شود.
صدا همراه با Euphony یک Wholeness را نیز به شنونده القا میکرد که برای شنونده جذاب و جالب بود و صدای ناحیه وسط بسیار Smooth و Fluid رندر میشد ، حس موسیقی بهتر منتقل میشد و شنونده دوست داشت بیشتر به موسیقی گوش دهد.

هر کامپوننتی صدایی دارد ، کارداس هم صدایی دوست داشتنی و گرم داشت.

http://www.cardas.com/content.php?area=links&content_id=4&pagestring=Reviews

http://www.6moons.com/audioreviews/cardas/cardas.html

http://www.positive-feedback.com/Issue18/cardas_golden_reference.htm

http://www.soundstage.com/revequip/cardas_golden_reference_cables.htm

http://www.audioasylum.com/audio/general/messages/5778.html

dCS Scarlatti

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۷

dCS Scarlatti

امروز بعد از مدتها یه سری به اینترنت زدم و مطالبی درباره dCS خوندم. البته هنوز وضعیت کارهام به حالت اول برنگشته و فکر میکنم تا دو هفته دیگه چیزی ننویسم.

از عالم های فای خبری ندارم فقط اینکه مجله صنعت صدا و تصویر اومده بیرون و مقاله منو در مورد Quad چاپ کرده. مقاله رو که خوندم خنده ام گرفت ، مقاله من خیلی دستکاری شده بود و به اصطلاح ویرایش شده بود. آقای ویرایشگر بجای Sharpness از عبارت تیزی استفاده کرده بود و نوشته بود Quad مثل B&W صدای تیزی داره و …

اینم از شانس ما ، رفتیم مقاله بدیم …
اگر یادتون باشه یک Review در مورد dCS Scarlatti نوشته بودم و در تحلیلم اشاره داشتم به اینکه این سورس دیجیتال سه تیکه صدایی فراتر از همه سورس هایی که شنیدم داره. دیروز لینک تحلیل آقای Jonathan Valin رو پیدا کردم اینجا رو ببینید. از جاناتان و تحلیل هاش خوشم میاد و نوشته اش در مورد dCS برام جالب بود. البته تا حدی نوشته ها هیجانی هست اما خود منم وقتی از صدایی لذت میبرم همینطور مینویسم. تحلیل رو حتما بخونید واقعا جالبه. متن زیر حرف جاناتان در forum سایت AVGuide هست:

Let me ask you something, Syd: What is the best speaker?What is the best amplifier? What is the best preamplifier, phonostage, turntable/tonearm/cartridge? I can tell you what I think I is best for me, given my taste in and experience with live music, my taste in and experience with canned music, my taste in and experience with hi-fi systems, my listenting room and ancillary equipment, etc. But that is only what I think under very specific conditions. For instance, the current generation of dCS players are “the best” I’ve heard. (Note: Neither of the current-generation dCS players, the dCS Puccini and the dCS Scalatti, were part of the blind-listening shoot-out that the chap on Audiogon conducted.) Does that make dCS indisputably “best?” Indisputably no. For one thing, I haven’t heard every contender for top honors in digital playback (and given the speed with which new products are introduced, how could I?); for another, I have a very specific bias when it comes to what I consider the lifelike presentation of any recorded media, what could be called (somewhat unfairly, since I consider it “realistic”) an analog bias. While I attempt to make allowances for those who don’t have these same biases in my review of the dCS gear, it is a fact that I prefer CD players that combine some of the salient qualities of LP playback with the salient qualities of digital playback. Now, if your taste and experience in music and gear run parallel to mine, and my track record of picking “worthwhile” products strikes you as reasonably good, then what I think may matter to this extent and this extent only: It gives you a reasonable direction to look in.

To put this flatly, I don’t want or trust ten or twelve strangers telling me what is “the best” audio gear for me on the basis of blind listening tests. I want to figure that one out for myself after very, very careful listening and cross-comparison (although, as noted, I wouldn’t turn down some expert direction-pointing along the way from listeners who like the music I like and hear equipment the way I hear it). Just as essentially, what is “best” for me almost always amounts to a group of products in which one or two or three stand out a bit more than the others at various price points and, often, at the same price points. On any given day, given a certain very high level of fidelity, I might reasonably prefer the set of virtues of “Best Product B” to the slightly (or wholly) different set of virtues of “Best Product A” or ‘Best Product C.” The point being that sonic virtues are sets of qualities, and which set I prefer depends to an extent on the kind of music I’m listening to, the other equipment I’m listening with, and, frankly, the state of mind I’m in. This isn’t willy-nilly, of course. If I couldn’t make a persuasive musical case for each of these products, I would be a very poor and capricious listener.

No shoot-out, blinded or sighted, is going to give you one indisputable winner that does everything you want a product of its kind to do and that fits your listening biases on every kind of music. I just don’t think that’s possible or even reasonable to expect. I do think that there are, on rare occasions, exceptional products that stand out from others of their type (in dynamic two-ways, the Magico Mini II, for instance). Does that make these stand-outs “the best of all?” Absolutely not. (Given the right amplification, preamplification, and front end), I would prefer the Magico Mini IIs on Joan Baez singing “Matty Groves” or Heifetz playing the Kreutzer Sonata ahead of just about everything else I’ve yet listened to (save, perhaps, for the huge and ultra-expensive and ultra-unobtainable Symposium Acoustics Panorams), but I wouldn’t prefer them to the MBL 101 Es on most rock ‘n’ roll and a fair amount of large-scale classical. Does that make the Magico Mini IIs less “best”?

The way this tiny section of the world works is pretty much the same way the entire world works: It gives you choices, often very good choices, but all of them somehow limited. What you want to do–and what you can do (at least for yourself and others like you)–is weed out the bad or less good ones. Then, always and forever and insolubly (blinded or sighted), you’re going to have to pick what makes best sense to you.

در ادامه رابرت هارلی گفته :

This thread brings up the larger question of the review�s responsibility to the reader and the reader�s responsibility to himself.

Reader like shootouts that name a clear winner; it makes life easier for them. But as Tom Martin and Jonathan Valin have pointed out, the product the reviewer liked the best and would choose for himself is not necessarily the product that will be best for all readers. The reviewer�s responsibility is to accurately describe the product�s sonic signature (every product has one) and assess the unit�s strengths and shortcomings. The review should expand the reader�s way of looking at the dilemma so that he can make the best choice.

Concomitantly, the reader�s responsibility is to come to grips with what tradeoffs he�s willing to make and which he isn�t. The reviewer can�t do that for the reader; the reviewer can only help him think about the problem. Readers think they want the reviewer to tell them what to buy, but in reality the reader grows by being forced to think about the problem for himself. It�s like the old adage �Give a man a fish and he can eat for a day. Teach him how to fish and he can eat for a lifetime.�

I recently went through this experience myself as a consumer. I was in the market for a sports coupe between $35k-$50k to replace my Honda S2000. I narrowed the field to a BMW 335, the new BMW 135, and an Infiniti G37. When I saw that Winding Road was about to publish a head-to-head comparison of the 135 and the G37 (just as I was about to make a purchasing decision) I anticipated it eagerly. On first reading, I was disappointed by the comparison; it didn�t name a clear winner, concluding �Each car is well worth the asking price.� It seemed like a cop-out.

But subsequent readings revealed that the author did a masterful job of pointing out the virtues and limitations of each car. Paragraph after paragraph described in detail how these two ostensibly similar cars are actually aimed at different drivers with different value systems. The review forced me to confront my own value system and decide what I really wanted in a car. The review defined the question, and forced me to grow as a car enthusiast. Had the comparison chosen a clear winner, I might have missed an opportunity to gain this insight.

There�s a direct parallel with audio reviewing. How can the reviewer know if a particular reader values deeper bass extension and dynamics over a smoother and more open midrange? The reviewer should point out which product has the deeper bass extension and which has the better midrange, and encourage the think about the question within a larger context.

یک بار با یکی از دوستان صحبت میکردم ، میگفتم این دنیای های فای ته نداره و تفاوت صداها واقعا زیاده . مثلا سورس dCS Scarlatti تقریبا قیمتی ۵ برابر Krell EVO 505 داره اما صداهای این دو هم خیلی با هم تفاوت دارند. با اینکه ۵۰۵ در حالت CAST با کل مجموعه Krell صدای خیلی خوبی میداد اما dCS واقعا در یک کلاس دیگه صدا رو رندر میکرد.

یکی از تفاوت های بارز Scarlatti با مدل قبلی اش یعنی سری Elgar (فکر کنم اسم ترنسپورتش Verdi La Scala باشه) به Transport برمیگرده که در سری جدید dCS از Transport های Teac استفاده کرده. وقتی میشنوم Spectral از TEAC استفاده میکنه خیالم راحت میشه TEAC بهترین سازنده Transport هست. سری جدید Accuphase 800/801 و سری رفرنس جدید مارک لوینسون و Wadia هم از ترنسپورت TEAC VRDS استفاده میکنند.

قبلا خیلی از Audiophile ها اعتقادی به Transport خوب نداشتند و عبارت bits is bits در بین برخی Audiophile ها یک مساله پذیرفته شده بود. من فکر نمیکنم dCS از Elgar تا Scarlatti تغییر ساختار زیادی داشته و حدس میزنم بیشتر از تغییر الگوریتم های DSP استفاده از ترنسپورت VRDS باعث خلوص و راحتی صدای dCS شده. البته از این دور همینجوری نظر دادن منو یاد اظهار نظر برخی از … میندازه اما من میدونم نقش Transport خیلی خیلی مهم هست و حتی یادمه تو تحلیل Spectral آقای رابرت هارلی نوشته بود صدای Spectral SDR-2000 با اینکه بهتر از حتی مدل رفرنس Mark Levinson DAC 30.5 بود اما با اضافه شدن یک Transport خارجی بنام SDR-3000 صدا یک کلاس بالاتر ایستاد. راستی رابرت هارلی هم بالاخره بعد ده سال Spectral رو راضی کرد DAC رفرنس SDR-4000 رو تحلیل کنه اونم با ویلسون الگزاندریا X2 . متن زیر رو رابرت هارلی در forum سایت AVGuide نوشته.

I had the SDR-4000 Pro in a non-Spectral system for about six weeks. My system now is the SDR-4000 Pro, Spectral DMC-30SS preamp, and a pair of Spectral DMA-360 power amplifiers. Loudspeakers are Wilson Alexandria X-2 Series 2. The entire cabling is MIT Oracle MA (interconnects and speaker cable).

I’m reviewing the X-2 first, followed by a complete review of the Spectral electronics and MIT cables. The Spectral review will include an extensive interview with Spectral founder Richard Fryer and Keith Johnson.

Elliot is correct; Spectral is very discriminating in lending review equipment. The last offically sanctioned review in the US of Spectral equipment was my review of the SDR-2000/SDR-3000 about ten years ago.

Although the SDR-4000 Pro was extraordinary when used with other electronics, it took the DMC-30SS, DMA-360, and MIT Oracle MA to reveal its full potential.

Robert Harley

خوب این تحلیل گرها اونجا سیستم تحلیل میکنند ، واقعا کار لذت بخشی هست. در ایران امکانات کم هست اما اگر یه زمانی امکانش ایجاد بشه حتما یک Showroom حسابی درست میکنم و شروع میکنم به سیستم تحلیل کردن. این لینک هم جالبه http://forums.avguide.com/viewtopic.php?t=4269

خیلی پراکنده نوشتم ، تقصیر من نبود



ابر برچسب‎ها