a friendly note…

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۸

در پاسخ به نوشته من آقای مهندس پوینده عزیز دیروز نامه زیر را برای من فرستادند :

I had the opportunity to go over  Mr. Akbari’s  article on hifi.ir which I presume is  a respond to my previous email  .   Firstly, I would like to clear this out  that I never  intended to offend him or his love for high end audio  and my personal email to him  was  merely a  warning to avoid him of the common mistakes we encounter in evaluating  high end audio gear . I also have no intension   to make this correspondence a  two sided argument  or  a  battle ground for our views and discretion which is out of reader’s patine  .

In respond to his article I would like to outline the followings :

•    As for the importance of having trained  ears for  judgment of music systems  ,  I think it is  a  must !  knowing what sounds good and what does not is easy , most people can tell the difference between excellent and poor sound. But discovering why a product is musically satisfying or not , and the ability to recognize and describe subtle differences in sound quality , are learned skills . Critical listening , the practice of evaluating the quality of audio equipment by careful analytical listening is very different from listening for pleasure. The goal is not to enjoy the musical experience but to determine if a system or component sounds good or bad and what specific characteristics of the sound make it good or bad .  Hours and hours and years of seriously and critically listening to music will make you a critical listener and  that does  not mean you have to be   a musician or a virtuoso .Our knowledge in recognizing timbre accuracy and musicality  is usually attained through long and serious   listening to music . This would definitely train our ears . I myself have made numerous   mistakes in selecting audio equipment just because I lacked enough experience in critical listening .   The audio engineering is a very sophisticated science. A science   in which one has to create the true texture  of a human voice or accurate timbre of  violin or cello by putting together   electronic devises like conductors , capacitors, resistances or …..…. . A very serious task.

•    As for the acoustics, we all know and it  is a proven fact that the   true nature of a   good music system can only be demonstrated in  an acoustically suitable environment . Robert Harley in his book on high end audio   has a nice expression :

“An excellent room can help get the most out of a modest system , but a poor room can make a great system sound mediocre.”

Since the invention of high end audio almost every true and dedicated  audiophile is aware of the importance of good and proper acoustics. The question is only our limitations in creating good acoustics in our living spaces. It would have been excellent  If we had the luxury of constructing an isolated acoustic room   in our household from scratch  but as long as we live in the apartments that our neighbors are constantly fighting with each other on   having Ghormeh Sabzi or Abgoosht for dinner, and the guy upstairs is blowing   his head off   listening to frightening boom box  weird music  and  their kids are constantly running and jumping over our heads the  question of   acoustic becomes  a bit irrelevant.
But I have a point to make :   if a system has flaw and fundamental error in its design  the acoustic can not remove it . In my place which is not acoustically correct room  amps have different design    characteristics and very easy to identify which amp is precise and accurate and  which amp    is not. I myself have experienced this with Amir . The same environment exist for all of    the amps from solid state to tube and  they all sound  differently. This has all to do with basic circuit design of the amps. Just a reminder that the  most expensive interconnects in the world  can not eliminate the design flaw of a system. Can only enhance it!!
As for the Vitus amplifier , Amir has  referred to a musician   in South East Asia who claims that Vitus is great on piano, violin, cello and ….?  With all respect , I think it is  wise to  make our  own judgment about a system and not rely on others. as long as I have acquired enough experience and knowledge and have done hours of critical listening I am entitled to judge.  Just because a classical music lover in another part of the world  is in fond of Vitus  does not mean that I have to AGREE WITH HIM.   I have musician friends that can hardly differentiate between a very mediocre and mid fi sound system with a high end top notch audio gear  but  they are good musicians (  obviously according to the Iranian standards!! )  It is fine , they are also enjoying music and I admire them but musicians with limited experience in high end audio and trained ears can make mistakes too.   I think I have to carefully audition  a music system  before making any  judgment, preferably in an acoustically correct listening room.
In my opinion  and based on my immediate impression VITUS    was not very precise in reproducing music but its   features like  politeness, smooth rendering and  ease was remarkable , definitely not  my choice for a power amp.
There are a lot more to say but it is out of my patience and readers of this article .
I wish Amir the best in his pursue of high end audio and this hobby.  By no means I intended to offend him and just tried to coordinate with him my views on evaluating good sound systems .
Thanks and many hours of good listening .
Cheers,

F.Pooyandeh

هیچکس کامل نیست

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸

دوست خوبم آرمن عزیز لطف کردند و نظراتشون رو تحت عنوان مقاله ای بنام “هیچکس کامل نیست” برای من ایمیل کردند.

بازهم از همه دوستانی که به صراحت انتقاداتشون رو عنوان میکنند سپاسگذارم و امیدوارم همه ما ظرفیت پذیرش همدیگر و انتقاداتمون رو داشته باشیم و این انتقادات در فضایی بی تعارف اما دوستانه بیشتر باعث تغییراتی مثبت بشه.

متن زیر نامه آقای الکساندریان هست، بخوانید:

این نامه قرار نبود نوشته شود و حداقل قسمتی از این نامه که شامل انتقاداتی از امیر حسین هست بارها شفاها با خودشان مطرح شده ولی خواسته آقای اکبری اینست که انتقادات بصورت کتبی نوشته شود تا ایشان آنرا در سایت قرار دهند و مورد قضاوت عموم دوستان قرار گیرد اما تنبلی من در تایپ باعث ننوشتن نظراتم به شکل کتبی شد.

البته نامه آقای پوینده که در انتقاد از امیرحسین نوشته شد من را راغب تر کرد که این نامه را کتبا بنویسم .

من به همه دوستان با هر سلیقه و روشی احترام میگذارم،

دوستانی با سلایق کاملا متفاوت از دوستدار و آشنا به موسیقی کلاسیک تا دوستداران موسیقی ایرانی ، از دوستانی که سیستم صوتی خیلی برایشان مهم نیست تا سیستم بازهای حرفه ای و با تجربه ، از فروشندگان تا مصرف کنندگان و …

از نگاه من بودن همه این دوستان در این مجموعه و حمایتشان از این صنعت به شکل های مختلف باعث شده تا صنعت های فای به اینجا برسد، یعنی صنعتی شکوفا و متنوع با حق انتخاب بالا و من جایگاه همه آنها را محترم و برای این صنعت لازم میدانم.

دوستانی که من ممکن است با نظرات خیلی از آنها موافق نباشم و مطمئن هستم کم نخواهند بود کسانی که نظرات مرا نخواهند پذیرفت .

بنظر من همین تفاوتهاست که دنیا را زیبا میکند … بیایید برای لحظه ای فرض کنیم چند میلیارد انسان همشکل و و هم فکر در این دنیا زندگی میکردند، میتوان مجسم نمود که چقدر دنیا غیر قابل تحمل میشد .

این مقدمه برای این بود که طرز فکر من برای دوستان مشخص شود و یک یادآوری هم برای خودم باشد.

آشنایی من با آقای اکبری برخلاف آقای پوینده که سالهاست ایشان را میشناسند تقریبا از ۸ ماه پیش شروع شد و من همانطور که دوستان میدانند خیلی وقت نیست که وارد این هابی شدم و طبیعتا تجربه ایشان را ندارم چون ایشان به قولی ۳۵ سال است که در این کار هستند.

در نتیجه امیدوارم نوشته های زیر برای کسانی که وقت برای خواندنش میگذارند باارزش باشد.

من از همان روزهای اول آشنایی با امیرحسین سعی کردم نظرات مخالفم رو بشکل شفاف و واضح بیان کنم و حتی در اوایل آشنایی که امیرحسین از کارهایی که من انجام داده بودم تعریف زیادی میکرد گفتم که به نظر من این نوشته ها ایجاد اصطحکاک میکند و اگر من بجای آقای اکبری میبودم به شکل دیگری مینوشتم.

در مورد نوشته های امیر حسین، من تا یکسال پیش مطالب تندی نمیدیدم اما کم کم لحن نوشته ها تند تر شد و عبارات بکار رفته خشن تر شد و در سه ماه اخیر ظاهرا اعتراضات بیشتر و بیشتر شد.

من بزرگترین ایرادی که میبینم در ادبیات ایشان است و همانطور که چندین بار هم به خودشان نظرم را گفته ام ما در ایران خیلی آدم های رکی نیستیم و بیشتر حرف هایمان را در قالب تعارف بیان میکنیم و خصوصا در مورد ادبیات کتبی این مورد بیشتر باید رعایت شود و القاب و عباراتی مانند نادان، بی شعور و یا احمق که در برخی کشورها به راحتی استفاده میشود و بار منفی زیادی ندارد در اینجا نمیشود بدون بار منفی زیادشان به راحتی استفاده کرد.

این نوع ادبیات از نگاه من هم تا حدی این ذهنیت را پیش میکشید که نویسنده آدمی مغرور هست .

توضیح در مورد اینکه چرا آقای اکبری با این ادبیات در این اواخر مطلب مینوشتند را به خودشان واگذار میکنم.

اما اگر بطور عام بخواهیم بحث کنیم و از ادبیات یکی دو ماه اخیر نوشته ها صرف نظر کنیم بنظر من سایت HiFi.ir سایت با ارزشی است و با شناخت شخصی که از امیرحسین دارم می دانم که ذاتا آدم مغروری نیست و شخصیتی تهاجمی ندارد.

بنظر من چون این وبلاگ اولین تجربه در ایران است و شاید هم اولین تجربه ایشان در وبلاگ نویسی باشد طبیعتا این گونه خطاها قابل پیش بینی است اما این وظیفه دوستان ایشان است که اگر خطایی از ایشان دیدند تذکر بدهند و راهنمایی عملی کنند بجای اینکه به غر زدن بسنده کنند.

قسمت دوم این نامه مربوط میشود به آقای مهندس پوینده

من ایشان را ۴ یا ۵ بار بیشتر ملاقات نکرده ام و دیدار آخر هم خدمت آقای رحمانی بودیم برای شنیدن صدای ویتوس و بیشتر آشنایی من با ایشان از طریق تعریف های زیادی بود که امیرحسین از شخصیت ایشان میکردند.

خواندن نامه آقای پوینده از چند جهت باعث تعجب زیاد من شد، اولین مطلب لحن بسیار تند این انتقادات بود که این سوال را در ذهن من پیش آورد که اگر آقای پوینده در همه این سالها تنها حمایت کننده ایشان بوده اند و ایشان را دوست خود خطاب کرده اند پس چرا همه این انتقادات را بعد از سه سال آنهم با لحنی تند بیان کردند.

آقای پوینده اشتباه نکنید، من راجع به نظر شما در مورد آقای اکبری فعلا نمی خواهم بحث کنم (این نظر شخصی شماست) بلکه به زمان این انتقاد و شدت آن سوال دارم.

شما قابلیت امیر حسین را در تشخیص صدا و موسیقی بطور کامل زیر سوال برده اید در حالی که شما برای placement بلندگو از ایشان کمک خواستید که یکی دوبار هم خودم حضور داشتم . این در حالی است که شما بعد از ۳۵ سال درگیر های فای بودن حتی اصول اولیه داشتن یک صدای خوب را مانند برق و گراند مناسب، آکوستیک (حتی حداقل ها)، rack و گرفتن لرزش ، پیدا کردن یک نقطه مناسب برای بلندگو ، انتخاب یک آمپلی فایر سازگار با بلندگویی مانند MAXX از نظر درایو ، رعایت نکرده اید و جالب است در این مدت تنها سعی کرده اید فقط با تعویض کامپوننت ها به صدای بهتر برسید.

آیا توانایی شما در تشخیص درست صدا از نگاه خودتان باعث شده تا به یک صدای دلخواه برسید؟!

در مورد ویتوس به عدم دقت در رندر کردن صدا اشاره کردید (عبارت شما در توصیف ویتوس چنین بود:Vitus lacks precision in rendering music which is the most important feature of a good amplifier!) و بدون توضیح مشخص برای مخاطب این ابهام را بوجود آوردید که این عبارت که حالتی کلی دارد چه معنایی میتواند داشته باشد؟!

اینطور بنظر میرسد که منظور شما از دقت نداشتن همان وجود Coloration در صداست که باعث میشود ما صدای سازها را درست نشنویم باید بگویم تنها چیزی که در صدای ویتوس نبود همان Coloration بود و نداشتن Coloration در صدای ویتوس نظر بسیاری از تحلیل گرانی است که مورد تایید خود شما هستند.

جالب اینکه بعد از شنیدن صدا و برگشتن از پیش آقای رحمانی خودتان در حضور من از خوب بودن صدای ویتوس تعریف کردید و حتی با حسرت اذعان داشتید که چقدر خوب میشد شرایط اقتصادی در ایران امکان خرید آمپلی فایری مثل ویتوس را به ما میداد.

در مورد دفاعتان از مجلات، اگر درست یادم باشد گفته اید که هنوز هم بعد از ده ها سال مشترک مجله Stereophile هستید. لطفا review های ۱۵ سال پیش همین مجله را با الان مقایسه کنید تا درجه افول یا بهتر بگویم تجاری شدن این نشریه را بهتر متوجه شوید.

البته اگر نمیخواهید به خود زحمت بدهید فقط حجم آگهی ها را مقایسه کنید.

در نتیجه من به هیچ وجه قابلیت های Reviewer ها را زیر سوال نمیبرم و معتقدم آنها آدم هایی بسیار قابل هستند که قابلیتشان را نه برای راهنمایی مصرف کنندگان بلکه برای گردش بیشتر بازار سازندگان مصرف میکنند.

شما به امیر توصیه کردید که با یادگیری اساس موسیقی به گسترش تجربه اش اهتمام بورزد و بعد اظهار نظر بکند، فکر میکنم این توصیه باید به همه ما بشود چه افراد قدیمی و چه جدیدها.

آقای پوینده عزیز در نامه تان به دامی اشاره کردید که امیر حسین در آن افتاده است… کمی فکر کنید و مقاله تان را از نو بخوانید ، آیا خودتان به آن دام نزدیک نشده اید؟

نظرات دوست خوبمون جناب آقای راد مدیر شرکت جم درمورد برخی از مسائل

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۸

جناب آقای راد مدیریت محترم شرکت Jam که نمایندگی هایی از جمله Meridian و Creek را در اختیار دارند لطف فرمودند و برای من نامه ای نوشتند و نظراتشون رو در مورد مسائلی عنوان نمودند.

من همین جا بخاطر این نوشته ازشون تشکر میکنم و خوشحالم که ایشون به من لطف داشتند و نظراتشون رو با من در میان گذاشتند.

چیزی که برای من جذابه و ازش استقبال خواهم کرد اینه که هر انتقادی و هر نظری چه از طرف وارد کنندگان سیستم های صوتی و چه از طرف کاربران مستقیما به خود من گفته بشه و نه پشت سر چرا که هم باعث میشه من مسیرم رو در صورت اشتباه تصحیح کنم و هم اگر کسی از چیزی دلخور شده حرفش رو بزنه و پاسخ منو بشنوه و هم اینکه نظرات همه بیان بشه و سایت حالت تریبون یکطرفه نداشته باشه.

آقای راد در نامه ای که برای من نوشتند بابت نوشتن در این وبلاگ از زحمات من تشکر کردند و در مورد چند نکته توضیحاتی به شرح زیر دادند:

از دو مقاله اخیر آقای اکبری و انتقاد جناب آقای مهندس پوینده راضی نیستم  و معتقدم آقای اکبری باید تنها به فکر این باشند که نظرات خودشون رو عنوان کنند آنهم بدون نگاه سیاه و سفید به مسائل.

نگاه سیاه و سفید به این معنی است که ما یا یک پدیده را بکلی نفی و یا کاملا قبول کنیم و با این نگاه نمیشود به مسائل نگاه درستی داشت چرا که بخاطر سلیقه های متفاوت و نیازهای متفاوت همه پدیده ها مانند مجلات، نظرات تحلیلگران، صدای کامپوننت ها، تکنولوژی های مختلف و … همه و همه هر کدام جایگاهی برای خودشون دارند و خیلی طبیعی است هر کدام از ما بخاطر تفاوت هامون نگاهی متفاوت به یک پدیده داشته باشیم.

مثلا ممکنه من از یک صدایی خوشم بیاد و یکی دیگه از همون صدا خیلی خوشش نیاد و یا ممکنه من دوست داشته باشم Stereophile بخونم و یکی دیگه از خوندنش لذت نبره و یا من دلم بخواد فقط به آمپلی فایرهای لامپی گوش کنم و دیگری از Solidstate خوشش بیاد.

تفاوت نگاه انسان ها بخاطر تفاوت جایگاه پدیده ها و تفاوت خود آدم ها طبیعتا متفاوت خواهد بود و چه خوبه آقای اکبری از دیدگاهی دیگر نظراتشون رو بیان کنند و همه بدونیم این نظر تنها نظر ایشان هست و طبیعی است نظر دیگران با ایشان تفاوت داشته باشد.

یکی از دلایلی که باعث میشه ما برندهای های فای زیادی در دنیا داشته باشیم همین مساله تفاوت سلیقه هاست چرا که اگر قرار بود همه چیز یا خیلی خوب و یا خیلی بد دیده بشه باید همه کمپانی ها به یک شکل رفتار میکردند و همه سیستم ها یکجور صدا میدادند اما در عمل بخاط سلیقه های متفاوت هر شرکتی مشتریان خودشو داره و به بخشی از سلیقه ها پاسخ میده.

طبیعتا آکوستیک خوب تاثیر زیادی روی صدا دارد اما فراموش نکنیم کامپوننت ها هم بسیار موثر هستند و آقای اکبری باید به این موضوع توجه کنند که بیشتر ما کاربران هیچکدام بخاطر محدودیت هایی که داریم نمیتوانیم یک شرایط ۱۰۰% ایده ال آکوستیکی را برای خودمان مهیا کنیم و مجبوریم با توجه به محدودیت هامون تصمیم گیری کنیم.

برای اظهار نظر باید همه چیز را دید و همه شرایط را در دنیای واقعی در نظر گرفت و نمیشه همه چیز رو بر اساس ایده ال هایی سنجید که امکان اونها در عمل وجود ندارد.

جهت اطلاع دوستان یک لینک با ارزش برای مکان یابی بلندگو در اتاق و راهنمایی در مورد آکوستیک به زبان ساده و قابل پیاده سازی در اکثر اتاق ها اینجا قرار میدهم:

http://www.audiophysic.de/aufstellung/index_e.html

در مورد مجلات هم تا حدودی با نظرات آقای اکبری موافقم اما نمیشه همه مطالب اونها رو بی ارزش شمرد و میشه از نوشته های اونها و تجربیات تحلیلگران مجلات هم بخوبی استفاده کرد و چه خوبه همه به همدیگر و به نظراتمون احترام بگذاریم.

مساله دیگر اینست که آقای اکبری قبل از ورود ویتوس به ایران صدای این آمپلی فایر را نشنیده اند و طبیعی است این انتخاب را بر اساس نظرات کسانی در دنیا داده باشند و این نشان میدهد که ایشان هم به نقد های کسانی در دنیا وابسته هستند (البته نه مجلات).

من شخصا صدای ویتوس را بهمراه بلندگوهای German Physiks در نمایشگاه امسال Munich High-End 2009 شنیده ام و زیاد با نظر آقای اکبری در مورد صدای ویتوس موافق نیستم. البته صدا در یک اتاق کوچک ۴ متری دمو شده بود؟!! و طبیعی است اگر شرایط دمو ایده ال میشد حتما نظرم در مورد ویتوس فرق میکرد.

در مورد همه برندها هم همین گونه است و وقتی شرایط دمو ایده ال شود نظرات ما تفاوت خواهد داشت اما مساله اینست که حتی در نمایشگاه معتبری مانند مونیخ هم به هیچ وجه شرایط ایده ال رعایت نمیشود و ما واقعا نمیتوانیم در مورد همه قضاوت هایمان ۱۰۰% اطمینان داشته باشیم.

در مورد نظر آقای مهندس پوینده در مورد اینکه شنونده حتما باید با سازها و موسیقی آشنایی داشته باشد موافق نیستم و معتقدم شناخت صدای خوب بصورت پیش شرط نیازی به سواد آکادمیک موسیقی و نواختن ساز ندارد و آنچه مهم هست تجربه و ممارست شخص شنونده هست اما فکر میکنم آگاهی از موسیقی و نوازندگی میتواند کمکی در جهت درک صدای خوب باشد.

من در مجموع همه راه ها را برای اینکه درست تصمیم بگیریم و به قضاوت صحیحی در مورد صدای کامپوننت ها برسیم ارزشمند میدانم و البته هر کدام از آنها جایگاهی خاص برای خودشون دارند و مهم اینست که ما با آگاهی بتوانیم از همه پتانسیلها مانند نظرات دوستان، تست های مجلات، حضور در نمایشگاه ها، تجربیات شخصی و … کمک بگیریم.

به امید روزی که بتوانیم همدیگر را بیشتر تحمل کنیم! و از نظرات و تجربیات هم بیشتر بهره بگیریم.

با تشکر

نگاه من به انتقادات دوست خوبمون مهندس پوینده عزیز

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۸

من تو این چند روز داشتم به نامه انتقادی دوست خوبم مهندس پوینده عزیز فکر میکردم و باید بگم ایشان یکی از عزیز ترین دوستان نزدیک من هستند و اگر انتقادی میشه هر چقدر هم تند اما کوچکترین تاثیری بر دوستی ما و علاقه زیاد من به ایشان نداره. اتفاقا بعد از خوندن نامه به ایشان زنگ زدم و کلی با هم به موضوع خندیدیم J

نامه کمی برای من غیر منتظره بود و فکر نمیکردم چنین اتفاقی بیفته چرا که قبل از این مساله، حتی تا چند روز پیش صحبتی در این مورد نشده بود. منو و مهندس پوینده عزیز همیشه در مورد مسائل ساعتها صحبت و بحث میکردیم و حتی در مورد مسائلی که تفاوت نظری بود ما در این حد اختلاف نظر نداشتیم و هیچوقت تو این سه سال من از ایشان اظهار نظری به این شکل ندیدم.

سعی کردم دنبال دلیلی برای این انتقاد باشم و بفهمم حرف دل این انتقاد چه بوده که بروزش تا این اندازه تند و صریح بود .

نوشته های اخیر من در سایت خصوصا بعد از زمانی که سایت رومی رو میخوندم کم کم ادبیات نوشتاریش تغییر کرد و به سمت ادبیاتی صریح تر و تندتر رفت و البته نگاهم در زمان این نوشته ها با نگاه قبل ام تفاوتی نداشت و فقط ادبیات نوشته ها تغییر کرد و فکر میکنم همون ادبیاتی که رومی در نوشته هاش داشته کمی روی ادبیات نوشته های من تاثیر گذاشت.

شاید چیزهایی رو نوشتم که قبلا هم بهشون معتقد بودم اما به این صراحت بیانشون نکرده بودم آنهم با لحنی نسبتا تند و بی تعارف.

نوشته های اخیر بنظر تاثیر بدی ایجاد کرد و مخاطب تو ذهنش نتیجه گرفت کسی که با این ادبیات دوست نداشتنی و با این لحن مجلات و Audiophile ها رو مورد خطاب قرار میده حتما یا خیلی به خودش مغروره و یا خیالاتی شده و فکر میکنه با جایگاهی که تو ذهنش برای خودش فرض کرده میتونه همه رو زیر سوال ببره.

فکر میکنم در پست “مخاطب کم هوش ” خیلی عصبانی نوشتم و مخاطب رو به کم هوشی متهم کردم که از نگاه خودم هم نباید به اون شکل مینوشتم و در پست معرفی Audio Physic هم ادبیات نوشتاریم خوب نبود. بقول آرمن عزیز اگه کسی تو رو از نزدیک ببینه میفهمه آدم Aggressive ای نیستی اما ادبیات نوشته هات ذهنیت دیگری از تو در مخاطب ایجاد میکنه.

از اونجایی که میدونم مخاطبم به صداقتم ایمان داره باید بگم در مطلب “مخاطب کم هوش” واقعا من شخص خاصی رو هدف نگرفتم و کس خاصی رو زیر سوال نبردم و فقط انتقادم از یک نوع نگاه ای بود که باید مورد انتقاد قرار میگرفت اما متاسفانه برخلاف انتظار من دوستانی از این نوشته ناراحت شدند.

نوشتن در این سایت برای من یک تفریح هست و هیچ سود مادی هم برام نداره (نمیدونید چه دردسرهایی هم داره!!!!!) بنابراین دلیلی هم نداره که کسی رو ناراحت کنم خصوصا مخاطبی که همیشه همراهم هست و اگر به هر دلیلی هر کسی رو در طول این سه سال آزرده کردم ازش عذرخواهی میکنم. میشه نتیجه گرفت وقتی اکبری شدید ترین انتقاد ممکن رو از خودش در سایتش میگذاره و ناراحت هم نمیشه که این کار رو کرده بنابراین اگر انتقادی کرده و چیزی نوشته قصدش آزرده کردن کسی و یا زیر سوال بردن کسی نبوده.

امیدوارم لحن نوشته های من به چیزهایی مثل غرور و نگاه بالا به پایین هم ترجمه نشه چرا که واقعا چنین چیزی رو در خودم نمیبینم و معتقدم اگر کسی به اندازه خیلی کمی خودش رو بشناسه هیچوقت به دیگران نگاه مغرورانه و از بالا به پایین نخواهد داشت.

اما در مورد انتقادات :

من فکر میکنم ما به دو شکل میتونیم با آدمها و نظراتشون برخورد کنیم، در روش اول ما نظرمون رو بیان میکنیم و با منطق و دلایلی سعی میکنیم از نظرمون دفاع کنیم و در ادامه سعی میکنیم برای رسیدن به یک پل ارتباطی که ما رو به فضای تفاهم میرسونه نظرات مخالف رو نقد کنیم. منطق نقد نظر مخالف در جهت ایجاد تفاهم در فضایی دوستانه است و نه صرفا رد نظر مخالف.

اما در روش دوم ما سعی نمیکنیم از طریق انتقاد به فضای تفاهم و درک متقابل نزدیک بشیم، بلکه هدف اینه که ما نظر خودمون رو ثابت کنیم و نظر طرف مقابل رو رد کنیم. حالت دوم اکثر اوقات به تفاهم نمیرسه و انتهای مسیر هم خیلی حالت خوبی در اکثر اوقات نداره.

من سعی میکنم از در اول وارد بشم و به برخی سوالات پاسخ بدم تا راهی برای رسیدن به تفاهم پیدا بشه. سعی میکنم به موضوعاتی اشاره کنم که ایشان دلیل ای رو ذکر کردند چون برخی از انتقادات ایشان حالت کلی دارد و اشاره دقیقی ندارد.

اولین چیزی که بشکل واضحی زیر سوال رفت سطح آگاهی و درک من از صدا و موسیقی بود که بسیار ابتدایی و در حد بسیار پایین (تقریبا صفر J) فرض شد. این ادعا نظر دوست خوبمون بود و بیشتر یک جمله خبری بود تا انتقادی و من هم بدلیل خبری بودن جمله سعی نمیکنم پاسخی بهش بدم . بهر حال هر کس نظری داره و نظر هر کسی برای خودش محترمه.

پاسخ به برخی از انتقادات ایشون مثل بی ارزش شمردن مجلات های فای، در نوشته های قبلی ام هست و میتونید اونها رو بخونید. در مورد مجلات میتونید سایت آرتور و رومی رو هم بخونید، اونها دقیقا توضیح دادند چرا مجلات کارکردشون بیشتر برای بازار هست تا کاربر.

نکته ای که باید بگم اینه که من سواد آقای رابرت هارلی و ژان آتکینسون رو زیر سوال نبردم (اونها خیلی بیشتر از من و شما صدا شنیدند) و تنها به این مساله اشاره داشتم که بیشتر اینها در چهارچوب بازار حرکت میکنند. یکی از مثال های بارزش مصاحبه رابرت هارلی با آقای دیوید ویلسون هست که تو اون مصاحبه آقای ویلسون تاکید کرده با رفتن تو یکی از سالن های کنسرت به نتایجی رسیده و با تغییر در بلندگوی الگزاندرا مدل ایکس ۲ رو بیرون داده. نمیگم ویلسون الگزاندریا ایکس ۲ خوب نیست چون حتی آدم رادیکالی مثل رومی معتقده از ویلسون الگزاندریا میشه صدای خوبی شنید اما اگر کسی به اندازه دو کلاس از فیزیک پایه بدونه میفهمه آقای رابرت هارلی چه چیزهای خنده داری رو برای مخاطبش نقل کرده و چطور با خنگ فرض کردن مخاطبش سعی در به جریان انداختن بازار داره، یا اخیرا مایکل فرمر از یک آمپ ۱۰۰۰ واتی میوزیکال فیدالیته طوری تعریف کرده که دیگه این آمپ حتی شنوندگانی که از Single ended های لامپی کم توان استفاده میکنند رو هم راضی میکنه.

این جور حرف ها نه نشان از خنگی مایکل فرمر داره بلکه نشان از خنگ فرض کردن مخاطبان Stereophile داره که هر ساله بر اساس این تحلیل ها پول هایی رو پرداخت میکنند و در مسیری حرکت میکنند که استریو فایل بهشون نشون میده.

یا یکی از رابرت هارلی میپرسهASL دارم میخوام Spectral بخرم، نظر شما چیه؟ اونم میگه خیلی Spectral شفافه و کسی نمیاد بگه آقای رابرت هارلی، درسته سوال کننده نمیدونه چی داره میگه اما شما چرا بهش نمیگی گودرز چه ربطی به شقایق داره؟!

اما تحلیل گرانی هم هستند از نگاه من درک و تجربشون به اندازه ای که باید نیست و میبینیم که در عین ناباوری یک تحلیل گر دو کامپوننت که استاندارد پین بالانس اونها فرق میکنه رو به شکل اشتباهی به هم میزنه و بعدش کلی از فوروارد بودن مینویسه و نمیدونه که پولاریته سیگنال عوض شده و یا برخی از اونها طوری مطلب مینویسند که کاملا مشخصه تسلط لازم رو ندارند (مثل تحلیل ای که استریو فایل از weiss medea کرد و یا بیشتر نوشته های wes philips).

من معتقدم کاربران در ایران و در دنیا بابت حرف های غلطی که فروشندگان بهشون میزنند و مسیر اشتباهی که مجلات بهشون نشون میدهند دارند ضررهای زیادی میدهند و از نظر من یک رسانه اگر به اعتماد مخاطبش پاسخ درستی نده قابل سرزنش هست. اگر در این مورد کمی تند مینویسم دلیلش اینه که دوست دارم کمی مخاطبم بیشتر به این موضوع دقت کنه و به سادگی به نوشته های مجلات اعتماد نکنه.

در مورد اینکه ایشون گفتند “من دچار یک توهم شدم که فکر میکنم هرچی میگم درسته” باید بگم هر آدمی با عقل سالم تا مطمئن نباشه نظرش رو اعلام نمیکنه، منم چیزهایی رو که فکر میکنم درسته میگم و اگر بعدا ببینم نظراتم تغییری داشته حتما بیانش میکنم.

در مورد ادبیات تند نوشتاری و استفاده از عباراتی مثل “در پیت” حتما تجدید نظر میکنم و سعی میکنم دیگه ازشون استفاده نکنم و احساس مخاطبم رو محترم بشمارم.

من فکر نمیکنم اطلاعات یک آدم از موسیقی کلاسیک و یا داشتن تجربه رفتن به کنسرت زنده کلاسیک یک شرط لازم برای درک صدای سیستم ها باشه هرچند قبول دارم داشتن یک رفرنس از اجرای زنده سازها و آگاهی بیشتر از موسیقی تا حدی میتونه کمک کنه در این مسیر بهتر جلو بریم اما از نگاه من شرط لازم نیست چون فضای درک صدا بیشتر Relative هست تا مطلق و وابسته به یک رفرنس.

این موضوع جای بحث خیلی بیشتری داره که تو ادامه بحث Subjective Audio Reviewing مطرحش خواهم کرد اما بطور خلاصه باید بگم من چیزهای مورد نظر مهندس رو شرط لازم برای درک صدا نمیبینم.

اما در مورد صدای ویتوس :

من دلم میخواد شرایطی پیش بیاد که همه بتونند در شرایط خوب صدای ویتوس رو بشنوند چون در شرایط خوبه که ما میتونیم به درک مشترک نزدیک بشیم. من تلاش دارم اول از همه با تست هایی در صورت امکان مفهوم دقت رو تو ذهن این دوستمون به عبارات مشخص های فای ترجمه کنم و بعد بتونم دقیقا براشون توضیح بدم که این ایراد به کجا و کدوم بخش برمیگرده تا به یک تفاهم در مورد این اختلاف نظر برسیم. چون در حال حاضر امکان شنیدن صدا به طور مشترک آنهم در یک فضای خوب نیست مجبورم از یکسری دلایل کمک بگیرم تا نشون بدم این اظهار نظر نمیتونه درست باشه.

ایشان در مورد صدای ویتوس گفتند متوجه یک خطای فاحش در صدا شدند که نشون میداد این آمپلی فایر حتی در حد ابتدایی هم صدای خوبی نداره.

یک اظهار نظر تا این حد تند اونهم در مورد ویتوس ای که صداش قابل مقایسه حتی با همه آمپلی فایرهای Solidstate دیگه نیست این احتمال رو بالا میبره که منطقا شنونده چیزی رو با چیز دیگه اشتباه گرفته.

اجازه بدید نظر یک نوازنده رو اینجا بیاریم :

یک نوازنده حرفه ای ساز در جنوب شرق (آقای J. Lam) آسیا در مورد ویتوس گفته تنها آمپلی فایری که هر چهار نوع حس در صدا رو حتی بهتر از FM Acoustics و Burmester منتقل میکنه Vitus هست و حتی در مورد بازسازی صدای سه ساز گیتار، ویولن ، پیانو با ویتوس نظرش رو اینجا داده ببینید :

سیستم دمو Pre/Power ویتوس با بلندگوی Kharma بوده :

http://www.6moons.com/audioreviews/vitus/vitus_2.html

J. Lam comments on the SL100 from a musician’s point of view

With reference to Linnman’s review, much has already been said about the fact that the SL100 remains the preamp of complete fluency and articulation. Written notes fail to convey my feeling of indebtedness to the Vitus SL100. Hence I shall not even attempt to do it justice. The present SL100 is a pleasing gift because it reveals the players’ techniques and subsequently serves the emotional exchange between the listener and the performers. I believe this preamp reflects more than one level of musical appreciation. Let me share my feelings in accordance with different musical instruments.

Guitar

Some preamps are designed in such a way as to sound especially smooth and coherent in certain frequency regions but often compromise microdynamics with, for example, the distinct vibrations of different guitar strings. It is crucial for a guitar player like me to easily distinguish the tension of individual guitar strings because variation of tension amongst them requires not only different playing techniques but also carries the musical theme between the accompaniments and as intended by the performer. Notwithstanding the prestige of the FM Acoustics 268 linestage — heard during various occasions in Hong Kong — which rewarded me with an exciting HiFi experience characterized by thundering macrodynamics, it also inflated the tension of guitar strings, creating a very abnormal experience in turn. The current SL100 preamp not only transfers the guitar sound with the true tension of the strings intact but also conveys the accurate sound of the pickup in connection with the player’s technique. Frequency responses and sensitivity to resonances of any particular guitar are reflected honestly by the SL100.

Violin

As Linnman mentioned earlier, the SL100 provides for fantastic wooden resonances. I believe part of this stems from the correct refraction of the musician’s use of the bow. Essential techniques such as staccato (rapid movement of the bow), tenuto (long and soft extension of a single note), slur (slide from one note to the next on the same string), trill (continuous finger tap on fingerboard and string) and vibrato (energized sounds) are vividly revealed when listening to Michael Rabin’s interpretation of Paganini’s Violin Concerto No.1 in D Major [EMI Classics]. Composers often call for flageolet harmonics on stringed instruments. The most commonly executed is the 4th. This particular sound presents a difficult task for high-end audio because the fourth harmonic has four times the fundamental frequency and is thus two octaves higher. The SL100 correctly reproduced this special hollow flageolet sound without crowding out macro performance. In my own experience, Linnman’s previous Goldmund reference system couldn’t handle the reproduction of such harmonic decay as eloquently as the SL100.

Piano

With reference to the Magic of Horowitz [DGG disc 2, track 3 "K511 Rondo by Mozart"], the SL100 enables me to thoroughly understand the fingering techniques of this legendary pianist. In his 1932 interview, Horowitz once said that “The finger must have a consciousness of the movement which makes the singing melody.” I think what he meant was to connect the melodic note to the hand whilst every finger must feel its tone. The SL100 reproduces those crucial decisions to transcribe for the audience a lyrical experience of a highly percussion instrument in an expressive manner of stunning realism. Horowitz’s skills of staccato (lifting the finger up as soon as it has struck the key) and legato (a smooth transition which is done by keeping down the first key until the next is depressed so that the strings vibrate sweetly into one another) are flawlessly revealed. The clear prolongation of the piano sounds and the accurate vibrational portrayal of the piano’s strings combine for a very non-standard piano performance whose aural aesthetics are beautifully sculpted by the artist. The SL100 pays serious attention to the harmony of a musician’s soul and his craft via its astonishing transparency that operates alongside vivid portrayals of microdynamics. It’s all in the service of recreating numerous monumental recordings of legendary performers of the past.

Nautrally, product reviews are mere tokens of critiques or appreciation. More often than not they fall short of conveying the full extent of gratitude experienced. I believe many audiophiles know the price of HiFi but not the value of it. Linnman, you are correct – the SL100 is for real and mature music lovers.

فراموش نکنید که این نظر، نظر یک تحلیل گر صدا نیست بلکه نظر یک نوازنده حرفه ایست که با موسیقی بشکل حرفه ای آشناست.

من معتقدم وقتی یک کامپوننت در شرایط خوب دمو نمیشه، اظهار نظر در مورد محدودیت های اون کامپوننت راحت نیست و تنها میشه یک حدس هایی زد و من تابحال ندیدم هیچ تحلیلگری در شرایط خیلی بد دمو به شکلی رادیکال در مورد محدودیت های یک کامپوننت نظر بده، اونم کامپوننت neutral ای مثل ویتوس.

حتی آقای مایک (Audio Federation) وقتی ازشون در مورد ویتوس پرسیدم گفته بودند این آمپلی فایر به راحتی خودش رو تو خیلی از Setup هایی که تو نمایشگاه ها شنیده نشون نمیده و معنی این جمله اینه ویتوس اونقدر Neutral هست که به سادگی نشه محدودیتی براش قائل شد چه برسه به اینکه تو یک شرایط خیلی بد دمو بخواهیم ازش خطایی به این بزرگی بگیریم.

فکر میکنم نگرانی من از اظهار نظر دیگران در مورد صدای ویتوس در اون شرایط دمو بیجا نبود چرا که تو تحلیل صدای ویتوس همون ابتدا توضیحاتی در مورد با احتیاط اظهار نظر کردن دادم.

بارها تاکید کردم که اکثر شنوندگان صدای خوب رو مساوی کامپوننت خوب و صدای بد رو مساوی کامپوننت بد فرض میکنند و این باور تبدیل به اظهار نظراتی میشه که از نگاه من قابل اطمینان نیست.

من معتقدم نه تنها دوست خوبمون مهندس پوینده عزیز بلکه بیشتر کاربران در ایران هنوز نه با نوع تاثیر آکوستیک بر صدا آشنا هستند و نه باور دارند آکوستیک میتونه تا چه اندازه صدا رو خراب کنه و برای همینه من فکر نمیکنم بتونم تا شرایط دموی خوب فراهم نشه به کسی بقبولانم آنچه میشنود تا حد زیادی نتیجه آکوستیک هست.

شب خوش

نقدی از دوست بسیار خوبم مهندس پوینده عزیز

نوشته شده در (درباره خودم My Profile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۸۸

دوست بسیار خوبم مهندس پوینده عزیز که همیشه تو این سالها پشتیبان من بودند و به حق بیشترین دلگرمی ها رو به من دادند نامه ای به من نوشتند و در این نامه ایرادات کار منو از نگاه خودشون به من یادآوری کردند.

من خوشحالم که دوست بسیار عزیزی مثل ایشان دارم و فکر میکنم تو دنیای ما انسان های دوست داشتنی مثل ایشان خیلی کم هست و من احترام خاصی برای ایشان و صداقتشون قائلم.

انتقاد این دوست عزیز برای من بسیار بسیار با ارزش هست و من خوشحالم که ایشان نظرشون رو در مورد نوشته های من بیان کردند.

متن نامه به شرح زیر هست و من از دیگر دوستان هم میخواهم اگر انتقادی دارند در بخش نظرات همین مطلب بگذارند تا من یکی یکی به همه انتقادات پاسخ بدم.

Story of a love affair .…and rainy days !!

It is been almost three years that I know  Mr. Amir Hossein Akbari. He is not only a good  friend  but also an audiophile that for years has been active in promoting high end audio in Iran . Through hard working and perseverance he has been  able to construct  a descent InterNet site for high end audio  which provides opportunity for music lovers and audiophiles to navigate and enjoy articles and exchange views and opinions.
He  knows and acknowledges that during this period   I was  probably the only one who has always provided  full support for him and admired  his efforts in promoting this hobby and I  particularly  support  his website of HIFI.IR on the internet.   I  also occasionally  made my  criticism on his views and his approaches to high end audio and music and sometimes warned him of the   pitfall of becoming  self centered and egoistic on this issue  .  A typical trap for  those enthusiasts  who have  limited  knowledge on   a subject but a mouthful of irrelevant words and statements which  eventually  leads to their destruction  and ignorance !!
I have recently found his   views and reviews on  high end equipment , either intentionally or unintentionally,   inaccurate, irrational and one sided. He has  tangled himself in  this illusion that whatever he recommends or reviews  is  perfect and flawless  . He reprimands,  blames, puts down  and irrationally criticizes   audiophiles in Iran and even passes the line that  great world known manufacturers and designers  are mostly  stupid , incompetent and   their products  are worthless!!
In my opinion, and as I have said it before,  Amir Hossein ‘s   knowledge and experience in  fundamental of music and  high end  is   primitive,  limited and on many occasions wrong. His experience and  knowledge   still needs to improve and develop . As long as his vision in music  is limited to Moeein and Diana krawl  , knowing the  fact that he hardly , if ever , has attended a decent classical concert in his life , statements of this sort are  irresponsible , emotional and destructive .  WHERE HAS HE EXPERIENCED THE TRUE TIMBRE ACCUARCY of a violin, oboe, viola or cello?  In his last article on HIFI. IR  he considers magazines like   Stereophile   and Absolute sound  worthless and  “darepiit” !!!!   not to mention he considers   individuals like Robert Harly, John Atkinson, Martin Colloms , Gordon Halts … unskilled, novice and musically illiterate! A true indication of ignorance!!
I could have disregarded or ignored his  views and comments again  but for the sake of our friendship , rules of formalities and ethics  I felt obliged to  answer and respond to his  often inaccurate and incorrect judgment and reviews of high end equipment.
In his latest review of Vitus Integrated amplifier which I auditioned for three hours  I noticed a big flaw in his judgment which again proved to me that he does not know the basics of a good amplifier .  Vitus lacks  precision in rendering music which  is the most important feature of a good amplifier!
As always  I admire his hard work and endless effort in promoting high end audio in Iran    . I know he has been all alone  in  this ordeal but he should definitely try to expand his expertise in this ground and try to truly understand the fundamental aspects of good music system before he can make any judgment or statement .
I would not hesitate to provide all my support  and  affection  for him to stay fresh and active in this  journey , no matter how  long will it take but again emphasize on thes fact that  he needs to re-evaluate his approach to music and must learn his limits and boundaries.
And finally  my dear friend :  “  Music and high end audio  on this planet is not  just limited to  three individuals :    Amir, Armen and  Rummie!!!

Good Luck !

بخش نهم Subjective Audio Glossary & Audio Reviewing

نوشته شده در (شنونده و حس شنیداری Audiophile) توسط امیر حسین در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۸

brain-balance

تاخیر منو ببخشید، هر از چند گاهی از این تاخیرات دارم ، دلایل مختلفی داشته اما مهم اینه های فای اونقدر برام جالب هست که ادامه بدم. یه چیزایی دست گرمی نوشتم تا کم کم مثل گذشته همراه شما باشم.

پیشنهاد میکنم اگر حوصله داشتید کتاب “حقیقت و زیبایی” درسهای فلسفه هنر استاد بابک احمدی رو بخونید، هرچند ربط مستقیمی به بحث ما نداره اما فکر میکنم برای عده ای جذاب باشه. منم سعی میکنم بعد از خوندن کتاب چیزهایی که تا حدی به نگاه ما به های فای و زیبایی صدا مربوط بشه رو به نقل از کتاب براتون اینجا بیارم.

من تا این لحظه در مورد مفهوم میوزیکالیتی صدا نوشتم و فکر میکنم لازم باشه کمی هم به گیرنده پیام یعنی شنونده موسیقی بپردازم.

به اعتقاد رومی بخش آنالیز صدا در مغز و بخش ارتباط با موسیقی در مغز فرق میکنه و همونطوری که قبلا گفتم ما سه دنیای تقریبا متفاوت داریم. یکی دنیای لذت بردن از موسیقی ، دیگری دنیای صدای خوب و آخری هم دنیای کامپوننت های های فای.

این سه بخش خیلی ربط مستقیمی به هم ندارند و تقریبا از هم مجزا هستند، به عبارتی مغز انسان سه بخش متفاوت برای ارتباط با این سه فضا داره.

بخش لذت شنیداری که همون شنیدن موسیقی هست ارتباط مغز با خود موسیقی هست و بخش صدای خوب همون درک شاخص های صداست که مغز سعی میکنه با تحلیل صدا و درک مسیر بهتر شدن بر اساس سلیقه شنیداری به جلو بره. در بخش دوم هدف بهتر کردن و بعبارتی میوزیکال تر کردن صداست که همه ما درگیر این مقوله هستیم. افراد عادی و حتی استادان موسیقی شاید هیچوقت وارد این فضا نشوند و همیشه مغز اونها در مد ارتباط با خود موسیقی کار کنه.

یک استاد موسیقی وقتی ازش در مورد صدای بهتر پرسیده شد گفت من تابحال به این موضوع فکر نکرده ام شاید به این دلیل که الزامی برای داشتن صدای خوب رو حس نکردم. بنظر من این عبارت “الزام نداشتن” خیلی مهم هست و نشون میده حتی از دید یک استاد موسیقی لذت بردن از موسیقی ربطی به خوب بودن صدا از نگاه شاخص های صدا نداره.

بنابراین های فای به معنی صدای بهتر یک الزام برای لذت شنیداری نیست.

جالب اینکه اکثر Audiophile هایی که ما باهاشون برخورد داریم خیلی تو مد موسیقی گوش کردن نیستند و بیشتر در دو مد آخر قرار میگیرند و بقول دوست بسیار خوبم مهندس فرشیمی عزیز که می گفتند “من فکر میکردم با آشنا شدن با دوستانی که به های فای علاقه مندند، با کسانی آشنا میشم که اطلاعات زیادی از موسیقی دارند و زیاد به موسیقی گوش میکنند اما اصلا اینطور نبود”.

این مساله نشون میده دنیای کسانی که خیلی به موسیقی علاقه مندند در حالت کلی رابطه مستقیمی با کسانی که به های فای علاقه مندند نداره و هر کدوم اینها فیلد جدایی است.

از نگاه من هزینه کردن برای صدای بهتر جالبه هرچند معتقدم در حالت نرمال باید یک تعادلی بین لذت بردن از موسیقی و های فای (به معنی دنبال بهتر کردن صدا بودن) برقرار باشه چون در نهایت آنچه که مهم هست خود موسیقی و لذت شنیداری است اما انگار این تعادل در بین Audiophile های دنیا کمتر دیده میشه.

ما یک دنیای دیگه هم داریم که تقریبا اکثر Audiophile ها اون رو با دنیای های فای به معنی رسیدن به صدای خوب اشتباه میگیرند. این فضا مربوط به فضای کامپوننت هاست، به این معنی که بسیاری از Audiophile ها دوست دارند در طول زمان سیستم ارتقاء بدهند و از این بازی لذت ببرند. البته های فای بازی به معنی تغییر مدام کامپوننت ها چیز بدی از نگاه من نیست اما مشکل اینجاست که بیشتر این نوع کاربران فکر میکنند دارند با خرید کامپوننت جدید صدا رو بهتر میکنند.

من معتقدم های فای به معنی رسیدن به صدای بهتر تقریبا ربط چندانی به خریدن کامپوننت بهتر و گرانتر نداره و تقریبا همه صداهای خوب یک شرایط خاص دارند که نتیجه پارامترهایی (مثل آکوستیک و …) غیر از پول زیاد برای کامپوننت دادن هست. البته دوباره تاکید میکنم اینطور نیست که ما حتی در بهترین شرایط ادعا کنیم یک سیستم پیچیده ارزان (مثل ضبط هایی که تو جمهوری پیدا میشه) صدای خوبی میده و دیگه لازم نیست کسی هزینه کنه نه؟ های فای از نظر انتخاب کامپوننت ها یک حداقل هایی داره که من قبلا عدد ۵ میلیون رو گفته بودم و البته این عدد قابل بحث هست و اصلا حالت قانون نداره.

من معتقدم همونطوری که باید تعادلی بین دنیای شنیدن و لذت بردن از موسیقی با دنیای به صدای بهتر رسیدن برقرار بشه باید تعادلی هم بین صدای خوب گرفتن با خرید کامپوننت بهتر برقرار بشه.

این تعادل ها در میان Audiophile ها در ایران بچشم نمیخوره، چرا؟

اکثر اونها خیلی به موسیقی گوش نمیکنند و بیشتر بفکر صدای بهتر هستند و البته مشکل اینه که حتی برای صدای بهتر بجای وقت گذاشتن روی چیزهای کم هزینه ای مثل آکوستیک و یا مکان بلندگو همچنان بفکر خرید کامپوننت جدید هستند.

حتی دانستن (دوستی میگفت آگاهی در عمل با دانایی فاصله داره) خیلی از مسائل هم خیلی روی این نوع عدم تعادل تاثیر نگذاشته و با اینکه خیلی ها میدونند بدون آکوستیک صدا خوب نیست اما همچنان به مسیر خودشون ادامه میدهند.

من قصد ندارم از این عدم تعادل در بین شنوندگان انتقاد کنم و همه رو با این منطق ارزش گذاری کنم اما به شخصه از مصاحبت با Audiophile ای لذت میبرم که این تعادل رو برقرار کرده باشه.

از نگاه من نتیجه نهایی بدست آمده از تعادل بین این سه فضا در مقایسه، از نتیجه نهایی عدم ایجاد تعادل در سه بخش خیلی بهتر هست و ما در حالت عدم تعادل به اندازه آنچه از دست میدهیم بدست نمی آوریم.

اگر بیش از حد به جای موسیقی شنیدن به خود صدا دقت کنیم از لذت شنیداری کم کردیم. من تا حدی بخاطر دقت زیاد در صدا وقتی با صدایی مواجه میشم بیشتر از یک شنونده معمولی به خود صدا دقت میکنم تا به موسیقی و این مساله اگر زیادتر بشه اصلا خوب نیست و موقع شنیدن یک قطعه موسیقی اون بخش از مغز من که قراره با موسیقی ارتباط برقرار کنه تحت تاثیر اون بخشی قرار میگیره که صدا رو آنالیز میکنه و به ایرادات صدا توجه میکنه.

گاهی به خودم میگم خوش به حال کسانی که اصلا نمیدونند صدا ها با هم تفاوت دارند و در هر شرایطی به موسیقی توجه میکنند؟!!

اگر بجای وقت گذاشتن برای صدای خوب با هزینه های کم مثل مکان بلندگو همش به خریدن بلندگوی جدید فکر کنیم نتیجه نهایی مطلوب نخواهد بود و برعکسش هم صادقه ، اگر کلی برای صدای خوب به آکوستیک و چیزهای دیگه بپردازیم و اونوقت برای خرید یک کامپوننت خوب با قیمت معقول صرفه جویی کنیم و یک کامپوننت خیلی پایین تر رو بخاطر صرفه جویی بخریم بازهم نتیجه نهایی مطلوب نیست.

من اینطور فکر میکنم و شاید شما نگاه دیگری داشته باشید.

البته عواملی هست که همیشه این تعادل رو تحت تاثیر قرار میده ، مثلا من به دوستی میگفتم وقتی در کشور ما تولید کیفی موسیقی سنتی خوب بیاد پایین طبیعتا میزان علاقه من به خریدن آلبوم های جدید میاد پایین چون فکر میکنم آلبومهای جدید چیز جذابی برای شنیدن ندارند و به سمت شنیدن آلبوم های با ارزش ای که در گذشته شنیدم کشیده میشم و در پی اون ممکنه این کمبود وجود آلبوم موسیقی خوب و شنیدنی جذابیت های فای رو در من در مقایسه با شنیدن موسیقی پررنگ تر کنه.

خراب کاری صنعت احمق صدا هم بی تاثیر نیست ، آقای فاطمی نماینده Audio Note در ایران به من میگفتند از زمانی که دیجیتال جایگزین آنالوگ شد علاقه به شنیدن موسیقی کلاسیک هم تا حدی کمتر شد.

رومی اونجایی که میگه من با شنیدن دیجیتال سعی میکنم فراموش کنم که دارم به چه سورسی گوش میکنم هم به این اصل برمیگرده که رومی نمیخواد لذت شنیداریش و اون تعادل به هم بخوره و ذهنش متوجه ایرادات صدا بشه.

خوندن مجلات درپیتی مثل Stereophile و Absolute Sound و برخوردهای مداوم با فروشندگانی که دائما این حس رو القاء میکنند که باید کامپوننت جدیدتر و گران تر رو بگیری تا صدای بهتری داشته باشی هم روی بر هم زدن این تعادل ها تاثیر داره.

عدم تعادل تا حدی باعث ایجاد وسواس میشه، وسواس صدای بهتر ، وسواس عوض کردن و ارتقاء به سیستم جدید و … که نتیجه اون خیلی خوشایند نیست. حتی شنیدم کسانی با درآمد کارمندی در ایران پول هایی برای های فای دادند که خیلی براشون سنگین تموم شد و هیچوقت هم نتیجه دلخواهشون رو نگرفتند.

از نگاه من Audio Hell یا همان جهنم های فای به نوع ارزیابی ما از صدا برنمیگرده (مقاله طراح آودیو نت) بلکه به عدم تعادل این سه بخش برمیگرده و من فکر میکنم تعادل و بالانس نتیجه بهتری از افراط و تفریط داره هرچند خودم خیلی دیر به این مساله پی بردم.



ابر برچسب‎ها