کمپانی Kimber Kable

نوشته شده در (سازندگان HiFi Brands) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۵

3038_09.gif

کیمبر Kimber Kable یک شرکت سازنده کابل با مدیریت آقای Ray Kimber میباشد. حدس میزنم نام کیمبر از نام یک قوم ژرمنی (در سرزمین گرمانیا) گرفته شده است که در زمان ۱۰۰ ق م در اروپا وجود داشت. این شرکت هم تنوع قیمتی داشته و هم تنوع ساخت و سری Select آن جزو سری رفرنس محسوب میگردد. این شرکت از سال ۱۹۷۹ تا بحال فعالیت داشته و مدل Black Pearl آن زمانی کابل رفرنس بسیاری از تحلیل گران بود. محصولات آن همواره در کنار شرکتهایی چون

NordostXLOTara LabNBSAudioquestAcoustic ZenPurist Audio

WireWorldNirvanaCardasFIMMITSahuaroFadel ArtVan Den Hul

ElectraglideSilver AudioYamamura ChurchillSiltechSynergistic Research

RenaissanceArgentoSilversmithAudienceAudio MagicHarmonixJENA

Aural SymphonicsCable Research LabAlpha CoreKharmaFurutech

Harmonic TechnologiesJPS LabsStereovoxStealthKAS AudioCerious

MapleshadePure noteSoundstring CableVooDooWalkerTG Audio

BocchinoVH AudioBPTKondoDualConnectZuHMSMagnanZ

Jorma DesignKubala-SosnaIntuitive Design – Sunny CableBybee

Virtual Dynamics

 

مورد مقایسه قرار میگیرد و تحلیل های زیادی درباره محصولات این شرکت وجود دارد. نمیتوان گفت چه کابلی بهترین است و اصولا کابلها را برای Tune نهایی بکار میبرند و هر سیستمی میتواند با یک کابل خاص به بهترین پاسخ برسد. کابلها در Timing و Texture صدا تاثیر زیادی دارند.

تفاوت ها – بخش سوم

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵

به اینجا رسیدیم که در همه جا فاصله (تفاوت) و حرکت (تغییر) وجود داشته و تفاوت ها باعث میشوند انتخابها متفاوت باشد. اما با این که این بحث منطقی و ساده است چرا باید آنرا مینوشتم؟ دلیل این مساله برمیگردد به نگاه بسیاری از Audiophile ها به مساله صدا و سیستم صوتی. بسیاری از Audiophile ها همواره مجلات های-فای را دنبال کرده و آنها را برای انتخابهای خود مرجع قرار میدهند و یا بدون هیچ دلیلی قضاوتهای جانبدارانه فروشندگان را میپذیرند. بسیاری از فروشندگان بجای سرویس دهی درست (دموی خوب تحت شرایط بهینه آنهم نه یکبار بلکه چندین بار) به مشتریان تنها بدنبال فروش محصول خود و بد جلوه دادن محصولات شرکتهای رقیب میباشند. در چنین فضایی قضاوت هایی کاملا اشتباه ، سطحی و بدور از منطق صورت میگیرد (از نگاه من قضاوت در مورد سیستمها و مقایسه آنها با توجه به پارامترهای گوناگونی چون Matching و حس شنیداری متفاوت کار راحتی نمیباشد و بهتر است تجربه شنیداری را جایگزین قضاوتهای سطحی نماییم). بسیاری از مجلات هم در چنین فضایی بیشتر بدنبال ستاره دادن و یا امتیاز دادن بوده و از نگاه من بجای کمک به کاربر به صنعت های-فای کمک میکنند (جالب اینجاست به همین دلایل کمپانی هایی هم هستند که حاضر نمیشوند محصولاتشان را مجلات Review کنند). همیشه فراموش میکنیم نویسنده Review سلیقه خاص خودش را دارد و ممکن است با ما بکلی فرق داشته باشد. همانطور که در بخش اول دیدید در بسیاری موارد تفاوت ها وجود دارد و ما باید بتوانیم از بین پارامترهایی چون سورس آنالوگ ، سورس دیجیتال ، تکنولوژی لامپ ، تکنولوژی نیمه هادی ، کابل مسی ، کابل نقره ، انواع جاذب آکوستیکی و … انتخاب کنیم. آیا شنیده اید Audiophile های حرفه ای در دنیا در قسمت آکوستیک برای انتخاب جنس مواد جاذب و Diffuser از تلفیقی (Mix) خاص از مواد استفاده مینمایند تا به یک صدای دلخواه برسند و سلیقه آنها در قسمتهای کم اهمیت تر هم لحاظ میشود؟ وضعیت انتخاب برای بهترین Performance به Price در ایران چگونه است؟ اکثر کاربرانی که من دیدم برای انتخاب مهمترین قسمتها تنها به حرف فروشنده و یا ستاره های مجلات توجه میکنند. آیا ما نباید برای سلیقه خود ارزش قائل باشیم؟ آیا ملاک ارزش گذاری یک Audiophile باید بجای حس شنیداری ستاره های مجلات باشد؟

میپذیرم بخشی از این مشکل به سیاست فروش برخی از Dealer ها در ایران بر میگردد اما از نگاه من حتی اگر همه فروشندگان سرویسی درست ارائه دهند باز شنوندگان بجای انتخاب بدنبال نظرات دیگران میروند.

آنچه گفته شد نظرات من بود اگر به نوشته های بالا اعتقاد ندارید و دوست دارید به سبک خودتان انتخاب کنید باید بگویم میپذیرم با هم تفاوت داشته باشیم و به نگاه شما احترام میگذارم.

تفاوت ها – بخش دوم

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵

در بخش اول تفاوت ها نگاهی داشتیم به کل قضیه صدا و همانطور که بیان شد یک اثر هنری (موسیقی) مسیری را از ابتدای آفرینش تا نهایتا سیستم درک موسیقی در مغز ما میپیماید. بهتر است ابتدا عبارتی را بنام “ساختار” تعریف کنم. به هر چیزی که وجود داشته باشد و ما آنرا بتوانیم تعریف کنیم یک “ساختار” میگوییم. یک ساختار میتواند یک قطعه موسیقی باشد ، یک اثر خاص هنری مانند یک تابلو نقاشی باشد ، یک بازی مانند شطرنج باشد ، یک سیستم صوتی خانگی باشد ، یک سیستم بیولوژیک باشد ، یک انسان باشد ، یک گل باشد ، یک اندیشه و نگاه فلسفی به جهان باشد ، یک سیستم حکومتی باشد ، یک تمدن باشد ، میتواند سیستم مغز انسان باشد ، یک شی باشد و …

آنچه برای همه ما قابل درک هست تفاوت های دنیای بیرون است و مفهوم فاصله. ساختارها با تعریفی که ارائه شد با هم فرق دارند و در فاصله ای از هم قرار دارند. حتما این عبارات را زیاد شنیده اید : موسیقی سنتی ، موسیقی پاپ ، موسیقی کلاسیک ، موسیقی Jazz ، گل رز ، گل مریم ، مورچه ، فیل ، فلسفه کانت ، فلسفه هگل ، خداباوری ، عرفان ، ماده گرایی ، دموکراسی ، دیکتاتوری ، هلنیسم ، روح شرقی ، Solidstate ، لامپ ، کابل مسی ، کابل نقره ای ، دیجیتال ، آنالوگ ، بلندگوی درایوری ، بلندگوی الکترواستاتیک و …

تفاوت در ذات دنیای بیرون هست و برای همه قابل درک ، ما انسان ها ناظر و گاهی مخاطب آنچه در بیرون وجود دارد و اتفاق می افتد هستیم . ما هم با یکدیگر فرق داریم و ممکن است نگاه ما به ساختارها یکسان نباشد. من ممکن است رفتار متغیرهای فیزیکی را با ریاضیات اقلیدسی تفسیر کنم و شما ممکن است آنرا از دریچه منطق فازی ببینید. من ممکن است انسان را تنها یک موجود مادی فرض کنم و شما برای انسان روح هم قائل شوید. بنابراین ممکن است من و شما حتی بعنوان ناظر و مخاطب در یک مکان قرار نگیریم و به یک شکل نبینیم. اگر من و شما با یک شکل به یک “ساختار” نگاه کنیم و هر دو از آن ساختار یک فضای یکسان تصویر کنیم آنگاه هر دو ناظر در یک مکان قرار میگیرند و تفاوت نگاه از بین میرود. در اینحالت ساختارها در یک فضای مشخص تعریف شده و فاصله ها معلوم میگردد. برای درک یک ساختار میتوان از بردارهای پایه استفاده نمود و هر ساختار را در یک مکان خاص جای داد و برای مقایسه دو ساختار از تصویر آنها بر بردارهای پایه استفاده نمود. بعنوان مثال برای برای سیستمهای خطی میتوان از تحلیل حوزه فرکانس استفاده نمود و تفاوت سیستمها را در این فضا بررسی نمود. در بسیاری از مواقع (جدالهای بی منطق) برای قضاوت در مورد یک ساختار و مقایسه تفاوت های آن دو ساختار فراموش میشود که آیا دو ناظر جایگاه یکسانی دارند یا نه. فروشنده کالای X ادعا میکند کالای او به کالای Y سر بوده و شما را تشویق به خرید کالای خود میکند. آیا آقای فروشنده و شخص خریدار نگاه یکسانی به قضیه صدا و حس شنیداری دارند؟ من فکر میکنم برای مقایسه و درک تفاوت ها ابتدا باید با شخص مقابل به یک تفاهم در ترسیم نگاهمان از ساختار برسیم و بعد شروع به بیان تفاوتها نماییم. اگر به یک نگاه نرسیم طبیعتا نمیتوانیم با شخص مقابل بحث کنیم. مساله بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد مساله ارزش گذاری است. اگر به یک نگاه یکسان رسیدیم و یک تصویر یکسان از ساختاری بوجود آوردیم آنگاه هر یک از ما میتواند بردار ارزش گذاری خود را بیان کند. معنی بردار ارزش گذاری هر شخص همان سلیقه او میباشد که در مساله موسیقی معادل حس شنیداری است. هر انسانی با دیگری تفاوت دارد و این تفاوت میتواند در همه بخشها خود را نشان دهد. من و شما اگر تعریف یکسانی از یک ساختار مانند موسیقی داشته باشیم ممکن است بعنوان مخاطب هر یک به نوعی متفاوت از دیگری با آن موسیقی ارتباط برقرار کنیم. من به آلبوم بیداد آقای شجریان بیشتر علاقه نشان میدهم و شما به آلبوم نوا مرکب خوانی ، من هوای بارانی را دوست دارم و شما هوای آفتابی را بیشتر با خود سازگار می یابید ، یکی از شنیدن Solidstate بیشتر لذت میبرد و دیگری از شنیدن صدای Tube . بنابراین بعلت تفاوت ما انتخابها و گرایشات ما نیز تفاوت خواهد داشت و هر ساختار نسبت به ما در جایگاهی قرار خواهد گرفت. عباراتی مانند x از y بهتر است (مانند Boulder از Spectral) تا زمانی که فضای درک یکسان نباشد و جهت بردار ارزش گذاری مشخص نباشد بی معنی میباشد. البته اگر فاصله بردار ارزش گذاری اشخاص زیاد نباشد و فاصله ساختارها از هم زیاد باشد همه ما به یک نتیجه خواهیم رسید ، مثلا همه قبول میکنیم GoldMund پنجاه هزار دلاری صدای بهتری از NAD پانصد دلاری میدهد و یا سواری پرادو بهتر از پاترول است. برای قضاوت و مقایسه دو کامپوننت دقیق مانند Krell Evo One با Halcro dm-88 نمیتوان به نتیجه یکسان رسد. حتی اگر هر دو به ایده ال نزدیک باشند اما با هم تفاوتهایی دارند که سلیقه ما انتخاب نهایی را مشخص میکند. اگر حس شنیداری من به گسترش ناحیه پایین حساس تر باشد تا به گسترش ناحیه بالا انتخاب Evo خواهد بود و اگر برای من Detail بیشتر مهم باشد بسمت Halcro خواهم رفت. همانطور که میبینید تفاوت ها را نمیتوان بسادگی ارزش گذاری کرد و هر یک از ما باید سلیقه و حس شنیداری خود را بخوبی بشناسد. تحقق این مساله با شنیدن در دراز مدت برای همه ممکن است.

آلبوم نهان مکن

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۷ دی ۱۳۸۵

a054.jpg

آلبوم “نهان مکن” با صدای آقای علیرضا عصار ، تنظیم و رهبری آقای شهرداد روحانی به همراهی ارکستر سمفونیک لندن وارد بازار شد. کار بخشی از ضبط صدا با استودیو Abbey Road بوده است. این آلبوم را چند روز پیش به پیشنهاد دوست بسیار خوبم جناب آقای دکتر بنائیان تهیه نمودم و هنوز به اندازه کافی آنرا نشنیدم اما میشود چیزهایی درباره آن نوشت. شاید جزو طرفداران صدای آقای عصار نباشم و دلیل علاقه ام به کارهای ایشان اشعار مولانا باشد اما به هر حال تا اندازه ای کارهای ایشان را گوش میدهم. اشعار مولانا را در موسیقی سنتی خصوصا کارهای استاد شجریان و ناظری زیاد میبینیم اما در موسیقی پاپ ، کمتر کسی مانند آقای عصار از اشعار مولانا استفاده میکند. در این آلبوم هفت قطعه با اشعاری از شاملو ، مولانا ، شفیعی کدکنی ، افشین یداللهی ، افشین مقدم و شاهکار بینش پژوه ارائه شده است. اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد میکس و تدوین خوب اثر بود چرا که حجم صدای هر استرینگ به اندازه ای بود که در مجموع حالت برش Clip در صدا مشاهده نمیشد و صدا با حالتی راحت پخش میشد. استرینگ های صدا تصویر خوبی داشتند و هر یک بدون تداخل (Good Separation) با دیگری مکانش را در Stage حفظ میکرد و صدا حالت فوروارد نداشت. چیز جالبی که بنظر میرسید تفاوت فضای آکوستیکی ضبط صدای خواننده از سازها بود ، البته مطمئن نیستم اما احساس میکنم فضای آکوستیکی مکان ضبط هر یک با هم کمی فرق داست. صدا در مجموع Open بود و در فرکانسهای بالا airy و راحت پخش میشد. بالانس صدا خوب و در فرکانسهای پایین (البته با سیستم من نمیشه خیلی در مورد زیر ۵۰ هرتز حرف زد) هم صدا مشکلی نداشت. یک رکورد خوب micro dynamic ، texture خوب ، سکوت و گسترش فرکانسی لازم در صدا را دارد و شنونده در دراز مدت احساس خستگی نمیکند. کار استودیوی Abbey Road کاملا در این اثر قابل لمس هست . در آهنگ اول شعر زیبای شاملو (آه ای یقین گمشده) را میشنویم ، پیشنهاد میکنم موسیقی را خودتان بشنوید و قضاوت کنید.

دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن چون خموشان بی گنه روی بر آسمان مکن

Shanling T-100

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۸۵

 shanling.jpg

این CD Player از کمپانی Shanling بوده و یکی از بهترین انتخابها در محدوده قیمت زیر ۵ هزار دلار هست. سعی دارم کامپوننت هایی که هم صدای خوبی دارند و هم قیمت مناسبی را در سایت معرفی کنم چرا که اقتصاد اصل مهم زندگی است. نگاهی به Google بیندازید تا لینکهای مرتبط را بیابید. شرکت Shanling یک شرکت تولید کننده محصولات های-فای بوده که در چین فعالیت دارد اما بر خلاف تصور و نگاه بیشتر اشخاص به محصولات چینی از کیفیت بالایی برخوردار است. تا آنجایی که من میدانم نه تنها از نظر ساخت بسیار عالی است از نظر طراحی نیز در رده بالایی قرار میگیرد و قیمت تمامی کامپوننت های آن به نسبت صدایشان خوب و در بعضی موارد مانند T100 بی نظیر است. این CD Player را بارها با سیستمهای مختلف شنیده ام و تقریبا میتوانم در مورد صدایش Review بنویسم. این سورس هم خروجی Tube دارد و هم خروجی معمولی بدون طبقه لامپ و من استفاده از طبقه Tube را پیشنهاد میکنم. هم ۱۶ بیت را میخواند و هم HDCD را ، ساخت فوق العاده ای دارد ، Transport خوبی داشته و در خواندن سی دی های کپی دچار مشکل نمیشود. باید بگم همیشه استفاده از Tube را در Upstream دوست داشتم چرا که صدای دیجیتال را بهتر است با یک طبقه Tube در DAC یا Pre شنید و این خصوصیت در T-100 وجود دارد. صدای T100 در مقایسه با قیمتش گران میباشد ، منظورم از گران بودن میزان کنترل صدا ، عدم حالت پراکنده و مهمتر از همه سکوتی است که در پس زمینه صدا برقرار میباشد. صدایی که در آن هم Macro Dynamic خوب دارید و هم Micro dynamic خوب. صدای T-100 شاخص لامپ را دارد اما در مقایسه از Neutrality خوبی بهره مند است و بدون از دست دادن ریتم و دینامیک صدایی نرم با Texture خوب در ناحیه وسط دارد. در فرکانسهای پایین مشکلی نداشته اما با خروجی Tube گسترش سورس های گران Solid را ندارد اما اگر سیستم شما گسترش ناحیه پایین آن خیلی زیاد نباشد مشکلی وجود نخواهد داشت (میتوانید در صورت گسترش زیاد خروجی Solid آنرا امتحان کنید). در ناحیه بالا Sweet و خوب است و در ناحیه وسط بیشترین حرف را برای گفتن دارد ، صدایی warm ، rich و sweet ، Open که خوش صدایی Tube را در کنار Dynamic و Neutrality خوب به شما عرضه میکند. Soundstage خوبی داشته و صدا اصلا حالت فوروارد ندارد و شنونده میتواند براحتی صدای آنرا در دراز مدت بشنود. اگر به مشخصات آن نگاه کنید متوجه میشوید شباهت زیادی به CD Player معروف Musical Fidelity NuVista دارد. مجلات زیادی در مورد آن Review نوشتند و شرکت هایی هم آنرا Modify کردند. Modify کردن به این معنی است که این کامپوننت طراحی بسیار خوبی داشته و در صورت استفاده از قطعات گران تر صدایی بهتر میدهد و میتوان با تغییر بعضی از قطعات به صدایی بسیار گران در مقایسه با قیمت تمام شده رسید و تنها کامپوننت هایی Modify میشوند که پتانسیل بالایی دارند. این سورس نیاز به حداقل ۲۰۰ ساعت کار دارد تا به حالت پایدار برسد. در ایران قیمتی معادل ۱۸۰۰ دلار داشته و از طریق نمایندگی آن در ایران قابل تهیه میباشد.

اقتصاد و های-فای

نوشته شده در (آنچه باید بدانید Basic Information) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۵

 money.gif

بنظر شما آیا باید به اندازه ای که توانایی مالی داریم برای های-فای هزینه کنیم؟

شاید جواب این سوال را همه بدانند و بگویند نه ، اما واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد چرا که بسیاری از آودیوفیل Audiophile ها چه در ایران و چه جاهای دیگر دقیقا به اندازه ای که توانایی مالی دارند هزینه میکنند. شاید دلیل این قضیه های فای گرفتگی باشد و شاید هم عدم آگاهی Audiophile و شاید هم عوامل دیگری چون ارضای حس مالکیت. مساله ای که باید به آن توجه شود اینست که حتی اگر فرض کنیم در حساب شما پول هنگفتی باشد خرید یک سیستم صوتی گران ممکن است انتخابی اقتصادی نباشد ، منظورم از اقتصادی بودن اینست که شما در ازای چیزی که بدست می آورید به ارزش همان چیزی را از دست بدهید و ارزش از نگاه شما حس شنیداری باشد نه چیز دیگر. به عبارت دیگر ارزش هر چیزی باید به اندازه ای باشد که برای آن چیز هزینه میکنیم. فرض کنید شما در روز یک ساعت موسیقی گوش میدهید و گوش های شما خیلی به صدا حساس نبوده و مانند یک شنونده معمولی به موسیقی گوش میدهید ، به سیستم های صوتی علاقه مندید ، هم اکنون سیستمی حول قیمت ۷ هزار دلار دارید و از سیستم صوتی خود %۹۰ رضایت دارید. فروشنده به شما یک دمو ارائه میدهد و به شما پیشنهاد میکند سیستم خود را ارتقا دهید. مطابق معمول اگر دمو خوب باشد شما بفکر ارتقا می افتید و این پیشنهاد شما را قلقلک میدهد. فرض کنید دو انتخاب دارید یکی ارتقا به یک سیستم ۱۰ هزار دلاری و دیگری ارتقا به یک سیستم ۲۵ هزار دلاری ، با شنیدن بیشتر صدا متوجه میشوید صدای سیستم اول رضایت شما را به %۹۵ افزایش میدهد و سیستم دوم رضایت شما را به %۹۷ (البته نمیشه رضایت را درصدی بیان کرد اما برای سادگی به این شکل مثال زدم ). با کمی دقت میشود نتیجه گرفت اصلا ارتقا کار اقتصادی نیست چرا که تا وقتی شنونده به %۹۰ رضایت رسیده و در روز بیش از یک ساعت به موسیقی گوش نمیدهد بهتر است با همان سیستم سر کند. اما اگر صدای سیستم رضایت را مثلا %۳۰ افزایش دهد و در مقابل هزینه زیادی نگیرد ارتقا کار منطقی میباشد. اصولا اگر کسی با هزینه حدود ۲۰ هزار دلار به صدای خوب نرسد یا خودش مشکل دارد و یا سیستم بهینه سازی نشده است. این مساله به عینه دیده شده که یک سیستم ۱۰۰ هزار دلاری در اتاقی Setup شده که از لحاظ آکوستیکی وضعیت بسیار بدی دارد و شنونده غافل از این موضوع باز در فکر ارتقا هست. بعد از درست شدن شرایط اولیه مانند آکوستیک یا چاه زمین و خرید یک سیستم Match باید اقدام به ارتقا نمود و اگر سیستم شما در حالت بهینه خود در شرایط مناسب قرار نگیرد ممکن است حتی به %۷۰ کارایی خود نرسد. بنابراین بهتر است همیشه آخرین اقدام ارتقا باشد آن هم نه بر اساس توانایی مالی بلکه بر اساس ارزش اقتصادی آن کالا. عدم توجه به ارزش شنیداری سیستم صوتی و تصمیم به ارتقا بر اساس راضی نگه داشتن احساس مالکیت در های-فای ممکن است برای شما بسیار گران تمام شود. فکر میکنم رضایت به آنچه داریم و از آن لذت میبریم برای ما کافی باشد.



ابر برچسب‎ها