معرفی برند با قیمت های مناسب

نوشته شده در (برندهای ارزان اما خوب Affordable Audio) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۸۹

واقعیت اینه من دوست داشتم یک سری برند خوب تو کلاس قیمتی Cost no Object مثل ویتوس و ASR و مارتن و ESP Loudspeaker و جورما به ایران بیاد که بیشترشون اومده و مارتن هم طبق اعلان آقای رحمانی دیگه همین روزها باید پیداش بشه .

فقط بلندگوی ESP Loudspeaker و کابل جورما مونده که فکر میکنم مانعی نیست و فقط کمی زمان لازم داره تا اونها هم وارد ایران بشه (مخلص آقای ابوعلی هستیم ;-) ) و در مورد سورس و بقیه چیزها هم کم کم اتفاقاتی خواهد افتاد. چیزی که فکر میکنم برام جالبه الانا کمی روش وقت بگذارم برندهای خوب ارزان هست.

من این برندهای خوب و ارزان رو که میشه تو قیمت های خیلی پایین ازشون صدای خوبی شنید رو معرفی میکنم و هر وارد کننده ای خواست میتونه اونها رو وارد کنه و خودم هم سعی ام بر اینه آقای رحمانی رو راضی کنم که برخی از اونها رو وارد ایران کنند.

یک دسته بندی جدید هم بنام Affordable Audio اضافه کردم که این نوع مطالب رو تو این دسته بندی مینویسم. حتما مطالب مجله Affordable Audio رو دنبال کنید که اونم چیزهای جالبی رو معرفی کرده.

اینجا رو ببینید :

http://www.affordableaudio.org/aa2010-08.pdf

معتقدم اگر کسی صدا گرفتن بلد باشه میتونه از برندهای خوب و ارزان هم صدای بسیار خوبی بگیره و قیمت های بالا هم سرجای خودشون هستند و من تابحال سعی ام بر این بوده تو هر کلاس قیمتی یک چیز خوب رو معرفی کنم.

باید این بازار تغییر کنه و امیدوارم این اتفاق بیفته.

اولین برند رو من LAMPIZATOR انتخاب کردم (اونم به پیشنهاد TwoGoodEars) به آدرس زیر :

http://www.lampizator.eu/

این برند DAC میسازه و قیمت های خیلی مناسبی رو برای کامپوننت هاش در نظر گرفته و حتی برای علاقه مندان کیت هایی رو هم آماده کرده که هر کسی دوست داشت میتونه خودش اونها رو سرهم کنه.

تئوری خطا بخش چهارم

نوشته شده در (فیزیک صدا و سیستم Signal & System) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

چیزی که ما میشنویم حاصل پشت سر هم ردیف شدن خطای همه کامپوننت هاست و سوال اینه وقتی همه خطاها در کنار هم هستند آیا ممکن هست ما بتونیم در مورد یک کامپوننت اون وسط درست قضاوت کنیم؟

جواب سوال ظاهرا منفی است و یک عقل سلیم میگه زمانی میشه در مورد صحت صدای یک کامپوننت حرف زد که ما اونرو تو شرایط ایده ال و با کامپوننت های ایده ال تست کنیم اما طراح آئودیو نت همونجوری که قبلا گفتم یک پیشنهادی داده و گفته راه منطقی تست اینه که ما ببینیم واگرایی خروجی صداهای رکوردهای مختلف چگونه هست. یعنی هرچه تفاوت رکورد ها از هم بیشتر باشه وضعیت بهتره ، این حرف منطقا درست بنظر میاد اما بنظر من کاملا قانع کننده و همیشه پاسخگو نیست.

من معتقدم خطاها خیلی پیچیده با هم جمع میشن و تنها راه قضاوت شنیدن و تجربه زیاد هست، اولین شرط اینه که هر سیستمی باید تو شرایطی تست بشه که هم تو ماکرو و هم تو میکرو تواناییهاش محک زده بشه و برای این منظور باید بتونیم یک سری شرایط رو فراهم کنیم.

مثلا برای درک توانایی های میکرو یک آمپلی فایر باید سورس رو LP و یا Reel بگیریم اونم با یک رکورد خوب، اگر ما از رکورد دیجیتال استفاده کنیم چون بیشتر این رکوردها هم کیفیت پایینی تو میکرو دارند و هم کلا ما از دیجیتال پاسخ خوبی تو میکرو نشنیدیم طبیعتا نمیتونیم در مورد توانایی های یک آمپلی فایر تو میکرو با یک رکورد بد دیجیتال نظر بدیم.

اگر قراره در مورد پارامترهای ماکرو یک آمپلی فایر نظر بدیم باید تو سیستمی تستش کنیم که اون سیستم تو ماکرو پاسخ خوبی داشته باشه و مثلا شما برای درک توانایی های یک آمپلی فایر از نظر گسترش فرکانسی تو ناحیه پایین نمیتونید از یک بلندگویی با محدودیت پخش در فرکانسهای پایین استفاده کنید.

بنابراین شرط تست یک کامپوننت تو هر شاخصی چه شاخص های ماکرو و چه شاخص های میکرو باید تو سیستمی انجام بشه که اون سیستم تو اون شاخص ها پاسخ خوبی داشته باشه و شاید ما نتونیم توانایی های یک کامپوننت رو تو تنها یک سیستم کاملا آنالیز کنیم اما میشه با چند نوع سیستم این کار رو کرد.

چیزی که شاید لازمه اینجا نوشته بشه اینه که خیلی از تحلیل هایی که میبینید بخشی از موضوع رو حذف میکنند مثلا شما تو یک سیستمی که کاملا Impressive هست و تو میکرو پاسخ خوبی نداره یک کابل رو تست میکنی و بعد مینویسی Soundstage عمق بیشتری پیدا کرد، باس عمق و گسترش بیشتری پیدا کرد و به خواننده پیشنهاد میدید برید این کابل رو بخرید در حالی که این کابل اصلا قابلیت هاش تو میکرو مشخص نشده و ممکنه تو میکرو پاسخ خوبی نداشته باشه چرا که با سیستمی که خودش پاسخ میکرو خوبی نداره نمیشه یک کامپوننت دیگه رو تو  شاخص های میکرو محک زد.

خب ، این نوع بیان و این نوع تحلیل دقیقا مسیر اشتباه ای هست که تحلیل گران و صنعت صدا طی کردند تا بجای کمک به علاقه مندان به صدا بیشتر اونها رو وارد مسیر خرید های اشتباه کنند، مثلا با اومدن دیجیتال و Solidstate بشکل واضحی ما صدا رو خراب کردیم  و هنوز هم که هنوزه داریم میبنیم در مورد سورس دیجیتال ۵۰ هزار دلاری مینویسند مثلا Esoteric بهترین گسترش فرکانسی و کنترل رو روی صدا داره  و مثلا از فلان سورس ۳۰ هزار دلاری گسترش فرکانسی اش بیشتر هست و یا فلان آمپ ترانزیستوری ۱۰۰۰ واتی عجب کنترل ای روی بلندگو داره و چه صدای کیپ و باس جمع ای نسبت به مدل قبلی اش داره، این نوشته ها دروغ نیست اما ارزش چندانی هم نداره چون خیلی از چیزهایی که باید در موردش نوشته بشه و ارزیابی بشه تو اون دیده نمیشه.

تحلیل گر نمیاد بگه آقا این سورس دیجیتال تو یک سیستم ای که پاسخ میکرو خوبی داره  صدای بدی داشته و نتونسته با این الگوریتمهای دیجیتالش کاری تو میکرو بکنه و یا نیومده بگه این آمپ ۱۰۰ واتی ترانزیستوری تو فلان شاخص ها پاسخ بدی داشته.

آیا این اتفاق میتونه تا حدی تصادفی باشه؟

بنظر من میتونه، وقتی تحلیل گری همیشه یک سیستم Impressive داشته (چقدر تو این مورد میزنند تو سر مایکل فرمر)  و گوشش خیلی درکی از شاخص های میکرو نداره طبیعی است که هر کامپوننت جدیدی رو تو همین ساختار چک میکنه و چون اصلا سیستمش صلاحیتی برای ارزیابی پاسخ میکرو یک کامپوننت نداره طبیعتا تو همین مسیر اشتباه میره جلو.

من معتقدم ما از هر دو بعد ماکرو و میکرو باید یک سیستم رو بسنجیم یعنی شاید لازم باشه یک کامپوننت تو حداقل دو تا سیستم متفاوت شنیده بشه تا بشه در مورد همه توانایی هاش نظر داد و البته با موسیقی های مختلف.

نکته خیلی مهم تو تست شرایط آکوستیک هست و مکان بلندگو که خیلی وضعیت رو برای قضاوت دشوار میکنه و مثل ماسکی روی صدا نمگیذاره ما هر کامپوننت رو خوب ارزیابی کنیم چون خطای حاصل از آکوستیک سیستم بد اونقدر بالاست که خیلی چیز ها رو از صدا تو میکرو میگیره.

البته وضعیت برق سیستم و لرزش دستگاه ها هم خیلی مهم هست.

ادامه دارد…

شکل دادن صدا با کاراکتری خوشایند

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

یک بحثی تو مقوله صدا هست که زیر مجموعه بحث آنالیز درست صدا قرار میگیره و من ترجیح میدم این موضوع رو الان مطرحش کنم.

تو بحث آنالیز درست صدا ما باید یاد بگیریم که چگونه تو برخورد با یک صدا بفهمیم ارزش اون صدا چقدر هست و چگونه صداهای Impressive و غیر طبیعی رو بشناسیم که من بعدا در موردش مینویسم.

چیزی که جالبه اینه که خیلی از کمپانی ها سعی میکنند تا صدا رو به نوعی شکل بدهند که کاربران از اون نوع صدا خوششون بیاد. مثلا میشه با کمی تاکید روی فرکانسهای بالا کمی صدا رو White تر کرد و یا کمی به صدا حالت Smooth و Round داد که این نوع تغییرات رو خیلی از طراحان دانسته اعمال میکنند و میدونند که خیلی از شنوندگان بدون اینکه بفهمند اون نوع صدا رو بیشتر دوست خواهند داشت.

کلا Audiophile ها با تجربه و هوش متوسط یک طیف توزیع شده رو تو خرید بوجود می آورند که همگرایی کمی بین انتخاب هاشون هست و من فکر میکنم پیشنهاد برند یا صدایی به اونها خیلی کار معقولی نیست. این دسته از علاقه مندان به صدا به یک نوع کاراکتر خاص علاقه نشون میدن و درک عمیقی از انچه باید باشد ندارند و خیلی هم خوشحالند از انتخابی که کردند. خیلی واضح میبینید که عده ای fan ترانزیستوری هستند و عده ای هم fan لامپ و عده ای fan هایبرید.

تو مواد خوراکی از این جور چیزها میبینیم، مثل چیپس با طعم گوجه فرنگی و یا با طعم های دیگه. چیزی که تو Audio هم مد میشه همون طعم هست ، مثلا برند لامپی Air Tight بنظر من مثل لامپ با طعم ترانزیستور هست و یا برعکس ترانزیستورهایی داریم که سعی میکنند صدای لامپ رو تداعی کنند و عده ای هم هیبرید میسازند که یه جورایی هر دو گروه رو جذب کنند. برخی سورس های دیجیتال سعی میکنند صدای آنالوگ رو تداعی کنند و بعضی کابل ها هم کاراکتری خوشایند اما غیر طبیعی دارند.

این نوع طراحی رو من نمیپسندم ولی بازار به این نوع طراحی گرایش داره چون سودش بیشتر تامین میشه ومن گاهی وقتی میفهمم یک کاربر چه نوع سلیقه ای داره بر مبنای همون بهش سیستم پیشنهاد میدم.

رومی بحث های جالبی تو این زمینه داره که تا حدی از روی اونها میشه دلیل خیلی از مخالفت هاش با صدای برندهایی رو فهمید که خیلی ها قبولشون دارند و چیزی که نگران کننده است اینه که کمتر شنونده ای قدرت تشخیص درست این نوع کاراکترها رو داره.

فکر میکنم میشه خیلی بیشتر روی این موضوع بحث کرد، شما هم بیشتر بهش فکر کنید،  البته اگر منو از دهکده های فای ننداخته بودند بیرون بیشتر با هم صحبت میکردیم ;-)

در جریان باشید هر همبرگر های فای قابلیت تولید ۳ تا ۴ تا مطلب در مورد های فای رو داره ;-)

مارتین کالمز هم لیستش رو آپدیت کرده و خیلی به dCS حال داده، مارتین هم دیگه داره بازاری میشه.

Argento Audio In Iran

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

برند کابل ساز دانمارکی بنام Argento Audio با مدیریت آقای Ulrik Madsen که همکار ایشون تو Argento بنام Anders Grove همکار آقای ویتوس تو کمپانی ویتوس هستند.

این برند از نقره استفاده میکنه و تو جنوب شرق آسیا (Audio Exotics) هم به حد کافی محبوبیت داره و Dealer های خیلی معروفی مثل TMH Audio و the voice that is از این برند استفاده میکنند و من قبلا هم به آوین آوا پیشنهاد آوردنش رو داده بودم که با Tidal و ASR دمو بشه.

من صدای این کابل رو شنیدم البته تو حالتی که هنوز break-in نشده و پیشنهاد میکنم کسی که کابلی رو برای تست میاره باید قبلش اونرو با یک Cable Cooker مثل Nordost Break-in کنه چون اینجوری واقعا نتیجه ای نخواهد داد.

هر کابل Break-in نشده ای صدایی Close ، بدون گسترش فرکانسی و وضعیتی غیر طبیعی داره که نمیشه در موردش هیچ نظری داد و ما اگر علاقه مند به فروش موفق یک برند در ایران هستیم باید قبل از تحویل یک کابل برای تست اونرو Break-in کنیم.

مطمئنا شرکتی که ASR رو قبل از تحویل Break-in میکنه بهترین نتیجه ممکن رو تو تست میگیره و وقتی سیستمی Break-in نشده دمو میشه طبیعتا اظهارنظرات منفی در موردش زیاد خواهد شد.

اما آرجنتو کابل خوبی هست، بنظرم میتونه Flow خیلی Smooth ای داشته باشه، در مورد هارمونیک ها فعلا نمیشه نظری داد اما تو نگاه اول بنظر کمی Laidback میاد.

ساخت و شکل ظاهری خوبی هم داره که باور میکنید دانمارکی ها کیفیت ساختشون عالیه، بنظرم بگذارید کابل ۳۰۰ ساعت رو که گذروند دوباره تستش کنید و مطمئن هستم بعد از Break-in با الگزاندریا و ASR پاسخ خوبی خواهد داشت.

نمایندگی این برند در ایران با Audio Art Reference هست.

سیاست قیمت گذاری شرکت ها

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

آیا باید برای سیستم خوب پول زیادی داد؟

موضوع قیمت یک مساله مهم هست که شرکت های تولید کننده سیستم های صوتی هر کدوم سیاستی رو برای تعیین اون در نظر می گیرند و این سیاست های تعیین قیمت با شرایط ۳۰ سال پیش خیلی فرق داره، امروز کمپانی ها خیلی روی برند سازی و جا انداختن اسم برندشون تلاش میکنند و سعی میکنند قیمت رو طوری تعیین کنند که بیشترین سود به شرکت برگرده.

برخی کمپانی های کوچک تر و کم اسم و رسم تر ممکنه مجبور باشند قیمت رو بر مبنای هزینه تموم شده تعیین کنند تا بتونند با ارائه قیمت مناسب با کمپانی های دیگه رقابت کنند اما کمپانی هایی که اسمی در کردند طبیعتا به این شکل تعیین قیمت نمیکنند.

مثلا کمپانی Pass Labs و یا Krell و یا همین Musical Fidelity زمانی با ۵۰۰۰ هزار دلار یک آمپلی فایر خوب تحویل مشتری میدادند اما الان همون رنج کامپوننت ها رو بالای ۵۰ هزار دلار قیمت گذاری میکنند و از نگاه من قیمت های بالا تابع شرایط بازار بوجود اومده و نه بر مبنای هزینه تموم شده و تو دنیای ما شاید بخاطر پیچیدگی هایی که تو ارتباطات بوجود اومده (ارتباطات نزدیک تر شده اما شفاف تر نشده) بیشتر تصمیم گیری ها تو خرید یک برند بر مبنای اعتبار اون کمپانی انجام میشه و گاهی هم این طرز فکر که که گران تر یعنی بهتر.

من معتقدم هیچ جریانی بدون تقابل دو طرف  شکل نمیگیره، مثلا معتقدم دیکتاتوری امکان وجود پیدا نمیکنه مگر اینکه مردم اون کشور قابلیت هزینه دادن برای دموکراسی رو نداشته باشند و کلا من ارتباط رو یک چیز دو سویه میبینم، هر اتفاقی تو ارتباطات دو ساختار (مثل مردم و دولت یا همین فروشنده و مشتری) همیشه تابع هر دو طرف جریان هست و نه یک طرف.

قیمت های  بالای ۵۰ هزار دلار رو فقط بازار های فای برای کاربر تعیین نکرده بلکه خود کاربران هم تو شکل گیری چنین سیاست هایی نقش داشتند. چیزی که وجود داره اینکه این قیمت ها اصلا بر مبنای قیمت تموم شده کامپوننت ها نیست، مثلا آمپلی فایری که فلان کمپانی ساخته حتی با همه هزینه های تحقیقاتی اش محال ممکنه بالای ۱۰ هزار دلار (این عدد رو خیلی خیلی خوشبینانه گفتم) دربیاد اما همون آمپلی فایر با قیمتی بالای ۹۰ هزار دلار تو بازار فروش میره.

کمپانی ها فهمیدند با کمک مجلات اگر برندشون اسم و رسمی پیدا بکنه میتونند چنین قیمت هایی رو تعیین کنند و چیزی که به نفع اونهاست اینه که با تعیین قیمت های بالاتر فروش تو اون کلاس قیمتی برای شرکت هایی که اعتبار کمتری دارند سخت تر میشه و برندهای محدودتری میتونند باهاشون رقابت کنند. این پول زیاد برگشتی کمکشون میکنه دوباره با تبلیغات تو مجلاتی مثل استریوفایل بازار بیشتری رو برای خودشون بدست بیاورند.

چیزی که مورد نظر من هست مساله کیفیت و رابطه اش با قیمت هاست. بیشتر کمپانی های دنیا که برند معتبر و شناخته شده ای دارند قیمت های بالایی رو برای کامپوننت هاشون تعیین میکنند که این قیمت ها رابطه خطی ای با کیفیت محصولاتشون نداره و بیشتر پول اسم شون رو میگیرند و این کمپانی ها بیشتر از اینکه فکر تحقیقات و بهتر کردن محصولاتشون باشند بفکر تبلیغات و بدست آوردن مشتری بیشتر هستند. جالبه بدونید کیفیت ساخته های این برندها هم جدا از مساله قیمتشون تعریف چندانی نداره و من میتونم کلی برند مثال بزنم که از این دست هستند.

اما فراموش نکنید فقط این موضوع به کمپانی هایی که قیمت های بالایی تعیین میکنند محدود نمیشه و ما کمپانی های زیادی داریم که حتی تو قیمت های زیر ۱۰ هزار دلار هم تولیداتشون اصلا در حد قیمت هاشون نیست.

از نگاه من بیشتر کمپانی ها چه در قیمت های بالا و چه در قیمت های متوسط و پایین چیزی که به قیمتش بیارزه تولید نمیکنند.

همین حالا ASR Emitter و یا Vitus رو ببرید با آمپ های ۹۰ هزار دلاری تو ایران مقایسه کنید، یا Audio Note Ongaku UK رو با آمپ های لامپی Audio Research مقایسه کنید، همه اینها قیمت های بالایی دارند اما واقعا صداشون خیلی با هم فرق میکنه.

یا تو قیمت های پایین کافیه Decware لامپی ۸۰۰ دلاری رو با مثلا VTL یا آئودیو ریسرچ مقایسه کنید و ببینید خیلی راحت همین امپ ۸۰۰ دلاری خیلی بهتر از ۴۰۰۰ دلاری شرکت های دیگه صدا میده.

یک علاقه مند به صدا که هزینه یک کامپوننت براش مهم هست دو راه داره یا اینکه تو قیمت های متوسط و معقول یک برندی رو انتخاب کنه که Performance/Price بالایی داره و یا اینکه خودش بره به طرف ساخت دستگاه یعنی DIY .

از نگاه من تو دنیا تو قیمت های پایین چیز خوب پیدا میشه اما بخاطر شناخته نبودن این برندها اونها وارد ایران نمیشوند.

تو ایران برندهایی میاد که شناخته شده تر و سودآورتر برای وارد کننده هستند مثل همین چیزهایی که تو بازار میبینید و به هر حال فروشندگان هم وقتی میبینند مشتریان دنبال ستاره های مجلات هستند طبیعتا به همین سمت کشیده میشوند.

قبل از اینکه ASR بیاد ما آمپهای زیادی رو تو رنج قیمت های خیلی بالاتر از ASR شنیدیم اما نتیجه ورود ASR بنظر من فوق العاده بود تا اونجایی که نماینده ASR تو ایران وقتی صدای ASR رو شنید به کمپانی این شرکت نامه نوشت که :

With no doubt entering of the ASR into Avin Ava Arta was one of the most wonderful events through our active years in the field of Hi-End distribution. A different experience and a totally new consequence

یا همین شخصی که الگزاندریا رو به امیتر ۲ زده آمپ های خیلی گرون قیمت تری رو قبلش (هم ترانزیستوری و هم لامپی مثل بالاترین مدلهای آئودیونت ژاپن و …) تست کرده و الان داره به امیتر ۲ گوش میکنه.

تو قیمت های پایین هم ما برند های خوبی داریم که معتقدم شنیدن اونها هم میتونه خیلی باعث تعجب ما بشه و من سعی کردم از اونها اسم ببرم و معتقدم برای آمپلی فایر تو قیمت های پایین تر میشه از لامپ صدای خیلی بهتری از ترانزیستور شنید البته اگر بلندگو ها هم درست انتخاب شوند.

ما تو ایران باید این شرایط رو فراهم کنیم و این وظیفه کسانی است که هنوز تو میکده های فای (بقول مهندس دهکده های فای) هستند و هم فروشندگان و هم خریداران باید بپذیرند فضای های فای ایران نیاز به تغییرات زیادی داره تا به اون حالت مطلوبش برسه.

اگر فروشندگان درست انتخاب کنند و خریداران از اونها تو این مسیر حمایت کنند طبیعتا میشه با قیمت های خیلی خیلی معقول صداهای خوبی شنید که قبلا نمیشنیدیم.

برندهای زیر از نظر قیمت میتونند مورد بررسی قرار بگیرند و از بین اونها چیزهایی انتخاب بشه، من سعی ام رو میکنم در آینده خارج از دهکده بیشتر روی این برندهای ارزان مطالعه کنم

http://www.decware.com/newsite/ZOB.html

http://www.decware.com/

Bow Technologies (Denmark)
Emerald Physics CS2 speaker
Omega Super 8 Alnico Monitor speaker
Wyred4Sound

http://www.kiom.it/

Audio Refinement

http://www.trafomaticaudio.com/

Mimetism Audio
bel canto
Holfi Audio

http://schiit.com/

nuforce
belles
pure sound
red wine
modwright
Eastern Electric
McCormak
Parasound
first watt
symphonic line

Plinius
simaudio moon i-3
first sound
analysis plus
april music
Aura Note
Grado headphone
triangle speaker
jolida
camelot technology
Audio Note Zero
usher
emerald physics speaker
epos speaker with creek
Zu Cable speaker
VLM Speaker
Living Voice speaker
concident speaker
AudioPAX 88
rega cd player
msb dac
audio aero prima 2500$ CD Player

Subjective Audio Glossary & Audio Reviewing بخش هفدهم

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۹

همبرگر داره آماده میشه ;-)

من تو نوشتن تنبل شدم و این موضوع رو خودم هم میدونم اما باید مطالب مونده از قبل رو بنویسم و سعی میکنم این نوشته هایی که تو دفاترم مونده رو اینجا بیارم.

بحث تحلیل صدا ناتمام مونده و الان بخش هفدهم اش رو مینویسم.

من سعی کردم قبل از توضیح مفاهیم صدا تو همون چهار دسته بندی که براتون نوشتم مثال هایی بزنم تا خود شنونده تا حدی یک پیش زمینه داشته باشه، حالا وقتش شده تا در مورد بخش اول مفاهیم یعنی حضور صدا در اتاق (Presence of Sound in Space – Static) عبارات رو شرح بدم.

لیست زیر رو ببینید:

Imaging – Soundstage – Perspective – Presence – Load – Ambience – Layered – Air – Openness – Intimacy
Close – Forward – Congestion – Laidback – Focus – Light-up – Mono – Stereo – Pin Point – Big – Fat – Bloat – Narrow
Wide – 3d dimension – Body – Ease – Life – Aggressive – Deep – Blackness – Depth – Widths – Height – Scale
- There are here – You are there – Cohesive – Soundstage Curve – Stereophonic Reality
Immediacy – Palpability – Coherence – Vivid – Wholeness – Continues – Phase Coherent
Close over Head (Close Acoustics) – Ghost Like – Force – Stress – Fatigue (bad Acoustics) –
Cold and Anti Closed on Head– Spatial – Reality (Quad) – Breath – Source movement in stage
Disappear

این عباراتی که در بالا میبینید عباراتی است که برای توصیف نوع حضور صدا در اتاق توسط تحلیل گران صدا استفاده میشه و من سعی میکنم این عبارات رو شرح بدم، البته نوشته های بالا کم نیاز به ویرایش نهایی داره که سر فرصت این کار رو انجام میدم.

ممکنه اگر یکی کمک کنه این مفاهیم رو به انگللیسی برگردونم و برای مایک بفرستم تا تو مجله Spintricity چاپش کنه.

بدو بریم سراغ همبرگر …



ابر برچسب‎ها