نگاه من به انتقادات دوست خوبمون مهندس پوینده عزیز

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۸

من تو این چند روز داشتم به نامه انتقادی دوست خوبم مهندس پوینده عزیز فکر میکردم و باید بگم ایشان یکی از عزیز ترین دوستان نزدیک من هستند و اگر انتقادی میشه هر چقدر هم تند اما کوچکترین تاثیری بر دوستی ما و علاقه زیاد من به ایشان نداره. اتفاقا بعد از خوندن نامه به ایشان زنگ زدم و کلی با هم به موضوع خندیدیم J

نامه کمی برای من غیر منتظره بود و فکر نمیکردم چنین اتفاقی بیفته چرا که قبل از این مساله، حتی تا چند روز پیش صحبتی در این مورد نشده بود. منو و مهندس پوینده عزیز همیشه در مورد مسائل ساعتها صحبت و بحث میکردیم و حتی در مورد مسائلی که تفاوت نظری بود ما در این حد اختلاف نظر نداشتیم و هیچوقت تو این سه سال من از ایشان اظهار نظری به این شکل ندیدم.

سعی کردم دنبال دلیلی برای این انتقاد باشم و بفهمم حرف دل این انتقاد چه بوده که بروزش تا این اندازه تند و صریح بود .

نوشته های اخیر من در سایت خصوصا بعد از زمانی که سایت رومی رو میخوندم کم کم ادبیات نوشتاریش تغییر کرد و به سمت ادبیاتی صریح تر و تندتر رفت و البته نگاهم در زمان این نوشته ها با نگاه قبل ام تفاوتی نداشت و فقط ادبیات نوشته ها تغییر کرد و فکر میکنم همون ادبیاتی که رومی در نوشته هاش داشته کمی روی ادبیات نوشته های من تاثیر گذاشت.

شاید چیزهایی رو نوشتم که قبلا هم بهشون معتقد بودم اما به این صراحت بیانشون نکرده بودم آنهم با لحنی نسبتا تند و بی تعارف.

نوشته های اخیر بنظر تاثیر بدی ایجاد کرد و مخاطب تو ذهنش نتیجه گرفت کسی که با این ادبیات دوست نداشتنی و با این لحن مجلات و Audiophile ها رو مورد خطاب قرار میده حتما یا خیلی به خودش مغروره و یا خیالاتی شده و فکر میکنه با جایگاهی که تو ذهنش برای خودش فرض کرده میتونه همه رو زیر سوال ببره.

فکر میکنم در پست “مخاطب کم هوش ” خیلی عصبانی نوشتم و مخاطب رو به کم هوشی متهم کردم که از نگاه خودم هم نباید به اون شکل مینوشتم و در پست معرفی Audio Physic هم ادبیات نوشتاریم خوب نبود. بقول آرمن عزیز اگه کسی تو رو از نزدیک ببینه میفهمه آدم Aggressive ای نیستی اما ادبیات نوشته هات ذهنیت دیگری از تو در مخاطب ایجاد میکنه.

از اونجایی که میدونم مخاطبم به صداقتم ایمان داره باید بگم در مطلب “مخاطب کم هوش” واقعا من شخص خاصی رو هدف نگرفتم و کس خاصی رو زیر سوال نبردم و فقط انتقادم از یک نوع نگاه ای بود که باید مورد انتقاد قرار میگرفت اما متاسفانه برخلاف انتظار من دوستانی از این نوشته ناراحت شدند.

نوشتن در این سایت برای من یک تفریح هست و هیچ سود مادی هم برام نداره (نمیدونید چه دردسرهایی هم داره!!!!!) بنابراین دلیلی هم نداره که کسی رو ناراحت کنم خصوصا مخاطبی که همیشه همراهم هست و اگر به هر دلیلی هر کسی رو در طول این سه سال آزرده کردم ازش عذرخواهی میکنم. میشه نتیجه گرفت وقتی اکبری شدید ترین انتقاد ممکن رو از خودش در سایتش میگذاره و ناراحت هم نمیشه که این کار رو کرده بنابراین اگر انتقادی کرده و چیزی نوشته قصدش آزرده کردن کسی و یا زیر سوال بردن کسی نبوده.

امیدوارم لحن نوشته های من به چیزهایی مثل غرور و نگاه بالا به پایین هم ترجمه نشه چرا که واقعا چنین چیزی رو در خودم نمیبینم و معتقدم اگر کسی به اندازه خیلی کمی خودش رو بشناسه هیچوقت به دیگران نگاه مغرورانه و از بالا به پایین نخواهد داشت.

اما در مورد انتقادات :

من فکر میکنم ما به دو شکل میتونیم با آدمها و نظراتشون برخورد کنیم، در روش اول ما نظرمون رو بیان میکنیم و با منطق و دلایلی سعی میکنیم از نظرمون دفاع کنیم و در ادامه سعی میکنیم برای رسیدن به یک پل ارتباطی که ما رو به فضای تفاهم میرسونه نظرات مخالف رو نقد کنیم. منطق نقد نظر مخالف در جهت ایجاد تفاهم در فضایی دوستانه است و نه صرفا رد نظر مخالف.

اما در روش دوم ما سعی نمیکنیم از طریق انتقاد به فضای تفاهم و درک متقابل نزدیک بشیم، بلکه هدف اینه که ما نظر خودمون رو ثابت کنیم و نظر طرف مقابل رو رد کنیم. حالت دوم اکثر اوقات به تفاهم نمیرسه و انتهای مسیر هم خیلی حالت خوبی در اکثر اوقات نداره.

من سعی میکنم از در اول وارد بشم و به برخی سوالات پاسخ بدم تا راهی برای رسیدن به تفاهم پیدا بشه. سعی میکنم به موضوعاتی اشاره کنم که ایشان دلیل ای رو ذکر کردند چون برخی از انتقادات ایشان حالت کلی دارد و اشاره دقیقی ندارد.

اولین چیزی که بشکل واضحی زیر سوال رفت سطح آگاهی و درک من از صدا و موسیقی بود که بسیار ابتدایی و در حد بسیار پایین (تقریبا صفر J) فرض شد. این ادعا نظر دوست خوبمون بود و بیشتر یک جمله خبری بود تا انتقادی و من هم بدلیل خبری بودن جمله سعی نمیکنم پاسخی بهش بدم . بهر حال هر کس نظری داره و نظر هر کسی برای خودش محترمه.

پاسخ به برخی از انتقادات ایشون مثل بی ارزش شمردن مجلات های فای، در نوشته های قبلی ام هست و میتونید اونها رو بخونید. در مورد مجلات میتونید سایت آرتور و رومی رو هم بخونید، اونها دقیقا توضیح دادند چرا مجلات کارکردشون بیشتر برای بازار هست تا کاربر.

نکته ای که باید بگم اینه که من سواد آقای رابرت هارلی و ژان آتکینسون رو زیر سوال نبردم (اونها خیلی بیشتر از من و شما صدا شنیدند) و تنها به این مساله اشاره داشتم که بیشتر اینها در چهارچوب بازار حرکت میکنند. یکی از مثال های بارزش مصاحبه رابرت هارلی با آقای دیوید ویلسون هست که تو اون مصاحبه آقای ویلسون تاکید کرده با رفتن تو یکی از سالن های کنسرت به نتایجی رسیده و با تغییر در بلندگوی الگزاندرا مدل ایکس ۲ رو بیرون داده. نمیگم ویلسون الگزاندریا ایکس ۲ خوب نیست چون حتی آدم رادیکالی مثل رومی معتقده از ویلسون الگزاندریا میشه صدای خوبی شنید اما اگر کسی به اندازه دو کلاس از فیزیک پایه بدونه میفهمه آقای رابرت هارلی چه چیزهای خنده داری رو برای مخاطبش نقل کرده و چطور با خنگ فرض کردن مخاطبش سعی در به جریان انداختن بازار داره، یا اخیرا مایکل فرمر از یک آمپ ۱۰۰۰ واتی میوزیکال فیدالیته طوری تعریف کرده که دیگه این آمپ حتی شنوندگانی که از Single ended های لامپی کم توان استفاده میکنند رو هم راضی میکنه.

این جور حرف ها نه نشان از خنگی مایکل فرمر داره بلکه نشان از خنگ فرض کردن مخاطبان Stereophile داره که هر ساله بر اساس این تحلیل ها پول هایی رو پرداخت میکنند و در مسیری حرکت میکنند که استریو فایل بهشون نشون میده.

یا یکی از رابرت هارلی میپرسهASL دارم میخوام Spectral بخرم، نظر شما چیه؟ اونم میگه خیلی Spectral شفافه و کسی نمیاد بگه آقای رابرت هارلی، درسته سوال کننده نمیدونه چی داره میگه اما شما چرا بهش نمیگی گودرز چه ربطی به شقایق داره؟!

اما تحلیل گرانی هم هستند از نگاه من درک و تجربشون به اندازه ای که باید نیست و میبینیم که در عین ناباوری یک تحلیل گر دو کامپوننت که استاندارد پین بالانس اونها فرق میکنه رو به شکل اشتباهی به هم میزنه و بعدش کلی از فوروارد بودن مینویسه و نمیدونه که پولاریته سیگنال عوض شده و یا برخی از اونها طوری مطلب مینویسند که کاملا مشخصه تسلط لازم رو ندارند (مثل تحلیل ای که استریو فایل از weiss medea کرد و یا بیشتر نوشته های wes philips).

من معتقدم کاربران در ایران و در دنیا بابت حرف های غلطی که فروشندگان بهشون میزنند و مسیر اشتباهی که مجلات بهشون نشون میدهند دارند ضررهای زیادی میدهند و از نظر من یک رسانه اگر به اعتماد مخاطبش پاسخ درستی نده قابل سرزنش هست. اگر در این مورد کمی تند مینویسم دلیلش اینه که دوست دارم کمی مخاطبم بیشتر به این موضوع دقت کنه و به سادگی به نوشته های مجلات اعتماد نکنه.

در مورد اینکه ایشون گفتند “من دچار یک توهم شدم که فکر میکنم هرچی میگم درسته” باید بگم هر آدمی با عقل سالم تا مطمئن نباشه نظرش رو اعلام نمیکنه، منم چیزهایی رو که فکر میکنم درسته میگم و اگر بعدا ببینم نظراتم تغییری داشته حتما بیانش میکنم.

در مورد ادبیات تند نوشتاری و استفاده از عباراتی مثل “در پیت” حتما تجدید نظر میکنم و سعی میکنم دیگه ازشون استفاده نکنم و احساس مخاطبم رو محترم بشمارم.

من فکر نمیکنم اطلاعات یک آدم از موسیقی کلاسیک و یا داشتن تجربه رفتن به کنسرت زنده کلاسیک یک شرط لازم برای درک صدای سیستم ها باشه هرچند قبول دارم داشتن یک رفرنس از اجرای زنده سازها و آگاهی بیشتر از موسیقی تا حدی میتونه کمک کنه در این مسیر بهتر جلو بریم اما از نگاه من شرط لازم نیست چون فضای درک صدا بیشتر Relative هست تا مطلق و وابسته به یک رفرنس.

این موضوع جای بحث خیلی بیشتری داره که تو ادامه بحث Subjective Audio Reviewing مطرحش خواهم کرد اما بطور خلاصه باید بگم من چیزهای مورد نظر مهندس رو شرط لازم برای درک صدا نمیبینم.

اما در مورد صدای ویتوس :

من دلم میخواد شرایطی پیش بیاد که همه بتونند در شرایط خوب صدای ویتوس رو بشنوند چون در شرایط خوبه که ما میتونیم به درک مشترک نزدیک بشیم. من تلاش دارم اول از همه با تست هایی در صورت امکان مفهوم دقت رو تو ذهن این دوستمون به عبارات مشخص های فای ترجمه کنم و بعد بتونم دقیقا براشون توضیح بدم که این ایراد به کجا و کدوم بخش برمیگرده تا به یک تفاهم در مورد این اختلاف نظر برسیم. چون در حال حاضر امکان شنیدن صدا به طور مشترک آنهم در یک فضای خوب نیست مجبورم از یکسری دلایل کمک بگیرم تا نشون بدم این اظهار نظر نمیتونه درست باشه.

ایشان در مورد صدای ویتوس گفتند متوجه یک خطای فاحش در صدا شدند که نشون میداد این آمپلی فایر حتی در حد ابتدایی هم صدای خوبی نداره.

یک اظهار نظر تا این حد تند اونهم در مورد ویتوس ای که صداش قابل مقایسه حتی با همه آمپلی فایرهای Solidstate دیگه نیست این احتمال رو بالا میبره که منطقا شنونده چیزی رو با چیز دیگه اشتباه گرفته.

اجازه بدید نظر یک نوازنده رو اینجا بیاریم :

یک نوازنده حرفه ای ساز در جنوب شرق (آقای J. Lam) آسیا در مورد ویتوس گفته تنها آمپلی فایری که هر چهار نوع حس در صدا رو حتی بهتر از FM Acoustics و Burmester منتقل میکنه Vitus هست و حتی در مورد بازسازی صدای سه ساز گیتار، ویولن ، پیانو با ویتوس نظرش رو اینجا داده ببینید :

سیستم دمو Pre/Power ویتوس با بلندگوی Kharma بوده :

http://www.6moons.com/audioreviews/vitus/vitus_2.html

J. Lam comments on the SL100 from a musician’s point of view

With reference to Linnman’s review, much has already been said about the fact that the SL100 remains the preamp of complete fluency and articulation. Written notes fail to convey my feeling of indebtedness to the Vitus SL100. Hence I shall not even attempt to do it justice. The present SL100 is a pleasing gift because it reveals the players’ techniques and subsequently serves the emotional exchange between the listener and the performers. I believe this preamp reflects more than one level of musical appreciation. Let me share my feelings in accordance with different musical instruments.

Guitar

Some preamps are designed in such a way as to sound especially smooth and coherent in certain frequency regions but often compromise microdynamics with, for example, the distinct vibrations of different guitar strings. It is crucial for a guitar player like me to easily distinguish the tension of individual guitar strings because variation of tension amongst them requires not only different playing techniques but also carries the musical theme between the accompaniments and as intended by the performer. Notwithstanding the prestige of the FM Acoustics 268 linestage — heard during various occasions in Hong Kong — which rewarded me with an exciting HiFi experience characterized by thundering macrodynamics, it also inflated the tension of guitar strings, creating a very abnormal experience in turn. The current SL100 preamp not only transfers the guitar sound with the true tension of the strings intact but also conveys the accurate sound of the pickup in connection with the player’s technique. Frequency responses and sensitivity to resonances of any particular guitar are reflected honestly by the SL100.

Violin

As Linnman mentioned earlier, the SL100 provides for fantastic wooden resonances. I believe part of this stems from the correct refraction of the musician’s use of the bow. Essential techniques such as staccato (rapid movement of the bow), tenuto (long and soft extension of a single note), slur (slide from one note to the next on the same string), trill (continuous finger tap on fingerboard and string) and vibrato (energized sounds) are vividly revealed when listening to Michael Rabin’s interpretation of Paganini’s Violin Concerto No.1 in D Major [EMI Classics]. Composers often call for flageolet harmonics on stringed instruments. The most commonly executed is the 4th. This particular sound presents a difficult task for high-end audio because the fourth harmonic has four times the fundamental frequency and is thus two octaves higher. The SL100 correctly reproduced this special hollow flageolet sound without crowding out macro performance. In my own experience, Linnman’s previous Goldmund reference system couldn’t handle the reproduction of such harmonic decay as eloquently as the SL100.

Piano

With reference to the Magic of Horowitz [DGG disc 2, track 3 "K511 Rondo by Mozart"], the SL100 enables me to thoroughly understand the fingering techniques of this legendary pianist. In his 1932 interview, Horowitz once said that “The finger must have a consciousness of the movement which makes the singing melody.” I think what he meant was to connect the melodic note to the hand whilst every finger must feel its tone. The SL100 reproduces those crucial decisions to transcribe for the audience a lyrical experience of a highly percussion instrument in an expressive manner of stunning realism. Horowitz’s skills of staccato (lifting the finger up as soon as it has struck the key) and legato (a smooth transition which is done by keeping down the first key until the next is depressed so that the strings vibrate sweetly into one another) are flawlessly revealed. The clear prolongation of the piano sounds and the accurate vibrational portrayal of the piano’s strings combine for a very non-standard piano performance whose aural aesthetics are beautifully sculpted by the artist. The SL100 pays serious attention to the harmony of a musician’s soul and his craft via its astonishing transparency that operates alongside vivid portrayals of microdynamics. It’s all in the service of recreating numerous monumental recordings of legendary performers of the past.

Nautrally, product reviews are mere tokens of critiques or appreciation. More often than not they fall short of conveying the full extent of gratitude experienced. I believe many audiophiles know the price of HiFi but not the value of it. Linnman, you are correct – the SL100 is for real and mature music lovers.

فراموش نکنید که این نظر، نظر یک تحلیل گر صدا نیست بلکه نظر یک نوازنده حرفه ایست که با موسیقی بشکل حرفه ای آشناست.

من معتقدم وقتی یک کامپوننت در شرایط خوب دمو نمیشه، اظهار نظر در مورد محدودیت های اون کامپوننت راحت نیست و تنها میشه یک حدس هایی زد و من تابحال ندیدم هیچ تحلیلگری در شرایط خیلی بد دمو به شکلی رادیکال در مورد محدودیت های یک کامپوننت نظر بده، اونم کامپوننت neutral ای مثل ویتوس.

حتی آقای مایک (Audio Federation) وقتی ازشون در مورد ویتوس پرسیدم گفته بودند این آمپلی فایر به راحتی خودش رو تو خیلی از Setup هایی که تو نمایشگاه ها شنیده نشون نمیده و معنی این جمله اینه ویتوس اونقدر Neutral هست که به سادگی نشه محدودیتی براش قائل شد چه برسه به اینکه تو یک شرایط خیلی بد دمو بخواهیم ازش خطایی به این بزرگی بگیریم.

فکر میکنم نگرانی من از اظهار نظر دیگران در مورد صدای ویتوس در اون شرایط دمو بیجا نبود چرا که تو تحلیل صدای ویتوس همون ابتدا توضیحاتی در مورد با احتیاط اظهار نظر کردن دادم.

بارها تاکید کردم که اکثر شنوندگان صدای خوب رو مساوی کامپوننت خوب و صدای بد رو مساوی کامپوننت بد فرض میکنند و این باور تبدیل به اظهار نظراتی میشه که از نگاه من قابل اطمینان نیست.

من معتقدم نه تنها دوست خوبمون مهندس پوینده عزیز بلکه بیشتر کاربران در ایران هنوز نه با نوع تاثیر آکوستیک بر صدا آشنا هستند و نه باور دارند آکوستیک میتونه تا چه اندازه صدا رو خراب کنه و برای همینه من فکر نمیکنم بتونم تا شرایط دموی خوب فراهم نشه به کسی بقبولانم آنچه میشنود تا حد زیادی نتیجه آکوستیک هست.

شب خوش

نقدی از دوست بسیار خوبم مهندس پوینده عزیز

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۸۸

دوست بسیار خوبم مهندس پوینده عزیز که همیشه تو این سالها پشتیبان من بودند و به حق بیشترین دلگرمی ها رو به من دادند نامه ای به من نوشتند و در این نامه ایرادات کار منو از نگاه خودشون به من یادآوری کردند.

من خوشحالم که دوست بسیار عزیزی مثل ایشان دارم و فکر میکنم تو دنیای ما انسان های دوست داشتنی مثل ایشان خیلی کم هست و من احترام خاصی برای ایشان و صداقتشون قائلم.

انتقاد این دوست عزیز برای من بسیار بسیار با ارزش هست و من خوشحالم که ایشان نظرشون رو در مورد نوشته های من بیان کردند.

متن نامه به شرح زیر هست و من از دیگر دوستان هم میخواهم اگر انتقادی دارند در بخش نظرات همین مطلب بگذارند تا من یکی یکی به همه انتقادات پاسخ بدم.

Story of a love affair .…and rainy days !!

It is been almost three years that I know  Mr. Amir Hossein Akbari. He is not only a good  friend  but also an audiophile that for years has been active in promoting high end audio in Iran . Through hard working and perseverance he has been  able to construct  a descent InterNet site for high end audio  which provides opportunity for music lovers and audiophiles to navigate and enjoy articles and exchange views and opinions.
He  knows and acknowledges that during this period   I was  probably the only one who has always provided  full support for him and admired  his efforts in promoting this hobby and I  particularly  support  his website of HIFI.IR on the internet.   I  also occasionally  made my  criticism on his views and his approaches to high end audio and music and sometimes warned him of the   pitfall of becoming  self centered and egoistic on this issue  .  A typical trap for  those enthusiasts  who have  limited  knowledge on   a subject but a mouthful of irrelevant words and statements which  eventually  leads to their destruction  and ignorance !!
I have recently found his   views and reviews on  high end equipment , either intentionally or unintentionally,   inaccurate, irrational and one sided. He has  tangled himself in  this illusion that whatever he recommends or reviews  is  perfect and flawless  . He reprimands,  blames, puts down  and irrationally criticizes   audiophiles in Iran and even passes the line that  great world known manufacturers and designers  are mostly  stupid , incompetent and   their products  are worthless!!
In my opinion, and as I have said it before,  Amir Hossein ‘s   knowledge and experience in  fundamental of music and  high end  is   primitive,  limited and on many occasions wrong. His experience and  knowledge   still needs to improve and develop . As long as his vision in music  is limited to Moeein and Diana krawl  , knowing the  fact that he hardly , if ever , has attended a decent classical concert in his life , statements of this sort are  irresponsible , emotional and destructive .  WHERE HAS HE EXPERIENCED THE TRUE TIMBRE ACCUARCY of a violin, oboe, viola or cello?  In his last article on HIFI. IR  he considers magazines like   Stereophile   and Absolute sound  worthless and  “darepiit” !!!!   not to mention he considers   individuals like Robert Harly, John Atkinson, Martin Colloms , Gordon Halts … unskilled, novice and musically illiterate! A true indication of ignorance!!
I could have disregarded or ignored his  views and comments again  but for the sake of our friendship , rules of formalities and ethics  I felt obliged to  answer and respond to his  often inaccurate and incorrect judgment and reviews of high end equipment.
In his latest review of Vitus Integrated amplifier which I auditioned for three hours  I noticed a big flaw in his judgment which again proved to me that he does not know the basics of a good amplifier .  Vitus lacks  precision in rendering music which  is the most important feature of a good amplifier!
As always  I admire his hard work and endless effort in promoting high end audio in Iran    . I know he has been all alone  in  this ordeal but he should definitely try to expand his expertise in this ground and try to truly understand the fundamental aspects of good music system before he can make any judgment or statement .
I would not hesitate to provide all my support  and  affection  for him to stay fresh and active in this  journey , no matter how  long will it take but again emphasize on thes fact that  he needs to re-evaluate his approach to music and must learn his limits and boundaries.
And finally  my dear friend :  “  Music and high end audio  on this planet is not  just limited to  three individuals :    Amir, Armen and  Rummie!!!

Good Luck !

بخش نهم Subjective Audio Glossary & Audio Reviewing

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۸

brain-balance

تاخیر منو ببخشید، هر از چند گاهی از این تاخیرات دارم ، دلایل مختلفی داشته اما مهم اینه های فای اونقدر برام جالب هست که ادامه بدم. یه چیزایی دست گرمی نوشتم تا کم کم مثل گذشته همراه شما باشم.

پیشنهاد میکنم اگر حوصله داشتید کتاب “حقیقت و زیبایی” درسهای فلسفه هنر استاد بابک احمدی رو بخونید، هرچند ربط مستقیمی به بحث ما نداره اما فکر میکنم برای عده ای جذاب باشه. منم سعی میکنم بعد از خوندن کتاب چیزهایی که تا حدی به نگاه ما به های فای و زیبایی صدا مربوط بشه رو به نقل از کتاب براتون اینجا بیارم.

من تا این لحظه در مورد مفهوم میوزیکالیتی صدا نوشتم و فکر میکنم لازم باشه کمی هم به گیرنده پیام یعنی شنونده موسیقی بپردازم.

به اعتقاد رومی بخش آنالیز صدا در مغز و بخش ارتباط با موسیقی در مغز فرق میکنه و همونطوری که قبلا گفتم ما سه دنیای تقریبا متفاوت داریم. یکی دنیای لذت بردن از موسیقی ، دیگری دنیای صدای خوب و آخری هم دنیای کامپوننت های های فای.

این سه بخش خیلی ربط مستقیمی به هم ندارند و تقریبا از هم مجزا هستند، به عبارتی مغز انسان سه بخش متفاوت برای ارتباط با این سه فضا داره.

بخش لذت شنیداری که همون شنیدن موسیقی هست ارتباط مغز با خود موسیقی هست و بخش صدای خوب همون درک شاخص های صداست که مغز سعی میکنه با تحلیل صدا و درک مسیر بهتر شدن بر اساس سلیقه شنیداری به جلو بره. در بخش دوم هدف بهتر کردن و بعبارتی میوزیکال تر کردن صداست که همه ما درگیر این مقوله هستیم. افراد عادی و حتی استادان موسیقی شاید هیچوقت وارد این فضا نشوند و همیشه مغز اونها در مد ارتباط با خود موسیقی کار کنه.

یک استاد موسیقی وقتی ازش در مورد صدای بهتر پرسیده شد گفت من تابحال به این موضوع فکر نکرده ام شاید به این دلیل که الزامی برای داشتن صدای خوب رو حس نکردم. بنظر من این عبارت “الزام نداشتن” خیلی مهم هست و نشون میده حتی از دید یک استاد موسیقی لذت بردن از موسیقی ربطی به خوب بودن صدا از نگاه شاخص های صدا نداره.

بنابراین های فای به معنی صدای بهتر یک الزام برای لذت شنیداری نیست.

جالب اینکه اکثر Audiophile هایی که ما باهاشون برخورد داریم خیلی تو مد موسیقی گوش کردن نیستند و بیشتر در دو مد آخر قرار میگیرند و بقول دوست بسیار خوبم مهندس فرشیمی عزیز که می گفتند “من فکر میکردم با آشنا شدن با دوستانی که به های فای علاقه مندند، با کسانی آشنا میشم که اطلاعات زیادی از موسیقی دارند و زیاد به موسیقی گوش میکنند اما اصلا اینطور نبود”.

این مساله نشون میده دنیای کسانی که خیلی به موسیقی علاقه مندند در حالت کلی رابطه مستقیمی با کسانی که به های فای علاقه مندند نداره و هر کدوم اینها فیلد جدایی است.

از نگاه من هزینه کردن برای صدای بهتر جالبه هرچند معتقدم در حالت نرمال باید یک تعادلی بین لذت بردن از موسیقی و های فای (به معنی دنبال بهتر کردن صدا بودن) برقرار باشه چون در نهایت آنچه که مهم هست خود موسیقی و لذت شنیداری است اما انگار این تعادل در بین Audiophile های دنیا کمتر دیده میشه.

ما یک دنیای دیگه هم داریم که تقریبا اکثر Audiophile ها اون رو با دنیای های فای به معنی رسیدن به صدای خوب اشتباه میگیرند. این فضا مربوط به فضای کامپوننت هاست، به این معنی که بسیاری از Audiophile ها دوست دارند در طول زمان سیستم ارتقاء بدهند و از این بازی لذت ببرند. البته های فای بازی به معنی تغییر مدام کامپوننت ها چیز بدی از نگاه من نیست اما مشکل اینجاست که بیشتر این نوع کاربران فکر میکنند دارند با خرید کامپوننت جدید صدا رو بهتر میکنند.

من معتقدم های فای به معنی رسیدن به صدای بهتر تقریبا ربط چندانی به خریدن کامپوننت بهتر و گرانتر نداره و تقریبا همه صداهای خوب یک شرایط خاص دارند که نتیجه پارامترهایی (مثل آکوستیک و …) غیر از پول زیاد برای کامپوننت دادن هست. البته دوباره تاکید میکنم اینطور نیست که ما حتی در بهترین شرایط ادعا کنیم یک سیستم پیچیده ارزان (مثل ضبط هایی که تو جمهوری پیدا میشه) صدای خوبی میده و دیگه لازم نیست کسی هزینه کنه نه؟ های فای از نظر انتخاب کامپوننت ها یک حداقل هایی داره که من قبلا عدد ۵ میلیون رو گفته بودم و البته این عدد قابل بحث هست و اصلا حالت قانون نداره.

من معتقدم همونطوری که باید تعادلی بین دنیای شنیدن و لذت بردن از موسیقی با دنیای به صدای بهتر رسیدن برقرار بشه باید تعادلی هم بین صدای خوب گرفتن با خرید کامپوننت بهتر برقرار بشه.

این تعادل ها در میان Audiophile ها در ایران بچشم نمیخوره، چرا؟

اکثر اونها خیلی به موسیقی گوش نمیکنند و بیشتر بفکر صدای بهتر هستند و البته مشکل اینه که حتی برای صدای بهتر بجای وقت گذاشتن روی چیزهای کم هزینه ای مثل آکوستیک و یا مکان بلندگو همچنان بفکر خرید کامپوننت جدید هستند.

حتی دانستن (دوستی میگفت آگاهی در عمل با دانایی فاصله داره) خیلی از مسائل هم خیلی روی این نوع عدم تعادل تاثیر نگذاشته و با اینکه خیلی ها میدونند بدون آکوستیک صدا خوب نیست اما همچنان به مسیر خودشون ادامه میدهند.

من قصد ندارم از این عدم تعادل در بین شنوندگان انتقاد کنم و همه رو با این منطق ارزش گذاری کنم اما به شخصه از مصاحبت با Audiophile ای لذت میبرم که این تعادل رو برقرار کرده باشه.

از نگاه من نتیجه نهایی بدست آمده از تعادل بین این سه فضا در مقایسه، از نتیجه نهایی عدم ایجاد تعادل در سه بخش خیلی بهتر هست و ما در حالت عدم تعادل به اندازه آنچه از دست میدهیم بدست نمی آوریم.

اگر بیش از حد به جای موسیقی شنیدن به خود صدا دقت کنیم از لذت شنیداری کم کردیم. من تا حدی بخاطر دقت زیاد در صدا وقتی با صدایی مواجه میشم بیشتر از یک شنونده معمولی به خود صدا دقت میکنم تا به موسیقی و این مساله اگر زیادتر بشه اصلا خوب نیست و موقع شنیدن یک قطعه موسیقی اون بخش از مغز من که قراره با موسیقی ارتباط برقرار کنه تحت تاثیر اون بخشی قرار میگیره که صدا رو آنالیز میکنه و به ایرادات صدا توجه میکنه.

گاهی به خودم میگم خوش به حال کسانی که اصلا نمیدونند صدا ها با هم تفاوت دارند و در هر شرایطی به موسیقی توجه میکنند؟!!

اگر بجای وقت گذاشتن برای صدای خوب با هزینه های کم مثل مکان بلندگو همش به خریدن بلندگوی جدید فکر کنیم نتیجه نهایی مطلوب نخواهد بود و برعکسش هم صادقه ، اگر کلی برای صدای خوب به آکوستیک و چیزهای دیگه بپردازیم و اونوقت برای خرید یک کامپوننت خوب با قیمت معقول صرفه جویی کنیم و یک کامپوننت خیلی پایین تر رو بخاطر صرفه جویی بخریم بازهم نتیجه نهایی مطلوب نیست.

من اینطور فکر میکنم و شاید شما نگاه دیگری داشته باشید.

البته عواملی هست که همیشه این تعادل رو تحت تاثیر قرار میده ، مثلا من به دوستی میگفتم وقتی در کشور ما تولید کیفی موسیقی سنتی خوب بیاد پایین طبیعتا میزان علاقه من به خریدن آلبوم های جدید میاد پایین چون فکر میکنم آلبومهای جدید چیز جذابی برای شنیدن ندارند و به سمت شنیدن آلبوم های با ارزش ای که در گذشته شنیدم کشیده میشم و در پی اون ممکنه این کمبود وجود آلبوم موسیقی خوب و شنیدنی جذابیت های فای رو در من در مقایسه با شنیدن موسیقی پررنگ تر کنه.

خراب کاری صنعت احمق صدا هم بی تاثیر نیست ، آقای فاطمی نماینده Audio Note در ایران به من میگفتند از زمانی که دیجیتال جایگزین آنالوگ شد علاقه به شنیدن موسیقی کلاسیک هم تا حدی کمتر شد.

رومی اونجایی که میگه من با شنیدن دیجیتال سعی میکنم فراموش کنم که دارم به چه سورسی گوش میکنم هم به این اصل برمیگرده که رومی نمیخواد لذت شنیداریش و اون تعادل به هم بخوره و ذهنش متوجه ایرادات صدا بشه.

خوندن مجلات درپیتی مثل Stereophile و Absolute Sound و برخوردهای مداوم با فروشندگانی که دائما این حس رو القاء میکنند که باید کامپوننت جدیدتر و گران تر رو بگیری تا صدای بهتری داشته باشی هم روی بر هم زدن این تعادل ها تاثیر داره.

عدم تعادل تا حدی باعث ایجاد وسواس میشه، وسواس صدای بهتر ، وسواس عوض کردن و ارتقاء به سیستم جدید و … که نتیجه اون خیلی خوشایند نیست. حتی شنیدم کسانی با درآمد کارمندی در ایران پول هایی برای های فای دادند که خیلی براشون سنگین تموم شد و هیچوقت هم نتیجه دلخواهشون رو نگرفتند.

از نگاه من Audio Hell یا همان جهنم های فای به نوع ارزیابی ما از صدا برنمیگرده (مقاله طراح آودیو نت) بلکه به عدم تعادل این سه بخش برمیگرده و من فکر میکنم تعادل و بالانس نتیجه بهتری از افراط و تفریط داره هرچند خودم خیلی دیر به این مساله پی بردم.

Vitus Audio in Iran , My Favorite Solidstate Amplifier

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۸۸

vitus-sm-101

چه کسی فکر میکرد روزی آمپلی فایری به ایران بیاد که صداش خیلی زیباتر و Emotional تر از تصور نهایی ما از تکنولوژی Solidstate  باشه.
خوشحالم که هم ASR Emitter و هم Vitus که هر دو به پیشنهاد من به ایران اومدند خیلی فراتر از انتظار ظاهر شدند.
خوشحالم که شرکت های وارد کننده این دو برند پاسخ اعتمادشون رو به پیشنهاد من گرفتند و صدای این دو آمپلی فایر واقعا با نمونه های دیگه ای که در ایران هست (حداقل در کلاس قیمتی خودشون) قابل مقایسه نیست.
واقعیت اینه بعد از چند ماه تحقیق که Vitus رو معرفی کردم و قرار شد یارامانا اون رو بیاره ، به خودم میگفتم نکنه Vitus تفاوت صداش با آمپلی فایرهای رفرنس دیگه ای چون Krell Evolution One/Two که واقعا صدای Neutral ای دارند خیلی زیاد نباشه و من که ادعا کرده بودم ویتوس صداش از همه این آمپلی فایرهایی که به ایران اومده خیلی بهتر هست و اعتبار و آبروم رو روی این جریان گذاشتم کمی زیر سوال برم؟!
خوشبختانه ویتوس خیلی بالاتر از انتظار من ظاهر شد و من برای اولین بار از یک آمپلی فایر Solidstate صدایی شنیدم که باورم نمیشد این حس و حال در موسیقی رو یک آمپلی فایر Solidstate داره به من میده.
باور کردنی نبود، ویتوس کاملا یک کلاس بالاتر از همه آمپلی فایرهای رفرنسی که در ایران شنیدم صدا رو رندر میکرد و حتی مدل SS-101 که قیمتش زیر ۳۰ میلیون هست کاملا صداش از Pre Power های بالای ۹۰ هزار دلار هم یک سروگردن بالاتر بود.
من همیشه میگفتم حتی مدل ۲۵ واتی SS-010 رو که قیمتی زیر ۲۰ میلیون داره به این شرط که به یک بلندگوی Match بزنید صداش حتی از Solidstate های بالای ۹۰ هزار دلار هم بهتر خواهد بود و این ادعا الان در ایران قابل اثبات هست.
من مدل Vitus Audio SS-101 Signature Series رو شنیدم که یک Integrated Amplifier پنجاه واتی Class-A هست. این آمپلی فایر زیباترین آمپلی فایری هست که تا به امروز به ایران اومده و وزنی معادل ۸۰ کیلو (۱۷۶ پوند) داره. فقط کافیه این آمپلی فایر رو از نزدیک ببینید تا باور کنید ممکن نیست آمپلی فایری ساختی بهتر از این آمپلی فایر داشته باشه.
فقط یک ورودی بالانس و یک ورودی غیر بالانس داره و طراحی مداراتش کاملا ساده و مینی مال هست تا بیشترین حس و حال رو بتونه در موسیقی منتقل کنه.
من ویتوس SS-101 رو با Wilson Audio MAXX II (به گفته دوستان بلندگو کارکردی زیر ۵۰ ساعت داشت و هنوز Break-in نشده بود) و سورس دیجیتال Audio Research CD7 شنیدم. کابل Interconnect از شرکت Burmester بود و کابل بلندگو هم Fadel Art Coherence اگر اشتباه نکنم. کابل برق ویتوس رو طراح شرکت Argento Audio دانمارک ساخته بود و ویتوس هم کل کابل های داخلی اش از نقره بود.
من قبل از نوشتن در مورد صدا لازمه به دو مساله اشاره کنم ، یکی اینکه اگر صدا رو در آکوستیک بد و شرایط نامناسب شنیدیم باید خیلی با احتیاط در مورد صدای یک کامپوننت نظر بدیم و به اعتقاد من وقتی شرایط دمو (از اتاق و مکان بلندگو و …) مناسب نیست بهتره کسانی که تجربه شنیداری بالایی ندارند در مورد یک کامپوننت اظهار نظر نکنند و فقط نظرشون رو در مورد کل صدا بیان کنند.
به اعتقاد من خیلی از ماها این مشکل رو داریم که با تجربه ناکافی و محدودمون وقتی صدایی رو در شرایط غیر بهینه میشنویم بجای نظر دادن در مورد صدا در مورد کامپوننت ها نظر میدیم و اگر صدایی بشنویم که خوب نباشه اون رو اول از همه به حساب کامپوننت میگذاریم.
اینگونه قضاوت های اشتباه رو من در خیلی ها دیدم و متاسفانه این گونه اظهار نظرات در بین دوستداران صدا در ایران و البته در انجمن های های فای دنیا هم زیاد هست.
واقعیت اینه تحلیل صدا از این جهت که یک شنونده بتونه تشخیص بده ایرادات صدا به کدوم بخش ها برمیگرده واقعا کار راحتی نیست و هر کسی این توانایی رو نداره.
دلیل اشاره من به این موضوع اینه که وقتی کامپوننت های با ارزشی مثل ASR Emitter و یا Audio Note Ankoru و یا Vitus رو میشنویم باید به شرایط دمو توجه داشته باشیم و اگر شرایط دمو خوب نبود اون صدا رو به حساب کامپوننت ها نگذاریم.
متاسفانه اکثر اوقات صدا در ایران خوب دمو نمیشه و بیشتر شنوندگان هم نظرات عجیب و غریبی در مورد کامپوننت ها میدن که این مساله خیلی خوشایند نیست.
همین حالا اگر کسی ویتوس رو تو شرایطی که من شنیدم اگر بشنوه شاید خیلی Impress نشه و دلیل این موضوع شرایط دمو هست.
صدا در شرایطی دمو شده بود که نه بلندگو break-in شده بود ، نه کابل درست حسابی داشتیم ، نه آکوستیک مناسب بود ، نه بلندگوی به اون گندگی صداش با اون فضا جور بود ، نه مکان بلندگو مناسب بود و نه ویتوس به طور کامل Break-in شده بود ، نه لرزش ها کنترل میشدند ، نه برق و کابل برق درست حسابی داشتیم ، نه سورس دیجیتال در کلاس دقتی ویتوس بود و …
تو این شرایط طبیعتا یک صدای فوق العاده بیرون نمیاد ، صدای بلندگو با اتاق مشکل داشت داشت و نه تصویر درستی داشتیم و نه دینامیک راحتی ، البته حتی در همین شرایط هم ویتوس توانایی هاش رو به رخ شنونده میکشید و من سعی میکنم نظرم رو در مورد صدای ویتوس بر اساس تجربه هام و تا اونجایی که فهمیدم بنویسم و امیدوارم شرایطی فراهم بشه که پتانسیل کامل این کامپوننت ها مشخص بشه و بشه یک تحلیل کامل تر از صدای این آمپلی فایر دوست داشتنی نوشت.
مساله دومی که باید بدونید اینکه که غیر از تاکید زیادم روی آکوستیک (بیاد بیارید از نگاه من بدون آکوستیک خوب بالای هزار دلار پول سیستم دادن اشتباه هست) و مکان بلندگو و سازگاری بلندگو با اتاق و … در مورد match کردن کامپوننت هایی که به پیشنهاد من وارد ایران میشه هم باید توجه بشه.
من برای ASR Emitter بلندگوی آلمانی Tidal رو پیشنهاد دادم با کابل های Argento Audio ، همون Setup ای که Half Note Audio در نمایشگاه ها ازش استفاده میکنه و معتقدم پتانسیل کامل ASR Emitter با بلندگویی مثل Tidal مشخص میشه و البته ترجیحا با یک سورس آنالوگ خوب.
در مورد ویتوس هم خیلی خیلی تاکید میکنم که باید با بلندگوهای Marten Design و کابل های Jorma Design Prime Series جمع بشه و اگر کسی مدل Integrated SS-101 رو داره بهتره از Marten Design Coltrane Prime Edition استفاده کنه و کسی که از منو بلاک SM-101 با Pre Amplifier SL-101 استفاده میکنه باید از سری رفرنس Marten Design Supreme استفاده کنه با کابل های Jorma Prime .
هم Interconnect و هم کابل بلندگو و هم کابل های برق باید Jorma Prime باشند.
از نگاه من سورس باید آنالوگ باشه و اگر قرار شد سورس دیجیتال باشه بهتره خودتون انتخاب کنید و ببینید صدای چه سورس دیجیتالی رو بیشتر میپسندید. البته فراموش نکنید ویتوس یا ای اس آر رو باید با یک سورس دیجیتال درست حسابی مثل Zanden ، dCS ، Esoteric و یا EMM Labs جمع کنید.

نکته دیگه اینکه آمپلی فایرهای ویتوس نیاز به برق خوب دارند و بهتره هم از کنتور کابل مستقیم بکشید و هم از Power Cord های Jorma استفاده کنید. آقای Jorma قبل ها پیش به من گفته بود داره یک کابل Power Cord رفرنس میسازه که احتمالا اسمش رو بگذاره Prime . فکر کنم الان این کار رو کرده باشه و سری Prime کابل برقش آماده فروش باشه.
اما در مورد صدای ویتوس:

من سه ساعتی صدا شنیدم ، البته اولش دستگاه تازه روشن شده بود و روی Class A/B بود که من بردمش روی Class-A و صبر کردیم تا بیشتر گرم بشه. اولش صدا اونقدر غیر شفاف بود که نمیشد چیزی از صدا فهمید اما کم کم چهره زیبای صدای ویتوس خودشو بیشتر نشون میداد. من قبلا به دوستی گفته بودم یک سیستم صوتی باید طوری صدا رو پخش کنه که وقتی از سر کار خسته برمیگردیم خونه و چند ساعتی به موسیقی گوش میکنیم این صدا باید خستگی رو از تن ما بیرون کنه و اینطور نباشه که ما در نگاه اول صدایی Impressive داشته باشیم و فقط در همان لحظه های اول از صدا خوشمون بیاد اما کم کم بعد از چند ساعت احساس کنیم باید سیستم رو خاموش کنیم و خستگی مون هم بجای کمتر شدن بیشتر بشه. همه حرف من اینه ویتوس صداش مثل ۹۰ درصد آمپلی فایرهای Solidstate که صدایی بی روح با جزئیات بالا و تصویر بزرگ دارند نیست (بقول مایک که میگه بیشتر solidstate ها در مقایسه با لامپی های خوب مثل تلویزیون سیاه سفید هستند در مقابل تلویزیون رنگی و صدای این نوع solidstate ها Color و هارمونیک نداره) و صدای ویتوس اون هارمونی های زیبای صدا رو که ما رو در موسیقی فرو میبره و میگذاره صدا رو فراموش کنیم تا موسیقی خستگی کار رو از ذهنمون بیرون کنه در خودش داره.

من قبلا هم اشاره کردم به اینکه بیشتر طراحان سیستم های صوتی در دنیا درک خوبی از صدا و اینکه باید چکار کنند ندارند و ما این همه برند در بازار میبینیم که نه تنها حرفی برای گفتن ندارند بلکه قیمت هاشون هم فضایی هست. یعنی کاربر فقط پول برای soundstage بزرگ تر و یا Bass Extension  و یا احساس Detail بیشتر داره میده که این شاخص ها در درازمدت ارزش شنیداری چندانی نداشته و کاربر عملا پولش رو دور میریزه.

ویتوس برخلاف دیگر Solidstate ها طراحی دیگری داره و صدایی متفاوت که از نگاه من طراح این شرکت به درستی میدونه داره چکار میکنه و هدفش رو انتقال حس و حال در صدا میدونه و نه احساس Detail و یا Neutrality بیشتر.

متاسفانه همان طور که قبلا هم گفتم حتی تحلیل گران صدا هم بیشترشون درک درستی از صدا ندارند و وقتی شروع میکنند به تعریف کردن از صدای ویتوس دوباره میچسبند به شاخص هایی که خیلی مهم نیست. مثلا یکی از اینها نوشته بود ویتوس بهترین Bass و Neutrality رو در بین آمپلی فایر ها داشت (What sets the Vitus apart? First off, within it’s limits, and every component has them, the bass control/transient speed and dynamic impact is the best I have ever heard from a solid-state amplifier) ، این آدم خنگ نمیدونه خیلی از آمپلی فایرهای دیگه solidstate هم چنین نکات مثبتی دارند و بجای اینکه درک درستی از نقطه قوت اصلی ویتوس داشته باشه دوباره چسبیده به اون شاخص هایی که رومی میگه در First Level درک میشه. متاسفانه در دنیا با اینکه تعداد Reviewer ها کم هست اما درصد خنگ تو همین تعداد کم هم زیاد هست و روی نظر همه اونها نمیشه حساب باز کرد.

از نگاه من مهمترین چیزی که ویتوس رو از بقیه solidstate ها جدا میکنه اینه صدای این آمپلی فایر حسی Emotional هست و اون ضعفی که ۹۹% بقیه Solidstate ها دارند رو در مقیاس خیلی کمتری داره. من یاد Audio Note Ankoru افتادم که اگه یادتون باشه قبلا گفتم Solidstate های خوب تا حدی اون Emotion در صدا رو به ما میدهند اما هیچ کدومشون به پای Audio Note Ankoru نمیرسند. واقعیت اینه ویتوس به شکل آشکاری خیلی بهتر از بقیه Solidstate های رفرنسی چون Krell Evo One و یا Burmester 808/911 و یا گریفون Mirage pre/Antileon Signature power و یا سری های معمول مارک لوینسون و آکوفیض این Emotion در صدا رو به شنونده میداد و به صدای Audio Note Ankoru نزدیک میشد هرچند باز تاکید میکنم حتی صدای ویتوس هم به اندازه Audio Note Ankoru حسی Emotional نبود.

برام باور کردنی نبود که صدایی که میشنیدم به صدای دوست داشتنی Audio Note Ankoru نزدیک شده و در عین حال هیچ کدوم از ایرادات صدای Audio Note Ankoru رو موقع درایو ویلسون مکس نداره. ویتوس واقعا سورپریز جالبی برای من بود و حتی باعث شد نظر دوست خوبمون آقای الکساندریان رو در مورد Solidstate ها تغییر بده.

Emotionality در صدا چیزی نیست که فقط Solidstate ها روی اون ضعف داشته باشند بلکه بسیاری از آمپلی فایرهای لامپی هم مثل Audio Research 610  و یا حتی خیلی از Single Ended ها هم مثل Air Tight 211 و Unison Research هم تو این شاخص کم میاورند و فقط آمپلی فایر های خیلی خاص میتونند در این شاخص حرفی برای گفتن داشته باشند.

در مورد مفهوم Impressive و Emotional اینجا رو ببینید و اینجا رو. از نگاه من صدای ویتوس در دسته Sophisticated/Emotional جای میگیره و تنها آمپلی فایر Solidstate ای هست که شاخص دومش Emotional هست.

آمپلی فایرهایی مثل FM Acoustics و یا Goldmund و Solution Audio و Burmester و … در دو دسته Sophisticated/Real و یا Sophisticated/Impressive جا میگیرند و به سمت Emotional نمیروند.

البته از نگاه من طبیعی هم هست که آمپلی فایری مثل FM Acoustics که خیلی مورد توجه هست به سمت Emotional نره چون کلا همه Solidstate هایی که بالای ۱۰۰ وات هستند طبیعتا مجبورند هم مداراتشون رو کمی پیچیده تر کنند و هم از Class-A خارج بشوند و کلا هر چقدر توان خروجی بالاتر بره micro Linearity به اعتقاد من پایین میاد. حتی ASR هم تو دسته Sophisticated/Impressive جا میگیره و با اینکه طراحی و صدای فوق العاده ای داره اما به اندازه Vitus نمیتونه Emotional باشه.

من فکر میکنم طراحی مدار باید به سمت سادگی و کم شدن توان خروجی بره (مثل پروژه first watt آقای Nelson Pass) و در مقابل طراحان بلندگو بجای ساختن بلندگوهایی با حساسیت کم و امپدانس پیچیده زیر ۴ اهم بلندگوهای بهتری بسازند با حساسیت بالا و امپدانس هموار و بالا. واقعا نمیشه انتظار داشت آمپلی فایری مثل  Goldmund Telo 5000 که بالای هزار وات توان داره و البته از بهترین المان ها استفاده میکنه بتونه اون لطافت موسیقی رو منتقل کنه ، یا قدرت میشه و یا لطافت.

من امیدوارم آقای ویتوس تو همین مسیر ادامه بده و Minimalist Low Power Class-A Design رو رها نکنه تا بشه از Solidstate ها هم صدای خوب شنید.

اما در مورد شاخص های صدای ویتوس :

Vitus is the sound of silence with great sense of ease, liquidity (absolute grain free texture) and harmonic integrity that help me to be relax in long listening term. It’s so pure and absolutely free from grain in both micro and macro scale with ability to producing  natural decay of instruments.
It’s sound is beautiful and elegance.
After sense of emotion the most important factor of vitus is it’s harmonic integrity that do not give us illusion of hyper detail, it give us an integrated sound in three octave (bass , mid, high) that some say it give us sense of  continuousness.
Check this link about resolution vs detail:
http://www.audionote.co.uk/articles/art_audio_hell.shtml
Vitus has great resolution but in a regular manner not exaggerated and unnatural.
Vitus third important factor is control of complex bad  drive speaker  load with great sense of ease, flow and timing.
Most today speakers are low impedance with complex load and Vitus is quite stable in controlling these speakers.
It seems that vitus is better than high class solidstate amplifiers in terms of hifi parameters like neutrality, high frequency extension , separation and timing.
It’s high is extended but with great  sense of integration with other part’s of frequency and it’s high is very natural and pure, it’s texture was  not metallic or hard.
In some times me and my friend Mr.Armen Alexandrian had the sense of there  is no amplifier  in audio chain.
It had no sound and never changed our  focus on music to it’s sound parameters and despite many amplifiers  it’s sound was not exaggerated or impressive and may be many beginner  audiophiles at first view think vitus sound is not as good as other impressive designs.
In my idea natural sound is not impressive and vitus is the most natural solidstate amplifier I have ever heard.
Vitus is not dark, it’s transparent with good micro dynamic (Vibrant) that make sound alive and juicy.
Vitus is not sweet like many solidstates (like Accuphase and general Mark levinson products) that try to exaggerated this sense but it was pure and music has it’s natural warmness.
Vitus is not bright but when we turn up volume over standard and it start to clip the signal the first character start to change the sound is the high.
Vitus is dynamic in macro but you do not sense it because it’s not exaggerated or mechanical and the best word to describe it’s sound is “It’s natural and emotional, like music”.
Decay of instruments with vitus remains me sound of audio note Ankoru and Vitus is the first solidstate amplifiers that come close to top SET amplifiers like Audio note Ankoru but all of us know that no solidstate can give use emotion, decay and bloom of good Single ended amplifiers like Audio note Ankoru.
In my idea Vitus is the best option for how have modern current hungry loudspeakers and can not use single ended triodes but they want hear emotion of music without loosing control, bass,  neutrality and extension.

:)

از خدا چرا صدا نمی رسد!

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲ تیر ۱۳۸۸

shahid

ای ستاره ها که از جهان دور
چشم تان به چشم بی فروغ ماست!
نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟
در میان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیده اید؟
+++++++++++++++++++++++++
ای ستاره ای که پیش دیده منی!
باورت نمی شود که در زمین
هر کجا بهر که می رسی
خنجری میان مشت خود نهفته است
پشت هر شکوفه تبسمی
خار جانگزای حیله ای شکفته است!
+++++++++++++++++++++++++
آنکه با تو می زند صلای مهر
جز به فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنه ای است!
+++++++++++++++++++++++++
ای ستاره ما سلام مان بهانه است
عشق مان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند
حق ، زبان تازیانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند
های های گریه شبانه است
++++++++++++++++++++++++
ای ستاره باورت نمی شود
در میان باغ بی ترانه زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است
لاله های دوستی فسرده است
غنچه های نورس امید
لب بخنده وانکرده مرده است
پرچم بلند سرو راستی
سر به خاک غم سپرده است
+++++++++++++++++++++++
ای ستاره باورت نمیشود
آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بیکرانه می دمید
دیگر از زمین رمیده است
این سپیده ها سپیده نیست
رنگ چهره زمین پریده است!
+++++++++++++++++++++++
آن شقایق شفق، که میشکفت
عصرها میان موج نور
دامن از زمین کشیده است
سرخی و کبودی افق
قلب مردم به خاک وخون تپیده است
دود و آتش به آسمان رسیده است
+++++++++++++++++++++++
ابرهای روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبه های داغ های کهنه است
+++++++++++++++++++++++
ای ستاره ای ستاره غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره گلوله های آتشین
از صفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجه های دردناک
از زوال چهره های نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس
+++++++++++++++++++++++
در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده خداست
از لهیب کوره ها و کوه نعش ها
از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس!
بیش از این مپرس
++++++++++++++++++++++++
ای ستاره ای ستاره غریب
ما اگر زخاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمی رسد؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی رسد؟

++++++++++++++++++++++++
با نسیم دلکش سحر
چشم خسته تو بسته می شود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه شبانه ام
در گلو شکسته می شود…

فریدون مشیری

بیاد همه عزیزانی که اکنون در میان ما نیستند…



ابر برچسب‎ها