دینامیک و تونالیته صدا با سیستم خارما ویتوس دی سی اس اسکارلاتی

دینامیک و تونالیته صدا با سیستم خارما ویتوس دی سی اس اسکارلاتی

یکشنبه 19 دسامبر 2010
/ / /

دیشب جاتون خالی ساعاتی پیش آقای کیهانی بودم و رفته بودم اونجا بعد از مدتها موسیقی گوش کنم.

من واقعا دوست داشتم بعد مدتها اونجا موسیقی گوش کنم و نرفته بودم اونجا ببینم صدا چه جوریه چون صدای اون سیستم رو شنیده بودم و فقط دلم میخواست چند تا از آلبوم هایی که دوست دارم رو اونجا بشنوم.

یکی از اون آلبوم هایی که خیلی برام جذابه آلبوم Amused to death راجر واترز هست که سه تا از Track های آخرش رو من بارها و بارها هم تو خونمون و هم جاهای دیگه شنیدم و نشستم بجای دقت کردن در صدا به این سه Track گوش دادم.

انگار موقع شنیدن هر آهنگ زمان کش میومد و احساس ام این بود در کل زمان پخش آهنگ مغز با موسیقی در ارتباط بود و این کششی که در موسیقی راجر بود خیلی بهم حال داد، صدا روح داشت و زنده بود و راجر واترز شنونده رو غرق موسیقی اش میکرد.

کش اومدن زمان رو میشه به برقراری بهتر مغز با موسیقی ربط داد هر چند مطمئن نیستم دقیقا چرا چنین حسی داشتم اما کلا وضعیت جالبی بود و اون ارتباط حسی بین شنونده و موسیقی به بهترین شکلش برقرار بود.

ویتوس قلب تپنده صدایی بود که میشنیدم و دینامیک صداش با خارما فوق العاده بود، تو بعضی آهنگ ها نفس آدم حبس میشه و احساس میکنید صدای یک سیستم نمیتونه بهتر از این تو شاخص دینامیک تو اتاق نفس بزنه. تو ناحیه پایین بقول alex ( یکی از اعضای Audiogon) صدا یک اکتاو پایین تر از همه لامپی هایی بود که شنیدم و مهم تر اینکه فرکانسهای پایین دینامیک ای درست و Vibrant داشتند و این دینامیک تو ناحیه پایین رو لامپ ها با این بلندگوهای موجود نمیتونند به شما بدهند.

من قبلا نوشته بودم یک سیستم نباید خطایی داشته باشه که شنونده رو در درازمدت آزار بده و حالا مهم نیست چقدر تو شاخص هایی کم میاره اما کلا باید بتونه کاری کنه که شنونده در درازمدت دچار مشکل نشه. یکی از خصوصیات ویتوس درست بودن تونالیتش هست و ساختار هارمونیکی صدا با افزایش فرکانس یا افزایش دامنه تن هم صحیح پخش میشه و هم تغییر حالت نداره. این خصوصیت رو بیشتر ترانزیستوری ها ندارند و تو فرکانسهای بالا یا با roll off کردن مشکل رو حل میکنند و یا با کمی جیغ و فوروارد شدن اما ویتوس از پایین تا بالا مثل یک لامپی خوب (مثل Audio Note ) صداش بعد (بعد نه به معنای عمق تصویر در جهت عمود بلکه به معنی داشتن فضایی سه بعدی بر هر ساز) داشت با حالتی Airy و Bloomy و نه تنها با افزایش انرژی فرکانسهای بالا فوروارد نمیشد بلکه هم گسترش فرکانسی رو داشت و هم کاملا مخملی و صحیح اون فرکانسها رو پخش میکرد.

ما همیشه یک trade off بین سرعت پاسخ دهی با Tonal Richness داریم و بلندگوهایی مثل منگر و Quad که سرعت پاسخ دهی بهتری دارند و صدا رو زنده تر پخش میکنند از لحاظ هارمونیکی Richness و Color کمتری دارند و بقول مایک بیشتر صداشون به سمت تلویزیون سیاه سفید میره تا یک تلویزیون رنگی (البته مایک این تشبیه رو برای مقایسه ترانزیستور و لامپ بکار برده بود) و همه ما میدونیم بلندگوهایی مثل ویلسون یا ESP نمیان با فدا کردن harmonic structure به پاسخ سریع برسند اما بلندگوهایی هستند که از اون طرف به ایده ال نزدیک میشوند و خارما و مارتن از جمله اون بلندگوهایی هستند که سرعت پاسخ دهی سریع تری دارند اما سعی میکنند تو  مسیر تکاملشون ساختار هارمونیکی بهتری داشته باشند.

این سیستم تو موسیقی هایی که ریتم و دینامیک صدا با شنونده ارتباط برقرار میکنه و خیلی وابسته به تونالیته نیست (مثل همین راجرواترز و سوپر ترمپ)  صدا رو به حد تمام و کمال عالی پخش میکنه و تو موسیقی های آرومی که داینامیک نقش کمتری داره (مثل شجریان یا ووکال دایانا) اما تونال نقش اساسی تری داره پاسخ خوبی داره اما نه به خوبی پاسخش تو دینامیک، البته فراموش نکنید این شاخص خیلی هم وابسته به آکوستیک است و هم برق سیستم و هم سورس دیجیتال.

در مقابل بلندگوهایی مثل ESP و امپ ها و سورس هایی مثل Audio Note میان اون طرف خط می ایستند و به شما تونالیته Rich تر  و Colorful تری میدن اما تو سرعت پاسخ دهی و یا دینامیک کمی عقب تر می ایستند.

چیزی که برای من جالب بود این بود که دیدم مغز من اول به صحیح بودن (خطا نداشتن) تونالیته واکنش نشون میده (تو این شاخص سینگل های کم توان خیلی  خیلی بهتر از پوش پول های پرتوان هستند) ، بعد به تونالیته تو ماکرو (که صدای سیستم کمی White و bright بود اما برای من خیلی مهم نبود) ، بعد به دینامیک صدا (اول ماکرو و بعد میکرو که بی نظیر بود) و بعد به richness تونال (میکرو که خوب بود اما به خوبی داینامیکش نبود و من معتقدم ما نیاز به آکوستیک بهتر ، مکان بلندگوی بهتر، برق بهتر و کابل های بهتری داشتیم) و ویتوس و خارما این اجازه رو به مغز میدادند که تو این مسیر تا وسط های آخرین حلقه بره جلو و این خیلی برای من جذاب بود که یک سیستم مبتنی بر سورس دیجیتال و آمپ ترانزیستوری تا این حد به شنونده از رکورد اطلاعات میده.

صدا تو time domain شفافیتی رو ارائه میکرد که اطلاعات راحت شنیده میشد و احساس سردرگمی و محو شدن اطلاعات توش نبود و بقول مهندس پوینده اون پتویی که روی بلندگوی خیلی هاست اینجا نبود( راستی همین دوشنبه ساعت 7 میرم ببینم مهندس پوینده عزیز چه خبرهایی از های فای برام دارند، مهندس مخلصیم 1000 تا، این همبرگرها دارند وارد دور جدیدی میشوند و ممکنه کار دست من بدهند چون منم کمی علاقه مند شدم دوباره … خل بازی های فای رو شروع کنم) .

دیشب چند تا تست جالب هم انجام دادیم اونم استفاده از RTA آقای کیهانی بود (این RTA توسط میکروفن آی پد و یک نرم افزار تحلیل گر فرکانسی پیاده سازی شده بود) برای پاسخ فرکانسی اتاق و طبق گفته جیم اسمیت اول یک جای خوب برای نشستن شنونده پیدا کردیم و بعدش سعی کردیم با جابجایی بلندگو پاسخ اون نقطه رو بهتر کنیم ، البته دیر وقت بود و وقت نشد خیلی با مکان بلندگو بازی کنیم اما نکته ای که جالب بود این بود که با پینک نویز تو همه نقاط و با همه جابجایی هایی که انجام دادیم ما یک افت انرژی نزدیک فرکانس 4 کیلو هرتز داشتیم و یک افزایش انرژی تو فرکانس های ما بین 5 تا 10 کیلو هرتز.

من اولش حدس زدم این افزایش انرژی بین 5 تا 10 کیلو به کلیپ کردن سیگنال تو ورودی ویتوس (بخاطر 6 ولت بودن خروجی دی سی اس) برگرده که این حدس اشتباه بود و حدس بعدی ام پاسخ فرکانسی خود خارما بود (تو بیشتر گزارشات صدای خارما کمی white توصیف شده) هرچند اصلا مطمئن نیستم دقیقا دلیلش چیه چون نه میکروفن کالیبره بود و نه ما هیچ ایده ای از پاسخ اتاق داشتیم و من هم تجربه ای روی آنالیز اتاق با RTA نداشتم.

اگر با یک RTA پاسخ فرکانسی اتاق رو ببینید متوجه میشید اینکه من اینهمه روی پاسخ آکوستیک تاکید دارم دلیلش چی هست و خیلی راحت متوجه میشید  شرایط آکوستیکی معمول اتاق چقدر روی پاسخ فرکانسی تاثیر میگذاره (براحتی بین 10 تا 20 دی بی نوسان دامنه ایجاد میکنه و این در حالیه که گران ترین بلندگوها تفاوتشون از نظر پاسخ فرکانسی با ارزان ترین بلندگوها به 2 دی بی هم نمیرسه)  و این پاسخ درست نمیشه مگر با درست کردن آکوستیک و پیدا کردن مکان مناسب برای بلندگو و انتخاب بلندگوی مناسب بر مبنای اون آکوستیک.

من از آقای کیهانی بخاطر پذیرایی گرمشون تشکر میکنم، راستش این صدا خستگی روز رو از تن آدم درمیاره و این سه تا آهنگ راجر واترز فوق العاده تر از تصور ما از صدای یک سیستم دریچه ای رو بروی شما باز میکنه که تابحال جایی تجربه اش نکردید.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*