اخبار و رویدادها News

Telegram Channel

دوشنبه 6 آگوست 2018
/ / /

سلام
نوع صدایی که من دوست دارم تو هاي فاي ایناست -> صداي آنالوگ ، صداي آئوديونت (تو سیستم match خودش) ، صداي بلندگوي تنوي red قديمي ، صداي هورن ليوينگ وويس ، من این تيپ صدا ها رو دوست دارم.

اگر شما نوع صداي دیگری دوست داريد مثل بلنگوی ۸۶ دی بی با وضوح بالا (۹۰٪ بلندگو های گران تو ایران اینطور هستند) و يا آمپلي فايرهای توان بالا يا صداي ديجيتال high Rez و … با کمال احترام این کانال برای شما حرفي برای گفتن نداره دليلش اينه همه پيشنهادات و نوشته ها و قضاوت ها تو كانال من بر مبناي رسيدن به اون تيپ صدايي است كه من دوست دارم .

معتقدم نوشته هاي من كمكي به شما كه سليقه متفاوتي داريد نميكنه و حتي ممكنه شما رو از اون صداي مطلوبي كه دوست داريد دور كنه چراكه اين نظرات كاملا در تضاد با نگرش شما خواهد بود.

اكثر صداهايي كه مورد توجه اين صنعت هست و در نمايشگاه ها شنيده ميشه و در مجلات ريويو ميشه چيزي نيست كه من بدنبالش باشم. بحثم فقط انتخاب دستگاه ها نيست بلكه اون رويكرد غالب در دنيا چه در ميكس و مسترينگ استوديوها چه در ساخت دستگاه ها و چه در قضاوت صداها همه و همه به دور از اون چيزي هست كه من بدنبالش هستم.
اين مساله باعث ميشه شما هميشه تفاوت هايي ببينيد در قضاوت هاي من در مقايسه با نظرات ريويوئرهاي معروف و اين مساله طبيعيه چون اونا صدايي رو تبليغ ميكنند كه صداي ماركت هست و با سليقه ٩٠٪؜ مخاطبان سازگاري داره اما من صداي ديگري رو دوست دارم.

کانال تلگرامی من برای نوشتن در مورد های فای :

https://t.me/hificlub

Read More

آقاي محمدپور تشكر

دوشنبه 21 می 2018
/ / /

بسيار بسيار تشكر از آقاي محمدپور واقعا خيلي شرمنده لطف ايشون شدم ، انشاالله جبران كنم .

فروشگاه آكوستيك به مديريت جناب آقاي محمد پور يكي از فعال ترين فروشگاه هاي تهران در زمينه ارائه سيستم هاي صوتي مي باشند.

ميشه براي شنيدن صدا و ورود به دنياي هاي فاي از اينجا شروع كرد ، آقاي محمدپور بسيار جدي و فعال پيگير پاسخ دادن به نياز مشتريان هستند در ضمن در زمينه هاي فاي مطالعه هم دارند.
آدرس فروشگاه :
www.acoustichifi.com
آدرس اينستاگرام:
Acoustic.hifi

خيابان جمهوري تقاطع حافظ پاساژ بزرگمهر طبقه دوم واحد ٧٦
تلفن ٦٦٧٣٤٩٣٦ ٦٦٧١٧٣٦٢
همراه ٠٩١٢١٥٧٨٧٠٩

Read More

لوتسه فتح شد ، عظیم قیچی ساز تبریک تبریک

جمعه 19 می 2017
/ / /

 

عظیم قیچی ساز با فتح امروز لوتسه الان جزو 14 نفر کل تاریخ کوهنوردی دنیاست که تونست بدون اکسیژن و شرپا همه قلل بالای 8000 متر رو فتح کنه.

به همه تبریک میگم

خیلی خوشحال شدم

درود بر اراده این مرد بزرگ

https://t.me/iran_bala

“بر بام كوهنوردى جهان دور افتخار زديم
عظيم قيچى ساز به باشگاه هشت‌هزارمتری‌هاى جهان پيوست.

در ساعت ١٢:٢٢ امروز عظيم قيچى‌ساز پا بر قله ٨٥١٦ مترى لوتسه در هیمالیا گذاشت و با اين صعود ارزشمند روز ٢٩ ارديبهشت ١٣٩٦ را به روزى تاريخى در تقويم افتخارات ورزشى و ملى ايران تبديل كرد.
به گزارش روابط عمومی بانك سامان، دقايقى پيش این هیمالیانورد توانمند ایرانی موفق شد پرچم ايران را بر فراز قله لوتسه به اهتزاز درآورده و نام خود را به عنوان نخستين ایرانی در باشگاه هشت‌هزارمتری‌های کوهنوردی جهان ثبت كند.
اين افتخار بزرگ پس از ٤٠ روز تلاش مداوم روى اين قله و در ادامه ٩ سال فعاليت پيوسته و خستگى‌ناپذير عظيم قيچى‌ساز روى ١٤ قله بالاى هشت‌هزارمترى جهان و همزمان با حضور شورانگيز مردم ايران در انتخابات رياست جمهورى دوازدهم حاصل شد.
براساس اين گزارش اورست نخستين هشت‌هزارى بود كه در سال ١٣٨٤ تسليم اراده عظیم قيچى‌ساز شد ولى برنامه اصلى او براى ورود به باشگاه هشت‌هزارمترى‌ها از سال ١٣٨٧ و با صعود به قله برودپيك آغاز شد. پس از آن قله‌هاى دائولاگیری، نانگاپارت، کانچن‌چونگا، گاشربروم ١، گاشروبروم٢، کی٢، ماناسلو، آناپورنا، ماکالو، چواویو، شیشاپانگما و اورست، خود را به نفس‌ها و قدم‌هاى اين پهلوانِ دلاور ايرانى سپردند که تمامى صعودهايش را بدون استفاده از اكسيژن مصنوعى و شرپا به پايان رسانده است.
اين گزارش حاكى است كه با فتح لوتسه در ساعت ١٢:٢٢ امروز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، برنامه عظيم قيچى‌ساز براى ورود به باشگاه هشت‌هزارمتری‌ها تكميل شد و او اكنون شانزدهمين كوهنوردى است كه ١٤ قله بالاى هشت‌هزارمترى جهان را بدون كپسول اكسيژن و شرپا صعود كرد و در اين راه ١١٥٩٦٥ متر را در ارتفاعات رشته كوه‌هاى هيماليا و قراقروم بالا رفته است.
گفتنى است عظيم قيچى‌ساز و همنوردان ايرانی‌اش هم‌اكنون روى قله لوتسه هستند.”

Read More

سالی که گذشت 1395 یکی از پرماجراترین سالهای زندگی من

دوشنبه 13 مارس 2017
/ / /

عیدتون مبارک پیشاپیش

انشاالله سال 96 برای همتون خوب باشه.

اینم متن جالب جادی از دوران دانشگاه :

اگر من به دانشگاه بر میگشتم

 

من الان نزدیک چهل سالمه. شاید به نظر شما پیر باشم ولی از نظر خودم فرق خاصی بین الان و سال های دانشگاه حس نمی‌کنم. شاید دلیلش کامپیوترها باشن که باعث می شن آدم همیشه با دنیای جدید در ارتباط باشه. شایدم یک جور نگرش به دنیا که سن و سال رو خیلی به رسمیت نمی‌شناسه. سال‌های دانشگاه برای من خیلی نزدیک به نظر می رسه و کاملا حس می کنیم همین پنج شش سال قبل بود که توی راهرو ها شیطنت می‌کردیم، بعد از حضور غیاب از پنجره فرار می کردیم یا دلمون خوش بود که قبل از حضور و غیاب خودمون رو به کلاس رسونده ایم یا موفق شده‌ایم سوالات امتحانی رو قبل از شروع امتحان پیدا کنیم. من تقریبا تمام مدت دانشگاه رو یا دودر میکردم یا به انواع تکنیک ها سر کلاس نمی اومدم و زندگی ام رو یا تو حیاط دور میزها می گذروندم یا تو سایت کامپیوتر در حال کشف چیزهایی که دوست داشتم؛ البته به جز قسمتی که به عشق و عاشقی می گذشت.

اون سال ها برای من بسیار جذاب و پر هیجان بود و اگر بهشون برگردم چیزهای بسیار کمی رو توش تغییر میدم. گفتم چیزهای خیلی کمی رو تغییر می‌دم؟ دقیقا. چیزهایی هست که تغییرشون می دم. من اگر به سال‌های لیسانسم که دانشجوی مخابرات بودم برگردم، مطئنا بهتر درس می خونم. مطمئن هستم اگر قصد شما اپلای کردن و رفتن باشه باید خیلی بهتر از من درس بخونین ولی من حتی در زندگی فعلی ام هم فکر می کنم کاش بهتر درس خونده بودم. حداقلش این بود که استرس شب های امتحان و فصل های امتحان رو نمی داشتم. یادمه روزهایی به انصراف فکر می کردم؛ فقط چون درست درس نمی خوندم. فکر کنم با هفته ای دو ساعت درس خوندن به راحتی می تونستم درس‌هام رو پاس کنم. شاید باور نکنین ولی من هنوزم گاهی خواب می بینم سر امتحان مغناطیس هستم بدون اینکه بلد باشم انتگرال بگیرم. خوب درس خوندن حداقلش این بود که این استرس رو از من دور می‌کرد.

همچنین اگر این سال ها در دانشگاه می‌بودم حتما مشارکت خیلی زیادی توی پروژه‌های اوپن سورس می‌کردم. من اون سال ها به عنوان فری‌لنسر رایگان برای شرکت ها و پروژه های مختلف کار کردم و رزومه ام خوب بود ولی الان به نظرم حل باگ های پروژه های بزرگ یا حتی مشارکت بزرگتر در اونها می تونه فوق العاده باشه. یک روش برای یاد گرفتن، کسب اعتبار، لینک عالی درست کردن و همچنین ساختن یک رزومه غیرقابل مقاومت برای هر شرکتی که دنبال نیرو باشه.

یک چیز دیگه که حتما می خوام در موردش حرف بزنم هم پایان نامه است. من یک پایان نامه راحت برداشتم؛ نتیجه هیجان انگیز بود البته ولی خود کار برای من ساده حساب می شد و توی چند شب تمومش کردم چون دقیقا تخصصم بود. من هنوزم طرفدار یک پایان نامه معقول و ساده هستم. شکستن شاخ غول جاش توی پایان نامه نیست – مگر اینکه بخواین باهاش مهاجرت کنین. قرار نیست پایان نامه تبدیل به یک منبع استرس بشه. اومدین دانشگاه که بهترین سال های عمر رو زندگی کنیم. دورانی که از دست خانواده راحتتر هستیم، دورانی که جامعه هنوز با ما کاری نداره، دورانی که اولین بخش زندگی مختلط ما است و دورانی که کسی نمی دونه چه ساعتی کجا هستیم و کنترل همه چیز تقریبا توی دستای خودمونه. من اگر به دانشگاه برگردم بازم مثل قبل تا جایی که بشه کشش می دم و ۵ سال و نیم دانشگاه می‌مونم. چی بهتر از دانشگاه؟ تازه اونم با حداقل استرس.

در ضمن این رو هم بگم که من با وجود معدل خیلی ضایع حدود ۱۲ در دوره لیسانس، چندین بیست مهم هم توی کارنامه داشتم که البته فکر کنم هر دو به یک اندازه خجالت آورن. بیست های من از درس هایی بود که کتابشون رو به انگلیسی می خوندم چون دوستشون داشتم. مدار منطقی، معماری کامپیوتر، میکروپروسسور و چیزهای مشابه. مطمئن هستم که اگر الان دانشگاه بودم کتاب‌های بیشتری رو از منابع اصلی می خوندم. اینجوری هم لذت بیشتری می بردم و هم استرس بلد نبودن پایه ها برام کمتر میشد. این بلد نبودن پایه‌ها بدترین بخش دانشگاه من بود. متاسفانه در سیستم آموزش داغون ما، پذیرفته است که شما با نمره ای مثل ۱۰ قبول بشین. مثلا توی دبستان شما اجازه دارین با حفظ کردن فقط نصف جدول ضرب (بخصوص مشهورهایی مثل پلنگ و شیش تا) نمره ۱۰ بگیرین و برین کلاس بعدی در حالی که در کلاس بعدی «انتظار» نظام آموزشی اینه که شما کل جدول ضرب رو بلد باشین. به نظرم این اصلی ترین استرس ما در تحصیل است. من می تونم بدون یاد گرفتن انتگرال دو گانه ریاضی رو با مثلا ۱۲ پاس کنم ولی بعد سر تمام واحدهایی که تصورشون اینه که چون من ریاضی رو پاس کردم پس حتما خدای انتگرال دو گانه هستم، عصبی باشم. همین اتفاق در رشته من یعنی مخابرات با درس معادلات دیفرانسیل افتاد. من ۳ بار دیفرانسیل رو افتادم و بالاخره با ترفندهای خاص بدون دونستن سری فوریه و دوستانش نمره ام رو گرفتم و چندین ترم سر سیگنال سیستم و بقیه درس ها عذاب کشیدم. من اگر به دانشگاه برمی‌گشتم غیر ممکن بود بذارم این تیکه تکرار بشه.

اوه… و با اینکه من در کلاس های فوق برنامه خیلی فعال بودم؛ اگر به دانشگاه برگردم از اونم فعالتر می‌شم. بهونه‌هایی مثل «درس زیاده» و اینها واقعیت ندارن. من تا جایی که می تونستم به کلاس های مختلف می‌رفتم. از موسیقی تا کوه و لینوکس و انواع مجلاتی که منتشر می کردیم و از همه باحالتر گروه‌های مطالعاتی. هدف تا حدی وسعت بخشیدن به دیدگاه آدم است ولی در واقع اون پشت مشوق اصلی دیدن آدم های جدید و پیدا کردن دوست های متنوع تر است. می دونین که چی می گم؟ (: من مطمئن هستم که کتاب های زیادی می خوندم تا بتونم بهتر حرف بزنم و جهان رو بفهمم و مطمئن هستم که اگر فقط دو سه روز پشت سر هم در دانشگاه بهم خوش نمی گذشت، سعی می کردم کشف کنم چرا بهم خوش نگذشته و چی رو باید تغییر بدم که بهم خوش بگذره. دانشگاه تقریبا بهترین شرایط ممکن رو داره. گفتم که؛ کسی با شما کاری نداره ولی شما می تونین با همه کار داشته باشین. من اگر دانشگاه بودم طولش می دادم و هر چقدر می تونستم متنوعش می کردم. ببینم شما چیکار می کنین.

Read More

بعد از 30 ساعت

جمعه 16 سپتامبر 2016
/ / /

این DAC EAR که ما داریم کارش درسته ، قبلا نوشتم USB اش دکور هست اما تازه دیشب فهمیدم باید براش درایور نصب میکردم و بعد نصب درایو هم PCM از 16 بیت تا 24 بیت و از 44.1 تا 192 کیلو هرتز پخش میکنه و DSD هم ساپورت میکنه.

خیلی هم عالی
حالا نتیجه تست رو مینویسم.

Read More