Get better Sound, Jim Smith

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

get-better-sound

باید از آقای الکساندریان خیلی خیلی تشکر کنم بخاطر زحمتی که کشیدند و دو تا از کتابهایی رو که لازم داشتم از آمریکا برام آوردند.

یکی از کتاب ها نوشته Jim Smith هست بنام Get Better Sound که در مورد تجربیات آقای Jim برای رسیدن به صدای خوب هست و کتاب دیگر از آقای دن آنتونیو (Trevor J. Cox and Peter D’Antonio) هست در مورد آکوستیک ، جذب و دیفیوز صدا بنام Acoustic Absorbers and Diffusers, Theory, Design and
Application
.

آقای دن آنتونیو صاحب شرکت سازنده دیفیوزرهای معروف rpg هستند که من خیلی دلم میخواد این برند وارد ایران بشه.

acoustic-absorbers-and-diffusers

در مورد آکوستیک کتاب دیگه ای بنام Master Handbook of Acoustics هست به نوشته مرحوم F. Alton Everest که من نسخه pdf اونرو دارم و به دوستان علاقه مند خوندنش رو پیشنهاد میکنم.

امیدوارم کتاب جیم اسمیت مطلب درست حسابی برای خوندن داشته باشه و حوصله خواننده رو سر نبره، من قبلا کتاب رابرت هارلی رو که میخوندم حتی به صفحه ۱۰۰ هم نرسیدم و دلیلش حجم زیاد مطالبی بود که خیلی بدرد حتی یک Audiophile با تجربه متوسط نمیخورد. کتاب رابرت هارلی (The Complete Guide to High End Audio) برای کسانی که این مقوله رو تازه شروع میکنند خیلی میتونه آموزنده و جذاب باشه اما برای کسانی که حتی تا حد متوسط از audio میدونند کمی ممکنه خسته کننده باشه.

بنظرم برندهای rpg و sonex باید به ایران بیاد و فکری هم بحال آکوستیک بشه ، بدون شرایط آکوستیکی مطلوب هر هزینه ای برای صدا دادن ما رو به نتیجه دلخواه نمیرسونه :

Acousticalsolutions.com

Silentsource.com

بخش هشتم Subjective Audio Glossary & Audio Reviewing

نوشته شده در (آنچه باید بدانید Basic Information) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

این جمله رو در سایت راز دیدم :

هر نتی که از عشق بگوید
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست.

پرنده‌ی پنهان، گروس عبدالملکیان

تحلیل گر استریو فایل آقای Art Dudley هم میگفت زیباترین صدایی که شنیده صدای نوزادش از پشت تلفن بوده. اگر کمی بیشتر به مفاهیم بیندیشیم درک بهتری از آنچه بدنبالش هستیم پیدا میکنیم.

چند روز پیش میهمان آقای میرزایی بودیم که برای شنیدن صدا رفتیم اما صدای گوگوش نگذاشت ما صدا رو آنالیز کنیم و خیلی اون شب به ما خوش گذشت.

رومی میگه بخش ارتباط با موسیقی در مغز جدا از بخش آنالیز صدا عمل میکنه و این دو بخش تقریبا به هم ربطی ندارند. اون شب هم با اینکه صدا بهینه نبود اما من خیلی از شنیدن صدای گوگوش لذت بردم:

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی

من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو

Meridian in Iran by Jam Corporation

نوشته شده در (نمایندگیها در ایران Distributors) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

mlp

جناب آقای راد نمایندگی شرکت انگلیسی Meridian رو که تخصص خاصی در طراحی و پیاده سازی الگوریتمهای پردازش دیجیتال داره گرفتند و تا ۲ هفته آینده Meridian در تهران خواهد بود.

این شرکت CD Player و DVD Audio Player میسازد و البته بلندگو و آمپلی فایر هم دارد . طراح این شرکت آقای Bob Stuart یکی از طراحان حرفه ای بوده که فرمت فشرده استاندارد بدون کاهش کیفیت MLP رو برای دیسک های صوتی روی DVD-Audio ارائه نمود و آخرین فیلتر DPS ایشان بنام Apodising digital filter  که در مدل Meridian 808.2/808i.2 Signature Reference CD player/preamplifier بکار رفته پاسخ ضربه جالبی داره. فکر کنم با این فیلتر ما پاسخ فاز بهتر و Overshoot کمتری در سیگنال پله داشته باشیم.

meridian-808-2

طراح های حرفه ای مثل طراح Spectral که Long Filter رو طراحی کرده هر کدوم طراحی خودشون رو در پیاده سازی الگوریتمهای دیجیتال دارند.

آدرس تحلیل ها:

Stereophile

Audiogon

ETM

TAS

Meridian

مخاطب کم هوش

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

لازم شد مطلبی رو توضیح بدم ، پست قبلی برای برخی از دوستان کمی عجیب بنظر اومد و این سوال مطرح شد که اگر ویلسون ۷ از نگاه من صدای خیلی قابل قبولی نداره پس چرا در خانه آقای الکساندریان من اینهمه از صدا تعریف کردم. قبلا هم من چیزهایی از دوستان میشنیدم که نشون میداد اونها فرق بین صدای شنیده شده رو با صدای کامپوننت اشتباه میگیرند و فکر میکنند اگر صدایی خیلی خوب هست پس صدای همه کامپوننت ها عالی و اگر صدایی خوب نیست صدای اون کامپوننت ها و یا حداقل یکی از اونها بد هست.

این نگاه کاملا اشتباه هست و دلیلش عدم آگاهی و تجربه شنونده ایست که اینگونه فکر میکند. من بارها این مساله رو توضیح دادم که صدای خوب رابطه کمی با کامپوننت های خوب دارد اما مثل اینکه برخی از خواننده ها تفاوت این دو را هنوز نمیدانند.

همونطوری که فیلد لذت شنیداری بقول رومی خیلی ربطی به صدای خوب ندارد از نگاه من صدای خوب هم خیلی ربطی به کامپوننت های خوب ندارد و هر کدوم اینها فیلدی جدا برای بحث هستند. شما نمیتونید بگید حتما برای لذت بردن از موسیقی باید صدای خوب بشنوم همونطور که نمیتونید بگید برای صدای خوب حتما باید بهترین کامپوننت ها رو انتخاب کنیم.

اگر اینطور بود که همیشه باید ناراحت این میبودیم که اونهایی که پول بیشتری دارند از موسیقی لذت بیشتری میبرند.

مساله مقایسه کامپوننت ها مثل مقایسه ویلسون ۷ با گریفون و یا نگاه من به یک بلندگو مانند ویلسون سوفیا ربطی به این نداره که ما نمیتونیم از این کامپوننت ها صدای خوب بشنویم. اگر این طور بود من هیچوقت از صدایی که خانه آقای الکساندریان میشنیدم اینقدر تعریف نمیکردم. وقتی در مورد صدا حرف میزنیم و آنچه شنیده میشود داریم در مورد یک فیلد خاص صحبت میکنیم و وقتی در مورد کامپوننتی حرف میزنیم داریم در مورد فیلد دیگری بحث میکنیم.

من قبلا هم تاکید زیادی داشتم روی اینکه ارزش صدا در همه جاهایی که شنیدم ۰ تا ۱۰۰ بود اما خانه آقای الکساندریان ۱۰۰۰ و بهترین سیستم صوتی روی زمین هم در خانه آقای الکساندریان میشه ۱۱۰۰ و نه بیشتر و همیشه هم گفتم اون سیستمی که در خانه آقای الکساندریان هست دقیقا با سلیقه و خواست من جور نیست اما صدایی که اونجا شنیده میشه ۱۰ برابر همه صداهایی که شنیدم ارزش داره.

همیشه با مهندس سماوات هم این بحث رو داشتم که اگر من از کامپوننت های Raysonic و یا Tannoy تعریف نمیکنم و یا از سیستم های ارزان بازار که اکثرشون حرفی برای گفتن ندارند نمینویسم به این معنی نیست که نمیشه از اونها صدای خوب شنید بلکه مقوله صدای خوب خیلی ربطی به کامپوننت نداره اما وقتی برمیگردیم به فیلد مقایسه کامپوننت ها طبیعتا اگر من ۱۰۰۰ خط در مورد ویتوس یا ASR بنویسم شاید حتی یک خط هم در مورد Raysonic ننویسم و این مساله به این معنی نیست که فقط باید ASR یا ویتوس خرید تا صدای خوب شنید.

هنوز ذهن همه ما درگیر اینه که صدای خوب یعنی کامپوننت خوب و کامپوننت خوب یعنی کامپوننت گران تر و این ایده بسیار بسیار احمقانه و آزار دهنده هست .

متاسفانه نوشته های سایت من الان تاثیرش روی مخاطب و بازار زیاد شده و وقتی از چیزی خوب نمینویسم اون کسی که این کامپوننت رو داره دلسرد میشه و اونی که این برند رو میاره برای فروشش دچار مشکل میشه و این نشون میده مخاطب من حرف های منو درست درک نمیکنه و تاثیر سایت شده مثل تاثیر مجلات.

بعد اینکه مقایسه مکس رو با ویلسون ۷ نوشتم با آقای الکساندریان در مورد ویلسون ۷ صحبت میکردیم و اینکه آیا اصلا تغییر از ۷ به مکس منطقی هست و یا نه. من گفتم اگر من جای شما میبودم هیچوقت به مکس و یا ویلسون ۸ ارتقا نمیدادم و از همون ۷ صدای خوب میگرفتم و وقتی میشه از ۷ صدایی گرفت که احساس کنید بلندگو disappear شده و کل سیستم فراموش شده دیگه نیازی به این نیست که باز کلی پول بیخود بدیم و بریم مدل بالاتر رو بخریم. البته خود آقای الکساندریان هم برخلاف بیشتر دوستانی که دیدم خیلی منطقی با موضوع برخورد میکنند و شاید جزو معدود کسانی باشند که در ایران دید درستی به مساله دارند و اشتباه تصمیم نمیگیرند. آقای الکساندریان خیلی راحت میتونند همین حالا مکس و یا حتی الگزاندریا بخرند اما دارند روی ویلسون ۷ کار میکنند چون میدونند صدای خوب با پول کیلویی دادن بدست نمیاد و این مساله خیلی مهم هست.

من با هزینه کردن برای های فای مخالف نیستم چون اگر شرایطش باشه منم دوست دارم هر سال تغییری رو تجربه کنم اما با این مخالفم که فکر کنیم باید حتما ویلسون ۷ رو بکنیم مکس تا صدای خوب بشنویم و یا در شرایطی که نه آکوستیک خوبی داریم و نه صدا گرفتن بلدیم کیلو کیلو پول برای چیزی که نمیدونیم چه نتیجه ای داره بدیم.

من همیشه بدون در نظر گرفتن هیچ پارامتری و کاملا غیر محافظه کارانه نظراتم رو دادم و خیلی راحت در مورد نگاهم نوشتم اما چیزی که آزار دهنده هست اینه که خواننده من بدون درک همه نوشته ها بچسبه به این موضوع که چی از نگاه من خوب و چی از نگاه من بد هست و موقع خرید اونرو لحاظ کنه. این تاثیر دقیقا مثل تاثیر نشریات بی ارزش Absolute Sound و Stereophile روی مخاطب هست.

اگر واقعیت صدای خوب رو فقط کامپوننت خوب میدونید کاملا در اشتباه هستید.

Wilson W/P 7 with Burmester 808/911 & Accuphase 100/101

نوشته شده در (تحلیل سیستمها Reviews) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸

200408_wilson_wattpuppy_7

من دوباره سیستم رو دیروز شنیدم و کلا تا حالا تقریبا ۸ ساعت صدا شنیدم که البته بیشتر وقتم رو روی صدا تمرکز نداشتم بلکه داشتم روی Setup و Speaker Placement کار میکردم.

اول باید از این دوست خوبمون تشکر کنم و خوشحالم که امکان شنیدن burmester رو هم در شرایطی خوب پیدا کردم. جلسه اول بیشتر داشتیم روی تست کردن حالت bridge و Stereo آمپلی فایر ، مشخص کردن پولاریتی برق و وضعیت گراند ها و چیزهای دیگر کار میکردیم و نرسیدیم بلندگو رو Place کنیم اما در جلسه دوم همه وقتمون روی Placement گذشت.

بار اول بلندگوی دمو Gryphon Atlantis بود و بار دوم Wilson Watt Puppy 7 که من گفتم بد نباشه یه مقایسه ای بین این دو داشته باشم. ویلسون از نگاه من سری ۷ رو خیلی عالی نساخت و مثل Duette و Sophia من از صداش خوشم نیومد . البته ویلسون ۷ صدای قابل قبولی داره اما از نگاه من با ویلسون ۸ فاصله زیادی داره. من ویلسون ۷ رو با ۸ کنار هم مقایسه نکردم اما تقریبا الان مطمئن هستم ویلسون ۷ از ۸ خیلی فاصله داره.

در مورد Gryphon باید بگم قبلا که صدای بلندگو و آمپلی فایرش رو با سورس dcs در شرایط نامناسب شنیده بودم واقعا نمیتونستم در موردش حرفی بزنم و البته بنظرم هم گریفون خیلی حرف اساسی برای گفتن نداشت تا اینکه در خانه این دوستمون من صدای بلندگوی Atlantis گریفون رو با Upstream Burmester شنیدم.

گریفون بخاطر Sealed Box بودنش بنظر راحت تر place میشد اما Watt Puppy بخاطر پورت داشتنش خیلی اذیت کرد و آخرش هم بعد ۴ ساعت خیلی پاسخ خوبی نداد. البته بلندگوی سمت راست در نقطه قابل قبولی قرار گرفت اما بلندگوی سمت چپ که فضای پشتش کاملا بسته بود تو نقطه خوبی قرار نگرفت. شاید من هنوز تسلط لازم رو روی Speaker Placement ندارم اما بعد از ۴ ساعت وات پاپی به نقطه خوبی نرسید.

تفاوت صدای این دو بلندگو رو میشه به تفاوت یک LCD رنگی با کیفیت بالا و تصویر آرام و بدون استرس با یک تلویزیون سیاه سفید که تازه برفک هم داره تشبیه کرد.

اون LCD رنگی ویلسون ۷ نبود بلکه گریفون بود که خیلی خوب صدای Burmester رو پخش میکرد.

بلندگوی گریفون صداش تقریبا ربطی به ویلسون ۷ نداشت و وقتی من جلسه دوم اومدم به این دوستمون گفتم این صدا آرامش و Refinement جلسه گذشته رو نداره و چند تا تغییر دادم ببینم مشکل از کجاست اما باورم نمیشد که ویلسون ۷ تا این اندازه صدا رو خراب کرده باشه. واقعا صدا فرق کرد و گریفون حتی در نقطه غیر بهینه صدایی بسیار بسیار آرام ، کنترل شده با وضوح بالا و یکدست و Fluid رو به شنونده میداد و Texture باحال صدای Burmester بسیار خوب شنیده میشد. صدا Color و کنتراست لازم رو داشت اما با ویلسون انگار داشتید به یک تلویزیون برفکی (در مقایسه با گریفون) نگاه میکردید.

میدونم تا حدی Port داشتن ویلسون کار رو خراب کرده بود و پتانسیل کامل ویلسون در اتاق مشخص نمیشد اما تفاوت اونقدر بود که از نگاه من صدای گریفون کاملا بالاتر از ویلسون می ایستاد.

این دو بلندگو رو من به شکل A/B تست نکردم و مقایسه شون هم در دراز مدت انجام نشد ، پس حق دارید به من کمی معترض باشید که چرا در این شرایط نظر دادم اما من دلم خواست نظرم رو بگم هرچند اگر مقیاس این تفاوت کمتر از این چیزی که گفتم باشه حتما در آینده اعلام میکنم. ویلسون ۷ دیستورشن خیلی بالاتری داشت هرچند صدای سری وات پاپی رو من دوست دارم چون میشه ساعت ها بهش گوش کرد اما نمیتونم انکار کنم که ویلسون ۷ خیلی از ویسون ۸ و مکس و گریفون فاصله داره.

مساله دیگه صدای Burmester بود که اگر بخوام نظرم رو زودتر از زمان مناسبش اعلام کنم باید بگم من این صدا رو خیلی دوست دارم ، به چند دلیل ، یکی اینکه صدای این آمپلی فایر Cool Side of Neutral هست (من از صدای گرم آکوفیض و یا سری های معمولی مارک لوینسون خیلی استقبال نمیکنم هرچند سری های رفرنس مارک لوینسون واقعا باارزش و شنیدنی هستند مثل ۳۳ و ۳۳h و ۳۲) اما خیلی مخملی و نزدیک به Neutral و دوم اینکه صدای Burmester خیلی Harmonic Integrity خوبی داره و بشکل تجزیه پذیر رفتار نمیکنه و سوم اینکه صداش fluid و Liquid هست.

نمیگم این صدا خیلی Real و یا Direct هست نه، اما آنچه در ناحیه mid روایت میشه رو من دوست دارم خصوصا با سورس ۱۰۰ ۱۰۱ آکوفیض و کابلهای بسیار خوب Stealth . من قبلا شاید چند سال پیش تحلیل هایی در مورد صدای Burmester خونده بودم و یک تصور ذهنی از صداش داشتم که وقتی شنیدم دیدم اون تصور خیلی به صدایی که شنیدم نزدیک بود. بنظر میرسه FM Acoustics هم چنین صدایی داشته باشه البته FM در کلاس بالاتری از Burmester قرار میگیره و حدس میزنم شفافیت و درخشش بیشتری داشته باشه.

burmester 911 رو حتما در حالت Bridge استفاده کنید (حالت مونو) چون ما در حالت Stereo نتیجه خیلی خوبی نگرفتیم برخلاف تصور من که فکر میکردم bridge وضعیت رو خراب میکنه و حتما هم از AC Conditioner Burmester حتی برای Power Amplifier استفاده کنید.

من همیشه گفتم ایراد کار ما در ایران اینه که نمیتونیم از یک برند مثل گریفون بالای ۹۰ درصد کارایی و پتانسیلش صدا بگیریم و میشینیم همینجوری در مورد برندها اظهار نظر میکنیم. البته من قصدم حمایت از گریفون نیست چون هنوز یک ست کاملش رو در شرایط خوب نشنیدم اما منظورم اینه ما خیلی اوقات نظراتی میدیم که ربطی به کامپوننت نداره و یک خریدار رو بجای راهنمایی برای رسیدن به صدای خوب مجبور میکنیم دست به خرید های اشتباه دیگه ای بزنه.

راستی آرمن عزیز یک مساله خیلی مهم رو در مورد Speaker Placement به من گفت که لینک زیر این مساله رو شرح میده و باعث شد نگاهم در مورد روش پیدا کردن جای بلندگو تغییر کنه ، فعلا اینجا رو ببینید تا بعدا دقیقا توضیح بدم آرمن عزیز چه چیزی رو متوجه شد:

http://www.goodsoundclub.com/Forums/ShowPost.aspx?postID=1558#1558

Last Night with Burmester Pre 808 Power 911, Accuphase DP100 DC101, Gryphon Atlantis Loudspeaker, Stealth Reference Line Cables

نوشته شده در (اخبار و رویدادها News) توسط امیر حسین در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸

burmester-911

burmester-808

dieter-burmester

gryphon-atlantis

accuphase

stealth

stealth-2

دیشب میهمان یکی از دوستان عزیز بودم و ست بالا رو شنیدم. البته سورس آکوفیض ۱۰۰/۱۰۱ بود و کل سیستم به Power Conditioner Burmester وصل شده بود به همراه بالاترین سری کابل های Stealth.

داریم روی صدا کار میکنیم تا به یک نقطه خوب برسیم هرچند همین حالا هم صدا خیلی راحت ، Fluid و Liquid هست با یک حس خاص. شاید اگر بخوام یک عبارت برای صدا بکار ببرم باید بگم صدا خیلی آرامش و سکون داشت. سکون نه به معنی نداشتن داینامیک و یا حالت dark بلکه به این معنی که صدا اونقدر صاف و راحت و بی استرس بود که کوچکترین تغییری مثل تغییر فاز سیگنال و یا شناور کردن گراند یک کامپوننت و یا از Power Conditioner خارج کردن سیستم کاملا خودشو نشون میداد. تو این سیستم یک شنونده خیلی خیلی مبتدی براحتی میتونه در کمترین زمان تفاوت ها رو تشخیص بده.

صدا Fluid و راحت بود با Harmonic Integrity خیلی خوب که یک حس خاص خوب Pleasure به شنونده میداد (Very Fun). اگر خواستید معنای Liquidity در صدا رو بفهمید باید به این سیستم گوش کنید.

Power Conditioner Burmester و کابلهای Stealth از نگاه من این اجازه رو به Pre/Power Burmester میدادند که اون بافت مخملی رو حتی در فرکانسهای بالا با عمقی مناسب تحویل شنونده بدهد انهم در کمال آرامش .

من از این دوست عزیز بسیار تشکر میکنم ، بخاطر همه چیز خصوصا بخاطر حوصله ای که به خرج دادند تا من اونجا همه چیز رو به هم بریزم .

کمی صبر کنید تا تحلیل کامل رو در آینده بنویسم ، دوست دارم بعد از پیدا کردن نقطه بهینه برای بلندگو صدا رو شرح بدم چون این جوری خیلی جالب تره.



ابر برچسب‎ها