تطبیق امپدانس در ارتباطات انسانی

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

تطبیق امپدانس (Impedance Matching) در الکترونیک به این معنی هست که امپدانس دیده شده از طرف سورس با امپدانس بار برابر (در حالت مختلط ZS = *ZL باشه یعنی قسمت مختلط امپدانس که به سلف و خازن برمیگرده هم علامت نباشند اما برابر باشند) باشه تا ما بیشترین توان رو از سورس به بار ZL منتقل کنیم.

در بحث تئوری امواج الکترومغناطیسی هم ما دقیقا چنین مساله ای رو داریم و اگر امپدانس خط انتقال موج با امپدانس بار تطبیق نداشته باشه بخشی از موج برمیگرده و همین مفهوم در تئوری انتشار موج صوتی هم وجود داره و یک هورن همانند ترانسفورمر کارش تطبیق امپدانس هست.

من فکر میکنم میشه تو روابط انسانی هم از جهتی موضوع رو به این شکل دید، البته با کمی تغییر در تعریف مفهوم Matching که اگر کمی صبر کنید براتون توضیح بیشتری میدم ;-)

این نوشته به هیچ شخص خاصی مربوط نمیشه و من فقط سعی کردم با یک دید کاملا مثبت روابط خودم و سایتم رو با مخاطبان و دوستانم نقد کنم، امیدوارم این نوشته رو به حاشیه هایی که اخیرا ایجاد شده مربوط نکنید (اون حاشیه ها تموم شده و من تمامی کامنت ها و نوشته های قبلی مرتبط با اون حاشیه ها رو پاک کردم) چون موضوعی که الان میخوام در موردش بنویسم از مدتها قبل تو ذهنم بود. عملکرد سایت من هم در شکل ادبیات تند نوشتاری و هم در نوع ارتباطش نیاز به نقد داشت که فکر میکنم الان وقتش باشه.

فکر میکنم طرح این موضوع برای شما هم میتونه جالب باشه تا نگاهی دوباره داشته باشید به روابط خودتون با دیگران :-D

سلامن علیکم

سایت من بازتاب آنچه در ذهن من میگذره هست و این نوشته ها به شکلی بر مخاطبان سایت تاثیر میگذاره.

فراموش نکنیم وقتی قراره نوشته های کسی نقد بشه باید بدونیم ما با دو مساله روبرو هستیم :

یکی خود نوشته هست که بازتاب ذهن نویسنده هست و اسمش میشه اثر و دیگری فضای ذهن مخاطب و کلا فضایی که یک اثر اونجا تاثیر میگذاره هست.

مثلا من فکر میکنم آمپلی فایر برند X آمپلی فایر خوبی نیست و میام مینویسم این آمپلی فایر به این دلایل خیلی درپیت هست.

ما میتونیم این نظر رو نقد کنیم و با آوردن دلایلی بگیم این نظر درست نیست و یا برعکس اون نظر رو تایید کنیم.

مساله دیگه ای که میشه بهش فکر کرد اینه که این نظری که اکبری داده چه تاثیری به فضای ارتباط گذاشته، مثلا آیا فروشنده اون کالا خیلی ناراحت شده و باعث شده از اکبری دلخور بشه و یا کسی که اون آمپلی فایر رو خریده از اینکه چنین نوشته ای رو خونده دلسرد شده؟

اکبری نظراتی داره، نه فقط در مورد کامپوننتها بلکه در مورد مجلات ، در مورد فروشندگانی که تو تهران فعالند و …

هر کسی از نگاه من حق داره نظرش رو بیان کنه فارغ از تاثیری که قراره تو فضای مخاطبان بگذاره و من اصلا باور ندارم نویسنده باید حتی به اندازه اپسیلونی اونچه در ذهنش میگذره رو بخاطر فضای دریافت سانسور کنه.

بنابراین هر کسی حق داره در مورد چیزی که دوست داره نظر بده و بدون توجه به فضای دریافت نظرش رو اعلام کنه اما از نگاه من نظراتی ارزش داره که شرایط زیر رو رعایت کرده باشه :

  1. صداقت و شفافیت کاملا رعایت بشه، از نگاه من کوچکترین تحریف و دروغی کاملا نظر رو بی ارزش میکنه و هر نظری باید دقیقا انعکاس باور ذهنی نویسنده باشه (این شرط مهمترین شرط هست)
  2. این نظر وابسته به منافع (بقول کانت رها از بهره و سود) ، خواسته ها و یا Complex های ذهنی (مثل عصبانیت و یا برتری جویی برای ساختن جایگاهی برای خودمون و …) ما نباشه
  3. تسلط و اطلاعات کافی از چیزی که قراره در موردش نظر بدیم داشته باشیم و خودمون دقیقا فهمیده باشیم چی داریم میگیم

فراموش نکنید من معتقدم آدم ها در قسمت شرط سوم حق دارند اشتباه کنند و من خیلی روی شرط سوم به اندازه شرط اول و دوم تاکید نمیکنم اما به هر حال میشه کاری کرد تا امکان اشتباه در برآورده شدن شرط سوم به حداقل برسه.

من به این چهارچوبی که اشاره کردم معتقدم و بر همین مبنا به نظرات دیگران توجه میکنم، هر کسی حق داره از طریق ایمیل ، تلفن و یا کامنت در سایتم نظرش رو به من اعلام کنه و من بدون هیچ سانسوری کامنتش رو درج میکنم و اگر لازم بدونم بهش جواب میدم.

مثلا اگر کسی معتقده بیشتر نظرات اکبری اشتباه هست من به نظرش ۱۰۰ درصد احترام میگذارم ، شاید اولش کمی از شنیدنش دلخور بشم اما واقعیت اینه نظرات آدمها محترمه و من بهشون احترام میگذارم البته به این شرط که سه شرط بالا رو برآورده کنند. مشکل از نگاه من وجود نظرات مخالف نیست چون واقعا ما به تعداد آدمها میتونیم نظرات متفاوت داشته باشیم و منم سعی نکردم فکر خودم رو بکنم تو ذهن همه اما مشکل در بیشتر مواقع به برآورده نشدن سه شرط بالا برمیگرده.

خود من تمام سعی ام این بوده نظراتم کاملا این سه شرط رو برآورده کنند و نخواستم نظرات مخالف رو پنهان و یا سانسور کنم و یا دنبال این نبودم که همه مثل من فکر کنند.

نوشته های سایت من بخاطر صراحت زیادش گاهی تو ذهن برخی از دوستان سرزنش شد، مثلا پست مخاطب کم هوش و یا زیر صفر فرض کردن سواد فروشنده ای که یک برند سوئیسی رو می آورد و یا شوت فرض کردن کسی که بجای ASR میره آکوفیض میخره :-D و …

من راستش خنده ام میگیره این نوشته هام رو میخونم ، البته این نظرات من که زیادی تند و ناخوشایند بنظر میاد از نگاه من هر سه شرط بالا رو برآورده میکنه (البته پست مخاطب کم هوش کمی شرط دوم رو میبرد زیر سوال چون کمی عصبانی نوشتمش) اما تاثیر خوبی روی فضای مخاطبان نداره.

متاسفانه و یا خوشبختانه ذهن من کارکردی بدون فیدبک داره، دقیقا مثل Audio Note و همونطور که میدونید فیدبک معنی اش اینه ما خروجی رو بسنجیم و به شکلی به ورودی اعمال کنیم. من ذهنم خروجی نوشته رو که همون تاثیر بر فضای مخاطب هست رو هیچوقت نمیسنجه و اونرو به به ورودی اعمال نمیکنه تا وضعیت تصحیح بشه.

میدونید فیدبک منفی با تصحیح ورودی دیستورشن رو میاره پایین اما از Gain (میشه gain رو اینجا به صداقت و شفافیت تشبیه کرد) کم میکنه، ذهن من چون بدون فیدبک کار میکنه متاسفانه گاهی دیستورشن خروجی اش تو فضای ارتباط خیلی میره بالا و خیلی ها بدجور از دستم شاکی میشن و عده ای هم پیش خودشون فکر میکنند حتما این نوشته ها به منظور خاصی نوشته میشه.

(ایرادی که به مجلات میگیرم اینه که خروجی اونها فیدبک خیلی بالایی داره وگرنه خیلی نمیشه گفت اونها دارند فقط دروغ تحویل مردم میدن)

اما چرا وضعیت اینجوره، آیا بهتر نیست اکبری مثل آدم بنویسه (البته آدم به معنایی که اکثریت محافظه کار تعریف میکنه) و تنش درست نکنه؟

آیا بهتر نیست کمی سنجیده تر و محترمانه تر و بهتر بنویسه تا کسی از دستش دلخور نشه؟

به هر حال ما تو یک فضای فرهنگی خاص زندگی میکنیم (بقول کسی که میگفت ما ایرانیها با تعارف حرف هامون رو میزنیم) و نمیشه بگیم ما به خروجی کاری نداریم و آیا بهتر نیست اکبری این موضوع رو بفهمه؟

من کاملا قبول دارم محافظه کارانه تر نوشتن و استفاده از فیدبک تنش و دیستورشن رو میاره پایین و هم احترام بیشتر میشه و هم دلخوری و ناراحتی کمتر اما اجازه بدید بگم چرا من بدون فیدبک و صریح مینویسم.

اول اینکه من دوست دارم تصور کنم مخاطبم مثل خودم هست و دارم با یکی مثل خودم ارتباط برقرار میکنم و چون من فضای بدون فیدبک رو بیشتر دوست دارم سعی میکنم اینجوری برم جلو و میدونم این تصور که مخاطبم مثل من هست خیلی به ندرت به واقعیت نزدیک میشه.

من میدونم استفاده از کلمه درپیت و یا صفر فرض کردن سواد یک فروشنده میتونه از محبوبیت نوشته هام کم کنه و راه رو برای انتقادهای بیشتری باز کنه اما من به نظرات دیگران زیاد اهمیتی نمیدم چون نه دنبال fan جمع کردن هستم و نه دنبال پول درآوردن از این راه.

کلا دنبال جایگاهی برای خودم نیستم، بقول شاعر “رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار”، البته استفاده از این نوع ادبیات به این معنی نیست که من از ناراحت کردن کسی خوشحال میشم، نه ، من واقعا متاسف میشم از اینکه این نوع نوشته ها با فضای های فای ایران جور درنمیاد و قلبا دوست ندارم کسی از نوشته هام ناراحت بشه.

اما دوستان من، من خیلی برای های فای هزینه دادم و خیلی راه ناهمواری رو طی کردم و همیشه دلم میخواست یک اکبری مانندی (بدون فیدبک و صریح) وجود میداشت که (برخلاف مجلات با فیدبک زیاد) کمکم میکرد از این برزخ های فای بیام بیرون، من به رومی بینهایت احترام میگذارم و دستش رو میبوسم حتی اگر تو انجمنش بنویسه “اکبری تو خیلی شوتی، برو گم شو”.

میدونید چرا ؟ چون من عاشق یادگیری هستم نه دنبال اینکه رومی چه جور شخصیت ای هست و یا چه ادبیاتی داره.

میدونید من چه فضایی رو در ارتباط دوست دارم؟

من دوست دارم در فضایی باشم و بنویسم که مخاطبانم هم از جنس من باشند، بقول یکی که میگفت بهشت جایی برای همه روح های آشناست (آشنا به معنی نزدیک و شبیه به هم هرچند لغت شبیه خیلی مطلب رو نمیرسونه).

من دوست داشتم اعتماد کنم، همونجور که دوست دارم به من اعتماد داشته باشند و دوست داشتم رها از بهره بنویسم همونجور که دوست دارم هر نویسنده ای رها از بهره بنویسه و دوست داشتم عاشقانه بنویسم همونجور که دوست دارم هر نویسنده دیگری عاشقانه بنویسه اما امپدانس سورس برخلاف خواسته من بیشتر اوقات با امپدانس بار یکی نبود.

من Zs رو میشناختم و تصورم این بود مخاطبم هم Zl اش برابر Zs هست اما واقعیت اینه خیلی جاها این برابری نبود و من با پیش فرضی که داشتم اعتماد کردم، البته این موج های برگشتی به من ثابت کرد فضای های فای ایران خیلی تطبیق خوبی با امپدانس سورس نداره :-D .

اکبری میگه مرغ یک پا داره و روند حرکت همینه که دوست داره، من هنوزم دوست دارم تصور کنم این تطبیق امپدانس وجود داره چون اینجوری راحت تر مینویسم.

هر کسی میتونه نظراتش رو همه جا عنوان کنه و دنبال مخاطبی باشه که باهاش آشناتره و بهتر باهاش ارتباط برقرار میکنه و یا با دوستانی به گفتگو بشینه که باهاش هم عقیده ترند و میتونه از نوع نوشته های من انتقاد کنه اما من تغییری توی امپدانس سورس نمیدم تا با امپدانس بار تطبیق پیدا کنه هرچند سعی ام رو میکنم هم صراحت ام رو از دست ندم و هم کمترین تنش رو بوجود بیارم.

به همه هم پیشنهاد میکنم اگر سه شرط ای که گفتم رو رعایت کنند دنبال این نباشند که فلان دوست یا فلان مخاطب از حرف یا نوشته شما خوشش میاد یا نمیاد، خودتون باشید چون بالاخره دوست یا مخاطبی پیدا میشه که از جنس شما باشه. رومی هم همینطوره و دنبال مخاطب جمع کردن نیست، بهتره همه خودشون باشند و کاری رو که دوست دارند انجام بدهند فارغ از قضاوت دیگران اما همیشه اون سه شرط رو براورده کنند…

آلبوم بیداد

نوشته شده در (معرفی آلبوم موسیقی Music Albums) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹

محمد رضا شجریان با آهنگسازی پرویز مشکاتیان تو دهه شصت کارهایی رو ارائه کرده که برای هرچند بار که میشنوم انگار برای من تازگی داره، آلبوم بیداد هم از تاثیرگذارترین آلبوم هایی بوده که شنیدم و من فکر نمیکنم دیگه کارهایی از این دست رو در موسیقی سنتی بشنویم.

جدیدا هم شبکه بی بی سی برنامه ای از شجریان پخش کرد که موفق نشدم ببینم. یکی از خصوصیات آقای مشکاتیان این بود که نمیومد تو آهنگهایی که ساخته همه تکنوازی ها رو خودش انجام بده و بیشتر اوقات بنا به حس و حال قطعه این کار رو به کسی دیگر واگذار میکرد. مثلا تو نوا مرکب خوانی بیشتر تک نوازی ها با استاد موسوی بود.

آلبوم بیداد تو دستگاه همایون اونم در سال ۱۳۶۱ اجرا شده (البته سال ۶۴ تونست مجوز نشر بگیره) که فضایی سنگین داره و بنظر میرسه این آلبوم اعتراضی به فضای اون موقع بعد از انقلاب داره، شجریان بعد از انتخابات هم در کنار معترضین قرار گرفت و همین باعث میشه آدم بیشتر دوستش داشته باشه.

شجریان تو بیداد میگه :

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد         دوستی کِی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ‌پی کجاست     خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی         حق‌شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست         تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار         مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند         کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست     عندلیبان را چه پیش آمد هَزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت     کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش         از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

Subjective Audio Glossary & Audio Reviewing بخش شانزدهم

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

تو بخش قبلی مثالهایی رو از حضور صدا در فضا زدم که مربوط به یک اجرای زنده بود و به صدای بازسازی شده مربوط نمیشد. الان میخوام در مورد Presence صدای بازسازی شده بنویسم و همانطور که میدونید برای بازسازی این فضا ما روشهای مختلفی رو مانند Monaural Recording ، Stereophonic ، Dolby 5.1 ، Binaural و Ambiophonics داریم که هر کدوم اینها به شکلی سعی میکنند یک فضایی رو برای حضور صدا بازسازی کنند.

هر کدوم اینها رو میتونید بشنوید و تجربه کنید، جالبترین اونها Binaural هست که شنیدنش با هدفون خیلی جالبه. شما با شنیدن هر کدوم اینها میتونید روی نوع بازسازی صدا در فضا دقیق بشید و ببینید هر کدوم از اونها چه خصوصیتی دارند.

با جابجایی بلندگوها هم در اتاق میتونید روی تغییرات صدا دقت کنید و ببنید چه اتفاقی برای صدا میفته و یا از بین دو بلندگو (نقطه Sweet Spot) بلند شوید و به اتاق دیگری بروید و ببنید حضور صدا به چه شکلی تغییر داشته.

استریو بخاطر مشکل Crosstalk نمیتونه مثل Binaural صدا رو بازسازی کنه و برای همینه استریو رو دارند با Ambiophonics جایگزین میکنند و به عبارتی استریو بجای بازسازی دقیق یک Event در فضا یک تصویر مجازی به شنونده ارائه میده.

یکی از چیزهایی که در مورد مکان بلندگو و آکوستیک مطرحه اینه که تو یک آکوستیک خوب و در شرایطی که بلندگوها درست Place شدند ما اطلاعات مربوط به فضای اجرا رو خیلی شفاف میشنویم، مثلا رکورد Amused to Death رو که جاهای مختلف میشنوید میبینید چقدر یک آکوستیک بد اطلاعات Presence صدا رو خراب میکنه و چقدر در یک آکوستیک خوب اطلاعات مربوط به Presence صدا راحت و شفاف شنیده میشه.

حتی یک لیوان روی میز و یا بقول جیم اسمیت که میگفت حتی یک صندلی که تا حدی رزونانس ایجاد میکرد میتونه روی حضور صدا در اتاق تاثیر بگذاره و هم نوع صدابرداری ، هم نوع رکورد از نظر مونو یا استریو بودن و هم آکوستیک سیستم همگی روی این بخش تاثیر گذارند. یادمه تو یارامانا که نشسته بودیم آقای محرابی اومدند و من اون موقع که ویلسون ۸ دمو شده بود به آقای محرابی گفتم بهتره فقط شما روی صندلی بشینید و من میرم اون طرف تر دورتر چرا که نشستن چند تا آدم کنار هم باعث تغییر شرایط میشه و گاهی اوقات این تغییر کاملا توسط گوش قابل درک هست.

یکی دیگه از مثالها رکورد های IsoMike با مدیریت آقای Ray Kimber طراح کابل Kimber هست که اگر رکوردهای این آدم رو بشنوید بخاطر نوع صدابرداری خیلی احساس حضور در فضای کنسرت رو دارید. حتما اگر براتون ممکن بود رکوردهای این آدم رو بشنوید چون خالی از لطف نیست.

ادامه دارد…

WTA Madrid 2010 – The winner Aravane Rezai

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

مادربزرگ این دختره (ارغوان رضایی) تو آپارتمان ما میشینه، اون دفعه که اومدند ایران تو حیاط با پدرش تمرین میکرد، پدرش آدم جالبیه ، خواستم بگم خوشحالم از اینکه تو مادرید قهرمان شد و Venus Williams رو برد.

این اولین بار هست که تو وبلاگم خبری بی ربط به های فای مینویسم.

اینم گزارش بی بی سی :

Aravane Rezai shocks Venus Williams at Madrid Open
Aravane Rezai of France, the world number 24, stunned Venus Williams 6-2 7-5 to capture the Madrid Open title.
Rezai broke her American opponent twice to take the first set with ease and fought back from 5-2 down in the second to win in one hour, 42 minutes.
It was the unseeded 23-year-old’s third career title after triumphs in Strasbourg and Bali last year.
Despite the defeat, Williams, who turns 30 next month, will return to number two in the world rankings on Monday.
“I just cannot believe this,” said Rezai. “She played very well and I’ve always respected her as a player and a champion. I just tried my best today and it worked well for me.”
Rezai blasted winners from all corners of the court and won 100% of points on her first serve as she took the opening set in less than half an hour.
Williams rallied in the second and stormed into a 5-2 lead but Rezai refused to be subdued.
She saved five set points before squaring the match at 5-5 and pushed on to take the title on her first match point.
A shocked Williams, winner of nine clay titles, uttered just one sentence at the presentation ceremony.
“She played well, congratulations,” said the five-time Wimbledon champion.

Vitus MP-L201 in Munich High End 2010

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

Also new from Vitus is the top-of-the-line MP-L201 two-chassis preamp. This unit weighs over 100 pounds and can be bought with an optional subwoofer crossover. It is fully balanced from input to output and is wired with Vitus’s own Andromeda cabling. The price is € ۴۶٫۰۰۰

New from Denmark’s Vitus Audio is the SIA-025 integrated amplifier (€ ۱۸٫۵۰۰). This unit is said to output 25Wpc in class A or 100Wpc in class AB. It has two unbalanced inputs as well as three balanced inputs and can be bought in a variety of colors including silver, red, white, and dark gray.

تو این اتاق یک نوازنده بشکل زنده اجرا داره و صدای اون از طریق ویتوس و بلندگوی دانمارکی AMPLI پخش میشه، فکر کنم چنین مقایسه ای جالب باشه برای شنونده ها.

لینک های زیر عکس های نمایشگاه امسال در آلمان هست:

http://s632.photobucket.com/albums/uu43/ghtoz/HighEnd_Munich_2010/?albumview=slideshow

http://www.my-hiend.com/vbb/showthread.php?p=78437

http://picasaweb.google.com/118223304588653203263/Mun_2010#

آقای ویتوس تو نمایشگاه امسال آلمان حضور داشتند، مثل اینکه آقای رحمانی هم اونجا بودند و ایشون رو دیدند، ویتوس تو سیستم های زیر Setup شده بود :

Main room was D111 – the old B&W room and the biggest room.

Had 3 systems running there:

Together with َAmphion speakers:

Krypton3

Vitus SS010 Integrated Amplifier

Vitus SCD010 CD Player

Other smaller Amphion speaker

Vitus SS050 Integrated Amplifier

Vitus SCD010 CD Player

BIG system with new danish speaker

Vitus SCD010 CD Player

MP-L201 with active sub crossover (Vitus New Product for Marten Supreme bass tower)

Vitus SS101 for bass

Vitus SM101 for high frquency

Using bertram audio cables

German Physiks/Vitus Audio room (E111)

GP PQS100+ and borderland speakers

Vitus SIA-025 integrated amplifier (new Vitus Product)

Vitus SCD010 CD Player

Andromeda cables

SW Speakers/Vitus Audio / Purist Audio room (Hall 3 stand F15)

Vitus SCD010 CD Player

Vitus SS101 Integrated Amplifier

Purist AC conditioner and cables

SW “magic flute” speaker

Romy The Cat’s new Listening Room

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

http://www.goodsoundclub.com/Forums/ShowPost.aspx?PageIndex=8&postID=13520

همیشه این سوال هست که آیا ممکنه ما با خریدن یک سیستم گران تر و یا جایگزینی آنالوگ با دیجیتال و یا جایگزینی لامپ با ترانزیستور و یا توجه به tune ها به اون صدایی که دوست داریم برسیم؟ همیشه یک کاربر پول و وقتش رو خرج میکنه و بعد از شش ماه تحقیق و ارتقاء و … دوباره ذهنش درگیره اینه که این صدا باید بهتره بشه و اون چیزی نیست که باید باشه. این چرخه همینطور ادامه داره و من ندیدم کسی به این شکل جلو رفتن به نتیجه دلخواهش برسه حتی با ۵۰۰ میلیون پول دادن ، استفاده از لامپ و یا توجه به Tune ها و … بحث های X بهتر از Y هست و یا توجه به Specification ها و خیلی چیزهای دیگه ای که ما یاد میگیریم هم شاید در ابتدا موثر بنظر برسه و فکر کنیم افتادیم تو مسیر درست اما واقعیت اینه صدای خوب از خیلی از این چیزهایی که تصور میکنیم فاصله داره. خوشبینی یک Audiophile در این مسیر نشانه مبتدی بودن اون هست و شاید خیلی زمان صرف بشه تا بفهمه نگاهش چقدر از واقعیت فاصله داشته.

من فکر میکنم اگر کسی دقیقا بفهمه صدای خوب چیه مطمئنا خواهد دانست رسیدن به صدای خوب مسیر خیلی هموار و راحتی نیست و برای همینه من همیشه به هر کسی که ایمیل میزنه و میخواد وارد این دنیای های فای بشه یه جوابی بهش میدم که طرف بیشتر دلسرد میشه تا دلگرم، البته شما در صورتی میتونید با من هم نظر باشید که بفهمید صدای خوب یعنی چه و اگر دقیقا نمیدونید صدای خوب چه صدایی هست مطمئنا با من هم عقیده نخواهید بود.

من همیشه گفتم رسیدن به صدای خوب کار راحتی نیست و خودم هم تقریبا بیخیالش شدم و منتظرم یک فضای آکوستیکی مناسب در اختیارم قرار بگیره که اون موقع ممکنه دوباره برگردم به های فای. های فای میتونه تفریح جذابی باشه اما برای من تا وقتی مطمئن هستم بدون عناصر لازم پاسخ مطلوب رو نداره به سمتش نمیرم و ترجیح میدم بجای بازی کردن با کامپوننت ها و پول و انرژی بیهوده صرف کردن وقتم رو صرف چیز بهتری کنم.

رومی رو ببینید که تو اتاق جدیدش داره تلاش میکنه به نتایجی برسه و ببینید که یک آدم حرفه ای مثل اون چقدر داره انرژی میگذاره و هنوز از ایده الش فاصله داره. ممکنه یک بلندگوی دیگه بسازه تا تو این اتاق جدیده پاسخ بهتری بگیره، من واقعا به دوستان پیشنهاد میکنم تا دقیقا نمیدونند دنبال چه هستند پولهاشون رو بیهوده دور نریزند و اگر فقط بازی های فای براشون جذابه من دخالتی نمیکنم اما اگر نتیجه براشون مهم هست موضوع رو خیلی ساده فرض نکنند چون حتی یکی مثل رومی هم با اون همه تجربه خیلی خیلی داره انرژی برای این کار میگذاره.

اگر من برگردم به های فای مطمئنا اون روز روزی خواهد بود که هم وقت کافی خواهم داشت و هم یک فضای آکوستیکی مناسب در اختیارم خواهد بود.

ببینید رومی چی گفته :

Posted By: Romy the Cat in Audio Discussions
Subject: Stop!
=========================
OK, I decided to stop today to do what I do as it does not feel like me anymore. For a month as I live in here and have the playback up my playback is a source of great pain and I do not like it. I am accustomed that I turn the thing on and USE it. I did many experiments and had weeks or month playback in bad shape but I know what is going on and I had no problem with it. Now, in new house I for some reasons constantly fight with playback and practical do not USE it as I would like to. The audio experiments I fine, I like them but today I convinced myself the unit I have a dictated midbass channel I will not get the sound I would like to get. So, what people do after they have a strike of revelation? Right, they begin to re-read my site.
So, I look at my comments in the Audio For Dummies section: do not pursue full-range without being ready, do not go for lower bass without being ready and I asked myself – what I am doing?

So, I took everything from my listing room out (I have a tone of the speakers I have in there, trying to imitate the midbass) and connected just two woofers to Milq’s bass channels. As the result I got the same Macondo as I had only the LF section runs at few dab doe and well underdeveloped for this room. So, I have no bass but I have nice balanced and peaceful sound from 60 Hz and up. I will keep it for a while until I will do something radical with midbass – I am not ready to move in there now.

The sound as it is not bad. I rolled of HF and there is not bass. The LF section (the dose lower upperbass in effect) is time aligned and the Macondo got some imaging back. The MF tone is partials back. So, the Macondo works now in monitor mode, but it is OK for now. At least today playing my playback I did not have the feeling that I need to spend a night with an ex-girlfriend who you dumped because you did not like sex with her.
Back to the normality.

Rgs, Romy the caT
=========================

The thread located at:

http://www.goodsoundclub.com/TreeItem.aspx?PostID=13519

Thanks,
GoodSoundClub Admin



ابر برچسب‎ها