تطبیق امپدانس در ارتباطات انسانی

تطبیق امپدانس در ارتباطات انسانی

چهار شنبه 19 می 2010
/ / /

تطبیق امپدانس (Impedance Matching) در الکترونیک به این معنی هست که امپدانس دیده شده از طرف سورس با امپدانس بار برابر (در حالت مختلط ZS = *ZL باشه یعنی قسمت مختلط امپدانس که به سلف و خازن برمیگرده هم علامت نباشند اما برابر باشند) باشه تا ما بیشترین توان رو از سورس به بار ZL منتقل کنیم.

در بحث تئوری امواج الکترومغناطیسی هم ما دقیقا چنین مساله ای رو داریم و اگر امپدانس خط انتقال موج با امپدانس بار تطبیق نداشته باشه بخشی از موج برمیگرده و همین مفهوم در تئوری انتشار موج صوتی هم وجود داره و یک هورن همانند ترانسفورمر کارش تطبیق امپدانس هست.

من فکر میکنم میشه تو روابط انسانی هم از جهتی موضوع رو به این شکل دید، البته با کمی تغییر در تعریف مفهوم Matching که اگر کمی صبر کنید براتون توضیح بیشتری میدم 😉

این نوشته به هیچ شخص خاصی مربوط نمیشه و من فقط سعی کردم با یک دید کاملا مثبت روابط خودم و سایتم رو با مخاطبان و دوستانم نقد کنم، امیدوارم این نوشته رو به حاشیه هایی که اخیرا ایجاد شده مربوط نکنید (اون حاشیه ها تموم شده و من تمامی کامنت ها و نوشته های قبلی مرتبط با اون حاشیه ها رو پاک کردم) چون موضوعی که الان میخوام در موردش بنویسم از مدتها قبل تو ذهنم بود. عملکرد سایت من هم در شکل ادبیات تند نوشتاری و هم در نوع ارتباطش نیاز به نقد داشت که فکر میکنم الان وقتش باشه.

فکر میکنم طرح این موضوع برای شما هم میتونه جالب باشه تا نگاهی دوباره داشته باشید به روابط خودتون با دیگران 😀

سلامن علیکم

سایت من بازتاب آنچه در ذهن من میگذره هست و این نوشته ها به شکلی بر مخاطبان سایت تاثیر میگذاره.

فراموش نکنیم وقتی قراره نوشته های کسی نقد بشه باید بدونیم ما با دو مساله روبرو هستیم :

یکی خود نوشته هست که بازتاب ذهن نویسنده هست و اسمش میشه اثر و دیگری فضای ذهن مخاطب و کلا فضایی که یک اثر اونجا تاثیر میگذاره هست.

مثلا من فکر میکنم آمپلی فایر برند X آمپلی فایر خوبی نیست و میام مینویسم این آمپلی فایر به این دلایل خیلی درپیت هست.

ما میتونیم این نظر رو نقد کنیم و با آوردن دلایلی بگیم این نظر درست نیست و یا برعکس اون نظر رو تایید کنیم.

مساله دیگه ای که میشه بهش فکر کرد اینه که این نظری که اکبری داده چه تاثیری به فضای ارتباط گذاشته، مثلا آیا فروشنده اون کالا خیلی ناراحت شده و باعث شده از اکبری دلخور بشه و یا کسی که اون آمپلی فایر رو خریده از اینکه چنین نوشته ای رو خونده دلسرد شده؟

اکبری نظراتی داره، نه فقط در مورد کامپوننتها بلکه در مورد مجلات ، در مورد فروشندگانی که تو تهران فعالند و …

هر کسی از نگاه من حق داره نظرش رو بیان کنه فارغ از تاثیری که قراره تو فضای مخاطبان بگذاره و من اصلا باور ندارم نویسنده باید حتی به اندازه اپسیلونی اونچه در ذهنش میگذره رو بخاطر فضای دریافت سانسور کنه.

بنابراین هر کسی حق داره در مورد چیزی که دوست داره نظر بده و بدون توجه به فضای دریافت نظرش رو اعلام کنه اما از نگاه من نظراتی ارزش داره که شرایط زیر رو رعایت کرده باشه :

  1. صداقت و شفافیت کاملا رعایت بشه، از نگاه من کوچکترین تحریف و دروغی کاملا نظر رو بی ارزش میکنه و هر نظری باید دقیقا انعکاس باور ذهنی نویسنده باشه (این شرط مهمترین شرط هست)
  2. این نظر وابسته به منافع (بقول کانت رها از بهره و سود) ، خواسته ها و یا Complex های ذهنی (مثل عصبانیت و یا برتری جویی برای ساختن جایگاهی برای خودمون و …) ما نباشه
  3. تسلط و اطلاعات کافی از چیزی که قراره در موردش نظر بدیم داشته باشیم و خودمون دقیقا فهمیده باشیم چی داریم میگیم

فراموش نکنید من معتقدم آدم ها در قسمت شرط سوم حق دارند اشتباه کنند و من خیلی روی شرط سوم به اندازه شرط اول و دوم تاکید نمیکنم اما به هر حال میشه کاری کرد تا امکان اشتباه در برآورده شدن شرط سوم به حداقل برسه.

من به این چهارچوبی که اشاره کردم معتقدم و بر همین مبنا به نظرات دیگران توجه میکنم، هر کسی حق داره از طریق ایمیل ، تلفن و یا کامنت در سایتم نظرش رو به من اعلام کنه و من بدون هیچ سانسوری کامنتش رو درج میکنم و اگر لازم بدونم بهش جواب میدم.

مثلا اگر کسی معتقده بیشتر نظرات اکبری اشتباه هست من به نظرش 100 درصد احترام میگذارم ، شاید اولش کمی از شنیدنش دلخور بشم اما واقعیت اینه نظرات آدمها محترمه و من بهشون احترام میگذارم البته به این شرط که سه شرط بالا رو برآورده کنند. مشکل از نگاه من وجود نظرات مخالف نیست چون واقعا ما به تعداد آدمها میتونیم نظرات متفاوت داشته باشیم و منم سعی نکردم فکر خودم رو بکنم تو ذهن همه اما مشکل در بیشتر مواقع به برآورده نشدن سه شرط بالا برمیگرده.

خود من تمام سعی ام این بوده نظراتم کاملا این سه شرط رو برآورده کنند و نخواستم نظرات مخالف رو پنهان و یا سانسور کنم و یا دنبال این نبودم که همه مثل من فکر کنند.

نوشته های سایت من بخاطر صراحت زیادش گاهی تو ذهن برخی از دوستان سرزنش شد، مثلا پست مخاطب کم هوش و یا زیر صفر فرض کردن سواد فروشنده ای که یک برند سوئیسی رو می آورد و یا شوت فرض کردن کسی که بجای ASR میره آکوفیض میخره 😀 و …

من راستش خنده ام میگیره این نوشته هام رو میخونم ، البته این نظرات من که زیادی تند و ناخوشایند بنظر میاد از نگاه من هر سه شرط بالا رو برآورده میکنه (البته پست مخاطب کم هوش کمی شرط دوم رو میبرد زیر سوال چون کمی عصبانی نوشتمش) اما تاثیر خوبی روی فضای مخاطبان نداره.

متاسفانه و یا خوشبختانه ذهن من کارکردی بدون فیدبک داره، دقیقا مثل Audio Note و همونطور که میدونید فیدبک معنی اش اینه ما خروجی رو بسنجیم و به شکلی به ورودی اعمال کنیم. من ذهنم خروجی نوشته رو که همون تاثیر بر فضای مخاطب هست رو هیچوقت نمیسنجه و اونرو به به ورودی اعمال نمیکنه تا وضعیت تصحیح بشه.

میدونید فیدبک منفی با تصحیح ورودی دیستورشن رو میاره پایین اما از Gain (میشه gain رو اینجا به صداقت و شفافیت تشبیه کرد) کم میکنه، ذهن من چون بدون فیدبک کار میکنه متاسفانه گاهی دیستورشن خروجی اش تو فضای ارتباط خیلی میره بالا و خیلی ها بدجور از دستم شاکی میشن و عده ای هم پیش خودشون فکر میکنند حتما این نوشته ها به منظور خاصی نوشته میشه.

(ایرادی که به مجلات میگیرم اینه که خروجی اونها فیدبک خیلی بالایی داره وگرنه خیلی نمیشه گفت اونها دارند فقط دروغ تحویل مردم میدن)

اما چرا وضعیت اینجوره، آیا بهتر نیست اکبری مثل آدم بنویسه (البته آدم به معنایی که اکثریت محافظه کار تعریف میکنه) و تنش درست نکنه؟

آیا بهتر نیست کمی سنجیده تر و محترمانه تر و بهتر بنویسه تا کسی از دستش دلخور نشه؟

به هر حال ما تو یک فضای فرهنگی خاص زندگی میکنیم (بقول کسی که میگفت ما ایرانیها با تعارف حرف هامون رو میزنیم) و نمیشه بگیم ما به خروجی کاری نداریم و آیا بهتر نیست اکبری این موضوع رو بفهمه؟

من کاملا قبول دارم محافظه کارانه تر نوشتن و استفاده از فیدبک تنش و دیستورشن رو میاره پایین و هم احترام بیشتر میشه و هم دلخوری و ناراحتی کمتر اما اجازه بدید بگم چرا من بدون فیدبک و صریح مینویسم.

اول اینکه من دوست دارم تصور کنم مخاطبم مثل خودم هست و دارم با یکی مثل خودم ارتباط برقرار میکنم و چون من فضای بدون فیدبک رو بیشتر دوست دارم سعی میکنم اینجوری برم جلو و میدونم این تصور که مخاطبم مثل من هست خیلی به ندرت به واقعیت نزدیک میشه.

من میدونم استفاده از کلمه درپیت و یا صفر فرض کردن سواد یک فروشنده میتونه از محبوبیت نوشته هام کم کنه و راه رو برای انتقادهای بیشتری باز کنه اما من به نظرات دیگران زیاد اهمیتی نمیدم چون نه دنبال fan جمع کردن هستم و نه دنبال پول درآوردن از این راه.

کلا دنبال جایگاهی برای خودم نیستم، بقول شاعر “رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار”، البته استفاده از این نوع ادبیات به این معنی نیست که من از ناراحت کردن کسی خوشحال میشم، نه ، من واقعا متاسف میشم از اینکه این نوع نوشته ها با فضای های فای ایران جور درنمیاد و قلبا دوست ندارم کسی از نوشته هام ناراحت بشه.

اما دوستان من، من خیلی برای های فای هزینه دادم و خیلی راه ناهمواری رو طی کردم و همیشه دلم میخواست یک اکبری مانندی (بدون فیدبک و صریح) وجود میداشت که (برخلاف مجلات با فیدبک زیاد) کمکم میکرد از این برزخ های فای بیام بیرون، من به رومی بینهایت احترام میگذارم و دستش رو میبوسم حتی اگر تو انجمنش بنویسه “اکبری تو خیلی شوتی، برو گم شو”.

میدونید چرا ؟ چون من عاشق یادگیری هستم نه دنبال اینکه رومی چه جور شخصیت ای هست و یا چه ادبیاتی داره.

میدونید من چه فضایی رو در ارتباط دوست دارم؟

من دوست دارم در فضایی باشم و بنویسم که مخاطبانم هم از جنس من باشند، بقول یکی که میگفت بهشت جایی برای همه روح های آشناست (آشنا به معنی نزدیک و شبیه به هم هرچند لغت شبیه خیلی مطلب رو نمیرسونه).

من دوست داشتم اعتماد کنم، همونجور که دوست دارم به من اعتماد داشته باشند و دوست داشتم رها از بهره بنویسم همونجور که دوست دارم هر نویسنده ای رها از بهره بنویسه و دوست داشتم عاشقانه بنویسم همونجور که دوست دارم هر نویسنده دیگری عاشقانه بنویسه اما امپدانس سورس برخلاف خواسته من بیشتر اوقات با امپدانس بار یکی نبود.

من Zs رو میشناختم و تصورم این بود مخاطبم هم Zl اش برابر Zs هست اما واقعیت اینه خیلی جاها این برابری نبود و من با پیش فرضی که داشتم اعتماد کردم، البته این موج های برگشتی به من ثابت کرد فضای های فای ایران خیلی تطبیق خوبی با امپدانس سورس نداره 😀 .

اکبری میگه مرغ یک پا داره و روند حرکت همینه که دوست داره، من هنوزم دوست دارم تصور کنم این تطبیق امپدانس وجود داره چون اینجوری راحت تر مینویسم.

هر کسی میتونه نظراتش رو همه جا عنوان کنه و دنبال مخاطبی باشه که باهاش آشناتره و بهتر باهاش ارتباط برقرار میکنه و یا با دوستانی به گفتگو بشینه که باهاش هم عقیده ترند و میتونه از نوع نوشته های من انتقاد کنه اما من تغییری توی امپدانس سورس نمیدم تا با امپدانس بار تطبیق پیدا کنه هرچند سعی ام رو میکنم هم صراحت ام رو از دست ندم و هم کمترین تنش رو بوجود بیارم.

به همه هم پیشنهاد میکنم اگر سه شرط ای که گفتم رو رعایت کنند دنبال این نباشند که فلان دوست یا فلان مخاطب از حرف یا نوشته شما خوشش میاد یا نمیاد، خودتون باشید چون بالاخره دوست یا مخاطبی پیدا میشه که از جنس شما باشه. رومی هم همینطوره و دنبال مخاطب جمع کردن نیست، بهتره همه خودشون باشند و کاری رو که دوست دارند انجام بدهند فارغ از قضاوت دیگران اما همیشه اون سه شرط رو براورده کنند…

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*