یک برند کابل درایران

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

بعد از کلی تلاش و پیگیری ، آقای رحمانی قبول کرد یک برند خوب رو بیاره که از نظر من یکی از بهترین کابل سازهای دنیاست. این برند تا اونجایی که من میدونم یک بودجه تحقیقاتی زیاد داشته و الان کابلهای اون نه تنها جزو خوش ساخت ترین هاست بلکه صدایی بسیار Human Like و طبیعی داره. احتمالا شما این برند رو نمیشناسید و جایی در موردش نخوندید اما من فکر میکنم تو رده کابل ها یک بالانس خیلی خوب بین Sharpness و Texture طبیعی هست. هم صداش اون Fullness و body رو داره و هم وضوح بسیار بالایی داره بدون اینکه اون حس راحتی و طبیعی رو از دست بده.

من خیلی اصرار داشتم تا این اتفاق بیفته و خوشحالم این اتفاق افتاد. راستش من دنبال اینم چیزهای خوب وارد ایران بشه و خوشحالم وارد کنندگان این کار رو بکنند و از آقای رحمانی تشکر میکنم بخاطر لطفی که دارند. وقتی میشنوم برندهایی میاد که فقط در مجلات پررنگ هستند و خیلی به نسبت قیمتشون حرفی برای گفتن ندارند حس خوبی ندارم. امیدوارم دوستان استقبال کنند و صداش رو بشنوند چون از نظر من باید از برند های حسابی حمایت کرد. آقای رحمانی میگه اگر برندی ناشناخته باشه خیلی ازش استقبال نمیشه و من متاسفم از اینکه در ایران ذهن کاربران بیشتر دنبال ستاره های مجلات هست. به هر حال اگر مشکلی پیش نیاد سعی میکنیم صدایی در یارامانا بگیریم که دوستان به اهمیت و ارزش این برند پی ببرند.

واقعا در بین برندهایی که آقای رحمانی وارد میکنند جای چنین کابلی خالی بود. کابلهای این شرکت همانند Kimber از طراحی و تکنولوژی خاصی استفاده میکنند و من بعد از شنیدنش یک تحلیل در موردش خواهم نوشت. همین قدر میدونم که با سیستمهای Solidstate و بلندگوهای درایوری آقای رحمانی حسابی سازگار هستند.

این برند قیمتش پایین نیست اما صداش حتی از سری ۳۰ هزار دلاری Nordost Odin هم طبیعی تر هست. چیزی بین Kubala-Sosna Emotion و Nordost که به نظر میرسه در یک سیستم Match به صدایی عالی برسیم. این کابلها دست ساز بوده و از تکنولوژی Bybee Quantum Purifier استفاده میکنه. در این تکنولوژی از فیبر کربنی برای کنترل حرکت الکترونها در کابل استفاده میشه تا Purity سیگنال افزایش پیدا کنه و نویز کم بشه.

صبر کنید وقتی اومد اسمش رو تو سایت میارم.

لحظه به لحظه با Krell Evo CAST و Wilson Watt/Puppy 8 – بخش هشتم

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

wilson-wp8.jpg

دیروز پیش آقای رحمانی بودم و با کمی تغییرات صدای سیستم دوباره شنیده شد. فکر میکنم گوشم کاملا به این صدا آشنا شده و میتونم بدون در نظر گرفتن احساسم نسبت به بلندگوی ۸ در مورد محدودیت های این سیستم بنویسم. همیشه از دو سمت میشه نگاه کرد یکی تنها از سمت توانایی های یک کامپوننت و دیگری از سمت محدودیت ها و من فکر میکنم ویلسون توانایی های خیلی بالایی داره هرچند این مساله طبیعی است که محدودیت هایی هم داشته باشه. من در این پست به محدودیت هاش میپردازم هرچند معتقدم این محدودیت ها هنگام شنیدن صدا جلب توجه نمیکنند و مقیاس اونها کوچک هست.

صدای Wilson WP 8 با Krell CAST همچنان تحت تاثیر مشکل کابل CAST هست. کمی دو تا کانال نا همگون و کمی هم صدا مات هست. البته کابل CAST جدید بزودی خواهد رسید و مشکل حل خواهد شد. آقای رحمانی بلندگو ها رو عقب تر بردند و دوروبر بلندگو رو خلوت کردند که در این حالت Bass خیلی از اون حالت Over Power و سنگین و فوروارد خارج شد و خیلی انرژی ناحیه پایین کمتر و کنترل شده تر پخش میشد. من حدس زدم امپدانس پشت بلندگو تغییر کرده اما آقای رحمانی گفتند فقط با همین جابجایی صدا اینقدر فرق کرد. البته خلوت شدن اطراف بلندگو به گوشم کمی صدا رو بخاطر انرژی بیشتر بازگشت ها خرابتر کرد و شنونده رو اذیت میکرد اما در مجموع وضعیت قابل قبول بود. به گفته آقای رحمانی آکوستیک یارامانا در آینده نزدیک درست خواهد شد و من ویلسون ۸ رو در یک محیط مناسب خواهم شنید. حدس میزنم وجود بلندگوها در کنار هم Bass رو خراب میکنه و ممکنه صدای بلندگویی که در حال پخش صدا هست تحت تاثیر دیگر بلندگوهای خاموش در اتاق قرار بگیره.

آکوستیک بد موسیقی رو به هم میریزه و شما بجای موسیقی صدا میشنوید و زود خسته میشوید. محال هست بدون فضای خوب از صدا لذت ببرید من پیبشنهادمیکنم یه فکری به حال فضای شنیداری بکنید چون من در ایران فضای ایده ال ندیدم.

ببینید هر بلندگویی محدودیت هایی دارد و در شاخص هایی در مقایسه با دیگر بلندگوها عقب تر و در شاخص هایی جلوتر هست. بقول آرتور سالواتوره محال هست یک طراحی و یا یک تکنولوژی در همه شاخص ها همه طراحی ها و تکنولوژی های دیگر رو Outclass کنه. یعنی هیچوقت بهترین آمپلی فایرهای لامپی نمیتوانند در شاخص هایی مانند Low Noise بودن به بهترین آمپلی فایرهای ترانزیستوری برسند همونطور که بهترین آمپلی فایرهای ترانزیستوری نمیتوانند در شاخص هایی مانند Immediately به پای یک Single Ended Triode برسند. این یک واقعیت هست و اگر از فروشنده ای شنیدید این کامپوننت ای که من دارم از بقیه کامپوننتهایی که دیگران دارند بهتر هست بدانید این حرف تنها یک حرف تبلیغاتی است و فروشنده فقط دوست داره جنسش فروش بره. حقیقت اینه که هر کامپوننتی محدودیت ها و تواناییهای خاص خودش رو داره و این ما هستیم که بر اساس بودجه ، سلیقه شنیداری ، شرایط محیطی ، نوع موسیقی هایی که میشنویم و … انتخاب میکنیم. اینم جمله ای که آرتور گفته :

Finally- The first, unavoidable and ultimate rule in high-end audio is:
You can NEVER have it all, so everyone must eventually make choices, and that means choosing priorities.
Anyone who says otherwise is either very ignorant or lying.

من صدای ویلسون رو دوست دارم و باور دارم این بلندگو وضوح ، جداسازی و Sharpness مثلا Kharma رو و یا Speed یک الکترواستاتیک مثل Quad رو نداره و یا مثل B&W Prestige آقای خرمی اون Cleanness و احساس Neutrality و جداسازی رو به شنونده نمیده. ویلسون گسترش فرکانسی یک بلندگوی ۴way رو نداره و شفافیت و نزدیکی صداش مثل یک الکترواستاتیک عالی نیست. البته در همه این شاخص هایی که گفتم ویلسون عقب تر می ایسته باید اعتراف کنم “فقط کمی عقب تر” عبارت مناسب تری هست. اما این مساله از نگاه من کاملا پذیرفته شده هست چون هر طراحی به هر حال یک Compromise هست. در مقابل ویلسون نقاط قوت زیادی هم داره و در شاخص های مهمی جلوتر از Quad و B&W Prestige می ایسته. مهمترین اونها از نظر من بافت صداست و اون Load خوشایند که باعث میشه ساعت ها از موسیقی لذت ببریم. ویلسون Body و یک حس Fullness داره که بقیه ندارند و لذت شنیدن صداش بیشتر از بقیه هست. تصویری یکپارچه و خوب با Smoothness خوب و جزئیات کافی . قبلا یک تحلیل مفصل از صدای ویلسون  نوشتم میتوانید آنرا بخوانید.

اما مساله مهم اینه که وقتی من به ویلسون گوش میکنم چیزی جلب توجه نمیکنه یعنی احساس ضعف در شاخصی نیست که توجه شنونده رو جلب کنه. شاید همون لحظه اگر صدا رو به یک بلندگوی دیگه مثل Kharma سوئیچ کنیم در شاخص هایی احساس بهتر بودن داشته باشیم اما در لحظه ای که به سیستم ۸ گوش میکنید چیزی نیست که جلب توجه کنه و یا ذهن رو خسته کنه و یا آدم دلش بخواد یه چیزی در صدا بهتر بشه. من قبلا هم گفتم مهمترین مشخصه صدای ویلسون بالانس بودن اون به گوش من و سلیقه من هست.

صدای ویلسون آرامش و راحتی خاصی داره و کاملا کنترل شده هست. صدا پراکندگی و بیرون زدگی نداره و البته کاملا تداعی کننده یک صدای خاص هست به این معنی که وقتی با چشمان بسته ویلسون بشنوید میتونید حدس بزنید این صدا صدای ویلسون هست. ویلسون Neutrality و اون حالت Hyper detail و Sharpness رو نداره و اگر خیلی به خود صدا نزدیکتون نمیکنه اما آرامش موسیقی رو با خودش داره و شنونده رو بجای آزار دادن نوازش میکنه. اگر خیلی مثل Quad حالت Light و سریع نداره اما در مقابل یک Load خوشایند بر گوش داره با Liquidity بالا که اجازه میده از صدا لذت ببرید.

صدا با Krell دینامیک و ریتم خیلی خوبی داره و در ولوم های بالاتر هم صدا خیلی راحت پخش میشه. صدا مرده نیست و زنده هست هرچند این زنده بودن کمی با خودش احساس Softness و Round بودن رو داره و در مقایسه خیلی Vibrancy یک بلندگوی الکترواستاتیک رو نداره.

صدای ویلسون به گوش خیلی مخملی و نرم میاد اما با دینامیک خوب و شنیدن صداش اون حس موسیقی رو خوب منتقل میکنه. اون حس آرامش و لذت در صداش هست و خستگی کار روزانه رو از شما دور میکنه. صدای ناحیه وسط یک حالت Full داره ( Full Bodied) و واقعا شنیدن صدای خواننده ای که دوست دارم لذتبخش هست. صدا حالت Mechanical و اعصاب خورد کن حتی در مقیاس کم در دراز مدت نداره و یک ملاحت خاصی داره. Very Human Like

صدای ۸ به اندازه Kharma حالت Real رو تداعی نمیکنه و به اندازه الکترواستاتیک ها نزدیک به سورس صدا نیست اما صدا Fluid ، Plush و راحت هست مثل کابل The Third . آیا من چیز بیشتری از صدا میخواهم ؟ نه

شنیدن صدای ویلسون ۸ بعد از ساعتها بی شباهت به این نیست که از یک خواب خوب آدم بیدار میشه. یک حس خوبی صداش داره و همه این حرفهایی که من در مورد ۸ زدم تنها بخاطر این بود که در این دنیای نامهربان ساعتی در کنار ویلسون خستگی کار رو و مسائل رو فراموش کردم. صدای Krell میتونه نزدیکی و گرمای طبیعی بیشتری داشته باشه. منظورم از گرما اون چیزی نیست که تو ذهن شماست و یک نوع احساس نزدیک بودن به سورس صداست. یعنی Presence صدای Krell میتونه بهتر باشه و من فکر میکنم دلیلش به Complex بودنش برمیگرده. صدای Krell میتونه شفاف تر باشه و Direct تر البته با Bloom ببشتر اما همین قدر هم برای من کافی است. در مجموع کمی Micro صدا تحت تاثیر محدودیت های Krell و کابل CAST بود.

هر موسیقی که من میشنیدم حس اش رو خیلی خوب به من منتقل میکرد، حس شادی یا اندوه. فرکانسهای بالا خیلی راحت و طبیعی صدا میداد حتی در ولوم های بالا و کاملا به Mid چسبیده بود.

- نداشتن خطای ریتم در صدای Krell یعنی آرامش و خسته نشدن ذهن

- صدای مخملی و راحت ویلسون یعنی در موسیقی فرو رفتن

- Openness و Flat بودن پاسخ دامنه و یکشکل بودن Timbre صدا در نواحی مختلف فرکانسی بلندگو یعنی جلب توجه نکردن سیستم

نی محمد موسوی رو گذاشتم با اینکه آقای رحمانی موسیقی سنتی گوش نمیده اما تحت تاثیر قرار گرفت ، چه صدایی میداد نی محمد موسوی.

خلاصه از نظر من Wilson 8 یک بلندگوی OK هست که من دوستش دارم اما چون قیمتش بالاست توان خریدش رو ندارم و انتقاد من به این جور کامپوننتها به قیمتهاشون برمیگرده. به هر حال کمپانی ها دوست دارند پول بیشتری از کاربران بگیرند و برای درآمدهای ما در ایران خرید این جور سیستمها کار آسانی نیست. در مورد قیمت ها بعدا بیشتر مینویسم.

آلبوم همایون اثر استاد محمد موسوی

نوشته شده در (معرفی آلبوم موسیقی Music Albums) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷

mousavi.jpg

ساز نی رو دوست دارم و این علاقه بیشتر زمانی شکل گرفت که استاد محمد موسوی در آلبوم نوا مرکب خوانی به محمد رضا شجریان پاسخ میداد. بعد از آلبوم نوا مرکب خوانی تصمیم گرفتم دو تا از کارهای استاد محمد موسوی رو بگیرم. یکی سلوهای محمد موسوی بود (جلد قرمز رنگ) و دیگری همایون.

از استاد محمد موسوی چند تا کار دیگه هم دارم اما در بین کارهای ایشان آلبوم همایون رو بیشتر از همه دوست دارم. من تکنوازی رو دوست دارم و تقریبا زیاد گوش میدم البته نی در مقایسه با سنتور یا تار کمی در دراز مدت شنیدنش برام خسته کننده هست. اما اثر همایون استاد موسوی رو ساعتها گوش میدم و لذت میبرم بدون اینکه خسته ام کنه.

شاید دلیل اینکه شنیدن تکنوازی نی کمی در دراز مدت حالت یکنواخت رو به شنونده القا میکنه بخاطر محدودیت های این ساز هم از نظر گستردگی نت ها و هم از نظر ساختار هارمونیکی ساده تر صدای نی هست.

این آلبوم تکنوازی نی با همراهی تنبک کامبیز گنجه ای در دستگاه همایون و گوشه مخالف سه گاه هست.

من آلبوم ای که تهیه کردم از شرکت نوای همایون (شهرام) بود که کیفیتش خوب بود. شرکتهای دیگه ای هم این CD رو منتشر کردند که من تستشون نکردم.

سوالات شما

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۸۷

ایمیل هایی دریافت میکنم که در اونها از سیستمهای پرقدرت صوتی برای مجالس و مهمانیها سوال میشه و یا دوستانی در مورد سیستم های صوتی ماشین میپرسند و عده ای هم در مورد راه اندازی سیستم صوتی یک سالن بزرک یا آمفی تئاتر میپرسند.

باید بگویم متاسفانه من اطلاعاتی در این زمینه ها ندارم و از دوستان خواهش میکنم اگر در این موارد سوالاتی دارند از منابع دیگر استفاده نمایند.

من تنها در مورد های فای اونهم در خانه اطلاعاتی دارم و فقط در این زمینه ممکنه بتونم کمکتون کنم.

با تشکر

نمایشگاه HIGH END 2008 در مونیخ آلمان

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۷

logo.gif

از ۲۴ تا ۲۷ آوریل در مونیخ آلمان نمایشگاه سیستمهای صوتی برپاست. لیست شرکت کنندگان اینجاست. جالبه بدونید آقای ادیب خاوری (نماینده Krell ، ویلسون ، Spectral و … در آلمان) صاحب شرکت Audio Components و آقای ممقانی (Audio Reference) هم یک غرفه دارند. آقای ادیب خاوری و آقای ممقانی (صاحب شرکت Audio Reference) دو تا از بزرگترین فروشندگان سیستمهای صوتی در آلمان هستند. جالبه بدونید آقای اسکویی (صاحب شرکت Montana Audio) هم در سوئیس یکی از معتبرترین فروشندگان سیستم های صوتی هستند. خلاصه ایرانیها در آلمان و سوئیس نمایندگی های شرکتهای معتبر رو دارند. یادمه مجله Audio (دقیقا مطمئن نیستم اما فکر کنم Audio بود) آلمان برای تحلیل Krell MRA Reference که قیمت ای معادل ۱۲۰۰۰۰ دلار داشت Review Sample رو از آقای ادیب خاوری گرفته بود. البته این چیزها رو نگفتم تا این حس رو منتقل کنم که ما ایرانیها خیلی کارمون درسته خودمون خبر نداریم؟! نه

نوشتن این خبر تنها به این دلیل بود که حدس زدم شاید برای شما جالب باشه.

اینجا رو نگاه کنید. در عکس دوم آقای ادیب خاوری و آقای اسکویی در کنار آقای ویلسون ایستاده اند. من چرا ازبحث نمایشگاه خارج شدم؟! لینک ها رو بعدا میگذارم.

لینک زیر گزارش تصویری هست :

http://www.youtube.com/watch?v=nOC0WkClO8o&feature=related

نمایشگاه Montreal Festival Son & Image 2008 (FSI 2008) در مونترال کانادا

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۸۷

sheraton_photo.jpg

از ۳ تا ۶ آپریل نمایشگاه FSI 2008 در کانادا برقرار بود. اونهایی که من دوست داشتم باشند نبودند. هر ساله مدلهای جدید با قیمت های فضایی وارد بازار میشه و کاربران فکر میکنند در این مدلهای جدید چه اتفاق خارق العاده ای افتاده. Lamm مدل ۱۳۵ هزار دلاریش رو آورده و چقدر خوب بود بازار مثل آدم قیمت میگذاشت و به این شکل پول از کاربر بخاطر علاقه اش نمیگرفت. شاید اگر میدونستیم کل قیمت تمام شده این کامپوننت ها چقدر هست (من فکر نمیکنم بیشتر از ۵۰۰۰ دلار باشه) هیچوقت این همه پول نمیدادیم. شرکت Spectral از نظر من دقیق ترین کامپوننت ها رو در دنیا میسازه اما قیمت های سری رفرنسش زیر ۲۰ هزار دلار هست در حالی که شرکتهایی هستند که اصلا در کلاس Spectral نیستند اما قیمت هاشون بالای ۵۰ هزار دلار هست. در مورد قیمت های گزاف یک پست مجزا براتون مینویسم تا بدونیم این وضعیتی که بازار درست کرده اصلا منطقی نیست. تجربه دنیای امروز بیشتر Hi-Fi هست تا Musical. فعلا این لینکها رو ببینید:

http://blog.stereophile.com/fsi2008/

http://www.enjoythemusic.com/fsi_expo_2008/

http://www.audioxsell.com/community/events/9/Montreal-Festival-Son-Image-2008.htm

http://www.uhfmag.com/Montreal2008/index.html



ابر برچسب‎ها