درباره خودم My Profile

My High End Audio System

جمعه 18 فوریه 2011
/ / /

تعجب نکنید و فکر نکنید دارم شوخی میکنم ، سیستم صوتی بالا رو سال 1368 به قیمت 8300 تومن برام خریدند و باور میکنید یا نه این ضبط که فقط یک جا برای نوار داره موسیقی رو 100 برابر بهتر از سیستم صوتی 10 میلیونیم پخش میکنه.

این ضبط ساده بنظر کمتر از 10 وات توان داره و احتمالا دو طبقه مدار ترانزیستوری داخلش هست. فقط ولوم داره و یک تن کنترل ساده همین. روبروی این سیستم ساده یک کتابخونه نسبتا بزرگ هست که خیلی خوب کار دیفیوز رو انجام میده و مجموعا صدا تو اتاق و حتی تو سالن بی نظیره .

شما ممکنه باور نکنید اما این سیستم فوق العاده ساده و ارزان صداش میتونه از سیستم های چند صد هزار دلاری هم خیلی خیلی بهتر باشه .

تعجب نکنید ، صنعت های فای با ورود به دنیای دیجیتال اونم به شکلی اشتباه ، استفاده از فیدبک منفی و رفتن به سمت توان های بالا و پیچیده کردن و طولانی کردن مسیر سیگنال و استفاده از پردازشهای دیجیتال تو استودیو و … فقط وضعیت رو خراب کرد. از لحظه صدابرداری پیچیدگی شروع میشه ، سیگنال از 100 تا فیلتر دیجیتال رد میشه ، دینامیک 100 برابر کامپرس میشه ، جیتر بهش اضافه میشه ، بعد که اومد روی سی دی 16 بیت مشکل جیتر رو با خودش یدک میکشه ، ترنسپورت با خطا میخونه ، میره تو DAC اونجا هم کلی با فیلتر های دیجیتال سیگنال بالا پایین میشه ، بعد از عبور از یک متر کابل (که بقول مهندس باید یک باغ بزرگ رو بفروشیم بتونیم یک متر اینتر کانکت خوب بخریم) میره تو پری بعد اونجا مجبوره از چند طبقه عبور کنه و بعد دوباره از یک متر کابل میگذره و میرسه به پاور و اونجا هم 8 طبقه مدار رو با فیدبک منفی رد میکنه که (بعد از سه متر کابل بلندگو) برسه به کراس اور پیچیده بلندگو و …

تقریبا هر چی اطلاعات تو میکرو صدا هست از بین میره و میشه یک صدای بد که بیشتر جاها از جمله تو خونه خودتون میشنوید …

من صدای ووکال شجریان رو با این ضبط ساده حتی بهتر از سیستم های چند صد هزار دلاری تو ایران شنیدم و اگر میبینید هر چقدر پول میدید خیلی اون نتیجه دلخواه رو نمیگیرید یک بخشش بخاطر اینه که تو صنعت صدا از پایه خیلی چیزا ویران شده که من و شما نمیتونیم درستش کنیم.

خاک بر سر صنعت صدا کنن.

من که دارم با این سیستم حال میکنم و همین برام کافیه 😉

Read More

خاطرات های فای بخش سوم

سه‌شنبه 17 آگوست 2010
/ / /
Comments Closed

اولین سیستمی که من گرفتم NAD بود هم سورس و هم آمپ و با بلندگوی Dynaudio 82 و با کابل های مانستر ، NAD و Dynaudio رو از آقای راد گرفتم و کابل ها رو از فروشگاه نکیسا و باور کنید صدای هدفون گوشی زیمنس SL45 من بهتر از این سیستم من بود.

باور این موضوع خیلی راحت نبود چون فکر میکردیم پشت اونهمه تبلیغات مجلات و نظرات آئودیوفایل ها و تحلیلگرانی که برای این برندها تحلیل مینوشتند و نظر میدادند حتما باید یک چیز قابل اتکا و نتیجه بخشی باشه.

ماجرای اون خیاطی که رفت پیش پادشاه دانمارک یادتون هست؟ هانس کریستین دانمارکی داستانی نوشته به این مضموم که یک خیاطی رفت پیش پادشاهی گفت من یک لباس برات تهیه میکنم که فقط حلال زاده ها میتونند اون لباس رو ببینند و اگر کسی حروم زاده باشه نمیتونه اون لباس رو ببینه بعدش هم پادشاه رفت تو جمعیت و همه هورا میکشیدند که عجب لباس زیبایی شده و هیچکسی هم به روی مبارک نمی آورد که پادشاه رو داره لخت میبینه از ترس اینکه حروم زاده بحساب نیاد تا اینکه یک بچه اون وسط داد زد این که لخته و خلاصه ماجرا لو رفت.

من اون موقع خیلی به مجلات و تحلیل ها اعتماد داشتم، خیلی وقت گذاشتم تا یک انتخاب خوب داشته باشم اما خیلی طول کشید تا فریاد بزنم بابا این صداهایی که میشنویم خوب نیست، خوب نیست  خوب نیست (بقول مهندس که میگفتند هیچ وقت اون صدای ایده الی که تو ذهنشون داشتند رو جایی نشنیدند) ، متاسفانه ما هیچ منبع قابل اعتماد و درست حسابی ای نداشتیم، فروشندگان تو ایران نمیتونستند کمکی کنند و تنها منبع دسترسی اینترنت بود که اونم پر بود از اظهار نظرات اشتباه که آدم رو بیشتر گمراه و گیج میکرد .

تو اون دوران خیلی وقت برای تست میگذاشتم، این بلندگو رو وردار ببر اونجا تست کن، این آمپ رو ببر فلان جا تست کن و خلاصه همش داشتیم فکر میکردیم مشکل از کامپوننت هاست، یادتون هست گفتم اولین اشتباه اینه که فکر کردیم “صدای خوب یعنی لذت بیشتر از موسیقی” ، از نگاه من دومین اشتباه این بود که “فکر میکردیم تنها راه رسیدن به صدای خوب تعویض کامپوننت هاست اونم بر مبنای تحلیل مجلات و یا پیشنهاد فروشندگان”.

اشتباه دوم رو خیلی ها از جمله من مرتکب شدند و به هر حال کم کم نتایج به من میگفت تغییر کامپوننت به تنهایی راهی است که به ترکستان میره.

چیزی که برای من باعث تاسف هست اینه که هنوز هم عده ای بحث میکنند تکنولوژی یا برند X بهتر از Y هست، فلان برند شده Product of Year فلان مجله و ….

داشتم میگفتم همه ذهن من اون موقع این شده بود که اگر یک آمپ و سورس بهتر از NAD بگیرم و یا بلندگوی مدل بالاتر Dynaudio رو بگیرم مشکل حل میشه و کلا ایده “حل مشکل با خرید سیستم گرانتر” بطور ناخودآگاه با کمک مجلات و فروشندگان تو ایران میرفت تو ذهن همه آئودیوفیل های بخت برگشته.

چه بحث های احمقانه ای هم تو این فضا جریان داشت و …

اما با همه این مسائل اون روزها روزهای خوبی بود، خیلی ذوق و شوق داشتیم و امیدوار بودیم ، یک روز نمیدونم از روی اینترنت بود که یارامانا رو پیدا کردم و به آقای رحمانی زنگ زدم، گفتم من آمپلی فایری میخوام که بتونه بلندگوهام رو درایو کنه و گفت Krell 300 و 2250 موجوده و میتونیم بریم صداش رو بشنویم.

اون روز با محمد و رضا رفتیم یارامانا پاساژ علامه، یک سورس سونی و یک آمپ کرل 300 و کابل مانستر و بلندگوی Dynaudio 82 من، آقا باور نمیکنید عجب صدایی شنیدیم عجب صدایی شنیدیم، من و دوستان هوش از سرمون پریده بود، گفتیم آقای این Krell دیگه معجزه صداست و خلاصه رفتیم Krell 300il رو خریدیم. اومدیم خونه وصلش کردیم دیدم همچین بد نیست اما اصلا اون صدایی که تو یارامانا شنیدیم نبود.

قبل از شنیدن Krell تقریبا داشتم از صدابازی ناامید میشدم اما اون صدا کاملا مسیر های فای منو تغییر داد و باعث شد برخلاف دوستام این هابی رو ادامه بدم. کمی مورونی فکر کردم و دیدم که احتمالا بخاطر سورس سونی بوده که صدا اونجا خوب بود و بعدش هم رفتم سورس آکوفیض خریدم.

اشتباه پشت اشتباه …

نتیجه خوب نبود و صدا مثل اون روزی که پیش آقای  رحمانی بودیم نشد، گفتم حتما باید کابل ها رو هم عوض کنم ، بازم مورونی پشت مورونی و کابل ها هم عوض شد و کلی هم سیستم توییک کردیم اما نشد که نشد…

چقدر های فای پر از سوالات بی جواب بود …

سالها بعد با یک اتفاق فهمیدم مکان بلندگو و آکوستیک چه معجزه ای میتونه بکنه و این رو مدیون رومی هستم اما اون موقع واقعا فهمیدن این موضوع کار راحتی نبود. ای کاش آدمهای درست حسابی بیشتری مثل آرتور و مایک و رومی وجود داشتند و فضای های فای با نوشته های اونها شکل میگرفت نه با نوشته های مورون هایی که خودشون هم نمیدونند دارند چکار میکنند.

Read More

خاطرات های فای بخش دوم

یکشنبه 18 جولای 2010
/ / /
Comments Closed

داشتم در مورد لذت از صدا و لذت از موسیقی مینوشتم

بگذارید مثال بزنم، از نگاه من موسیقی مثل روح هست و صدا مثل جسم و درسته که ما همیشه باید قالبی بنام جسم داشته باشیم و موسیقی فقط در قالب صدا شکل خارجی پیدا میکنه اما از نگاه من موسیقی ماهیتی مستقل برای خودش داره.

من به اندازه یک گردو هم از فلسفه بارم نیست اما یک نگاه فلسفی جالب هست که من ازش خوشم میاد.

این فلسفه، بخشی اش من درآوردی و بخشی از اون رو بقیه در آوردند، من فکر میکنم چیزی بنام یادگیری و آفرینش به معنای از نیست هست شدن وجود نداره و همه چیز قبلا وجود داشته و فقط ما چیزهایی رو بیاد می آوریم و یا چیزهایی رو از جایی به جای دیگه منتقل میکنیم.

ناخودآگاه ما که دنیای ناشناخته های ماست همه چیز رو در خودش جا داده و همه زیبایی ها و موسیقی ها و همه چیزهایی که هنوز خلق نشده رو در خودش داره و کسی که تلاش میکنه حالا چه تو حوزه علم و چه تو حوزه آفرینش هنری فقط و فقط بخشی از اون چیزها رو از ناخوداگاه میاره و در خودآگاه بهش شکل میده.

ما نمی اموزیم بلکه بخاطر می آوریم، بتهون سمفونی 8 رو خلق نکرد بلکه اونرو بیاد آورد…

با یک دانشجوی درست حسابی رشته ریاضیات که صحبت میکردم میگفت معتقده کل این ریاضیات بوده و فقط دانشمندانی تونستند بیانش کنند و تو کتاب بابک احمدی هم اینطور نوشته شده که آفرینش هنری بخش زیادی اش با ناخودآگاهی ارتباط داره که از دسترس درک بشر خارجه.

من میگم میشه فرض کرد سرچشمه همه چیزها در دنیای مادی (بقول مولانا که میگه هر نقش را که دیدی جنسش زلامکان هست) همون عالم بالا است و موسیقی هم از همون جا میاد و اگر بدل ما میشینه چون مارو بیاد اون جای خوب میاندازه و بعبارتی ما رو از خودآگاهمون جدا و به اون دنیای زیبا نزدیک میکنه و کمک میکنه که بیادش بیاریم.

موسیقی مثل روح با لایه های بالای ما در ارتباطه اما جسم اون یعنی صدا فقط یک کالبد هست.

کسی که وارد بازی صدا میشه کاملا یک فیلد محدود رو برای بازی انتخاب میکنه با عمق ارتباطی بسیار محدود اما کسی که میفهمه موسیقی ربط چندانی به این کالبد یعنی صدا نداره و به خود موسیقی توجه داره کاملا یک فیلد بزرگ و نامحدود رو برای لذت بردن و ارتباط انتخاب میکنه.

بعبارت دیگه بازی با صدا نمیتونه اون لذت و عمق ارتباطی رو که یک چیز مثل موسیقی داره ایجاد کنه و نمیشه انتظار داشت با لذت بردن از بهتر کردن صدا نتیجه خیلی عمیق و توپی عایدمون بشه.

اما من نمیخوام بگم صدای خوب چیز جالبی نیست و های فای یک چیز بی فایده هست، نه     من منظورم اینه ما دو مقوله جدا داریم و مبنای ارتباط، موسیقی هست و صدا در درجه اهمیت کمتر.

شکل و محتوا

جسم و روح

صدا و موسیقی

اینها نسبت هایی شبیه به هم دارند و با هم در ارتباطند اما کمتر کسی این دو نقش و ارتباطشون رو خوب میشناسه.

جون اکبری یه نگاه به خودتون بندازید، آیا غیر از این بوده که کلی وقت و پول و انرژی گذاشتید و آخرش خیلی در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نکردید؟

تازه چقدر هم تو این مسیر اذیت شدید و گیر کسانی افتادید که با راهنمایی هاشون بیشتر درجا زدید!   😀

اصل ماجرا چیز دیگری است، ما آدمها همیشه بخاطر تصورات اشتباه هزینه میدیم و قبل از درک درست موضوعی روی اون سرمایه گذاری میکینم، منم خیلی هزینه دادم مثل شما اما فکر میکنم باید روزی برای همه فرا برسه که هر حرکتی آگاهانه انجام بشه و نه با یک ایده غلط و چشم های بسته.

ببنید اصلا بازی های فای قراره چی به شما بده و بعد حرکت کنید. بقول رومی تا نمیدونی دقیقا صدا باید چگونه باشه بیخود وارد مد تغییر و ارتقاء نشو.

من فکر میکنم هر آدمی باید بین دو حالت “نتیجه گرا بودن” و “لذت لحظه ای بردن بدون نتیجه” یک تعادلی رو برقرار کنه که مساله “نتیجه گرا بودن” در اولویت قرار بگیره و مساله “لذت لحظه ای بردن بدون نتیجه” هم در درجه پایین تر باشه اما کنترل شده و محدود.

برای حالت “نتیجه گرا بودن” شما نیاز به آگاهی دارید و تا این آگاهی ایجاد نشده سعی نکنید دنبال یک سری Moron مثل تحلیل گران مجلات و یا فروشندگان راه بیفتید که بیشتر شما رو به عقب میبرند تا به جلو. اگر آگاهانه حرکت نکنید حتی اون بخش لذت لحظه ای هم خراب میشه چون نتیجه خیلی دور از انتظار از آب درمیاد.

های فای فقط یک مقوله خیلی کوچک هست، خیلی از ما آدمها کل زندیگمون مبنایی درست و آنالیز شده نداره، خیلی ها تصورشون از خوشبختی مثل تصور خیلی ها از دنیای صدای خوب کاملا غلط هست و کل زندیگشون تو مسیری صرف میشه که آخرش جهنم هست.

خب، چرا از خاطرات پریدم تو چیزهای دیگه؟

یک روز رفته بودم فروشکاه نکیسا و یک آقای خوش هیکلی اونجا بود که برای آقای جهانگیر و آقای جاوید کار میکرد (راستی اینم بگم فروشگاه نکیسا یکی از بهترین جاهایی است که میتونید ازشون خرید کنید اونم بخاطر سرویس های خوبشون هست که من ندیدم هیچ کدوم از دوستام از اونها ناراضی باشند، خود من بارها و بارها برای خرید یک کابل زنگ زدم اما هیچ وقت برخورد بدی ازشون ندیدم و همین جا از لطفی که به من داشتند تشکر میکنم)، ازش پرسیدم سی دی پلیر ها چه قیمتی دارند گفت تا چند میلیون هم داریم!

گفتم مثلا چند میلیون گفت سه میلیونی اش هم هست! من خیلی تعجب کردم و پیش خودم گفتم کدوم ….خلی  سه میلیون پول واسه یک سی دی پلیر میده؟!

اصلا باورم نمیشد خودم یک روز … بشم و نزدیک به 3 میلیون پول سورس آکوفیض رو بدم، راستش یکی از مشکلات های فای عادی شدن این قیمت های نجومی هست.

راستی هفته بعد شام قرار همبرگر دعوتم 😉

ادامه دارد…

Read More

خاطرات های فای بخش اول

چهارشنبه 14 جولای 2010
/ / /
Comments Closed

از اونجایی که ما رو از میکده های فای بیرون کردند به ذهنم رسید یه سری مطلب در مورد گذشته بنویسم که شاید برای خواننده جالب باشه.

شاید بهتر باشه از اولین جرقه های های فای شروع کنم، فروشگاه نکیسا

فروشگاه نکیسا دقیقا مابین مسیر خونه تا دانشگاه من بود و هر از چند گاهی که از دانشکده برق پیاده سهروردی رو میومدم پایین نگاهم به این آمپلی فایر ها و بلندگوهای فروشگاه نکیسا می افتاد.

یک روز رفتم پرسیدم این بلندگوها قیمتاش چنده، اونموقع فکر میکردم بد نیست یک آمپلی فایر خودم بسازم و بعد بلندگوش رو از جایی بخرم و برای همین از فروشگاه نکیسا قیمت گرفتم.

فکر کنم آقای جاوید بود که بهم گفت از 150 تومن به بالا هست و اون موقع جی بی ال بود و بی اند دبلیو و میشن و چند تا چیز دیگه.

تازه اینترنت هم اومده بود و تو دانشکده میتونستیم اطلاعاتی رو هم پیدا کنیم و کم کم این جریان شروع به شکل گیری کرد. اولش فکر میکردم قراره پولم رو یک جای خوب صرف کنم چون نتیجه اش رو لذت بردن بیشتر از موسیقی تصور میکردم اما نمیدونستم چقدر این تصور اشتباه و Moron ای بود.

همه ما Moron بدنیا میاییم، ولی خب به هر حال مهم اینه هزینه خروجمون از Moronای زیاد نباشه و وقت و عمر و پولهامون کمتر صرف اشتباهات Moron ای مون بشه.

بزرگترین اشتباه همون اولین تصور اشتباه بود، تئوری “صدای بهتر یعنی لذت بیشتر از موسیقی” اولین و بزرگترین اشتباهی است که هر Audiophile ای میکنه.

من با این تصور شروع کردم و کل اینترنت رو زیرو رو کردم تا رسیدم به این نتیجه که NAD چیز بسیار عالی باید باشه. قبلا به دوستی میگفتم کسی رو تو ایران نمیشناسم که برند NAD تو پاچه اش نرفته باشه و این برند تقریبا تو خونه همه یکبار رو رفته.

یادش به خیر چقدر اون روزی که سورس و آمپ NAD رو آوردم خونه چقدر ذوق زده بودم، به هر حال 3 چهار ماهی تحقیق و تفحص کرده بودم.

بعدش رفتیم سراغ بی اند دبلیو، مدل 603 رو دوست داشتم که قسمت شد Dynaudio 82 بگیریم با کابل های مانستر.

همیشه به دوستای دانشگاه میگفتم این گوشی زیمنس من صدای بهتری از این سیستم صوتی دو میلیونی داره و اونها هم میگفتند امکان نداره شاید مشکل از گوشهای تو هست!

اون موقع ها تو دانشگاه و یا تو دوستان کسی نبود که اصلا بدونه های فای چه چیزی هست و منم از بین Audiophile های ایران کسی رو نمیشناختم و با کسی نمیتونستم در مورد های فای صحبت کنم.

یک روز از روزهای دانشگاه تو سلف سرویس با چند تا از بچه های ورودی 76 نشسته بودم که دقیقا نمیدونم چه حرفی پیش کشیده شد که فهمیدم یکی از اونها بنام محمد لالی بی اند دبلیو داره و نمیدونید چقدر اونم حال کرد شنید من هم مثل خودش سر از جماعت …فیل درآوردم.

چه حالی داد این دوستی و چند سالی با این محمد و پسرعموش رضا که اونم سیستم صوتی داشت در مورد های فای با هم صحبت میکردیم و …

محمد یک 405 داشت که هنوز یادم نمیره چقدر با هم این سیستم های منو و اونو این ور اونور میبردیم برای صدا شنیدن و خیلی اون روزها برام خاطره انگیزه، مورون بودن هم حال خودش رو داشت، خوبیش این بود امیدوار بودیم به جاهای خوب برسیم و همین ذوق و شوق برامون کافی بود تا ساعتها در مورد های فای بحث کنیم و براش انرژی بگذاریم.

یادم نمیره 15 دقیقه مونده به دفاع پروژه لیسانسم ول کن ماجرا نبودم و داشتم بجای مرور کردن حرف هایی که باید جلوی اساتید میزدم داشتم با محمد در مورد های فای صحبت میکردم، خیلی …خل بودم. اون روزها تو دفترهایی که داشتم نوشتن در مورد صدا رو شروع کردم و دو سه تا سررسید پر شد از نوشته هام که شاید بخشی از اونها رو اینجا بیارم.

های فای بازی جذابی بود وقتی نمیدونستم لذت بردن از صدا با لذت بردن از موسیقی دو چیز مجزاست و وقتی نمیدونستم صدای خوب چه مسیر ناهمواری داره.

لذت بردن از صدا یک مقوله مجزاست و عمق محدودی داره بعلاوه اینکه دنبال صدای بهتر بودن بدون درک درست مقوله لذت شنیداری میتونه آدم رو وارد یک مسیر بی پایان غلط کنه.

Read More

Romy The Cat’s new Listening Room

یکشنبه 16 می 2010
/ / /
Comments Closed

http://www.goodsoundclub.com/Forums/ShowPost.aspx?PageIndex=8&postID=13520

همیشه این سوال هست که آیا ممکنه ما با خریدن یک سیستم گران تر و یا جایگزینی آنالوگ با دیجیتال و یا جایگزینی لامپ با ترانزیستور و یا توجه به tune ها به اون صدایی که دوست داریم برسیم؟ همیشه یک کاربر پول و وقتش رو خرج میکنه و بعد از شش ماه تحقیق و ارتقاء و … دوباره ذهنش درگیره اینه که این صدا باید بهتره بشه و اون چیزی نیست که باید باشه. این چرخه همینطور ادامه داره و من ندیدم کسی به این شکل جلو رفتن به نتیجه دلخواهش برسه حتی با 500 میلیون پول دادن ، استفاده از لامپ و یا توجه به Tune ها و … بحث های X بهتر از Y هست و یا توجه به Specification ها و خیلی چیزهای دیگه ای که ما یاد میگیریم هم شاید در ابتدا موثر بنظر برسه و فکر کنیم افتادیم تو مسیر درست اما واقعیت اینه صدای خوب از خیلی از این چیزهایی که تصور میکنیم فاصله داره. خوشبینی یک Audiophile در این مسیر نشانه مبتدی بودن اون هست و شاید خیلی زمان صرف بشه تا بفهمه نگاهش چقدر از واقعیت فاصله داشته.

من فکر میکنم اگر کسی دقیقا بفهمه صدای خوب چیه مطمئنا خواهد دانست رسیدن به صدای خوب مسیر خیلی هموار و راحتی نیست و برای همینه من همیشه به هر کسی که ایمیل میزنه و میخواد وارد این دنیای های فای بشه یه جوابی بهش میدم که طرف بیشتر دلسرد میشه تا دلگرم، البته شما در صورتی میتونید با من هم نظر باشید که بفهمید صدای خوب یعنی چه و اگر دقیقا نمیدونید صدای خوب چه صدایی هست مطمئنا با من هم عقیده نخواهید بود.

من همیشه گفتم رسیدن به صدای خوب کار راحتی نیست و خودم هم تقریبا بیخیالش شدم و منتظرم یک فضای آکوستیکی مناسب در اختیارم قرار بگیره که اون موقع ممکنه دوباره برگردم به های فای. های فای میتونه تفریح جذابی باشه اما برای من تا وقتی مطمئن هستم بدون عناصر لازم پاسخ مطلوب رو نداره به سمتش نمیرم و ترجیح میدم بجای بازی کردن با کامپوننت ها و پول و انرژی بیهوده صرف کردن وقتم رو صرف چیز بهتری کنم.

رومی رو ببینید که تو اتاق جدیدش داره تلاش میکنه به نتایجی برسه و ببینید که یک آدم حرفه ای مثل اون چقدر داره انرژی میگذاره و هنوز از ایده الش فاصله داره. ممکنه یک بلندگوی دیگه بسازه تا تو این اتاق جدیده پاسخ بهتری بگیره، من واقعا به دوستان پیشنهاد میکنم تا دقیقا نمیدونند دنبال چه هستند پولهاشون رو بیهوده دور نریزند و اگر فقط بازی های فای براشون جذابه من دخالتی نمیکنم اما اگر نتیجه براشون مهم هست موضوع رو خیلی ساده فرض نکنند چون حتی یکی مثل رومی هم با اون همه تجربه خیلی خیلی داره انرژی برای این کار میگذاره.

اگر من برگردم به های فای مطمئنا اون روز روزی خواهد بود که هم وقت کافی خواهم داشت و هم یک فضای آکوستیکی مناسب در اختیارم خواهد بود.

ببینید رومی چی گفته :

Posted By: Romy the Cat in Audio Discussions
Subject: Stop!
=========================
OK, I decided to stop today to do what I do as it does not feel like me anymore. For a month as I live in here and have the playback up my playback is a source of great pain and I do not like it. I am accustomed that I turn the thing on and USE it. I did many experiments and had weeks or month playback in bad shape but I know what is going on and I had no problem with it. Now, in new house I for some reasons constantly fight with playback and practical do not USE it as I would like to. The audio experiments I fine, I like them but today I convinced myself the unit I have a dictated midbass channel I will not get the sound I would like to get. So, what people do after they have a strike of revelation? Right, they begin to re-read my site.
So, I look at my comments in the Audio For Dummies section: do not pursue full-range without being ready, do not go for lower bass without being ready and I asked myself – what I am doing?

So, I took everything from my listing room out (I have a tone of the speakers I have in there, trying to imitate the midbass) and connected just two woofers to Milq’s bass channels. As the result I got the same Macondo as I had only the LF section runs at few dab doe and well underdeveloped for this room. So, I have no bass but I have nice balanced and peaceful sound from 60 Hz and up. I will keep it for a while until I will do something radical with midbass – I am not ready to move in there now.

The sound as it is not bad. I rolled of HF and there is not bass. The LF section (the dose lower upperbass in effect) is time aligned and the Macondo got some imaging back. The MF tone is partials back. So, the Macondo works now in monitor mode, but it is OK for now. At least today playing my playback I did not have the feeling that I need to spend a night with an ex-girlfriend who you dumped because you did not like sex with her.
Back to the normality.

Rgs, Romy the caT
=========================

The thread located at:
http://www.goodsoundclub.com/TreeItem.aspx?PostID=13519

Thanks,
GoodSoundClub Admin

Read More

بازگشت

شنبه 6 مارس 2010
/ / /
Comments Closed

ist2_2303770-direction-signs

سال 1379 بود که من وارد دنیای های فای شدم، اون موقع که عاشقش شدم نمیدونستم چه اتفاقاتی قرار بیفته همونجوری که خیلی از دوستان دیگه هم که درگیرش شدند نمیدونستند های فای اونها رو به کجا خواهد برد. خوشبختانه من پول زیادی برخلاف خیلی از دوستان براش ندادم و از سه سال پیش که سایت رو شروع کردم بجای پول، براش وقت برای یادگیری صرف کردم اما چی بگم که این عشق تمومی نداره و میتونه وقت و انرژی زیادی رو از آدم بگیره.

بعد از این همه مدت انگار های فای بخشی از زندگی من شد درست مثل اعتیاد، بنظرم هیچ چیزی اونقدر نباید درگیر ات کنه که نتونی فراموشش کنی اما گاهی این اتفاق میفته و من هر جوری شده باید فکری برای این قضیه میکردم.

تو این سالها آشنایی های زیادی با افراد مختلف علاقه مند به های فای برام ایجاد شد و ارتباطات زیادی بشکل گاهی کوتاه و گاهی پایدار و بلند مدت شکل گرفت و میشه گفت بخش خیلی زیادی از وقت من صرف این ارتباطات شد و کم کم دامنه اون اونقدر زیاد شد که حتی روی کار و بقیه مسائل زندگی ام هم تاثیر گذاشت.

با توجه به اینکه خود من خیلی سعی نکردم همه روابطم رو نگه دارم (که البته در عمل هم برام ناممکن بود) و خیلی از اونها در طول زمان کم رنگ تر شد اما حتی در این شرایط هم این اواخر دیگه وضعیت از حد نرمال خارج شد و انجمن دوستداران صدا هم این اواخر به این موضوع اضافه شده بود. البته این روابط فقط یک بخش ماجرا بود و بخش دیگه وقتی که برای سایت میگذاشتم و نوشتن مطلب در اون بود که همه این مسائل نشون میداد وضعیت داره از کنترل من خارج میشه و واقعا نمیتونم هم به کارهای معمولم برسم و هم سایت رو ادامه بدم و هم انجمن رو و هم روابطی که داشتم رو به جلو هدایت کنم.

من همیشه افراط رو دوست داشتم و از این بابت پشیمون نیستم تا الان که بهم خوش گذشت اما مجبور شدم فعلا برای مدتی کمی روی کار و بقیه مسائل زندگیم متمرکز بشم (یه وقت فکر نکنید یکی زده تو سرم … شدم دارم میرم ازدواج کنم 🙂 ) و کمی این جریان رو آروم تر به پیش ببرم.

تصمیمی مبنی بر ادامه دادن یا ندادن ندارم و فکر میکنم باید زمان بگذره تا مسیر جدیدم رو پیدا کنم، مطمئنا زمان اجازه خواهد داد بازبینی دقیق تری نسبت به گذشته داشته باشم تا آینده رو بهتر برنامه ریزی کنم.

فعلا که مشکلی نیست و سایت هم برقراره و خبر جدید اینکه احتمال داره سایت رو از حالت وبلاگ وردپرس دربیارم و بجای وردپرس از جوملا استفاده کنم و امیدوارم تو این انتقال مجبور نباشم همه مطالبم رو یکی یکی تو ادیتور جدید کپی کنم چون در اینصورت خیلی وقت گیر خواهد بود.

در ضمن منتظر سوپرمی هم هستم که بیاد، طبیعتا از هر چه بگذریم از سوپرمی و ویتوس نمیگذریم 🙂

خوش بگذره

Read More

بحث ارتباط با نویسنده و مساله نقد

جمعه 18 سپتامبر 2009
/ / /

گاهی چیزهایی میشنوم که برام جالبه و گاهی هم مسائلی مطرح میشه که برام خیلی عجیبه، منظورم اظهار نظرات آدمهاست در مورد مسائل های فای و خصوصا در مورد سایت و نوشته هام.

ما آدم ها هر کدوم تجرباتی داریم، مطالعاتی داشتیم و داریم در مسیر خودمون به سمت اونچه که دوست داریم حرکت میکنیم. این تجربیات و مطالعات طی فرایندی تصویری از مسائل به ما میده که باعث میشه نگرش ما به آن مسائل شکل بگیره.

هر آدمی با دید خودش به مسائل نگاه میکنه و طبیعتا در مورد هر موضوعی نظراتی داره.

چیزی که مفهوم ارتباط رو معنی دار میکنه اینه که تقابل این دیدگاه ها و اظهار نظرات در یک فضای ارتباطی بین افراد باعث بشه تا هر یک از اعضا از تجربیات دیگران و دیدگاه های اونها برای خودش و در مسیر حرکتش استفاده کنه.

یعنی هدف از گفتگو و ارتباط اینه که هر آدمی در مسیر خودش و با استقلال فکری خودش بهتر بتونه به جلو بره و در این حرکت رو به جلو از ارتباط با دیگران چیزهایی یاد بگیره.

از نگاه من گفتگو و ارتباط یک ساختاری داره و متاسفانه گاهی ما اصلا فراموش میکنیم گفتگو چه هدفی باید داشته باشه.

دلیل نوشتن این مساله اینه که من گاهی با اظهار نظراتی مواجه میشم که مشخصا به دو چیز اشاره داره:

یکی اینکه شخص ای که در مورد سایت و یا موضوعی خطاب به من نظری میده و سعی میکنه با نظرم مخالفت کنه در بیشتر اوقات نظرات منو درست نخونده و با دقت دنبال نکرده.

دوم اینکه شخص انتقاد کننده اصلا خیلی از مسائل مطرح شده رو درست نفهمیده و بعد شروع به انتقاد کرده.

اولا باید بگم اعتقاد من اینه که سایت من هدفش فروکردن عقایدم تو ذهن دیگران نیست و گرچه گاه گاهی تند نظر میدم اما دلیل اونها آگاه سازی مخاطب هست (شایدم یه جور علاقه به تند نوشتن هست، نمیدونم!) و نه تاکید و فشار برای اینکه اون مخاطب مثل من فکر کنه. من اعتقاد دارم هر کسی حق داره نظراتش رو بیان کنه و در فضای گفتگو هم به نقد نظرات دیگران بپردازه و هم خودش رو محک بزنه اما نهایتا هر شخصی در فضای ارتباط باید دو چیز رو مد نظر داشته باشه :

یکی اینکه استقلال فکری خودش رو حفظ کنه و وقتی با نظرات کسی مواجه میشه که بنظر با تجربه تر میاد، تنها به صرف آگاهی  و تجربه اون شخص نظراتش رو قبول نکنه. خیلی مهم هست که ما اگر فکر میکنیم نظرات کسی خیلی احتمال داره درست باشه بجای پذیرش اون دیدگاه و با عینک اون آدم به مسائل نگاه کردن سعی کنیم با دید خودمون به جلو بریم و با تجربه و تست و مطالعه ببینیم آیا اون دیدگاه درست بوده یا نه.

لذت یادگیری در قبول کردن یک نظر از شخصی در جایگاه بالاتر نیست بلکه فهمیدن اینه که اون آدم چی گفته. ما تنها به اندازه فهمیدن بیشتر به جلو میریم و نه به اندازه قبول کردن بی چون و چرای نظرات آدم های متخصص.

من خودم همیشه وابسته به دیدگاه خودم بودم و فقط از تجربیات خودم نوشتم و هیچوقت ذهنم وابسته به دیدگاهی نشد اما سعی کردم اگر یک آدمی که تجربه بالایی داشته و نظری داده اون نظر رو به حافظه ام بسپارم و ببینم در آینده من هم به اون نظر میرسم و یا نه خلافش بهم ثابت میشه.

من دنیا رو با دید خودم تصویر میکنم حتی اگر وسعت دید من خیلی کمتر از کسانی باشه که بیشتر از من تجربه داشتند و اگر با نظری روبرو بشم که برام عجیب و دور از ذهن میاد بجای پذیرش اون نظر سعی میکنم با تست و تجربه و بازبینی مجدد بفهمم منظور اون آدم چی بوده، اگر نفهمم که خوب دیگه کاری به اون نظر ندارم و تنها به حافظه میسپارمش تا شاید روزی امکان نقد اون نظر برام فراهم بشه ام اگر بفهمم چی گفته که هم به آگاهی ام اضافه شده و هم میتونم نقدش کنم.

نکته دومی که باید بهش اشاره کنم اینه که هر خواننده ای قبل از نقد نظرات دیگران و مخالفت و یا موافقت با نظر نویسنده باید خودش دقیقا نظرات طرف رو خونده باشه و کاملا فهمیده باشه که نویسنده چی گفته.

چیزی که برام من بارها پیش اومده اینه که کسی در مورد نظرات من نظری داده که حتی نوشته منو درست نخونده و از جایی بشکل تغییر یافته نظرم رو فقط  شنیده و گاهی هم نظر رو خونده اما خیلی از چیزهاشو درست نفهمیده.

وقتی ما نمیتونیم بفهمیم نویسنده دقیقا چی گفته لزومی نداره بهش گیر بدیم و خودمون رو درگیرش کنیم، در این حالت اظهار نظر چه بصورت موافقت و چه بصورت مخالفت فایده ای برای انتقاد کننده و انتقاد شونده نداره.

ارتباط موقعی معنا پیدا میکنه که ما اول بفهمیم طرف چی گفته و بعد شروع به نقدش کنیم و نظر خودمون رو بیان کنیم.

بنظر من بدترین چیز اینه که ما بدون فهمیدن درست یک نظر به اون نظر اعتقاد پیدا کنیم و بهش عمل کنیم و یا برعکس باهاش مخالفت کنیم. من وقتی میگم کابل کربنی تو این شاخص ها خوبه خواننده حق نداره فرض کنه کابل کربنی چیز کاملا خوبیه و باید بره براش پول بده و برعکس تا وقتی نفهمیده من دقیقا به چه شاخص هایی اشاره دارم نباید با من مخالفت کنه و بگه کابل کربنی خوب نیست.

تاثیر کور بدترین نوع تاثیر هست و من قبلا هم نوشتم خیلی بدم میاد خواننده فقط از نوشته ها  دنبال این باشه که چی از نظر من خوبه و چی بده و بر این اساس به جلو بره.

نظرات من مال خودم هست و نظرات هر کسی مربوط به خودش هست و یک ارتباط خوب وقتی معنا پیدا میکنه که ما با درک نظرات هم شروع به موافقت و یا مخالفت کنیم.

دوباره تاکید میکنم من هیچ علاقه ای به تغییر نظرات دیگران به این شکلی که گفتم ندارم و امیدوارم کسانی که این سایت رو میخونند بشکل اشتباه تحت تاثیر این سایت قرار نگیرند چون دوست دارم هر کدوم از ما استقلال فکری خودمون رو داشته باشیم و هم بدون آگاهی درست شروع به نقد و مخالفت نکنیم.

کسی که کابل کربنی رو تست میکنه و نتیجه براش مثبت نیست میتونه نتیجه بگیره این کابل کابل خوبی نیست و همه جا نظرش رو اعلام کنه که من این کابل رو تست کردم اما خوب نبود اما نمیتونه بدون اینکه درست فهمیده باشه من چه نظری دارم و چرا روی این کابل تاکید دارم بیاد بگه اکبری اشتباه میکنه.

میتونه بگه من نظرم اینه اما تا زمانی که نفهمیده چرا من روی کابل کربنی تاکید دارم نمیتونه بگه اکبری اشتباه میکنه.

در مورد ویتوس هم همینه، شما میرید صداش رو میشنوید و با احتمال زیاد با این شرایط دمو میگید صدا خوب نبود اما حق ندارید تا زمانی که درست متوجه نظرات من در مورد ویتوس نشدید بگید اکبری اشتباه میکنه.

شما حس کردید ویتوس صدای خوب نداره، خب کاملا طبیعی است که نظرتون رو عنوان کنید همونجوری که آقای راد نوشتند در نمایشگاه صدای اتاق ای که ویتوس توش بود خوب نبود اما آقای راد نیومد بگه اکبری داره اشتباه میکنه. آقای راد نظر خودش رو در مورد صدایی که از ویتوس شنید گفت و من هم ازشون تشکر کردم.

نظر من با نظر آقای راد در مورد ویتوس متفاوت شد اما نه من گفتم آقای راد اشتباه میکنه و نه آقای راد نظر من رواشتباه قلمداد کرد. نظرات همه ما میتونه کاملا مخالف هم باشه اما کسی حق داره بگه دیگری اشتباه میکنه که اولا بفهمه دقیقا اون آدم چی گفته و دوما بتونه نظر طرف مقابلش رو نقد کنه نه اینکه همینجوری مخالفت کنه.

من دنبال همگرایی نظرات نیستم و ذهنم درگیر این نیست که نظر من درسته و بقیه باید همینجوری فکر کنند نه، چیزی که برای من جذابه اینه که اگر انتقادی از من میشه اون انتقاد از طرف کسی باشه که هم فهمیده دقیقا من چی دارم میگم و هم بتونه با نقد روشن راهی رو برای تفاهم باز کنه.

چیزی که برام اصلا جذاب نیست اینه که من با اظهار نظرات موافقان و مخالفان ای روبرو بشم که هنوز درست نفهمیدند من چی گفتم.

من دیروز از نوشته آقای چینی فروشان خیلی خوشم اومد با اینکه نظر ایشان درست بود و من قبلا نظر دیگری داشتم اما وقتی دیدم مخاطبم فهمیده دارم چی میگم خیلی خوشم اومد.

امیدوارم همه ما قبل از نقد نظرات دیگران و موافقت و مخالفت با اونها اول درست بفهمیم طرف مقابل چی گفته و بعد نقدش کنیم.

Read More

نظر دوست خوبمون جناب آقای مهرداد

سه‌شنبه 18 آگوست 2009
/ / /
Comments Closed

دوست خوبمون جناب آفای مهرداد لطف کردند و نظرشون رو برای من نوشتند، من از این بابت ازشون تشکر میکنم و امیدوارم دوستان دیگر هم اگر نظر و نقدی دارند برای من بفرستند. نوشته زیر متن نامه ایشان هست:

درمورد نظر آقای پوینده
من فکر میکنم نحوه برخورد ایشون یه مسئله شخصی است، اما در مورد بقیه مسائل :
مسلمأ  اونهایی که صدای ویتوس رو نشنیدند نمی تونند نظری بدن ( مثل خود من) ولی من معتقدم :
–   تحقیق ، مطالعه و بررسی زیاد کار بسیار ارزشمندی ونه تنها خیلی ها توان این کار رو بصورت تخصصی ندارند بلکه ممکنه حرفه ای با مسئله برخورد نکنند و وقت کافی  نداشته باشند اون هم درجایی مثل اینجا با این امکانات !!

–  : من از این مسئله که ما راحت وبدون تعارفات و ملاحضات نظر شخصی مون رو ابراز  کنیم استقبال میکنم . درسته که در محیط ما ممکنه درد سر هایی ایجاد کنه ولی بطور کلی (نه نسبی ) ما در خیلی از زمینه ها این مشکل رو داریم که افراد نظر مستقیم و دقیق رو  ( اگر خیلی شخصی هم باشه )  نمیدن .
من از اینکه امیر حسین نظراتش رو راحت و حتی تند میده خوشحالم، حتی اگر با سلیقه من تفاوت کنه یا فرضا مثل هر کسی اشتباه کنه . چون من فکر میکنم وقتی کسی مطالعه  وتحقیق میکنه و عمیقا حرف دلش رو میزنه اون حرف قابل تامل و دارای ارزش هست  حتی اگر من نظر دیگه داشته باشم میتونم از این نظردر جهت کامل کردن فکر خودم استفاده  کنم و یا میتونم فکر کنم که این نظر قابل گسترش ، پیشرفت و کامل شدنه .
البته شایدآقای پوینده  اطلاعاتش زیاد باشه و احتیاجی به دنبال کردن این مطالب نداشته باشه ولی خیلی ازمخاطبان و دوست داران که از اطلاعات افرادی مثل امیر حسین استفاده  میکنند رو نباید فراموش کرد .
من با اینکه سعی میکنم همیشه خیلی خوب هرچیزی رو دنبال کنم ولی بیشتر کارم موسیقی هست و هیچوقت نمی تونم و نباید  های فای  رو  به اندازه کسانی که حرفه ای در این کار  هستند دنبال کنم .
و ارزش وقت و علاقه کسانی که اون رو دنبال میکنند میفهمم ، همون طور که خودم موسیقی  رو دنبال میکنم  .این برای من خیلی مهمه که  گاهی حتی ممکنه مدت ها طول بکشه تا من  اسم برندی مثل ویتوس رو بتونم پیدا کنم و به اون بر بخورم و چیزهای ازش بفهمم  .!
و البته از این موارد وموضوعات خیلی زیاد هست .!
این اطلاع رسانی و آگاهی خیلی ارزشمنده و ربطی به این نداره که حالا من از روی ساده گی  یا تنبلی صرفا از روی نظر کس دیگری مثلا برم وفلان دستگاه رو خریداری کنم . و به فرض  اگر بخوام برم  ویتوس  بخرم باید صداش رو بشنوم و با توجه به سلیقه و سطح دریافتم اون  رو امتحان کنم .  مسئله ای که فکر کنم  امیر حسین از بس بهش اشاره کرده  و زیاد گفته  همه اون رو میدونند .
–  : من قبلا میخواستم مطلبی در باره یکی از معیار های صدا در بین اودیوفیل ها و منتقدین
در فروم بنویسم ولی بد نیست الان بهش اشاره ای بکنم :       نوترالیتی

این مسئله ذهن من رو همیشه بخودش مشغول کرده جدای این مسئله که بنظرم نمیشه  زیاد اون رو به صورت خالص جستجو کرد و فکر کنم بیشتر به ساز های آکوستیک بشه ربطش  داد باید بگم با توجه به سطح دانش من که ۲۵ سال هست دارم موسیقی کارمیکنم و سعی  میکنم بسازم و حرفه ای گوش کنم و از کودکی هم در محیطی بدنیا اومدم که صدای موسیقی  تقریبا حرفه ای تو گوشم نواخته شده ، صدای سازها  اصلا  واحد و مشخص نیست.
تاجایی که من میدونم ما در مورد هر ساز که فکر کنید ده ها درجه  از جنس صدا و ظرافت های صوتی داریم مثلا ما ده ها نوع صدای گیتار فقط نوع نایلون رو در رنگ های صدا و جزئیات مختلف … داریم که فقط اگر سیم رو عوض کنیدمیتونید به تعداد مارک های سیم در بازار  و سایز های سیم و Tension های گوناگون سیم وغیره به تنوع برسید .
بعد وارد مرحله نوع میکرفون ، سلیقه صدا بردار و نوازنده یا آهنگساز در استفاده از تمام  افکت هایی که شاید بشناسید  میشیم ….. و الی آخر . این فقط اشاره ای هست به این تنوع بزرگ.
البته من وجود یه حدود فرضی رو برای طبقه بندی صدا قبول دارم ولی در عمل شاید صدای واحدی  ازیک ساز ویک نوازنده توسط صدابر دار وسلیقه ساخت تغیراتی بکنه که به نظر من این مسئله نوترالیتی کاملا گسترده میشه ونمیتونیم معیار خیلی دقیقی براش پیدا کنیم . ما چندین بار برای آزمایش  صدای گیتار نایلون رو به دفعات در استودیو با دوستان ضبط و پخش کردیم بصورت کوتاه ولی  هیچ وقت اون چیزی که گوش من میشنوه ( اگه خیلی ظریف دقت کنید) با نوع ضبط شده نزدیک نیست حتی در بهترین ضبط ها که ما در رکورد ها خارجی مقایسه کنیم .
پس همیشه یه فیلتری هست و یه تفاوتی ،  و میشه یا بدنبال کمترین تفاوت بود و  یا چیزی که من همیشه خودم شخصاون رو هم در نظر میگیرم” که  :  صدایی رو که میشنویم  به عنوان محیطی مخصوص به خودش در نظر بگیریم ، باتوجه به اینکه میخواد به اصل نزدیک بشه وشرایط استانداردی رو معیار قرار داده ولی در نهایت بقول نقد ادبی رسانه منحصربفردی برای خودش  هست مثل یه عکس خیلی دقیق از چیزی که با فرض حتی شباهت بسیار با خود اون موضوع متفاوت هست . حتی گاهی با توجه به تجربه من بعضی اوقات یه رکورد خوب چون توسط صدابر دار کاملا پالایش  شده از خیلی جهات از صدای زنده بهتر هست( نه از تمام جهات ) گاهی شما در صحنه کنسرت اون تعادل و شفافیت موجود در رکورد رو در تمام جاهای سالن و برای تمام ساز ها ندارید.!
من قبلا می خواستم در این باره بنویسم وجدای این مطلب این پیشنهاد رو بدم که منتقدین  اگر میخوان روی صدای ساز ها شناخت بیشتری پیداکنند بد نیست توی استودیو هم تجربه داشته  باشند تا علاوه بر شناخت بیشتر موسیقی از نحوه تغییرصدا در پروسه ضبط هم مطلع باشند واون روخوب حس کنند . یعنی صدای ویولون واحد نیست ولی صدای یه ویولون خاص رو میشه شنید و دید  بعد از ضبط چه تغییری میکنه و اون فرضا صدای در حافظه رو با صدای رکورد شده اون مقایسه کرد وسنجید . البته هرچه شناخت بیشتر باشه بهتر هست ،  ولی بنظرم منتقد  با تجربه زیاد میتونه صدای کامپوننت ها و خصوصیاتشون رو حتی بدون توجه خیلی زیاد  به  صدای ساز های مرجع تشخیص بده  و صداو خصوصیات خود صدای پخش شده رو ارزیابی کنه
نه موسیقی رو . دقت کنید، که درسته که ما می خواهیم  موسیقی گوش کنیم و به لذت شنیداری عمیق تر  دست پیدا کنیم ( مثل خودم ) ولی به نظر من نقد حرفه ای های فای یا های اند  نقد صداست ( برپایه موسیقی و دریافت اون ) نه نقد موسیقی !

Read More

پاسخ به نقد دوست خوبمون جناب آقای راد مدیریت محترم شرکت جم

یکشنبه 2 آگوست 2009
/ / /
Comments Closed

من بازهم از آقای راد بخاطر نقدشون تشکر میکنم و فکر میکنم چقدر خوب میشد اگر همه کسانی که این سایت رو میخونند انتقاداتشون رو مستقیما با خود من در میان میگذاشتند.

آقای راد یک زحمت دیگه هم کشیدند که اینجا جا داره ازشون تشکر کنم و اونم اینه ایشان تمام عکس هایی که از نمایشگاه مونیخ 2009 گرفتند رو در اختیار من قرار دادند تا اونها رو در سایت بگذارم.

در اولین فرصت عکس ها رو با توضیحاتی که آقای راد دادند در سایت خواهم گذاشت و امیدوارم کمک دوستانی مثل ایشان به حرکت بهتر این سایت کمک کند.

در مورد نظرات آقای راد تا حدی موافقم و البته فکر میکنم نوشته های من در گذشته تا حد زیادی به همه سلیقه ها و جایگاه هر کدوم از صداها توجه داشت اما به مرور زمان نظرات من کمی تغییر وضعیت داشت.

پاسخ به مساله مهمی که آقای راد مطرح کردند کمی نیاز به توضیحاتی داره که فعلا مطرحشون نمیکنم و این موضوع رو به طور کامل در پاسخ به انتقاد دوست خوبمون مهندس پوینده عزیز مطرح خواهم کرد و مشخص میکنم چرا این تغییر بوجود اومد.

در مورد آکوستیک باید بگم طبیعتا حتی در یک فضای بد کامپوننت ها تغییرات زیادی روی صدا اعمال میکنند و صدای یک کامپوننت خوب با یک کامپوننت معمولی تفاوت زیادی داره اما مشکل اینجاست صدای هر دو اینها بعد از یک مدت خسته کننده خواهد بود و شرط لازم لذت شنیداری رو هر دو نقض میکنند. وقتی شرط لازم نقض بشه دیگه چه 300 میلیون بدید چه 1 میلیون نتیجه فرقی نداره. به این موضوع هم بیشتر خواهم پرداخت، فقط کمی صبر کنید اما من معتقدم بدون آکوستیک خوب صدای خوب معنی نداره.

من فکر میکنم میشه از همه منابع اطلاعاتی استفاده کرد اما این کار برای همه ممکن نیست و تا حد زیادی وابسته به تجربه شخص است.

انتخاب ویتوس بر این مبنا شکل گرفت که من دنبال آمپلی فایری بودم که اون چیزهایی که باید رو از نگاه من داشته باشه و در این مسیر از دوستانی کمک گرفتم که میفهمیدند من بدنبال چه چیزی هستم و تونستند تا حدی کمکم کنند. تا حد زیادی هم تحلیل من از پاسخ هایی که داده میشد در تشخیص درستی پاسخ کمکم میکرد و بالاخره ویتوس انتخاب شد.

ویتوس از بین برندهای زیر انتخاب شد:

Aaron Audio – Accuphase – Accustic Arts – Acoustic Reality – Audionet – Ayre – Balabo  Bridge Audio Labs

Behold – Belles – Bladelius Design Group – Boulder – Burmester – Cello – Chord – Classe – Clayton Audio

Conrad Johnson – Dartzeel – Dolan Audio – Dynaudio Arbiter – Edge – Electrocompaniet – Essence Audio

FM Acoustics – Forsell – GamuT – Goldmund – Gruensch – Gryphon – Halcro – Hovland – Jeff Rowland

JMF Audio – Karan Acoustics – Kharma – Klyne Audio Arts – krell – Lavardin Technologies – Lindemann

Linn – Mark Levinson – MBL – McCormack – McIntosh – Meridian – Musical Fidelity – Nagra – Naim

NuForce – Parasound – Pass Labs – Perreaux Audio – Plinius – Rey Audio – Silicon Arts – Simaudio

Soulution Audio – Sovereign Audio – Spectral – Sphinx Lab – Sugden – Symphonic Line – Technical Brain

Tenor Audio – Threshold – Viola Audio Laboratories – VTL – YBA

در مورد این مساله هم در پاسخ بعدی به مهندس پوینده عزیز بیشتر توضیح خواهم داد.

در مورد جایگاه هر رسانه درسته حتی استریو فایل هم جایگاهی برای خودش داره و من قصد ندارم 100 درصد نفی اش کنم و کارکردهای مثبتشو نادیده بگیرم اما فکر میکنم تا این حد تجاری شدن و حمایت از صنعتی که گلی به سر کاربر نزده جای انتقاد داره.

این مساله از هیچ کس پنهان نیست که چقدر همه ما وقت برای یک انتخاب درست گذاشتیم و به نوشته های مجلات اعتماد کردیم اما در عمل پولمون رو دور ریختیم.

استریوفایل غیر از پر کردن جیب سازندگان به اعتماد مخاطبش پاسخ درستی نمیده و به کاربران یاد میده چگونه از توی چاله بیان بیرون بعد بفتند توی چاه.

من باز هم از آقای راد تشکر میکنم و امیدوارم بتونم زحماتشون رو جبران کنم.

Read More

a friendly note…

چهارشنبه 29 جولای 2009
/ / /
Comments Closed

در پاسخ به نوشته من آقای مهندس پوینده عزیز دیروز نامه زیر را برای من فرستادند :

I had the opportunity to go over  Mr. Akbari’s  article on hifi.ir which I presume is  a respond to my previous email  .   Firstly, I would like to clear this out  that I never  intended to offend him or his love for high end audio  and my personal email to him  was  merely a  warning to avoid him of the common mistakes we encounter in evaluating  high end audio gear . I also have no intension   to make this correspondence a  two sided argument  or  a  battle ground for our views and discretion which is out of reader’s patine  .

In respond to his article I would like to outline the followings :

•    As for the importance of having trained  ears for  judgment of music systems  ,  I think it is  a  must !  knowing what sounds good and what does not is easy , most people can tell the difference between excellent and poor sound. But discovering why a product is musically satisfying or not , and the ability to recognize and describe subtle differences in sound quality , are learned skills . Critical listening , the practice of evaluating the quality of audio equipment by careful analytical listening is very different from listening for pleasure. The goal is not to enjoy the musical experience but to determine if a system or component sounds good or bad and what specific characteristics of the sound make it good or bad .  Hours and hours and years of seriously and critically listening to music will make you a critical listener and  that does  not mean you have to be   a musician or a virtuoso .Our knowledge in recognizing timbre accuracy and musicality  is usually attained through long and serious   listening to music . This would definitely train our ears . I myself have made numerous   mistakes in selecting audio equipment just because I lacked enough experience in critical listening .   The audio engineering is a very sophisticated science. A science   in which one has to create the true texture  of a human voice or accurate timbre of  violin or cello by putting together   electronic devises like conductors , capacitors, resistances or …..…. . A very serious task.

•    As for the acoustics, we all know and it  is a proven fact that the   true nature of a   good music system can only be demonstrated in  an acoustically suitable environment . Robert Harley in his book on high end audio   has a nice expression :

“An excellent room can help get the most out of a modest system , but a poor room can make a great system sound mediocre.”

Since the invention of high end audio almost every true and dedicated  audiophile is aware of the importance of good and proper acoustics. The question is only our limitations in creating good acoustics in our living spaces. It would have been excellent  If we had the luxury of constructing an isolated acoustic room   in our household from scratch  but as long as we live in the apartments that our neighbors are constantly fighting with each other on   having Ghormeh Sabzi or Abgoosht for dinner, and the guy upstairs is blowing   his head off   listening to frightening boom box  weird music  and  their kids are constantly running and jumping over our heads the  question of   acoustic becomes  a bit irrelevant.
But I have a point to make :   if a system has flaw and fundamental error in its design  the acoustic can not remove it . In my place which is not acoustically correct room  amps have different design    characteristics and very easy to identify which amp is precise and accurate and  which amp    is not. I myself have experienced this with Amir . The same environment exist for all of    the amps from solid state to tube and  they all sound  differently. This has all to do with basic circuit design of the amps. Just a reminder that the  most expensive interconnects in the world  can not eliminate the design flaw of a system. Can only enhance it!!
As for the Vitus amplifier , Amir has  referred to a musician   in South East Asia who claims that Vitus is great on piano, violin, cello and ….?  With all respect , I think it is  wise to  make our  own judgment about a system and not rely on others. as long as I have acquired enough experience and knowledge and have done hours of critical listening I am entitled to judge.  Just because a classical music lover in another part of the world  is in fond of Vitus  does not mean that I have to AGREE WITH HIM.   I have musician friends that can hardly differentiate between a very mediocre and mid fi sound system with a high end top notch audio gear  but  they are good musicians (  obviously according to the Iranian standards!! )  It is fine , they are also enjoying music and I admire them but musicians with limited experience in high end audio and trained ears can make mistakes too.   I think I have to carefully audition  a music system  before making any  judgment, preferably in an acoustically correct listening room.
In my opinion  and based on my immediate impression VITUS    was not very precise in reproducing music but its   features like  politeness, smooth rendering and  ease was remarkable , definitely not  my choice for a power amp.
There are a lot more to say but it is out of my patience and readers of this article .
I wish Amir the best in his pursue of high end audio and this hobby.  By no means I intended to offend him and just tried to coordinate with him my views on evaluating good sound systems .
Thanks and many hours of good listening .
Cheers,

F.Pooyandeh

Read More

نظرات دوست خوبمون جناب آقای راد مدیر شرکت جم درمورد برخی از مسائل

دوشنبه 27 جولای 2009
/ / /
Comments Closed

جناب آقای راد مدیریت محترم شرکت Jam که نمایندگی هایی از جمله Meridian و Creek را در اختیار دارند لطف فرمودند و برای من نامه ای نوشتند و نظراتشون رو در مورد مسائلی عنوان نمودند.

من همین جا بخاطر این نوشته ازشون تشکر میکنم و خوشحالم که ایشون به من لطف داشتند و نظراتشون رو با من در میان گذاشتند.

چیزی که برای من جذابه و ازش استقبال خواهم کرد اینه که هر انتقادی و هر نظری چه از طرف وارد کنندگان سیستم های صوتی و چه از طرف کاربران مستقیما به خود من گفته بشه و نه پشت سر چرا که هم باعث میشه من مسیرم رو در صورت اشتباه تصحیح کنم و هم اگر کسی از چیزی دلخور شده حرفش رو بزنه و پاسخ منو بشنوه و هم اینکه نظرات همه بیان بشه و سایت حالت تریبون یکطرفه نداشته باشه.

آقای راد در نامه ای که برای من نوشتند بابت نوشتن در این وبلاگ از زحمات من تشکر کردند و در مورد چند نکته توضیحاتی به شرح زیر دادند:

از دو مقاله اخیر آقای اکبری و انتقاد جناب آقای مهندس پوینده راضی نیستم  و معتقدم آقای اکبری باید تنها به فکر این باشند که نظرات خودشون رو عنوان کنند آنهم بدون نگاه سیاه و سفید به مسائل.

نگاه سیاه و سفید به این معنی است که ما یا یک پدیده را بکلی نفی و یا کاملا قبول کنیم و با این نگاه نمیشود به مسائل نگاه درستی داشت چرا که بخاطر سلیقه های متفاوت و نیازهای متفاوت همه پدیده ها مانند مجلات، نظرات تحلیلگران، صدای کامپوننت ها، تکنولوژی های مختلف و … همه و همه هر کدام جایگاهی برای خودشون دارند و خیلی طبیعی است هر کدام از ما بخاطر تفاوت هامون نگاهی متفاوت به یک پدیده داشته باشیم.

مثلا ممکنه من از یک صدایی خوشم بیاد و یکی دیگه از همون صدا خیلی خوشش نیاد و یا ممکنه من دوست داشته باشم Stereophile بخونم و یکی دیگه از خوندنش لذت نبره و یا من دلم بخواد فقط به آمپلی فایرهای لامپی گوش کنم و دیگری از Solidstate خوشش بیاد.

تفاوت نگاه انسان ها بخاطر تفاوت جایگاه پدیده ها و تفاوت خود آدم ها طبیعتا متفاوت خواهد بود و چه خوبه آقای اکبری از دیدگاهی دیگر نظراتشون رو بیان کنند و همه بدونیم این نظر تنها نظر ایشان هست و طبیعی است نظر دیگران با ایشان تفاوت داشته باشد.

یکی از دلایلی که باعث میشه ما برندهای های فای زیادی در دنیا داشته باشیم همین مساله تفاوت سلیقه هاست چرا که اگر قرار بود همه چیز یا خیلی خوب و یا خیلی بد دیده بشه باید همه کمپانی ها به یک شکل رفتار میکردند و همه سیستم ها یکجور صدا میدادند اما در عمل بخاط سلیقه های متفاوت هر شرکتی مشتریان خودشو داره و به بخشی از سلیقه ها پاسخ میده.

طبیعتا آکوستیک خوب تاثیر زیادی روی صدا دارد اما فراموش نکنیم کامپوننت ها هم بسیار موثر هستند و آقای اکبری باید به این موضوع توجه کنند که بیشتر ما کاربران هیچکدام بخاطر محدودیت هایی که داریم نمیتوانیم یک شرایط 100% ایده ال آکوستیکی را برای خودمان مهیا کنیم و مجبوریم با توجه به محدودیت هامون تصمیم گیری کنیم.

برای اظهار نظر باید همه چیز را دید و همه شرایط را در دنیای واقعی در نظر گرفت و نمیشه همه چیز رو بر اساس ایده ال هایی سنجید که امکان اونها در عمل وجود ندارد.

جهت اطلاع دوستان یک لینک با ارزش برای مکان یابی بلندگو در اتاق و راهنمایی در مورد آکوستیک به زبان ساده و قابل پیاده سازی در اکثر اتاق ها اینجا قرار میدهم:

http://www.audiophysic.de/aufstellung/index_e.html

در مورد مجلات هم تا حدودی با نظرات آقای اکبری موافقم اما نمیشه همه مطالب اونها رو بی ارزش شمرد و میشه از نوشته های اونها و تجربیات تحلیلگران مجلات هم بخوبی استفاده کرد و چه خوبه همه به همدیگر و به نظراتمون احترام بگذاریم.

مساله دیگر اینست که آقای اکبری قبل از ورود ویتوس به ایران صدای این آمپلی فایر را نشنیده اند و طبیعی است این انتخاب را بر اساس نظرات کسانی در دنیا داده باشند و این نشان میدهد که ایشان هم به نقد های کسانی در دنیا وابسته هستند (البته نه مجلات).

من شخصا صدای ویتوس را بهمراه بلندگوهای German Physiks در نمایشگاه امسال Munich High-End 2009 شنیده ام و زیاد با نظر آقای اکبری در مورد صدای ویتوس موافق نیستم. البته صدا در یک اتاق کوچک 4 متری دمو شده بود؟!! و طبیعی است اگر شرایط دمو ایده ال میشد حتما نظرم در مورد ویتوس فرق میکرد.

در مورد همه برندها هم همین گونه است و وقتی شرایط دمو ایده ال شود نظرات ما تفاوت خواهد داشت اما مساله اینست که حتی در نمایشگاه معتبری مانند مونیخ هم به هیچ وجه شرایط ایده ال رعایت نمیشود و ما واقعا نمیتوانیم در مورد همه قضاوت هایمان 100% اطمینان داشته باشیم.

در مورد نظر آقای مهندس پوینده در مورد اینکه شنونده حتما باید با سازها و موسیقی آشنایی داشته باشد موافق نیستم و معتقدم شناخت صدای خوب بصورت پیش شرط نیازی به سواد آکادمیک موسیقی و نواختن ساز ندارد و آنچه مهم هست تجربه و ممارست شخص شنونده هست اما فکر میکنم آگاهی از موسیقی و نوازندگی میتواند کمکی در جهت درک صدای خوب باشد.

من در مجموع همه راه ها را برای اینکه درست تصمیم بگیریم و به قضاوت صحیحی در مورد صدای کامپوننت ها برسیم ارزشمند میدانم و البته هر کدام از آنها جایگاهی خاص برای خودشون دارند و مهم اینست که ما با آگاهی بتوانیم از همه پتانسیلها مانند نظرات دوستان، تست های مجلات، حضور در نمایشگاه ها، تجربیات شخصی و … کمک بگیریم.

به امید روزی که بتوانیم همدیگر را بیشتر تحمل کنیم! و از نظرات و تجربیات هم بیشتر بهره بگیریم.

با تشکر

Read More