تحلیل سیستمها Reviews

نقد گذشته شماره 2

پنجشنبه 18 جولای 2013
/ / /

خوبه که گذشته رو نقد کنم اینم دومیش.

تحلیلی نوشتم از منگر سال 1385 :

 

تحلیل سیستم – Shanling & Manger

 

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

سیستم در محیط استودیوی آوین آوا دمو شد و فضای آکوستیکی در ولوم متوسط پاسخ خوبی داشت البته برای ناحیه فرکانسهای پایین چندان مناسب نبود. اسپیکر های شرکت منگر از تکنولوژی خاصی بنام MSW بهره میبرند و کل ناحیه فرکانسی از ۱۵۰ هرتز تا ۳۰ کیلو هرتز فقط با یک درایور MSW با پاسخ فازی خوب و سرعت پاسخ دهی زیاد پوشش داده میشود. از ۱۵۰ هرتز به پایین توسط درایورهای معمولی با تابش مستقیم استفاده میشود و کل بلندگو فقط از یک کراس آور در فرکانس ۱۵۰ هرتز استفاده میکند. هرچقدر تعداد کراس آورها کمتر و طراحی آنها بهتر باشد و نیز پاسخ فاز درایورها همخوانی بیشتری داشته باشد صدای Coherent تری خواهیم داشت. صدای منگر از لحاظ تمرکز در Stage و یکدست بودن شکل Stage در نواحی فرکانسی عالیست. در مورد MSW بیشتر توضیح خواهم داد چرا که حرفهای جدیدی برای گفتن دارد. الکترونیک سیستم Shanling بود، این کمپانی چینی میباشد اما از نظر من یکی از بهترین انتخابها در محدوده قیمت پایین است.

باید بگم تجربه صدای منگر کاملا یک تجربه جدید برام بود و صدای اون شباهتی به بلندگوهای معمولی نداشت. قبل از تحلیل صدا بهتره در یک جمله مهمترین مشخصه رو بگم و اون اینه که صدا بیشترین شفافیت رو با جزئیات کامل در حالتی کاملا نرم و راحت با بافتی یکدست و پیوسته در ناحیه وسط و بالا داشت. احساس کردم صدا خیلی به من نزدیکه بدون حالت گنگ و مبهم. صدا فوق العاده زنده و طبیعی بود و احساس انرژی مثبت رو به شنونده میداد. منگر بلندگوی Musical ای هست و صداش در ترکیب با Tube خوب هست. علی رغم پیشنهاد منگر برای استفاده از سیستم های با پهنای باند زیاد tube خوب جواب میده و در ناحیه وسط صدای خوبی داریم. مدل ۱۰۳ منگر برای دادن یک باس خوب نیاز به فضای بزرگتر و یک Power بهتر داشت اما فضا این اجازه رو نمیداد. منگر نیاز به جریان دهی خیلی بالا نداره و حداکثر با یک Power دو Stage راه میفته و این مزیتی است برای دوست داران Tube.

از نظر من منگر احتیاج به کابل اسپیکر خوب و تا حدی Upstream خوب داره تا پتانسیلش کامل مشخص بشه. سیستم در ناحیه بالا کمی roll off داشت که به الکترونیک برمیگشت اما همین roll off صدای دیجیتال رو شنیدنی تر میکرد (نگفتم Matching چقدر مهمه) . منگر کمی در بازه فرکانسی کاراکتر داره و کاملا Neutral نیست و شما احساس باز بودن صدا رو زیاد حس نمیکنید (بر خلاف ۳way ها که Complex Music رو راحت با جداسازی کامل ارائه میدهند) و البته مشخصه صدا هنگام انتقال از کراس آور تغییر میکنه و این نشون میده جنس صدای MSW با درایور ناحیه پایین خیلی همخوانی نداره و ما احساس عدم پیوستگی در ناحیه کراس آور داریم. منگر نیاز داره تا این دو یونیت رو بهتر به هم پیوند بده.

مهمترین مشخصه صدای منگر در ایجاد حس شنیداری اون هست که به گوش من خیلی خوب بود. این بلندگو در صورت سازگاری با الکترونیک Upstream در طولانی مدت خستگی کمی داره و گوش میتونه ساعتها از شنیدن اون لذت ببره.

پیشنهاد میکنم به منگر گوش کنید. آلمانیها با این اسپیکر حرف تازه ای زدند. با تشکر از آقای امیدوار بخاطر دموی خوبشان.

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

با پاسخ فازی خوب: منظور از این خوب بودن همپارچگی پاسخ تو کل ناحیه پاسخ درایور هست

این کمپانی چینی میباشد اما از نظر من یکی از بهترین انتخابها در محدوده قیمت پایین است: شاید الان که با برندهای بیشتری آشنا شدم و صداهای دیگری شنیدم عبارت بهترین رو کمی با تخفیف بیان کنم و این جمله رو باید در زمان خودش سنجید که واقعا اون موقع انتخاب ها محدود تر بود اما هنوزم معتقدم شانلینگ به قیمتش انتخاب خوبیه هر چند من سالهاست صدایی ازش نشنیدم.

صدا بیشترین شفافیت رو با جزئیات کامل در حالتی کاملا نرم و راحت با بافتی یکدست و پیوسته در ناحیه وسط و بالا داشت: شاید بهتر بود بجای عبارت شفافیت میگفتم شفافیت در استیج که همون مفهوم فوکوس رو میرسوند و حالت نرم هم بیشتر به کل صدا برمیگشت و خصوصا آمپ و سورس که تیوب بودند.

منگر بلندگوی Musical ای هست و صداش در ترکیب با Tube خوب هست :  الان کمی نظرم در مورد میوزیکال بودن خصوصا بحث میکرو فرق کرده ، اون موقع شنیدن اون صدا برام جذاب بود احتمالا الانم خوشم بیاد اما حداقل درک من از مفهوم میوزیکال بودن تو این سالها کمی مشخص تر شده و شایدم کمی سخت گیرانه تر.

منگر نیاز به جریان دهی خیلی بالا نداره و حداکثر با یک Power دو Stage راه میفته و این مزیتی است برای دوست داران Tube : فکر کنم این جمله تا حدی مورد شک باشه و مدل های بالاتر منگر نیاز به جریان دهی بهتری دارند.

 ما احساس عدم پیوستگی در ناحیه کراس آور داریم. منگر نیاز داره تا این دو یونیت رو بهتر به هم پیوند بده: شاید با اومدن ASR این موضوع بهتر شده و مشکل از آمپ بوده نمیدونم چون جدیدا هم تجربه ای داشتم که نشون میداد بای امپ کردن میتونه کاراکتر پایین رو کمی با بالا تغییر بده.

بنظرم تحلیل خوبی بود اونم تو سال 1385 و تنها نکته ای که نیاز به بررسی بیشتر داشت موضوع میکرو بود که با آپ استریم بهتر میشد در مورد منگر نظر داد.

مطمئنا تعصبی روی نوشته هام ندارم و یکی یکی سعی میکنم اونها رو نقد کنم.

خوش باشید

Read More

دینامیک و تونالیته صدا با سیستم خارما ویتوس دی سی اس اسکارلاتی

یکشنبه 19 دسامبر 2010
/ / /

دیشب جاتون خالی ساعاتی پیش آقای کیهانی بودم و رفته بودم اونجا بعد از مدتها موسیقی گوش کنم.

من واقعا دوست داشتم بعد مدتها اونجا موسیقی گوش کنم و نرفته بودم اونجا ببینم صدا چه جوریه چون صدای اون سیستم رو شنیده بودم و فقط دلم میخواست چند تا از آلبوم هایی که دوست دارم رو اونجا بشنوم.

یکی از اون آلبوم هایی که خیلی برام جذابه آلبوم Amused to death راجر واترز هست که سه تا از Track های آخرش رو من بارها و بارها هم تو خونمون و هم جاهای دیگه شنیدم و نشستم بجای دقت کردن در صدا به این سه Track گوش دادم.

انگار موقع شنیدن هر آهنگ زمان کش میومد و احساس ام این بود در کل زمان پخش آهنگ مغز با موسیقی در ارتباط بود و این کششی که در موسیقی راجر بود خیلی بهم حال داد، صدا روح داشت و زنده بود و راجر واترز شنونده رو غرق موسیقی اش میکرد.

کش اومدن زمان رو میشه به برقراری بهتر مغز با موسیقی ربط داد هر چند مطمئن نیستم دقیقا چرا چنین حسی داشتم اما کلا وضعیت جالبی بود و اون ارتباط حسی بین شنونده و موسیقی به بهترین شکلش برقرار بود.

ویتوس قلب تپنده صدایی بود که میشنیدم و دینامیک صداش با خارما فوق العاده بود، تو بعضی آهنگ ها نفس آدم حبس میشه و احساس میکنید صدای یک سیستم نمیتونه بهتر از این تو شاخص دینامیک تو اتاق نفس بزنه. تو ناحیه پایین بقول alex ( یکی از اعضای Audiogon) صدا یک اکتاو پایین تر از همه لامپی هایی بود که شنیدم و مهم تر اینکه فرکانسهای پایین دینامیک ای درست و Vibrant داشتند و این دینامیک تو ناحیه پایین رو لامپ ها با این بلندگوهای موجود نمیتونند به شما بدهند.

من قبلا نوشته بودم یک سیستم نباید خطایی داشته باشه که شنونده رو در درازمدت آزار بده و حالا مهم نیست چقدر تو شاخص هایی کم میاره اما کلا باید بتونه کاری کنه که شنونده در درازمدت دچار مشکل نشه. یکی از خصوصیات ویتوس درست بودن تونالیتش هست و ساختار هارمونیکی صدا با افزایش فرکانس یا افزایش دامنه تن هم صحیح پخش میشه و هم تغییر حالت نداره. این خصوصیت رو بیشتر ترانزیستوری ها ندارند و تو فرکانسهای بالا یا با roll off کردن مشکل رو حل میکنند و یا با کمی جیغ و فوروارد شدن اما ویتوس از پایین تا بالا مثل یک لامپی خوب (مثل Audio Note ) صداش بعد (بعد نه به معنای عمق تصویر در جهت عمود بلکه به معنی داشتن فضایی سه بعدی بر هر ساز) داشت با حالتی Airy و Bloomy و نه تنها با افزایش انرژی فرکانسهای بالا فوروارد نمیشد بلکه هم گسترش فرکانسی رو داشت و هم کاملا مخملی و صحیح اون فرکانسها رو پخش میکرد.

ما همیشه یک trade off بین سرعت پاسخ دهی با Tonal Richness داریم و بلندگوهایی مثل منگر و Quad که سرعت پاسخ دهی بهتری دارند و صدا رو زنده تر پخش میکنند از لحاظ هارمونیکی Richness و Color کمتری دارند و بقول مایک بیشتر صداشون به سمت تلویزیون سیاه سفید میره تا یک تلویزیون رنگی (البته مایک این تشبیه رو برای مقایسه ترانزیستور و لامپ بکار برده بود) و همه ما میدونیم بلندگوهایی مثل ویلسون یا ESP نمیان با فدا کردن harmonic structure به پاسخ سریع برسند اما بلندگوهایی هستند که از اون طرف به ایده ال نزدیک میشوند و خارما و مارتن از جمله اون بلندگوهایی هستند که سرعت پاسخ دهی سریع تری دارند اما سعی میکنند تو  مسیر تکاملشون ساختار هارمونیکی بهتری داشته باشند.

این سیستم تو موسیقی هایی که ریتم و دینامیک صدا با شنونده ارتباط برقرار میکنه و خیلی وابسته به تونالیته نیست (مثل همین راجرواترز و سوپر ترمپ)  صدا رو به حد تمام و کمال عالی پخش میکنه و تو موسیقی های آرومی که داینامیک نقش کمتری داره (مثل شجریان یا ووکال دایانا) اما تونال نقش اساسی تری داره پاسخ خوبی داره اما نه به خوبی پاسخش تو دینامیک، البته فراموش نکنید این شاخص خیلی هم وابسته به آکوستیک است و هم برق سیستم و هم سورس دیجیتال.

در مقابل بلندگوهایی مثل ESP و امپ ها و سورس هایی مثل Audio Note میان اون طرف خط می ایستند و به شما تونالیته Rich تر  و Colorful تری میدن اما تو سرعت پاسخ دهی و یا دینامیک کمی عقب تر می ایستند.

چیزی که برای من جالب بود این بود که دیدم مغز من اول به صحیح بودن (خطا نداشتن) تونالیته واکنش نشون میده (تو این شاخص سینگل های کم توان خیلی  خیلی بهتر از پوش پول های پرتوان هستند) ، بعد به تونالیته تو ماکرو (که صدای سیستم کمی White و bright بود اما برای من خیلی مهم نبود) ، بعد به دینامیک صدا (اول ماکرو و بعد میکرو که بی نظیر بود) و بعد به richness تونال (میکرو که خوب بود اما به خوبی داینامیکش نبود و من معتقدم ما نیاز به آکوستیک بهتر ، مکان بلندگوی بهتر، برق بهتر و کابل های بهتری داشتیم) و ویتوس و خارما این اجازه رو به مغز میدادند که تو این مسیر تا وسط های آخرین حلقه بره جلو و این خیلی برای من جذاب بود که یک سیستم مبتنی بر سورس دیجیتال و آمپ ترانزیستوری تا این حد به شنونده از رکورد اطلاعات میده.

صدا تو time domain شفافیتی رو ارائه میکرد که اطلاعات راحت شنیده میشد و احساس سردرگمی و محو شدن اطلاعات توش نبود و بقول مهندس پوینده اون پتویی که روی بلندگوی خیلی هاست اینجا نبود( راستی همین دوشنبه ساعت 7 میرم ببینم مهندس پوینده عزیز چه خبرهایی از های فای برام دارند، مهندس مخلصیم 1000 تا، این همبرگرها دارند وارد دور جدیدی میشوند و ممکنه کار دست من بدهند چون منم کمی علاقه مند شدم دوباره … خل بازی های فای رو شروع کنم) .

دیشب چند تا تست جالب هم انجام دادیم اونم استفاده از RTA آقای کیهانی بود (این RTA توسط میکروفن آی پد و یک نرم افزار تحلیل گر فرکانسی پیاده سازی شده بود) برای پاسخ فرکانسی اتاق و طبق گفته جیم اسمیت اول یک جای خوب برای نشستن شنونده پیدا کردیم و بعدش سعی کردیم با جابجایی بلندگو پاسخ اون نقطه رو بهتر کنیم ، البته دیر وقت بود و وقت نشد خیلی با مکان بلندگو بازی کنیم اما نکته ای که جالب بود این بود که با پینک نویز تو همه نقاط و با همه جابجایی هایی که انجام دادیم ما یک افت انرژی نزدیک فرکانس 4 کیلو هرتز داشتیم و یک افزایش انرژی تو فرکانس های ما بین 5 تا 10 کیلو هرتز.

من اولش حدس زدم این افزایش انرژی بین 5 تا 10 کیلو به کلیپ کردن سیگنال تو ورودی ویتوس (بخاطر 6 ولت بودن خروجی دی سی اس) برگرده که این حدس اشتباه بود و حدس بعدی ام پاسخ فرکانسی خود خارما بود (تو بیشتر گزارشات صدای خارما کمی white توصیف شده) هرچند اصلا مطمئن نیستم دقیقا دلیلش چیه چون نه میکروفن کالیبره بود و نه ما هیچ ایده ای از پاسخ اتاق داشتیم و من هم تجربه ای روی آنالیز اتاق با RTA نداشتم.

اگر با یک RTA پاسخ فرکانسی اتاق رو ببینید متوجه میشید اینکه من اینهمه روی پاسخ آکوستیک تاکید دارم دلیلش چی هست و خیلی راحت متوجه میشید  شرایط آکوستیکی معمول اتاق چقدر روی پاسخ فرکانسی تاثیر میگذاره (براحتی بین 10 تا 20 دی بی نوسان دامنه ایجاد میکنه و این در حالیه که گران ترین بلندگوها تفاوتشون از نظر پاسخ فرکانسی با ارزان ترین بلندگوها به 2 دی بی هم نمیرسه)  و این پاسخ درست نمیشه مگر با درست کردن آکوستیک و پیدا کردن مکان مناسب برای بلندگو و انتخاب بلندگوی مناسب بر مبنای اون آکوستیک.

من از آقای کیهانی بخاطر پذیرایی گرمشون تشکر میکنم، راستش این صدا خستگی روز رو از تن آدم درمیاره و این سه تا آهنگ راجر واترز فوق العاده تر از تصور ما از صدای یک سیستم دریچه ای رو بروی شما باز میکنه که تابحال جایی تجربه اش نکردید.

Read More

Kharma Grand Exquisite, Vitus SL-101 Pre, SM-101 Power, dCS Scarlatti

شنبه 27 فوریه 2010
/ / /

Abooali-kharma-System

عکس بالا مربوط به سیستم صوتی جدید آقای ابوعلی هست شامل بلندگوی گرند رفرنس خارما ، ویتوس و سورس دی سی اس.

Abooali-Vitus-System

نمای نزدیک تر از سورس دی سی اس و پری پاور ویتوس.

Abooali-dCS-System

قبل از هر چیزی جا داره از آقای ابوعلی و پذیرایی گرمشون تشکر کنم، به من که خیلی خوش گذشت در کنار آقای ابوعلی و دیگر دوستان حاضر :

Friends

اینم چند تا عکس دیگه از نمایشگاه CES آقای ابوعلی :

ویلسون الگزاندریا II مشکی در عکس پایین دیده میشه . این بلندگو واقعا زیباست …

Alex-II

اینم سیستم پنج و یک خانگی ویلسون و مارک لوینسون :

Abooali-System-I

Abooali-System-II

Abooali-System-III

این آخری مگی 20.1 هست که صدای بینهایت با ارزشی در مقابل قیمتش داره.

سیستم تازه شروع به کار کرده بود و آقای ابوعلی سی دی Break-in خود خارما رو برای مدت نزدیک به 24 ساعت گذاشتند تا سیستم کار کنه و من چیزی که میشنیدم نیاز به کارکرد بیشتری داشت.

فکر میکنم دوست دارید در مورد صدا حتی در همین شرایط هم بدونید و من سعی میکنم یه چیزهایی بنویسم. بلندگو خیلی بزرگتر از اون چیزی هست که در عکس میبینید و هم عمق خیلی زیادی داره و هم ارتفاع بلندی، مثل گریفون ترایدنت از دی اپو لیتو استفاده کرده (میدونم الان آقای رحمانی از اینکه من این دو تا رو گذاشتم کنار هم خیلی شاکی میشه، البته صدای این دو بلندگو خیلی با هم متفاوته و من فقط به دی آپولیتو بودنشون اشاره کردم) و مثل همه 3way و 4way های خوب در هر سه ناحیه فرکانسی پاسخی Open و راحت داره. بنظر من گرفتگی صدا حتی بیشتر از بلندگو به ویتوس برمیگشت و بنظر من ویتوس به زمان خیلی بیشتری نیاز داشت تا بشه مثل ویتوسی که پیش شهرام هست و حتی بعد از سه ساعت هم صدا گرچه کمی بهتر بود اما کاملا احساس Dynamic Compression در صدا بود. خارما صدایی کنترل شده و fast داشت و حتی با آکوستیک غیر ایده ال انرژی اضافه ای که گوش میشنید کم بود. خارما صدایی زنده و Light داره با حالتی Smooth و البته بقول جاناتان والین کمی white . این سرعت در رندر کردن (مثل بلندگوهای الکترواستاتیکی Soundlabs) باعث میشه ما چیزهایی رو بشنویم که مثلا در ویلسون نمیشنیدیم اما در مقابل حساسیت به Upstream افزایش پیدا میکنه و نیاز به انتخاب دقیق Upstream داریم. من که خیلی به برق اهمیت میدم و فکر میکنم سیستم های high resolution و دقیق برای رسیدن به پاسخی Smooth و balance نیاز به برق خوب دارند. مثلا تنها Solidstate ای رو که به quad میزنند ASR هست که منبع تغذیه اش  تا قبل از output Stage باتری هست و با این Power Supply های وابسته به برق شهر واقعا نمیشه به Quad هیچ Solidstate ای رو غیر از ASR زد.

(راستی بگم با ویتوس صحبت کردم در مورد AC regenerator که بهم گفت در فکر این موضوع هست اما الان وقتشون اجازه نمیده، راستی دو تا ویتوس دیگه هم داره میاد که یکیش با Coltrane دمو خواهد شد. رومی فعلا مثل اینکه از PurePower خوشش اومده اما من فکر میکنم شاید بشه با ویتوس به نتایج جالبی رسید.)

آقای ابوعلی منتظر ورود بلندگوی Marten Design Supreme هستند و ویتوس رو با مارتن match خواهند کرد و در فکر یک آمپلی فایر برای خارماشون هستند. بنظر خودشون Tenor 350 گزینه مناسبی میاد از این جهت که هم صدای گرمی داره و هم در خیلی از نمایشگاه ها به توصیه خود خارما با این بلندگو دمو شده. من هم فکر میکنم خود خارما با شاخص کمی White بودنش با آمپلی فایرهای گرم تر صدای بالانس تری بده.

یکی از دوستان حاضر در جمع بنام آقای کیهانی (یک وقت با آقای شهرام کیهانی اشتباه نگیرید) چند تا آلبوم گذاشتند که واقعا زیبا بود ، اسم آلبوم ها رو ازشون میپرسم و اینجا مینویسم، راستی ایشان به تازگی Marten Design Coltrane Black Pearl Limited Edition سفارش گذاشتند که آقای رحمانی گفتند مارتن قول داده این سفارش رو زودتر از سوپرمی بفرسته. من همیشه گفتم حاضرم تضمین کنم اگر کسی دنبال صدای Real باشه با دو برابر قیمت Coltrane Black Pearl هم نمیتونه صدایی بهتر از مارتن بشنوه. اثباتش ناممکنه اما بهتره این موضوع رو از من باور کنید.

پری ویتوس یک آپشن تنظیم آفست داشت که مشکل 6 ولت دی سی اس رو حل کرد، روی 3.0- دی بی تا 5.7 ولت رو قبول میکرد و روی 4.5- دی بی تا 6.7 ولت رو که یه تست با دوستان گرفتیم که در حالت 5.7 ولت صدا بنظر ولوم بالاتری داشت اما Agressive تر و Mechanical تر شده بود. دلیل این موضوع همون Clip کردن سیگنال هست که وقتی بالای 5.7 ولت بریده میشه صدا اون دینامیک راحت رو از دست میده و نمیشه به صدا ولوم داد.

رومی میگه اتاق هم روی دینامیک صدا تاثیر میگذاره و برای همینه تو یک نقطه خوب بلندگو، میشه خیلی راحت تر به صدا ولوم داد و احساس میکنید صدا با همه بلندی راحته و آزار دهنده و فوروارد نیست.

من فکر میکنم این سیستم رو خیلی زود شنیدم (تقصیر خودم شد، آدم این جور مواقع خیلی دلش میخواد زود بره ببینه چه خبره) البته دوستان دیگر خیلی از شفافیت و وضوح بالای صدا متعجب بودند اما برای من مهمترین شاخص پارامترهای میکرو هست که نمیشه قبل از break-in در موردشون حرف زد.

مثل همیشه تکرار میکنم ویتوس صدایی فوق العاده زیبا داره که در ماکرو نه Warm , Sweet هست و نه cold ، یعنی در ماکرو بدون کاراکتر هست اما صداش دوست داشتنی و حسی هست مثل Audio Note … مفهوم Emotional در Level های بالاتر درک میشه و توضیحش شاید خیلی راحت نباشه اما با شنیدن سینگل اندد Audio Note شاید بتونید بفهمید معنی Emotional بودن یک صدا چیه چون Audio Note حسی ترین صدایی بود که شنیدم. فراموش نکنید یک آمپلی فایر لامپی (من تو ایران غیر از Audio Note آقای فاطمی از هیچ آمپلی فایر لامپی دیگری صدایی Emotional نشنیدم) خوب برای پاسخ فول رنج نیاز به بلندگوی هورن داره و حتی در این حالت هم رومی معنقده هر درایور هورن رو به یک کانال بزنه (یعنی همه کانالها رو یک آمپلی فایر درایو نکنه) ، لامپ ها برخلاف ترانزیستور سورس ولتاژ هستند و برای درایو نیاز به بلندگوی با حساسیت خیلی بالا و امپدانس بالا دارند تا جریان زیادی از اونها کشیده نشه. برای 2way و پاسخ محدود میشه از همین Direct Radiator های Audio Note استفاده کرد اما برای پاسخ فرکانسی Full Range فقط باید رفت سراغ هورن. دلیل عدم تاکید زیاد من روی آمپلی فایر Audio Note بخاطر نبود بلندگوی مناسب در بازار برای اونه. عملا بازار مجبورمون میکنه به صدای Real علاقه نشون بدیم چون برای صدای Emotional راه های زیادی نداریم (تعداد بلندگو سازان هورن با درایور کاغذی از تعداد انگشتان دست هم کمتره اما برای direct radiator بیش از 100 برند بلندگو ساز داریم و تعداد برندهایی که سینگل اندد لامپی درست حسابی تولید میکنند از تعداد انگشتان دست هم کمتره اما تولید کنندگان ترانزیستور بالای 100 تا برند میشه). اگر بازار در مسیری منطقی حرکت میکرد و یا حداقل در هر دو وجه ماکرو و میکرو به یک اندازه برند خوب وجود میداشت من زمان بیشتری رو برای بخش میکرو یعنی Emotional میگذاشتم.

مونوبلاک ویتوس نیاز به یک کابل مستقیم برق (به همراه یک گراند مناسب) از کنتور داره چون مجموعه تا 4.4 کیلو وات میتونه برق مصرف کنه و باس خارما هم نیاز به چنین کابل برق مستقیمی داره تا همه پتانسیلش مشخص بشه.

آقای ابوعلی باز هم مرسی، به ما که خیلی خوش گذشت مبارکتون باشه، در ضمن تا ریموت نرسیده به این کیهانی هم دیگه نگید بیاد اونجا چون خیلی اسباب زحمته 🙂

Read More

سیستم صوتی آلن

شنبه 2 ژانویه 2010
/ / /

من منتظرم تا دوست خوبمون آقای آلن عکس ای از سیستم شون برام بفرستند.

من زیاد شنیدم که گفته شد اکبری به سیستم های گران علاقه داره و چرا در مورد سیستم های ارزان نمینویسه و باید از سیستم های ارزان هم تعریف کنه و سایت رنج بیشتری از مخاطبان رو در نظر بگیره. همه که پول آنچنانی ندارند تا برند Vitus و ASR بخرند و عده ای هم زیر 5 میلیون میتونند سیستم جمع کنند و اکبری باید به این بخش هم توجه داشته باشه.

منم همیشه میگفتم وقتی میبینم خیلی از سیستم های حتی 10 میلیونی صداش فرقی با ضبط های توی جمهوری نداره پیش خودم میگفتم چرا کاربر رو وسوسه کنم بره پولش رو هدر بده، همون ضبط سونی کارش رو راه میندازه و زمانی باید از صدا تعریف کرد که اون سیستم واقعا صداش فرق داشته باشه و من واقعا قبل از سیستم دوست خوبمون آلن از یک سیستم زیر 7 میلیون صدایی که بخوام در موردش بنویسم نشنیدم.

این سایت با مجلات فرق داره، اونها از NAD همونقدر تعریف میکنند که از یک آمپلی فایر خوب اما من تجارتی راه ننداختم که بخوام از NAD هم تعریف کنم.

من کاری رو انجام میدم که دوست دارم و بر مبنای نگاه خودم حرکت میکنم ، البته دلیل نداشتن صدای خوب در قیمت های پایین میتونه عواملی چند داشته باشه که مهمترین اونها فروشندگان بازار های فای هست.

وقتی برند درست حسابی وارد نمیشه و زمانی که کاربران بدنبال برندهایی هستند که مجلات بهشون ستاره میدن وضعیت همینی که هست. من قبلا برای ست ارزان Audio Note Zero آقای فاطمی رو پیشنهاد داده بودم و قرار بود ست های دیگری رو معرفی کنم که هیچوقت این فرصت رو نداشتم هرچند یه چیزهایی رو اینجا معرفی کردم :

http://forum.hifi.ir/viewtopic.php?f=26&t=260&p=1453&hilit=creek#p1453

جالبه بدونید آرمن عزیز برندهایی رو تو قیمت های پایین پیدا کرده که جای تامل داره و میشه اونها بررسی کرد مثل برند ولوت :

http://www.valvet.de/en/

و البته لینک های زیر رو هم آرمن عزیز فرستاده :

http://www.gemmeaudio.com/page2/Products.html

http://www.polyfusion.us/prod/prod.html

من بعد از اینکه خیالم از آمدن برخی برندها راحت شد میرم سراغ برندهای خوب ارزان.

برگردیم به سیستم آلن

آلن یکی از دوستان آرمن هست که من بتازگی با ایشون آشنا شدم ، یک جوان علاقه مند که تونستند زیر 7 میلیون یک صدای خوب بشنوند.

باید بهشون تبریک بگم چون فاصله صدای سیستمشون از سیستم های معمول زیر 10 هزار دلار خیلی بیشتره.

جالبه بدونید هیچ کدوم از کامپوننت هایی که ایشان دارند در بازار ایران نمایندگی نداره و بشکل های دیگری وارد ایران شده و این مساله نشون میده فروشندگان صنف های فای تنها کاری که بلدند اینه که برندهای خوب رو وارد نکنند؟!!!!

سیستم آلن بشرح زیر بود :

Sony X7 ESD CD Player

Audio Research LS9 Solidstate Preamplifier

Threshold SA/20M 120 w/c Solidstate Class A Power Amplifier

BBC Rogers Studio 7 Loudspeaker

Van Den Hul 110 Pro XLR Interconnect

HiDiamond Reference Speaker Cable

من از آلن عزیز بخاطر پذیرایی گرمش تشکر میکنم و خوشحالم که صدای سیستمش رو شنیدم.

سیستم آلن صدای معقول و خوبی داشت تا حدی که دوست داشتید باهاش موسیقی گوش کنید و من نقطه قوت اون سیستم رو در وهله اول بلندگوی بی بی سی میدونم و بعد Matching خوب اون بلندگو با آمپلی فایر Class A ترشهولد و در انتها هم سورس سونی. آمپلی فایر Class A هم کنترل خوبی رو بلندگو داشت و هم صدای خوبی از بلندگو در می اورد و در مجموع صدا راحت و شنیدنی بود.

بلندگوی بی بی سی صدای خاصی داشت که خیلی به شنونده احساس Ease ، نزدیکی Immediately و Coherency رو القا میکرد، بقول آرمن صدا منقطع نبود و حالتی یکنواخت داشت.

صدای دایانا تو این بلندگو بیشتر حسی بود تا تداعی کننده وضوح بالا و بلندگو داینامیک خوبی داشت بشکلی که شنونده احساس Compress و یا گرفتگی در جریان صدا رو نداشت.

صدا جریانی راحت داشت و توجه شنونده رو به خودش جلب نمیکرد هرچند هر سیستمی تو این رنج قیمت محدودیت هایی هم داره اما چیزی که قبلا هم گفتم و مهم هست اینه که اون سیستم اجازه بده ما به موسیقی گوش کنیم و سیستم آلن این کار رو میکرد.

یکی از چیزهای جالب این بلندگو این بود من تو دو سه تا آهنگی که شنیدم احساس نکردم صدا در بخشی از ناحیه فرکانسی کمی جلوتر Forward تر و یا عقب تر هست و اون Coherency در بازه فرکانسی حس میشد و این حس رو داشتم که صدا از یک نقطه داره پخش میشه و کاملا یکنواخت و راحت هست.

آرمن قبلا کمی بلندگو رو جابجا کرده بود و در همین جلسه هم لرزه گیر هایی رو زیر Pre گذاشت که خیلی صدا رو بهتر کرد، هم دینامیک و حالت Airy بودن بیشتر شد و هم ووکال از حالت تو دماغی در آومد و البته لرزه گیر پاسخش روی Power معکوس بود که حدس زدیم باید پاور ها از روی Rack بیان پایین و بعد لرزه گیر رو تست کنیم.

میشد با جابجایی بیشتر بلندگو ناحیه پایین بلندگو رو هم تیون کرد و شایدم چند تا دیفیوزر روی سقف وضعیت رو خیلی بهتر میکرد.

دوستان بدونند یک Design درست در هر قیمتی صدای خوبی خواهد داد (رومی هم به ایم موضوع معتقده) و اگر Design درست نباشه حتی تو قیمت های بالا هم همیشه یه جای کار میلنگه. این بلندگو و آمپلی فایر بنظر من طراحی خوبی داشتند و تو این رنج قیمت صدایی میدادند که واقعا جزو صداهای خوب ای که من شنیدم بود.

من که از آلن میخوام از همین سیستم لذت ببره و یک وقت بلندگوی خودش رو با این بلندگوهای تو بازار عوض نکنه.

من همیشه گفتم که اگر برای سیستم های گران اینهمه سروصدا میکنم نباید این ذهنیت پیش بیاد که همه باید وضعیت مالی آنچنانی داشته باشند تا از صدا لذت ببرند و فقط یه جور علاقه در خود من هست که برای چیزهایی که دوست دارم بیشتر مطلب مینویسم.

من از صدای سیستم آلن لذت بردم و فکر میکنم دوستان بجای اینکه از بخواهند در مورد سیستم های ارزان بنویسم باید از فروشندگان بخواهند که برند خوب وارد کنند.

همیشه تکرار میکنم :

لذت بردن از موسیقی خیلی ربطی به صدا و سیستم صوتی نداره، صدای خوب خیلی ربطی به قیمت های بالا و کامپوننت خوب نداره ، کامپوننت خوب هم ربطی به چیزهایی که فروشندگان تو ایران وارد میکنند نداره.

Read More

ASR Emitter I Exclusive, dCS Elgar, Wilson Alexandria

پنجشنبه 17 دسامبر 2009
/ / /

نمیدونم چند سال پیش بود، دو سال پیش یا سه سال پیش که قرار شد ASR Emitter به ایران بیاد تا صدایی از منگر دربیاره که حق منگر رو ادا کرده باشه.

خبر خوبی بود وقتی شنیدم آوین آوا از ASR نمایندگی گرفته و تو ذهنم این بود که وضعیت صدا میتونه با این حرکت تکونی بخوره و راهی باز بشه برای آمدن برندهایی درست حسابی بجای برند هایی که با ستاره های مجلات به ایران میان و ارزش ای ندارند.

قبلا در زمینه آمپلی فایر برندهایی که اساتید فروشنده وارد بازار ایران کرده بودند تقریبا هیچکدوم (غیر از Audio Note) یک چیز استثنایی نبودند و اگر هم برخی از اونها صدای خوبی میدادند قیمتاشون بالای 50 هزار دلار بود اما با ورود ASR و Vitus خیلی از معادلات تغییر کرد.

من قبلا هم این تضمین رو داده بودم که اگر این دو برند وارد ایران بشوند دیگه کسی سراغ خرید چیزهای دیگری نخواهد رفت و یا ASR خواهد خرید و یا Vitus .

صدای ASR رو با ویلسون الگزاندریا (نه در شرایط خوب) شنیدم و لازمه کمی در موردش بنویسم.

من معتقدم ASR Emitter یک محصول استثنایی است و قبل از توصیف صدای اون مخاطبم باید بدونه هیچ آمپلی فایری در ایران (غیر از ویتوس) نمیتونه تو هیچ کلاس قیمتی با اون رقابت کنه البته اگر آمپلی فایری مثل سری های بالای Burmester یا Krell قابل رقابت باشند قیمت هاشون از 70 هزار دلار میزنه بالا.

ASR Emitter صدایی بسیار عمیق با طول و عرض تصویر نا محدود داره و از نگاه من این خصوصیتش کاملا وابسته به تغذیه باطری هست و مینی مال بودن طراحیش که از سه طبقه مدار بیشتر استفاده نمیکنه.

اگر محدودیت آکوستیکی نداشته باشید ASR عین طول و عرض تصویر آنچه روی رکورد هست رو به شما میده و همه سازها در این فضای بزرگ هر کدوم جای خودشون رو دارند بدون احساس به هم خوردگی.

خب ما تصویر بسیار خوبی داریم که همه سازها تو جای خودشون و بشکلی واقعی چیده میشوند. اون حس Reality که هری پرسون بهش اشاره داره ما همین تصویر نامحدود این آمپلی فایر هست که شما حس میکنید تو فضای اجرا قرار گرفتید.

این خصوصیت ASR خیلی حال میده و با برق خرابی که داریم آمپلی فایر های دیگه به سختی میتونند تا این شاخص با ASR رقابت کنند چون مهار کردن وضعیت برق کار خیلی سختی هست و ASR با باتری تونسته ابعاد تصویر رو به شکلی کاملا واقعی نشون بده.

این خصوصیت برای حس شنیداری در وهله اول خیلی جالب هست هرچند در درازمدت هم به اعتقاد من چنین حضوری میتونه به آرامش شنونده کمک کنه اما این خصوصیت کاملا مثل Micro Dynamic تو Level3 جا نمیگیره و بیشتر در Level2 جا میگیره.

صدای ASR در ماکرو چیزی کم نداره و طعم صداش بقول دوستمون Sweet هست و کمی dark مثل مارک لوینسون قبلی شهرام.

من در ماکرو چیز بیشتری برای صدا با ASR متصور نیستم چون تو همه شاخص های ماکرو مثل Macro Dynamic ، ریتم و پایداری حرکتی، گسترش فرکانسی ، کنترل ضربات ، صدای بدون لبه Edge ، شفافیت در مقایسه با بقیه ترانزیستوری ها این آمپلی فایر چیزی کم نمیگذاره و شنونده رو عاشق خودش میکنه.

صدا round و بدون لبه هست و حالتی Smooth و Sweet داره و از صدا مثل Audio Research 610 فضایی گرم اما داینامیک میسازه که شنونده رو بدون آزاری وارد فضای موسیقی میکنه یعنی این آمپلی فایر سطح Level2 رو میگذرونه و به ابتدای Level3 میرسه که در این Level شاخص های میکرو مهم میشوند.

صدای ASR بینظیره برای همه کسانی که در ایران صدا میشنوند چون کمتر کسی بین این شنوندگان Level های بالای 2 رو تجربه میکنه و قیمتش هم با توجه به کیفیت صداش بی نظیره ، شاید بهتر باشه بگم وحشتناکه.

کسی تو ایران به اندازه من صدا نشنیده، منظورم اینه صداهای مختلف رو به اندازه من نشنیده پس بهتره به من اعتماد کنید و باور کنید تو رنج قیمتی ASR باید ASR بخرید مگر اینکه اونقدر شوت باشید که فروشنده دیگری مختون رو از کار بندازه و برید مثلا آکوفیض بخرید، پس معطل نکنید و همین حالا به آوین آوا زنگ بزنید.

تا به این لحظه ASR فروش خیلی خوبی داشته و خوشحالم آوین آوا پاسخ اعتمادش رو به من گرفته اما چیزی که الان من بدنبالش هستم ورود برندی بنام Tidal هست که با ASR دمو بشه.

بگذارید بی پرده حرفم رو بزنم ، شنوندگانی که ASR رو با منگر شنیدند معتقدند ASR پتانسیل خیلی بیشتری در خودش نهفته داره و منم دقیقا معتقدم ASR میتونه با بلندگویی مثل tidal صدایی خیلی فراتر بده. مشکل اینجاست که این شرکت تصمیمی مبنی بر آوردن Tidal نداره، نمیدونم شاید غرورش اجازه نمیده به حرف من گوش کنه و فکر میکنه بهتره مستقل عمل کنه.

به هر حال جدا از تنش هایی که همیشه در رابطه من با فروشندگان تو ایران وجود داشته چیزهایی هست که من دوست دارم اتفاق بیفته، من هیچ سود مادی از فروش ویتوس، مارتن،  ASR یا Tidal بدست نمیارم اما خیلی دوست دارم کسانی که مشتری این شرکت هستند صدای ASR رو با tidal و کابلهای Argento بشنوند چون در اون صورت این شرکت یک از بهترین صداهایی که تو کل دنیا شنیده میشه رو در ایران دمو خواهد کرد و مطمئنا مشتریان بیشتری به جمع مشتریان این شرکت اضافه خواهد شد.

من بدون در نظر گرفتن منافعی برای خودم از منافع هر شرکتی که در راستای نگاه ام حرکت کنه حمایت میکنم و تا به این لحظه هم همه سعی ام این بوده که ویتوس و ASR رو جایگزین بقیه آمپلی فایرها کنم اما انتظارم اینه این شرکت اگر با آوردن ASR نتیجه خیلی عالی گرفته در همین راستا Tidal رو هم وارد ایران کنه، مطمئنا خیلی فراتر از تصورش نتیجه خواهد گرفت، من تضمین میکنم Tidal با ASR و Argento نه تنها یکی از بهترین صداها خواهد بود بلکه بازار موفقی هم خواهد داشت.

ادامه دارد …

Read More

Vitus Vitus Vitus …

شنبه 12 دسامبر 2009
/ / /

سلام به دوستان خوبم

میدونید که من چند وقتی هست که کمی گرفتار کارهام هستم و کمتر وقت میشه از صدا بنویسم و خب جای نگرانی نیست چون تجربه نشون داده بعد از چند هفته کمتر نوشتن جبرانش میکنم.

باید از آقای کیهانی همون دوستی که خارما و ویتوس داره تشکر کنم چون دیشب تستی رو ترتیب دادند و من تو همون سیستم دی سی اس اسکارلاتی و ویتوس صدای بلندگوی مکس رو شنیدم.

من تا به این لحظه ویتوس رو تو سیستم های زیر شنیدم :

سورس Audio Research CD7 ، بلندگوی ویلسون مکس

سورس dCS Elgar ، بلندگوی ویلسون الگزاندریا (با ASR و Vitus هردو)

سورس dCS Scarlatti ، بلندگوی خارما (با Mark Levinson و Vitus هردو)

سورس dCS Scarlatti ، بلندگوی ویلسون مکس

جالبه بدونید صدای ASR Emitter I رو هم با ویلسون الگزاندریا البته نه در شرایط خوب در کنار ویتوس شنیدم و در سیستم آقای کیهانی هم قبل از ورود ویتوس مارک لوینسون رو تجربه کرده بودم.

همه این تست ها یک چیز رو ثابت میکنه اونم اینکه هیچ آمپلی فایر Solidstate ای در دنیا نیست که صدایی به زیبایی ویتوس بده و اون حس و حال Emotion ای که در صدای Vitus هست رو من نه تنها در هیچ Solidstate ای ندیدم بلکه در هیچ آمپلی فایر لامپی دیگری هم غیر از Audio Note ندیدم.

در بحث Level های شنیداری گفتم در Level های بالاتر صدا emotional تر میشه و شنونده ارتباط حسی تری برقرار میکنه و هر چه بیشتر میگذره من خودم از شنیدن صدای Vitus بیشتر تعجب میکنم.

قبلا بین دوستان این بحث بود که اگر صدای سیستم آقای کیهانی خیلی عجیب هست بخاطر اینه که همه اجزا بسیار عالی هستند اما من با شنیدن مکس در همون سیستم به این باور رسیدم Emotional بودن اون صدا تنها و تنها به ویتوس بر میگرده و نه به دیگر اجزاء البته در مورد تفاوت مکس با خارما هم خواهم گفت.

شنیدن صدای ویتوس مساوی است با تعجب کردن، از شفافیتش بگی، از Grain Free بودنش بگی، از اون طراوت و Sparkle بگی ، از Bass سه بعدی و عمیقش بگی ، از 3D بودن Vocal اش بگی ، از Emotion و Bloom صداش بگی ، از دینامیک نامحدودش بگی …

این آقا ویتوس یک چیز عجیب غریب هست که باید حداقل یکبار هم که شده اونرو شنید.

اما در مورد تفاوت مکس با خارما :

این آقا مکس صداش نیاز به فضای بزرگتری داشت اما وقتی بجای خارما اومد منو یاد حرف مهندس پوینده انداخت که گفت این صداها در مقایسه با صدای خارما انگار یک پتو روشون انداختی!

اما کمی صبر کنید، ویلسون اولش کمی سرد بود چون یکسالی کار نکرده بود و بتدریج بهتر شد و حالت نرمال تری پیدا کرد اما طبیعتا نمیتونست تو شاخص Refinement و وضوح با خارما رقابت کنه.

میشه به صدای ویلسون عادت کرد و ازش لذت برد فقط تنها ایرادش اینه هم فضای خوبی میخواد و هم Place کردن بلندگوهاش (شاید بخاطر پورتد بودنش) کمی سخت هست.

خارما صداش خیلی متفاوت بود تا اون حد که خیلی نمیشد در مورد تفاوت هاشون بگیم چون نوع این دو صدا با هم کاملا متفاوت بود.

ویلسون مکس و حتی الگزاندریا تیپ صدای خودشونو دارند و من صدای 8 و مکس و الکس رو دوست دارم البته با فرض داشتن شرایط خوب آکوستیکی و Placement خوب.

Presence صدای خارما غیر از Realness بیشتر در ماکرو حالتی Airy داشت که دقیقا حس میکردید این بلندگو داره هوا رو جابجا میکنه و حالتی سه بعدی داره اما مکس در شرایط ای که دمو شد این حالت رو نداشت و هم صداش Flat تر بود و هم اون Presence رو نداشت که شنونده احساس کنه صدا کاملا Airy است.

البته مکس Flat بودن صداش تا حدی به کارنکردنش برمیگشت و البته از نگاه من Airy نبودنش هم تا حد زیادی به آکوستیک وابسته بود اما بنظر من حتی در بهترین حالت در این دو شاخص به خارما نمیرسید.

خارما محدودیت هایی هم از نگاه من داره که من فعلا با توجه به وضعیت آکوستیکی که در اون دمو شده چیزی نمینویسم و باید خارما رو در شرایط آکوستیکی مناسب تر بشنوم تا در موردش دقیق تر نظر بدم اما جدا از این حرف ها صدای ویتوس و خارما و دی سی اس یک صدای عجیب غریب هست که ربطی به صداهای دیگه نداره.

اما در مورد ASR Emitter I که بالاخره قسمت شد بشنویم البته نه در شرکت وارد کننده اش بلکه در خانه یکی از audiophile ها که ویلسون الگزاندریا داره.

خلاصه کنم و سرتون رو درد نیارم ، ASR Emitter I و همینطور ASR Emitter II به قیمتشون وحشتناک می ارزند و محال ممکن هست شما آمپلی فایری پیدا کنید که تو این رنج قیمت چنین پاسخی به شما بده.

البته ASR Emitter در میکرو مثل ویتوس نیست و اون emotion ای که در صدای ویتوس هست در صدای ASR نیست اما چند تا حسن اساسی داره، یکی اینکه توان بیشتر این آمپلی فایر باعث میشه محدوده انتخابمون بین بلندگوها بیشتر بشه، مثلا همون ویلسون الگزاندریا با ASR صد و چهل واتی راحت تر درایو میشد تا با ویتوس 50  واتی و مهمتر اینکه استفاده از باتری یک مشکل اساسی که همه کاربران باهاش درگیرند رو حل کرده.

ASR تصویر صدایی بی اندازه عمیق (نه به معنای 3D که ویتوس و audio Note دارند) و با طول و عرض نا محدود داشت و نمیدونید این آمپلی فایر چه دریچه ای رو برای شنونده باز میکنه.

الان آرمن زنگ زد دارم میرم پیشش

بقیه اش رو فردا مینویسم

Read More

Vitus will Format your mind

دوشنبه 2 نوامبر 2009
/ / /

coltrane_supreme_small

مشکلی که الان پیش اومده اینه که کسانی که صدای ویتوس رو با خارما و دی سی اس میشنوند دیگه نمیتونند به سیستم خودشون گوش کنند.

یکی از دوستان که بعد از شنیدن این سیستم به صدای سیستم خودشون گوش دادند به من گفتند همه این صداهایی که ما میشنویم در مقایسه با اون صدا مثل اینه که روی صداهای ما انگار یک پتو انداختی اما Transparency سیستم ویتوس و خارما و دی سی اس بی اندازه بالاست تا اونجایی که باور کردنی نیست یک سیستم تا این اندازه بتونه شفاف باشه.

سیستم این دوستمون که چنین حرفی رو زدند بالای 100 هزار دلار هست!

فکر کنم هر کس دیگری اون صدا رو بشنوه دوباره ذهنش درگیره ارتقاء سیستم بشه و نتونه با سیستم خودش کنار بیاد، مطمئن باشید ویتوس نمیگذاره به راحتی صداش رو فراموش کنید.

من نشد ASR رو بشنوم اما دوستانی که شنیدند هم با تعجب در مورد صداش حرف زدند و معتقد بودند ASR یک انقلاب در صدا ایجاد میکنه و Vitus هم چنین انقلابی رو ایجاد کرد.

اگر از من در مورد این دو آمپلی فایر بپرسید میگم انتخاب بین این دو به بودجه شما، سلیقه شنیداری و نوع موسیقی که میشنوید و مهمتر از همه بلندگویی که انتخاب میکنید وابسته هست.

هم ASR رو دوست دارم و هم Vitus رو و امیدوارم روزی برسه برای ASR ما شاهد ورود Tidal باشیم و برای ویتوس شاهد ورود Marten Design Supreme و یک بلندگوی حسی مثل ESP .

آرمن عزیز میگه اتفاقی که برای Solidstate با ورود ویتوس افتاد باید در زمینه بلندگو و سورس هم بیفته و باید برندهایی وارد بشه که مثل ویتوس رقیبی در کنار خودشون نبینند.

امیدوارم اینطور بشه و این سیستم مسخره ورود برند به ایران بر مبنای مجلات عوض بشه.

Read More

Vitus killed me Last Night

سه شنبه 27 اکتبر 2009
/ / /

shahram

من دیشب نفسم حبس شده بود و بالا نمی اومد، نزدیک بود از دست برم!

این ایست قلبی نتیجه شنیدن صدای سوپر ترمپ بود با سیستم ویتوس ، خارما و دی سی اس

دارم جدی حرف میزنم…

دیشب پیش آرمن عزیز بودم که نزدیک ساعت 9 و نیم موبایلم زنگ خورد، سلام شهرام جان …

شهرام گفت سیستم از صبح روشن بوده و کار کرده و الان آماده شنیدن هست

با آرمن چند تا رکورد برداشتیم و رفتیم پیش دوستی که یک سیستم متفاوت از بقیه داره

هر بار که یک موسیقی پخش میشد انگار صدا از یک دنیای دیگه می اومد، باور کنید این صدا هیچ شباهتی به دیگر صداهایی که شنیدم نداشت، خیلی متفاوت و بی شباهت به بقیه صداها بود و شاید بهتره مثل مایک اسمش رو بگذاریم Voice of God

این صدا حتی فراتر از انتظار نهایی من از یک سیستم صوتی رویایی بود، من باور نمیکنم این صدا صدای یک سیستم صوتی باشه، ما به چیزهای دیگری عادت کردیم، ما به شنیدن Coloration های مختلف عادت کردیم و نمیتونیم باور کنیم یک سیستم صوتی میتونه تا این حد بدون دخالت خودش صدا رو پخش کنه.

صدا بقول آرمن خیلی شناور و Suspended بود، خیلی راحت و بدون مشکل نفس میزد و از پایین ترین فرکانس تا بالاترین فرکانس ما یک صدای سه بعدی ، عمیق همراه با Air دور سازها میشنیدیم، من به هیچ وجه هیچ حالت Flat ای در صدا حس نکردم حتی در ضربات و موسیقی های شلوغ و پیچیده هر سازی  فضا و Flow خودش رو داشت بدون تداخل با دیگری.

این احساس حجم داشتن و Air دور سازها بی اندازه صدا رو واقعی و باحال کرده بود، اصلا احساس پخش صدا از یک سیستم صوتی رو نداشتیم و انگار صدا تو همین اتاق نفس میکشید.

چقدر در رکورد ها چیزهای ظریفی هست که ما هیچوقت اونها رو در سیستم ها مون نمیشنویم، ویتوس در کنار خارما و دی سی اس همه اون اطلاعات رو بشکلی شفاف و راحت بالا می آورد بدون اینکه این اطلاعات حالتی lean و dry داشته باشند و همه جزئیات صدا با لطافتی وصف ناشدنی شنیده میشد و شنونده رو مجذوب خودش میکرد.

صدا نه تنها سه بعدی بود و راحت نفس میزد بلکه بافتی مخملی داشت که این Texture هیچ ربطی به بافت صداهای دیگری که از Solidstate و Digital شنیدم نداشت. انگار این صدا صدای خدا بود که از آسمان شنیده میشد، فکر کنم روز قیامت جبرئیل با ویتوس و خارما صداش برای همه پخش بشه !

صدا در عین مخملی بودن حس ای هم بود، صدا طراوت و زندگی داشت و انگار با پخش موسیقی به خونتون چیزی تزریق میشد که شما رو بیهوش میکرد، آرمن حرف خیلی جالبی زد و گفت انگار در صدا ما یک حس Unlimited داریم که نشون میده این سیستم هیچ محدودیتی رو به صدا اعمال نمیکنه و انگار هیچ سیستمی سر راه صدا نیست و فقط رکورد ها شنیده میشوند.

اتفاقا تفاوت رکورد ها هم خیلی زیاد بود ، هیچ رکوردی آزار دهنده نبود اما هر رکوردی کاملا وضعیتش تو این سیستم مشخص بود .

شاید اگر بخوام یک جمله در مورد این صدا بگم اون اینه که جز هوا واسطه ای بین شما و صدا نبود و انگار این سیستم تونسته بود کاری کنه هر جریان صدایی بصورت نفس زدن در هوا شنیده بشه و نه بصورت یک انرژی تک بعدی و خشک.

نفسم حبس شد، از شهرام یک لیوان آب خواستم، من گفتم به من چه مربوط که باید برای بقیه توضیح بدم این صدا چگونه هست، هر کی خواست خودش بره گوش بده، صدا اونقدر متفاوت هست که بهتره چیزی در موردش ننویسم و به مخاطبم پیشنهاد کنم خودش این صدا رو بشنوه.

اگر تا اندازه ای ناراحتی قلبی دارید پیشنهاد میکنم قبل از شنیدن صدا قرصاتون رو بردارید…

خوشحالم ویتوس در سیستم شهرام عزیز طوری دمو شد که آبرو و اعتبار منو خرید و نشون داد این آمپلی فایر هیچ شباهتی به آمپلی فایرهای ترانزیستوری دیگه نداره.

شهرام جان مرسی از همه چیز، خوشحالم که در این دنیای های فای شما به صدایی رسیدید که فقط میشه در رویا تصورش رو کرد.

مبارکتون باشه

Read More

Vitus is Like no Other Thing…

یکشنبه 25 اکتبر 2009
/ / /

vitus

من امروز اصلا حواسم به کار نبود ، تو اینترنت سرک میکشیدم و مطالبی در مورد ویتوس میخوندم، راستش صدایی که دیشب شنیدم هوش از سرم برد و باید دوباره اون صدا رو بشنوم و بیشتر در موردش بنویسم تا از زوایای دیگری صدا رو تجزیه تحلیل کنم.

چیزی که شاید خیلی جالب بود این بود که  ویتوس جون در دموی قبلی که با مکس بود بخاطر محدودیت شرایط دمو یکسری توانایی هاش دیده نمیشد و البته Kharma هم با مارک لوینسون همه پتانسیلش مشخص نمیشد و در دموی دیشب انگار هم Kharma یه Kharma ای دیگه بود و هم ویتوس یک ویتوس دیگه و از مجموع dCS و Vitus و Kharma صدایی شنیده میشد که به هیچ یک از صداهایی که تابحال شنیدم شباهت نداشت.

اتفاقا قبل از رفتن و شنیدن صدا از این دوستمون پرسیدم صدا چه جوری شده بهم گفتند صدا خیلی متفاوت و بی شباهت به صداهایی که تابحال شنیده اند شده.

نمیدونم دلیل متفاوت بودن این صدا اونم تا این مقیاس در مقایسه با صداهای دیگری که من شنیدم دقیقا چیه اما احساسم اینه دلیلش میتونه نداشتن Coloration در صدا باشه و همانطور که میدونید هم Kharma و هم ویتوس و هم dCS هر سه تا خیلی Pure و Neutral هستند و صدایی که از Matching این سه کامپوننت میومد بیرون یک چیز متفاوت و زیبا بود.

خوشحالم از اینکه چنین Setup ای رو در ایران شنیدم ، صدایی که تصور و معادلات ما رو از صدای ترانزیستور و دیجیتال به هم میریزه و چیزی به شما ارائه میده که هم بی اندازه زیباست و هم شباهتی به دیگر صداها نداره.

آرمن حرف جالبی میزنه ، میگه باید تصورات رو کنار گذاشت و فقط ملاک رو شنیدن قرار داد، از دور و با یک سری تئوری نمیشه فهمید یک صدا تا چه اندازه میتونه زیبا و تاثیر گذار باشه و بهتره ما صداهای متفاوت رو برای قضاوت تجربه کنیم.

من خودم باورم نمیشد تفاوت ویتوس از بقیه آمپلی فایرها تا این حد باشه و دیشب حتی بیشتر از گذشته ویتوس در کنار dCS و Kharma ثابت کرد بهترین آمپلی فایر ترانزیستوری هست که در دنیا ساخته شده.

قبلا وبلاگی پیدا کرده بودم که یکی تو جنوب شرق آسیا میگفت تنها آمپلی فایری که تونسته جای FM Acoustics رو بگیره Vitus بوده و صدای اون در عین Neutral بودن زیبا و Emotional هست.

با دوستان از حوزه استریو خارج شدیم و از جای دورتری موقع صحبت به صدا توجه میکردیم، صدا بی اندازه دوست داشتنی و گیرا بود، چیزی که عجیب بود این بود که ما کابل های برق و کابل بلندگوی در کلاس بقیه اجزاء نداشتیم و نه لرزه گیری بود، نه کابل مستقیم برق و نه dCS کار کرده بود، اسکارلاتی تازه از آکبند باز شده بود و خیلی از شرایطی که برای دمو خوب لازمه نبود اما صدا بی اندازه شنیدنی بود. این دوستمون مکانی رو دارند برای شنیدن آکوستیک و آماده میکنند که سیستم به اونجا منتقل خواهد شد و در اونجا به بقیه مسائل هم رسیدگی خواهند کرد اما حتی با همین شرایط ساده صدا خیلی عجیب غریب بود.

در flow صدا نه به هم خودگی دیده میشد، نه عدم پیوستگی و نه به هم گره خوردن، صدای پس زمینه خیلی راحت حجم پیدا میکرد و خیلی شفاف محو میشد ، این خاصیت رو کمتر آمپلی فایر ترانزیستوری در خودش داره، شاید بهتره از عبارت Volume Resolution استفاده کنم ، اولین بار کابل Cardas چنین مفهومی رو در ذهن من تداعی کرد اونم این بود که تغییرات ولوم هر استرینگ صدا خیلی شفاف و مشخص درک میشد و حتی در ولوم های خیلی پایین صدا از دست نمیرفت. ویتوس هم با Kharma خیلی در این شاخص قوی بود و احساس میکردید تغییر ولوم خیلی کوچک در هر ساز براحتی شنیده میشه.

سکوت صدا خیلی بالا بود و هیچ چیز زائد و اضافی در صدا نبود، صدا در ماکرو کاملا کنترل شده و بدون دیستورشن بود و البته در میکرو مخملی ، با حالت Sparkle و راحت.

وضوح Soundstage بالا بود و اطلاعات مربوط به مکان چشمه صدا بسیار راحت و با Focus کامل درک میشد، حرکت سورس صدا بین دو بلندگو هم بسیار راحت و بدون به هم خوردگی حس میشد، انگار ویتوس High End رو برای شنونده معنی میکرد…

Timbre صدا به یک لامپی Class A نزدیک تر بود تا به یک Solidstate Push Pull و این مشخصه از فرکانسهای پایین (قابل توجه آرمن عزیز که خیلی عاشق لامپ هست) تا بالا به یک شکل حفظ میشد و البته کندی لامپ رو نداشت، ساکسیفون بخاطر سرعت رندر خیلی Light و بقول آرمن شناور (Suspended) بود اما این سرعت timbre و decay صدا رو از حالت طبیعی خارج نمیکرد و وضوح و شفافیت رو به شکلی لامپی  و درست به شنونده میداد.

حتی در فرکانسهای بالاتر هم ما صدا رو به شکل دو بعدی و flat نمیشنیدم بلکه صدا حجم داشت و Airy پخش میشد برای همین حتی با افزایش انرژی در فرکانسهای بالا (در رکورد های بد) صدا مغز رو خسته نمیکرد.

خلاصه کنم، من هنوز باور نکردم اون صدا از یک سیستم صوتی در می آومد…

Read More

Kharma Exquisite Midi Vitus SS-101 dCS Scarlatti

یکشنبه 25 اکتبر 2009
/ / /

vitusdcskharma

دیشب صدایی شنیدم که باورش هنوز برام مشکل هست…

این دوتا عکس رو ببینید :

http://photo.hifi.ir/index.php?showimage=66

http://photo.hifi.ir/index.php?showimage=67

الان که دارم این مطلب رو مینویسم هیجان زده ام و نمیدونم باید صبر کنم و بعدا این مطلب رو بنویسم یا اینکه همین حالا از صدا بگم. فکر میکنم اگر جای من بودید همین حالا مینوشتید و احساستون رو نادیده نمیگرفتید.

صدایی که من دیشب از ست Kharma و ویتوس و اسکارلاتی شنیدم حتی با اینکه ویتوس کامل break-in نشد و اسکارلاتی هم تازه از آکبند باز شده بود باور کردنی نبود. خصوصا بعد از گذشت چند ساعت صدا گرم تر و rich تر شد و با لطف وصف ناشدنی پخش میشد.

آیا این صدا صدای یک ترانزیستور بود ؟

بنظرم نه

آیا این صدا صدای لامپ بود ؟

بنظرم نه

اولین باری که با یک آمپلی فایر لامپی، من احساس بعد در ووکال رو داشتم و صدا حالتی سه بعدی داشت Audio Note بود و دیشب اولین باری بود که یک آمپلی فایر ترازیستوری اون حالت سه بعدی رو به من میداد.

ویتوس صداش Body داشت و سه بعدی بودنش یک احساس Realness در Presence صدا رو به ما میداد. اگر چشماتون رو میبستید ووکال در خانه شما بود بدون احساس اینکه این صدا رو داره یک سیستم پخش میکنه.

صدا برخلاف بیشتر لامپی ها کاملا تحت کنترل بود و Flow صدا بدون کوچکترین تنشی با آرامش حس میشد و همه سازها بدون خطای ریتم در اتاق جاری میشدند.

صدا فوق العاده شفاف و نزدیک بود اما جزئیات زیاد صدا حالتی غیر متمرکز و جدا از هم نداشتند، شما مثل یک آمپلی فایر لامپی خوب وضوح بیشتر رو حس میکردید و این وضوح بیشتر مثل بیشتر آمپلی فایرهای ترانزیستوری با حالتی خشک و بی روح همراه نبود.

صدا فوق العاده لطیف و مخملی بود، هم Texture صدا و هم Flow صدا هیچ تنش و یا Grain ای نداشت که در دراز مدت ذهن رو متوجه یا خسته کنه.

صدای ویتوس مثل خیلی از Solidstate ها با نگاتیو فیدبک بالا حالت dark و dead نداشت، صدا زنده و Fresh بود و مثل برخورد یک نسیم مرطوب در ساحل که صورت رو نوازش میکنه و یک حس طراوت و زندگی میده گوش رو نوازش میکرد.

صدا بدون هیچ چیز اضافی پخش میشد، من هیچ Coloration ای رو همراه صدا حس نمیکردم و منو یاد تست اسکارلاتی با krell evo one انداخت، Krell Evo one با dcs Scarlatti خیلی Neutral و Pure بود و ویتوس هم با Scarlatti همین خلوص رو داشت اما هیچ آمپلی فایر Solidstate ای تا این لحظه صدایی به زیبایی و لطافت ویتوس رو به من نداده.

چه در ضربات و Attack ها و چه در کشیدن انرژی در فرکانسهای پایین صدا هم کنترل شده بود و در عین جداسازی اون حالت Integrity رو حفظ میکرد.

من هنوز باورم نمیشه صدایی که دیشب شنیدم رو یک سیستم صوتی اونم از نوع نرانزیستوری با سورس دیجیتال برام پخش میکرد؟!!!

این صدا منتظر دو چیز هست یکی Cabling Jorma Prime و دیگری یک آکوستیک خوب (هر دوتاش در دست اقدام هست) تا بهترین صدایی باشه که در ایران شنیده میشه …

از این دوست خوبمون خیلی خیلی تشکر میکنم و بهشون تبریک میگم خوشحالم که در ایران چنین سیستمی جمع شده .

ادامه دارد…

Read More

ساعاتی با Sonus Faber Stradivari در کنار یک دوست خوب

یکشنبه 27 سپتامبر 2009
/ / /

stradivari

اول از آرمن عزیز تشکر کنم که باعث آشنایی من با یک دوست خوب شد که آشنایی با ایشان خیلی برام با ارزش هست و خوشحالم که های فای باعث شده با کسانی آشنا بشم که هم چیزهای زیادی ازشون یاد میگیرم و هم فرصتی دست میده برای تبادل افکار و تجربیات.

این دوست خوبمون سالهاست که بشکل حرفه ای نوازنده سازهایی چون پیانو، گیتار آکوستیک، گیتار بیس و درام هستند و جالب تر اینکه در کنار سالها نوازندگی حرفه ای، ایشان در زمینه مهندسی صدا مانند صدابرداری در فضای باز و استودیو و نیز میکس و مسترینگ و … دارای تخصص و تجربه بالایی هستند.

یعنی هم درک بالایی از موسیقی دارند و هم گوش ایشان با مسائل تخصصی مربوط به خود صدا آشناست ، جمع شدن همه این تخصص ها در یکجا رو من در کسی تا به امروز ندیدم. این برخورد ها خیلی ارزشمند هست و من خوشحالم این افتخار رو داشتم که میهمان ایشان باشم و صدای سیستم صوتی ایشان رو بشنوم.

باید اعتراف کنم من مدتی است که خیلی از مغزم برای آنالیز صدا کار نمیکشم و طبیعتا خیلی هم تحلیل نمینویسم، البته اونجا من با خودم رکورد نبرده بودم و بیشتر علاقه مند بودم با این دوستمون گپ بزنم.

سیستم به شرح زیر بود:

Accuphase DP-67 CD Player

Accuphase C-275 Pre Amplifier

Accuphase A-60 Power Amplifier

Sonus Faber Stradivari 3way Loudspeaker

Van den hul Interconnect & Speaker Cable

بنظرم فضای آکوستیکی بهتر از جاهای معمول دیگری که صدا میشنوم بود و بعد از یک ساعت که سیستم گرم شده بود صدایی ملایم شنیده میشد. سونوس فابر از درایورهای خوبی استفاده کرده بود، هم بنظر سریع پاسخ میدادند و هم صدایی باز و neutral داشتند. خود بلندگو برای تنفس و محو شدن در فضا نیاز به جابجایی و یا شایدم فضای بهتری داشت و مطمئنا با جابجایی مکان بلندگو اتفاقات خیلی خوبی میفتاد.

جابجایی بلندگو برای بهتر کردن وضعیت کار راحتی نیست و شاید هر کسی تو خونش بالای چند ماه وقت صرف کنه تا به این نقطه خیلی خوب برسه و نمیشد در اون چند ساعت یک نقطه خیلی خوب پیدا کرد.

بلندگو به نظر ایشان کمی در ناحیه Mid bass کاهش انرژی داشت و البته با کاهش فرکانس انرژی بیشتر میشد که آرمن هم همین نظر رو داشت و حس میکرد کمی در ناحیه Midbass و زیر فرکانس قطع کراس آور انرژی کمتری داریم.

این دوست خوبمون گوششون خیلی به Timbre صدا حساس هست و خیلی راحت صدای انواع پیانو ها و یا نوع نوازندگی نوازنده ها رو تشخیص میدهند و معتقدند یک سیستم صوتی باید دقت خوبی در بازسازی این شاخص صدا داشته باشد.

ایشان در ضبط های سر صحنه حضور دارند و با اکولایز کردن صدا خروجی را تا حد ممکن به صدای واقعی نزدیک میکنند و برای همین است که وقتی بلندگویی را میشنوند خیلی سریع تشخیص میدهند آن بلندگو از لحاظ تونالیته چقدر پاسخ همواری دارد.

تجربیات بسیار زیاد ایشان در زمینه صدا برداری، تدوین و میکس و شنیدن اجراهای زنده این حافظه شنیداری را به ایشان داده که حتی وقتی رکوردی را میشنوند تشخیص دهند مثلا در فلان لحظه مهندس صدا از کمپرسور استفاده کرده و یا بطور کلی چه تغییری روی صدا داده است.

واقعا بخش رکورد هم دنیایی دارد که ما از آن بیخبریم و بقول آقای مهرداد جالب میشد اگر تجربیاتی هم در آن بخش بدست می آوردیم.

نکته ای که باید بهش اشاره کنم این بود که آکوفیض پاسخ بهتری در سیستم مبتنی بر خودش دارد و اگر کل سیستم را آکوفیض جمع کنیم از آکوفیض صدای نسبتا بهتری میشنویم تا از هر یک از کامپوننت های آن جدا استفاده کنیم. مثلا همین Accuphase A-50v با Pre Air tight و یا Krell اون سازگاری لازم رو نداره اما با Pre و سورس خودش وضعیت بهتری پیدا میکنه و صدای یکدستی به ما میده.

خیلی از برندها همیجوری هستند مثلا Linn هم خیلی تو سیستم خودش بهتر صدا میده اما برخی برندها هم خیلی حساسیت ندارند و در سیستم های بیشتری پاسخ مناسبی دارند و آکوفیض جزو دسته دوم هست.

دیدار خوبی بود و بهمن خیلی خوش گذشت و لازمه از این دوست خوبمون و آرمن عزیز بسیار بسیار تشکر کنم.

بزودی یک خبر جالب بهتون میدم

خوش باشید

Read More