گزارش لحظه به لحظه از صدایی که ارزشش ۱۰۰۰ هست
یک بار دیگر خانه دوست عزیز آقای آرمن صدا شنیدم. در خانه آقای آرمن تفاوت ها بسیار بسیار راحت شنیده میشه و سیستم ایشان صدایی Revealing داره که در یک فضای خوب تمام تحرکات صدا در مقیاس میکرو لمس میشه. مفهوم Revealing رو میشه اینجور درک کرد که تفاوت رکوردها با هم خیلی زیاد و صدا خیلی نزدیک و با تمام جزئیات ریزش پخش میشه. نباید Revealing بودن رو با صدایی که گسترش فرکانسی زیادی داره (خصوصا اطلاعاتی که در فرکانسهای بالای صدا بشکل غیر طبیعی هست) و دیستورشن کمی داره اشتباه گرفت. مفهوم Revealing یعنی اطلاعات خیلی ریز صدا که مربوط به Texture ، Ambience و Emotional بودن صدا میشه رو براحتی بشنویم.
در خانه آقای آرمن اطلاعات خیلی زیادی از صدا بشکلی Smooth و Musical رندر میشه و شنونده مفهوم Revealing رو بخوبی اونجا درک میکنه.
Start
پخش صدا شروع شد و من منتظر یک Presence عالی بودم اما بعد از گذشت چند لحظه احساس کردم صدا با من حرف نمیزنه و اون کشش Passion رو نداره. اول فکر کردم باید دستگاه بیشتر کار کنه تا گرم تر بشه و در این بین مشغول گفتگو بشیم. فکر کردم باید آروم آروم اون زیبایی گذشته خودش رو نشون بده و صدا بالا (یعنی صدا به حالت خوب برسه) بیاد. گفتم شاید حتی غیر از خود سیستم گوش ما هم باید وارد فضای موسیقی بشه تا به صدا عادت کنه. البته من روی صندلی راننده نبودم و کل تصویر رو بخوبی صندلی راننده حس نمیکردم اما قضاوت نکردم و سعی کردم صبر کنم ببینم صدا به کجا میرسه.
من رکوردهایی رو آوردم که دفعه پیش نیاورده بودم و بنظرم این مساله و مساله دور بودن از صندلی راننده کمی زمان درک تغییرات رو در من افزایش داد. یک چیز کاملا مشخص بود اونم اینکه من هیچ رکوردی رو تا آخر گوش ندادم و نرسیده تا آخر سیستم رو Stop کردم. این مساله نشون میده صدا Musical نیست و شنونده Involve نمیشه.
باز هم صبر کردم تا صدا بیشتر جا بیفته ، مشکل این بود دمای هوای اتاق نسبت به هفته پیش حداقل ۱۵ درجه تغییر داشت و فضای اتاق خیلی سردتر از گذشته بود. نکته دیگه اینکه آمپلی فایر Conrad-Johnson چند روز پیش بخاطر یک تست مدتی از برق جدا شده بود و وقتی ما صداش رو شنیدیدم مدت زیادی نبود که به برق وصل شده بود. حدس زدم کاهش زیاد دما هم روی بلندگو تاثیر داشته و هم روی الکترونیک و خصوصا کریستال کلاک دیجیتال و سرد بودن سیستم باعث چنین فاصله ای از حالت ایده ال شده.
البته دوستانی هم به من گفتند اون شب که خیلی از صدا تعریف کردی و گفتی هوش از سرت رفت شاید بقول معروف “عرقش خوب بوده” اما من به خنده به دوستان گفتم اکبری یه اعتقاداتی داره و محال ممکنه لب به آب شنگولی بزنه و هم به گوشش اعتماد داره و هم بعد این سالها محال ممکنه یک صدایی به سادگی Impress اش کنه.
باید معجزه آکوستیک رو باور کرد و از نگاه من چاره ای جز این نیست. من معتقدم اگر Musical ترین سیستم صوتی (با هر قیمتی حتی بالای ۱ میلیون دلار) رو در خانه تان بشکلی عالی Setup کنید و به همه نکات هم توجه کنید حداکثر از ۱۰% کارایی و Musicality سیستمتون صدا خواهید گرفت.
برگردیم به خانه آقای آرمن که صدا در حال پخش بود و من تمام تمرکزم روی صدا بود ببینیم تا مشکل از کجاست. صدا حس و حال نداشت و اطلاعات میکرو صدا حذف شده بود و تا حدی هم شنونده رو پس میزد و اجازه لذت بردن نمیداد.
با افزایش فرکانس بافت صدا خشک تر و حالت راحت و طبیعی صدا کم میشد بعلاوه اینکه صدا جذاب و شنیدنی نبود. کمی اعصابم به هم ریخت چون بیش از یک ساعت بود که صدا به حالت گذشته برنمیگشت و حتی نزدیک هم نمیشد. صدایی که من قبلا شنیده بودم کشش وصف ناپذیری داشت اما این صدا نه تنها کششی ایجاد نمیکرد بلکه شنونده رو اذیت هم میکرد. چه تناقض بزرگی؟!
باید بگم وقتی میبینی مقیاس تغییر خیلی زیاد میشه و هرچی فکر میکنی میبینی چیزی تغییر نکرده اعصابت به هم میریزه.
من هنوز روی صندلی راننده ننشسته بودم و روی صندلی بغل به صدا گوش میدادم. من تجربه سرد شدن سیستم و تاثیرش رو روی صدا داشتم و میدونم یک دستگاه با کاهش زیاد دما و از برق جدا بودن اون حالت راحت و اون Lushness رو از دست میده اما صدا فقط مشکل Lushness نداشت بلکه اعصاب خورد کن پخش میشد.
جالبه بدونید dCS یک نشانگر دمای داخلی داره که دمای داخل dCS رو نشون میده، برام خیلی جذاب بود و تابحال ندیده بودم دستگاهی دمای داخلش رو نشون بده و دمای dCS نسبت به گذشته تغییر داشت.
کمی برای دوستان در مورد تاثیر سرما سخنرانی کردم اما واقعا اعصابم خورد بود و خودم این مقیاس رو باور نداشتم. از اونجایی که در خانه جناب آرمن قبلا یک معجزه رخ داده بود گفتم شاید بازم یک معجزه دیگه در حال اتفاق هست.
کمی وضعیت خودم رو چک کردم، اون شب من خیلی سرحال بودم و کیفم کوک بود و خیلی هم حوصله شنیدن داشتم اما صدا بجای اینکه منو دعوت به شنیدن بیشتر کنه منو پس میزد.
بافت صدا اون حالت مخملی و حریر مانند رو نداشت ، در ولوم های بالاتر کاملا شنونده رو اذیت میکرد و اصلا نمیشد به صدا ولوم داد، در پس زمینه آرامش شنونده رو به هم میریخت و نه از اون Low Level Information خبری بود و نه از Harmonic Richness و نه از اون حالت Layered بودن تصویر و نه از شفافیت و Musicality گذشته و نه از اون Depth و air و حس و حال.
صدا از ۱۰۰۰ اومد زیر ۱۰۰ و شد مثل سیستمهایی که ما تو خونمون دارم.
هم حالت ۳D در تصویر هر ساز رفت و هم صدا اون decay رو نداشت. انگار چشممون رو میبستیم احساس میکردیم یک Solidstate بد داره صدا رو بشکلی mechanical پخش میکنه و به شنونده بد و بیراه میگه.
تفاوت رکوردهای خوب با بد خیلی کمتر شد و انگار یک ماسکی به صدا زدند که تمام زیبائیهاش رو گرفت و اعصاب منو به هم ریخت.
خدایا چرا اینجوری شد؟ دختری زیبا شد پیرزنی …
صدا قبلا منو نوازش میکرد و کاملا در موسیقی فرو میبرد اما الان …
با اینکه مقیاس تفاوت خیلی زیاد بود به تجربه ام شک نکردم و گفتم من قبلا ۱۰۰۰ شنیدم اما الان دارم زیر ۱۰۰ میشنوم و باور نکردم قبلا Impress شدم. احساس اکبری در مورد صدا بهش دروغ نمیگه ، مطمئن باشید و کمی صبر کنید!
دوست خوبمون که میهمان آقای آرمن بودند رفتند و این سوال براشون مطرح شد که این اکبری که این همه سرو صدا کرده ممکنه تا این حد در اشتباه باشه؟!
من نشستم روی صندلی راننده تا ببینم وضعیت دقیق صدا چگونه هست.
عرض و طول تصویر بنظر تغییری نداشت اما کمی عمقش نسبت به گذشته فرق داشت و هر ساز اون حالت ۳D رو نداشت.
صدا تقریبا مثل گذشته Immediate بود و من در این شاخص تغییری حس نکردم.
هر ساز نسبتا سر جای خودش بود و Scale و حجم صدا خوب بود.
شفافیت کم شده بود اما شکل تغییرش کمی تعجب آور بود، مثلا در سازهایی که در محور عمودی به زمین نزدیک تر بودند وضعیت بدتر بود و البته در فرکانسهای وسط و بالا اون low Level Information مثل Ambience و Texture مخملی و اطلاعات زیاد روی رکورد خراب شده بود.
دیدم کمی تو فرکانسهای پایین تر اون حالت تار بودن بنظرم بیشتر شده اما بدبختی از اینجا بود من رکوردهایی که دفعه پیش اونجا تست کرده بودم رو نیاورده بودم و ۱۰ تا رکورد دیگه رو آورده بودم. فقط دایانا کرال به گوشم آشنا بود که وقتی صدای دایانا اوج میگرفت صدا اصلا قابل قیاس با گذشته نبود.
از آقای آرمن پرسیدم چه تغییراتی داده شد ، گفتند جای لرزه گیر زیر آمپلی فایر کمی تغییر کرد ، صندلی سمت راست برداشته شد و کمی هم روی شیشه ها جاذب قرار گرفت و یک فرش هم زیر پای شنونده قرار گرفت.
بنظرم همه تغییرات کاملا مثبت بود و باید صدا بهتر میشد.
تصمیم گرفتیم یکی یکی برگردیم به حالت قبل و فرش رو از جلوی سیستم برداشتیم تا روی پارکت کف چیزی نباشه. اولش خیلی چیزی حس نشد و گفتیم یک موسیقی ساده تر مثل “زمستان است شجریان” رو بگذاریم که چند دقیقه پیش شنیدیم.
صدا متفاوت شد و ما در صدا دقیق تر میشدیم ، اما نه انگار فرق کرد؟!
دوباره فرش رو انداختیم و بعد دقیق تر به صدای شجریان گوش دادیم ، آرمن گفت انگار صدا تو حالت با فرش پوک تر شده و اون حالت درست رو نداره ، منم قبول کردم.
بیشتر دقیق شدیم و بیشتر در دو حالت شنیدم و Wow ؟؟؟؟؟
اعصابم آروم شد چون صدا زنده شد و برگشت…
الان دیگه خیلی دلمون میخواست ولوم بدیم و صدا بشنویم اما خیلی تا اون لحظه از من انرژی گرفته شد چون خیلی ناراحت بودم.
صدا انگار مثل چشم بندی بود و باور کردنی نبود یک فرشی که همه فکر میکنیم بهتره باشه تا بازگشت رو بگیره تا این حد صدا رو خراب کرده بود.
دیگه به شما حق میدم داستانهای خانه آرمن رو باور نکنید چون منم نمیتونستم چنین چیزی رو باور کنم.
الان دیگه موسیقی رو راحت تا آخر میشنویم و مشکلی نیست. صدا انگار در همه فرکانسها یک انرژی اضافی و آزار دهنده داشت که هم خیلی روی Openness تاثیر گذاشته بود و هم روی درخشش ، شفافیت و Musicality صدا. صدا اون صافی و راحتی و درخشش رو بدست آورد و صدای دایانا در فضا بلند شد.
بعد از برداشتن فرش من مدت خیلی کمی اونجا موندم و آمدم خونه و نشد کاملا روی تفاوت ها تمرکز کنم و خیلی دقیق براتون بنویسم اما یه چیزهایی کاملا مشخص بود.
فرکانسهای Mid/bass تا bass شفافیت و تعریف بهتری پیدا کردند و با احساسی راحت و بدون انرژی اضافی پخش میشدند.
هوم رفت و Tonality صدا درست شد و فرکانسهای میانی تعریف و شفافیت لازم رو پیدا کرد بدون حالت آزار دهنده و مبهم.
جریان و Presence صدا دوباره دوست داشتنی و راحت شد که لذت شنیدن رو برگردوند و اون حالت Horrible محو شد.
به صدا ولوم میدادی و لذت میبردی و با موسیقی همراه میشدی، صدا دیگه فشار و استرسی رو به شنونده منتقل نمیکرد و لذت شنیداری خیلی بیشتر شد. Effect ها زیبای صدا راحت تر و بهتر شنیده شدند و همه چیز رفت سر جای خودش.
قبلا انگار یه چیزی کرده بودند تو دهن دایانا کرال که نمیتونست درست بخونه اما الان وضعیت درست شد و گلوی صدا باز و صاف شد.
صدا قبلا جیغ میزد اما الان با آدم حرف میزنه و نوازشت میکنه، انگار همه نقاط فرکانسی سیگنال که در کنار هم بودند با هم تداخل داشتند اما با جدا شدن فرش صدا باز شد ( ناحیه های مجاور فرکانسی جدا از هم و خیلی واضح تر و Smooth تر شنیده میشدند) و اون ابهام ، ماسک و تنش صدا در Midrange رفت.
صدا از حالت صدا شد موسیقی ….
از نگاه آقای آرمن حتی ریتم هم درست شد و اومد سرجاش ، منم موافق بودم و جریان صدا واقعا در اینتروال های زمانی بهتر شده بود.
من میگم پاسخ فاز فرکانسی اگر درست و Smooth باشه چه انرژی مثبتی به شنونده منتقل میشه .
تجربه واقعا عجیبی بود و انتظار ندارم تا نشنوید باورش کنید اما من میگم HiFi.ir رو جدی بگیرید و بهش اعتماد کنید.
البته صدا دقیقا مثل دفعه پیش نشد و کمی اون Lushness و حالت حریر مانند و جا افتادگی گذشته رو بنظرم نداشت که مقیاسش خیلی زیاد نبود و قابل ربط به سرما بود. یعنی میشد باور کرد سرد شدن کل سیستم و از برق جدا شدن سیستم در این مقیاس میتونه تغییر ایجاد کنه، خیالم راحت شد و رفتم خونه.
من و دوست عزیزم آقای آرمن چند نتیجه گرفتیم:
اول اینکه شما همین حالا حداکثر از ۱۰ درصد کارایی سیستمتون دارید استفاده میکنید و تا درست فضا رو آکوستیک نکنید وضعیت تغییری نخواهد کرد حتی اگر ۵۰۰ میلیون پول سیستم بدید
دوم اینکه آکوستیک یک چیز علمی هست که باید هر تغییری دقیقا تست بشه و اینجوری نیست با فرش انداختن و گلیم به دیوار زدن و پرده آویزون کردن و کارهایی اینجوری بتونیم به صدایی برسیم که در خانه آقای آرمن هست.
کارهای اینجوری فقط و فقط کمی سکوت صدا رو ممکنه زیاد کنه و صدا حالت Dead تر پیدا کنه اما اصلا اون زیبایی موسیقی رو به شما نمیده و همون طور که دیدید ممکنه وقتی داره ابروی صدا رو میگیره بزنه چشمش رو کامل کور کنه …
سوم اینکه یک سیستمی که در مقیاس ۱۰۰۰ داره به شما لذت شنیداری میده حتما همه چیزش درست و حساب شده هست و یک تغییر اشتباه میتونه خیلی راحت اون magic رو از صدا بگیره و لذت شنیداری رو بیارتش زیر ۱۰۰٫
آرمن جان من هرگز فراموش نمیکنم که زیباترین تجربه صدا رو در خانه شما بدست آوردم ، مرسی مرسی مرسی …
خوش بگذره